به پرتال ثبت شرکت ارشیا خوش آمدید امروز : یکشنبه ، 24 خرداد 1405
ثبت شرکت

جستجو در سایت

پلمپ دفاتر 1396

انجمن ثبت شرکت ایران

ثبت شرکت در سراسر ایران :
موضوع مناسب برای ثبت شرکتها

سایر امور ثبتی :
ثبت برند در تهران
سایر محلات تهران

گزارش حسابرسان

 

ثبت محدود- ثبت تعاونی- تغییرات - ثبت شرکت –تغییرات خاص –تغییرات محدود – صورتجلسات – پلمپ دفاتر
صرفه جویی در زمان و هزینه با ثبت شرکت ارشیا

 

 

 

 

گزارش حسابرسان

 

محصول نهائی فرایند حسابرسی گزارش حسابرسی می باشد . گزارش حسابرسی در نوع مقبول و استاندارد آن تعریف می شود و به صورت مشروط یا اظهار نظر مردود و یا عدم اظهار نظر اصلاح می شود .

گزارش حسابرس مستقل :

ترازنامه شرکت نمونه در تاریخ 29/12/83و صورتهای سود و زیان وجوه نقدآن برای سال منتهی به تاریخ مزبور همراه با یاداشتهای توضیحی 1 - تایید پیوست که توسط هیات مدیره تهیه و تایید شده مورد حسابرسی این موسسه اظهار نظر نسبت به صورتهای مالی مزبور بر اساس حسابرسی انجام شده است

حسابرسی این موسسه بر اساس استانداردهای حسابرسی انجام شده است. استانداردهای مزبور ایجاب می کند که این موسسه حسابرسی را چنان برنامه ریزی و اجرا کند که از نبود اشتباه یا با تعریضی با اهمیت در صورتهای مالی اطمینانی معقول به دست می آورد .

حسابرسی از جمله شامل رسیدگی نمونه ای به شواهد و مدارک می تواند مبالغ و اطلاعات مندرج در صورتهای مالی است رابه گونه ای که همراه با سایر رسیدگی ها مبنای معقول برای اظهار نظر نسبت به صورتهای مالی فراهم آورد .

به نظر این موسسه صورتهای مالی یاد شده در بالا وضعیت مالی شرکت نمونه در تاریخ 29/12/83 و نتایج عملیات و جریان وجوه نقد آن را برای سال مالی منتهی به تاریخ مزبور از تمام جهات با اهمیت طبق استانداردهای حسابداری به نحو مطلوب نشان می دهد .

نکات گزارش حسابرسی

1- اجزاء اصلی گزارش حسابرسی طبق استاندارد شماره 70 گزارش حسابرسی

الف :عنوان

ب : مخاطب گزارش

پ : بند مقدمه شامل : 1- مشخص کردن عناوین صورتهای مالی حسابرسی شده 2- مشخص کردن مسئولیت واحد مورد رسیدگی و مسئولیت حسابرس

ت : بند دامنه رسیدگی شامل 1 - اشاره به استانداردهای حسابرسی 2 - اشاره به اهم کارهای انجام شده توسط حسابرس

ث : بند اظهار نظر درباره صورتهای مالی که اشاره به استانداردهای پذیرفته شده حسابداری دارد

ج : تاریخ گزارش

چ : نشانی حسابرس

ح : امضاء حسابرس

2- نوشتن گزارش حسابرسی به عنوان آخرین مرحله فرایند حسابرسی شناخته می شود با توجه به بند مقدمه مسئولیت تهیه و تایید صورتهای مالی با مدیریت شرکت است و مسئولیت حسابرس اظهار نظر حرفه ای نسبت به صورتهای مالی لست .

3- باید توجه داشته باشیم که گزارش حسابرسی مدرکی جدا از صورتهای مالی شرکت است

4-حسابرسان درباره مدارک یا دفاتر و یا سایر اسناد و مدارک مالی شرکت صراحتاً اظهار نظر نمی کنند. بلکه آنچه به صراحت آن تاکید دارند اظهار نظر نسبت به صورتهای مالی شرکت است . استفاده از واژه با اهمیت به این معنا است که حسابرسان در طی رسیدگی های خود فقط به اقلام با اهمیت توجه کرده اند .

اهمیت :

اهمیت بستگی به ماهیت و مبلغ یک رویداد مالی دارد . در مورد مبلغ توجه به این نکته ضروری است که آستانه مبلغ همان عدد ریالی تأثیرگذار بر تصمیم استفاده کننده از صورتهای مالی است . مثلاً در یک شرکت که جمع فروش آن 500000000 ریال بوده است . پیدا کردن اشتباه به مبلغ 500000 ریال در فاکتورهای فروش منطقاً نمی تواند عاملی تاثیرگذاربر تصمیمات استفاده کننده باشد .

در مورد بحث اهمیت موضوع ماهیت یک قلم(رویداد مالی ) به این نکته اشاره می کنیم که برخی از رویدادهای مالی یک شرکت (می تواندغیر مالی باشد)با توجه به ماهیت آن که می تواند احتمال تقلب ، سوء استفاده و... را درباره مدیریت شرکت روشن سازد افشای آن بدون توجه به اهمیت ریالی لازم است مثلا معاملات با اشخاص وابسته

انواع گزارشهای حسابرسی :

1- گزارش مقبول یا استاندارد :

عبارتست از گزارشی که در آن بدون هیچ بند شرط نسبت به مطلوبیت ارائه صورتهای مالی اشاره شده است. زمانی که حسابرس کمیت و کیفیت شواهدحسابرسی را تأیید کند(مورد قبول او واقع شود) و دامنه رسیدگی را مطلوب ارزیابی نماید نسبت به صدور چنین گزارشی اقدام می نماید .

2- اظهارنظر مشروط :

زمانی است که حسابرس به موارد عدم رعایت استانداردهای پذیرفته شده حسابداری برخورد می کند اما این تحریف یا عدم رعایت آنقدر اساسی ومهم نیست که اظهار نظر مردود نماید.در این حالت حسابرس با اضافه کردن عبارات توضیحی بیشتر در متن گزارش حسابرسی این موارد را جهت اطلاع استفاده کنندگان از صورتهای مالی بیان می کند .

3- اظهارنظر مردود :

زمانی است که عدم رعایت یا تحریف استانداردهای پذیرفته شده حسابداری به گونه ای باشد که بطور کلی مطلوبیت ارائه را مخدوش می کند . (بسیار با اهمیت و اساسی )

4- عدم اظهار نظر :

زمانی است که محدودیت بسیار اساسی و با اهمیت در اجرای حسابرسی در مقابل حسابرس بوجود می آید .

مخارج (هزینه های ) حسابرسی :

هزینه های حسابرسی باید بر اساس ساعات کارکرد حسابرسان در شرکت و به تناسب پیشرفت کار محاسبه و پرداخت شوند. هزینه های دیگر از جمله ایاب و ذهاب پذیرائی و تشریفات و...طبق توافق یا قرارداد حسابرسی بین حسابرس و شرکت مورد رسیدگی مورد توافق قرار می گیرد

 


اینکوترمز-مفید و مختصر INCOTERMS in brief

 

هدیه ویژه طراحی سایت
ثبت شرکت – ثبت محدود-پلمپ دفاتر –کد اقتصادی –حسابداری

 

اینکوترمز-مفید و مختصر INCOTERMS in brief

 

 

 

 

تحویل در محل کار (... محل نامبرده شده یا آدرس فروشنده)

  تحویل در محل کار بدین معنی  است که تحویل کالا توسط فروشنده زمانی انجام می پذیرد که کالا را در محل خود یا جای تعیین شده دیگری (محل کار، کارخانه، انبار و غیره) بدون انجام ترخیص کالا جهت صادرات و بدون بارگیری روی وسیله حمل مربوطه، در اختیار خریدار قرار می دهد.
بنابراین، این اصطلاح دارای حداقل تعهدات برای فروشنده می باشد و خریدار باید تمام هزینه ها و مخاطرات بردن کالا از محل فروشنده را تقبل نماید.
در هر صورت اگر طرفین قرارداد بخواهند که فروشنده مسئول بارگیری کالا جهت حمل و حرکت باشد و مسئولیت ها و همه هزینه های بارگیری را تقبل نماید، این موضوع می باید از طریق اضافه نمودن عبارت واضحی با همین مفهوم در قرارداد فروش، مشخص گردد. این اصطلاح نباید هنگامی که خریدار قادر به انجام مستقیم یا غیرمستقیم تشریفات گمرکی نمی باشد، به کار برده شود. در چنین مواردی باید، اصطلاح 
FCA به کار برده شود، مشروط به اینکه فروشنده توافق نماید که بارگیری را با مسئولیت و هزینه خود انجام خواهد داد.

 

 

  FCA : تحویل به حمل کننده (... در محل نام برده شده)

  تحویل به حمل کننده به این معنی است که فروشنده کالا را ترخیص شده جهت صادرات، در محل نامبرده شده به حمل کننده ای که توسط خریدار تعیین شده تحویل می نماید. باید توجه شود که محل انتخاب شده جهت تحویل در مسئولیت های بارگیری و تخلیه کالا (در آن محل) تاثیر دارد. اگر تحویل در محل (ساختمان) فروشنده  انجام شود، فروشنده مسئول بارگیری است.
اگر تحویل در محل دیگری انجام شود، فروشنده مسئول تخلیه نمی باشد. این اصطلاح را می توان بدون توجه به نوع یا شیوه حمل، از جمله حمل مرکب، به کار برد.
حمل کننده عبارت است از هر شخصی که در قرارداد حمل انجام حمل یا تدارک انجام حمل از طریق راه آهن، جاده، هوا، دریا، آبراه داخلی یا ترکیبی از این طرق را به عهده می گیرد.
اگر خریدار شخص دیگری را غیر از حمل کننده جهت دریافت کالا تعیین نماید، زمانی که کالا به آن فرد تحویل شود، مسئولیت فروشنده در قبال تحویل کالا انجام شده تلقی می گردد.

