
هدیه ویژه را از ما بخواهید
ثبت شرکت – تغییرات – ارائه صورتجلسات –پلمپ دفاتر – کد اقتصادی –حسابداری – ثبت محدود
قضاوت حرفه ای در حسابرسی

کليد واژه ها: حسابرسی ، قضاوت حرفه ای ، ويژگی های شخصی ، عوامل محيطی
هدیه ویژه را از ما بخواهید
ثبت شرکت – تغییرات – ارائه صورتجلسات –پلمپ دفاتر – کد اقتصادی –حسابداری – ثبت محدود
کنترل کیفیت حسابرسی اطلاعات مالی

(کنترل کیفیت حسابرسی اطلاعات مالی تاریخی)
استانداردهای حسابرسی
بخش 22: کنترل کیفیت حسابرسی اطلاعات مالی تاریخی
(تجدید نظرشده 1386)
فهرست
بند
کلیات 4-1
تعاریف 5
مسئولیتهای مرتبط با کیفیت حسابرسی 13-6
پذیرش و تداوم رابطه با صاحبکار و کارهای حسابرسی ویژه 18-14
تعیین گروه حسابرسی 20-19
انجام کار 40-21
نظارت 42-41
تاریخ اجرا 43
کلیات
1 . هدف این بخش، ارائه استانداردها و راهنماییهای لازم درباره مسئولیتهای مشخص کارکنان مؤسسه حسابرسی درمورد روشهای کنترل کیفیت حسابرسی اطلاعات مالی تاریخی (شامل حسابرسی صورتهای مالی) است. این بخش لازم است با بخشهای ”الف“ و ”ب“ آیین رفتار حرفهای (نشریه 123) مطالعه شود.
2 .گروه حسابرسی باید روشهای کنترل کیفیت قابل اجرا در مورد هر کار حسابرسی را اجرا کند.
3 .هر مؤسسه حسابرسی مکلف به استقرار یک سیستم کنترل کیفیت طراحی شده برای کسب اطمینان معقول از این موضوع است که مؤسسه و کارکنان آن، الزامات استانداردهای حرفهای و قانونی و مقرراتی را رعایت می کنند و گزارشهای حسابرسی، مناسب شرایط موجود توسط مؤسسه یا مدیر مسئول کار صادر میشود.
4 . گروه حسابرسی:
الف- روشهای کنترل کیفیت قابلاجرا در کار حسابرسی را اجرا میکند.
ب- اطلاعات مرتبط را در اختیار مؤسسه قرار میدهد تا امکان اجرای بخش مربوط به استقلال در سیستم کنترل کیفیت مؤسسه، فراهم شود.
پ- میتواند به سیستمهای مؤسسه اعتماد کند (برای مثال، در ارتباط با تواناییها و صلاحیت کارکنان از طریق استخدام و آموزشهای رسمی، استقلال از طریق گردآوری و اطلاعرسانی اطلاعات مربوط به استقلال، برقراری روابط با صاحبکار از طریق سیستمهای پذیرش و حفظ صاحبکار؛ و پایبندی به الزامات قانونی و مقرراتی از طریق فرآیندهای نظارتی)، مگر این که اطلاعات ارائه شده توسط مؤسسه یا سایرین، برخورد دیگری را ایجاب کند.
تعاریف
5 . در این بخش، معانی برخی اصطلاحات به شرح زیر است:
الف- ” مدیر مسئول کار“ - شریک یا فرد دیگری در مؤسسه، دارای مجوز حرفهای یا قانونی مربوط، که مسئول یک کار حسابرسی و اجرای آن و گزارش حسابرسی صادره از طرف مؤسسه است.
ب- ” بررسی کنترل کیفیت کار حسابرسی“ - فرآیند طراحی شده برای امکان پذیر ساختن ارزیابی بیطرفانه (پیش از صدور گزارش حسابرس) قضاوتهای عمدهای که گروه حسابرسی به عمل آورده و نتایجی که برای تهیه گزارش حسابرس، به آن دست یافته است.
پ- ” بررسی کننده کنترل کیفیت کار حسابرسی“ - شریک، فرد دیگری در مؤسسه، فرد برونسازمانی واجد شرایط یا گروهی از این گونه افراد، با تجربه و اختیار کافی و مناسب برای ارزیابی بیطرفانه (پیش از صدور گزارش حسابرس) قضاوتهای عمده به عمل آمده توسط گروه حسابرسی و نتایجی که برای تهیه گزارش حسابرس، به آن دست یافتهاند.
ت- ” گروه حسابرسی“ - همه افراد اجراکننده یک کار حسابرسی، شامل کارشناسان طرف قرارداد مؤسسه در ارتباط با آن کار حسابرسی.
ث- ” مؤسسه حسابرسی“ - یک شاغل انفرادی و سازمان یا مؤسسهای متشکل از حسابداران رسمی که عهده دار انجام حسابرسی میباشد.
ج- ” بازبینی“ - روشهای طراحیشده برای فراهم کردن شواهدی از رعایت سیاستها و روشهای کنترل کیفیت مؤسسه توسط گروه حسابرسی در ارتباط با کار حسابرسی تکمیلشده.
چ- ” نظارت“ - فرآیند بررسی و ارزیابی مستمر سیستم کنترل کیفیت مؤسسه، شامل بازبینی متناوب موارد انتخابی از کارهای تکمیل شده، که برای قادر ساختن مؤسسه به کسب اطمینان معقول از اجرای اثربخش سیستم کنترل کیفیت آن، طراحی شده است.
ح- ” شریک“ - هر عضو جامعه حسابداران رسمی ایران که به طور تمام وقت منحصراً در یک مؤسسه به کار حرفهای اشتغال داشته و در مقابل فعالیتهای مؤسسه و اشخاص ثالث مسئولیت تضامنی دارد.
خ- ” کارکنان“ - شرکا و سایر افراد حرفهای مؤسسه شامل کارشناسانی که در استخدام مؤسسه هستند.
د- ” استانداردهای حرفهای“ - استانداردهای حسابرسی و الزامات اخلاقی مربوط، به شرح مندرج در آیین رفتار حرفهای.
ذ- ” اطمینان معقول“ - در این بخش، سطح اطمینانی بالا اما نه مطلق.
ر-” فرد برون سازمانی واجد شرایط“ – فردی خارج از مؤسسه با تواناییها و صلاحیتی در حد مدیر مسئول کار؛ برای مثال، شریک یک مؤسسه دیگر یا افراد حرفهای مسئول کنترل کیفیت در جامعه حسابداران رسمی ایران.
مسئولیتهای مرتبط با کیفیت حسابرسی
6 . مدیر مسئول کار باید مسئولیت کیفیت هر کار حسابرسی محول شده به وی را بپذیرد.
7 . مدیر مسئول کار در همه مراحل کار حسابرسی الگویی را در باره کیفیت حسابرسی برای سایر اعضای گروه تدوین میکند. این الگو، معمولاً از طریق اقدامات مدیر مسئول کار و پیامهای مناسب وی به اعضای گروه ارائه میشود. این گونه اقدامات و پیامها به موارد زیر تأکید دارد:
الف- اهمیت اجرای کار طبق الزامات استانداردهای حرفهای، قانونی و مقرراتی.
ب- اهمیت رعایت سیاستها و روشهای کنترل کیفیت مؤسسه متناسب با شرایط کار.
پ- اهمیت صدور گزارش حسابرس، مناسب شرایط موجود.
ت- این واقعیت که کیفیت، برای انجام کار حسابرسی، اساسی است.
الزامات اخلاقی
8 .مدیر مسئول کار باید رعایت الزامات اخلاقی توسط اعضای گروه را ارزیابی کند.
9 . الزامات اخلاقی مربوط به کارهای حسابرسی معمولاً دربرگیرنده قسمتهای ”الف“ و”ب“ آیین رفتار حرفهای است که بیشتر جنبه بازدارنده دارد. طبق آیین رفتار حرفهای، اصول اساسی اخلاق حرفهای به شرح زیر است:
الف- درستکاری.
ب- بیطرفی.
پ- صلاحیت و مراقبت حرفهای.
ت- رازداری.
ث- رفتار حرفهای.
10 . مدیر مسئول کار همواره نسبت به عدم رعایت الزامات اخلاقی، هشیار است. پرس و جو و گفتگو در باره موضوعات اخلاقی بین مدیر مسئول کار و سایر اعضای گروه حسابرسی در طول اجرای کار حسابرسی و حسب ضرورت رخ میدهد. چنانچه مدیر مسئول کار از طریق سیستمهای مؤسسه یا به هر طریق دیگر، به این نتیجه برسد که اعضای گروه حسابرسی الزامات اخلاقی را رعایت نکردهاند، لازم است از طریق مشورت با سایر افراد ذیصلاح در مؤسسه، اقدام مناسب را تعیین کند.
11 . مدیر مسئول کار و، درصورت اقتضا، سایر اعضای گروه حسابرسی، موضوعات شناساییشده و چگونگی حل و فصل آنها را مستند میکنند.
استقلال
12 . مدیر مسئول کار باید در مورد رعایت شدن یا نشدن الزامات استقلال مربوط به کار حسابرسی نتیجه گیری کند. وی برای این کار باید موارد زیر را انجام دهد:
الف- کسب اطلاعات مربوط از مؤسسه برای شناسایی و ارزیابی شرایط و روابطی که استقلال را تهدید میکند.
ب- ارزیابی اطلاعات مربوط به هر گونه تخطی از سیاستها و روشهای استقلال مؤسسه، درصورت وجود، برای تعیین مواردی که استقلال مربوط به کار حسابرسی را تهدید میکند.
پ- انجام اقدامات مناسب برای رفع این گونه تهدیدات یا کاهش آنها به سطح پایین قابل پذیرش از طریق تدابیر ایمنی. مدیر مسئول کار باید هر گونه ناکامی در حل مشکل را برای اقدام مناسب، هر چه زودتر به مؤسسه گزارش کند.
ت- مستندسازی نتیجه گیریهای مربوط به استقلال و هر گونه مذاکرات مربوط با مؤسسه به عنوان پشتوانه این نتیجه گیریها.
