به پرتال ثبت شرکت ارشیا خوش آمدید امروز : یکشنبه ، 24 خرداد 1405
ثبت شرکت

جستجو در سایت

پلمپ دفاتر 1396

انجمن ثبت شرکت ایران

ثبت شرکت در سراسر ایران :
موضوع مناسب برای ثبت شرکتها

سایر امور ثبتی :
ثبت برند در تهران
سایر محلات تهران

مدیریت ریسک

مدیریت ریسک

 

 

 
 
                         
مدیریت ریسک(Risk Management) کاربرد سیستماتیک سیاست‌های مدیریتی، رویه‌ها و فرایندهای مربوط به فعالیت‌های تحلیل، ارزیابی و کنترل ریسک می‌باشد. مدیریت ریسک عبارت از فرایند مستندسازی تصمیمات نهایی اتخاذ شده و شناسایی و به‌کارگیری معیارهایی است که می‌توان از آنها جهت رساندن ریسک تا سطحی قابل قبول استفاده کرد.

تعاریف
از طرف موسسه مدیریت پروژه، مدیریت ریسک به عنوان یکی از نه سطح اصلی «کلیات دانش مدیریت پروژه» معرفی شده‌است. در تعریف این موسسه، مدیریت ریسک پروژه به فازهای شناسایی ریسک، اندازه گیری ریسک، ارائه پاسخ (عکس العمل در مقابل ریسک) و کنترل ریسک تقسیم شده‌است. در این تعریف، مدیریت ریسک پروژه عبارت است از «کلیه فرایندهای مرتبط با شناسایی، تحلیل و پاسخگویی به هرگونه عدم اطمینان که شامل حداکثرسازی نتایج رخدادهای مطلوب و به حداقل رساندن نتایج وقایع نامطلوب می‌باشد».
در منابع مختلف، تعاریف دیگری نیز ارائه شده‌است. بنا بر نظر بوهم، مدیریت ریسک فرایندی شامل دو فاز اصلی است؛ فاز تخمین ریسک (شامل شناسایی، تحلیل و اولویت بندی) و فاز کنترل ریسک (شامل مراحل برنامه ریزی مدیریت ریسک، برنامه ریزی نظارت ریسک و اقدامات اصلاحی) می‌باشد. بنا به اعتقاد فیرلی مدیریت ریسک دارای هفت فاز است:
۱) شناسایی فاکتورهای ریسک،
۲) تخمین احتمال رخداد ریسک و میزان تأثیر آن،
۳) ارائه راهکارهایی جهت تعدیل ریسک‌های شناسایی شده، 
۴) نظارت بر فاکتورهای ریسک،
۵) ارائه یک طرح احتمالی،
۶) مدیریت بحران،
۷) احیا سازمان بعد از بحران.
موسسه مهندسی نرم افزار، به عنوان یکی از سازمانهای پیشرو در ارائه روشهای جدید در مدیریت پروژه‌های نرم افزاری، به مدیریت ریسک پروژه به عنوان فرایندی با ۵ فاز مجزا نگاه می‌کند (شناسایی، تحلیل، طراحی پاسخ، ردیابی و کنترل) که با یک سری عملیات انتقال ریسک مرتبط است.
موسسه مدیریت پروژه، در راهنمای خود در مورد کلیات دانش مدیریت پروژه (نسخه سال ۲۰۰۰)، برای فرایند مدیریت ریسک پروژه شش فاز را معرفی کرده‌است:
۱) برنامه ریزی مدیریت ریسک،
۲) شناسایی،
۳) تحلیل کیفی ریسک،
۴) تحلیل کمّی ریسک،
۵) برنامه ریزی پاسخ ریسک
۶) نظارت و کنترل ریسک.
کلیم و لودین، برای مدیریت ریسک یک فرایند چهار مرحله‌ای را معرفی کرده‌اند (شناسایی، تحلیل، کنترل و گزارش) که در موازات چهار قدم معروف دمینگ در مدیریت پروژه (برنامه ریزی، اجرا، بررسی و عمل) قرار می‌گیرند.
چاپمن و وارد، یک فرایند مدیریت ریسک پروژه کلی را ارائه کرده‌اند که از نه فاز تشکیل شده‌است:
۱) شناسایی جنبه‌های کلیدی پروژه؛
۲) تمرکز بر یک رویکرد استراتژیک در مدیریت ریسک؛
۳) شناسایی زمان بروز ریسک ها؛
۴) تخمین ریسکها و بررسی روابط میان آنها؛
۵) تخصیص مالکیت ریسکها و ارائه پاسخ مناسب؛
۶) تخمین میزان عدم اطمینان؛
۷) تخمین اهمیت رابطه میان ریسک های مختلف؛
۸) طراحی پاسخها و نظارت بر وضعیت ریسک 
۹) کنترل مراحل اجرا.
کرزنر، مدیریت ریسک را به صورت فرایند مقابله با ریسک تعریف کرده و آن را شامل مراحل چهارگانه زیر می‌داند:
۱) برنامه ریزی ریسک،
۲) ارزیابی (شناسایی و تحلیل) ریسک،
۳) توسعه روشهای مقابله با ریسک 
۴) نظارت بر وضعیت ریسکها.

