ثبت محدود- ثبت تعاونی- تغییرات - ثبت شرکت –تغییرات خاص –تغییرات محدود – صورتجلسات – پلمپ دفاتر
صرفه جویی در زمان و هزینه با ثبت شرکت ارشیا
، بدهيهاي احتمالي و داراييهاي احتمالي
هدف
1 . هدف اين استاندارد اطمينان از بکارگيري معيارهاي شناخت و مباني اندازهگيري مناسب در مورد ذخاير، بدهيهاي احتمالي و داراييهاي احتمالي و نيز افشاي اطلاعات کافي در يادداشتهاي توضيحي براي درک بهتر ماهيت، زمانبندي و مبلغ آنها توسط استفادهکنندگان صورتهای مالی ميباشد.
دامنه کاربرد
2 . اين استاندارد بايد توسط کليه واحدهاي تجاري براي حسابداري ذخاير، بدهيهاي احتمالي و داراييهاي احتمالي، به استثناي موارد زير، بکار رود:
الف. قراردادهایی که به موجب آن هیچ یک از طرفین به تعهدات خود عمل نکردهاند یا هر دو طرف طبق قرارداد بخشی از تعهداتشان را متناسباً انجام دادهاند، مگر در مواردی که قرارداد زیانبار باشد، و
ب . آنچه که مشمول ساير استانداردهاي حسابداري است.
3 . چنانچه استاندارد حسابداري ديگري نوع خاصي از ذخاير، بدهيهاي احتمالي و داراييهاي احتمالي را مورد بحث قرار دهد، واحد تجاري بايد آن استاندارد را بکار برد. به عنوان مثال، موارد خاصي از ذخاير در استانداردهاي زير مطرح شده است:
الف. پيمانهاي بلندمدت (به استاندارد حسابداري شماره 9 با عنوان حسابداري پيمانهاي بلندمدت مراجعه شود)،
ب . اجارهها (به استاندارد حسابداري شماره 21 با عنوان حسابداري اجارهها مراجعه شود). با توجه به اينکه استاندارد حسابداري شماره 21 حاوي الزامات خاصي براي اجارههاي عملياتي زيانبار نيست، اين استاندارد در چنين مواردي کاربرد دارد، و
ج . فعالیتهای بیمه عمومی (به استاندارد حسابداری شماره 28 با عنوان فعالیتهای بیمه عمومی مراجعه شود).
4 . بعضي از مبالغي که با آن همانند ذخیره برخورد ميشود ممکن است مربوط به شناخت درآمد باشد. براي مثال، موارديکه واحد تجاري در مقابل دريافت حق اشتراک، خدمات تعمیر خودرو ارائه میکند. اين استاندارد با شناخت درآمد سروکار ندارد. استاندارد حسابداري شماره 3
با عنوان درآمد عملياتي، شرايط شناخت درآمد عملياتي را مشخص ميکند و رهنمودي عملي براي بکارگيري معيارهاي شناخت ارائه میدهد. اين استاندارد الزامات استاندارد حسابداري شماره3 را تغيير نميدهد.
5 . اين استاندارد، ذخایر را به عنوان بدهيهایي تعریف کرده است که زمان تسویه و یا تعیین مبلغ آن توأم با ابهام نسبتاً قابل توجه میباشد. اصطلاح ” ذخيره“ در مورد اقلامي از قبيل کاهش ارزش داراييها و مطالبات مشکوکالوصول نيز بکار ميرود. اين اقلام مبلغ دفتري داراييها را تعديل ميکند و مشمول اين استاندارد نيست.
6 . اين استاندارد در مورد ذخيره تجديد ساختار (شامل عمليات متوقف شده) کاربرد دارد. هنگاميکه تجديد ساختار منطبق با تعريف عمليات متوقف شده باشد، طبق استاندارد حسابداري شماره 6 با عنوان گزارش عملکرد مالي، موارد افشاي بيشتري ضرورت دارد.
تعاريف
7 . اصطلاحات ذيل در اين استاندارد با معاني مشخص زير بکار رفته است :
• ذخيره : نوعی بدهي است که زمان تسویه و يا تعیین مبلغ آن توأم با ابهام نسبتاً قابل توجه است.