13 . مدیر مسئول کار ممکن است در رابطه با استقلال مربوط به کار حسابرسی تهدیدی را شناسایی کند که تدابیر ایمنی نتواند آن را از بین ببرد یا به سطح پایین قابل پذیرش کاهش دهد. در این گونه موارد، مدیر مسئول کار برای تعیین اقدامات مناسب (که میتواند شامل از بین بردن عوامل ایجاد کننده تهدید یا کناره گیری از کار حسابرسی باشد) با افراد ذیصلاح در مؤسسه مشورت میکند. این مشاوره و نتایج آن باید مستند شود.
پذیرش و تداوم رابطه با صاحبکار و کارهای حسابرسی ویژه
14 . مدیر مسئول کار باید متقاعد شود که روشهای مناسبی برای پذیرش و تداوم رابطه با صاحبکار و کارهای حسابرسی ویژه اجرا شده و نتایج بدست آمده ، مناسب می باشد و مستند شده است.
15 . فرآیند تصمیم گیری در باره پذیرش یا تداوم کار حسابرسی ممکن است توسط مدیر مسئول کار شروع نشده باشد. با این وجود، مدیر مسئول کار تعیین میکند که آیا آخرین تصمیم اتخاذ شده هنوز مناسب است یا خیر.
16 . پذیرش و تداوم رابطه با صاحبکار و کارهای حسابرسی ویژه شامل ارزیابی موارد زیر است:
•صداقت مالکین عمده، هیئت مدیره و مدیران اجرایی اصلی.
•صلاحیت گروه حسابرسی برای اجرای کار و دارا بودن زمان و منابع لازم.
•امکان رعایت الزامات اخلاقی توسط مؤسسه و گروه حسابرسی.
چنانچه با ارزیابی موارد بالا مسائلی مشخص شود، گروه حسابرسی مشورتهای مناسب مقرر در بندهای 30 تا 33 را به عمل میآورد و چگونگی حل و فصل آن را مستند میکند.
17 . تصمیم گیری درباره تداوم رابطه با یک صاحبکار، شامل بررسی مسائل عمده پیش آمده در جریان کار حسابرسی جاری یا قبلی و پیآمد آن بر تداوم رابطه است. برای مثال، صاحبکاری ممکن است به توسعه فعالیتهای تجاری خود در زمینهای پرداخته باشد که مؤسسه شناخت یا تجربه لازم را از آن ندارد.
18 .چنانچه مدیر مسئول کار به اطلاعاتی دست یابد که در صورت دسترسی زودتر به آن، مؤسسه از پذیرش کار حسابرسی مربوط خودداری میکرد باید آن اطلاعات را هرچه زودتر به مؤسسه گزارش کند تا مؤسسه و مدیر مسئول کار بتوانند اقدامات لازم را به عملآورند.
تعیین گروه حسابرسی
19 . مدیر مسئول کار باید متقاعد شود که گروه حسابرسی در مجموع، تواناییها، صلاحیت و زمان لازم برای اجرای کار حسابرسی را طبق الزامات استانداردهای حرفهای، قانونی و مقرراتی دارد و قادر به صدور گزارش حسابرس، مناسب شرایط موجود، میباشد.
20 . تواناییها و صلاحیت موردانتظار از گروه حسابرسی به شرح زیر است:
•شناخت و تجربه عملی از کارهای حسابرسی با ماهیت و پیچیدگی مشابه از طریق آموزش مناسب و مشارکت.
•شناخت از الزامات استانداردهای حرفهای، قانونی و مقرراتی.
•دانش فنی مناسب، شامل دانش فناوری اطلاعات مربوط.
•شناخت از صنعت مربوط به فعالیت صاحبکار.
•توان اعمال قضاوت حرفهای.
•شناخت از سیاستها و روشهای کنترل کیفیت مؤسسه.
انجام کار
21 . مدیر مسئول کار باید مسئولیت هدایت، سرپرستی و اجرای کار حسابرسی را طبق الزامات استانداردهای حرفهای، قانونی و مقرراتی و مناسب بودن گزارش حسابرس در شرایط موجود، به عهده گیرد.
22 . مدیر مسئول کار، با آگاه کردن اعضای گروه از موارد زیر، کار حسابرسی را هدایت میکند:
الف- مسئولیتهای آنان.
ب- ماهیت فعالیت تجاری واحد مورد رسیدگی.
پ- موضوعات مرتبط با خطر.
ت- مشکلاتی که ممکن است پدید آید.
ث- رویکرد تفصیلی انجام کار.
مسئولیتهای گروه حسابرسی شامل حفظ بیطرفی، سطح مناسبی از تردید حرفهای و اجرای کار واگذار شده به آنان طبق اصل مراقبت حرفهای است. اعضای گروه حسابرسی بهتر است پرسشهای خود را از اعضای با تجربهتر گروه بپرسند؛ بدین ترتیب، گفتگوی مناسبتری بین اعضای گروه به وجود میآید.
23 . شناخت همه اعضای گروه حسابرسی از اهداف کار مورد اجرا توسط آنان، حایز اهمیت است. کار گروهی وآموزش مناسب برای کمک به اعضای کم تجربهتر گروه حسابرسی در جهت کسب شناختی روشن از اهداف کار واگذارشده، ضروری است.
24 . سرپرستی شامل موارد زیر است:
•پیگیری پیشرفت کار حسابرسی.
•ارزیابی تواناییها و صلاحیت هر یک از افراد گروه حسابرسی، داشتن زمان کافی توسط هر یک از آنان برای انجام کار خود، شناخت آنان از وظایف محوله و اجرای کار طبق رویکرد برنامه ریزی شده.
•توجه به مسائل عمده پدید آمده در جریان کار حسابرسی، ارزیابی اهمیت آنها و تعدیل رویکرد برنامه ریزی شده به گونه ای مناسب.
•شناسایی موضوعاتی که به مشورت یا بررسی توسط اعضای با تجربهتر گروه حسابرسی نیاز دارد.
25 . مسئولیتهای بررسی بر این مبنا تعیین میشود که اعضای با تجربهتر گروه، شامل مدیر مسئول کار، کار انجام شده توسط اعضای کم تجربهتر گروه را بررسی کنند. بررسیکنندگان،موارد زیر را ارزیابی میکنند:
الف- انجام شدن کار طبق الزامات استانداردهای حرفهای، قانونی و مقرراتی.
ب- مشخص شدن موضوعات عمده مستلزم بررسی بیشتر.
پ- انجام شدن مشورتهای مناسب ومستند کردن و اجرای نتایج مشورتها.
ت- ضرورت تجدید نظر در ماهیت، زمانبندی اجرا و میزان کار اجرا شده.
ث- پشتیبانی کار انجامشده از نتایج بدست آمده و مستند شدن آن به گونهای مناسب.
ج- کافی و مناسب بودن شواهد کسب شده برای پشتیبانی از گزارش حسابرس.
چ- دستیابی به اهداف روشهای انجام کار حسابرسی.
26 .مدیر مسئول کار، پیش از صدور گزارش حسابرس، از طریق بررسی مستندات حسابرسی و گفتگو با گروه حسابرسی باید متقاعد شود که شواهد حسابرسی کافی و مناسب برای پشتیبانی از نتایج بدستآمده و صدور گزارش حسابرس، کسب شده است.
27 . مدیر مسئول کار، بررسیهای خود را به موقع و در مقاطع مناسب اجرای کار انجام میدهد. این امر سبب میشود که موضوعات عمده، در حد رضایت مدیر مسئول کار و پیش از صدور گزارش حل و فصل گردد. این بررسیها، زمینههای مهم قضاوتی، به ویژه موضوعات پیچیده یا بحث انگیز شناسایی شده در جریان کار حسابرسی، خطرهای عمده و سایر زمینههایی را در بر میگیرد که مدیر مسئول کار آنها را با اهمیت تشخیص دهد. مدیر مسئول کار لازم نیست همه مستندات حسابرسی را بررسی کند، اما میزان و زمان بررسیها را مستند میکند. مسائل ناشی از بررسیها لازم است در حد رضایت مدیر مسئول کار حل و فصل شود.
28 . چنانچه در جریان کار حسابرسی مدیر مسئول کار تغییر کند، مدیر جدید، کارهای انجام شده تا تاریخ تغییر را بررسی میکند. مدیر جدید مسئول کار، روشهای بررسی را به اندازهای اجرا میکند که برای اطمینان از برنامه ریزی و اجرای کار انجام شده تا تاریخ بررسی بر طبق الزامات استانداردهای حرفهای، قانونی و مقرراتی کافی باشد.
29 . در مواردی که بیش از یک مدیر، مسئولیت یک کار حسابرسی را به عهده دارند، روشن بودن مسئولیتهای هر مدیر و درک آن توسط هر یک از اعضای گروه حسابرسی، حایز اهمیت است.
مشاوره
30 . مدیر مسئول کار باید:
الف- مسئولیت انجام مشورت مناسب توسط گروه حسابرسی درباره موضوعات پیچیده و بحث انگیز را به عهده داشته باشد.
ب- متقاعد شود که اعضای گروه حسابرسی در جریان کار حسابرسی، با یکدیگر و سایرین در سطوح مناسب، درون یا برون مؤسسه، مشورت لازم را به عمل آوردهاند.
پ- متقاعدشود که ماهیت، حدود و نتایج ناشی از این گونه مشورتها مستند شده و مورد تأیید طرف مشاوره قرار گرفته است.
ت- مشخصکند که نتایج ناشی از مشورتها اجرا شده است.
31 . مشورت اثربخش با سایر کارشناسان مستلزم این است که همه حقایق مربوط، به آنها اطلاع داده شود تا بتوانند در باره موضوعات فنی، اخلاقی یا غیره، آگاهانه اظهار نظر کنند. درصورت لزوم، گروه حسابرسی با افراد دارای دانش، سوابق و تجربه مناسب در درون یا برون مؤسسه ، مشورت میکند. نتیجه ناشی از مشورتها به گونهای مناسب مستند و اجرا می شود.
32 . مشورت گروه حسابرسی با افراد خارج از مؤسسه، گاه ضرورت مییابد؛ برای مثال، در مواردی که مؤسسه فاقد کارشناس ذیصلاح است. گروه حسابرسی میتواند از خدمات مشاورهای سایر مؤسسات و مراجع حرفهای یا قانونی استفاده کند.
