مجلس شورای اسلامی با تصویب بندی از لایحه بودجه ۹۱، مصوب کرد که بازنشستگی پیش از موعد کارکنان دولت بدون سنوات ارفاقی مجاز است.
نمایندگان مجلس در ادامه جلسه سهشنبه ۲۶ اردیبهشت ۱۳۹۱ -جز ۷ بند ۱۳ لایحه بودجه ۹۱ در بخش هزینهای را تصویب کردند.
بر این اساس بازنشستگی پیش از موعد کارکنان دولت با موافقت بالاترین مقام اجرایی دستگاه یا مقام مجاز بدون سنوات ارفاقی و مشروط به حذف پست سازمانی مجاز است.
موسیالرضا ثروتی سخنگوی کمیسیون تلفیق در توضیح این ماده گفت:در حال حاضر بازنشستگی پیش از موعد کارکنان دولت با احتساب پنج سال سنوات ارفاقی انجام میشود. یعنی این کارکنان به ازای ۲۵ سال سابقه با دریافت ۳۰ روز حقوق بازنشسته میشوند.
وی افزود: با مصوبه جدید مجلس در سال جاری، بازنشستگان پیش از موعد به ازای ۲۵ سال کار، ۲۵ روز حقوق میگیرند و دیگر سنوات ارفاقی مشمول آنها نمیشود.
به گزارش ایسنا، نمایندگان مجلس همچنین جزء ۶ بند ۱۳ را از لایحه بودجه در بخش هزینهای را به تصویب رساندند که بر اساس آن، ماده ۱۷ قانون مدیریت خدمات کشوری منحصر به امور خدمات اداری دستگاههای اجرایی است و شامل اجرای تملک داراییهای سرمایهای نمیشود.
رییس کانون وکلای دادگستری استان مرکزی، گذراندن سه مرحله برای کارآموزان وکالت را شرط اصلی برای تصدی عنوان وکیل پایه یک، دانست.
آقای حمید صلاحی در گفتوگو با خبرنگار خبرگزاری (ایسنا) درباره مراحل آموزشی وکیل شدن بیان کرد: پس از پذیرش افراد، کانون یکسری تکالیف بر عهده دارد و تکالیفی نیز بر عهده پذیرفته شدگان است که با توجه به ماده ۳۶ آیین نامه لایحه قانون وکلا، مصوب سال ۱۳۳۴ مشخص شده است.
وی افزود: با توجه به این ماده کارآموزان بعد از پذیرش در آزمون طبق شرایط مندرج در این لایحه تعیین صلاحیت شده و پس ازتعیین صلاحیت برای آنها پروانهکارآموزی وکالت صادر میشود و پس از صدور پروانه کارآموزی دفترچهای به عنوان کارنامه به آنها تحویل داده میشود، در این دفترچه قسمتهای مختلفی پیش بینی شده است که باید گزارشات خواسته شده را در آن ثبت کنند.
|
صلاحی گفت: کانون مکان خاصی را برای کارآموزان در نظر گرفته است و جلساتی را به صورت ماهیانه تشکیل میدهد که جلسات سخنرانی هستند، این جلسات زیر نظر کانون و کمیسیون کارآموزی برگزار خواهد شد. |
رییس کانون وکلای دادگستری گفت: این اعضاء در کمیسیون کارآموزی باید حداقل هشت سال سابقه وکالت داشته باشند و روش برگزاری این جلسات به گونهای است که موضوعی توسط یک کارآموز تعیین میشود و درباره آن سخنرانی صورت میگیرد. در این جلسات دادگاهی به صورت آموزشی تشکیل میشود.
وی تصریح کرد: هر کارآموز مطابق قانون باید یک وکیل سرپرست را پس از پذیرش انتخاب کند یعنی یک نفر از وکلای با سابقه را به عنوان یک وکیل سرپرست معرفی کند.
صلاحی گفت: این وکیل سرپرست مطابق قانون هر اقدام کارآموز اعم از لوایح قضایی و یا دفاعیه را نظارت میکند تا بتواند به او آموزش و کمکهای لازم را ارائه دهد. موفقیت کارآموز در این بخش مستلزم برقراری ارتباط مستمر میان کارآموز ووکیلاست.
وی افزود: علاوه بر خدمات قبلی که به آن اشاره شد کارآموزان باید به صورت کشیک در کانون حضور پیدا کنند و علاوه بر خدمات وکالتی به افرادی که نیازمند مشاوره حقوقی هستند خدمات بدهند، همچنین شرکت در تحقیقاتی است که دادگاهها به کارآموزان ارجاع میدهند، یکی دیگر از وظایفی است که کارآموزان بر عهده میگیرند.
رییس کانون وکلای دادگستری استان مرکزی گفت: پس از انجام این اقدامات، کارآموز میتواند پرونده وکالت دریافت کرده و در محاکم قضایی وکالت انجام دهد، البته این پروندهها دارای محدودیتهایی هستند و شامل پروندههای حساس نمیشوند.
وی اظهارکرد: در پایان دوره کارآموزی هر کارآموز باید یک مقاله علمی ارائه کند که در آن گزارشاتی که از محاکم حضوری تهیه کرده را استفاده کند و آن را به صورت یک مقاله صحافی شده ارائه کند، همچنین علاوه بر تنظیم و ارائه گزارشات باید تحقیقی به عنوان یک مقاله علمی ارائه دهد.
صلاحی گفت: بعد از انجام تمام این مراحل و تنظیم کارنامه ارائه شده به همراه گزارشات و مقالات توسط کارآموز به کمیسیون آموزش تحویل میشود و در صورت تکمیل بودن، این کمیسیون اجازه می دهد شخص در آزمون پایان دوره که به آن آزمون اختبار گفته می شود شرکت کند.
رییس کانون وکلای دادگستری استان مرکزی در پایان خاطرنشان کرد: یک کارآموز باید سه مرحله را با موفقیت پشت سر بگذارد تا بتواند به عنوان وکیل پایه یک شناخته شود، این مراحل شامل مرحله اول شرکت در آزمون سراسری و کسب امتیاز لازم، مرحله دوم گذراندن دوره کارآموزی و انجام تمامی وظایف تعیین شده و در مرحله سوم شرکت در آزمون اختبار و کسب امتیاز لازم در آزمون پایان دوره کارآموزی است.
چنانچه ذینفع چک شخص حقوقی دولتی و یا نهاد عمومی غیردولتی باشد، می تواند با ارائه نامه رسمی رضایت خود را اعلام کرده و بانک با دریافت رضایت نامه مزبور، نسبت به رفع سوء اثر از چک مورد نظر و ابطال آن اقدام میکند .در صورت عدم اقدام مشتری نسبت به رفع سوءاثر، سابقه هر چک برگشتی پس از هفت سال از تاریخ صدور گواهی نامه عدم پرداخت آن به صورت خودکار از سامانه اطلاعاتی بانک مرکزی رفع سوء اثر می شود.
|
به گزارش ایسنا در صورتی که مشتری ظرف مدت ۱۰ روز کاری پس از برگشت چک، اقدام به تأمین کسری موجودی حساب جاری یا ارائه لاشه چک یا رضایت نامه محضری از ذی نفع نکند، بانک موظف است اطلاعات مربوط به گواهی نامه عدم پرداخت را به سامانه اطلاعاتی بانک مرکزی ارسال کند. |
بر اساس بخشنامه های بانک مرکزی کلیه امور مربوط به رفع سوءاثر از چکهای برگشتی اشخاص از طریق شعب و واحدهای تابع بانکها به صورت زیر امانپذیر است:
در این شرایط بانک موظف است ظرف پنج روز کاری، طی نامه ای تأمین وجه چک را به اطلاع شخصی که گواهی نامه عدم پرداخت به نام وی صادر شده است، برای مراجعه به بانک و دریافت وجه چک، برساند.اما بانک مکلف است بنا به درخواست مشتری و به منظور آگاهی وی از سوابق چک های برگشتی خود در سامانه اطلاعاتی بانک مرکزی، اقدام به ارائه صورت کامل تعداد و مشخصات چک های برگشتی وی با درج تاریخ برگشت چک کند.
جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره 09128069819 و یا ایمیل info@arshiyagroup.ir ماس حاصل فرمایید و یا به شماره 500011008069819 پیامک ارسال فرمایید
هدیه ویژه را از ما بخواهید
ثبت شرکت – تغییرات – ارائه صورتجلسات –پلمپ دفاتر – کد اقتصادی –حسابداری – ثبت محدود
سهام ارزشی یا رشدی
مقدمه
گذر از اقتصاد توسعه نیافته به اقتصاد توسعهیافته، به سرمایه و سرمایهگذاری نیازمند است. از این رو، در فرایند گذار، تامین و تجهیز منابع سرمایه ای و تخصیص مطلوب این منابع به کاراترین بخشها، شرط لازم برای موفقیت اقتصادی است. از سوی دیگر، با یک نگرش فردی می توان گفت که در هر جامعة عادی همة افراد به دنبال افزایش رفاه خود هستند. بنابراین طبیعی است که سرمایه گذاران در پی فرصت های سرمایه گذاری خود باشند که بتوانند بیشترین بازده را از آن کسب نمایند. سرمایهگذاری در سهامی که قیمت آن بالاتر از ارزش ذاتی است به تخصیص نامطلوب منابع و دست نیافتن به بازدهی مورد انتظار منجر می شود و حتی ممکن است زیانی هم به سرمایه گذار تحمیل کند (شهرابی فراهانی، محمد،1378).
بنابراین برای سرمایه گذاران مهم است که در چه نوع سهامی سرمایه گذاری کنند تا به بازدهی مطلوب دست یابند. به طور کلی سرمایه گذاری در سهام را می توان به دو گروه تقسیم کرد (ایوانی فرزاد،1378):
1- سرمایه گذاری به روش رشدی؛ و
2- سرمایه گذاری به روش ارزشی.
سرمایه گذاری به روش رشدی
سهام رشدی: طرفداران این رویکرد اعتقاد دارند که دلیل اصلی برای سرمایه گذاری در این نوع سهام، سرمایه گذاری در رشد آینده سودهای شرکت است و بنابراین بهترین نوع سهم برای تملک، سهمی است که انتظار می رود سود آن با سرعت متوسط بالایی رشد کند. از این رو تحلیل گران اقتصادی کوشش می کنند تا شرکت هایی را شناسایی کنند که هنوز به مرحله بلوغ خود نرسیده اند؛ زیرا این شرکت ها برنامه های پژوهش و توسعه قوی بیشتری دارند. سرمایهگذاران رشدی، در پی سهام شرکت هایی هستند که در طول تاریخ، رشدی سریع تر از حد متوسط داشتهاند و بنابراین قابلیت رشد بالایی دارند. رشد با عواملی مانند افزایش سود یا میزان فروش یک شرکت اندازه گیری می شود. مدیران سهام رشدی تمایل دارند که هر سودی را انباشته و از پرداخت سود خودداری کنند؛ زیرا می خواهند که دوباره هرگونه وجه نقد در دسترس را در موسسه سرمایه گذاری کنند. بنابراین، سرمایه گذاران رشدی، به طور عمده بازده سرمایه گذاری خود را از محل افزایش در قیمتهای سهام به دست می آورند(ایوانی، فرزاد، 1378).
برخی از ویژگیهای کلی برای شناسایی سهام رشدی به شرح زیر است:
1- میزان رشد قوی: هم تاریخی و هم پیش بینی شده؛
2- میزان بازده حقوق صاحبان سهام (ROE ) قوی: آیا بازده حقوق صاحبان شرکت با صنعت و متوسط 5 سالهاش تطبیق می کند؛
3- وضعیت سوداوری سود هر سهم (EPS ): به ویژه سود قبل از مالیات. آیا شرکت، فروشها را به سود تبدیل می کند؟ آیا مدیریت نظارت و مهار هزینه ها وجود دارد؟ حاشیة سود قبل از مالیات باید متجاوز از میانگین 5 ساله و متوسط صنعت آن باشد؛ و
4- قیمت پیش بینی شده سهم چیست؟ قیمت این سهم می تواند در 5 سال دوبرابر شود؛ تجزیه و تحلیل گران این
پیش بینی ها را بر طبق مدل تجاری و وضعیت بازار شرکت انجام می دهند( (ken little, 2006).
سرمایهگذاری بهروش ارزشی
رویکرد ارزشی رویکرد تجزیه و تحلیل بنیادی کلیدی است. به این رویکرد، رویکرد گراهام، بهنام توسعهدهندة آن، بنجامین گراهام (Benjamin Graham ) نیز اطلاق میشود. در این روش، سرمایهگذاران، به ارزش روز شرکت توجه میکنند بدون آنکه انتظار داشته باشند شرکت رشد چشمگیر یا تغییرات عمدهای داشته است. سپس سهام را زمانی که قیمت آن کمتر از قیمت ذاتی آن است میخرند. به این ترتیب سرمایهگذار ارزشی، حاشیه اطمینان بالایی دارد که سرمایهگذار رشدی بهطور معمول از آن بیبهره است (ایوانی فرزاد ،1378).
اغلب کارشناسان بازار سهام، سهم ارزشی را نوعی سهم میدانند که سود، سود تقسیمی، ارزش دفتری و یا دیگر شاخصهای بنیادی هر سهم آن در مقایسه با شرکتهای مشابه در آن صنعت، کمتر است و در نتیجه با در نظر گرفتن معیارهایی مانند P/E و B/P ارزان است. سرمایهگذاران ارزشی در جستجوی سهام شرکتهایی هستند که وضعیت مطلوبی دارند اما بازار سهام آنها را بهطور موقت زیر قیمت ذاتی، ارزشگذاری کرده است. بنابراین انتظار این است که بازار، این اشتباه را در قیمتگذاری کشف کند و قیمت این سهام افزایش یابد.
(1994 ,Lakonishok, Shleifer , Vishny ) .
اگرچه تعریف واضح و مشخصی از سهام ارزشی و رشدی وجود ندارد، بیشتر سرمایه گذاران در تعدادی از معیارهای کلی توافق دارند که در زیر به برخی از معیارهای سهام ارزشی اشاره شده است(ken little 2006).
1-نسبتP/E چنین شرکتی در طبقه بندی بر حسب آن باید در 10درصد انتهایی قرار گیرد؛
2-نسبتPEG آن باید کمتر از 1 باشد که نشان می دهد شرکت، زیر قیمت ارزش گذاری شده است؛
3-دارایی های جاری آن، دو برابر بدهی های جاری باشد؛ و
4-حداقل حقوق صاحبان سهام از محل بدهی ها باشد.
