رابطه فرهنگ و حسابداری

مقدمه
بیشتر تحقیقاتی که تا قبل از سال 1970 میلادی برای شناخت رفتار انسانها صورت گرفته تحت تاثیر شدید تعصبات نژادپرستانه بوده است (1980.(Trindis , اما از دهه 1980 به بعد محققان با هدف بررسی جهانشمول بودن تئوریهای روانشناختی در اروپا و امریکا، تمایل زیادی به انجام تحقیقات بین فرهنگی پیدا کردند (1975.(Berry , نتایج مطالعات این محققان حاکی از آن بود که تمام عناصر کلیدی تئوریهای روانشناختی (نظیر تئوری انگیزش) جهانشمول نیست. این امر محققان را برآن داشت که تحقیقاتی انجام دهند تا مشخص سازند چه جنبههایی از مسائل روانشناختی در جهان، در یک حوزه فرهنگی خاص معتبرند. سرانجام پرفسورهوفستدHofsted , )
( 1983ِ 1980 در تحقیقی گسترده از کارکنان شرکت چندملیتی آیبیام(IBM ) مستقر در 53 کشور جهان و تحلیل آماری نتایج این تحقیق، تئوری مشهور خود را درباره ابعاد فرهنگی ارائه داد. این تئوری در زمینههای مختلف از جمله روانشناسی، تئوری سازمان، و اخیراً نیز در تحقیقات حسابداری کاربرد فراگیر داشته است. در این مقاله پس از تعریف فرهنگ، ابعاد فرهنگی از دیدگاه هوفستد، ترنر و ترامپنرز (1993) مطرح و مقایسه میشود. سپس روابط تئوریک بین ارزشهای فرهنگی و ارزشهای حسابداری مطرح شده درمدلگری (1988) و آزمونهای تجربی مدل وی ارائه خواهد شد.
تعریف فرهنگ
هر چند بهنظر میرسد که همه برداشت یکسانی از معنی فرهنگ دارند و درباره فرهنگ مفاهیمی نظیر عقاید، ارزشها و باورها به ذهن خطور میکند. اما، معنی فرهنگ چیست؟
در علم مردمشناسی تعریفهای بسیاری از فرهنگ بیان شده است. اسمیرسیچ (1983(Smircich ,، دیدگاهها و تعریفهای مختلف در مورد فرهنگ را در پنج شکل زیر خلاصه کرده است:
1- فرهنگ وسیلهای برای براورده ساختن هر چه بهتر نیازهای حیاتی و روانی بشر است.
2- فرهنگ به مثابه مکانیسم توافقی کنترلکنندهای است که هر یک از افراد جامعه را بهساختارهای اجتماعی پیوند میدهد.
3- فرهنگ، سیستمی از ادراکات مشترک است.
4- فرهنگ، سیستمی از نمادها و مفاهیم مشترک است.
5- فƒرهنگ، تجسمی از زیرساخت (ضمیر) ناخودآگاه تفکر انسانهاست.
گرچه این تعریفها براساس دیدگاههای متفاوتی بیان شدهاند، اما در آنها تفکرات بشر به عنوان جزئی موثر در شکلگیری فرهنگ جامعه مورد توجه قرار گرفته است. این نکته در تعریفی که پروفسور هوفستد (1991(Hofsted , از فرهنگ ارائه داده نیز کاملاً آشکار است. ا و معتقد است فرهنگ، برنامهریزی جمعی است که اعضای یک گروه را از دیگر گروهها متمایز میکند. ویولت (1993(Violet , با بررسی منابع مردمشناسی، فرهنگ را اینگونه تعریف کرده است: "فرهنگ سیستمی یکپارچه ازالگوهای رفتاری آموخته شده است که ویژگی خاص اعضای هر جامعه را تشکیل میدهد و خاستگاه آن فیزیولوژیکی یا ارثی نیست. بنابراین، فرهنگ رفتاری اکتسابی و محصول طبیعیفعالیتهای بشراست." ترایسوبیرTrice ِ Beyer ,)
(1993 نیز فرهنگ را سیستمی از عقاید مشترک تعریف کردهاند. بنابراین، سیستمهای ارزشی مشترک در یک جامعه باعث شکلگیری فرهنگ در آن جامعه میشود. منظور از <ارزش>، رجحان یک حالت یا وضعیت رفتاری خاص از سوی اکثریت مردم است (هوفستد 1991، ص8). وقتی یکسری از ارزشها از سوی افراد جامعه پذیرفته میشود، این ارزشها به هنجارهای اجتماعی تبدیل میشود و از آن پس انتظار میرود جامعه (اعم از افراد و سازمانها) هماهنگ با این هنجارها عمل کند.
ابعاد ارزشهای فرهنگی از دیدگاه هوفستد
هوفستد (1980و1991) با بررسیهایی که در 53 کشور انجام داد، 5 بُعد برای ارزشهای فرهنگی مطرح کرد که بر آن اساس میتوان ملتهای جهان را به گروههای مختلف دستهبندی کرد. این ابعاد عبارتند از:
فاصله قدرت،
اجتناب از بیاطمینانی به آینده و بلاتکلیفی،
فردگرایی در برابر جمعگرایی،
مردمنشی در برابر زنمنشی،
افق دید درازمدت در برابر کوتاهمدت.
فاصله قدرت: فاصله قدرت معیاری است که اختلافات موجود در توزیع قدرت میان افراد جامعه (افراد فرادست و فرودست) را نشان میدهد و منعکس کننده دامنه نابرابریها در توزیع قدرت از دیدگاه افراد ضعیف موجود در سازمانهاست. در جاییکه فاصله قدرت کم است، فرودستان و فرادستان روابط نزدیک و صمیمانهای با یکدیگر دارند. در این چنین شرایطی فرودستان به راحتی میتوانند با افراد فرادست خود مشورت کنند و حتی به انتقاد و مخالفت با آنان بپردازند. اما در جاییکه فاصله قدرت زیاد است، رابطه فرودستان و فرادستان بسیار مستبدانه است. در چنین شرایطی، فرودستان معمولاً امکان نزدیک شدن به روسای خود را ندارند و نمیتوانند به انتقاد و یا مخالفت با آنها بپردازند.
اجتناب از بیاطمینانی به آینده و بلاتکلیفی: اجتناب از بیاطمینانی معیاری است که میزان نگرانی و اضطراب افراد جامعه یا سازمان را در رابطه با وضعیتهای نامشخص و نامعلوم آینده نشان میدهد و به معنی علاقه افراد جامعه به کاهش ابهامهاست. مردمی که در جوامعِ خواهان اجتناب از بیاطمینانی به آینده زندگی میکنند، میکوشند ساختارهایی را در سازمانها، موسسات و روابطشان بوجود آورند که قادر باشد رویدادها را به روشنی تفسیر و پیشبینی کند.
فردگرایی در برابر جمعگرایی: فردگرایی در جوامعی وجود دارد که در آنها رابطه بین افراد بسیار ضعیف و کمرنگ شده است. در این جوامع افراد تنها مراقبت از خود و خانواده درجه یکشان را وظیفه خود میدانند. جمعگرایی در جوامعی وجود دارد که در آنها مردم از همان ابتدای زندگی، خود را در بین جمعی پیوسته و متحد از افراد میبینند و حمایت و مراقبت از آنان را وظیفه همیشگی خود میدانند. درجه فردگرایی یا جمعگرایی افراد بر روابط بین جوامع و سازمانها تاثیر میگذارد. در جوامع جمعگرا، وابستگیهای عاطفی شدیدی بین اعضای سازمانها وجود دارد، و سازمانها نیز مسئولیت زیادی برای اعضای خود قائلند. در چنین شرایطی ناسازگاریهای اجتماعی بین ارزشهای فردی و اجتماعی از بین میرود. اما اگر سازمانها توجه لازم را به اعضایشان نداشته باشند، ناهماهنگیهای موجود بین ارزشهای فردی و اجتماعی باعث افزایش فردگرایی در سازمان و یا تغییر ترکیب اجتماعی جمعی و یا هر دو اینها میشود.
مردمنشی در برابر زنمنشی: مردمنشی معیاری است که میزان گرایش افراد جامعه به داشتن رفتاری جسورانه در برابر برخورد متواضعانه را نشان میدهد. به عبارت دیگر، مردمنشی به معنای گرایش افراد جامعه به برتریطلبی، قهرمانپروری و دلاوری است. در مقابل، زنمنشی به معنای گرایش افراد جامعه به برقراری ارتباط، تواضع و فروتنی، مراقبت از ضعیفترها و بهبود کیفیت زندگی است. در جوامع مردمنش، مردان بیشتر به دنبال کسب موفقیتهای شغلی در بیرون از منزل و زنان علاقهمند به مراقبت از خانه و کودکان (از دیدکلی، دیگران) هستند. در چنین شرایطی مرد موفقیت خود را منوط به تقویت حس برتریطلبی و رقابتجویی خود میداند و زن بهدنبال تعلیم و تربیت فرزندان و فراهم ساختن محیط زندگی مطلوب برای خود و خانواده خویش است.
افق دید درازمدت در برابر کوتاهمدت: افق دید (دراز و کوتاهمدت) نشانگر میزان اتکای جوامع به ظرفیتهای تجزیه و ترکیبیایشان است. در جوامع دارای افق دید درازمدت، سعی میشود بخشهای مختلف به طریق مستحکم و تعدیلپذیر با یکدیگر ترکیب شوند. افراد چنین جامعهای با صبر و بردباری زیاد حاضر به پذیرش روند کُند ترکیب بخشهای مختلف با یکدیگر هستند. اما در جوامع دارای افق دید کوتاهمدت، سعی میشود تا کل به اجزای آن شکسته شود. در این جوامع، برحفظ سنتها، پایبندی به تعهدات اجتماعی صرفنظر از بهای آنها، پایداری برای باقی ماندن در وضعیت اجتماعی برابر با دیگران، پایین بودن میزان پسانداز و دستیابی سریع به نتایج امور تاکید میشود.
گرچه، نگرانیها و ابهامهایی در مورد اعتبار تئوری پیشنهادی پروفسور هوفستد در جوامع مختلف بهخصوص در کشورهای اسلامی وجود دارد (1993(Ali Rezaian , وِBaydoum )
(1995Willetty , و مقالات انتقادی نیز در اینباره نوشته شده است (2000.(Brendan , برخی نیز تئوریهای ارائه شده از سوی دیگر محققان را بهتر از تئوری هوفستد میدانند (2001.(Baskerville , با این همه، پروفسور هوفستد (1984(Hofsted , معتقد است "هر چند این ابعاد فرهنگی با توجه به مقیاسهای ارزشی موجود در بین کارکنان شرکت چند ملیتی آیبیام استخراج شده است، اما با این حال تحقیقاتی که توسط محققان دیگر به روشهای مختلف و با استفاده از نمونههای متفاوت (دانشآموزان، نمونههای تصادفی از مردم کشورهای مختلف و...) صورت گرفته نیز به ابعادی مشابه و نزدیک به همین ابعاد رسیده است. بنابراین شواهد محکمی مبنی بر جهانشمول بودن این ابعاد وجود دارد." مطالعه مدل دیگری که توسط ترنر و ترامپنرز در رابطه با ابعاد ارزشهای فرهنگی ارائه شده است تا حد زیادی این ادعا را اثبات میکند.