 

 

  FAS : تحویل در کنار کشتی (... بندر بارگیری نامبرده شده)

  تحویل درکنار کشتی به این معنی است که تحویل کالا توسط فروشنده، زمانی انجام می شود   که کالا در کنار کشتی در بندر بارگیری نامبرده قرار می گیرد. یعنی خریدار مجبور است که همه هزینه ها و مسئولیت های مفقود شدن یا خسارت دیدن کالا را از آن لحظه متقبل شود.
اصطلاح  تحویل در کنار کشتی فروشنده را ملزم به ترخیص کالا جهت صادرات می نماید.
این بر خلاف نسخه های قبلی اینکوترمز می باشد که در آنها خریدار را ملزم به تدارک ترخیص جهت صادرات می نمود.
با وجود این، اگر طرفین بخواهند که خریدار کالا را جهت صادرات ترخیص نماید، این موضوع باید با اضافه نمودن عبارات واضحی با همین مفهوم  در قرارداد فروش، مشخص گردد.
این اصطلاح را می توان فقط برای حمل دریایی یا حمل از طریق آبراه داخلی به کار برد.

 

 

  FOB: تحویل روی کشتی (... بندر بارگیری یا حمل نامبرده شده)

  تحویل روی کشتی به این معنی است که تحویل کالا توسط فروشنده زمانی انجام می پذیرد که کالا از لبه(نرده)  کشتی در بندر بارگیری نامبرده بگذرد. یعنی خریدار مجبور است که همه هزینه ها و مسئولیت های مفقود شدن یا خسارت دیدن کالا را از آن نقطه متقبل شود. اصطلاح FOB فروشنده را ملزم به ترخیص کالا جهت صادرات می نماید. این اصطلاح را می توان فقط برای حمل دریایی یا حمل از طریق آبراه داخلی به کار برد. اگر طرفین قرارداد قصد ندارند که تحویل کالا از روی لبه (نرده) کشتی صورت پذیرد، باید اصطلاح FCA به کار برده شود.

 

 

  CFR : هزینه و کرایه حمل (... بندر مقصد نامبرده شده )

  هزینه و کرایه حمل به این معنی است که تحویل کالا توسط فروشنده زمانی انجام می شود که کالا از لبه(نرده) کشتی در بندر حمل(بارگیری) بگذرد. فروشنده باید هزینه ها و کرایه حمل لازم جهت آوردن کالا به بندر مقصد نامبرده را بپردازد، اما مسئولیت مفقود شدن یا خسارت دیدن کالا، همچنین هر هزینه اضافی به علت وقایع حادث پس از زمان تحویل(موقع برگشت کالا از لبه کشتی)، از فروشنده به خریدار انتقال می یابد.
اصطلاح
CFR
فروشنده را ملزم به ترخیص کالا جهت صادرات می نماید.
این اصطلاح را می توان فقط برای حمل دریایی یا حمل از طریق آبراه داخلی به کار برد. اگر طرفین قرارداد قصد ندارند که تحویل کالا از روی لبه (نرده) کشتی صورت پذیرد، باید اصطلاح
CPT به کار برده شود.

 

  CIF : هزینه، بیمه و کرایه حمل (... بندر مقصد نامبرده شده)

  هزینه، بیمه و کرایه حمل با این معنی است که تحویل کالا توسط فروشنده زمانی انجام می شود که کالا از لبه(نرده) کشتی در بندر حمل (بارگیری) بگذرد.
فروشنده باید هزینه ها و کرایه حمل لازم جهت آوردن کالا به بندر مقصد نامبرده را بپردازد، اما مسئولیت مفقود شدن یا خسارت دیدن کالا، همچنین هر هزینه اضافی به علت وقایع حادث پس از زمان تحویل (موقع گذشتن کالا از لبه کشتی) از فروشنده به خریدار انتقال می یابد.
به هر حال، در اصطلاح
CIF
فروشنده همچنین می باید بیمه نامه دریایی تهیه و خریدار را در مقابل خطرات مفقود شدن یا صدمه دیدن کالا در حین حمل بیمه نماید.
در نتیجه فروشنده قرارداد بیمه را منعقد و حق بیمه را می پردازد. خریدار باید توجه داشته باشد که در اصطلاح
CIF
فروشنده فقط ملزم به تهیه حداقل پوشش بیمه می باشد. اگر خریدار بخواهد که از حمایت پوشش بیمه بیشتری برخوردار باشد، یا باید صراحتا با فروشنده تا حد لازم (پوشش بیمه) به توافق برسد یا خود مبادرت به فراهم آوردن بیمه اضافی نماید.
اصطلاح
CIF
فروشنده را ملزم به ترخیص کالا جهت صادرات می نماید .
این اصطلاح را می توان فقط برای حمل دریایی یا حمل از طریق آبراه داخلی به کار برد. اگر طرفین قرارداد قصد ندارند که تحویل کالا از روی لبه(نرده) کشتی صورت پذیرد، باید اصطلاح
CIP به کار برده شود.

 

  CPT : کرایه حمل پرداخت شده تا (... محل مقصد نامبرده شده)

  کرایه حمل پرداخت شده تا... به این معنی است که فروشنده کالا را به حمل کننده ای که خود او را تعیین نموده، تحویل می نماید، ولی فروشنده می باید علاوه بر این هزینه حمل لازم جهت آوردن کالا به مقصد نامبرده را بپردازد.یعنی اینکه خریدار همه مسئولیت ها و هر هزینه دیگری که پس از تحویل کالا(به شرح فوق)حادثشود را تقبل می نماید.
حمل کننده عبارت است از هر شخصی که در قرارداد حمل، انجام حمل یا تدارک انجام حمل از طریق راه آهن، جاده، هوا، دریا، آبراه داخلی یا ترکیبی از این طرق را به عهده می گیرد.
اگر بعدا حمل کنندگانی جهت حمل(کالا) به مقصد مورد توافق به کار گرفته شوند، مسئولیت فروشنده زمانی که کالا به اولین حمل کننده تحویل داده شد، (به خریدار) انتقال می یابد.
اصطلاح
CPT
فروشنده را ملزم به ترخیص کالا جهت صادرات می نماید.
این اصطلاح را می توان بدون توجه به نوع یا شیوه حمل، از جمله حمل مرکب، به کار برد.

 

  CIP: کرایه حمل و بیمه پرداخت شده تا (... محل مقصد نامبرده شده)

  کرایه حمل و بیمه پرداخت شده تا... به این معنی است که فروشنده کالا را به حمل کننده ای که خود او تعیین نموده، تحویل می نماید، ولی فروشنده می باید علاوه بر این، هزینه حمل لازم جهت آوردن کالا به مقصد نامبرده را بپردازد. یعنی اینکه خریدار همه مسئولیت ها و هر هزینه دیگری که پس از تحویل کالا(به شرح فوق) حادث شود را تقبل می نماید. با وجود این در اصطلاح CIP فروشنده همچنین می باید بیمه نامه ای تهیه و خریدار را در مقابل  خطرات مفقود شدن یا صدمه دیدن کالا در حین حمل بیمه نماید.
در نتیجه فروشنده قرارداد بیمه را منعقد و حق بیمه را می پردازد.
خریدار باید توجه داشته باشد که در اصطلاح
CIP
فروشنده فقط ملزم به تهیه حداقل پوشش بیمه می باشد. اگر خریدار بخواهد که از حمایت پوشش بیمه بیشتری برخودار باشد، یا می باید صراحتا با فروشنده تا حد لازم (پوشش بیمه) به توافق برسد یا خود مبادرت به فراهم نمودن بیمه اضافی نماید.
حمل کننده عبارت است از هر شخصی که در قرارداد حمل یا انجام حمل یا تدارک انجام حمل از طریق راه آهن، جاده، هوا، دریا، آبراه داخلی یا ترکیبی از این طرق را به عهده می گیرد.
اگر متعاقبا حمل کنندگانی جهت حمل(کالا) به مقصد مورد توافق به کار گرفته شوند، مسئولیت فروشنده زمانی که کالا به اولین حمل کننده تحویل داده شد، (به خریدار) انتقال می یابد.
اصطلاح
CIP
فروشنده را ملزم به ترخیص کالا جهت صادرات می نماید.
این اصطلاح را می توان بدون توجه به نوع یا شیوه حمل، از جمله حمل مرکب، به کار برد.

 

 

  DAF : تحویل در مرز (... محل نامبرده شده)

  تحویل در مرز به این معنی است که تحویل کالا توسط فروشنده زمانی انجام می پذیرد که کالا روی وسیله حمل آورنده کالا، تخلیه نشده،  جهت صادرات ترخیص شده در مرز، ولی قبل از مرز گمرک کشور مجاور، در اختیار خریدار قرار گیرد. اصطلاح مرز می تواند برای هر مرزی از جمله مرز کشور صادر کننده به کار برده شود. بنابراین این موضوع از اهمیت خیلی زیادی برخوردار است که مرز موردنظر همیشه با ذکر نقطه و محل دقیقا در اصطلاح مشخص گردد.
با وجود این اگر طرفین قرارداد بخواهند که فروشنده مسئول تخلیه کالا از وسیله حمل آورنده آن باشد و مسئولیت ها و هزینه های تخلیه را تقبل نماید، این مطلب باید از طریق اضافه نمودن کلمات واضح و دارای همین مفهوم، در قرارداد فروش تصریح گردد.
این اصطلاح را می توان بدون توجه به نوع وسیله حمل موقعی که قرار است کالا در مرز زمینی تحویل گردد، به کار برد. زمانی که قرار است تحویل در بندر مقصد، روی کشتی یا در اسکله(بارانداز) صورت پذیرد، باید اصطلاح
DES یا DEQ به کار برده شود.