33 . مشورت با سایر کارشناسان در باره موضوعات پیچیده یا بحث انگیز، از طریق تأیید توسط مشورت کننده و مشاور مستند میشود. این مستند سازی چنان کامل و تفصیلی است که امکان درک موارد زیر فراهم میشود:
الف- موضوع مورد مشورت.
ب- نتایج مشورت، شامل هر نوع تصمیمات اتخاذ شده، مبنای آن تصمیمات و چگونگی اجرای آنها.
اختلاف نظر
34 . درمواردی که بین اعضای گروه حسابرسی و افراد طرف مشورت و، در موارد مربوط، بین مدیر مسئول کار و بررسیکننده کنترل کیفیت کار حسابرسی، اختلاف نظر باشد، گروه حسابرسی باید در برخورد با نظرهای متفاوت و حل و فصل آنها از سیاستها و روشهای مؤسسه پیروی کند.
35 . درصورت لزوم، مدیر مسئول کار به اعضای گروه حسابرسی اطلاع میدهد که آنها میتوانند موضوعات مورد اختلاف نظر را به گونهای مناسب و بدون نگرانی از پیآمد آن به اطلاع مدیر مسئول کار یا سایر افراد درون مؤسسه برسانند.
بررسی کنترل کیفیت کار حسابرسی
36 . مدیر مسئول کار برای حسابرسی صورتهای مالی شرکتهایی که اوراق بهادار آنها به عموم عرضه شده است باید:
الف- مشخصکند که یک بررسیکننده کنترل کیفیت کار حسابرسی انتخاب شده است.
ب- موضوعات عمده مشخصشده درجریان کار حسابرسی، شامل موارد شناساییشده درجریان بررسی کنترل کیفیت کار حسابرسی را با بررسیکننده کنترل کیفیت، موردبحث قراردهد.
پ- گزارش حسابرس را تازمان تکمیل بررسی کنترل کیفیت کار حسابرسی صادرنکند.
درمورد سایر کارهای حسابرسی که بررسی کنترل کیفیت انجام میشود، مدیر مسئول کار الزامات مقرر در بندهای ”الف“ و ”پ“ را رعایت میکند.
37 . درمواردی که در زمان شروع کار حسابرسی، بررسی کنترل کیفیت ضرورت نداشته است، مدیر مسئول کار میداند که تغییر در شرایط ممکن است این گونه بررسی را ضروری سازد.
38 .بررسی کنترل کیفیت کار حسابرسی باید شامل ارزیابی بیطرفانه موارد زیر باشد:
الف- قضاوتهای عمده به عملآمده توسط گروه حسابرسی.
ب- نتایج بدستآمده برای تهیه گزارش حسابرس.
39 . بررسی کنترل کیفیت کار حسابرسی معمولاً حاوی گفتگو با مدیر مسئول کار، بررسی اطلاعات مالی و گزارش حسابرس و، به ویژه، بررسی مناسب بودن گزارش حسابرس است. این کار شامل بررسی مستندات حسابرسی انتخاب شده درباره قضاوتهای عمده به عملآمده توسط گروه حسابرسی و نتایجی که آنها بدست آوردهاند نیز میباشد. میزان رسیدگی، به پیچیدگی کار حسابرسی و خطر احتمال مناسب نبودن گزارش حسابرس در شرایط موجود، بستگیدارد. انجام بررسی، مسئولیتهای مدیر مسئول کار را کاهش نمیدهد.
40 . بررسی کنترل کیفیت کار حسابرسی درمورد حسابرسی صورتهای مالی شرکتهایی که اوراق بهادار آنها به عموم عرضه شده است شامل توجه به موارد زیر میباشد:
•ارزیابی استقلال مؤسسه درارتباط با هر کار حسابرسی توسط گروه حسابرسی.
•خطرهای عمده شناساییشده درجریان کار حسابرسی (طبق بخش 5-31 ، شناخت واحدموردرسیدگی و محیط آن و برآورد خطرهای تحریف بااهمیت) و برخورد با آن خطرها (طبق بخش 33 ، روشهای حسابرسی در برخورد با خطرهای برآوردی)، شامل برآورد گروه حسابرسی از خطر تقلب و برخورد با آن.
•قضاوتهای به عملآمده، به ویژه در ارتباط با اهمیت و خطرهای عمده.
•انجام مشورت مناسب درمورد موضوعات حاوی اختلاف نظر یا سایرموضوعات پیچیده یا بحث انگیز و نتایج بدست آمده از این مشورتها.
•میزان اهمیت و چگونگی حل و فصل تحریفهای اصلاح شده و نشده شناسایی شده درجریان حسابرسی.
•موضوعاتی که لازم است به اطلاع مدیران اجرایی و هیئت مدیره و، در موارد مقتضی، سایر اشخاص مانند مراجع قانونی برسد.
•این که آیا مستندات انتخاب شده برای بررسی، کار انجام شده در ارتباط با قضاوتهای عمده را منعکس و نتایج بدست آمده را پشتیبانی میکند یا خیر.
•مناسب بودن گزارش حسابرس برای صدور.
بررسی کنترل کیفیت کار حسابرسی درمورد حسابرسی اطلاعات مالی تاریخی، غیر از حسابرسی صورتهای مالی شرکتهایی که اوراق بهادار آنها به عموم عرضه شده، ممکناست، شامل بعضی یا همه این موارد باشد.
نظارت
جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره 09128069819 و یا ایمیل info@arshiyagroup.ir ماس حاصل فرمایید و یا به شماره 500011008069819 پیامک ارسال فرمایید
ثبت محدود- ثبت تعاونی- تغییرات - ثبت شرکت –تغییرات خاص –تغییرات محدود – صورتجلسات – پلمپ دفاتر
صرفه جویی در زمان و هزینه با ثبت شرکت ارشیا
كار برگهای حسابرسی

مقدمه:
حسابرسان باید شواهد لازم برای پشتیبانی از اظهار نظر خود و شواهد مربوط به انجام حسابرسی طبق استاندارد های حسابرسی را مستند نمایند . این مستند سازی از طریق تهیه و نگهداری كاربرگهای حسابرسی و دریافت و حفظ این گونه مدارك توسط حسابرس در ارتباط با اجرای عملیات حسابرسی انجام می شود . در این فصل ، ویژگی اساسی كاربرگ ها و نقشی كه در فرایند حسابرسی دارند و همچنین ، كنترل كیفیت كار حسابرسی مورد بحث قرار می گیرد .
كاربرگ حسابرسی
كاربرگ حسابرسی ، ابزار كار حرفه حسابرسی است و حسابرسان روشهای بكار برده شده ، آزمونهای انجام شده ، اطلاعات جمع آوری شده و نتایج بدست آمده در طول اجرای عملیات حسابرسی را در كاربرگها مستند می كنند .
كاربرگ های حسابرسی ، حلقه ارتباطی بین مدارك حسابداری صاحبكار و گزارش حسایرسان است و كلیه كارهای انجام شده توسط حسابرسان را مستند و گزارش حسابرسان را توجیح می كنند .كاربرگهای حسابرسی باید حاوی كلیه اطلاعات مربوط به اظهار نظر درباره مطلوبیت ارائه صورتهای مالی صاحب كار باشد و میتواند به شكل ثبت اطلاعات روی كاغذ ، فیلم ، ضبط الكترونیكی یا دیگر ابزارهای مشابه باشد .
اهداف كاربرگهای حسابرسی
كاربرگهای حسابرسی اهداف و نیازهای زیر را تامین می كنند :
1 – كمك به برنامه ریزی و اجرای عملیات حسابرسی
2 – كمك به سرپرستان ، مدیران و شركا در نظارت بر بررسی كار حسابرسان
3 – تامین پشتوانه لازم برای گزارش حسابرسان
4 – مستند كردن رعایت استاندارد های اجرای عملیات حسابرسی
5 – كمك به برنامه ریزی و انجام حسابرسی دوره های آینده
6 – فراهم نمودن اطلاعات مورد نیاز در زمینه ارائه سایر خدمات حرفه ای ، مانند تنظیم اظهار نامه مالیاتی و ارائه خدمات مشاوره مدیریت
شكل و محتوای كاربرگ های حسابرسی
حسابرسان باید اطلاعات مربوط به برنامه ریزی كار حسابرسی نوع و ماهیت ، زمانبندی اجرا وحدود روشهای حسابرسی اجرا شده و نتایج حاصل از آن و نتیجه گیری ناشی از شواهد جمع آوری شده را در كاربرگهای حسابرسی ثبت نمایند . شكل ومحتوای كاربرگهای حسابرسی باید متناسب با شرایط موجود و نیازهای حسابرس در هر كار حسابرسی ، طراحی و تنظیم شود .
میزان و حجم كاربرگهای حسابرسی به قضاوت حرفه ای حسابرس بستگی دارد ، چرا كه مستند كردن كلیه موضوعات مورد رسیدگی حسابرس نه ضروری است و نه امكان تهیه آن عملی می باشد .میزان وحجم كاربرگهای حسابرسی لازم است به اندازه ای باشد كه در صورت لزوم بتواند شناختی كلی از كارهای حسابرسی انجام شده و اطلاعات مفید را برای سایر حسابرسان ، كه شناختی از این كار حسابرسی ندارند ، فراهم نماید .عوامل زیر بر شكل ومحتوای كاربرگهای حسابرسی تاثیر می گذارد :
1 – ماهیت كار و نوع گزارش حسابرسان
2 – نوع و ماهیت و پیچیدگی فعالیت واحد مورد رسیدگی
3 – نوع و ماهیت و وضعیت سیستمهای حسابداری و كنترل داخلی واحد مورد رسیدگی
4 – اعمال سیاستهای كنترل كیفیت در هر كار حسابرسی شامل هدایت ، سرپرستی و بررسی كار انجام شده
5 – شیوه وتكنیكهای حسابرسی مورد استفاده در جریان رسیدگیها
محرمانه بودن ، مراقبت و نگهداری و مالكیت كاربرگهای حسابرسی
بیشتر اطلاعاتی كه در اختیار حسابرسان قرار می گیرد ، از قبیل حاشیه فروش هر یك از محصولات ، برنامه های مورد نظر برای تركیب و ادغام واحد تجاری با واحد های تجاری دیگر ، قرارداد با مشتریان و حقوق و مزایای مدیران ارشد واحد تجاری ، اطلاعات محرمانه تلقی می شود لذا كاربرگهای حسابرسی كه این اطلاعات در آنها درج می شود نیز ماهیت محرمانه دارند و نباید اطلاعات آنها در خارج ویا حتی داخل واحد تجاری برملا گردد و حسابرسان برای رعایت این موضوع و نگهداری كاربرگها ، طی مدت مقرر طبق الزامات حرفه ای و قانونی باید روشهای مناسبی را به كار گیرند مالكیت كاربرگهای حسابرسی متعلق به حسابرسان است و صاحب كار تحت هیچ شرایطی نمی تواند حسابرسان را ملزم كند كه كاربرگهای حسابرسی را در اختیار وی قرار دهند با این وجود ، تلخیصی از برخی كاربرگهای حسابرسی یا نسخه ای از آنها می تواند با صلاح دید حسابرسان در اختیار مورد رسیدگی قرارگیرند ( تا به عنوان پشتوانه مدارك حسابداری واحد مزبور ، مورد استفاده قرار گیرد ) ، اما كاربرگهای حسابرسی هرگز نباید به عنوان جایگزین مدارك حسابداری واحد مورد رسیدگی تلقی شود .