• بدهی : عبارت از تعهد انتقال منافع اقتصادی توسط واحد تجاری، ناشی از معاملات یا سایر رویدادهای گذشته است.
• رويداد تعهد آور : رويدادي است که تعهدي قانوني يا عرفي ايجاد ميکند بهگونهای که واحد تجاري ملزم به تسویه آن باشد.
• تعهد قانوني : تعهدي است که از قرارداد يا الزامات قانونی ناشي ميشود.
• تعهد عرفي : تعهدي است ناشی از اقدامات واحد تجاري در مواردی که واحد تجاري با توجه به نحوه عمل خود در گذشته، سیاستهاي اعلام شده يا آئيننامههاي جاري کاملاً مشخص، به ساير اشخاص نشان داده است که مسئوليتهاي خاصي را خواهد پذيرفت، و در نتيجه، واحد تجاري انتظاري بجا براي آنها ايجاد کرده است که مسئوليتهاي خود را ايفا خواهد کرد.
• بدهي احتمالي :
الف. تعهدی غیرقطعی است که از رويدادهاي گذشته ناشي ميشود و وجود آن تنها ازطريق وقوع يا عدم وقوع يک يا چند رويداد نامشخص آتي که بطور کامل در کنترل واحد تجاري نيست،تأييد خواهد شد، يا
ب . تعهدی فعلي است که از رويدادهاي گذشته ناشي ميشود اما بدلايل زير شناسايي نميشود:
1 . خروج منافع اقتصادي براي تسويه تعهد محتمل نيست.
2 . مبلغ تعهد را نميتوان با قابليت اتکاي کافي اندازهگيري کرد.
• دارايي احتمالي : يک دارايي غیرقطعی است که از رويدادهاي گذشته ناشي ميشود و وجود آن تنها از طريق وقوع يا عدم وقوع يک يا چند رويداد نامشخص آتي که بطور کامل تحت کنترل واحد تجاري نيست، تأييد خواهد شد.
• قرارداد زيانبار : قراردادي است که مخارج غيرقابل اجتناب آن برای ايفاي تعهدات ناشي از قرارداد، بيش از منافع اقتصادي مورد انتظار آن قرارداد است.
• تجديد ساختار : برنامهاي است که توسط مديريت طراحي و کنترل ميشود و در دامنه فعاليت واحد تجاري و يا شيوه انجام آن فعاليت، تغييرات با اهميتي ايجاد ميکند.
ذخاير و ساير بدهيها
8 . ذخاير را ميتوان از ساير بدهيها مانند حسابهاي پرداختني تجاري و ساير حسابها و اسناد پرداختني متمايز کرد، زيرا درمورد زمان تسويه ویا مبلغ آن ابهام وجود دارد. حسابهاي پرداختني تجاري، بدهي بابت کالاها و خدمات دريافت شدهای است که صورتحساب آن دريافت گردیده يا با فروشنده در مورد مبلغ و زمان پرداخت مابهازاي آن توافق شده است. بنابراين وجه تمايز اصلي حسابهاي پرداختني تجاري با ذخاير اين است که مبلغ آن با توجه به صورتحساب و زمان پرداخت آن نيز از طريق توافق با فروشنده مشخص میگردد. گروهي ديگر از بدهيها بابت کالاها يا خدمات دریافت شدهای است که صورتحساب آن دريافت نشده يا به طور رسمي با فروشنده در مورد مبلغ و زمان تسويه آن توافق نشده است. در بعضي موارد براي تعيين مبلغ يا زمان تسويه بدهیهایی از قبیل بدهی مربوط به آب و برق مصرف شده تا پایان دوره مالی که صورتحساب آن هنوز دریافت نشده است و نیز بدهیهای دیگری از قبیل مالیات عملکرد، انجام برآورد لازم است، اما ميزان ابهام در رابطه با اين بدهيها به مراتب کمتر از ذخاير است. اگرچه در عمل اصطلاح ذخيره براي اين نوع بدهيها نيز استفاده ميشود، اما اصطلاح ذخيره در اين استاندارد براي بدهيهايي بکار ميرود که با تعريف مندرج در اين استاندارد انطباق داشته باشد. ذخیره تضمین کالا، ذخیره پاکسازی محیط زیست، ذخیره دعاوی حقوقی و ذخيره مزاياي پايان خدمت، نمونههایی از اینگونه بدهيهاست.