ابعاد ارزشهای فرهنگی از دیدگاه ترنر و ترامپنرز
ترنر و ترامپنرز (1993 (Turner ِ Trampners ,تحقیقی مشابه با تحقیق هوفستد در 12 کشور انجام دادند. البته تمرکز اصلی تحقیق آنان برارزشهای زیربنایی فرهنگ در 7 کشور دارای نظام سرمایهداری (امریکا، انگلستان، سوئد، هلند، آلمان، فرانسه و ژاپن) بوده است. ترنر و ترامپنرز با تحقیق خود هفت ارزش فرهنگی برای جوامع سرمایهداری معرفی کردند که به شرح زیراست:
عامگرایی در برابر خاصگرایی،
تجزیه در برابر ترکیب،
فردگرایی در برابر جمعگرایی،
درون مداری در برابر برونمداری،
توالی زمانی در برابر تقارن زمانی ،
توجه به وضعیت اکتسابی در برابر توجه به وضعیت انتسابی افراد،
برابری در برابر سلسله مراتب طبقاتی.
عامگرایی در برابر خاصگرایی: عامگرایی بیانگر تمایل جوامع به تدوین و اجرای قوانین، نظامنامهها، رویهها، و توجه به کارهای عادی است که باعث سامان یافتن عملیات سازمانها در جهت کسب ثروت میشود. در مقابل، خاصگرایی نشاندهنده تمایل جوامع برای توجه و حمایت از موارد استثنایی با توجه به استحقاق و شایستگی آنها (صرفنظر از قانون) است.
تجزیه در برابر ترکیب: تجزیهگرایان عملیات سازمان را به صورت وقایع، اقلام، ارقام و وظایف واحدها تجسم میکنند. در حالیکه، تاکید جوامع تجمعگرا بر کل سیستم است و سعی میشود تا کل سیستم دارای شکل، طرح و سازماندهی مناسب باشد. مدیران تجمعگرا خواهان شکلدهی و تجمیع عملیات در غالب الگوها، روابط و... میباشند.
فردگرایی در برابر جمعگرایی: تمرکز اصلی جوامع فردگرا بر حفظ حقوق فردی و تاکید جوامع جمعگرا بر حفظ منافع جامعه است. مدیران فردگرا، به افزایش انگیزه، پاداش، ظرفیتها، و ویژگیهای فردی کارکنان خود توجه دارند. در حالیکه، مدیران جمعگرا بر بهبود شرکت (بهطورکلی) از طریق جلب مساعدت و همیاری اعضای سازمان تاکید دارند.
درونمداری در مقابل برونمداری: این بُعد به منبع تعیینکننده مسیر حرکت، تصمیمها و هدفهای جوامع اشاره دارد. یعنی، آیا این منابع، قضاوتها، تصمیمها و تعهدات نشأت گرفته از داخل خود جامعه (عوامل درون مرزی) است و یا از تقاضاها و روندهای خارج از آن جامعه (عوامل برون مرزی) منتج میشود.
توالی زمانی در برابر تقارن زمانی: این بُعد، گویای ترتیب زمانی انجام امور در جوامع مختلف است. اختلاف این دو دیدگاه در این است که آیا یک کار خاص آنقدر مهم است که سریعتر از کارهای دیگر انجام شود یا اینکه کارها همه یکسانند و میتوان چند کار را همزمان با هم انجام داد. در جوامعی که معتقد به توالی زمانی هستند، امور مهم سریعتر انجام میشود. اما در جوامعی که معتقد به تقارن زمانی هستند، هیچ کاری بر دیگری اولویت ندارد و همه آنها یکسان فرض میشود.
توجه به وضعیت اکتسابی در برابر توجه به وضعیت انتسابی افراد: این بُعد ارزشی، گویای وضعیت سیستمهای اعطای پاداش و ترفیع در جامعه است. در جوامعی که به وضعیت اکتسابی افراد توجه میشود، ترفیعات، متناسب با میزان موفقیت عملکردی آنان است. دلیل اینکار نیز تشویق افراد به تداوم عملکرد خوبشان است. اما در جوامعی که به وضعیت انتسابی افراد توجه دارند، مبنای اعطای پاداش مواردی نظیر سمت، سابقه کار، جنسیت، تحصیلات و... است.
برابری در برابر سلسله مراتب طبقاتی: این بُعد به نحوه توسعه روابط و توزیع قدرت بین افراد جامعه اشاره دارد. در جوامعی که برابری به عنوان یک هنجار شناخته شده است، همه افراد فرصت یکسانی برای مشارکت در امور مهم دارند. این جوامع همیشه جویا و پذیرای نظارت و عقاید اعضایشان هستند بدون اینکه توجهی به جایگاه و منزلت آنها داشته باشند. اما در جوامع دارای سلسله مراتب طبقاتی، نظرات افراد با توجه به رتبهای که دارند مورد توجه قرار میگیرد. در چنین جوامعی، افراد متعلق به طبقات بالای جامعه، نحوه و میزان مشارکت افراد طبقات پایینتر را مشخص میسازند.
مقایسه مدل هوفستد و مدل ترنر و ترامپنرز
کاملاً مشهود است که پنج بعد ارزشی مطرح شده بهوسیله هوفستد و هفت بعد ارزشی بیان شده از سوی ترنر و ترامپنرز تا حد زیادی دارای ماهیت یکسان بوده و برهم منطبقاند. جدول 1، انطباق این ابعاد را با یکدیگر نشان میدهد.
روابط تئوریک بین ارزشهای فرهنگی و ارزشهای حسابداری <مدلگری>
گری (1988(Gray , با تلفیق ارزشهای فرهنگی مطرح شده از سوی هوفستد و تعیین چهار بعد ارزشی حسابداری شامل حرفهگرایی، یکنواختی، محافظهکاری و پنهانکاری، مدلی را برای بررسی تاثیر فرهنگ بر سیستمهای حسابداری ارائه داد که مورد استقبال محققان قرار گرفت (شکل 1). هر چند 15 سال از ارائه این مدل میگذرد، با اینحال هنوز از آن به عنوان الگویی برای انجام تحقیقات در سطح بینالمللی استفاده میشود، و حتی مدلهای جدیدی نیز با الهام از مدلگری هوفستد برای تفسیر تاثیر فرهنگ بر توسعه و تغییر حسابداری در کشورهای مختلف جهان ارائه شده استChoi ,)
راههای دستیابی به یافته های موثر و متقاعد کننده در حسابرسی عملیاتی

مقدمه
در ادامه مباحث یادشده در این مقاله به راههای دستیابی به یافتههای مؤثر و متقاعد کننده در حسابرسی عملیاتی شامل روشهای حسابرسی جهت کشف یافتهها، نکات مهم برای تکمیل یافته های حسابرسی عملیاتی و بسط و تکمیل این یافتهها، پرداخته میشود.
یافتههای حسابرسی عملیاتی
یافتههای حسابرسی عملیاتی اطلاعات و نتایج حاصل از بررسی و ارزیابی موضوعی خاص، با استفاده از روشهای حسابرسی عملیاتی است که با توجه به میزان اهمیت آنها، در گزارش حسابرسی عملیاتی قابل درج است.
روشهای حسابرسی جهت کشف یافتهها
یافتههای حسابرسی عملیاتی با استفاده از روشهای مختلفی به دست میآیند. برخی از روشهای مورد استفاده حسابرسان برای کشف یافتهها، به این شرح است:
محک زنی از طریق مقایسه عملکردها، با معیارهای مناسب؛
بررسی نمودار سازمانی، شرح وظایف، خط مشیها و رویههای مدون؛
تجزیه و تحلیل صورت های مالی و سایر گزارشهای تهیه شده برای استفاده مدیریت؛
تجزیه و تحلیلهای آماری؛
مصاحبه با مدیران و کارکنان کلیدی واحد مورد رسیدگی؛
مطالعات موردی درباره موضوع خاص؛
استفاده از پرسشنامه برای گرداوری اطلاعات درباره کنترلهای مدیریت؛
ارزیابی و آزمون کنترلهای مدیریت؛
بررسی معاملات و بازرسی مدارک مربوط به پروژهها، نامهنگاری ها و قراردادها؛
بررسی عملیات از طریق به کارگیری فنونی نظیر کارسنجی و زمان سنجی؛
تهیه نمودگر و به کارگیری فنون مختلف داده پردازی و حسابرسی رایانه ای؛ و
مشاهده مستقیم فرایندها و روشها.
نکات مهم برای تکمیل یافتههای
حسابرسی عملیاتی
حسابرس عملیاتی برای تکمیل یک یافته خاص حسابرسی عملیاتی باید از ویژگیهای مختلف شامل وضعیت واقعی، معیار، علتها، آثار و پیشنهادهای عملی آگاهی داشته باشد.
به هر حال، اقدامات مورد نیاز برای تکمیل یافتههای حسابرسی به هدف حسابرسی بستگی بسیار دارد. بنابراین، یافته حسابرسی وقتی کامل تلقی میشود که هدف حسابرسی را تأمین کند و گزارش حسابرسی به وضوح آن هدفها را به ویژگیهای مزبور مرتبط سازد(قوامی، استانداردهای حسابرسی دولتی، 1378).
الف. وضعیت واقعی
وضعیت واقعی به موقعیتی گفته می¬شود که در عمل وجود دارد. وضعیت واقعی در جریان عملیات حسابرسی، مشخص و مستند میشود. حسابرس در تعیین وضعیت موجود یک یافته حسابرسی عملیاتی، باید به پرسشهایی از این قبیل پاسخ دهد: چه چیزی را یافتهاید؟ چه چیزی را مشاهده کردهاید؟ چه چیزی معیوب، ناقص یا اشتباه است؟ و آیا نارسایی مشاهده شده، محدود به واحد عملیاتی مورد بررسی و یا گستردهتر از این حد است؟ (رایدر، راهنمای جامع حسابرسی عملیاتی ،1380).