كاربرگ های حسابرسی و مسئولیت حسابرسان
كاربرگ های حسابرسی ، مدارك اساسی هستند كه میزان روشهای اجرا شده وشواهد
گردآوری شده حسابرسان در طی رسیدگی را نشان می دهند . چنانچه حسابرسان بعد از اتمام عملیات رسیدگی و یا بعد از صدور گزارش ، متهم به سهل انگاری و كوتاهی در انجام عملیات حسابرسی شوند كاربرگ های حسابرسی ، وسیله بسیار مهمی در تایید یا رد اتهام وارده به حسابرسان خواهند بود . اگر كاربرگ های حسابرسی به نحو صحیح تهیه و عملیات رسیدگی و جمع آوری شواهد ، طبق استاندارد های حسابرسی صورت گرفته باشد ،
كاربرگ ها عاملی در تبرئه حسابرسان خواهند بود ، در غیر این صورت ممكن است بر علیه ایشان استفاده شود .
موسسات حسابرسی در پایان هر كار حسابرسی ، باید كاربرگ ها را مورد بررسی قرار دهند و اطمینان یابند كه كاربرگ ها ، حاوی اطلاعات و مندرجات مغایر با نتایجی كه به آن رسیده اند نیست . یكی از مشكلاتی كه سبب می شود كاربرگ های حسابرسی حاوی مندرجات ضد ونقیض با گزارش حسابرسی باشد ، وجود كاربرگ هایی است كه توسط حسابرسان كم تجربه تهیه شده است . هنگامی كه كاربرگ ها توسط سرپرست ، مدیر یا شریك مورد بررسی قرار می گیرد ، بررسی كننده باید علاوه بر نكات مندرج در
كاربرگ ها ، سایر جنبه های رسیدگی و همچنین مدارك حسابداری صاحبكار را كه شناخت كافی از آن دارد را مورد توجه قرار دهد و ممكن است به این نتیجه برسد كه مطالب مندرج در كاربرگ ها صحیح می باشد و یا نیاز به اصلاح و تغییر و یا رسیدگی بیشترمی باشد . در صورت وجود موارد ضد ونقیض یا اشكال ، از حسابرس رسیدگی كننده درخواست می شود كه موارد مذكور مجددا بررسی و اصلاح شوند . در صورت عدم دسترسی به حسابرس رسیدگی كننده ، مطالب مندرج در كاربرگ ها بنا به صلاحدید و تصمیم مسئول بررسی كننده تغییر یا اصلاح می شوند و دلایل مربوطه در كاربرگ ها توضیح داده می شود .
در صورتی كه در مورد یك نحوه عمل حسابرسی و یا حسابداری بین افراد مختلف تیم حسابرسی اختلاف نظری بوجود آید كه باعث گردد كاربرگ ها ناهماهنگ شوند ، حسابرسان مزبور باید در اینگونه موارد ، درباره موضوع اختلاف نظر به توافق برسند . چنانچه حسابرسان به توافق برسند باید كاربرگ های تهیه شده تجدید نظر و اصلاح شوند . در غیر این صورت ، نظر مقام مسئول بالاتر حاكم خواهد بود . با این حال ، تمام افراد تیم حسابرسی مجازند نظر مخالف خود را درباره تصمیم نهایی ، در كاربرگ ها ثبت نمایند . در این صورت شریك باید منطق و دلایل تصمیم نهایی موسسه را در كاربرگ ها ثبت نماید .
موسسات حسابرسی باید هر چند وقت یك بار روش های تهیه ، بررسی و نگهداری كاربرگ های خود را مورد ارزیابی قرار دهند و با توجه به مسولیت قانونی خود ، تغییرات لازم را در روش های تهیه ، بررسی و نگهداری كاربرگ ها اعمال كنند تا كار حسابرسی با توجه به سیاست های كنترل كیفیت هر كار و موسسه حسابرسی صورت گیرد .
انواع كاربرگ ها
با توجه به مطالب متعددی كه در كاربرگ ها درج می گردد ، انواع بی شماری كاربرگ حسابرسی وجود دارد . از این رو ، طبقه بندی آن ها كار نسبتا مشكلی است . با این حال ، كاربرگ های تهیه شده می توانند در گروه های زیر طبقه بندی شود :
1 – كاربرگ های عمومی
2 – كاربرگ نهایی
3 - كاربرگ های اصلی
4 – كاربرگ اصلاحات پیشنهادی و تعدیلات طبقه بندی
5 – كاربرگ های تفصیلی
6 – كاربرگ تجزیه و تحلیل
7 – كاربرگ صورت مغایرت
8 – كاربرگ های محاسباتی
9 – مدارك موید
كاربرگ های عمومی
كاربرگ های عمومی برای استفاده در برنامه ریزی و اداره امور حسابرسی ، طراحی
می شوند . كاربرگ های برنامه ریزی حسابرسی ، طرح های كلی و برنامه های حسابررسی ، نمود گرها و پرسش نامه كنترل های داخلی ، قرارداد حسابرسی ، بودجه زمانی و یادداشت نكات ، نمونه هایی از كاربرگ های عمومی محسوب می شوند .
كاربرگ نهایی
كاربرگ نهایی كه كاربرگ تراز آزمایشی نیز نامیده می شود جدولی است حاوی مانده سال جاری و سال قبل حسلب های دفتر كل و ستون های اصلاحات پیشنهادی ، تعدیلات
طبقه بندی و همچنین ، اقلام نهایی كه در صورت های مالی منعكس خواهد شد . كاربرگ نهایی ، جدول اصلی كنترل و تلخیص تمام كاربرگ های پرونده است و به عنوان ˝ستون فقرات˝ مجموعه كاربرگ های حسابرسی محسوب می شود . نمونه ای از كاربرگ نهایی كه توسط حسابرسان تهیه می شود به شرح زیر است :
كاربرگ اصلی :
كاربرگ اصلی مشابه كاربرگ نهایی بوده و نشان دهنده یكی از سرفصل های عمده
صورت های مالی می باشد . كاربرگ اصلی برای تلفیق هر گروه از حساب های مشابه دفتر كل بكار می رود و جمع هر یك ازر این كاربرگ ها ، یكجا به كاربرگ نهایی منتقل می شود . برای مثال كاربرگ اصلی وجوه نقد شامل مانده حسابهای بانكی ، صندوق ، تنخواه گردانها و ........است .
كاربرگ اصلاحات پیشنهادی و تعدیلات طبقه بندی
كاربرگ اصلاحات پیشنهادی ، پیشنویس ثبت های روزنامه ای كه حسابرسان برای تصحیح اشتباهات یا تخلف های با اهمیت كشف شده در صورت های مالی و مدارك حسابداری صاحبكار تهیه می كنند .
كاربرگ تعدیلات طبقه بندی شامل اقلامی است كه ثبت آنها در دفاتر صحیح است ، اما برای ارائه مطلوب صورت های مالی باید تجدید طبقه بندی شوند . برای مثال ، مانده بستانكاربا اهمیت حساب های دریافتی باید تحت عنوان یك بدهی ، تجدید طبقه بندی و در تراز نامه منعكس شود . از آنجایی كه تعدیلات طبقه بندی تنها بر نحوه ارائه صورت های مالی تاثیر دارد ، تعدیلات مزبور در دفاتر صاحبكار ثبت نمی شود و تنها در كاربرگ های حسابرسی منعكس می گردد .
كاربرگ تفصیلی
كاربرگ تفصیلی كه كاربرگ فرعی نیز نامیده می شود ، كاربرگی است كه اجزای اصلی یا ریز مانده یك حساب دارایی یا بدهی ، مانند صورت ریز مبالغ دریافتی از مشتریان كه جمع آن مانده حساب های دریافتنی می باشد ، را نشان می دهد .
كاربرگ تجزیه و تحلیل
كاربرگ تجزیه و تحلیل خلاصهای از تغییرات طیدوره یك حساب دفتر كل را نشان می دهد . از این كاربرگ بیشتر در رسیدگی به حساب های عمده و كم گردش مانند اموال ، ماشین آلات و تجهیزات ، بدهی های بلند مدت ، حقوق صاحبان سرمایه و ذخیره مطالبات مشكوك الوصول كه طی سال معاملات زیادی در آنها ثبت نشده است ، استفاده می شود .
كاربرگ صورت مغایرت
حسابرسان معمولا به منظور اثبات مبالغ ثبت شده در حساب ها ، مبالغ مذبور را با اطلاعات و مدارك بدست آمده از سایر منابع مقایسه و تطبیق می دهند . در اینگونه موارد ، حسابرسان كاربرگی به نام صورت مغایرت تهیه می كنند ، مانند كاربرگ تطبیق مانده حساب های دریافتنی با تاییدیه های دریافتنی از مشتریان . از این كاربرگ بیشتر در رسیدگی به حسابهای دریافتنی ، حساب های پرداختی ، موجودی نقد وبانك و موجودی مواد و كالا استفاده می شود .