 

 

  DES : تحویل در کشتی (... بندر مقصد نامبرده شده)  

  تحویل در کشتی به این معنی است که فروشنده تحویل کالا را وقتی انجام می دهد که کالا روی کشتی بدون انجام ترخیص جهت واردات در بندر مقصد نامبرده در اختیار خریدار قرار گیرد. فروشنده می باید همه هزینه ها و مسئولیت های مربوط به آوردن کالا به بندر مقصد نامبرده را تا قیل از تخلیه متقبل شود. اگر طرفین قرارداد بخواهند که فروشنده هزینه ها و مسئولیت های تخلیه کالا را به عهده بگیرد، آن ن وقت باید اصطلاح DEQ به کار برده شود.
این اصطلاح فقط موقعی به کار برده می شود که قرار است (کالا) از طریق دریا یا آبراه داخلی یا حمل مرکب، روی کشتی، روی کشتی در بندر مقصد تحویل گردد.

 

 

  DEQ : تحویل در اسکله (... در بندر مقصد نامبرده شده)

  تحویل در اسکله به این معنی است که فروشنده تحویل کالا را وقتی انجام می دهد که کالا بدون انجام ترخیص جهت واردات روی اسکله (بارانداز) در بندر مقصد نامبرده در اختیار خریدار قرار گیرد. فروشنده می باید  همه هزینه ها ومسئولیت های مربوط به آوردن  کالا به بندر مقصد  نامبرده و تخلیه کالا روی اسکله (بارانداز) را تقبل نماید. اصطلاح DEQ خریدار را ملزم می نماید که کالا را جهت واردات ترخیص نموده و همه مبالغ مربوط به تشریفات(گمرکی)، عوارض، مالیات ها و سایر هزینه های واردات کالا را بپردازد.
این برخلاف نسخه های قبلی اینکوترمز می باشد که در آنها فروشنده راملزم به تدارک ترخیص جهت واردات می
نمود.
اگر طرفین قرارداد بخواهند که همه هزینه ها یا مقداری از هزینه های قابل پرداخت در زمان ورود کالا را در تعهدات فروشنده منظور نمایند، این مطلب باید با اضافه نمودن کلمات صریح دارای همین مفهوم در قرارداد فروش به طور واضح ذکر گردد.
این اصطلاح فقط موقعی می تواند به کار برده شود که قرار است کالا از طریق دریا یا آبراه داخلی یا حمل مرکب و از کشتی در اسکله(بارانداز) بندر مقصد تخلیه گردد. با وجود این اگر طرفین قرارداد بخواهند که مسئولیت ها و هزینه های جابجایی کالا از اسکله به محل دیگر (انبار، پایانه، ایستگاه حمل و غیره) در بندر یا خارج از بندر را در تعهدات فروشنده بگنجانند، باید اصطلاح
DDU یا DDP به کار

برده شود.   

 

  DDU :تحویل حقوق و عوارض گمرکی پرداخت نشده(... محل مقصدنامبرده شده)

  تحویل عوارض گمرکی پرداخت نشده به این معنی است که فروشنده کالا را برای واردات ترخیص نشده و از وسیله نقلیه آورنده کالا تخلیه نشده در محل مقصد نامبرده به خریدار تحویل می دهد. فروشنده می باید هزینه ها و مسئولیت های مربوط به آوردن کالا تا آنجا، به غیراز هزینه های  هرگونه حقوق و عوارض قابل اعمال(که این اصطلاح مشمول مسئولیت آن می شود و مخاطرات مربوط  به انجام تشریفات گمرکی و پرداخت تشریفات گمرکی، عوارض گمرکی، مالیت ها و هزینه های دیگر) جهت واردات(کالا) به کشور مقصد را تقبل کند. این حقوق و عوارض و همچنین هزینه ها و مخاطرات ناشی از قصور خریدار در ترخیص به موقع کالا جهت واردات باید توسط خریدار تقبل شود.
با وجود این، اگر طرفین قرارداد بخواهند که فروشنده تشریفات گمرکی را انجام دهد و هزینه ها و مسئولیت های ناشی از آن و همچنین بعضی از هزینه های قابل پرداخت مربوط به واردات کالا را تقبل نماید، این مطلب می باید با اضافه نمودن کلمات صریح دارای همین مفهوم در قرارداد فروش به طور واضح ذکر گردد.
این اصطلاح را می توان بدون توجه به نوع حمل به کار برد اما زمانی که قرار است تحویل در بندر مقصد روی کشتی یا دراسکله(بارانداز)  انجام پذیرد، باید اصطلاح
DES یا DEQ به کار برده شود.

  DDP :تحویل حقوق و عوارض گمرکی پرداخت شده (... محل مقصدنامبرده شده)

  تحویل عوارض پرداخت شده به این معنی است که فروشنده کالا را برای واردات ترخیص شده و از وسیله نقلیه آورنده کالا تخلیه نشده در محل مقصد به خریدار تحویل می دهد. فروشنده می باید هزینه ها و مسئولیت های مربوط به آوردن کالا تا آنجا، از جمله هزینه های هرگونه حقوق و عوارض قابل اعمال (که این اصطلاح مشمول مسئولیت آن می شد و مخاطرات مربوط به تشریفات گمرکی و پرداخت تشریفات گمرکی، عوارض گمرکی، مالیت ها و هزینه های دیگر) جهت واردات(کالا) به کشور مقصد را تقبل نماید.
در حالی که اصطلاح
EXW دلات بر حداقل تعهدات برای فروشنده دارد، اصطلاح DDP دلالت بر حداکثر تعهدات برای فروشنده دارد.
اگر فروشنده به صورت مستقیم یا غیر مستقیم قادر به گرفتن مجوز واردات نمی باشد، این اصطلاح نباید به کار برده  شود . با وجود این اگر طرفین قرارداد بخواهند بعضی از هزینه های قابل پرداخت جهت واردات کالا (ماننده مالیات ارزش افزوده یا
VAT) را از تعهدات فروشنده مستثنی کنند، این مطلب باید با اضافه نمودن کلمات صریح دارای همین مفهوم در قرارداد فروش به طور واضح ذکر گردد. اگر طرفین قرارداد بخواهند که خریدار همه هزینه ها و مسئولیت های واردات را تقبل نماید، باید اصطلاح DDU
به کار برده شود.
این اصطلاح را می توان بدون توجه به نوع حمل به کار برد اما زمانی که قرار است تحویل در بندر مقصد روی کشتی یا در اسکله(بارانداز) انجام پذیرد، باید اصطلاح
DES یا DEQ به کار برده شود.

اینکوترمز-INTERNATIONAL COMMERCIAL TERMS

incoterms و اینکوترمز

 

اینکو ترمز یک کلمه مرکب است که از ترکیب سه کلمه انگلیسی (International Commercial Terms) به معنی اصطلاحات بین المللی بازرگانی تشکیل شده است و به صورت گسترده ای مورد استفاده قرار می گیرد.این اصطلاحات برای تفکیک هزینه ها و مسئولیتها بین فروشنده و خریدار استفاده می شود.

اینکو ترمز به مسائل مرتبط با حمل کالا از فروشنده به خریدار پاسخ می دهد.مسائلی شامل حمل کالاها ، ترخیص کالاها ، واردات و صادرات کالاها ، اینکه چه کسی مسئول پرداخت می باشد و اینکه ریسک جابجایی و انتقال کالا در مراحل مختلف حمل بر عهده چه کسی می باشد. اصطلاحات مختلف اینکوترمز(Incoterms) معمولأ با ذکر مکانهای جغرافیایی مورد استفاده قرار می گیرد نه عناوین مرتبط با جابجایی. اینکو ترمز توسط اطاق بازرگانی بین المللی Internationa Chamber Of Commerce تهیه و تدوین شده است. اینکوترمز به چهار گروه زیر با اصطلاحات وابسته به هر گروه تقسیم شده است.

 

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره 09128069819 و یا با ایمیل info@arshiyagroup.ir تماس حاصل فرمایید

 


دلایل رشد اقتصادی پایین در ایران و ارائه چند راهکار

خبرگزاری فارس: دلایل رشد اقتصادی پایین در ایران و ارائه چند راهکار
 

 

دلایل رشد اقتصادی پایین در ایران و ارائه چند راهکار

 

بنا بر سند چشم‌انداز بیست‌ساله‌ی کشور، دستیابی به قدرت اول اقتصادی منطقه در افق 1404 نیازمند تحقق متوسط رشد سالانه هشت درصد است؛ به گونه‌ای که در یک رقابت منطقه‌ای قادر باشیم به قدرت اول اقتصادی منطقه مبدل شویم. این در حالی است که با مروری بر آمار منتشره، شاهد رشد متوسط 5/4 درصد در برنامه‌ی چهارم توسعه و نیز رشدهای منفی در سال‌های پس از آن هستیم که البته فاصله‌ی معنا‌داری با رشد اقتصادی دارد.

در توضیح آن می‌توان مواردی نظیر کاهش تولید و فروش نفت، کاهش سرمایه‌گذاری‌های دولتی، بی‌اعتمادی به سیاست‌گذاری‌ها، رشد بی‌ثبات حجم نقدینگی، سیاست خارجی پُرتنش و تغییرات نرخ ارز به ویژه در چند سال گذشته را نام برد.