مقدار، مبلغ و کیفیت خرید و فروش، وضعیت داراییها و بدهیها، تعداد و بهای تمامشده محصولات تولید شده، تعداد و دفعات حمل مسافر و بار، میزان و مبلغ ضمانتنامه و بیمه نامههای صادره، میزان و نوع تسهیلات اعطایی، تعداد پروندههای رسیدگی شده، تعداد گزارشهای صادره، ساختار سازمانی، تعداد کارکنان صف و ستاد و همچنین فرایندها و سیستمهای بهکار گرفته شده، نمونههایی از وضعیت واقعی در واحد اقتصادی است.
حسابرس هنگام شناخت وضعیت واقعی، عملیات و اطلاعات مربوط را در دامنه رسیدگی بررسی
می کند، سپس با انجام مصاحبههای اثربخش، مشاهده عملیات، بررسی اسناد و مدارک خاص و نیز مستندسازی آنها، میکوشد حقایق را آشکار سازد.
ب. معیار
حسابرس عملیاتی در تجزیه و تحلیل وضعیت موجود، باید از شرایطی آگاه باشد که انتظار دارد در آن به مقصدها و هدفهای عملیاتی دست یابد. در واقع این تجزیه و تحلیل شامل مطالعه و اندازه گیری عملکرد واقعی در مقایسه با معیارهای گوناگونی است که میزان دستیابی سازمان به هدفهای مربوط را تعیین میکند.
حسابرس عملیاتی باید موضوعهایی از قبیل قوانین ومقررات مربوط ، قرارداد و سیاستهای موجود، سیستمها و روشها، استانداردها، جدولهای زمانی، طرحها و بودجهها را مورد بررسی قرار دهد و بهمنظور تعیین معیار مناسب برای هر یافته حسابرسی خاص، با درنظر گرفتن وضعیت موجود، به پرسشهایی از این قبیل پاسخ دهد که: عملیات باید چگونه باشد؟ معیار ارزیابی و روش استاندارد چیست؟ در واقع در این مرحله، «چیزی که هست با چیزی که باید باشد» مقایسه میشود. (رایدر، راهنمای جامع حسابرسی عملیاتی، 1380).
پ. علتها
ارزش یافتههای حسابرسی عملیاتی زمانی بیشتر میشود که حسابرس علتهای انحراف از معیارها را شناسایی کند. حسابرس عملیاتی بهمنظور تجزیه و تحلیل این علتها باید به پرسشهایی از این قبیل پاسخ دهد: چرا این اتفاق افتاد؟ و دلایل وجود نارساییهای عملیاتی چیست؟ (رایدر، راهنمای جامع حسابرسی عملیاتی ، 1380).
یکی از مهمترین عوامل در تکمیل یافته حسابرسی عملیاتی، مشخص کردن علتهای نارساییها است. این علتها، موجب کاهش اثربخشی و از دست رفتن کارایی و صرفه اقتصادی میشود. حسابرس باید در شناسایی علتها، دقت بسیاری را به کار برد. در برخی موارد، اشخاصی خاص عامل ایجاد نارسایی هستند. باید توجه داشت که مسئولیت حسابرس، شناسایی این اشخاص نیست، بلکه موضوع مورد نظر، شناسایی دلایل مهم انحراف از معیارهای مورد انتظار است.
علتها ممکن است از موارد زیر ناشی شود:
ضعف مدیریت و وجود سیستمهای عملیاتی نامناسب؛
نبودکنترلهای مناسب در رابطه با ریسکهای عدم دستیابی به هدفهای فعالیتها؛
موثر نبودن یا عدم رعایت کنترلهای موجود؛
برنامه ریزی نامناسب یا نبود سیستمها و روشهای برنامهریزی؛
ساختار سازمانی نامناسب و مشخص نبودن شرح وظایف کارکنان؛
ناتوانی یا بیعلاقگی کارکنان؛
سیاستها، روشها، دستورالعملها و استانداردهای ناکافی، مبهم و قدیمی؛
ضعف یا کمبود نیروی انسانی متخصص و ماهر؛
کمبود منابع مالی؛
موثر نبودن روشهای اداری و داده پردازی؛
نبود ارتباطات موثر؛ و
نبود سیستمهای اطلاعاتی مناسب.
. آثار
یکی از هدفهای اساسی اجرای حسابرسی عملیاتی، متقاعد ساختن مدیریت واحد مورد رسیدگی به انجام مجموعهای از اقدامهای لازم بهمنظور اصلاح نارساییهای شناسایی شده است. حسابرس برای کمک به مدیریت در تجزیه و تحلیل وضعیت موجود، باید تا حد امکان آثار نارساییها را در قالب واژههای کمّی مثل ریال، زمان، محصول، تعداد اقلام یا معاملات بیان کند. او در تعیین آثار یاد شده، باید بتواند به پرسشهایی از این قبیل، پاسخ دهد: یافتهها چه آثاری دارند؟ و نتایج نهایی شرایط موجود چیست؟ (رایدر، راهنمای جامع حسابرسی عملیاتی، 1380).
طولانی شدن زمان تحویل کالا و ارائه خدمات، از دست دادن بخشی عمده از سهم بازار، کاهش تولید و عدم ایفای بهموقع تعهدات، کاهش کیفیت کالا و خدمات، نارضایتی کارکنان، مردم و مسئولان از عملکرد مدیریت، بازده نامناسب داراییها و زیانهای عمده عملیاتی، نمونه هایی از آثار بی توجهی به شناسایی نقاط ضعف و عوامل ایجاد نارساییها و اصلاح آنها است.
ث. پیشنهادها
عامل اصلی تکمیل موفقیت آمیز یافتههای حسابرسی عملیاتی، ارائه پیشنهادهایی برای انجام اقدامات اصلاحی جهت بهبود وضعیت نامساعد جاری است. پیشنهادها باید بهطور منطقی بهشرح وضعیت نامساعد کنونی، علتهای مهم و اقداماتی بپردازد که برای جلوگیری از تکرار آن باید صورت گیرد.
پیشنهاد حسابرس باید اجراشدنی و منطقی باشد تا مدیریت به آسانی مزایای به کارگیری آنها را دریابد. حسابرس در مورد ارائه پیشنهادها باید به پرسشهایی از این قبیل پاسخ دهد: برای اصلاح وضعیت چه پیشنهادهایی میتوان ارائه کرد؟ آیا این پیشنهادها، با وضعیت کنونی، معیارها، علتها و آثار، رابطه منطقی دارند؟ و اینکه آیا پیشنهادها اجراشدنی و منطقی هستند؟(رایدر، راهنمای جامع حسابرسی عملیاتی،1380).
برونسپاری برخی از فعالیتها، افزایش و کاهش تعداد کارکنان و اصلاح ساختار سازمانی، ایجاد شعبههای جدید، توقف خطوط تولید زیانده، تغییر در ترکیب فروش، خرید بهصورت متمرکز، تغییر در پذیرش و نحوه عمل سفارشهای دریافتی، تدوین سیاستها و آیین نامههای مورد نیاز، استقرار سیستم بهای تمام شده و اصلاح روشهای اعطای تسهیلات و وصول مطالبات، نمونههایی از پیشنهادهای حسابرسان عملیاتی است.
حسابرسی عملیاتی در سه سطح شامل ارزیابی عملکرد، شناسایی فرصتهای بهبود و پیشنهاد برای بهبود عملیات انجام می شود ولی برخی از قراردادهای حسابرسی عملیاتی، از جمله قراردادهایی که از سوی شخص ثالث مثل وزیر مربوط و یا امور مجامع شرکتها پشتیبانی میشوند، ممکن است شامل ارائه پیشنهاد نباشد. در چنین مواردی، یافتهها ممکن است تنها شامل ارزیابی عملکرد باشند و دربرگیرنده پیشنهادهایی مبتنی بر اصل هزینه / منفعت برای بهبود عملیات نباشند.
در مواردی که هدف حسابرسی عملیاتی شامل ارائه پیشنهاد نیز باشد، بخش پیشنهاد گزارش در بیشتر موارد از اهمیت چشمگیری برخوردار است. اگرچه یافتهها، اغلب شکلاتی را تبیین می کنند که مدیریت به وجود آنها اعتقاد داشته است، اما راهحلهای پیشنهادی، افکار و ایدههای جدیدی را ارائه می کنند (صفار،حسابرسی عملیاتی، کارایی، اثربخشی و صرفه اقتصادی، 1376).
بسط و تکمیل یافتههای حسابرسی عملیاتی
حسابرس عملیاتی بهمنظور بسط و تکمیل یافتههای حسابرسی باید به حد کافی عملیات مربوط را تجزیه و تحلیل و به موازات آن، کلیه اطلاعات مناسب و شفاف را گرداوری کند.
حسابرس با انجام این مرحله از فعالیت حسابرسی باید بتواند شواهدی را فراهم آورد تا مدیریت را قانع سازد که نارساییهایی با اهمیت در عملیات مورد ارزیابی وجود داشته است و علل و آثار نارساییهای مربوط را مشخص کند. در واقع، مهمترین مرحله انجام حسابرسی عملیاتی، بسط و تکمیل یافتههای حسابرسی است.
برای انجام حسابرسی عملیاتی میتوان از روشهای متفاوت و متعدد استفاده کرد. از اینرو، یک راهکار ثابت برای بسط و تکمیل وجود ندارد. بههر حال، مراحل زیر را میتوان بهعنوان راهکار پایه تلقی کرد:
1. بررسی و تجزیه و تحلیل سیاستها، سیستمها و روشهای موجود، با این دیدگاه که در صورت اجرای کامل و صحیح، نتایج آن مطلوب خواهد بود. اگر نتایج این موارد مطلوب نباشد، حسابرس عملیاتی بهطور مستقیم به کمّیسازی آثار و مشخص کردن علل آن میپردازد(رایدر،راهنمای جامع حسابرسی عملیاتی،1380)؛
2.تعیین وضعیت واقعی، نتایج فعالیتها و گرداوری شواهد معتبر در ارتباط با حوزههای عملیاتی تحت بررسی و معاملات مربوط؛
3. تعیین معیارهای مناسب، مقایسه نتایج فعالیتها و روشهای انجام معاملات واقعی با معیارهای ارزیابی و روشهای مصوب، جهت شناسایی نارساییها و بررسی این موضوع که نتایج به¬دست آمده و روشها بهدرستی اجرا شده یا خیر ؛
4. رایزنی با مدیریت واحد مورد رسیدگی در رابطه با نتایج یافتهها و تفسیر شرایط موجود؛
5. علت دست نیافتن به نتایج مطلوب، افزون بر علل پیشگفته ممکن است نبود کنترلهای مناسب برای کاهش ریسکهای عدم دستیابی به اهداف فعالیتها یا نبود رعایت کنترلهای مدیریت باشد، در نتیجه این موضوع باید به همراه مدارک و شواهد مناسب و کافی مشخص شود؛
6. آثار را می توان بر حسب مبالغ از دست رفته و بهصورت کمّی بیان کرد. اگر آثار درخور توجه نباشد حسابرس از صرف وقت اضافی در تکمیل بیش از حد یافتههای حسابرسی اجتناب میکند؛ و
7. گرداوری اطلاعات برای ارائه پیشنهادهای عملی جهت بهبود وضعیت از جنبه¬های اثربخشی ، کارایی و صرفه اقتصادی عملیات.