كاربرگ های محاسباتی
حسابرسان معمولا برای تایید و اثبات صحت و درستی برخی از حساب های خاص و برخی از مبالغ ، محاسبات مستقلی را در یك كاربرگ انجام می دهند و نتایج حاصل از آن را با مبالغ منعكس و در مدارك حسابداری صاحبكار مقایسه می كنند . از این كاربرگ كه اصطلاحا كاربرگ محاسباتی نامیده می شود ، برای اثبات اقلامی مانند هزینه استهلاك ، هزینه سود تضمین شده وام ها ، مالیلت حقوق ، مالیات بر درامد ، حق بیمه سهم كارفرما ، ذخیره مزایای پایان خدمت كاركنان ، سود هر سهم نظایر آنها استفاده می شود .
مدارك موید
حسابرسان علاوه بر رسیدگی به مدارك حسابداری صاحبكار و بررسی سیستمهای حسابداری و كنترل های داخلی آن ، مدارك تشریحی دیگری را نیز برای اثبات صحت مطالب منعكس در صورت های مالی و توجیح گزارش خود گرد آوری می كنند ، به اینگونه مدارك اصطلاحا مدارك موید گفته می شود . نسخه ای از صورت جلسات مجامع عمومی و هیئت مدیره ، اساس نامه و مدارك ثبت شركت ، آیین نامه ها و دستورالعمل ها ، قراردادهای خرید و فروش ، قراردادهای وام ، قرارداد انتشار اوراق مشاركت ، تاییدیه های دریافتی از بانك ، تاییدیه وكیل حقوقی شركت ، تاییدیه مدیران و نظایر آنها ، نمونه هایی از مدارك موید می باشد .
سازماندهی كاربرگ های حسابرسی
حسابرسان معمولا كاربرگ های حسابرسی هر صاحبكار را در دو پرونده به شرح زیر نگهداری می كنند :
1 – پرونده جاری 2 – پرونده دائمی
پرونده جاری
پرونده جاری پرونده ای است كه كاربرگ های حسابرسی حاوی اطلاعات مربوط به حسابرسی یك دوره مالی در آن نگهداری می شود و گزارش حسابرسان نیز به استناد همین كاربرگ ها تهیه می شود . به عبارت دیگر كاربرگ هایی در پرونده جاری نگهداری می شود كه اطلاعات مندرج در آنها تنها به دوره مورد رسیدگی مربوط می شوند .
پرونده جاری معمولا با كاربرگ های عمومی شامل پیش نویس صورت های مالی و گزارش حسابرسان شروع می شود و به دنبال آنها كاربرگ نهایی ، كاربرگ اصلاحات پیشنهادی و تعدیلات طبقه بندی ، نامه مدیریت ، چك لیست ها و سایر مطالب عمومی می آید و در ادامه ، كاربرگ های اصلی و تفصیلی مربوط به هر یك از اقلام صورت های مالی ، به ترتیب سر فصل های صورت های مالی به صاحبكار ، در آن نگهداری می شود .
نگهداری مدارك در پرونده جاری بر اساس نظام خاصی صورت می گیرد و حسابرسان جهت دسترسی به كاربرگ ها و سایر مدارك و اطلاعات پرونده جاری از سیستم عطف گذاری متقابل كاربرگ ها استفاده می نمایند . برای این منظور ، برای هر یك از كاربرگ های اصلی یك شماره عطف با كد مشخص اختصاص می یابد و در ادامه كلیه كاربرگ های فرعی واسناد مدارك بایگانی شده نیز به تبع همان شماره یا بر اساس زیر مجموعه ای از همان شماره عطف گذاری و در پرونده نگهداری می شوند و بدین ترتیب ، اطلاعات از طریق سیستم عطف گذاری ، با یكدیگر پیوند می خورد .
پرونده دائمی
آن گروه از كاربرگ های حسابرسی كه حاوی اطلاعات اساسی و دارای كاربرد مداوم است و به بیش از یك دوره مالی تسری پیدا می كند در پرونده دائمی نگهداری می گردند . اطلاعات و مدارك پرونده دائمی عمدتا در جریان حسابرسی نخستین گردآوری می شود و در حسابرسی های بعدی ، با افزودن اطلاعات مرتبط و تغییر یافته ، بهنگام می شود . پرونده دائمی سه هدف زیر را تامین می كند :
1 – یادآوری نكاتی كه بیش از یك سال كاربرد دارند
2 – فراهم آوردن خلاصه ای از روشها و خط مشی های صاحبكار برای حسابرسان جدید
3 – بی نیاز ساختن حسابرسان از تهیه هر ساله كاربر گهای اقلام بدون تغییر یا كم تغییر
اطلاعات و كاربرگ های حسابرسی پرونده دائمی عمدتا شامل موارد زیر می باشند :
1 – مشخصات كامل شركت شامل نام ، آدرس قانونی وشماره ثبت شركت
2 – نمودار سازمانی واحد مورد رسیدگی و شرح وظایف هر یك از كاركنان
3 – نسخه ای از اساسنامه و مدارك ثبت اولیه شركت
4 – آیین نامه ها و دستورالعمل های اجرایی واحد مورد رسیدگی
5 – سیستم های حسابداری و شرح سیستم كنترل داخلی و ارزیابی آن
6 – فهرست حساب ها
7 – اطلاعات مربوط به ظرفیت تولید شركت و شیوه های تولید ، توزیع و فروش
8 – نمونه امضای مدیران واحد مورد رسیدگی
9 – اطلاعات مربوط به اشخاص وابسته
10 – نسخه ای از قراردادهای بلند مدت واحد مورد رسیدگی
11 – نسخه ای از سوابق مالیاتی شركت شامل برگ های تشخیص و قطعی مالیاتی
12 – كپی اسناد مالكیت دارایی های ثابت مشهود و نا مشهود
13 – كپی صورت جلسات هیئت مدیره و مجامع عمومی
جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره 09128069819 و یا ایمیل info@arshiyagroup.ir ماس حاصل فرمایید و یا به شماره 500011008069819 پیامک ارسال فرمایید
ثبت محدود- ثبت تعاونی- تغییرات - ثبت شرکت –تغییرات خاص –تغییرات محدود – صورتجلسات – پلمپ دفاتر
صرفه جویی در زمان و هزینه با ثبت شرکت ارشیا
گامی به سوی پیاده سازی استانداردهای بین المللی حسابداری

مقدمه
جامعه تجاری، حسابداری را بهعنوان«زبان تجارت» پذیرفته است و حسابداری را بهعنوان ابزاری برای تبادل اطلاعات، ارزیابی وضعیت مالی و عملکرد واحدهای اقتصادی به کار میبرد. اطلاعات مالی شکلی از زبان است. در صورت کاربرد آن، تصمیمهای اعتباری و اقتصادی سریعتر اخذ میشود، این زبان باید علاوه بر قابل فهم بودن، مقایسهپذیر نیز باشد. برای رسیدن به این هدف است که بسیاری از شرکتها از پدیده جهانی شدن پیروی و به سمتی حرکت میکنند که با استفاده از رویههای حسابداری واحد (بهگونهای که برای همه جامعه تجاری قابل درک باشد) وضعیت مالی واحد تجاری را به تصویر بکشند.
جهانی شدن در درجه اول یک پدیده سیاسی است، بنابراین ایجاد یک سیستم حسابداری واحد، باید از مراحل دشواری عبور کرد تا بتوان سیاستها و رویههای این سیستم را بهعنوان یک سیستم مشروع تحمیل کرد (بلکویی).
امروزه از دو جهت هماهنگ سازی استانداردهای بینالمللی حسابداری، اهمیت پیدا کرده است:
1- با گسترش سریع بازارهای سرمایه که تاثیری مهم در توزیع منابع اقتصادی دارد، چگونگی افشای اطلاعات از مسائل مهم در تعیین کارایی بازار است؛ و
2- افزایش شرکتهای چندملیتی که بهصورت فرامرزی فعالیت میکنند، بهوجود مجموعهای از استانداردهای یکنواخت نیاز دارد. تهیه مجموعه استانداردهای یکنواخت بهمنظور کاهش هزینههای تولید و توزیع اطلاعات یکنواخت و قابل اطمینان در بازار سرمایه صورت میگیرد.
در ادامه، بحث را در بخشهای زیر ارائه میکنیم:
دلایل تفاوت استانداردهای ملی حسابداری کشورهای مختلف؛
کیفیت استانداردهای بینالمللی حسابداری در مقایسه با استانداردهای حسابداری مالی امریکا؛
مزایای هماهنگسازی استانداردهای حسابداری در سطح جهان و انتقادهای وارد بر آن؛
نقش بورس اوراق بهادار امریکا در فرایند هماهنگسازی استانداردهای بینالمللی حسابداری؛ و
وضعیت پذیرش استانداردهای بینالمللی حسابداری درکشورهای مختلف.
دلایل تفاوت استانداردهای ملی حسابداری کشورهای مختلف
استانداردهای ملی حسابداری از دو جهت با استانداردهای بینالمللی حسابداری متفاوت است:
1- واگرایی: براساس آن استانداردهای ملی و بینالمللی هر دو مسائل یکسانی از حسابداری را در بر میگیرند، اما در هریک از استانداردها راهحلهای متفاوتی برای این مسائل مطرح میشود و بهدنبال آن روشهای متفاوتی در پیش گرفته میشود .
2- فقدان: به آن دسته از مسائل حسابداری اشاره میکندکه در استانداردهای بینالمللی گنجانده شده ولی در استانداردهای ملی به آنها اشارهای نشده است.
عوامل زیر موجب وجود تفاوت در استانداردهای ملی حسابداری کشورها با استانداردهای بینالمللی حسابداری میشود:
عوامل نهادی
با توجه به انکه هدف استانداردهای حسابداری ارتفاء کیفیت گزارشگری مالی می باشد ، تفاوت این استانداردها در میان کشورهای مختلف منجر به کاهش مربوط بودن اطلاعات حسابداری ودر نتیجه کاهش کیفیت گزارشگری مالی می گردد.
باور عمومی بر این است که چنین تفاوتهایی، کیفیت اطلاعات حسابداری و مربوط بودن آن را کاهش میدهد.
ما در این قسمت، تاثیر پنج عامل نهادی (منشأ قانونی، تمرکز مالکیت، توسعه اقتصادی، اهمیت حرفه حسابداری و اهمیت بازارهای سرمایه) را بر دو عامل واگرایی و فقدان، بررسی میکنیم.