رابطه بين ذخاير و بدهيهاي احتمالي
9 . اگرچه برآورد ذخایر بهدلیل نامشخص بودن زمان تسویه و یا مبلغ آن توأم با احتمال است اما اصطلاح ” احتمالي“ در اين استاندارد درمورد بدهيها و داراييهايي بکار ميرود که شناسايي نميشود، زيرا وجود آنها تنها از طريق وقوع يا عدم وقوع يک يا چند رويداد نامشخص آتی که بطور کامل تحت کنترل واحد تجاري نيست، تأييد ميگردد. بعلاوه، اصطلاح ” بدهي احتمالي“ براي بدهيهايي بکار ميرود که معيارهاي شناخت را احراز نميکنند.
10 . اين استاندارد موارد زير را از هم متمايز ميکند:
الف. ذخايـر : بعنوان بدهي شناسايي ميشود (با فرض اينکه برآورد اتکاپذير قابل انجام باشد)، زيرا تعهدات فعلي است و ضرورت خروج منافع اقتصادي براي تسويه اين تعهدات محتمل است.
ب . بدهيهاي احتمالي : بعنوان بدهي شناسايي نميشود، زيرا:
1 . تعهدات احتمالي است و وجود تعهد فعلي واحد تجاري که منجر به خروج منافع اقتصادي ميشود، باید تأیید گردد، یا
2 . تعهدات فعلي است که معيارهاي شناخت مندرج در اين استاندارد را ندارند (زيرا خروج منافع اقتصادي براي تسويه تعهد، محتمل نيست يا برآورد اتکاپذیر مبلغ تعهد امکانپذير نميباشد).
شناخت
ذخايـر
11 . ذخيره بايد در صورت احراز معيارهاي زير شناسايي شود:
الف . واحد تجاري تعهدي فعلي (قانوني يا عرفي) دارد که در نتيجه رويدادي در گذشته ایجاد شده است،
ب . خروج منافع اقتصادي براي تسويه تعهد محتمل باشد ، و
ج . مبلغ تعهد بهگونهای اتکاپذیر قابل برآورد باشد.
اگر اين شرايط احراز نگردد، هيچ ذخيرهاي نبايد شناسايي شود.
تعهد فعلي
12 . در موارد بسيار نادر، وجود تعهد فعلي روشن نيست. در اين موارد، چنانچه با در نظر گرفتن تمام شواهد در دسترس، احتمال وجود تعهد فعلي در تاريخ ترازنامه بيشتر باشد، چنین فرض میشود که يک رويداد گذشته تعهد فعلي را بوجود آورده است.
13 . در اغلب موارد روشن است که آيا رويداد گذشته منجر به تعهدي فعلي شده است یا خیر. در مواردی نادر مانند یک دعوي حقوقي ممکن است در مورد اينکه رويدادهاي خاصي واقع شده يا اينکه آن رويدادها منجر به تعهد فعلي شده است، اختلاف نظر وجود داشته باشد. در این موارد واحد تجاري با در نظر گرفتن تمام شواهد در دسترس شامل نظرات کارشناسان، وجود تعهد فعلي را در تاريخ ترازنامه مشخص ميکند. شواهد مورد نظر شامل شواهد بیشتری است که از طريق رويدادهاي بعد از تاريخ ترازنامه فراهم شده است. براساس اين شواهد:
الف. اگر احتمال وجود تعهد فعلي در تاريخ ترازنامه بيشتر باشد، واحد تجاري ذخيره شناسايي ميکند (به شرط اینکه معيارهاي شناخت احراز گردد)، و
ب . در صورتي که به احتمال زياد، تعهد فعلي در تاريخ ترازنامه وجود نداشته باشد، واحد تجاري يک بدهي احتمالي را افشا ميکند، مگر اينکه امکان خروج منافع اقتصادي بعيد باشد (به بند76 مراجعه شود).
رويداد گذشته
14 . رويداد گذشتهاي که منجر به تعهد فعلي شود، رويداد تعهدآور ناميده ميشود. براي اينکه رويدادي تعهدآور تلقي شود، لازم است واحد تجاري هيچ راه کار عملي جز تسويه تعهد ايجاد شده ناشی از اين رويداد نداشته باشد. اين وضعيت تنها در موارد زير واقع ميشود:
الف . الزام قانوني براي تسويه تعهد وجود داشته باشد، يا
ب . در مورد تعهد عرفي، هنگامیکه رويداد مورد نظر (که ممکن است ناشی از اقدام واحد تجاري باشد) انتظاراتي بجا مبني بر ایفای تعهد واحد تجاري در اشخاص دیگر ایجاد کند.