اگر در زمان ارائه پیشنهاد به واحدهای تجاری، هزینه پیشنهاد مطرح شده بیش از صرفه جویی براوردی باشد، حسابرس و مدیریت هر دو ممکن است به این نتیجه برسند که این پیشنهادها توجیه اقتصادی ندارد. اما باید توجه داشت که پیشنهادهای حسابرس عملیاتی ، بهخصوص در مواردی که موضوع مورد حسابرسی «ارزیابی عملکرد» است، لزوماً به صورت اقتصادی ارزیابی نمی شود . این پیشنهادها، موجبات اثربخشی عملیاتی بیشتر، تصمیمگیری بهتر و افزایش کارایی میشود و روحیه کارکنان را بیش از پیش بالا میبرد.
خلاصه
حسابرس عملیاتی، پس از تعیین و اولویتبندی حوزههای بحرانی، کارِ بسط و تکمیل یافتههای مهم حسابرسی را در حوزههایی آغاز میکند که بهبود آنها، دارای بیشترین منافع برای واحد اقتصادی مورد بررسی است. یافتههای حسابرسی عملیاتی درواقع اطلاعات و نتایج بهدست آمده ناشی از بررسی و ارزیابی موضوع خاص، با استفاده از اجرای روشهای حسابرسی عملیاتی است که با توجه به میزان اهمیت آن، قابلیت درج در گزارش را دارند.
یافتههای حسابرسی عملیاتی با استفاده از اجرای روشهای مختلفی نظیر محک زنی، تجزیه و تحلیل موارد مختلف، مصاحبه با کارکنان، مطالعات موردی، پرسشنامههای مختلف، ارزیابی و آزمون کنترلهای مدیریت، بازرسی مدارک و مستندات موجود، بررسی عملیات، بهکارگیری فنون مختلف دادهپردازی و حسابرسی رایانهای و مشاهده مستقیم فرایندها و روشها به¬دست میآیند. حسابرس برای تکمیل یافتههای حسابرسی عملیاتی باید از ویژگیهای مختلف شامل وضعیت موجود، معیارها، علتها، آثار و پیشنهادهای عملی، آگاهی داشته باشد. مهمترین مرحله انجام حسابرسی عملیاتی، بسط و تکمیل یافتههای حسابرسی است. این مرحله شامل گرداوری شواهد لازم و مقایسه وضعیت واقعی یا نتایج عملکرد با معیارهای مربوط و تعیین علتها و آثار و تدوین پیشنهادهای عملی و منطقی است. راهکار پایه جهت بسط و تکمیل یافتههای حسابرسی شامل، بررسی و تجزیه و تحلیل سیاستها، سیستمها و روشها، تعیین وضعیت واقعی و نتایج فعالیتها، تعیین معیارهای مناسب و مقایسه آنها با وضعیت واقعی و نتایج عملیات، تبادل نظر با مدیریت واحد مورد رسیدگی، مشخص کردن علت تعیین آثار و گرداوری پیشنهادهای عملی و منطقی است.
روش ثبت و حسابداری مواد مصرفی

در واحد حسابداری مواد، مواد وارد شده به انبار با توجه به اعلامیه ها و قبض های رسید مواد ابتدا در کارت حساب مواد ثبت می گردد سپس مواد صادر شده به خط تولید با توجه به حواله های انبار در کارت مذکور ثبت خواهد شد و در نهایت خلاصه گزارش مواد مصرف شده به واحد حسابداری صنعتی ارسال می گردد.
البته باید توجه داشته باشید که کارت حساب مواد به یکی از روشهای متداول ارزیابی پس از قیمت گذاری (fifo ، lifo ، میانگین) که در ادامه در ارتباط آنها بحث خواهیم تکمیل می شود. به یک نمونه کارت حساب مواد در صفحه بعد توجه کنید.
روش حسابداری مواد
لازم است در بحث روش حسابداری مواد به نکات زیر توجه داشته باشید.
- اول آنکه مواد تهیه شده براساس اصل بهای تمام شده در حسابها ثبت و گزارش خواهد شد و می دانید بهای تمام شده مواد شامل: قیمت خرید و کلیه هزینه های عادی و متعارف تهیه و تحصیل مواد تا زمان خروج (صدور) مواد از انبار می باشد و این هزینه ها می تواند شامل هزینه بیمه، حمل، بارگیری و عوارض گمرکی، سود بازرگانی، بازرسی و کنترل و ... می باشد.
- دوم آنکه: در حسابداری مؤسسات تولیدی از حسابهایی با نام حساب کنترل استفاده می گردد یعنی هزینه های مرتبط با مواد را در حساب کنترل مواد و هزینه های دستمزد را در حساب کنترل دستمزد و یا هزینه های سربار را در حساب کنترل سربار ثبت می نمایند.
حال مرحله به مرحله روشهای حسابداری مواد را در مؤسسات تولیدی مورد بررسی قرار خواهیم داد.
ثبت خرید مواد در حسابها چگونه است
در زمان خرید مواد در مؤسسات تولیدی ممکن است 2 حالت وجود داشته باشد.
الف) در زمان ثبت خرید مواد کلیه هزینه های تهیه و تحصیل مواد ( حمل، بیمه و ...) مشخص باشد.
ب) حالتی که در زمان خرید به غیر از مبلغ خرید سایر هزینه های تحصیل مواد تا زمان تحویل مواد به انبار مشخص نباشد، توجه دارید که عموماً خرید مواد در شرایط حالت دوم (ب) صورت می پذیرد به خصوص در خریدهایی که بنا به دلایلی چون مسافت مثلاً در خریدهای خارجی که فاصله زمانی و مرزی زیادی بین خرید و دریافت مواد وجود دارد هزینه های حمل و سایر هزینه ها متغیر و نامشخص می باشد، خرید در حالت دوم صورت خواهد پذیرفت.
در این حالت در ابتدای دوره مالی با در نظر گرفتن تجربیات و عوامل تغییر دهنده یک نرخ برای کلیه هزینه های تهیه و تحصیل مواد ( حمل، بیمه ، بارگیری و ...) برآورد می گردد که به آن نرخ پیش بینی گفته می شود سپس با استفاده از نرخ پیش بینی، هزینه های تحصیل و تهیه مواد برآورد می شود که از یک طرف این برآورد به حساب هزینه خرید مواد اضافه می گردد و از طرفی دیگر در حساب پیش بینی هزینه های تهیه مواد ثبت خواهد شد.
زمانی که هزینه های واقعی و حقیقی تهیه مواد تحقق پیدا کرد به حساب کنترل تهیه مواد منظور می شود در پایان دوره مالی حسابهای پیش بینی تهیه مواد و حساب کنترل تهیه مواد با یکدیگر مقایسه و بسته خواهد شد و مابه التفاوت این دو حساب به حساب تعدیل هزینه تهیه مواد منتقل می شود.
در نهایت در صورتی که مانده حساب تعدیل مواد بدهکار باشد مانده این حساب به بهای تمام شده کالای فروش رفته و موجودیهای پایان دوره تسهیم خواهد شد.
برگشت مواد خریداری شده به فروشنده در حسابها چگونه ثبت خواهدشد
در برگشت مواد خریداری شده به فروشنده با توجه به ماهیت معامله ( حساب صندوق، حسابهای دریافتنی، ...) بدهکار و حساب کنترل مواد بستانکار خواهد شد یعنی در واقع ثبت زیر در حسابها صورت خواهد پذیرفت.
البته با توجه به اینکه در حسابداری صنعتی هدف تعیین بهای تمام شده تولید می باشد و این عمل هر چه دقیق تر انجام شود هدف بیشتر تحقق خواهد پذیرفت نکات کوچکی وجود دارد که لازم است رعایت شود و بهتر است با آنها آشنا باشید در مبحث برگشت مواد باید بدانید روشهای ارزیابی موجودیهای مواد ( روشهای fifo ، lifo ، میانگین) که در ارسال مواد مطرح می باشد در برگشت مواد نیز مطرح است. بدین شکل زمانی که مواد به فروشنده برگشت داده می شود فرض می گردد این مواد به خط تولید ارسال شده است و اگر به خط تولید ارسال می شد با چه نرخی و از کدام محموله بود بنابراین با همان نرخ در حسابهای برگشت به فروشنده ثبت می گردد.
اگر اختلافی بین مبلغ دریافتی از فروشنده و مبلغ ثبت شده در حساب کنترل مواد باشد این اختلاف در حساب اصلاح مواد ثبت خواهد شد.
البته باید دقت داشته باشید موادی که به فروشنده برگشت داده می شود در واقع موادی است که از فروشنده با قیمت توافق شده خریداری شده است. در نتیجه این اختلاف طبیعی می باشد.
به ثبت حسابداری برگشت مواد با توجه به اختلاف قیمت بین مواد برگشت شده با یکی از روشهای فوق الذکر و مبلغ دریافتی از فروشنده توجه کنید.
در پایان دوره مالی مانده این حساب ( اصلاح حساب مواد) به بهای تمام شده کالای فروش رفته و موجودی مواد پایان دوره تسهیم خواهد شد. در خاتمه تأکید می شود حساب اصلاح مواد می تواند بدهکار یا بستانکار باشد.
به مثال زیر توجه کنید:
شرکت پویا بخشی از مواد خریداری شده ارسال شده به انبار را به فروشنده برگشت می دهد با توجه به اینکه مبلغ 280000 ریال از فروشنده دریافت می شود. این در صورتی است که مواد برگشت داده شده به مبلغ 250000 ریال از حساب کنترل مواد برگشت داده می شود. مطلوب است ثبت رویداد فوق در حسابهای مربوطه.
ارسال ( صدور) مواد از انبار به خط تولید چگونه در حسابها ثبت می شود
در ارسال مواد از انبار به خط تولید حساب کالای در جریان ساخت بدهکار و حساب کنترل مواد بستانکار می شود یعنی در واقع ثبت زیر در حسابها صورت می پذیرد.
لازم به ذکر است همچنانکه اشاره شد در ارسال مواد به خط تولید روشهای ارزیابی ارسال مواد مطرح می باشد که در ادامه توضیح خواهیم داد.
برگشت مواد از خط تولید به انبار چگونه در حسابها ثبت می شود
مواد ارسال شده به تولید بنا به دلایل زیر مجدداً به انبار برگشت داده می شود.