شواهد، مبنی برآن است که اغلب کشورها استانداردهای بینالمللی حسابداری را بهعنوان مرجع و راهی جهت ارتقای سیستم های حسابداری خود میدانند.
کشورهایی که از لحاظ اقتصادی توسعه یافتهاند بیشتر احتمال دارد که بر سیستم های حسابداری خود بهعنوان سیستم های مطلوب اطمینان کنند و به استانداردهای بینالمللی حسابداری رجوع نکنند، در نتیجه اغلب استانداردهای آنها با استانداردهای بینالمللی متفاوت است.
عواملی که به گونهای پنهان بر فقدان تاثیر میگذارد:
1- منشاء قانونی:
اصولا کشورهایی که دارای حقوق عرفی هستند، نسبت به کشورهایی که دارای حقوق نوشته هستند از سهامداران خود بیشتر محفاظت و حمایت میکنند. منشأ حقوق عرفی انگلستان است و توسط سیستم قضایی که در آن قاضی با اتکا به قوانین فوق، به حل مسائل خاص میپردازد، استقرار پیدا کرده است. منشأ حقوق نوشته، یونان باستان است و توسط قواعدی که به مفاهیم اخلاقی متصل میگردد، بنیان نهاده شده است. رابین و بال در سال 2001 پیشنهاد کردند که حقوق عرفی برای انعقاد قراردادها در بازارهای عمومی، مناسب هستند. درحالی که حقوق نوشته برای قراردادهایی تناسب دارند که بین تعدادی از بخشهای کوچک منعقد میشوند (2003,Diaconou ).بنابراین کشورهایی با نظام عرفی مانند امریکا و انگلستان، بر سهامداران و اعتباردهندگان که تامین کننده منابع سرمایه هستند، تاکید میکنند. در مقابل، در کشورهای مبتنی بر حقوق نوشته مانند فرانسه و آلمان، واحدهای تجاری بهطور اساسی بهکارمندان، مستخدمان، مدیران، بانکها و دولت برای تامین مالی تکیه میکنند. شواهد نشان میدهد که کشورهای مبتنی بر حقوق نوشته، مانند فرانسه، بهطور عمده از حمایتهای قانونی سرمایهداری قویتری برخوردارند و برخی دیگر از کشورهای مبتنی بر حقوق نوشته مانند آلمان و کشورهای اسکاندیناوی درکشورهای میانة این گروه (حقوق نوشته) قرارگرفتهاند. چنین تفاوتهای اساسی درمنشاء قوانین کشورها، بر اهمیتی که اطلاعات حسابداری دارد، تاثیر میگذارد.
2- تمرکز مالکیت
با گسترش بازارها و نهادهای مالی، ساختار مالکیت بیشتر پراکنده میشود و تقاضای افشای اطلاعات با کیفیت، برای اقشار متفاوتی از مالکان بهوجود میآید. در پی آن، تدوینکنندگان استاندارد در چنین کشورهایی با انتشار استانداردهای حسابداری به این تقاضا پاسخ میدهند. امادر کشورهایی که ساختار مالکیت تمرکز بالایی دارد، چنین حجم بالایی از تقاضا برای کیفیت استانداردهای گزارشگری مالی وجود ندارد و این امر درحجم و کیفیت استانداردهای حسابداری چنین کشورهایی اثر میگذارد، در نتیجه میزان تمرکز در مالکیت، رابطهای مثبت با مسئله فقدان دارد.
3- توسعه اقتصادی
در کشورهای در حال توسعه که اقتصاد سادهای دارند، به استانداردهای حسابداری در معاملات اقتصادی پیچیده و پیشرفته نیازی نیست. بنابراین هر چند این کشورها ممکن است استانداردهای بینالمللی حسابداری را پذیرفته باشند، اما تنها به قسمتهایی از این استانداردها تاکید میکنند که بیشتر کاربرد دارد. این درحالی است که کشورهای توسعهیافته دارای استانداردهای جامع و کاملی در تمامی زمینهها هستند، هر چند که این استانداردها با استانداردهای بینالمللی متفاوت باشند. در نتیجه فقدان، با مسئله توسعه اقتصادی کشورها رابطه معکوس و منفی دارد.
4- اهمیت حرفه حسابداری
در جوامعی که حرفه حسابداری دارای رشد چندانی نبوده است، تجربه و آگاهی چندانی درخصوص مسائل پیچیده وجود ندارد و توسعه استانداردهای حسابداری در این کشورها نسبت به کشورهایی که حرفه حسابداری در آنان رشد داشته، کمتر است.
به عبارت دیگر در کشورهایی که حرفه حسابداری جایگاه ضعیفی دارد، جامعیت استانداردهای حسابداری کمتر است و این امر موجب هدایت به سمت فقدان بیشتر میشود. در کشورهایی که حرفه حسابداری جایگاهی قوی دارد، جامعیت استانداردهای حسابداری افزایش مییابد.
5- اهمیت بازارهای سرمایه
از آنجا که قواعد و مقررات حسابداری بهمنظور رفع نیازهای اطلاعاتی استفادهکنندگان صورتهای مالی وضع شده است، در نتیجه بین فقدان و اهمیت بازارهای سرمایه رابطه منفی وجود دارد. با توسعه بیشتر بازار سرمایه، نیاز به استفاده از یک سیستم حسابداری پرتوان نیز بیشتر میشود و این عامل، کشورها را بهسمت فقدان کمتر در استانداردهای ملی حسابداری رهنمون میکند.
عواملی که واگرایی را بهگونهای ضمنی تحت تاثیر قرار میدهد:
1- منشأ قانونی
همانطورکه پیش از این بیان شد کشورهای مبتنی بر حقوق عرفی، از سهامداران خود محفاظت و حمایت بیشتری میکنند و میزان شفافیت اطلاعات دراین کشورها نسبت به کشورهای مبتنی بر حقوق نوشته بیشتر است. چارچوب نظری هیئت تدوین استانداردهای بینالمللی حسابداری بیان میکند: « از آنجاییکه سرمایهگذاران، تامینکنندگان مالی واحدهای تجاری هستند و متحمل ریسک میشوند، صورتهای مالی بهمنظور رفع نیازهای اطلاعاتی آنان تهیه میشود. در عین حال ممکن است این اطلاعات پاسخگوی نیازهای اطلاعاتی دیگر استفادهکنندگان از صورتهای مالی نیز باشد». این هیئت همچنین پیشنهاد میکند که استانداردهای بینالمللی حسابداری باید به همان سمتی حرکت کند که استانداردهای حسابداری کشورهای مبتنی بر حقوق عرفی حرکت کرده است. در نتیجه بین واگرایی و حقوق عرفی رابطه منفی وجود دارد.
2- تمرکز مالکیت
دو تفسیر متفاوت درباره ارتباط بین تمرکز مالکیت و واگرایی وجود دارد. در تفسیر اول بیان میشود که استانداردهای بین المللی حسابداری، نیازهای استفادهکنندگان از صورتهای مالی را از طریق بهبود شفافیت اطلاعات و کاهش نبود تقارن اطلاعات بین مدیران و استفادهکنندگان برونسازمانی فراهم میکند. در محیطهایی که تمرکز بیشتری در مالکیت وجود دارد، احتمال توسعه سیستم حسابداری شفاف مبتنی بر استانداردهای بینالمللی حسابداری کم است؛ بر این اساس یک رابطه مثبت بین واگرایی و تمرکز مالکیت وجود دارد. در تفسیر دوم بیان میشود که تمرکز بیشتر در مالکیت، نیاز به وجود یک سیستم حسابداری پیچیده را کاهش میدهد و این امر موجب حرکت به سوی سیستمهای حسابداری مبتنی بر استانداردهای ملی میشود. این سیستمها مسائل کمتری را نسبت به استانداردهای بینالمللی حسابداری پوشش میدهند. در چنین شرایطی استانداردهای ملی حسابداری با استانداردهای بینالمللی حسابداری منطبق است، ولی مسائل کمتری را نسبت به اینگونه استانداردها پوشش میدهد. در نتیجه در این نوع تفسیر هیچ گونه ارتباطی بین تمرکز مالکیت و واگرایی وجود ندارد .
3- توسعه اقتصادی
شواهدی بسیاری نشان میدهد که در کشورهای توسعهیافته، استانداردهای حسابداری نسبت به کشورهای در حال توسعه و توسعهنیافته از اعتبار بیشتری برخوردار است. در نتیجه این گروه از کشورها تمایلی ندارند که استانداردهای حسابداری دیگر کشورها را بپذیرند.
واندا والاس در سال 1990 نشان داد که در بسیاری از کشورهای توسعهیافته، سطح قوانین افشا را عوامل داخلی تعیین میکنند، در حالیکه در بسیاری از کشورهای در حال توسعه، این سطح توسط عوامل خارجی تعیین میشود.
عوامل داخلی عبارتند از:
الف. سطح توسعه اقتصادی؛
ب. دیدگاه جامعه نسبت به حرفه حسابداری(مانند اینکه آیا حسابداری ابزاری بهمنظور ارائه خدماتی با اهداف بزرگ است یا کوچک)؛
پ. قوانین اساسی (عرفی و حقوق نوشته)؛ و
ت. ارزشهای فرهنگی (مانند درجه اجتناب از نبود اطمینان).
عوامل خارجی آن دسته از عواملی هستند که بهطور احتمالی موجب میشوند قوانین حسابداری، عوامل داخلی را نادیده بگیرند یا تاکید کمتری بر آنها داشته باشند.
کشورهای در حال توسعهای که میخواهند سرمایهگذاران خارجی را به بازار سرمایه خود جذب یا واحدهای تجاری داخلی را به تامین مالی از بازارهای خارجی تشویق کنند، تمایل بیشتری دارند تا در مواجه با مسائل، دیدگاههایی مشابه با استانداردهای بینالمللی حسابداری را برگزینند، چرا که این استانداردها شناخت و پذیرش بیشتری نسبت به استانداردهای ملی خود آنان دارد، در نتیجه باید رابطهای مثبت بین واگرایی و سطح توسعه اقتصادی وجود داشته باشد.