مراحل اصلی در پیاده‌سازی مدیریت ریسک
بسیاری از پروژه‌ها که فرض می‌شود تحت کنترل هستند، با ریسک به عنوان رخدادی شناخته‌نشده روبرو گردیده و کوشش می‌کنند آن را کنترل کنند. اکثر پروژه‌ها چنین رخدادهایی را به خوبی از سر رد می‌کنند ولی با یک تلاش جامع مدیریت ریسک، رویدادهای ریسک قبل از وقوع، شناسایی و کنترل می‌گردند و یا برنامه‌ای تهیه می‌شود که در زمان وقوع این رویدادها با آنها مقابله کند.
با درنظر گرفتن این مفاهیم پایه‌ای، امکان مقابله با ریسک به وجود می‌آید. لذا ابتدا باید نسبت به شناسایی ریسک‌های محتمل پروژه اقدام کرد. این کار با دسته‌بندی ساختار کارها و با پرسش چند سوال از خود و یا اعضای گروه پروژه، امکان‌پذیر است. مثلاً : درموقع نیاز به منبعی یا منابعی که در دسترس نیستند چه اتفاقی خواهد افتاد؟ اگر کنترلی در مورد مولفه‌ای که بر پروژه اثرگذار است نداشته باشیم چه اتفاقی می‌افتد؟ بدترین سناریو چیست؟ چه چیزی باعث آن می‌گردد؟ چه قدر وقوع این اتفاق محتمل است؟ عواقب آن چیست؟
ممکن است سوالهای دیگری نیز به ذهن شما خطور کند که البته این سوالها سرآغاز خوبی است که شما را در مسیر درست هدایت کند. هرچیزی که به مغز شما خطور می‌کند فهرست کنید، سپس در مرحله بعد تعیین کنید که آیا نیاز به مقابله و پیشگیری ریسک است و یا بایستی تا زمان وقوع آن صبر کرد. اگر ریسک‌ها را مشخص کنید و تصمیم بگیرید که هیچ عملی نباید انجام گیرد باز بهتر از آن است که آنها را شناسایی نکرده باشید. پس از این مرحله تمام ریسک‌های شناسایی شده را کمی کنید ؛ ابتدا ریسک‌ها را دسته‌بندی و سپس احتمال وقوع هر ریسک را تعیین کنید. برای تخصیص مقادیر احتمالی به ریسک‌ها از مقادیر پیشنهادی زیر می‌توانید استفاده کنید :
قریب الوقوع بزرگ‌تر از ۸۵٪
بالا = ۸۵٪
محتـــــمل = ۶۰٪
متوسط = ۵۰٪
ممــــــکن = ۴۰٪
پایین = ۱۵٪
غیرمحتـمل = ۱۵٪
اکنون احتمال وقوع هر ریسک قابل محاسبه‌است. راه دیگر، نسبت دادن درصد وزنی به هریک از ریسک‌هاست. مشکل اصلی این روش آن است که همواره داده‌های تجربی به اندازه کافی در دسترس نیستند تا این کار به دقت انجام گیرد. در این روش معمولاً افراد باتجربه‌ای مبادرت به این کار می‌کنند که تجارب جامعی از انواع رویدادها در پروژه‌های مختلف کسب کرده‌اند ؛ مجموع درصدهای تخصیصی به رویدادها بایستی صد باشد.
در مرحله بعد به هر ریسک، یک مقدار نسبت دهید. این مقدار می‌تواند در صورت نیاز برحسب هزینه و یا زمان باشد ؛ به عنوان مثال اگر هدف تعیین زمان اتمام پروژه‌است، هر ایده‌ای در مورد مدت زمان فعالیتها می‌تواند یک سناریوی ریسک محسوب شود. در این مرحله می‌توان مقدار حقیقی ریسک را با محاسبه حاصلضرب مقادیر تخصیص داده شده به ریسک و احتمال وقوع آن به دست آورد و با توجه به نتایج حاصل می‌توان نسبت به انجام عملی یا به تعویق انداختن آن تصمیم‌گیری نمود. بعد از انجام مراحل مدیریت ریسک، می‌توانید فرایندهای نگهداری مجموعه ریسک را آغاز کنید. برای این کار بازنگری دوره‌ای ریسک را آغاز کنید که مبتنی بر پیچیدگی و مدت پروژه و وقوع تغییرات پروژه‌است.
آغاز اجرای این کار ممکن است بیهوده و هزینه‌زا به نظر آید اما چنانچه یکبار این کار را انجام دهید و ریسک‌ها را شناسایی و به صورت کمی آنها را کنترل کنید در آن صورت به ارزش مدیریت ریسک پی خواهید برد. بنابراین در مرحله نخست اقدام به شناسایی ریسک‌های پروژه در بالاترین سطح WBS کنید و از اینکه راه به سطوح پایینتر می‌یابید نگران نباشید. بعد از چند بار انجام این کار، مساله خیلی واضح‌تر خواهد شد.
ما در دنیای مخاطرات ریسک زندگی می‌کنیم. باید ریسک‌ها را تحلیل کنیم ؛ اگر با آنها برخورد داریم باید آنها را شناسایی و در مجموع تمام ریسک‌ها و عواید آنها را باید ارزیابی کنیم. منافع حاصل از مدیریت ریسک ممکن است تا غلبه پروژه بر آن ملموس نباشد اما به خاطر داشته باشید که کسی که از برنامه‌ریزی اجتناب کند به طور حتم برنامه شکست پروژه خود را طرح‌ریزی نموده‌است!