1- درخواست بیش از نیاز تولید
2- صرف نظر از تولید مورد نظر در مورد سفارشی خاص
3- اشتباه در نوع مواد ارسال شده به خط تولید
در صورتی که مواد از خط تولید به انبار برگشت داده شود ثبت زیر در حسابها انجام خواهد شد.
منظور از کسری و اضافات مواد انبار چیست
زمانی که انبارها مورد شمارش قرار می گیرند عملاً اختلافاتی بین مقدار واقعی موجودی انبار و مقدار موجودی طبق اسناد و مدارک از جمله کارت انبار وجود دارد که هرگاه موجودی واقعی بیش از مانده کارت مواد باشد اصطلاحاً اضافات انبار و هرگاه موجودی واقعی کمتر از مانده کارت انبار باشد کسری انبار گفته خواهد شد.
کسری و اضافات انبار می تواند ناشی از عوامل زیر باشد.
1- اشتباه در ثبت مقدار مواد صادره یا وارده در کارت انبار
2- اشتباه در ثبت قبضها و حواله های انبار درکارت حساب انبار توسط دایره حسابداری
3- عدم ثبت برخی از حواله های انبار بنا به دلایلی چون نرسیدن یا دیررسیدن آنها
4- تقسیم و شکست قطعات بزرگ به تکه های کوچکتر
5- تبخیر و از بین رفتن موجودی و ضایعات
6- جذب آب و رطوبت توسط مواد که ممکن است باعث افزایش وزن برخی از مواد گردد.
7- سوء استفاده های افراد و سرقت
8- اشتباهات
در انبار گردانی ( شمارش انبار) که در درس انبارداری با آن آشنا شده اید زمانی که موجودی واقعی شمارش شد و با کارتهای مواد انبار مقایسه شد اگر کسری و اضافات ناشی از سرقت و سوء استفاده نباشد و یا اینکه موارد مغایرت آنچنان با اهمیت و قابل ملاحظه نباشد کارتهای مواد اصلاح و در حسابها ثبت خواهد شد. ولیکن اگر مغایرتها عمده و بااهمیت باشد بررسیهای لازم نسبت به رفع موارد و علل انجام آن صورت می پذیرد و در نهایت اصلاحات لازم در دفاتر ثبت می گردد.
برای اصلاح کسری و اضافات انبار از حساب کسری و اضافات استفاده می شود.
- اگر انبار، دارای کسری باشد معادل مبلغ کسری حساب و اضافات بدهکار و حساب کنترل مواد بستانکار خواهد شد.
- در صورتی که انبار، دارای اضافات باشد ثبت زیر در حسابها صورت خواهد پذیرفت.
در پایان دوره مالی نیز مانده حساب کسری یا اضافات به حساب خلاصه سود و زیان بسته خواهد شد اگر مانده حساب کسری یا اضافات انبار بدهکار باشد ثبت زیر انجام می پذیرد.
ریسک های حسابرسی در محیط آی تی
کامپیوتر یکی از بزرگترین موفقیت هایی است که در قرن بیستم بروز یافته است و تغییرات خاصی در صنایع و غیره ایجاد نموده است ، مع هذا استفاده از کامپیوتر ها درعمل حسابداری گسترش سریع تکنولوژی داخلی ، تحقیقات روی حسابرسی IT نسبتا عقب افتاده است و ریسک های نوین برای حسابرسانی که در محیط IT کار می کنند به وجود آورده است :
ریسک های حسابرسی در محیط IT :
• طبعا نشانه های حسابرسی حذف می شود . زیرا کاغذ و ثبت و امضا ندارد زیرا به جای کاغذ و سند موجود کدهای مغناطیسی وجود دارد و روش قابل مشاهده سنتی برای حسابرسی تغییر اساسی یافته است .
• به راحتی اطلاعات کامپیوتری حذف و یا استفاده نادرست می شود از آن و این در حسابرسی سنتی نبود و به آسانی اطلاعات کامپیوتری دستکاری و حذف می شود و می توان به آن نفوذ نمود .
• دفاتر وجود ندارد و یا شواهد اصلی در برخی سیستم های کامپیوتر وجود ندارد .
• تنوع در نرم افزار و عدم امنیت حسابرسی را مشکل می کند .
• کنترل آن دشوار است ، مسئولیت ها تعریف شده نیست مثل حسابداری سنتی زیرا مدیریت پذیرند و هکرها و یروس آن را ناتوان می کند .
• خطا در انتقال اطلاعات و یا مشکل نرم افزار وجود دارد .
• در حین فرایند حسابرسی تاریخچه اطلاعات سختی قابل دستیابی است و اطلاعات اصلی هنگام بروز شدن نرم افزار از بین می رود و باید شد ها فایل را حسابرسان بررسی کنند که ریسک هایی را به دنبال دارد و وقفه در کار ایجاد می شود .
پیشگیری از ریسک های حسابرسی در محیط IT
باید کاملا ریسک را تشخیص داد ، ریسک ها در تمامی فعالیت های اقتصدی وجود دارند و ریسک حسابرسی نیز چنین واقعیتی است باید روش پیشگیری اعمال شود .
انجام تکنیک ها و متدلوژی حسابرسی
اقتصاد دانش مدار در همه زمینه ها تغییرات زیادی به وجود آورده است ،اهداف حسابرسی از افشاء خطاهای حسابداری برای چند منظور به کار می روند و دلایل و بازدهی ها را تحلیل می کنند . در آینده حسابرسی بر اساس اطلاعات اصلی نقش مهمی بازی خواهد کرد به این معنی که حسابرسی دقت زیادی را صرف جمع آوری و حمایت از اطلاعات خواهد کرد .
در اقتصاد دانش مدار ، حسابرسی سنتی به حسابرسی کامپیوتری تبدیل می شود زیرا سرعت معاملات درسیستم بیشتر می شود و تجارت الکترونیکی رشد سریعی یافته است . عناوین غیر حقیقی حسابداری نیز وجود دارند ، بانک اینترنتی و غیره به روی شبکه آمده است و حسابرسان باید در این زمینه ها آگاهی پیدا کنند در یک کلمه می توان با استفاده از تکنیک های مدرن شبکه از ریسک های حسابرسی کاست و اصلاحاتی در این زمینه انجام داد .
بهبود اولیه و حسابرسی دنبال نمودن روی سیستم IT
به این منظور چهارچوب مشخص حابداری وجود دارد که الکترونیکی است و ارزیابی IT نیز کار حسابرسان است و بایستی همبست خاصی تعبیر شود که اطلاعاتی را برای آزمایش و معیار حسابرسان ذخیره کند و تیم حسابرسی حق مرور همه فایل ها را دارند ، مبحث کلیدی اطمینان از انطباق امنیت موجودیت و حفظ سیستم حسابرسی شده اطلاعات است . در فرایند حسابرسی باید اعمال تخمین زده شده را در نظر گرفت و موارد ایمنی و صحت اطلاعات را بررسی نمود . لذا بید سیستم ایمنی و غیر قابل دستیابی و اخلالگری باشد و اطلاعات قابل دسترسی وبدون نقص باشد و در صورت عدم رضایت ، حسابرسان می توانند کل سیستم را رد کنند .
تعیین یک چانل اطلاعات حسابرسی متحد
چون تنوع زیادی در نرم افزار کامپیوتری حسابداری وجود دارد . لذا مقرراتی باید شفاف باشد و نرم افزار حسابرسی می تواند با انطباق با منظورهای حسابرسی کر کند .
قوت بخشیدن به حسابرسی در مورد کنترل های اینترنتی و وادار نمودن عناوین حسابرسی شد ، به تعیین و بهبود سیستم کنترل اینترنتی در محیط IT :
حسابرسی در حال حاضر بر اساس سیستم و مرور و ارزیابی سیستم داخلی نقش تعیین کننده ای در طرح ها و تست های حسابرسی دارد . این تغییرات از روش سنتی کاغذ و دفتر به نرم افزار کامپیوتری باعث ریسکهای نوین حسابرسی می شود . بنابراین باید سیستم کنرتل درونی بهبود یابد و سیاست نوین اتخاذ شود و تست حسابرسی متدلوژی نوینی داشته باشد .
تمامی سبب های خسارت به سیستم IT به دو دسته تقسیم می شوند ، دلایل محیطی و فرایند اطلاعات . بنابراین برای کاهش ریسک ها روش های متفاوتی وجود دارد که شامل مواردی مثل محدود کردن مسئولیت دسترسی به اطلاعات می شود و غیره .
به طور خلاصه در مرور حسابدرای الکترونیکی باید به صورت تکنیکی حسابرسی انجام شود و ارزیابی به صورت مطمئن انجام شود .
پیشبرد تعلیم حسابرسان
باید تعلیماتی نوین ومنطبق با نیاز اقتصاد کنونی به حسابرسان داده شود . ایده های نوین را می توان در مورد تکنیک مدرن IT تعلیم داد به حسابرسان درجه اول.
سرعت بخشیدن به توسعه نرم افزار
باید نرم افزار خاص حسابرسی تخصصی در اختیار حسابرس باشد. مشاهده می شود که رشد سریع تکنیک IT نه تنها مزیت ها بلکه ریسک هایی را با خود اورده است در راه حل های نوین باید برای کار در محیط اقتصادی اتخاذ شود.
تقدم ها و روش های حسابرسی تدارکات دولتی در چین
با تدارکات نوین دولتی به مدیریت بودجه ها وموارد مالی قوت می بخشیم و عملکرد اجرای بودجه را بهبود می دهیم.
تقدم ها در حسابرسی فعالیت های تدارکاتی دولتی
بر طبق ماده 2 و 16 « قانون حسابرسی چین » بایستی روی کارهای بودجه و واقعیت آن حسابرسی شود تا منطبق باشد و عملکردخوبی داشته باشد. به این منظور باید به سه جنبه زیر هنگام انجام حسابرسی روی فعالیت های تدارکاتی دولت توجه نمود.
1. بررسی اینکه آیا مدیریت تدارکات مربوط و انجمن های مسئول آن وظیفه مدیریت و سرپرستی خود را انجام می دهند ؟
این تدارکات در ادارات سطحدولتی و با مدیریت اشخاصی انجام می شود . اینکه ایا مدیران وظیفه خود را برابر قانون انجام می دهند یا نه نقش مهمی در اطمینان از صادق بودن و انطباق و عملکرد آن دارد در صرف بودجه. بایستی حسابرسان به مسئولیت های زیر توجه داشته باشند :
• آیا برابر طرح دولتی بودجه صرف می شود با بررسی لیست خرید بخش خرید.
• آیا مقررات خاصی برآن حاکم است با بررسی اسناد و قرار دادها و غیره .
• آیا بر طبق مقررات خاصی است ، با بررسی موارد تغییر یافته و نقض قرار داد بوسیله تامین کنندگان .