همچنین بررسی پیامدهای کاهش رشد اقتصادی نشان می‌دهد که تهدید معیشت و عدم ایجاد اشتغال از ناحیه‌‌ی بی‌ثباتی‌های اقتصادی و کاهش تولیدات صنعتی، مهم‌ترین این تبعات است که ضروری است کنترل عوامل مؤثر بر رشد اقتصادی به عنوان یک هدف اولویت‌دار بیش از پیش در صدر اهداف اقتصاد کلان قرار گیرد و سیاست‌هایی اتخاذ گردد که افزایش تولید و کاهش نرخ تورم را به دنبال داشته باشد.

میزان افزایش تولید ناخالص داخلی یا به عبارتی نرخ رشد اقتصادی، از مهم‌ترین شاخص‌های عملکردی اقتصاد کلان به شمار می‌رود. همچنین از آنجا که تولید ناخالص داخلی بیانگر میزان متوسط رفاه اقتصادی افراد جامعه است، لکن نرخ رشد اقتصادی، سرعت بهبود یا کاهش سطح رفاه و برخورداری مردم را نشان می‌دهد؛ از دهه‌های اخیر تا به امروز دستیابی به رشد اقتصادی مطلوب، همان طور که در اسناد بالادستی و برنامه‌های میان‌مدت توسعه نیز مد نظر بوده، همواره در زمره‌ی مهم‌ترین دغدغه‌های اقتصاددانان و سیاست‌مداران کشور قرار داشته است.

عوامل متعددی بر رشد اقتصادی تأثیرگذار هستند که برخی از این عوامل تأثیر مثبت و برخی دیگر نیز تأثیر منفی از خود به جای می‌گذارند. به عنوان مثال، سرمایه‌گذاری، افزایش بهره‌وری نیروی کار و ارتقای سطح تکنولوژی، تأثیر مثبت و تقویت‌کننده داشته است و در مقابل نیز تورم از طریق آثار نامطلوب خود بر کارکرد نظام قیمت‌ها، از یک طرف موجب کاهش ارزش پول ملی و از سوی دیگر، موجب فرار سرمایه از بخش‌های واقعی به سمت فعالیت‌های سفته‌بازی و در نهایت کند شدن رشد اقتصادی می‌شود.

با عنایت به اهمیت میزان تولید و رشد اقتصادی در هر جامعه، دستیابی به تولید بیشتر و نرخ رشد بالاتر همواره دغدغه‌ی دولت‌ها و ملت‌ها بوده است. در گزارش حاضر، از یک سو، به بررسی عملکرد اقتصاد ایران در زمینه‌ی شاخص رشد اقتصادی در دهه‌ی اخیر می‌پردازیم و از سوی دیگر، عوامل مؤثر بر عدم کارکرد مناسب آن را مورد تحلیل و بررسی قرار خواهیم داد. در ادامه نیز سعی شده است تصویری مناسب از تبعات و آثار نامطلوب رشدهای نزولی و بعضاً منفی، به ویژه در سال‌های اخیر، نشان داده شود.

رشد اقتصادی در کشور

همان طور که اشاره شد، رشد اقتصادی محصول کارکرد تمام عوامل اقتصادی است و از شاخص‌های اساسی برای ارزیابی توانمندی‌های اقتصادی در ایجاد فرصت‌های شغلی و تغییر سطح رفاه جامعه محسوب می‌شود و برنامه‌های توسعه‌‌ی پنج‌ساله نیز توجه خاصی نسبت به این شاخص داشته‌اند.

بررسی‌های به‌عمل‌آمده مشخص می‌کند که از میان تمام برنامه‌های توسعه بعد از انقلاب اسلامی، تنها کارکرد برنامه‌ی سوم توسعه در زمینه‌ی تحقق اهداف رشد، فراتر از حد انتظار بوده است. همچنین برنامه‌ی اول توسعه نیز در تحقق اهداف مربوط به رشد اقتصادی در کشور عملکرد نسبتاً موفقی داشته است؛ اما در مورد برنامه‌های دوم و چهارم، فاصله‌ی زیادی میان عملکرد آن‌ها و اهداف برنامه‌ها مشاهده می‌شود.

 برنامه ی اولبرنامه ی دومبرنامه ی سومبرنامه ی چهارم
شاخص‌ها

 

 

برنامه عملکرد برنامه عملکرد برنامه عملکرد برنامه عملکرد
رشد تولید ناخالص داخلی (درصد) 8/1 7/4 5/1 3/2 6 6/1 8 4/5

مأخذ: بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران

برای ارائه‌ی تصویر روشن‌تر از عملکرد نرخ رشد اقتصادی کشور، مشاهده‌ی متوسط نرخ رشد اقتصادی در دهه‌ی گذشته نیز می‌تواند مفید باشد. در خصوص ارقام رشد اقتصادی، اختلافی میان نرخ رشد اقتصادی اعلامی از سوی مرکز آمار و بانک مرکزی، به دلیل تغییر سال پایه، وجود دارد؛ اما موضوع مشخص آن است که در سال گذشته، متأسفانه رشد اقتصادی در هر دو آمار منفی بوده است.[1]

جدول 2‌ـ‌ متوسط نرخ رشد اقتصادی ایران در دهه‌ی اخیر (1382‌ـ‌1391) (به قیمت ثابت 1376)

  1382 1383 1384 1385 1386 1387 1388 1389 1390 1391
متوسط نرخ رشد اقتصادی سالانه (با نفت) 7/9 6/4 6/9 6/6 5 0/8 3 5/8 3 5/4-
متوسط نرخ رشد اقتصادی سالانه (بدون نفت) 7/1 6/8 7/8 7 5/4 1/2 3/7 6/1 2/3 3/1-

مأخذ : مرکز آمار ایران

اقتصاد ایران پس از ثبت نرخ‌های رشد اقتصادی نسبتاً مناسب (میانگین 5/6 درصد) و حفظ رونق اقتصادی در پنج سال نخست (86-1382)، در پنج سال دوم (91-1387) با تضعیف رشد اقتصادی (میانگین 4/1 درصد) مواجه شده است. این امر به ویژه در شرایطی اتفاق افتاده است که درآمدهای نفتی در نیمه‌ی دوم دهه‌ی هشتاد، معادل 445 میلیارد دلار و بیش از دو برابر درآمد 202 میلیارد دلاری نفت در نیمه‌ی اول دهه‌ی 80 بوده است. بر اساس جدول فوق، کاهش محسوس رشد اقتصادی به ویژه در سال 1387، با رسیدن به نرخ 8/0 درصد و تشدید رکود اقتصادی قابل مشاهده است. اما در حالی که نرخ رشد اقتصادی در سال‌های 1388 و 1389 افزایش یافت و انتظار می‌رفت اقتصاد کشور از شرایط رکود اقتصادی خارج شود، از سال 1390 رشد اقتصادی مجدداً به 3 درصد کاهش یافت و آمارها از منفی شدن رشد اقتصادی در سال 1391 حکایت می‌کند. این در حالی است که در 20 سال گذشته، اقتصاد ایران تنها در سال 1376 رشد اقتصادی منفی را با رقم 16/0- تجربه کرده و در واقع رشد اقتصادی کشور در سال گذشته بدترین وضعیت را در 20 سال گذشته داشته است. بررسی روند ده سال گذشته‌ی نرخ رشد اقتصادی در ایران، در درجه‌ی اول بیانگر پایین بودن سطح تولید، نرخ رشد تولید و به تبع آن، سطح رفاه اقتصادی مردم، به ویژه در دو سال گذشته بوده و در درجه‌ی دوم نیز نوسانات فراوان و عدم ثبات در شاخص مذکور را نشان می‌دهد.

 

آسیب‌شناسی نرخ رشد اقتصادی پایین و بی‌ثبات

 

بررسی روند رشد اقتصادی در سال‌های گذشته، حاکی از نوسانات فراوان و در عین حال سطح بسیار پایین این نرخ به ویژه در سال‌های اخیر است که برای توضیح آن می‌توان دلایل زیر را برشمرد:

الف) کاهش تولید و فروش نفت

بخش عمده‌ای از کاهش نرخ این شاخص، به ویژه در سال‌های اخیر، به رشد تولید ناخالص داخلی از ناحیه‌ی نفت مربوط می‌شود، زیرا سهم قابل توجه نفت از GDP کشور و محدودیت‌های به‌وجودآمده‌ی اخیر در فروش این محصول، سبب کاهش ارزش افزوده‌ی این بخش و پایین آمدن سرمایه‌گذاری در آن شده است. در واقع با توجه به وابستگی بالای اقتصاد ایران و به ویژه بودجه‌ی دولت به درآمدهای نفتی، کاهش شدید درآمدهای ارزی می‌تواند از مسیر کسری بودجه و کسری تراز پرداخت‌ها، در کوتاه‌مدت، اثرات انقباضی شدیدی بر رشد اقتصادی داشته باشد.

ب) کاهش سرمایه‌گذاری‌های دولتی

از آنجا که مخارج دولت یکی از مهم‌ترین اجزای تقاضای کل اقتصاد است، لذا کاهش سرمایه‌گذاری‌های دولتی موضوعی است که اثرات منفی آن در چند سال گذشته باعث نزول رشد اقتصادی در کشور شده است. با توجه به برنامه‌های هزینه‌زای چند سال اخیر و کسری بودجه‌های پی‌در‌پی، دولت مجبور گردید بخشی از کسری بودجه‌ی خود را با کاستن از هزینه‌های خود جبران نماید که این کاهش، بیش از هزینه‌های جاری، نصیب بودجه‌ی سرمایه‌گذاری شده است.

در سال‌های اخیر سیاست مالی دولت، در مقایسه با سال‌های قبل از آن، نسبتاً محافظه‌کارانه‌تر بوده است. در حالی که نرخ رشد هزینه‌های دولت در نیمه‌ی اول دهه‌ی 80 عموماً بیش از 20 درصد بوده، در سال‌های اخیر، نرخ رشد هزینه‌های دولت در سطوحی پایین‌تر از 20 درصد و عمدتاً با کاستن از هزینه‌های سرمایه‌گذاری، حفظ شده است.