تفاوت صورتهای مالی تلفیقی با ترکیب صورتهای شعبه و مرکز

تفاوت صورتهای مالی تلفیقی با ترکیب صورتهای شعبه و مرکز

 


            
همانطور که می دانید حسابداری تهیه صورتهای مالی تلفیقی با حسابداری شعب تفاوتهای اساسی و بنیادی دارند که نمی توان آنها را با هم مشابه مطرح نمود . ذیلاً به تفاوتهائی در این خصوص اشاره خواهد شد :
1 - اساس حسابداری تهیه صورتهای مالی تلفیقی همان حسابداری سرمایه گذاری ها است که به هیچ وجه در حسابداری شعب این موضوع دیده نمی شود .
2 - در حسابداری شعب حسابهائی تحت عنوان حسابهای متقابل وجود دارد که در حسابداری تهیه صورتهای مالی تلفیقی این جسابها دیده نمی شود .
3 - در حسابداری تهیه صورتهای مالی تلفیقی بحث سهم اقلیت مطرج می شود که اصلاً در حسابداری شعب این نوع حساب محل بحث نخواهد داشت .
4 - در حسابداری تهیه صورتهای مالی تلفیقی عمده مباحث در رابطه با حقوق صاحبان سهام مطرح است که در حسابداری شعب این موضوع جایگاهی نخواهد داشت .
5 - یکی از مباحث قابل توجه در حسابداری تهیه صورتهای مالی تلفیقی موضوع شناسائی سر قفلی است که در حسابداری شعب دیده نخواهد شد .
6 - در حسابداری تهیه صورتهای مالی تلفیقی ، شرکتهای فرعی ( شعب ) دارای شخصیت حقوقی مجزا می باشند که در حسابداری شعب شخصیت حقوقی شعب متعلق است به مرکز و شعبه به خودی خود دارای شخصیت مجزا نخواهد بود و بعبارت بهتر دارای ساختار سرمایه نمی باشد .
عمده شباهت حسابداری تهیه صورتهای مالی تلفیقی با حسابداری شعب می تواند در تهیه صورت سود و زیان و ترازنامه باشد که برای این منظور اقدام به ادغام حسابها ( البته در شعب غیر متمرکز ) از طریق تهیه کاربرگ می شود . البته کاربرگ در حسابداری تهیه صورتهای مالی تلفیقی کاربرگ تلفیق نام دارد اما کاربرگ در حسابداری شعب کاربرگ ترکیب مرسوم می باشد . به همبن مناط هم ، ترازنامه در حسابداری تهیه صورتهای مالی تلفیقی به عنوان تراز تلفیقی متداول است که در حسابداری شعب تراز ترکیبی گفته می شود .
کلیه حسابهای سود و زیانی شعب در کاربرگ مزبور با حسابهای یک به یک و متناظر خود در مرکز ادغام شده و تشکیل سودو زیان کلی واحد تجاری را خواهد داد . و به هیچ وجه به صورت جداگانه ( سایر درآمدها و . . . ) گزارش نخواهد شد .
در حسابداری شعب متمرکز از آنجا که شعب ، خود هیچ گونه ثبتی در خصوص عملیات صورت گرفته نخواهد داشت و کلیه مدارک مثبته به مرکز ارسال خواهد شد و کلیه عملیات در دفاتر مرکز متمرکز است به همین جهت تهیه صورتهای مالی اساسی هیچ فرقی با سایر شرکتها نخواهد داشت اما در عملیات نگهداری حسابها تفاوتهائی وجود دارد که نمی توان آنها را نادیده گرفت.