• آیا فرم ها صحیح است و اسناد بخش خرید به صندوق های دولتی صرف بودجه مربوط است .
• آیا سطح کیفیت تامین کنندگان چگونه است و آژانس های اجتماعی چگونه عمل می کنند ؟
• آیا به شکایات از فعالیت های صرف بودجه دولتی رسیدگی می شود.
• آیا فعالیت اقتصادی خاصی صرف می شود یا در بودجه دولتی .
در یک معنای خاصی اداره کنندگان بودجه در هر سطحی باید سرپرستی شوند. در نتیجه حسابرسان نقش مضاعف در حسابرسی دارند و بر کار عوامل دولت نظارت می کنند.
بررسی انطباق روشهای صرف بودجه دولتی
موسسات مسئول صرف بودجه در سطوح مختلف هستند . آیا آنها بر طبق قانون عمل می کنند یا نه بوسیله حسابرسان مورد ارزیابی قرار می گیرند . درارزیابی موسسات خرید به موارد زیر توجه می شود.
• آیا اسناد آماده است
• آیا اعلامیه مناقصه بر طبق مقررات است
• آیا اعلامیه الزامات را اجرا می کند
• آیا ارزیابی و تعیین فراید سازماندهی لازم را دارد
• آیا اعلامیه مناقصه به صورت برنده مناقصه انجام می شود.
• آیا قرار داد صرف بودجه یا برنده مناقصه امضای لازم را دارد؟
• آیا قرار داد بخوبی انجام می شود و ایا گزارشات به دولت به موقع بوده است
• آیا بر طبق مقررات همه پرداخت ها بررسی شده و بر طبق پیمان است.
ارزیابی عملکرد فعالیت های صرف بودجه دولت
موفقیت عملی فعالیت صرف بودجه دولتی هدف اصلی تعیین سیستم پرداخت دولت است . حسابرسان باید در ارزیابی عملکرد خوب عمل کنند. در مورد کیفیت کالاها و خدمات خریداری شده « چندر پول ذخیره شده » نه در ارزیابی مهم است.
چگونه انجمن های حسابرسی دولتی در سرپرستی فعالیت های خرید دولتی موثرند؟
هدف اصلی انجمن حسابرسی دولتی بدست آوردن اطلاعات کافی ومربوط است فعالیت های دولت نسبتا باز است و انجمن های خرید اسناد خرید را دارند مثل خرید مناقصه وغیره . در فعالیت های حسابرسی بودجه دولت ، حسابرسان تمامی اسناد را میتوانند داشته باشند و بررسی کنند.
انجمن های حسابرسی دولتی می توانند انطباق روشهای صرفه بودجه دولتی را با بررسی دقیق و مقایسه ارزیابی می کنند بر طبق قانون
بر طبق استانداردهای حسابرسی انجمن های حسابرسی . حصول قیمت کالاها وخدمات از یک نوع و مقایسه آنها با پیشنهادات شرکت کنندگان در مناقصه به ارزیابی عملی فعالیت صرف بودجه کمک می کند و کیفیت کالاها وخدمات راتضمین می کند.
اطلاعات پشتوانه ای مشترک
بسیاری از کشورها سیستم تدارکات دولتی دارند. به دنبال ساختار بندی مجدد واصلاح اقتصادی چین نیز چنین سیستمی دارد.
قانون حسابرسان جمهوری خلق چین خواهان این است که انجمنهای حسابرسی از طریق حسابرسی قانون مند بودن ، صادق بود وموثر بودن صندوق های دولتی بر آن نظارت کنند ، به عنوان یک فعالیت مالی بخش های دولتی وبخش مهمی از صرف بودجه دولتی بایستی به طور موثر حسابرسی شود. در سال 2000 و 2001 وزارت سرپرستی به همراه وزارت مالی و دفتر حسابرسی ملی چین سندی را منتشر می کند در مورد استاندارد نمودن اعمال تدارکات دولتی . که از انجمن های حسابرسی می خواست حسابرسی صرف هزینه تدارکات دولتی را با ارزیابی های موثر قوت بخشند.
برنامه دفتر حسابرسی ملی چینن است :
• عملکرد سیستم مدیریتی تدارکات دولتی
• آمادگی طرح ها و بودجه های تدارکات دولتی و
• توزیع و مدیریت صندوق های تدارکات
در این حین CNAO تحقیقاتی برای مباحث زیر انجام می دهد :
• سیستم عملی مرکز تدارکات دولتی
• مقیاس مرکزیت تدارکات
• اجرای طرح تدارکات و توزیع سرمایه ها
• مدیریت وعمل به پروژه های تدارکات
• ارزش پول پروژه های تدارکاتی دولتی
• صنعت و افرادی که در این فرایند کار می کنند. و
• سرمایه وهزینه ومدیریت تدارکات دولتی
انتظار می رود که حسابرسان دولتی قادر به ارتقاء کار تدارکات دولتی باشند واز تخلفات مالی جلوگیری کنند ، دو شکل را CNAO برای حسابرسان حل میکند :
• تضمین سیستم و عمل مرکز تدارکات دولتی
• مشکلات در فرایند تدارکات
تحت CNAO در استان Zhejiang طرح حسابرسی بر تدارکات به طور کامل اجرا می شود دفتر حسابرسی استانی تقدم های حسابرسی زیر را انجام می دهد :
• سیستم کنترل اینترنتی مرکز تدارکات
• شفافیت و عمومیت فرایند تدارکات
• آماده نمودن کار بخش های دولتی وموارد اجرایی
چین اکنون سریعا در این بحث تدارکات در حال رشد است چون سرمایه عظیمی در کار است لذا اهمیت حسابرسی دو چندان می شود ، CNAO طرحی را شامل موارد زیر برای حسن عمل دارد :
• انجام حسابرسی کامل روی تعدادی از بخش های کلیدی و بررسی های کل
• ارائه ارزش برای حسابرسی پولی و حسابرسی مدیریت درفرایند حسابرسی تدارکات
• امیزش طرح حسابرسی و ارتقاء به صرف بودجه به طور صحیح
• تحلیل فراگیر و بهبود کیفیت حسابرسی
• بالا بردن ارزش حسابرسان و قوت بخشیدن و قانونی نمودن ان
• ایفای بهتر نقش CNAO در راهنمایی انجمن های حسابرسی محلی در اجرای حسابرسی وتحقیقات مربوطه
سه اصل رسیدگی رسمی حسابرسی : عمومیت ، بی طرفی و بی غرضی
چین به سیستم رسیدگی رسمی اهمیت فراوانی میدهند زیرا جزئی لاینفک از روش حسابرسی در معنای قانونی است ، زیرا رسیدگی خوب سازماندهی شده باعث حفظ سرمایه ها وعدم اتلاف پول می شود . سه اصل رسیدگی عبارتند از عمومیت ، بی طرفی ، بی غرضی
ایجاد پیش شرط برای یک رسیدگی عمومی
در قانون حسابرسی چین آمده است که « اگر اسراردولتی ، تجاری وفردی محفوظ باشد حسابرسی و رسیدگی آن باید عمومیت داشته باشد » عمومیت یعنی افشاء اطلاعات حسابرسی از قبل ودستیابی کلیه شهروندان به رسیدگی حسابرسی واعلام از طریق وسائل ارتباط جمعی مثل تلویزیون ، روزنامه ، رادیو که رسیدگی رسمی حسابرسی را تا حد امکان پخش کنند.
ایجاد هسته جستجوی عقاید برای یک رسیدگی رسمی حسابرسی بی غرضی
انجمن های حسابرسی باید به حرف افرادی که از انها حسابرسی نمو ده اند گوش کنند وتوجیهات آنها را یاداور شوند . بنابراین جستجوی عقاید عامل اصلی در رسیدگی حسابرسی است . باید جرائم اعمال شده حسابرسی طوری باشد که افراد در مقابل ان مقاومت نکند و باعث بهبود عمل اجرای شود و مشارکت گروه های خبری و غیره میتواند موارد قانونی حسابرسان را تقویت کند.
تقدم دادن به شخص که رسیدگی رسمی حسابرسی را سرپرستی می کند.
رئیس حسابرسی عامل رهبری در کلیه امور حسابرسی است وتصمیم نهایی را اتخاذ می کند که این افراد از بخش قضایی می باشد که سه اصل مذکور در مبحث قبل را رعایت می کنند. این سه اصل باید درانتخاب رئیس مد نظر باشد. اگر شعبه قضایی فاقد حسابرس خوبی باشد این فرد میتواند از حسابرسان برجسته انتخاب شود که کیفیت عملی داردو باید بر اسناد حسابرسی متفاوتی از قبیل تصمیمات ، توصیه ها و غیره نظارت داشته و صحت و سقم انها را بررسی کند.
به دلیل این واقعیت که اغلب بخش های قانونی اعضای کمی دارند رئیس حسابرسی به موارد اصلی رسیدگی می کند « اولین تاثیرات قوی ترین تاثیرات هستند » . رئیس حسابرسی نباید نا اگاه ازاطلاعات نوین در رسیدگی حسابرسی باشد بلکه باید نظری منصفانه در عمل داشته باشد . فردی که باید جرائم را تعیین کند نباید به این نام نامیده شود. بعلاوه عمومیت بایستی ارتقاء یابد تا حسابرسان قانون حسابرسی را به یک حالت عادلانه و هدفمند تقویت و اعمال کند.
دوم اینکه روش رسیدگی حسابرسی رئیس بایستی منطبق بر سه اصل مذکور باشد و به طور تخصصی وبدون نقص . به عنوان یک روش خاصی رسیدگی نقش متضادی دارد ، حسابرسی به عنوان فاعل وا فراد حسابرسی شونده به طور منفعل هستند و قدرت اعمال قانونی حسابرسی اهمیت به سزایی دارد ونباید بین افراد حسابرسی شونده حسن عدم اعتماد دشمن برانگیخته شود و گر نه به شکست حسابرسی منجر می شود
دقت در رسیدگی حسابرسی وتوجه به جزئیات اهمیت دارد. CNAO طراح اصلی است . گزارش رسیدگی حسابرسی باید جرائم و پیمان شکنی ها را شامل باشد که باید مرجعی برای تصمیم گیری باشد و در طول کل این فرایند ما باید تمایل به مشاهده انطباق با الزامات رئیس باشیم تا اشتباهات را پوشش دهیم ودر صورت لزوم جرائم و تائیدیه ها را اصلاح کنیم.
نقش رسیدگی حسابرسی در ارتقاء عمومیت یافته های حسابرسی را نمی توان انکار کرد تاحدی ، کلمات و رفتار شخص رئیس می تواند تصمیم گیرنده باشد.