4- اهمیت حرفه حسابداری
رابطه بین واگرایی و اهمیت حرفه حسابداری نامشخص است. به عبارت دیگر، ممکن است اینگونه به نظر آید که کشوری با حرفه حسابداری پیشرفته، امکان گسترش استانداردهای خود را بهصورت مستقل و بدون اتکا به منابع خارجی همچون استانداردهای بینالمللی حسابداری داشته باشد و این امر وجود ارتباط مثبت بین این دو عامل را نشان میدهد؛ در صورتی که کشورهایی با حرفه حسابداری قوی چون استرالیا، امریکا و انگلستان، در دستیابی به گسترش استانداردهای بینالمللی حسابداری کمک بزرگی میکنند.
5- اهمیت بازارهای سرمایه
فلسفه وجودی استانداردهای بینالمللی، ایجاد یک سیستم حسابداری شفاف و مورد علاقه بازار سرمایه است. بنابراین طبیعی است که انتظار داشته باشیم در کشورهایی که بازارهای سرمایه در آنها با اهمیت است، استانداردهایی مشابه استانداردهای بینالمللی حسابداری وجود داشته باشد. بهعنوان مثال اشبوق در سال 2001 بیان کرد که افشاء اطلاعات حسابداری منطبق با استانداردهای بینالمللی در واحدهای تجاری غیرامریکایی که سرمایه مورد نیاز خود را از طریق انتشار سهام اضافی تامین میکنند، بسیار محتملتر است. این نتایج این تفکر را تقویت میکند که واحدهای تجاری غیرامریکایی بهصورت ارادی و بهمنظور کوشش برای کاهش نبود تقارن اطلاعاتی، اطلاعات مالی خود را بر اساس استانداردهای بینالمللی حسابداری افشاء میکنند(2003,Diaconou ).
در نتیجه یک رابطه منفی بین واگرایی و اهمیت بازارهای سرمایه کشورها وجود دارد.
فرهنگ
اگرچه عوامل فنی و سیاسی از جمله عوامل اساسی تفاوت بین استانداردهای ملی حسابداری و استانداردهای بینالمللی حسابداری است اما، تنها عوامل دخیل در موضوع هماهنگسازی نیست.
حرکت به سمت استانداردهای بینالمللی فقط با انگیزههای فنی و سیاسی صورت نمیگیرد، بلکه فرهنگ نیز، عاملی در دستیابی به این حرکت محسوب میشود.
فرهنگ خود را تنها از طریق ارزشها نشان نمیدهد بلکه از بسیاری طرق ظاهری نیز خود را آشکار میسازد. مانند نشانهها، قهرمانان، آداب و آیینهای مذهبی.
گری در سال 1998 از مطالعات هافستد در حسابداری بهره گرفت و بر اساس مدل او (بررسی تاثیر تفاوت در عوامل فرهنگی شامل 1- فاصله قدرت ؛2- فردگرایی؛ و
3- اجتناب از نبود اطمینان . بر حسابداری) چهار ارزش حسابداری زیر را گسترش داد:
1- کنترل حرفهای در برابر کنترل قانونی؛
2- یکنواختی در برابر انعطافپذیری؛
3- محافظهکاری در برابر خوشبینی؛ و
4- رازداری در برابر شفافیت اطلاعات.
بهطور کلی، انطباق و پذیرفتن استانداردهای بینالمللی حسابداری در جوامعی که دارای سطح پایین محافظهکاری، رازداری، اجتناب از نبود اطمینان و سطح بالای یکنواختی باشند، بیشتر صورت میگیرد. چرا که سطح بالای اجتناب از نبود اطمینان، منجر به جستجوی استانداردهای جدید در جوامع میشود و این امر واگرایی از استانداردهای بینالمللی را در این جوامع بیشتر میکند .
از مباحث مطرح شده نتایج زیر استنباط میگردد:
1- درکشورهای با میزان بیشتر فردگرایی،به احتمال زیاد استانداردهای ملی حسابداری از استانداردهای بینالمللی حسابداری واگرایی دارد؛
2- درکشورهای با میزان کمتر فاصله قدرت، به احتمال بسیار استانداردهای ملی حسابداری از استانداردهای بینالمللی حسابداری واگرایی دارد؛ و
3- در کشورهای با میزان بیشتراجتناب از نبود اطمینان، به احتمال بسیار استانداردهای ملی حسابداری از استانداردهای بینالمللی حسابداری واگرایی دارد.
کیفیت استانداردهای بینالمللی حسابداری در مقایسه با استانداردهای حسابداری مالی امریکا
بارث و لانگ در سال2005 دریافتند، اطلاعات تهیه شده بر اساس استانداردهای بینالمللی حسابداری، نسبت به اطلاعات حسابداری تهیه شده بر اساس استانداردهای ملی حسابداری، به استثنای استانداردهای امریکایی، کیفیت بیشتری دارند.
به عبارت دیگر، شواهد نشاندهنده مدیریت کمتر سود و شناسایی بهموقعتر زیان و اطلاعات مربوطتر حسابداری در واحدهای تجاری است که استانداردهای بینالمللی اجرا میکنند. تنها پرسش که برای سیاست گذاران امریکایی باقی می ماند آن است که آیا استانداردهای حسابداری بین المللی و استانداردهای حسابداری امریکایی به اطلاعاتی با کیفیت مشابه منجر میشود یا خیر.
مدیریت سود
شواهد نشان میدهد واحدهای تجاری که استانداردهای بینالمللی را به اجرا در میآورند در مقایسه با واحدهایی که استانداردهای امریکا را اجرا میکنند، سود را بیشتر مدیریت میکنند. به عبارتی، در واحدهایی که استانداردهای بینالمللی را اجرا میکنند نرخ تغییرات در سود عملیاتی کمتر است و مشابه آن، نرخ تغییرات در سود عملیاتی نسبت به نرخ تغییرات در جریان وجوه نقد کمتر است، در ضمن کوواریانس بین اقلام تعهدی و جریان وجوه نقد برای این واحدهای تجاری منفیتر است.
شناسایی بهموقع زیان
واحدهای تجاری که استانداردهای بینالمللی را اجرا میکنند، نسبت به واحدهای تجاری که استانداردهای امریکایی را اجرا میکنند، خیلی کمتر زیانهای بزرگ را شناسایی میکنند. همانطور که دیده میشود این نتایج با تمایل بیشتر این واحدها در مدیریت سود سازگارتر است.
مربوط بودن اطلاعات حسابداری
در این رابطه باید اظهار کرد که مقادیر حسابداری براساس استانداردهای حسابداری امریکا، ارزش اطلاعاتی مربوطتری نسبت به استانداردهای بینالمللی حسابداری دارد.
مزایای هماهنگسازی استانداردهای حسابداری در سطح جهان و انتقادهای وارد بر آن
مزایای ناشی از هماهنگ سازی بهشرح زیر است:
1- افزایش قابلیت مقایسه اطلاعات مالی بینالمللی، درک حقایق موجود، حل مشکلات سرمایهگذاران خارجی و سهولت گرداوری سرمایههای خارجی؛
2- افزایش صرفه و صلاح درمنابع مورد استفاده بهمنظور گزارشگری مالی(بینیازی نسبت به تهیه چندین گزارش)؛
3- سودمند بودن برای آن دسته از کشورها که استانداردهای مدون حسابداری و حسابرسی ندارند؛
4- کمک به تحلیلگران مالی و وامدهندگان خارجی برای درک صورتهای مالی شرکتهای خارجی و نیز بهبود انتخاب آنان از میان گزینههای موجود درسرمایهگذاری؛
5- کمک به مقامهای مالیاتی در سراسر دنیا؛ با توجه به محاسبه مالیات بر اساس درامد هر سازمان در کل دنیا. هماهنگسازی باعث میشود که این درامدها بر مبنای اصول و روشهای حسابداری یکسان اندازهگیری شود؛
6- سهولت در بهکارگیری تجزیه و تحلیلهای عملیاتی لازم بهمنظور هدایت واحد تجاری؛ و
7- آسان شدن مدیریت روابط با مشتریان و تامینکنندگان توسط مدیران مالی شرکتها.
گروهی که بیشترین انتفاع را از هماهنگ سازی استانداردها خواهد برد، شرکتهای چندملیتی هستند. به گونهای که تبادل اطلاعات برای این شرکتها با سهولت بیشتری انجام خواهد پذیرفت.
انتقادهای وارده بر پدیده هماهنگسازی عبارت است از:
اولین انتقاد وارده این است که هر دو گروه کشورهای توسعهنیافته یا درحال توسعه، استانداردهای بینالمللی را استانداردهایی تحمیلی از طرف قدرتهای اقتصادی میدانند.
انتقاد دیگر این است که حسابداری بهطور ماهوی یک حقیقت انعطافپذیر است و اگر استانداردها هماهنگ شوند، دیگر به میزان کافی انعطافپذیر نیستند و نمیتوانند برای محدودة وسیعی از امکانات ملی، سیستمهای حقوقی، سطوح مختلف توسعه اقتصادی و تفاوتهای فرهنگی، بهکار گرفته شوند.
علاوه برآن، دستیابی به یک توافق جمعی در برخی استانداردهای حسابداری برای هیئت تدوین استانداردهای بینالمللی حسابداری نیز کاری دشوار است. بنابر این هیئت مزبور باید در پی توافقی در سطحی پایینتر از آنچه در گذشته مورد انتظار بود( پذیرش کامل جهانی) باشد.
علاوه بر آن، گروه دیگر بر این باورند که هماهنگسازی بینالمللی ممکن است به اضافه بار استانداردها منجر شود. این موضوع بیانگرآن است که شرکتها علاوه بر سر و کار داشتن با فشارهای اقتصادی، سیاسی و اجتماعی کشورشان، باید الزامات پیچیده و پرهزینه بینالمللی را نیز رعایت کنند.
این امر نشاندهنده آن است که این استانداردها ابتدایی و ناکافی هستند. هماهنگسازی استانداردهای حسابداری میتواند در عین اینکه مخاطرات را به شرکتها نشان میدهد، بهطور همزمان کاهش سود و ایجاد نوسان ها رانیز در ترازنامه آنها در پی داشته باشد (پارکر2002). بنابراین شرکتها باید سرمایهگذاران را ازتاثیر هماهنگسازی بر سود و بدهیهای گزارش شده، آگاه کنند.