ج) تعیین دستوری نرخ سود بانکی

تعیین دستوری نرخ سود بانکی موجب اخلال در کارکرد سازوکار بازار در تعیین نرخ‌های تعادلی سود بانکی شده است. از آنجا که تعیین نرخ سود اسمی از سوی دولت عموماً با تورم متناسب نبوده است، در عموم سا‌ل‌ها، نرخ‌های واقعی سود بانکی در اقتصاد ایران منفی بوده است. تمایل دولت به تعیین دستوری نرخ بهره در حالی است که اعمال نرخ‌های بهره‌ی پایین بر سپرده‌ها، میزان پس‌انداز خانوارها را کاهش می‌دهد و اعمال هر گونه محدودیت بر نرخ‌های بهره، موجب انحراف در تخصیص منابع اعتباری و کاهش سرمایه‌گذاری می‌گردد.

در مجموع مداخله‌ی دولت در تعیین نرخ بهره و تخصیص منابع اعتباری در قالب دستورالعمل‌های اداری، موجب کاهش نرخ پس‌انداز و به تبع آن، کاهش سرمایه‌گذاری، تبعیض بین بخش‌های اقتصادی و ناکارایی در تخصیص منابع مالی در سیستم اقتصادی و در نهایت، ایجاد محدودیت در رشد اقتصادی می‌شود.

د) نرخ بالا و بی‌ثبات رشد حجم نقدینگی

نرخ رشد حجم پول در اقتصاد ایران به عنوان مهم‌ترین متغیر پولی، از یک طرف بسیار بالا بوده و از طرف دیگر از بی‌ثباتی زیادی نیز برخوردار بوده است. بر اساس تحلیل نظری، بی‌ثباتی نرخ رشد حجم پول، علاوه بر بی‌ثباتی نرخ تورم، یکی از عوامل عمده‌ی بی‌ثباتی نرخ رشد اقتصادی نیز بوده است. در واقع در دوره‌هایی که نرخ رشد حجم پول افزایش یافته است،

در ابتدا موجبات افزایش نرخ رشد اقتصادی را فراهم نموده، اما در دوره‌ی بعدی موجب افزایش تورم و کاهش نرخ رشد شده است. در مقابل در دوره‌هایی که نرخ رشد حجم پول کاهش یافته است، ابتدا نرخ رشد اقتصادی نیز با کاهش مواجه شده، اما پس از آن موجب کاهش تورم و افزایش نرخ رشد اقتصادی شده است.

هـ) سیاست خارجی و رشد اقتصادی

روابط خارجی یکی از عوامل مؤثر بر عملکرد اقتصادی، به خصوص رشد اقتصادی، در بلندمدت است. روابط خارجی تنش‌آمیز می‌تواند از مسیر تضعیف امنیت ملی و افزایش ریسک و نااطمینانی برای سرمایه‌گذاری، موجبات کاهش رشد اقتصادی را فراهم نماید. یقیناً تحریم‌های اقتصادی علیه ایران، به ویژه از سال 1390، از مهم‌ترین عوامل تأثیر‌گذار بر کاهش تولید و رشد اقتصادی بوده است.

این تحریم‌ها از چند مسیر اقتصاد ایران را تحت تأثیر قرار داده است که از جمله می‌توان به کاهش درآمدهای نفتی، سخت‌تر شدن مبادلات مالی و کالایی با کشورهای خارجی، کاهش امنیت اقتصادی و تشدید نااطمینانی اشاره کرد. برای مثال، عدم امکان واردات قطعات خاص، می‌تواند صنایع را با مشکلات شدیدی مواجه کند که نمونه‌ی بارز آن را در صنعت هواپیمایی و خودروسازی کشور می‌توان مشاهده نمود.

 

و) جهش نرخ ارز

علاوه بر موارد فوق، جهش نرخ ارز و حاکمیت نظام چندنرخی ارز نیز در کُند شدن آهنگ رشد اقتصادی کشور مؤثر بوده است. افزایش نرخ ارز برای تولیدکنندگان داخلی می‌تواند اثرات نامطلوبی در بر داشته باشد؛ چرا که تولیدکنندگانی که برای تأمین کالاهای واسطه‌ای و سرمایه‌ای وابستگی زیادی به واردات دارند، از افزایش نرخ ارز بیشترین آسیب را خواهند دید و این موضوع ممکن است در نهایت به تعطیلی فعالیت اقتصادی مورد نظر بینجامد.

علاوه بر افزایش نرخ ارز، بازار ارز تحت تأثیر تحریم‌های اقتصادی و تنش در روابط خارجی با نوسانات بسیار گسترده‌ای روبه‌رو بوده است. این نوسانات گسترده‌ی ارزی نیز از مسیر افزایش نااطمینانی‌های اقتصادی می‌تواند اثرات منفی بر تولید ملی بر جای بگذارد. علاوه بر این، عدم تعدیل نرخ رسمی ارز موجب شده است تا با حاکمیت نظام چندنرخی، زمینه برای ایجاد رانت‌های بزرگ در بازار ارز فراهم شود که گسترش رانت‌جویی در این بازار، خود می‌تواند اثراتی منفی بر بخش تولید و رشد اقتصادی داشته باشد.

تبعات کاهش نرخ رشد اقتصادی

دولت یازدهم در نخستین روزها و ماه‌های شروع کار خود، با میراث‌های ماندگاری از دولت پیشین مواجه است که یکی از آن‌ها نرخ رشد منفی اقتصادی است. بررسی پیامدهای کاهش رشد اقتصادی، موضوعی است که به ویژه در سال‌های اخیر توسط بسیاری از اقتصاددانان و کارشناسان اقتصادی مطرح شده‌ و از آنجا که این کاهش رشد با تورم بالا نیز همراه بوده است، لذا با کاهش قدرت خرید مردم و کاهش تقاضای کل، از یک طرف و کاهش تولید و رشد بیکاری از سوی دیگر، به نوبه‌ی خود اثرات کاهشی رشد اقتصادی تشدید می‌شود. در حقیقت نرخ پایین رشد اقتصادی، زمانی که با نرخ رشد تورم بالا به صورت هم‌زمان به وقوع می‌پیوندد، عوارض و پیامدهای نامطلوبی را از جنبه‌های مختلف بر جامعه تحمیل می‌کند.

همچنین کاهش سطح رفاه مردم و ناتوانی در تأمین معیشت، از دیگر نکاتی است که می‌توان در تشریح تبعات منفی کاهش نرخ رشد اقتصادی یاد کرد. با کاهش رشد اقتصادی به سطوح زیر صفر، در اولین گام دولت نمی‌تواند فرصت شغلی جدیدی ایجاد کند. این بدان معناست که اگرچه ما نیروی کار کافی و جوان در اختیار داریم، اما سرمایه‌ی کافی برای ایجاد اشتغال آن در اختیار نخواهیم داشت. لذا بیکاری و آسیب وارده به بخش درآمدی خانوار، منجر به کاهش سطح رفاه عمومی می‌شود.

همچنین عارضه‌ی دیگر آن است که با کاهش رفاه مردم، توجه دولت‌ها از امور زیرساختی و زیربنایی توسعه‌ای به تأمین حداقلی معیشت جلب می‌شود. در این حالت پروژه‌های زیرساختی و توسعه‌ای به نفع معیشت و رفاه مردم کنار گذاشته می‌شود که با افزایش استهلاک در این بخش‌ها، مجدد سیر نزولی رشد اقتصادی و گسترش فقر تداوم می‌یابد.

بر این اساس، اثر کاهش رشد اقتصادی بر فقر را می‌توان به دو اثر تفکیک کرد: اثر مستقیم (اثر درآمدی) و اثر غیرمستقیم (اثر توزیعی) که از مسیر تغییر در نابرابری توزیع درآمد واقع می‌گردد. در واقع کاهش رشد اقتصادی، فقر را همراه با افزایش نابرابری در توزیع افزایش می‌دهد.

از طرف دیگر، پایین بودن نرخ رشد اقتصادی به معنای آن است که عملکرد دولت در عرصه‌ی فضای کسب‌و‌کار و امنیت اقتصادی بنگاه‌های صنعتی، مطلوب نبوده است. حال زمانی که این عوامل در کنار تورم حدود چهل‌درصدی قرار می‌گیرد،[2] واحدهای تولیدی و صنعتی از این امر بسیار متأثر می‌شوند. در این شرایط هم میزان تولیدات این واحدها کاهش می‌یابد که این امر خود در میزان درآمدهای کشور و تولید تأثیر منفی دارد و همچنین باعث افزایش تعدیل نیرو و افزایش تعداد بیکاران می‌شود.

در این حال، چنانچه شاخص رشد اقتصادی به این روند ادامه دهد، اشتغال و ناتوانی صنایع اولین امری است که اتفاق می‌افتد و ایجاد اشتغالی که از مسیر صنایع می‌گذرد، مسدود خواهد شد که در نهایت به تعطیلی واحد می‌انجامد.

جمع‌بندی

همان طور که مشاهده شد، بررسی روند چند سال اخیر نشان می‌دهد که کشور از بُعد رشد اقتصادی، با دو چالش اساسی روبه‌رو بوده است. از یک طرف، افزایش نرخ ارز سبب افزایش هزینه‌ی واردات مواد اولیه و کالاهای واسطه‌ای صنایع شده است و از سوی دیگر، تشدید تحریم‌های اقتصادی موجب تخریب فضای کسب‌وکار در داخل گردیده است.