یکی از ابزارهایی که در پژوهش های متعدد برای طبقه بندی سهام به ارزشی و یا رشدی استفاده شده است استفاده از نسبت ها می باشد که رایج ترین آنها عبارتند از:
1- بتا پایین
2- نسبتP/E : قیمت به سود هر سهم. سهام ارزشی دارای P/E پایین است؛
3- نسبتD/P :سود تقسیمی بهقیمت. سهام ارزشی دارای D/P بالا است؛
4- نسبتS/P : فروش بهقیمت سهم. سهام ارزشی دارای S/P بالا است؛
5- نسبتCF/P : جریانهای نقدی بهقیمت سهم. سهام ارزشی دارای CF/P بالا است؛
6- نسبتB/P : ارزش دفتری داراییها بهقیمت. سهام ارزشی دارای B/P بالا است؛
7-نسبت D/E : نسبت بدهی به حقوق صاحبان سهام. سهام ارزشی دارای D/E پایین است.
اگر چه ممکن است از همه این نسبتها استفاده شود، از نسبتB/P بهطور گستردهای بهصورت انفرادی بهعنوان شاخص ارزش استفاده میشود.
(Fama,Eugene F. and Kenneth R. French 1992)
مقایسه بازده پرتفویهای رشدی و ارزشی تاکنون در مقیاس بینالمللی موضوع پژوهشهای متعددی بوده است که در زیر به چندین مورد از آنها اشاره میشود:
شواهد برخی پژوهشها نشان داده است که راهبردهای ارزشی، بازده بالاتری را نصیب سرمایهگذارانمیکند.
باسو (1977)، جف،کیم و وسترفیلد (1989)، چان، هامائو و لاکونیشوک در (1991) و فاما و فرنچ (1992) نشان دادند که سهام با نسبتP/E بالا، بازدههای بالاتری کسب کرد. روزنبزگ، رید و لانستین در 1984 نشان دادند که سهام با ارزشهایM/B بالا در بازار بهتر عمل کرده است (1994 Lakonishok, Shleifer ,Vishny ).
کاپول، رولی و شارپ در سال1993پژوهشی را با عنوان بازده سهام ارزشی و رشدی در سطح بینالمللی انجام دادند. دوره زمانی مورد بررسی از ژانویه سال 1981 تا ژوئن سال1992 بود. این بررسی در کشورهای فرانسه، آلمان، ژاپن، سوئیس، بریتانیا، و امریکا انجام گرفت که بازارهای مهم اوراق بهادار است. نسبت مورد استفاده در این بررسی B/P است که بر مبنای آن پرتفویها تشکیل شدند. نتایج نشان داد که طی این دوره، بازده مرتبط با پرتفویهای سهامی با نسبتB/P بالا (سهام رشدی) نسبت به بازده پرتفویهای سهام با نسبت B/P پایین (سهام رشدی) متفاوت بوده است و سهام ارزشی بهتر از سهام رشدی در هر کشور طی این دورة زمانی عمل کرده است. بنابراین، سهام با B/P بالا، بازده های بالاتری در مقایسه با سهام با B/P پایین در کشورهای فوق طی دوره زمانی مشخص شده بهدست آورده است.
(Capaul, carlo, Ian Rowley, and William FSharp 1993).
فاما و فرنچ در سال 1996 پژوهش مهمی راجع به سهام ارزشی و رشدی در سطح 12 بازار مهم و در بازار امریکا طی دوره زمانی 1995- 1975 انجام دادند. آنها نسبت های M/Bو E/P و C/P وD/P را به عنوان شاخص های ارزش برگزیدند و پرتفویهای مساوی را بر مبنای این نسبتها در آغاز هر سال تشکیل داده و سپس بازده این پرتفویها را محاسبه کردند. سهامی که ارزشهای بالایی از این نسبتها داشتند بهعنوان سهام ارزشی و سهام دارای ارزشهای پایین را بهعنوان سهام رشدی در نظر گرفتند. نتایج بررسی آنها نشان داد که در 12 کشور از 13کشور مورد بررسی و به ازای هر یک از شاخصها، از این دیدگاه حمایت شد که سهام ارزشی بازدههای بالاتری کسب کرده است.(1996 Fama,Eugene F. and Kenneth R. French ).
گروت و گسپر در سال 2002 رابطه بین بازده مورد انتظار سهام، اندازه شرکت و نسبتM/B را در 5 کشور آسیایی هند،کره، مالزی، تایوان و تایلند آزمایش کردند.
نتایج آزمون نشان داد که رابطهای قوی بین اندازه شرکت و بازده در همه کشور های فوق وجود دارد. همچنین رابطهای قابل توجه بین نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری با بازده در کشورهای کره، مالزی و تایلند مشاهده شد. اگر چه در شرکتهای کوچک آسیایی، تاحدودی میانگین بازده نسبت به شرکتهای بزرگ بیشتر است،بهنظر میرسد که متغیر ارزش بازار به ارزش دفتری این شرکتها رابطهای یکنواخت و قوی با بازده دارد. این بدان معنی است که سهام ارزشی، متوسط بازده بیشتری نسبت به سهام رشدی دارد.
بنابراین متوسط بازدهی بیشتر سهام ارزشی را در بازارهای نوپدید آسیا میتوان یک پدیده محلی ویژه محسوب کرد (2002 Groot and Gasper ).
هالیت گاننس و کاران در مقاله خود در سال 2003 عملکرد سهام ارزشی و رشدی را در بورس استانبول مورد مطالعه قرار دادند. در این بررسی عنوان میشود که در بازارهای توسعهیافته و نوپدید، سهام ارزشی عملکرد بهتری نسبت به سهام رشدی نشان داده است. در این پژوهش بازده سهام ارزشی و رشدی مقایسه شدهاند تا مشخص شود که آیا این نتیجه در بورس استانبول نیز تایید میشود یا خیر. بورس سهام استانبول یکی از بازارهای نوپدید مهم و با رشد سریع در دنیا است که با نوسانها و تغییرات زیادی روبهرو بوده است و دلیل اصلی این نوسانها نیز، وضعیت اقتصادی و تحولات سیاسی در این کشور است. بنابراین، در زمان تجزیه و تحلیلها، باید دو عامل مهم را در اقتصاد این کشور- میزان تورم بالا و سطح بالای بدهی داخلی در نظر گرفت.
دورة زمانی مورد استفاده در این بررسی سالهای 1993 تا 1998 بود و پرتفویهای سهام رشدی و ارزشی بر مبنای نسبتM/B (نسبتB/M بهخوبی معیارهای دیگری مانندE/Pو C/P در شناسایی سهام ارزشی و رشدی است) در شرکتهای پذیرفته شده در بورس استانبول تشکیل شد. نتایج بررسی نشان داد که پرتفویهای رشدی نسبت به پرتفویهای ارزشی عملکرد بهتری داشته است و بنابراین با نتایج کشورهای توسعهیافته و نوپدید مطابقت نداشت. این بررسی نشان میدهد که سیاستهای سرمایهگذاری در بورس سهام استانبول به ساختارخاص بازار و وضعیت اقتصادی آن وابسته است و با توجه به این که ساختار بازار و ویژگیهای بنیادی سهام مبادله شده در این بورس با بازارهای دنیا متفاوت است، نتایج دیگری نیز حاصل شد.(2003 Halit and Mehmet Baha ).