15 . صورتهاي مالي با وضعيت مالي واحد تجاري در پايان دوره گزارشگري و نه وضعيت احتمالي آن در آينده سر و کار دارد. بنابراين، براي مخارجي که در آينده جهت انجام فعاليتهاي آتي تحمل ميشود، ذخيرهاي شناسايي نميشود. تنها بدهيهايي در ترازنامه شناسايي ميشود که در تاريخ ترازنامه وجود داشته باشد.
16 . تنها تعهداتي که ناشي از رويدادهاي گذشته و مستقل از اقدامات آتي واحد تجاري است، بعنوان ذخيره شناسايي ميشود. نمونه چنين تعهداتي شامل جرايم يا مخارج پاکسازي تخريب غيرقانوني محيط زيست است که تسويه هر دو، صرفنظر از اقدامات آتي واحد تجاري، منجر به خروج منافع اقتصادي خواهد شد. همچنين، واحد تجاري براي مخارج برچيدن تأسيسات نفتي، به ميزان تعهد خود براي جبران خسارات وارده قبلی ذخيره شناسايي ميکند. از سوی دیگر، واحد تجاري ممکن است بدليل ضرورتهاي تجاري يا الزامات قانوني، مایل یا ملزم باشد تا مخارجي را براي انجام فعاليت به روش خاص در آينده تحمل کند (براي مثال، نصب فيلترهاي تصفيه در يک کارخانه سیمان). از آنجا که واحد تجاري ميتواند از طريق اقدامات آتي (مثل تغيير روش عمليات) از مخارج آتي اجتناب کند، بنابراين تعهد فعلي براي آن مخارج ندارد و ذخيرهاي نيز شناسايي نميکند.
17 . تعهد هميشه مستلزم وجود طرف ديگري است که تعهد نسبت به وي ايفا ميشود. با اين حال، مشخص بودن هويت طرف تعهد لازم نیست و تعهد ممکن است نسبت به عموم باشد. چون تعهد همیشه مستلزم تقبل تکلیف درقبال طرف دیگری است، بنابراین تصمیم مدیریت اجرایی یا هیئت مدیره، به تعهد عرفی در تاریخ ترازنامه منجر نمیشود مگر اینکه قبل از تاریخ ترازنامه تصمیم به گونهای کاملاً مشخص به اطلاع اشخاص تحت تأثیر تصمیم رسیده باشد و در آنها انتظاراتی بجا مبنی بر ایفای مسئولیت توسط واحد تجاری ایجاد کرده باشد.
18 . رويدادي که در زمان وقوع ايجاد تعهد نميکند، ممکن است مدتي بعد بدليل تغيير قانون و يا اقدام واحد تجاري (براي نمونه، صدور يک اطلاعیه عمومی) که منجر به ايجاد تعهد عرفي ميشود، تعهدي ايجاد کند. بعنوان مثال، ممکن است زماني که محيط زيست تخريب ميشود، تعهدي براي جبران آن وجود نداشته باشد. اما ایجاد چنین خسارتی هنگامی به رویداد تعهدآور تبدیل میشود که قانون جديدي جبران خسارت موجود را الزامي کند يا واحد تجاري مسئوليت جبران خسارت را درمقابل عموم بپذيرد به گونهاي که تعهدي عرفی ايجاد شود.
19 . يک طرح یا لایحه قانونی پیشنهادی، تنها در صورتي به ايجاد تعهد منجر ميشود که تصويب آن تقريباً قطعي باشد. براي مقاصد اين استاندارد، با چنين تعهدي همانند تعهد قانوني برخورد ميشود. شرايط متفاوت حاکم بر تصويب قوانين سبب ميشود تا تعيين يک رويداد واحد که حاکي از قطعيت یافتن تصویب قانون باشد، غيرممکن شود. در بسياري موارد، تا زماني که قانون تصويب نشود، حصول اطمينان از قطعيت یافتن تصويب قانون غيرممکن است.