در عین حال، در شرایطی که از یک سو نرخ تورم به مرز 40 درصد رسیده است و از سوی دیگر رشد اقتصادی منفی در کشور به وقوع پیوسته است، بروز پدیده‌ی رکود تورمی، کشور را در وضعیت هشداردهنده‌ای قرار داده و این در حالی است که بیشترین زیان متوجه حوزه‌ی تولید است.

همچنین با در نظر گرفتن آثار منفی و پایدار رشد پایین اقتصادی بر اقتصاد ملی، نظیر بی‌ثباتی اقتصادی، کاهش فضای اعتماد مردم و مسئولین و گسترش بیکاری و فقر، کنترل آن می‌باید به عنوان یک هدف اولویت‌دار در صدر اهداف اقتصاد کلان قرار گیرد و سیاست‌های اقتصادی، که افزایش تولید و کاهش نرخ تورم را به دنبال دارد، اتخاذ شود.

   + حبیب دهقان ; ٧:٢٩ ‎ق.ظ ; ۱۳٩۳/٥/۱٩
  comment نظرات (3)

بحران مالی 2008-ریشه ها و علل

بحران مالی 2008

 

در واپسین ماه‌های دوران ریاست‌جمهوری بوش، 26 سپتامبر سال 2008 (پنجم مهرماه)، جهان شاهد یکی دیگر از حوادث مهم تاریخ آمریکا بود که از آن به عنوان جمعه سیاه و یا سونامی مالی قرن یاد می‌شود.
بازتاب گسترده اخبار مربوط به ورشکستگی بانک‌ها و موسسات مالی آمریکا همچون حادثه 11 سپتامبر سال 2001 به سرعت تمامی بازارهای مالی جهان را فرا گرفت و موجب سقوط بی‌سابقه ارزش شاخص بورس وال‌استریت شد، به نحوی که در دو هفته نخست، بورس نیویورک 20 درصد سقوط کرد و شاخص سهام همه بورس‌های کشورهای مهم اقتصادی جهان به شدت کاهش یافت. در این مطلب ابتدا بازتاب این بحران و واکنش مقامات آمریکایی و مجامع بین‌المللی نسبت به آن مورد اشاره قرار می‌گیرد و سپس ریشه‌ها و تاثیرات بحران بر سایر کشورها به بحث گذاشته می‌شود:

 

بحران مالی آمریکا که از زمان رکود بزرگ اقتصادی این کشور طی سال‌های 1930- 1929 میلادی بی‌سابقه بوده است، تاکنون بیش از 15 موسسه مالی آمریکا را به ورطه ورشکستگی کشانده و بالغ بر 2 تریلیون و 800 میلیارد دلار هزینه برای آمریکا در پی داشته است. بحران مذکور علاوه بر آمریکا، بازارهای مالی اروپا، آسیا و خاورمیانه را نیز به شدت متاثر ساخته و بسیاری از تحلیلگران علت این حادثه را نتیجه شکست سیاست‌های اقتصادی دولتمردان دولت سابق آمریکا و ناکارآمدی مدیریت نومحافظه‌کاران می‌دانند. ‌
به عقیده صاحب‌نظران اقتصادی، اعلام تعطیلی بزرگترین بانک پس‌انداز و وام آمریکا، بانک <میوچیال واشنگتن> و بانک‌های سرمایه‌گذاری <لیمن برادرز>، <فردی مک>، <فنی می> و گروه بیمه آمریکن اینترنشنال(‌‌AIG) در حقیقت ضربه‌ای شدید بر پیکر اقتصاد بحران‌زده آمریکا بود که به عنوان بزرگترین ورزشکستگی بانکی در تاریخ این کشور ثبت شد.
علت اصلی ورشکستگی بانک میوچیال، رکود اقتصادی بی‌سابقه در این کشور، خروج پی در پی سپرده‌های مشتریان از این بانک، ناتوانی‌ وام‌گیرندگان در بازپرداخت اقساط خود و بحران مسکن اعلام شد. بانک مذکور هنگام تعطیل شدن بیش از دو هزار و دویست شعبه در آمریکا داشت و ارزش دارایی‌های آن یکصد میلیارد دلار بود.
جرج بوش، رئیس‌جمهوری پیشین آمریکا که طی 8‌سال گذشته بارها طعم تلخ شکست در عراق و افغانستان را چشیده و در عرصه اقتصادی نیز با شکستی دیگر مواجه شد، یک روز پس از انتشار اخبار مربوط به ورشکستگی بانک‌های این کشور، گفت: تمامی اقتصاد آمریکا در مخاطره قرار گرفته است. کشور در وضعیت اضطراری واقع شده و برای هر روزی که کاری صورت ندهیم، وضعیت بدتر خواهد شد. ‌
روزنامه‌ گاردین در رابطه با این بحران نوشت: بحران مالی، معلول سیاست‌های شکست خورده بوش است. بوش با ایجاد فضای رعب و وحشت در جامعه، به ریشه‌یابی بحران پرداخت. در نتیجه این فضای روانی، بسیاری از مردم پول‌های خود را از بانک‌ها و دیگر موسسه‌های مالی خارج ساخته و شیوه‌های دیگر تنظیم مالی را برای خود برگزیدند.
رئیس صندوق بین‌المللی پول علت اصلی بحران مالی آمریکا را عدم نظارت دقیق بر عملکرد نظام مالی این کشور دانست و گفت: بحران مالی آمریکا نتیجه شکست سیاست‌های اقتصادی گذشته است و نیازمند راهکاری جهانی است.
رئیس بانک مرکزی اروپا اعلام کرد: بحران مالی، هاله‌ای از تردید و بی‌ثباتی در جهان به وجود آورده و حادثه‌ای است که پس از جنگ دوم جهانی سابقه نداشته است.
وزیر دارایی آلمان در اظهاراتی بی‌سابقه در این رابطه گفت: آمریکا در آینده‌ای نزدیک جایگاه و موقعیت خود را به عنوان ابرقدرت اقتصادی و مالی جهان از دست خواهد داد. وی افزود: بحران مالی آمریکا ثبات اقتصادی جهانی را با تهدید جدی روبرو کرد و به نظر من امپراتوری آمریکا در سراشیبی افول و سقوط قرار گرفته است. ‌

* طرح نجات 700 میلیارد دلاری‌
با گذشت مدتی از بازتاب رسانه‌ای بحران مالی آمریکا، دولت بوش برای جلوگیری از گسترش دامنه بحران و نجات موسسات مالی این کشور، با ارائه طرحی 700 میلیارد دلاری، از کنگره خواست تا آنرا تصویب کند. این طرح در شرایطی مطرح شد که آمریکا به دلیل مواجه بودن با بحران مالی و نزدیک شدن به انتخابات ریاست‌جمهوری، در سخت‌ترین شرایط سیاسی و اقتصادی قرار داشت و بحران مذکور بیش از 2 تریلیون دلار به اقتصاد این کشور ضربه وارد کرد.
به عقیده کارشناسان، این طرح نجات مالی، بزرگترین دخالت دولت آمریکا از زمان دخالت برای خاتمه دادن به رکود بزرگ دهه 1930 ارزیابی شد. این در حالی است که طرح مذکور به سادگی مورد تصویب قرار نگرفت و ابتدا در تاریخ 8/7/87 از سوی نمایندگان مجلس رد شد. سپس با بحث و انتقادات بسیار و انجام اصلاحاتی با 263 رای موافق در برابر 171 رای مخالف در تاریخ 12/7/87 به تصویب رسید. علت اصلی رد طرح این بود که جمهوری‌خواهان محافظه‌کار، آن را طرحی سوسیالیستی می‌دانستند و نمایندگان لیبرال دموکرات نیز نگران بودند که طرح برای اقشار فقیر جامعه نفعی در بر نداشته باشد. ‌
در هر حال، طرح یاد شده به دولت بوش این امکان را داد تا بدهی‌های موسسات مالی این کشور را طی دو سال آینده خریداری کند و آنها را از وضعیت کنونی نجات دهد. اما کارشناسان اقتصادی معتقدند که اگرچه ممکن است این طرح به بازگشت آرامش به بازارهای مالی کمک کند، اما تبعاتی برای اقتصاد آمریکا در پی خواهد داشت و موجب افزایش بدهی ملی آمریکا از 6/10 تریلیون دلار به بیش از 3/11 تریلیون دلار خواهد شد.
به علاوه این طرح به روشنی مشخص نمی‌کرد که دولت آمریکا در برابر پرداخت بدهی موسسات مالی این کشور، چه چیزی به دست خواهد آورد. مردم آمریکا نیز از این طرح ابراز نارضایتی داشته و معتقد بودند که پرداخت 700 میلیارد دلار از بودجه دولت به چند نهاد و موسسه مالی بزرگ، ظلمی در حق مردم عادی است. شرکت ای. آی. جی(‌‌AIG) بزرگترین شرکت بیمه جهان است که دولت آمریکا مبلغی بیش از 85 میلیارد دلار به آن کمک کرد و مانع از ورشکستگی آن شد.
روزنامه گاردین در تفسیری پیرامون آن نوشت: به رغم آنکه کاخ سفید مدعی است با تصویب این لایحه، به یک موفقیت راهبردی سیاسی دست یافته است، اما این مصوبه با تنش‌های فراوان و در دومین رای‌گیری به تصویب رسید و یک بار دیگر نادرستی سیاست‌های آمریکا را به اثبات رساند.