جانسن و ورسچور در سال2004 طی پژوهشی بهبررسی رابطة بین بازده مورد انتظار سهام و نسبتM/B در چهار بازار نوپدید در حال گذار (شامل جمهوری چک، مجارستان، لهستان و روسیه) پرداختهاند. در این بررسی مشخص شد که تفاوتهای مقطعی در بازده سهام این کشورها از لحاظ کیفیتی با آن چه در بازارهای توسعهیافته و نوپدید، مستند شده، متفاوت است. پس میانگین بازده بالاتر سهام ارزشی که در بازارهای توسعهیافته و نوپدید بیان شده است، ممکن است در این بازارها تایید نشود. پایگاه دادهها شامل دادههای هفتگی از 4 بازار است. روششناسی مورد استفاده، روش فاما و مکبث در سال 1973 برای اوراق بهادار انفرادی است. از آن جا که لو و مکینگلی(lo ،Mackinlay ) اشاره کردهاند جانبداری در استنباط آماری در زمان تشکیل پرتفویها براساس متغیرهای بنیادی ممکن است افزایش یابد و رابطه بین بازدههای پرتفوی و ویژگیهای بنیادی را اغراق آمیز جلوه دهد، بنابراین با بهکارگیری روش فاما و مکبث در سال 1973، نتایج تجربی نشان داد که متغیر اندازه در تشریح میانگین بازده عرضی کمک میکند. اندازه در سطح 5 درصد با اهمیت است و در این بازارها شرکتهای بزرگتر بهتر از شرکتهای کوچک عمل کرده است. باز هم شواهد بیان میکند که نسبتM/B پایین، دارای میانگین بازده پایینتری نسبت به شرکتهای با M/B بالا است. از آنجا که سایز و M/B میتواند خیلی به هم وابسته باشد اهمیت آن میتواند در زمان ترکیب با هم، در توضیح میانگین بازده کمتر شود. بهطور کلی زمانی که از رگرسیون یک متغیر به دو متغیر روی آوریم، اهمیت ضرائب مثبت در اندازه کمتر میشود که بهطور احتمالی در نتیجه همبستگی بین M/B و اندازه است. میانگین شیب در رگرسیون 2 متغیر نشان میدهد که جز در روسیه، اندازه وM/B در توضیح میانگین وزنی سهام مهم است. در سه تا از چهار کشور، رابطه مثبت بین اندازه و میانگین بازده با وارد شدن M/B در رگرسیون، تداوم مییابد. اگرچه در مجارستان متغیر اندازه با اهمیت باقی میماند، علامتش تغییر میکند و شرکتهای کوچک، دارای میانگین بازده بالاتری نسبت به شرکتهای بزرگ است. افزون بر این، شواهد ارائه شده نشان میدهد که در روسیه، رابطة وزنی بین M/B و میانگین بازده، با ورود اندازه بهعنوان یک متغیر پیشبینیکننده، ناپدید میشود. در ظاهر اندازه، نقش M/B را در توضیح میانگین بازده سهام تسخیر میکند(jansen and Verschoor 2004 ).
موخرجی، منجیت و کیم در سال 2004 عملکرد پرتفویهای ارزشی و رشدی را بررسی کردند. دوره بررسی در فاصله سالهای 1980تا 1998 بود و دادهها از پایگاه داده بهدست آمد. متغیرهای مورد استفاده در این بررسی عبارتند از:
MVE : تعداد سهام، قیمت سهام، نسبتP/E ، نسبتP/S ، نسبت M/B و نسبتP/C ، بازده ماهانه محاسبه شد و نتایج آزمونهای دو دامنه طی 19 سال بررسی نشان داد که شرکتهای کوچک، بازده مازاد با اهمیت را از لحاظ آماری در 5 سال بهدست آوردند؛ در حالی که شرکتهای بزرگتر بازدههای بااهمیت بالاتری را طی4 سال بهدست آوردند که تفاوت چندانی بین بازدههای این دو پرتفوی در 10 سال بعد نداشت. نتایج پرتفویهای مبتنی بر نسبتهای ارزشی نشان داد که در پرتفویهای P/S ، سهام ارزشی در مقایسه با سهام رشدی بازده بااهمیت بالا را برای 11 سال در مقایسه با 3 سال برای سهام رشدی و در پرتفویهای P/C ، سهام ارزشی بازدههای مازاد را در 8 سال در مقایسه با 3 سال برای سهام رشدی به دست آوردند. نتایج برای نسبتهای M/B ،P/E محدودتر است. بهطور کلی میتوان نتیجه گرفت که اثر اندازه در نمونه وجود ندارد و سهام ارزشی نسبت به سهام رشدی دارای بازدههای بالاترِ بااهمیت و با خطرپذیری کمتر است. سهام با P/S پایین، از لحاظ آماری بالاترین و بااهمیتترین بازده مازاد را ایجاد کرد. سهام با P/C پایین بالاترین بازده مازاد را در درجه دوم و با پایینترین ریسک را نشان داد. بنابراین بهنظر میرسد P/S ، P/C که بهصورت انفرادی کاراترین معیارهای ارزش است. نسبتP/E که مشهور است و نسبت M/B را که دانشگاهیها پیشنهاد میکنند، معیارهای نسبتاً ناکارایی از ارزش است. در مرحلة بعدی روش دو مرحلهای برای تشکیل معیارهای ارزشی ترکیبی دنبال شد. در ابتدا هر نسبت ارزشی برای هر شرکت در یک سال خاص با میانگین ارزش آن نسبت برای همه شرکتهای نمونه نهایی در آن سال استاندارد شد. این گام چهار نسبت ارزشی را برای هر شرکت نمونه در هر سال ایجاد کرد (RP/E ،RP/S ،RP/C ،RP/B ). سپس معیارهای ارزشی ترکیبی بهصورت میانگین ساده ترکیبهای متفاوتِ نسبتهایِ ارزشی نسبی و بازدههای پرتفویهای بر مبنای معیارهای ارزشی ترکیبی محاسبه شد. الگوی کلی مشابه با اوراق بهادار انفرادی است. پرتفویهای ارزشی بهطور پیوسته از پرتفویهای رشدی که با بازده بالاتر و ریسک کمتر همراه بوده است، بهتر عمل کرده است. بازده مازاد سالانه پرتفویهای ارزشی دارای دامنهای از 60/3 درصد برای RP/EB تا 52/8 درصد برایRP/ES است. نتایج آزمون t نشان داد که 7 پرتفویهای ارزشی ترکیبی که شاملP/S است در مقایسه با سهام همتایان رشدی آنها در 10 تا 12 سال از 19 سال دوره نمونه بهتر عمل کردهاند. در بین ترکیبهایی که شامل P/S نبودند شواهد نسبتاً کمی برای عملکرد بهتر وجود داشت. این نتایج میرساند که سرمایهگذاران بایدP/S را بهعنوان یک معیار ارزش برای افزایش بازده مازاد استفاده کنند.( Dhatt, yong, Sandip Mukher ji, 2004)
اکنون پس از آشنایی با هر یک از سهام رشدی و ارزشی، این پرسش مطرح است که سرمایهگذاری در کدام یک از این دو نوع سهم مناسبتر است؟
در پاسخ به این پرسش باید گفت که عوامل متعددی میتواند بر انتخاب سهام رشدی یا ارزشی تاثیر بگذارد که در زیر به چند مورد اشاره میشود:
وضعیت اقتصادی کشور و عوامل کلان اقتصاد میتواند بازده سهام ارزشی و رشدی را تحت تاثیر قرار دهد.
ریسک: با توجه به اینکه سهام رشدی به طور ذاتی خطرپذیر است و فرض سرمایهگذار رشدی بر این است که می تواند سود و افزایش سود را به درستی پیش بینی کند و در نتیجه با توجه به پیشبینی سود زیاد آینده، حاضر به خرید سهم با قیمت بالا است و چون پیش بینی سود، کاری دشوار است و ریسک بالایی دارد، در حالی که سرمایه گذار ارزشی انتظار ندارد که شرکت رشد چشمگیر یا تغییرات عمده داشته باشد و زمانی سهم را می خرد که قیمت آن کمتر از قیمت ذاتی آن باشد، سرمایهگذار ارزشی از اطمینان بالایی برخوردار میباشد که سرمایه گذار رشدی معمولا از آن بیبهره است. پس سرمایه گذار رشدی ریسک بالایی را متحمل میشود. عامل دیگر تاثیرگذار می تواند وضعیت بازارها باشد.