حسابداری اسلامی

حسابداری اسلامی

 

 
گروه دیگری از حسابداران مسلمان اصرار دارند که حسابداری اسلامی یا غربی ندارد، اگر حسابداری اسلامی مطرح شود قاعدتاً حسابداری مسیحی یا حسابداری یهودی هم می‌تواند مصداق داشته باشد. جان‌کلام مخالفان حسابداری اسلامی این است که حسابداری، حسابداری است. در این مقاله تلاش بر این است که این دیدگاهها در چارچوب شرایط محیطی ایران بررسی شود و نهایتاً تحلیلی از دید نگارنده ارائه گردد.

 

حسابداری اسلامی در سطح نظری

 

شاید آنچه که به‌عنوان تفاوت بنیادی محیطی قابل طرح است حضور دین در زندگی فردی و تجزیه آن از مسائل اجتماعی است. در کشورهای اسلامی نقش تعالیم اسلامی در زندگی جمعی پر‌رنگ می‌باشد و در قوانین و مقررات حکومت‌داری، قرآن و سنت درنظر گرفته می‌شود.

 

بعضی از صاحبنظران مبانـی اقتصـاد اسلامی را بـا اقتصـاد غـربـی کـامـلاً متفاوت می‌داننـد

 


(Taheri, 1999; Rahman, 1999, Baydoun and Willet, 2000) . در اسـلام انسـان امانـت‌دار است. درصورتی که در غرب انسان مالک نهایی شناخته می‌شود. لذا پاسخگویی نهایی مسلمان از نظر مسائل مالی در برابر خداوند است و چنین پاسخگویی از طریق زکات و خمس در عمل پیاده می‌شود.

 

 

مقدمه

در محافل دانشگاهی و مراجع حرفه‌ای کشورهای مسلمان مدتی است که بحث حسابداری اسلامی مطرح و در این زمینه سمینارهایی نیز برگزار شده است. گروهی از حسابداران مسلمان معتقدند بنابه ملاحظات جهان بینی اسلامی و غربی، حسابداری سنتی که مبتنی‌بر جهان‌بینی غربی است نمی‌تواند پاسخگوی تأمین نیازهای گزارشگری مالی در کشورهای اسلامی باشد. لذا حسابداران مسلمان باید در کشورهای اسلامی تعریفی از حسابداری اسلامی ارائه کنند و با تبیین اهداف و خصوصیات حسابداری اسلامی، الزامات گزارشگری را روشن کنند. در این زمینه تحقیقاتی انجام شده است که نتایج آنها همه در یک جهت نمی‌باشد.

گروه دیگری از حسابداران مسلمان اصرار دارند که حسابداری اسلامی یا غربی ندارد، اگر حسابداری اسلامی مطرح شود قاعدتاً حسابداری مسیحی یا حسابداری یهودی هم می‌تواند مصداق داشته باشد. جان‌کلام مخالفان حسابداری اسلامی این است که حسابداری، حسابداری است. در این مقاله تلاش بر این است که این دیدگاهها در چارچوب شرایط محیطی ایران بررسی شود و نهایتاً تحلیلی از دید نگارنده ارائه گردد.