حسابرسی در محیط IT
تکنولوژی اطلاعات IT در جهان امروزه کاربرد زیادی دارد. کامپیوتر های در یک سلسله زمینه های وسیعی کاربرد دارند و اثر زیادی روی حسابرسی امروزه دارند . مراحل متفاوت IT و توسعه ان اثر متفاوتی روی حسابرسی دارد . ابتدا ، اثر عمده تکنولوژی اطلاعات منتج از حسابداری کامپیوتری عناوین حسابرسی شده است در این مورد فرمهای اطلاعاتی از کاغذ به فایل مغناطیسی تبدیل شده است . چالش که حسابرسان با آن مواجهند این است که انها مطالب را به سختی می خوانند وشواهد کمی بدست می آورند . تا کنون تکنولوژی اطلاعات در انواع زمینه های سازمانها ی اقتصادی من جمله اجرای تعهدات ، کنترل روی فعالیت های اقتصادی ، مدیریت منابع انسانی و غیره به کار رفته است ، حسابرسان باید چالش های کلی را در نظر بگیرند به منظور وفاق با تغییراتی درمحیط حسابرسی ، داشتن اطلاعات درمتدلوژی حسابرسی با کاربرد برخی تکنیک ها یک باید است. اثری که توسعه IT به همراه داشته است و متدهای تکنیکی مورد استفاده برای تطبیق اثرات آن از قرارزیر است :
اثر توسعه IT روی حسابرسی و ویژگی های تکنیک های حسابرسی
بر طبق اصول اصلی حسابرسی دولتی ودفتر حسابرسی ملی چین (CNAO ) هنگام حسابرسی تحت سیستم IT حسابرسان نباید اهداف حسابرسی یا محدوده های حسابرسی که دربرنامه های آن پیش بینی شده است را تغییر بدهند. به منظور تامین اهداف حسابرسی واتمام کلیه فعالیت های حسابرسی در محدوده برنامه های حسابرسی در محیط IT ، حسابرسان باید از IT را روی حسابرسی بررسی کنند و متدولوژی نوینی داشته باشند مانند زیر :
الف) تغییرحسابرسی ها
تغییر از روش دستی به روش کامپیوتری حسابرسان را به این وا می دارد که کنترل روی فرایند کامپیوتری و فرایند نتایج داشته باشد لذا حسابرسان طرح وتوسعه سیستم کامپیوتری را بررسی می کنند وقابل اطمینان بودن پردازش اطلاعات کامپیوتری و تنفیذ انها را مورد بررسی قرار میدهند.
ب) تغییر انواع تخلفات واعمال خلاف قانون
تخلفات به قرار زیر انجام میشود :
• کار بی برنامه با امور حسابدار واقتصادی
• تعدیل اطلاعات به صورت غیر مجاز و تعدیل اطلاعات حسابداری بدون سند و یا اصلاحیه
• امکان ورودی ، خروجی و فرایند اطلاعات مکرر و هکرها
• مخفی کاری وانجام برخی اعمال غیر قابل مشاهده
• اختصاص اطلاعات از طریق سیستم اختصاص یافته
این روش های نوین خطاکاری وتخلف از حسابرسان می خواهد که معیارهایی را در حسابرسی در نظر داشته باشند.
ج) تغییر شواهد حسابرسی
تفاوت زیادی در روش سنتی دستی و روش اینترنتی حسابرسی وجود دارد . تایید تخصصی منبع مهم شواهد است ومشاهدات شخصی حسابرسان شواهد مهمی نیز می باشد.
د) تغییرات کاغذهای کار
بوضوح جمع آوری اطلاعات الکترونیکی ، تست سیستم محاسبه الکترونیکی که باید حسابرسی شود. فعالیت های حسابرسی از طریق سیستم محاسبه الکترونیکی ، ثبت الکترونیکی این فعالیت ها ومطالب در فعالیتهای حسابرسی همه بروز کاغذهای کار الکترونیکی را شتاب میدهند. یعنی کاغذهای کاری حسابرسی ازکاغذ به فایل کاری کامپیوتری و الکترونیکی تغییر می یابد.
کنترل داخلی و خود ارزیابی روی کنترل داخلی
کنترل داخلی یک باید است و مرحله مهمی در حسابرسی است ، این کنترل به سه دسته تقسیم میشود :
الف ) تست و ارزیابی سیستم محاسبه الکترونیکی عنوان حسابرسی شونده
باید ابتدا وضعیت کلی محاسبه الکترونیکی بدانیم . دانستن درباره نرم افزارو سخت افزار عنوان حسابرسی شونده ودر درسترس بودن متخصصین IT اگر لازم باشد. کنترل تست محاسبه الکترونیکی شامل : مقیاس صنعت محاسبه الکترونیکی عنوان حسابرسی شونده و برخی موارد دیگر است که شامل توسعه سیستم و مدیریت سیستم کامپیوتری می باشد.
ب) ارزیابی و سنجش کنترل سیستم محاسبه الکترونیکی
کنترل IT شامل کنترل محیطی و کنترل کار برای می شود . ریسک در کنترل می تواند اثر روش های کنترل را کاهش می دهد. محتوای عمده کنترل محیطی ، تست نمودن و ارزیابی معیارهای کنترل در بخش کامپیوتر سیستم نرم افزار و سخت افزار می باشد که شامل موارد خاصی می شود . متدلوژی تست معمولا با پرسش سوالات استراتژیک درباره استراتژی IT عنوان حسابرسی شونده شروع می شود. بعد از ان حسابرسان قادر به بررسی استراتژی مشتریان IT سیستم مدیریتی کنترل داخلی و کفایت استراتژی امنیتی می شوند .
ج ) تست و ارزیابی کنترل کاربرد IT
به منظور بررسی معیارهای کنترلی ، کنترل داخلی وریسک حسابرسی هر صنعت و فرایند کاربرد مالی ، حسابرسان تست و ارزیابی از عنوان حسابرسی شوند. انجام می دهند. از طریق تست وا رزیابی معیارهای ملموس سیستم کاربردی حسابرسان درمورد سطح ریسک تصمیم می گیرند و متدلوژی های حسابرسی مناسبی را انتخاب می کنند. محتوای اصلی تست و احتسابی از قرار زیرند :
قابل اطمینان بودن سیستم کاربردی مدیریت فایل ایمنی سیستم کاربردی کنترل ورودی ، کنترل انتقال اطلاعات، کنترل پردازش ، کنترل خروجی وکنترل اطلاعات عادی.
تست نمودن مستدل
حسابرسان باید تست مسئولی از قرار دادهای مربوط موارد حسابداری در زمینه تکنولوژی اطلاعات انجام دهند. متدلوژی های تست عبارتند از :
بررسی دقیق صورت حسابها به روش رسمی
خواندن و مرور اطلاعات در کامپیوتر بوسیله انتقال اطلاعات محاسبه الکترونیک
انجام حسابرسی بوسیله کاربرد CAAT که تکنیک متمایزی است که به حسابرسان در انجام تست بوسیله گرفتن مزیت های اعمال کامپیوتری ونرم افزار طراحی شده کمک می کند.
دو نوع CAAT وجود دارد :
1. CAAT که برای تحلیل اطلاعات طراحی شده است :
چون روند محیط IT با سیستم کامپیوتر است بنابراین درستی آن بستگی به قابل اطمینان بودن روش ها و عملکرد کامپیوتراست . و باید این صحت بررسی شود ، متدهای تست اصلی شامل بررسی روش سیستم ، مقایسه های کد تست موازی بررسی اطلاعات و ردیابی تست عقبی می باشم.
2.CAAT که برای تحلیل اطلاعات طراحی شده است :
هنگام حسابرسی ، حسابرسان از نرم افزار خاصی طراحی شده برای حسابرسی استفاده می کند . این نرم افزار قابلیت برگشت و خواندن اطلاعات برای عنوان حسابرسی شونده به طور مستقیم دارد به طور که قادر به کامل نمودن برخی اعمال تعیین شده حسابرسی میباشد.
اعمال طراحی شده حسابرسی که در بالا ذکر شده چنین هستند :
• بررسی کلی محاسبه اطلاعات خوانده شده
• گرفتن نمونه هایی با روش ارائه شده بوسیله حسابرسان
• طبقه بندی اطلاعات
• مقایسه بین مطالب متفاوت
• گرفتن اطلاعات لازم از حساب طراحی شده و اتاق اطلاعاتی
• تحلیل زمان بندی حسابداری
• تشخیص تراز
زنجیره تامین گزارشگری مالی

این مقاله خلاصهای از گزارشی است که فدراسیون بینالمللی حسابداران
(IFAC ) درمورد موضوع زنجیره تأمین گزارشگری مالی در سال 2008 منتشرکرده و ماحصل پروژهای است که مجری آن آقای نورمن لیل بوده است.
در سالهای اخیر کوششهای بسیاری برای تغییر و بهبود گزارشگری مالی صورت گرفته است. اما نتیجه این کوششها چه بوده است؟ آیا فرایند گزارشگری مالی بهتر شده است یا بدتر؟ آیا گزارشهای مالی مربوطتر، قابل اتکاتر، و قابل فهمتر شده است؟ ازاین پس چه باید کرد؟ اینها پرسشهایی است که IFAC با انجام این پروژه بهدنبال پاسخگویی به آنها بوده است.
این گزارش با معرفی «زنجیره تامین گزارشگری مالی» و تمامی حوزههای اصلی آن شروع میشود که شامل راهبری شرکت، فرایند گزارشگری مالی، حسابرسی گزارشهای مالی و سودمند بودن اطلاعات مالی است. پس از آن روش پژوهش مورد استفاده دراجرای پروژه بیان میشود و در نهایت به بررسی و بحث در مورد نتایج حاصل از این پروژه پرداخته میشود و راه حلهای پیشنهاد شده برای آینده مطرح میشود.
زنجیره تامین گزارشری مالی
زنجیره تامین گزارشگری مالی به افراد و فرایندهایی اشاره دارد که در تهیه، تصویب، حسابرسی، تحلیل و استفاده از گزارشهای مالی نقش دارند. همه اجزا دراین زنجیره باید دارای کیفیت بالا و ارتباط نزدیک باشند تا به گزارشگری مالی با کیفیت بالایی منجر شود. چرخه با سرمایهگذاران و سایر ذینفعانی که در مورد یک شرکت تصمیمهای اقتصادی آگاهانه اتخاذ میکنند و از اینرو به اطلاعات مالی برای این تصمیمگیریها نیازمند هستند، شروع و به آنها ختم میشود. پس از آن، مدیریت است که اطلاعات مالی را برای تصویب نهایی توسط هیئت مدیره تهیه میکند. حسابرسان با مدیریت و هیئت مدیره تعامل دارند، از این جهت که اطلاعات مالی را حسابرسی میکنند و اظهار نظر مستقلی ارائه میکنند. اطلاعات مالی منتشر میشود و تحلیلگران آن را برای استفاده سرمایهگذاران و سایر ذینفعان ارزیابی میکنند. در این چرخه افزون بر عوامل پیشگفته، تدوینکنندگان استانداردها، و قانونگذاران نیز وجود دارند.