طبق گفته موسسه استاندارد وپورز، سرمایه گذاری ارزشی در دوره های بهبود اوضاع اقتصادی مناسب است؛ در حالی که در سرمایهگذاری به روش رشدی، اگر بازار وضع مطلوبی داشته باشد و یک ارزیابی معقولانه از قیمت سهم صورت گرفته باشد، خرید سهام رشدی توصیه میشود که در این حالت عموماً، میزان بهره پایین و سوداوری شرکت رو به افزایش است.
اما اگر بازار در وضعیت رکود به سر میبرد، یا ارزیابی منطقی از قیمت سهم صورت نگرفته باشد توصیه می شود که تعداد سهام رشدی کاهش یابد و یا هیچ سهم رشدی خریداری نشود و تنها سهام ارزشی خریداری شود.
دوره زمانی: در طی تاریخ بازار سهام با سرمایه گذاری های رشدی و ارزشی در دوره های زمانی مختلف و در اوضاع متفاوت بازار روبه رو بوده است. از جمله در اواخر دهة 1990، سهام رشدی بهتر از سهام ارزشی و در دوره های زمانی دیگری سهام ارزشی بهتر عمل کرده است.
جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره 09128069819 و یا ایمیل info@arshiyagroup.ir ماس حاصل فرمایید و یا به شماره 500011008069819 پیامک ارسال فرمایید
هدیه ویژه را از ما بخواهید
ثبت شرکت – تغییرات – ارائه صورتجلسات –پلمپ دفاتر – کد اقتصادی –حسابداری – ثبت محدود
سیستم تولید به هنگام

چکیده:
سیستم تولید به هنگام(1JIT ) یک فلسفه مدیریتی است که خاستگاه آن کشور ژاپن است. در این سیستم هیچ مواد اولیهای خریداری نمیشود و هیچ محصولی ساخته نمیشود، مگر در هنگام ضرورت. این سیستم برحذف هر گونه اتلاف، و بهبود مستمر بهرهوری تمرکز دارد. استفاده از این سیستم، دارای یک سری مزایایی است که افزایش کیفیت و کاهش میزان موجودی و متعاقب آن کاهش هزینهها از آن جملهاند. اجرای موفق سیستم JIT ، نیازمند فراهم آوردن یک سری زیرساختها و مقدمات بوده است و نیاز به برنامهریزی دقیق دارد.
اين سيستم علیرغم مزایایی که دارد، با یک سری محدودیتها رو به رو است كه از آن جمله مي توان به عدم استفاده مناسب از آن درد همه كشورها اشاره نمود. در این تحقیق درباره اهداف، مزایا، محدودیتها، مراحل پیادهسازی و ... این سیستم بحث میشود. روش مورد استفاده در این تحقیق مطالعات کتابخانهای است.
واژههای کلیدی: JIT ، بهرهوری2، زنجیره عرضه3، کانبان4، تئوریZ 5، سیکل زمانی تولید
مقدمه:
بعد از جنگ جهانی دوم، مردم ژاپن در تلاش برای ساخت مجدد اقتصاد کشورشان برآمدند. در آن زمان، روشهای سنتی تولید، پاسخگوی نیاز این کشور نبود و یکی از دلایلی که ژاپنیها مجبور شدند به شیوههای جدید روی بیاورند، کمبود فضا و وسعت کم کشورشان بود. دلیل دیگر این بود که ژاپن کشوری با جمعیت زیاد و منابع طبیعی بسیار اندک است؛ بنابراین طبیعی است که آنها نسبت به اتلاف منابع، بسیار حساس باشند. ژاپنیها، همچنین نگهداری موجودیها را غیرمفید میدانستند؛ زیرا این امر نیازمند انبارهای بزرگ بود و باعث راکد ماندن سرمایه میشد.
دلایل فوق باعث پدید آمدن فلسفه مدیریتی به نام just- in- time شد که این عبارت، اصطلاحی انگلیسی است که در زبان فارسی میتوان واژههایی مثل « فقط به هنگام» یا « فقط به موقع» را برای آن به کار برد. اضافه کردن پیشوند « فقط» برای تأکید است؛ یعنی نه دیرتر، نه زودتر، بلکه فقط به هنگام.
این فلسفه برای اولین بار در دهه 1950 میلادی توسط تاییچی اهنو(taiichi ohno ) در کارخانه تویوتا (TOYOTA ) توسعه یافت که هدف آن برآورده ساختن تقاضای مشتریان با حداقل تأخیر بود. پس از آن در اوایل دهه 1970 بسیاری از کارخانجات ژاپنی این سیستم را پیاده کردند. از این رو تاییچی اهنو به عنوان پدر JIT شناخته میشود.
ظهور JIT در ژاپن، با یک سری جنبههای فرهنگی قوی در این کشور مرتبط بود. برخی اصول اخلاقی کار در ژاپن که در پیدایش JIT بسیار موثر بودند، عبارتند از:
1- کارگران، انگیزه زیادی برای دستیابی به بهبود مستمر دارند و همیشه سعی میکنند از موقعیتی که در آن قرار دارند فراتر روند و پیشرفت کنند و معتقدند که همیشه استانداردهای بالاتری از استانداردهای کنونی، برای دستیابی وجود دارد.
2- شرکتها، روی تلاش گروهی تمرکز میکنند که این امر مستلزم ترکیب استعدادها و مهارتهای کلیه کارکنان در حل مشکلات و همچنین فرآیند تصمیمگیری است.
3- کار، بر فراغت و آسودگی مقدم است: به عنوان مثال برای یک کارگر ژاپنی، غیرعادی نیست که 14 ساعت در روز کار کند.
4- کارگران، تمایل دارند که در سرتاسر دوره کار و خدمتشان در یک شرکت باقی بمانند. این امر، برای آنها، این فرصت را ایجاد میکند که مهارتها و تواناییهایشان را در یک روند مستمر ارائه کنند.
تعریف JIT :
JIT ، موضوعی است که افراد مختلف تفسیرهای متفاوتی از آن داشتهاند. در بسیاری از نوشتهها از JIT به عنوان تکنیکی در کنترل موجودیها یاد شده است. بعضی، آن را نگرشی نو به تولید و برخی دیگر، از آن به عنوان نوعی فلسفه و تفکر یاد کردهاند. برخی از نویسندگان نیز آن را یک استراتژی دانستهاند. همچنین JIT از نظر اینکه باعث افزایش کیفیت و کارایی میشود یک رویکرد مدیریت تکنیکی و از این جهت که باعث کاهش ضایعات میشود، یک رویکرد مدیریت عملیاتی و به این دلیل که یک مفهوم تولید جامع است رویکرد استراتژیک نامیده میشود.
JIT ، سیستمی جامع برای کنترل موجودیهای تولید است. در این سیستم هیچ موجودی مواد اولیهای خریداری نمیشود و هیچ محصولی ساخته نمیشود؛ مگر در هنگام ضرورت. این سیستم اساساٌ بر کاهش هزینهها از طریق حذف موجودیهای انبار تمرکز دارد.