ثبت محدود- ثبت تعاونی- تغییرات - ثبت شرکت –تغییرات خاص –تغییرات محدود – صورتجلسات – پلمپ دفاتر
صرفه جویی در زمان و هزینه با ثبت شرکت ارشیا
مبناي تهيه استانداردهاي حسابداري
1 . استانداردهاي حسابداري بر مبناي مفاهيم نظري گزارشگري مالي تدوين گرديده است. مفاهيم نظري مزبور توسط كميته تدوين استانداردهاي حسابداري با هدف تدوين استانداردهاي حسابداري هماهنگ تهيه و به پيوست اين مجموعه ارائه شده است.
دامنه كاربرد استانداردهاي حسابداري
2 . دامنه كاربرد استانداردهاي حسابداري، صورتهاي مالي با مقاصد عمومي (كه از اين به بعد صورتهاي مالي ناميده ميشود) است كه به منظور ارائه اطلاعات مفيد در مورد وضعيت مالي، عملكرد مالي و انعطافپذيري مالي واحد تجاري جهت تصميمگيري استفادهكنندگان تهيه ميشود.
3 . استانداردهاي حسابداري در مورد صورتهاي مالي كليه واحدهاي تجاري (انتفاعي) اعم از اين كه در بخش خصوصي يا عمومي فعاليت كند، كاربرد دارد. اگرچه اين استانداردها معطوف به واحدهايي است كه با هدف كسب سود فعاليت ميكنند اما عمدتاً در مورد واحدهاي غيرانتفاعي نيز با اعمال تعديلات لازم كاربرد دارد.
4 . واحدهاي تجاري خارج از كشور كه مالكيت آنها متعلق به واحدهاي تجاري ايراني است در صورتيكه در تهيه و ارائه صورتهاي مالي خود تابع مقررات و استانداردهاي حسابداري محلي باشند، ملزم به رعايت الزامات استانداردهاي حسابداري ايران نيستند. با اين حال در مواردي كه واحد تجاري، واحد فرعي يك واحد سرمايهگذار ايراني باشد، تهيه صورتهاي مالي واحد فرعي براساس استانداردهاي حسابداري ايران نيز جهت استفاده در تهيه صورتهاي مالي تلفيقي ضروري است.
تهيه و ارائه صورتهاي مالي
5 . مسئوليت تهيه و ارائه صورتهاي مالي به عهده مديريت واحد تجاري است. مديريت واحد تجاري موظف به تهيه و ارائه صورتهاي مالي بهگونهاي است كه تصويري مطلوب از وضعيت مالي، عملكرد مالي و انعطافپذيري مالي واحد تجاري ارائه كند. مديريت واحد تجاري ممكن است صورتها و گزارشهاي ديگري را جهت استفاده داخلي به روشهاي مختلف كه معطوف به اهداف مديريت داخلي است، تهيه كند. هرگاه صورتهاي مالي جهت ارائه به ديگر استفادهكنندگان (سهامداران، بستانكاران، دولت، كاركنان و غيره) تهيه شود، رعايت استانداردهاي حسابداري در تهيه و ارائه آن الزامي است.
انحراف از استانداردهاي حسابداري
6 . تقريباً در تمام شرايط، رعايت استانداردهاي حسابداري منجر به ارائه اطلاعات مفيد جهت تصميمگيري استفادهكنندگان و در نتيجه ارائه تصوير مطلوب توسط صورتهاي مالي ميشود. با اين حال، ممكن است در مواردي نادر، اعمال يك استاندارد، صورتهاي مالي را از هدف اصلي يعني ارائه تصوير مطلوب باز دارد. در چنين مواردي بايد روشهاي تعديل شده يا جايگزين را با توجه به معيارهاي ارائه شده در استاندارد حسابداري شماره 1
با عنوان نحوه ارائه صورتهاي مالي انتخاب و بكار گرفت.
ساير موارد
7 . نظر به اينكه رويههاي حسابداري مالي در پاسخ به نيازهاي متغير تجاري و اقتصادي و در راستاي ارائه تصوير مطلوب، دستخوش تغيير و تحول ميشود، بنابراين استانداردهاي حسابداري بهمنظور بهبود كيفيت و در پرتو نيازها و تحولات جديد تجديدنظر يا استاندارد حسابداري جديدي تدوين و منتشر خواهد شد.