در غرب حداکثرسازی سود ...

منبع: حسابداران 1385

در غرب حداکثرسازی سود، فردگرایی، منافع شخصی زیربنای حرکتهای اقتصادی است اما یک‌مسلمان پایبند به ارزشهای اسلامی در پی سود معقول، منافع جمعی و انصاف و عدالت است.

در اسلام بعضی از معاملات رایج در غرب مانند ربا، قمار، تجارت مشروبات الکلی عملی حرام است و ممنوع است. بعضی از رهبران دینی معتقدند، فعالیتهای اقتصادی در اسلام بر دو ستون اخلاقی عدالت و احسان استوار است. بنابراین تجارت اسلامی باید برپایه این ارزشها انجام شود.

 (Yaya and Hameed, 2004).

این تفاوتها محرک اصلی حسابداران مسلمان برای ارائه یک تعریف و الگو برای حسابداری اسلامی می‌باشد.

زید (Zaid, 1997) حسابداری اسلامی را به‌شرح زیر تعریف کرده است :

حسابداری فرایند منظم ثبت معاملات مشروع در دفاتر و اندازه‌گیری نتایج مالی برمبنای این معاملات به‌منظور استفاده در تصمیم‌گیری است.

در اینجا تنها تفاوت اصلی آن با تعریف حسابداری سنتی اضافه کردن واژه ” مشروع“ است. به نظر نمی‌رسد با اضافه‌کردن این واژه بتوان حسابداری سنتی را به حسابداری اسلامی تغییر داد. این موضوع در کشور ما که تمام قوانین ازجمله قوانین حاکم‌بر تجارت توسط شورای نگهبان از نظر انطباق با شرع بررسی می‌شود بیشتر زیر سؤال می‌رود، زیرا بنابر مشروع بودن معاملات است.

افزون بر این، حسابداری باید تمام معاملات را ثبت و گزارش کند. حتی اگر برخلاف شرع، معامله غیرمشروع انجام شود حسابداری ناگزیر به ثبت واقعیت است و نمی‌توان به‌دلیل غیرمشروع بودن از گزارش آن خودداری کرد.

الخدش عـلاوه‌بر مشروعیت، مسئـله زکـات را در تعریف حسابـداری اسلامی گنجـانـده است

حسابداری اسلامی عبارت است از فرایند شناسایی، اندازه‌گیری و گزارشگری مشروعیت فعالیتهای مالی که برای تصمیم‌گیری، محاسبـه زکات و محاسبه سود واقعی عملیات سرمایه‌گذاری اسلامی براساس دستورات اسلام، مفید باشد.

تعاریف دیگری نیز غیر از این وجود دارد. در اینجا به‌جز بحث مشروعیت، مسئله زکات اضافه شده است. یکی از مسائلی که در کشورهای اسلامی در مذهب سنی مورد توجه جدی است اندازه‌گیری عناصر صورتهای مالی برای محاسبه زکات است. این موضوع در حوزه بانکداری اسلامی بعضاً نیز پیاده شده است. یعنی زکات به‌عنوان آخرین رقم سود و زیان گزارش می‌شود. محاسبه زکات باید مبتنی‌بر ارزشهای جاری داراییها باشد.

در مذهب شیعه زکات به کالاهای معدودی (شتر، گاو، گوسفند، خرما، جو، کشمش، طلا و نقره) تعلق می‌گیرد، اما به منفعت کسب به‌طور عام تعلق نمی‌گیرد. لذا نمی‌توان در ایران مسئله زکات را به‌عنوان یک‌عامل مهم در تعریف حسابداری اسلامی بیان کرد. حوزه گزارشگری مالی اساساً مربوط به شرکتها و دیگر شخصیتهایی است که محاسبه زکات برای آنها مورد ندارد. در مذهب شیعه خمس به منفعت کسب تعلق می‌گیرد اما خمس هم اساساً در حوزه فردی است و انتقال آن یا پرداخت آن توسط شخصیت حقوقی یا شرکت تاکنون مطرح نشده است.