با توجه به مطالب فوقالذکر، اگر بخواهیم یک تعریف جامع از JIT ارائه دهیم باید بگوییم: « JIT تفکر و نگرشی نوین در اداره سازمانهای صنعتی است که اصول، روشها و تکنیکهای برخاسته از آن، حذف کامل و جامع اتلاف و افزایش بهرهوری را در تمامی فعالیتها اعم از داخل و خارج سازمان دنبال میکند.» JIT امروزه به معنی « تولید با حداقل اتلاف» نیز به کار میرود. منظور از اتلاف، تمامي فعاليتهايي است كه موجب مصرف منابع مي شود ولي ارزشي براي مشتري ايجاد نمي نمايد.
پیششرطهای موفقیت JIT :
JIT ، تنها در صورتی به موفقیت میرسد که تک تک افراد سازمان در آن مشارکت کنند، برنامهها و روندها جهت دستیابی به حداکثر بازده و کارایی طراحی شده باشند و کیفیت محصولات و برنامههای زمانی تولید مطابق با تقاضای مشتریان، برنامهریزی شده باشند.
استراتژیهای JIT :
ووکورکا و لاماس (vukurka and lummus ) در سال 2000و کلایکومب (claycomb ) در سال 1999 ،یک دیدگاه جامع JIT را ارائه میکنند که شامل ساخت به هنگام6، خرید به هنگام7، فروش به هنگام8 و استراتژیهای اطلاعات به هنگام9 است.
اين پژوهشگران تاکید کردند که استراتژیهای JIT برای همه سازمانها مناسب نیستند. به عنوان مثال در برخی صنایع، مثل استخراج معادن یا کارخانجات تولید پوشاک مد روز ممکن است که استراتژیهای JIT مناسب نباشند.
استراتژی فروش به هنگام، نیز برای همه شرکتها مناسب نیست. این استراتژی، احتمالاٌ برای شرکتهایی مناسبتر است که به طور موفقیتآمیزی استراتژیهای تولید به هنگام و خرید به هنگام را اتخاذ نمودهاند.
نقش استراتژی فروش به هنگام در استحکام بخشیدن به ارتباطات زنجیره عرضه:
امروزه شرکتها به عنوان جزء لاینفک زنجیره عرضه، باید برای دستیابی به سهم بيشتر بازار با یکدیگر رقابت کنند. اگر چه مدیریت زنجیره عرضه از نظر مفهومی، کاری جذاب است اما از نظر استراتژیک، عملي دشواری است.
مدیریت موفق زنجیره عرضه، به یکپارچگی داخلی و خارجی روندهای تجاری در سرتاسر زنجیره عرضه نیاز دارد. (2000 , vukurka and lummus ) همچنین دستیابی به مزیت رقابتی به توانایی مدیریت در هماهنگسازی شبکه پیچیده ارتباط در زنجیره عرضه بستگی دارد (1998, lambert et al .)
از آنجائیکه استحکام ارتباطات خریدار و فروشنده در موفقیت مدیریت زنجیره عرضه بسیار حیاتی است اتخاذ استراتژیهایی که باعث استحکام این ارتباطات شوند، بسیار مهم است که استفاده از JIT میتواند در این امر مفید واقع شود.
دیسکون(Dickson ) مدیر خرید شرکت BOSE دیدگاه JITII را به منظور حداقل ساختن هزینههای خرید هنگامیکه فروشهای شرکت افزایش پیدا کردند، ارائه داد. دیدگاه JITII ، خریدار و فروشنده سنتی را حذف میکند و به نمایندگان فروش به منظور مشارکت کامل در روندهای خرید و فروش قدرت میدهد.
پذیرش گسترده دیدگاه JITII ، باعث اتخاذ استراتژی فروش بهنگام توسط تعداد زیادی از شرکتها شد. فروش به هنگام را میتوان به صورت « کشش نهایی استراتژی بازاریابی بر اساس زمان هماهنگ با روند کلی حداقل سازی موجودی» تعریف نمود؛ که هدف عینی از این استراتژی عبارتست از تحویل دادن صفر واحد محصول معیوب در زمان دقیق و مکان مطلوب از نظر مشتریان که هر نوعی از اتلاف را حداقل میسازد. (1994, Germain ). استراتژی فروش به هنگام، طی دو مرحله باعث استحکام ارتباطات بین خریدار و فروشنده در زنجیره عرضه میشود. مرحله اول که عبارتست از پیادهسازی و اجرای تاکتیکهای فروش که برای سازمان در روند فروش ایجاد ارزش میکند. مثل تولید صفر واحد کالای معیوب، تحویل به موقع و مقدار دقیق. مرحله دوم که عبارتست از توسعه ارتباطات با مشتریان که این امر نیازمند استفاده از نمایندگان فروش در مکانهایی نزدیک به مشتریان است.
اهداف اجرای سیستم JIT :
به طور کلی میتوان دو هدف اساسی برای JIT بیان نمود که عبارتند از:
1- ساختن محصولات با کیفیت بهتر و آماده کردن محصولات در زمان مناسب و تحویل به موقع به مشتریان و
2- حذف و اتلاف و کاهش میزان موجودیها و کاهش هزینهها
اجزای JIT :
اجزای JIT عبارتند از:
1) بهبود مستمر:
- حذف مشکلات اولیه: از بین بردن فعالیتهایی که فاقد ارزش افزوده هستند.
- تعبیه کردن سیستمهایی برای شناسایی مشکلات
- تلاش برای سادگی: تلاش برای پیادهسازی سیستمهایی که برای مدیریت قابل فهمتر، آسانتر و کماشتباهتر باشند.
- تولید محصولات به صورتیکه اتلاف کمتری از مواد و زمان داشته باشند.
- کنترل کیفیت: هر کارگر مسئول کیفیت کاری است که انجام داده است.
- جلوگیری از اشتباه، به کارگیری ابزارها و روشهای نامعقول
- نگهداری از ماشینآلات تولیدی: بررسی و نگهداری ماشینآلات و بهبود بخشیدن آنها به طور مستمر.
2) حذف اتلاف:
به طور کلی هفت نوع اتلاف وجود دارد:
- اتلاف ناشی از تولید بیش از حد
- اتلاف ناشی از زمان انتظار
- اتلاف ناشی از حمل و نقل
- اتلاف پردازش
- اتلاف موجودی
- اتلاف حرکت و انگیزه
- اتلاف ناشی از محصولات معیوب
3) تمیز نگه داشتن و پاکیزگی کارخانه
4) کاهش زمان راهاندازی
5) تولید ترکیبی از محصولات
6) کانبانها : کانبان عبارتست از یک سیستم کنترلی برای انتقال قطعات در مقدارهای کوچک بین خطوط تولید. این سیستم، کنترل قابل توجهی را روی حرکت مواد بین مراکز کاری اعمال میکند. کانبان، همچنین تحت عنوان سیستم جذبی10 هم نامیده میشود؛ زیرا کانبان هنگامی کاربرد دارد که قطعاتي كه مورد نیاز بخش بعدی هستند بوسیله این بخش جذب میشوند.
7) اتوماسیون : فراهم آوردن ماشینآلات لازم و
8) بررسی مشکلات جهت انجام عملیات اصلاحی لازم.
مزایای JIT :
مزایای استفاده از JIT بیشتر از آن چیزی هستند که در گزارش مالی شرکت بیان میشوند.(1993, Inman and Mehra )
برخی مطالعات، نشان دادهاند که گاهی اوقات ممکن است سیستم JIT باعث بهبود عملکرد مالی شرکت نشود. حتی هنگامیکه عملکرد مالی یک شرکت بهبود یافته باشد نیز، نسبت دادن این بهبود به سیستم JIT کار مشکلی است. JIT اساساٌ روی عملکرد غیرمالی و بلندمدت تمرکز دارد.