* نشست واشنگتن
به دنبال انتشار اخبار وقوع بحران مالی در آمریکا و نگرانی از گسترش تبعات آن به سایر کشورها، وزیران دارایی هشت کشور صنعتی جهان، موسوم به گروه 8، در تاریخ 19/7/87 (10 اکتبر) در نشستی فوق‌العاده که در واشنگتن برگزار شد، گرد هم آمدند و خواستار اقدامی عاجل برای مقابله با بحران شدند.
وزیران دارایی کشورهای آمریکا، ژاپن، آلمان، انگلستان، فرانسه، کانادا و ایتالیا ضمن تاکید بر همکاری و هماهنگی بیشتر میان کشورهای صنعتی و اجرای سیاست انبساطی پولی در بازارهای اعتبارات، خواستار آن شدند که دولت‌های درگیر نسبت به تامین نقدینگی لازم برای مقابله با بحران موجود، اقدامی قاطع و جدی به عمل آورند. ‌

*‌ نشست پاریس‌
سران دولت‌های حوزه پولی یورو، با هدف کنترل بحران بازارهای مالی، در تاریخ 21 مهرماه 87 (12 اکتبر) در پاریس گردهم آمدند. در این نشست که رئیس بانک مرکزی اروپا و اعضای کمیسیون اروپا نیز حضور داشتند، درباره چگونگی توافق پیرامون بکارگیری ابزارهای مالی لازم و اتخاذ یک استراتژی مشترک بحث و بررسی به عمل آمد و مبلغ 3 تریلیون دلار (7/1 تریلیون پوند) برای بازگشت اعتماد به نظام بانکی کشورهای حوزه یورو اختصاص یافت.


فرم قرارداد حسابرسی

هدیه ویژه طراحی سایت
ثبت شرکت – ثبت محدود-پلمپ دفاتر –کد اقتصادی –حسابداری

 

فرم قرارداد حسابرسی


پیرو انتخاب موسسه حسابرسی ................به عنوان بازرس قانونی و حسابرس مستقل شركت [1]......................در مجمع عمومی عادی (عادی به طور فوق العاده) مورخ ...............صاحبان سهام، این قرارداد بین شركت................. به نشانی ........................................... و موسسه حسابرسی ............................به نشانی .........................كه از این پس به ترتیب ”شركت“ و ”موسسه“ نامیده می شوند با شرایط زیر منعقد می گردد:
ماده 1 - موضوع قرارداد
حسابرسی صورتهای مالی مربوط به سال /دوره مالی منتهی به .............كه توسط هیات مدیره ”شركت“ تهیه، امضاء و ارائه می شود (موضوع بند 1-3 ماده 3 ) و همچنین انجام سایر وظایف بازرس قانونی[2] مقرر در اصلاحیه قانون تجارت، اساسنامه ”شركت“ و سایر قوانین مرتبط و ارائه گزارش حسابرس مستقل و بازرس قانونی برای سال/ دوره مالی مذكور توسط موسسه.
ماده 2- تعهدات موسسه
تعهدات موسسه به شرح زیر است:
1-2- انجام حسابرسی صورتهای مالی بر اساس استانداردهای حسابرسی. این استانداردها ایجاب می كند كه عملیات حسابرسی چنان برنامه ریزی و اجرا شود كه از نبود تحریفی با اهمیت در صورتهای مالی ، اطمینانی معقول بدست آید. حسابرسی شامل رسیدگی نمونه ای به شواهد و مدارك پشتوانه مبالغ مندرج در صورتهای مالی و اطلاعات افشا شده در آن است. حسابرسی مذكور، همچنین ارزیابی اصول و رویه های حسابداری استفاده شده و برآوردهای عمده به عمل آمده توسط مدیریت و نیز ارزیابی كلی چگونگی ارائه صورتهای مالی را شامل می شود.
2-2- گزارش تحریفهای با اهمیتی كه در صورتهای مالی كشف می شود. توضیح اینكه به دلیل انجام رسیدگیها بر مبنای نمونه گیری و دیگر محدودیتهای ذاتی حسابرسی و همچنین محدودیتهای ذاتی هر سیستم حسابداری و كنترل داخلی، این خطر اجتناب ناپذیر وجود دارد كه برخی تحریفهای با اهمیت در صورتهای مالی، كشف نشده باقی بماند.
3-2- اظهارنظر درباره صورتهای مالی. موسسه با توجه به استانداردهای حسابرسی و بر اساس نتایج رسیدگیهای به عمل آمده ، حسب مورد نظر مقبول، مشروط، مردود یا در موارد وجود محدودیتها و ابهامات اساسی، عدم اظهارنظر ارائه می كند.
4-2- گزارش نقاط ضعف با اهمیتی كه در سیستم های حسابداری و كنترل داخلی واحد مورد رسیدگی كشف می شود. علاوه بر گزارش درباره صورتهای مالی ، چنانچه موسسه از نقاط ضعف با اهمیتی در سیستم های حسابداری و كنترل داخلی شركت آگاه شود در صورت لزوم، گزارش جداگانه ای نیز در این ارتباط ارائه خواهد كرد.
ماده 3- تعهدات شركت
1-3- تهیه و ارائه صورتهای مالی توسط شركت جهت سال/دوره مالی موضوع قرارداد در موعد مقرر در اساسنامه، طبق استانداردهای حسابداری. صورتهای مالی مزبور شامل ترازنامه و صورتهای سود و زیان، سود و زیان جامع و جریان وجوه نقد شركتویادداشتهای توضیحی مربوط خواهد بود كه به تایید و امضای هیات مدیره شركترسیده باشد. توضیح اینكه تهیه و ارائه صورتهای مالی مطلوب مستلزم حفظ و نگهداری مدارك كافی حسابداری، استقرار و اعمال كنترلهای داخلی مناسب، انتخاب و بكارگیری اصول و روشهای مناسب حسابداری و حفاظت از دارائیهای شركت توسط مدیریت آن است.
2-3- شركت ضمن ارائه كلیه اطلاعات، اسناد و مدارك و دفاتر (دستی و رایانه ای) مورد نیاز جهت عملیات حسابرسی و انجام وظایف بازرس قانونی حسب درخواست موسسه، محل، امكانات و تسهیلات لازم جهت انجام موضوع قرارداد را در اختیار كاركنان موسسه قرار داده و همكاریهای لازم را به منظور اجرای هر چه بهتر موضوع قرارداد با موسسه به عمل خواهد آورد.
3-3- ارائه تاییدیهای (تاییدیه مدیران) توسط مدیریت شركت درباره اطلاعاتی كه در ارتباط با حسابرسی صورتهای مالی یاد شده در بالا به حسابرس داده می شود.
4-3- شركت تقبل می نماید حق الزحمه موضوع این قرارداد را بر اساس مفاد ماده 4 پرداخت نماید. چنانچه در جریان انجام حسابرسی ، به هر دلیلی و یا بنا بر تقاضای مسئولین شركت، انجام عملیات متوقف شود حق الزحمه متناسب با كار انجام شده پرداخت خواهد شد.
ماده 4- مبلغ قرارداد
1-4- حق الزحمه حسابرسی كه بر اساس سطح كنونی فعالیت شركت و ساعات كار و میزان مهارت و تخصص حسابرسان برآورده گردیده مبلغ .........ریال می باشد.
2-4- سایر هزینه های مترتب بر عملیات حسابرسی مانند كارشناسی و ایاب و ذهاب، هزینه مسافرت، خوراك و اقامت، به عهده شركت است و همراه با مبلغ حق الزحمه (به جز در مواردی كه مستقیماً توسط شركت تامین می شود) در صورتحساب درج خواهد شد.
3-4- چنانچه در سطح فعالیت و ساعات پیش بینی شده حسابرسی تغییر قابل ملاحظه ای به وجود آید ، برآورد جدید از حق الزحمه مورد انتظار به مدیریت ارائه خواهد شد. هر گونه ماموریت درخواستی اضافه بر آنچه كه در ماده (2) این قرارداد آورده شده و همچنین ارائه گزارشهای مورد نیاز مجامع عمومی فوق العاده و گزارشهای ویژه حسابرسی ، موكول به موافقت موسسه و تعیین حق الزحمه جداگانه می باشد. در صورتی كه انجام حسابرسی مستلزم عزیمت به خارج از كشور باشد، اقدامات قانونی از جمله اخذ مجوزهای لازم توسط شركت انجام می پذیرد و پرداخت هزینه اقامت و رفت و آمد (در صورت عدم تامین شركت) و هزینه غذا و فوق العاده ماموریت در چارچوب مقررات مربوط، بر اساس صورتحساب موسسه به عهده شركت می باشد.
4-4- حق الزحمه فوق به صورت زیر قابل پرداخت می باشد:
الف- 50% در هنگام امضاء قرارداد به عنوان پیش پرداخت
ب- 30% پس از ارائه گزارش حسابرسی ضمنی حسب مورد
ج- 20% یا 50% پس از ارائه گزارش حسابرسی نهائی به انضمام سایر هزینه های جنبی موضوع بند 2-4
ماده 5- سایر موارد
1-5- مدت اعتبار این قرارداد حداكثر تا تاریخ .................... است.
2-5- هر نوع اختلاف طرفین در اجرای مفاد این قرارداد از طریق ارجاع به جامعه حسابداران رسمی ایران حل و فصل خواهد شد.
3-5- اگر به عللی خارج از حیطه اقتدار و اراده طرفین ، انجام تمام یا قسمتی از تعهدات موضوع این قرارداد امكان پذیر نباشد، مادام كه علل مزبور ادامه دارد، عدم انجام تعهداتی كه متاثر از این عوامل است، تخلف از مفاد قرارداد محسوب نمی شود.
4-5- شركت از هر پرداخت منحصرا به میزان 5% مالیات موضوع ماده 104 قانون مالیاتهای مستقیم را كسر خواهد نمود.
شركت به منظور رعایت مفاد قانون مذكور تعهد می نماید كه 5% مكسوره از هر پرداخت به شرح فوق را ظرف مدت مقرر قانونی منحصراً طی یك فیش مستقل به نام موسسه به وزارت امور اقتصادی و دارائی پرداخت نموده و اصل فیش واریز مربوطه را حداكثر ظرف مدت یك هفته از هر پرداخت به موسسه تحویل دهد. چنانچه در اثر عدم اجرا و یا تاخیر در اجرای مقررات قانونی و تعهدات فوق الذكر از طرف شركت، موسسه مشمول پرداخت جرایم مصرحه در قانون مالیاتهای مستقیم گردد، پرداخت تمامی اینگونه جرائم به عهده شركت می باشد.
5-5- این قرارداد در....... نسخه كه هر........ نسخه آن در حكم واحد است تنظیم و در تاریخ .................به امضای طرفین قرارداد رسیده و رعایت مفاد آن برای طرفین الزام آور است.