 


برخورد حسابداری با مالیات غیر مستقیم

برخورد حسابداری با مالیات غیر مستقیم

 

 
 
مالیاتها و عوارضی که شرکت ها بر مبنای خرید ، تولید و فروش خود طبق قوانین و مقررات خاص به ارگانهای دولتی ذیربط پرداخت می کنند بدون آنکه طبق همان قوانین اجازه بازیافت معادل مبالغ پرداخت شده را از خریداران محصولات خود داشته باشند ، جزء هزینه های شرکت محسوب می شود . این نتیجه گیری با تعریف   هزینه مطابقت دارد. با در نظر گرفتن مطالب فوق و همچنین تعریف بهای تمام شده  تولید (بهای تمام شده موجودیها شامل هزینه هایی است که واحدهای تجاری در روال عادی فعالیتهای خود برای رساندن موجودیها به موقـعیت و وضعیـت مـورد نظر متحـمل می شوند ) ، هرگاه مالیات غیر مستقیم بر اساس میزان تولید محاسبه شود ، لازم است مالیات مانند سایر عوارض پرداختی ، از قبیل عوارض گمرکی ، جزء بهای تمام شده کالای تولیدی منظور شود . چنانچه مبنای محاسبه و تحقق اینگونه عوارض و مالیاتها ، فروش باشد ، مالیات مزبور غالباً بعنوان هزینه فروش در حسابها انعکاس می یابد . در شرایطی که با توجه به قوانین و مقررات موضوعه ، مالیات غیر مستقیم و عوارض بطور مجزا در صورتحساب فروش انعکاس یابد و در واقع شرکت بطور مشخص بعنوان واسطه وصول عمل نماید ، اینگونه اقلام ، هزینه شرکت تلقی نگردیده بلکه در زمان تحقق باید مستقیماً به بستانکار حساب وزارت امور اقتصادی و دارایی یا هر ارگان ذینفع دیگر منظور گردد

هزینه سربار جذب نشده

هزینه سربار جذب نشده

 

 

                

هزینه سربار جذب نشده چیست؟


سربار جذب نشده در تولید به هزینه های سرباری گفته می شود که شرکت متحمل شده ولیکن این هزینه ها در تولید جذب نشده اند.به عنوان مثال این هزینه ها می تواند

ناشی از توقف تولید باشد.

هزینه سربار جذب نشده و کلا" هزینه های جذب نشده در تولید،جزو بهای تمام شده کالای فروش رفته محسوب نمی شوند،بلکه جزو سایر هزینه های عملیاتی می باشند.

سربار جذب نشده در تولید فقط مربوط به سربار ثابت می باشد و سربار متغیر جزو آن نمی باشد.

توضیح دیگر اینکه سربار جذب نشده در تولید مربوط به مقدار ظرفیت استفاده نشده شرکت می باشد، یعنی:

× = ظرفیت نرمال ÷ مقدار تولید واقعی

در اینجا ×، بر حسب درصد می باشد و بر اساس این درصد، سربار جذب نشده درتولید محاسبه می شود. ظرفیت نرمال نیز = 75% الی 85% ظرفیت اسمی

در عمل شرکتها با به دست آوردن این درصد (×)،کل هزینه های سربار را در این درصد ضرب نموده (هزینه های ثابت ومتغیر سربار را تفکیک نمی کنند) آن را به عنوان سربار جذب نشده درتولید
قلمداد می کنند.

ظرفیت نرمال (معمول یا عملی) در واقع ظرفیت اسمی پس از در نظر گرفتن محدودیتهایی که ممکن است در تولید به وجود ببایید،مثل خرابی ماشین آلات وغیره... است.

معمولا" شرکتها ظرفیت نرمال را عددی بین 75% تا 85% ظرفیت اسمی می دانند.این رقم با توجه به استاندارد حسابداری به شرح زیر تعیین می شود :

جهت تعیین سطح معمول فعالیت واحد تجاری عوامل زیر را باید درنظر داشت:

الف .میزان تولید مورد نظر طراحان دستگاههای تولیدی و مدیریت واحد تجاری، تحت شرایط كار حاكم در طول سال (مثلاً یك نوبتكاری یا دونوبتكاری)،

ب.بودجه سطح فعالیت سال تحت بررسی و سال بعد از آن، و

ج.سطحی از تولید كه واحد تجاری در سال تحت بررسی و نیز در سالهای گذشته عملاً به آن دست یافته است


روزنامه رسمی

مشاوره ثبت شرکت
دفاتر پستی منتخب

ثبت شرکت برای اتباع خارجی

موضوعات پرکاربرد ثبتی :
ثبت شرکت در سراسر ایران

ثبت شرکت در تهران
سایر محلات تهران
واتس آپ
تماس