اجرای موفق JIT مزایای مهمی در بردارد كه از آنجمله مي توان به کاهش میزان موجودی مواد اولیه، کالای در جریان ساخت و کالای ساخته شده اشاره نمود؛ بگونه اي كه اين مساله باعث کاهش فضای مورد نیاز و همچنین کاهش هزینههای غیرمستقیم، مثل هزینه حقوق انباردار میشود. این سیستم باعث افزایش محصولات و تحویل به موقع محصول به مشتری میشود که این امر باعث ایجاد رابطه خوب بین شرکت و مشتریان میشود. کاهش زمانهای تأخیر ساخت و افزایش بهرهوری از دیگر مزایای مهم JIT هستند.
به عنوان مثال پس از پنج سال استفاده از JIT در شرکت OCS که سازنده تجهیزات و ماشینآلات بوش و اتصالات است نتایج زیر، حاصل شده است:
- کاهش فضای مورد نیاز به میزان 40%
- کاهش زمانهای تأخیر از 21 روز به 3 روز
- کاهش موجودیها به میزان 50%
- کاهش 80% در تولید محصولات معیوب، بدون آنکه هزینه کیفیت افزایش داشته باشد.
- 50% کاهش در کارهای تکراری و ضایعات
- 80% کاهش در حجم کالای در جریان ساخت
- 35% کاهش در هزینههای ساخت
- 75% کاهش در حجم انباشتهها
مراحل پیادهسازی JIT :
پنج مرحله پیادهسازی موفق JIT عبارتند از؛ تحول آگاهي، اتخاذ تدابیری در خصوص فضای کاری، جریان ساخت، عملیات استاندارد و روند مدیریت چندگانه. در زير به تشريح موارد فوق پرداخته مي شود.
1- تحول آگاهی: این مرحله شامل از بین بردن تمامی مفاهیم قدیمی مدیریت و پذیرش یک تکنیک جدید است. این مرحله خود شامل موارد زیر است:
- خلاص شدن از مفاهیم سنتی،
- پذیرش این فرض که روش جدید کار خواهد کرد،
- تصحیح سریع تمامی اشتباهات قابل ملاحظه،
- پذیرش ذهنی این مطلب که پیشرفت هیچ سقفی ندارد و
- بررسی مشکلات با استفاده از نظرات تمامی کارگران
2- اتخاذ تدابیری در خصوص فضای کاری :
این مرحله شامل موارد زیر است:
- فراهم آوردن مقدمات مناسب، مشخص کردن نیازها و حذف نیازهای غیرضروری،
- نظم و ترتیب: قرار دادن هر چیزی در جای خودش،
- پاکیزگی : داشتن یک محیط کاری تمیز و پاکیزه،
- نگهداری مناسب ابزار، تجهیزات و ...
- انضباط : رعایت مقررات و تبدیل آن به یک عادت.
3- جریان ساخت : جریان ساخت عبارتست از تولید یک قطعه خاص از محصول درزمان مشخص. این مرحله شامل موارد زیر است:
- قرار دادن ماشینآلات به صورت متوالی
- استفاده از کارگران آموزش دیده و دارای مهارتهای متعدد
- دنبال کردن چرخه زمانی11
- استفاده از ماشینآلات بهم پیوسته
- خط تولید باید به شکل حرف U انگلیسی باشد.
4- عملیات استاندارد: این گام یک سری قوانین و روشها را وضع میکند تا از این طریق کیفیت تولید را افزایش و هزینه را کاهش دهد. این مرحله شامل چهار مبحث اساسی است که عبارتند از :
- چرخه زمانی: مدت زمانی که طول میکشد تا یک محصول تکمیل شده به بیرون حمل شود.
- موجودی در دسترس استاندارد
- استفاده از نمودارهای عملیاتی
- سلسله مراتب کار
5- روند مدیریت چندگانه: این مرحله بدین معنی است که یک کارگر مسئول چندین روند است.
بخشهایی از این گام که باید در نظر گرفته شوند عبارتند از :
- استفاده از کارگران دارای مهارتهای متعدد،
- ایجاد یک محیط کاری خوب،
- عملیات باید قادر به کار کردن با ماشینهای چندگانه باشد و
- به کارگیری کارگران مناسب برای ماشینآلات مختلف.
اندازهگیری کارایی در JIT :
مدت زمانی که لازم است یک محصول فرآیند تولید را به طور کامل طی کند تا به محصول نهایی تبدیل شود « سیکل زمانی تولید» نامیده میشود. این سیکل زمانی شامل چهار عنصر جداگانه است که عبارتند از:
1- زمان پردازش و تولید محصول 2- زمان انبارداری و نگه داشتن محصولات پشت ماشینآلات 3- زمان حرکت و نقل و انتقالات تولیدات بین واحدهای تولیدی 4- زمان بازرسی و کنترل کیفیت.
از میان این عناصر، تنها زمان پردازش و تولید محصول است که دارای ارزش افزوده است و سایر عناصر نه تنها ارزشی به محصول نمیدهند، بلکه هزینهزا نیز مي باشند.
برای اندازهگیری کارایی سیستم JIT از نسبتی به نام نسبت کارایی استفاده میشود. این نسبت، زمان صرف شده در فعالیتهایی که ارزش افزوده ایجاد میکنند را به صورت درصدی از کل سیکل زمانی بیان میکند.
100 ×
زمان پردازش و تولید
=
نسبت کارایی
سیکل زمانی تولید
محدودیتهای JIT :
به طور کلی JIT با پنج محدودیت اساسی مواجه است که عبارتند از:
1- مشکلات مربوط به محیطهای اقتصادی: JIT سیستم خوبی است اما اگر به صورت اتفاقی یک نوسان شدید در تقاضا به وجود آید؛ این سیستم قابلیت انعطاف لازم برای تطابق با سطح جدید تقاضا را ندارد. به عنوان مثال بعد از طوفان کاترینا و ریتا و واقعه 11 سپتامبر بسیاری از شرکتها به علت تغییر در تقاضا با مشکل مواجه شدند.
JIT ، در شرایطی که قیمت مواد خام دچار نوسان است با موفقیت انجام نمیگیرد و با مشکل مواجه میشود. نوریس (Norris ) در سال 1994 اشاره کرد که میزان ذخیرههای موجودی JIT بر اساس این فرض تلویحی هستند که همیشه موجودی اضافی برای دریافت سریع با قیمتی مشابه قیمتهای قدیمی در دسترس است. Norris با بررسی که در تابستان 1994 روی تعداد شرکت که روی JIT متمرکز بودند انجام داد متوجه شد که این شرکتها عاقبت به کمیابی و بالا بودن قیمت مواد خام واکنش دادند. این کمیابی و بالا بودن قیمت مواد اولیه، باعث انبار کردن کالاهای ساخته شده و در نتیجه بالا رفتن قیمت کالاهای ساخته شده و متعاقباٌ باعث افزایش تورم گردید و واکنش بازار اوراق قرضه را در برداشت.
علاوه بر نوسانات قیمت مواد اولیه، توانایی JIT ممکن است به علت برخی دیگر از فاکتورهای اقتصادی از جمله دوره تجاری هزینهها و در دسترس بودن سرمایه نیز تحت تأثیر قرار گیرد.
2- محدودیتهای لجستیکی :
لجستیک عبارتست از هنر و علم تعیین نیازمندیها، گردآوری و کسب آنها، توزیع آنها و در نهایت حفظ آنها در شرایط عملیاتی آماده برای تمام طول دوره عمرشان. به عبارت دیگر لجستیک هنر مدیریت جریان مواد و محصولات از مبدأ تا مصرفکننده است.