شركت ............. موسسه حسابرسی

سیستم کنترل کیفیت در موسسه های حسابرسی

هدیه ویژه طراحی سایت
ثبت شرکت – ثبت محدود-پلمپ دفاتر –کد اقتصادی –حسابداری

 

سیستم کنترل کیفیت در موسسه های حسابرسی

                    
سیستم کنترل کیفیت‌

هر موسسه حسابرسی مسئولیت دارد اطمینان پیدا کند که کارکنانش استانداردهای حرفه‌ای مربوط به کارهای حسابرسی را رعایت می‌کنند. سیستم کنترل کیفیت در مفهوم وسیع آن، فرایندی است که به موسسه حسابرسی اطمینانی معقول می‌دهد که کارکنانش استانداردهای حرفه‌ای مربوط و استانداردهای کیفی موسسه را رعایت می‌کنند. سیاستها و روشهای طراحی شده برای استقرار سیستم در یک بخش از فعالیت موسسه ممکن است با سیاستها و روشهای طراحی شده برای بخش دیگر یکسان، متفاوت یا وابسته به یکدیگر باشند، اما هدف سیستم برای تمام بخشهای فعالیت موسسه یکسان است.

سیستم کنترل کیفیت موسسه حسابرسی، ساختار سازمانی موسسه و سیاستهای اقتباس شده و روشهای فراهم شده را دربرمی‌گیرد که به موسسه حسابرسی اطمینانی معقول دهد که استانداردهای حرفه‌ای رعایت شده است. ماهیت، حدود و رسمیت سیاستها و روشهای موسسه حسابرسی باید با توجه به اندازه و تعداد دفترهای موسسه، میزان اختیارات داده شده به کارکنان و دفترهای موسسه، دانش و تجربه کارکنان، ماهیت و پیچیدگی کارهای موسسه، و ملا‌حظات مربوط به فزونی منافع برمخارج، به نسبت جامع و به طور مناسب طراحی شده باشد.
هر سیستم کنترل کیفیت دارای محدودیتهای ذاتی است که اثربخشی آن را کاهش می‌دهد. تفاوت در عملکرد و درک هر فرد از:

الف - الزامات حرفه‌ای، یا 
ب‌- سیاستها و روشهای کنترل کیفیت موسسه، 
ت‌- بر میزان رعایت سیاستها و روشهای تجویز شده موسسه، و در نتیجه براثربخشی سیستم تاثیر می‌گذارد.
ث‌- سیستم کنترل کیفیت باید اطمینانی معقول به موسسه بدهد که کارهای انجام شده‡ دفترها و موسسه‌های وابسته مطابق استانداردهای حرفه‌ای بوده است.
عناصر کنترل کیفیت
سیاستها و روشهای کنترل کیفیت مربوط به موسسه حسابرسی باید دربرگیرنده عناصر زیر باشد:
الف- استقلا‌ل،درستکاری، و واقعبینی1،

ب - مدیریت نیروی انسانی2،
ج - پذیرش کار و تداوم روابط با صاحبکاران3،
د - عملکرد کار حسابرسی4،
ه - نظارت5.
عناصر کنترل کیفیت به هم مرتبطند. برای مثال، حفظ درستکاری، واقعبینی، و در موارد لا‌زم، استقلا‌ل، مستلزم ارزیابی پیوسته روابط با صاحبکار است. به‌طور مشابه، عنصر <مدیریت نیروی انسانی> دربرگیرنده معیارهایی برای توسعه حرفه‌ای، استخدام، پیشرفت و ارجاع کار به کارکنان موسسه است که بر سیاستها و روشهای ایجاد شده برای تحقق هدفهای عنصر دیگر کنترل کیفیت یعنی <عملکرد کار حسابرسی> اثر می‌گذارد. به همین ترتیب، سیاستها و روشهای عنصر دیگرکنترل‌کیفیت یعنی<نظارت> به این منظور ایجاد شده که اطمینانی معقول به موسسه بدهد که سیاستها و روشهای مربوط به سایر عناصر کنترل کیفیت به طور مناسب طراحی شده و به طور موثر به کار رفته‌اند.
موسسه حسابرسی باید برای ایجاد اطمینانی معقول در این باره که کارکنان، استقلا‌ل (ظاهری و باطنی) را در همه شرایط لا‌زم حفظ می‌کنند، تمام مسئولیتهای حرفه‌ای را با درستکاری انجام می‌دهند، و واقعبینی را در ایفای مسئولیتهای حرفه‌ای درنظر می‌گیرند، سیاستها و روشهای لا‌زم را ایجاد کند.

سیستم کنترل کیفیت موسسه حسابرسی سخت به دانش و مهارت کارکنان موسسه بستگی دارد. در ارجاع کار به کارکنان، ماهیت و حدود نظارتی که لا‌زم است به کار رود، باید درنظر گرفته شود. به طور عمومی، کارکنانی که برای انجام یک کار حسابرسی درنظر گرفته می‌شوند هرچه تواناتر و با تجربه‌تر باشند به نظارت مستقیم کمتری نیاز دارند.
کیفیت کار یک موسسه حسابرسی در نهایت به درستکاری، واقعبینی، هوشمندی، شایستگی، تجربه، و انگیزش کارکنانی بستگی دارد که کار حسابرسی را انجام می‌دهند، نظارت و بررسی می‌کنند. در نتیجه، سیاستها و روشهای مدیریت نیروی انسانی موسسه، در حفظ کیفیت مورد نظر دخیل است.
موسسه حسابرسی باید برای تصمیمگیری درباره پذیرش کار و تداوم روابط با صاحبکار و یا انجام یک کار معین برای آن صاحبکار، سیاستها و روشهای لا‌زم را ایجاد کند. این‌گونه سیاستها وروشها باید اطمینانی معقول به موسسه بدهد که احتمال همکاری با صاحبکارانی که مدیریت درستکاری ندارند، به حداقل می‌رسد. ایجاد این‌گونه سیاستها و روشها به این معنی نیست که موسسه مسئول درستکاری یا اعتمادپذیری صاحبکار است و نیز به این مفهوم نیست که موسسه در ارتباط با پذیرش، رد یا حفظ صاحبکاران به جز خود در قبال هیچ شخص یا موسسه دیگری وظیفه‌ای به عهده دارد. به هر صورت، مراقبت حرفه‌ای حکم می‌کند که موسسه حسابرسی در تعیین روابط با صاحبکاران و عرضه خدمات حرفه‌ای، گزینشی عمل کند.
موسسه حسابرسی باید برای ایجاد اطمینانی معقول که کار انجام شده به وسیله کارکنانی که کار حسابرسی را به عهده دارند، با استانداردهای حرفه‌ای مربوط، الزامات انتظامی، و استانداردهای‌ کیفی موسسه مطابقت دارد، سیاستها و روشهای لا‌زم را ایجاد کند. سیاستها و روشهای مربوط به عملکرد کار حسابرسی تمام مراحل طراحی و اجرای کار حسابرسی را دربرمی‌گیرد. سیاستها و روشها باید، درحد مناسب و به ترتیبی که استانداردهای حرفه‌ای مربوط الزام می‌کند، برنامه‌ریزی، اجرا، نظارت، بررسی، مستندسازی، و اعلا‌م نتایج هر کار حسابرسی را پوشش دهد. این سیاستها و روشها همچنین باید، هرجا مناسب باشد، الزامات مربوط به بررسی مدیر دوم را نیز درنظر بگیرد.
موسسه حسابرسی باید برای ایجاد اطمینانی معقول که سیاستها و روشهای ایجاد شده به وسیله موسسه برای هر یک از دیگر عناصر کنترل کیفیت پیشگفته به طور مناسب طراحی شده و به طور موثر به کار رفته‌اند، سیاستها و روشهای مناسب ایجاد کند. نظارت بر کار حسابرسی مستلزم درنظر گرفتن و ارزیابی مداوم موارد زیر است:

الف- مربوط بودن و کافی بودن سیاستها و روشها،
ب - مناسب بودن نشریات کمک آموزشی و راهنما،
ج - اثربخشی فعالتیهای توسعه حرفه‌ای،
د - رعایت سیاستها و روشهای موسسه.
اداره امور سیستم‌ کنترل کیفیت‌
موسسه باید برای ایجاد اطمینانی معقول که سیستم کنترل کیفیت موسسه به هدفهای خود دست می‌یابد، در مورد واگذاری مسئولیت کنترل کیفیت در درون موسسه، وسایل انتقال مفاهیم سیاستها و روشها و حدود مستندسازی سیاستها وروشها و جوانب رعایت آنها، توجه خاص به کار برد.
جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره 09128069819 و یا با ایمیل info@arshiyagroup.ir تماس حاصل فرمایید

روزنامه رسمی

مشاوره ثبت شرکت
دفاتر پستی منتخب

ثبت شرکت برای اتباع خارجی

موضوعات پرکاربرد ثبتی :
ثبت شرکت در سراسر ایران

ثبت شرکت در تهران
سایر محلات تهران
واتس آپ
تماس