2. روش پژوهش
در این پروژه از دو روش برای گرداوری اطلاعات استفاده شده است. روش اول انجام یک پژوهش پیمایشی بهمنظور گرداوری اطلاعات از تمامی حوزههای زنجیره تامین گزارشگری مالی شامل تهیهکنندگان،حسابرسان مستقل، استفادهکنندگان، قانونگذاران، تدوینکنندگان استانداردها و افراد دانشگاهی بوده است، و در روش دوم از مصاحبه استفاده شده است. این مصاحبه بهصورت تلفنی و با افراد متخصص در تمامی حوزههای زنجیره تامین در کل جهان انجام شده است.
پژوهش پیمایشی و مصاحبه ها راجع به موضوعهای زیر طراحی شده است:
بررسی اینکه آیا از نظر مشارکتکنندگان در زنجیره تامین گزارشگری مالی، درحوزههای راهبری شرکت، حسابداری و حسابرسی و استفادهکنندگان از گزارشگری مالی بهبودی حاصل شده است یا خیر؛
تعیین نکات مثبت و موارد نیازمند توجه در طی پنج سال اخیر؛ و
پیشنهادهایی برای بهبود کیفیت زنجیره تامین گزارشگری مالی در آینده و گزارشهای مالی (بهبودهای آینده).
دوره زمانی پژوهش پیمایشی از ژوئن تا جولای سال 2007 بوده و مصاحبهها از آگوست تا اکتبر سال 2007 انجام شده است.
تعداد افراد شرکتکننده در پژوهش پیمایشی341 نفر از تمام نقاط جهان و از تمام حوزههای زنجیره تامین گزارشگری مالی بودهاند. درصد افراد مشارکتکننده از حوزههای مختلف و درصد افراد شرکتکننده از نقاط مختلف جهان بهترتیب در شکل شماره 1 و 2 ارائه شده است. تعداد افراد مصاحبه شده 25 نفر بودند که از کل جهان و از تمامی حوزههای زنجیره تامین انتخاب شده بودند.
.3نتایج بهدست آمده از پروژه
از شرکتکنندگان در پژوهش پیمایشی و مصاحبهها راجع به 4 حوزه زنجیره تأمین گزارشگری مالی یعنی راهبری شرکت، فرایند گزارشگری مالی، حسابرسی گزارشهای مالی و سودمند بودن گزارشهای مالی نظرخواهی شد. خلاصهای از یافتههای بهدست آمده در ادامه ارائه میشود. این یافتهها درقالب سه بخش نظرخواهی شده پیشگفته ارائه میشود.
1-3. بهبود راهبری شرکت
بنا بهنظر پاسخدهندگان (از تمامی حوزههای زنجیره تأمین گزارشگری مالی)، راهبری شرکت بهطور واضحی نسبت به 5 سال اخیر بهتر شده است. این پاسخدهندگان دلایل متعددی برای اثبات این ادعا ارائه نمودهاند. برای مثال، هیئت مدیره از مسئولیتهای خود در قبال ارائه گزارشهای با معنی و عمل به شیوهای مسئولیتپذیرانه بیشتر آگاهی پیدا کرده است.
بهنظر بسیاری از پاسخدهندگان تغییرات ایجاد شده در قانون و مقررات باعث بهبود راهبری شرکت شده است. برخی دیگر اشاره کردهاند که افزایش ارتباطات دلیل دیگری برای بهبود راهبری شرکت تلقی میشود. پاسخدهندگان احساس میکنند که تعادل بین مخارج و منافع حاصل از راهبری شرکت در طی 5 سال اخیر بهبود یافته است.
-1-3. نکات مثبت
افزایش آگاهی نسبت به اهمیت راهبری خوب
تقریباً تمامی پاسخدهندگان اعتقاد دارند که نقصها و کاستیهای گذشته که در راهبری شرکت وجود داشت، باعث افزایش توجه به بهبود راهبری شرکت شده است. راهبری خوب اهمیت دارد زیرا باعث میشود مدیریت و هیئتمدیره از مسئولیتهای خود در جهت فعالیت به شیوهای مسئولیتپذیرانهتر در قبال تمامی ذینفعان و فراهم ساختن گزارشهای سودمند برای آنان، بیشتر آگاهی پیدا کنند.
قوانین و استانداردهای جدید
از نظر پاسخدهندگان استانداردها و قوانین حاکم بر شرکتها و هیئتمدیره در طی 5 سال اخیر، تغییرات گستردهای داشته است که این امر منجر به بهبود راهبری شرکت شده است. تعداد بسیاری از پاسخدهندگان رویکرد تدوین استاندارد ها و قوانین مبتنی بر اصول را نسبت به رویکرد استانداردها و قوانین مبتنی بر قواعد ترجیح دادهاند. رویکرد مبتنی بر اصول باعث میشود تا شرکتها رویکرد مناسبتری را برای راهبری شرکت بهکار گیرند و منجر به الزامات افشای مفیدتری میشود. افزون بر این پاسخدهندگان احساس کردهاند که افزایش نظارت و فشارها به بهبود راهبری شرکت کمک کرده است.
بهبود ساختار هیئتمدیره
بسیاری از پاسخدهندگان بهبود در ساختار هیئتمدیره را بهعنوان دلیل مهمی برای بهبود راهبری شرکت تلقی کردهاند. از نظر آنها بهبود اصلی ایجاد شده در ساختار هیئتمدیره، پی بردن به اهمیت مدیران غیرموظف و مستقل بوده است. بنا بهنظر برخی از پاسخدهندگان مدیر غیرموظف و مستقل آگاهی بیشتری از انتظارات ذینفعان دارد. افزون بر این، بنا بهنظر پاسخدهندگان پذیرش گستردهتر، افزایش صلاحیت و بهبود عملیات کارگروههای حسابرسی باعثایجاد ساز و کاری برای هماهنگ کردن حسابرسی داخلی و خارجی و مدیریت با یکدیگر میشود که این نیز به نوبه خود منجر به راهبری خوب شرکت میشود.
بهبود مدیریت ریسک و کنترل داخلی
به اعتقاد پاسخدهندگان تأکید روز افزون بر مدیریت ریسک و کنترل داخلی توسط هیئتمدیره و مدیریت اجرایی، منجر به گزارشگری بهتر و بهبود عملیات تجاری شده است. با این وجود، برخی از پاسخدهندگان به نحوه اجرای برخی روشها اعتراض کرده¬اند. برای مثال، مستند سازی و آزمون کنترلها اغلب پیچیده است.
-1-3. موارد نیازمند توجهراهبری ظاهری نه واقعی
به اعتقاد تعداد زیادی از پاسخدهندگان بسیاری از تغییرات ایجاد شده تنها «روی کاغذ بوده است نه در عمل». این پاسخدهندگان راجع به این موضوع که تعداد بسیار کمی از شرکتها بنا بهدلایل قانونی (بهجای سازو کارهای خود نظمی)ناگزیر به بهبود راهبری شرکت شدهاند، اشتراک نظر دارند. پاسخدهندگان یاداوری کردهاند که گسترش فرهنگ راهبری شرکت به مراتب بهتر از اجرای ظاهری (نه محتوایی) است چرا که این امر منجر به ایجاد احساس امنیت کاذب میشود.
مقررات بیش از حد
پاسخدهندگان اظهار کردهاند که رسواییهای گزارشگری مالی سالهای اخیر در واقع باعث ناامیدی سرمایهگذاران شده است. به اعتقاد برخی از این پاسخدهندگان وضع مقررات رو به افزایش، واکنش غیر ارادی به این رسواییها بوده است. در حالی که این مقررات بیش از حد شده و روز به روز هم در حال افزایش است. به اعتقاد برخی از پاسخدهندگان وجود مقررات بیش از حد، منجر به افزایش الزامات افشا، افزایش هزینه¬ها، و اجرای ظاهری آنها
(به جای اجرای واقعی) میشود.
ایجاد نگرش چکلیستی
تصور میرود که مقررات بیش از حد باعث ایجاد وضعیتی میشود که بر اجرا تمرکز بیش از حد میشود نه برموضوعهایی نظیر تدوین راهبرد و تقویت واحد تجاری. این موضوع ممکن است باعث ایجاد فرهنگی شود که در آن تنها بر پیگیری قواعد به جای تفکر در مورد چگونگی برخورد با جنبههای راهبردی توجه میشود. به نظر بسیاری ازپاسخدهندگان شرکتها بسیار ریسک گریز شدهاند و بهجای اینکه ریسک را مدیریت کنند، از آن اجتناب میکنند.
بدهی و ر پرسنلی برای ادارهکنندگان شرکت و مدیریت رده بالا
به نظر برخی از پاسخدهندگان بدهی و ریسک کارکنان پیشروی ادارهکنندگان شرکت، باعث شده است تا برخی از آنان جایگاه اعضای هیئتمدیره را مورد ارزیابی مجدد قرار دهند. پاسخدهندگان یادآور شدند که انتصاب اعضای هیئتمدیره جدید و مدیریت رده بالا تنها به¬دلیل افزایش بدهی قانونی مشکل به نظر میرسد.
موضوعهای مربوط به مخارج – منافع
بیشتر پاسخدهندگان معتقدند که تعادل بین مخارج و منافعِ راهبری شرکت بهتر شده است. با این حال بسیاری از پاسخ دهندگان اظهار داشتهاند که مخارج قوانین و مقررات خاصی، بهویژه بخش 404 قانون ساربنزاکسلی، بسیار بیشتر از منافع آنها بوده است.
3-1-3پیشنهادهایی برای بهبودهای آینده:
تمرکز بیشتر بر جنبه¬های فرهنگی و رفتاری راهبری شرکت
از نظر گروههای مختلف پاسخدهندگان، توجه مستمر به جنبههای فرهنگی و رفتاری راهبری شرکت، دارای بیشترین اهمیت است. مبحث اخلاق تنها در شرکتها مهم محسوب نمیشود، بلکه در کل زنجیره تأمین گزارشگری مالی حائز اهمیت است.
بازبینی قوانین موجود
تعداد بسیاری از پاسخدهندگان بازبینی در قوانین به وجود آمده در واکنش نسبت به جرایم روی داده، را پیشنهاد دادهاند. پاسخدهندگان تصور میکنند که در کشورهای در حال توسعه، باید به اصول اساسی که متضمن گزارشگری مالی خوب است، بیشتر توجه شود، از جمله وجود اقتصاد بازار، احترام به قوانین و مقررات و حمایت قانونی از سهامداران اقلیت.