محدودیتهای لجستیکی نیز ممکن است موفقیت در JIT را محدود نمایند. هنگامی که موجودی مواد اولیه ذخیره شده در انبار کافی نیست، وقفه در دریافت مواد خام در زنجیره عرضه میتواند به سرعت باعث تعطیلی کارخانه یا کمبود کالای ساخته شده شود. به عنوان مثالی از این محدودیت، جنرال موتورز(General motoros ) در اولین روز اعتصاب کارگران خط مونتاژ مجبور به تعلطیلی کارخانههایی شامل 000/75 کارگر شد که این تعطیلی در نتیجه تصمیم سریع کارگران برای اعتصاب بود. همچنین در مارس 1996 اعتصاب 17 روزهای در دو کارخانه جنرال موتورز در دیتون و اهیو باعث متحمل شدن هزینهای بالغ بر 47 میلیون دلار در هر روز برای شرکت جنرال موتورز شد. (1996, Bradsher )
به عنوان مثالی دیگر، در ابتدای استفاده از JIT مدیران تویوتا با هیچ محدودیت لجستیکی مواجه نشدند؛ زیرا امکانات ساخت آنها از نظر جغرافیایی به هم نزدیک بودند، با این وجود مدیران نیسان که کارخانههایش پراکندهتر از تویوتا بودند؛ متوجه شدند که باید سطح بیشتری از ذخیره مواد اولیه را نسبت به تویوتا نگهداری کنند تا با این کار از افزایش ترافیک و رفت و آمد در مناطق شهری جلوگیری کنند.
نکتهای که باید در این مبحث مورد توجه قرار گیرد این است که استفاده از منابع جهانی با فاصلههای تحویل زیاد، به سطوح بالاتری از ذخیره موجودی مواد اولیه نیاز دارد. همچنین JIT به منظور اجتناب از وقفههای کاری، به مواد اولیه باکیفیت بالا و ثابت نیاز دارد(songini ، 2000)و (Wise ، 1990).
به علت این واقعیت که کاهش در هزینههای نگهداری موجودی، هر افزایشی در هزینههای حمل و نقل و هزینههای لجستیکی را جبران میکند انتظار میرود که استفاده از JIT باعث کاهش هزینهها شود.
3- فرهنگ و شرایط سازمانی:
پیششرط موفقیت در JIT داشتن سرمایه انسانی کافی و همچنین اجرای تئوری z برای مدیریت کار است. تئوری z که بوسیله ویلیام اوچی (William ouchi ) پروفسور دانشکده مدیریت UCLA تبیین شد؛ شامل یک سری اصولی است که عبارتند از : تصمیمگیری جمعی بر اساس کارگر، اطمینان مطلق بین کارگران و همچنین بین کارگران و مدیریت، کنترل غیر رسمی کارگر، مشخص کردن صریح مسئولیتها و بیمه کردن کارگران در درازمدت. این شرایط و اصول باعث ایجاد محدودیتهایی در استفاده از JIT میشوند. به عنوان مثال اجرای موثر JIT نیازمند این است که کارگران به خوبی آموزش دیده باشند و مهارتها و شایستگیهای لازم برای ایفای مسئولیتهایی که به آنان محول شده است را دارا باشند، با این وجود اخیراٌ نیروی کار بااستعداد ژاپنی از پذیرش کارهای کارگری اجتناب میکنند که این امر باعث استفاده از نیروی کار خارجی که مهارت کمتری نسبت به ژاپنیها دارند و متعاقباٌ باعث کاهش کیفیت و بهرهوری شده است.
مدیران ژاپنی همچنین متوجه شدند که اعتماد که به عنوان یک شرط لازم برای موفقیت JIT است، نمیتواند به طور تمام و کمال در خصوص عرضهکنندگان خارجی اعمال شود. آنها همچنین متوجه این موضوع شدند که بسیاری از جنبههای فرهنگ سازمانی که آنان بر آن تکیه زده بودند، به درستی برای کارگران تفسیر نشده است.
4- حسابداری خودسرانه و عملکردهای مالی:
سیستم حسابداری صنعتی سنتی میتواند تلاشها برای پیادهسازی موفق JIT را بینتیجه بگذارد. اندازهگیریهای حسابداری صنعتی معمولاٌ ماهانه یا سه ماه یکبار هستند در حالیکه تلاشهای کارگر برای پیشرفت و بهبود به صورت روزانه یا حتی ساعتی اتفاق میافتد. در نتیجه، در اندازهگیریهای عملکرد توسط کسانی که مسئول نگهداری حسابها هستند، تلاشهای کارگر در نظر گرفته نمیشود. (1991, keys ) و (1990, wise )
استفاده سنتی از معیارهای اندازهگیری کارایی و کاربرد ماشینآلات نیز با JIT در تضاد است. زیرا برخی از این معیارها، شرکت را وادار به استفاده از حداکثر کاربرد ممکن به منظور بهبود بخشیدن نرخهای کارایی و جداول زمانی بازپرداخت مالی میکنند.
5- مشکلات مربوط به عرضهکنندگان کوچک :
عرضهکنندگان کوچک، ممکن است مشکلات عظیم و چشمگیری را تجربه کنند و در نتیجه این مشکلات به مخالفت باJIT برخیزند. به عنوان مثال یکی از مشکلات این عرضهکنندگان این است که آنها فاقد استحکام مالی لازم برای تحمل برخی محدودیتها هستند.
مطالعه اجمالی تعدادی عرضهکننده نشان میدهد که تنها نیمی از آنها امیدوار به دستیابی به مزیت در اثر استفاده ازJIT هستند. .(1989, sheridan ) این مطالعه نشان میدهد که میزان دستیابی شرکتهای کوچک به مزایای استفاده از JIT یکسان نیست.
اجرای JIT در ایران و مشکلات موجود در برابر آن:
اجرای سیستم JIT نیاز به برنامهریزی دارد و کار آسانی نیست و چنین نیست که شرکتی تصمیم بگیرد که این مسأله را امروز در سازمان حاکم کند و مطابق با آن عمل کند؛ بلکه باید اسباب و مقدمات این کار فراهم شود.
در ایران قیمتها نوسان زیادی دارد و مواد اولیه کم است. به دلیل نوسانات قیمت و کمی مواد اولیه برای اجرای JIT در ایران باید ترتیبی اتخاذ نمود تا این سیستم مورد پذیرش تولیدکننده و مصرفکننده قرار گیرد و بین دولت و واردکننده تفاهم برقرار شود. بنابراین اجرای موفق JIT در ایران، نیازمند پشت سرگذاشتن موانع بسیاری است. در ایران مشکل مواد اولیه وجود دارد که باید از قبل سفارش داده شود که این امر باعث میشود بخش قابل توجهی از سرمایه درگیر تأمین مواد اولیه شده و راکد بماند. در ایران در مورد ماشینآلات، حمل و نقل و حتی کیفیت هم علیرغم وجود بازرسیهای متعدد، با مشکلات بسیار زیادی مواجه هستیم. همچنین در ایران اتلاف منابع نیز کاملا مشهود است. از آنجمله مي توان به بكارگيري بيش از حد نیروی انسانی در سازمانها اشاره نمود.
بنابراین اجرای موفق JIT در ایران نیازمند از میان برداشتن موانع و مشکلات ذکر شده است که این امر محتاج برنامهریزی بلندمدت و آينده نگري مديران و مسئولان كشوري است.
جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره 09128069819 و یا ایمیل info@arshiyagroup.ir ماس حاصل فرمایید و یا به شماره 500011008069819 پیامک ارسال فرمایید