نقش بورس اوراق بهادار امریکا در فرایند هماهنگسازی استانداردهای بینالمللی حسابداری
از آنجا که بسیاری از کشورهای دنیا با امریکا روابط تجاری دارند و صورتهای مالی خود را در بازارهای این کشور بر طبق اصول پذیرفته شده آنها ارائه میکنند، اهمیت استانداردهای هماهنگ، برجستهتر میشود. در قوانین اوراق بهادار امریکا، این عقیده وجود دارد که استانداردهای ملی حسابداری شرکتها، فرصت بیشتری برای واحدهای غیرامریکایی بهمنظور مداخله در مدیریت سود و هموارسازی آن فراهم میآورد. اگر سرمایهگذاران امریکایی در این بازارها به اطلاعات حسابداری این شرکتها-که منطبق با استانداردهای حسابداری امریکاست- دسترسی داشته باشند، تصمیمهای سرمایهگذاری مناسبتری میگیرند. این امر نشان دهنده این باور است که اطلاعات حسابداری گزارش شده بر اساس استانداردهای حسابداری امریکا در مقایسه با استانداردهای ملی حسابداری سایر کشورها از کیفیت بالاتری برخوردار است.
در نتیجه ازآنجا که امریکا بزرگترین و قویترین اقتصاد جهان را دارد و بخش بزرگی از بازار جهانی سرمایه را کنترل میکند، بهنظر میرسد که هیئت تدوین استانداردهای بینالمللی حسابداری نمیتواند بدون تاثیر از اصول پذیرفته شده در امریکا، اصول بینالمللی حسابداری را وضع کند. در نتیجه امریکا در فرایند وضع استانداردهای بینالمللی حسابداری بسیار دخیل است و این امر هماهنگی استانداردهای حسابداری را به تاخیر میاندازد.
امروزه بیشتر واحدهای تجاری دنیا جهت گزارشگری نتایج مالی خود، استانداردهای بینالمللی گزارشگری مالی را بهکار میگیرند. با پشتیبانی نهادهای مهم در امریکا از جمله بورس اوراق بهادار و هیئت تدوین استانداردهای حسابداری مالی امریکا، نخستین گامها در جهت حرکت بهسوی تغییر احتمالی استانداردهای حسابداری مالی امریکایی به استانداردهای گزارشگری مالی بینالمللی در این کشور برداشته شده است. آیا امریکا واقعا قصد دارد که استفاده از استانداردهای پذیرفته شده مالی خود را کنار بگذارد؟ پاسخ این پرسش بهطور یقین مثبت است.
درسالهای اخیر، بورس اوراق بهادار امریکا تمایل دارد استانداردهای بینالمللی حسابداری را برای واحدهای تجاری امریکایی اختیار کند. چهار عامل زیر را میتوان در بیان دلایل این حرکت اظهارکرد:
1- قوانین جهانی سازی: جهانی شدن تجارت و تامین نیازهای مالی، داشتن مجموعه استانداردهای حسابداری با کیفیت و جهانی را اجتناب ناپذیر مینماید. استانداردهای بینالمللی بهصورت موفقیتآمیزی در بیش از 12000 واحد تجاری و بیش از 100 کشور پذیرفته شدهاند، امریکا از جمله معدود کشورهایی است که هنوز خارج از این حیطه قرار گرفته است؛
2- پیچیدگی استانداردهای کنونی حسابداری امریکا به شرکتهای فعال در این کشور آسیب میزند: وجود رهنمودهای تفضیلی و تعیین خطوط رفتاری حسابداری مشکلات اجرای استانداردهای حسابداری را افزایش میدهد. نتیجه این امر، افزایش اشتباهات تصادفی در اجرای استانداردها، هزینه بیشتری را برای انطباق در پی خواهد داشت؛
3- همگرایی بین دو چارچوب حسابداری غالب ( امریکایی و بینالمللی) گام بزرگی است. بهمنظور رسیدن به استانداردهای هماهنگ، هیئت تدوین استانداردهای حسابداری مالی امریکا و هیئت تدوین استانداردهای گزارشگری مالی بینالمللی در سال 2002 توافق کردند که برای همگرایی استانداردهای خود گام بردارند. هر دو هیئت همچنان برای رسیدن به این هدف تلاش میکنند. اما همگرایی و انطباق کامل بین تدوینکنندگان استاندارد به علت تفاوت در محیط فرهنگی، قانونی و اقتصادی بهطور کامل عملی نیست. در عین حال مشکلات و هزینههای بکارگیری هر دو استاندارد، قابل تحمل نیست؛ و
4- استانداردهای بینالمللی، موجب کارایی و صرفهجویی در هزینه واحدهای تجاری میشود: هر روز تعداد بیشتری از واحدهای تجاری امریکایی، با هدف افزایش کارایی و صرفهجویی در هزینهها آمادگی دارند به سوی استانداردهای بینالمللی حسابداری حرکت کنند.
کیفیت بالای چارچوب گزارشگری مالی بینالمللی موجب شد تا بورس اوراق بهادار امریکا در جولای سال 2007، پیشنهاد کند تا الزامی بودن تبدیل صورتهای مالی منطبق با استانداردهای بینالمللی حسابداری به استانداردهای حسابداری امریکایی برای شرکتهای خارجی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار امریکا حذف شود. گام بعدی در این مرحله این است که آیا به شرکتهای امریکایی نیز اجازه داده خواهد شد که از استانداردهای بینالمللی حسابداری استفاده کنند؟ در مستندی جداگانه که در اگوست سال2007منتشر شد، بورس اوراق بهادار امریکا نظر عموم را در مورد این امر جویا شد. حذف لزوم تطبیق صورتهای مالی مبتنی بر استانداردهای بینالمللی و امریکایی اقدام درستی خواهد بود. بسیاری از فعالان بازار سرمایه اعتقاد دارند حذف الزام به تطبیق، به برداشته شدن بار غیرضروری و صرفهجویی در هزینه نگهداری دو مجموعه استاندارد منجر خواهد شد. در عین حال این اقدام، بازار سرمایه امریکا را رقابتیتر و آن را برای شرکتهای خارجی جذابتر مینماید.
محیط گزارشگری مالی امریکا بسیار پیچیده است و خطراتی برای رقابت در بازار سرمایه امریکا ایجاد میکند. درحالیکه استانداردهای بینالمللی بسیار سادهتر از استانداردهای امریکایی است و تعداد کمی معتقدند که این استانداردها تمام مسائلی که شرکتهای امریکایی با آن مواجهند را حل میکند، اما بیشتر افراد اتفاقنظر دارند که این استانداردها سکوی جهانی مقبولی برای پیشرفتهای آینده فراهم میآورد. گزارشگری مالی نمیتواند برای همیشه ساده باشد، چون در طول زمان معاملات پیچیده میشوند. اما، میتواند برای همیشه شفاف و آگاهیدهنده باشد. در پاسخ به نیازهای گزارشگری سرمایهگذاران، استانداردهای بینالمللی موارد زیر را بیان میکند:
چارچوب نظری مبتنی بر اصول و همراه با کیفیت بالا؛
وضوح و شفافیت مبادلات اقتصادی؛
قوانین و استثنائات کمتر که مشکلات کمتری در اجرای این استانداردها نسبت به استانداردهای امریکایی دربردارد؛ و
توانایی اِعمال قضاوت بیشتر در اجرای استانداردهای بینالمللی.
از دیدگاه قانونی، بورس اوراق بهادارامریکا مسئولیت تدوین استانداردهای حسابداری برای واحدهای تجاری امریکایی که سهام آنها در بورس اوراق بهادار پذیرفته شده است را بهعهده دارد. سازمان یاد شده، هیئت تدوین استانداردهای حسابداری مالی را به ایفای این مسئولیت گماشته است و خود بر آن نظارت دارد.
در نتیجه تعاملات بورس اوراق بهادار امریکا با هیئت تدوین استانداردهای بینالمللی، بیشک با تعاملات آن با هیئت تدوین استاندارهای حسابداری مالی متفاوت است.
یکی از هدفهای بسیار مهم هیئت تدوین استانداردهای حسابداری مالی در امریکا در دستیابی به ایفای مسئولیت بورس اوراق بهادار در محافظت و حمایت از سرمایهگذاران، تدوین استانداردهای گزارشگری مالی با کیفیت بالا است. بورس اوراق بهادار امریکا میخواهد همراه با یک سازمان بینالمللی متشکل از اعضا و نهادهای بینالمللی، به هدف فوق دست یابد و از این طریق تسهیلاتی برای بورس اوراق بهادار امریکا ایجاد کند.
پرسش مهمی که مطرح میشود این است که آیا امریکا میتواند در مدت طولانی به استانداردهای بینالمللی اتکا کند؟ البته شایان ذکر است که حرکت امریکا به سمت استانداردهای بینالمللی کار سادهای نیست و گاهی نیاز به تغییر در قوانینی دارد که تغییر آنها چندان ساده نیست. درنتیجه، پیش از پذیرش اجباری استانداردهای بینالمللی حسابداری در امریکا، باید درباره چنین مسایلی گفتگو و راه حل آن یافته شود. استانداردهای گزارشگری مالی بینالمللی فرایندی در حال پیشرفت است. همانند استانداردهای امریکا، به بهبود نیاز دارد و هر دو هیئت با پروژههای چالش برانگیزی در رسیدن به هدف هماهنگی، مواجه هستند. برخی عقیده دارند که الزام به تطبیق با استانداردهای حسابداری امریکایی برای استانداردهای بینالمللی حسابداری یک مسئله انگیزشی است و تا زمانی که این تطبیق صورت میگیرد، انگیزه برای بهبودهای آینده در حداقل است و سرعت پیشرفت استانداردهای بینالمللی، کند خواهد بود. برخی دیگر اعتقاد دارند که هنوز فاصله بین استانداردهای امریکایی و بینالمللی در زمینههای حساس بسیار زیاد است و تا زمانی که فاصلهها از بین نرفتهاند، نمیتوان استانداردهای بینالمللی را جایگزین استانداردهای امریکایی کرد.
براورد زمانی انتقال از استانداردهای حسابداری و گزارشگری امریکایی به استانداردهای بینالمللی
جولای 2007: بورس اوراق بهادار امریکا، پیشنهاد داد الزام تطبیق برای شرکتهای خارجی پذیرفته شده در این بورس حذف شود.