8 . در مورد موضوعاتي كه استاندارد حسابداري مربوط به آن صادر نشده است، صورتهاي مالي بايد برمبناي يكي از رويههاي متداول حسابداري تهيه و ارائه گردد كه با معيارهاي كلي ارائه شده در مفاهيم نظري گزارشگري مالي نزديكترين انطباق را دارد و فراهمكننده تصوير مطلوبي از وضعيت مالي، عملكرد مالي و انعطافپذيري مالي واحد تجاري است.
9 . در مواردي كه قوانين آمره، رويههاي مشخصي جهت نحوه عمل حسابداري موضوعات خاص، مقرر نموده است، در تدوين استانداردهاي حسابداري مربوط، تمهيدات مناسب جهت اعمال اين موارد با توجه به مباني مندرج در مفاهيم نظري گزارشگري مالي به عمل آمده است.
10 . مطالبي كه در هر استاندارد حسابداري با حروف پر رنگ مشخص شده است الزامات استاندارد را تشكيل ميدهد. اين الزامات بايد با توجه به ساير مطالب مندرج در استاندارد كه جنبه توضيحي، تكميلي و پشتيبان دارد مطالعه، تفسير و بكار گرفته شود.
11 . از آنجا كه شرط اوليه مفيد بودن اطلاعات ارائه شده در صورتهاي مالي اهميت آنهاست، لذا الزامات استانداردهاي حسابداري در موارد كم اهميت كاربرد ندارد.
استاندارد حسابداري شماره 25
گزارشگري بر حسب قسمتهاي مختلف
اين استاندارد بايد با توجه به ” مقدمهاي بر استانداردهاي حسابداري“
مطالعه و بكارگرفته شود.
مقدمـه
1 . هدف اين استاندارد، تجويز مباني گزارشگري اطلاعات مالي بر حسب قسمتهاي مختلف يك واحد تجاري است. اين اطلاعات در مورد انواع مختلف محصولات و خدمات ارائه شده و نيز مناطق جغرافيايي مختلف عمليات واحد تجاري است كه به استفادهكنندگان صورتهاي مالي در موارد زير كمك ميكند :
الف. درك بهتر عملكرد گذشته واحد تجاري،
ب . ارزيابي بهتر مخاطرات و بازدههاي واحد تجاري، و
ج . قضاوتهاي آگاهانهتر در مورد كل واحد تجاري.
2 . برخي واحدهاي تجاري، محصولات و خدمات متنوعي توليد و ارائه ميكنند يا در مناطق جغرافيايي متفاوتي فعاليت دارند كه از نرخهاي سودآوري، فرصتهاي رشد، انتظارات آتي و مخاطرات مختلفي برخوردارند. اطلاعات در مورد انواع مختلف محصولات و خدمات يك واحد تجاري و عمليات آن در مناطق جغرافيايي متفاوت، كه اغلب اطلاعات قسمت ناميده ميشود، براي ارزيابي مخاطرات و بازدههاي يك واحد تجاري مفيد است.
دامنه كاربرد
3 . كليه واحدهاي تجاري كه اوراق سهام آنها به عموم عرضه ميشود يا در جريان انتشار عمومي است بايد الزامات اين استاندارد را رعايت كند.
4 . ساير واحدهاي تجاري چنانچه داوطلبانه در صورتهاي مالي تهيه شده براساس استانداردهاي حسابداري، اطلاعات بر حسب قسمتهاي مختلف را افشا نمايند، بايد الزامات اين استاندارد را به طور كامل رعايت كنند.
5 . هنگام ارائه مجموعه صورتهاي مالي جداگانه واحد تجاري اصلي همراه صورتهاي مالي تلفيقي، اطلاعات مربوط به قسمتها فقط در صورتهاي مالي تلفيقي ارائه ميشود.
تعاريف
6 . اصطلاحات ذيل در اين استاندارد با معاني مشخص زير بكار رفته است :
* قسمت تجاري : جزئي قابل تفكيك از واحد تجاري است كه يك محصول يا خدمت يا گروهي از محصولات يا خدمات مرتبط را ارائه ميكند و داراي مخاطره و بازدهاي متفاوت از ساير قسمتهاي واحد تجاري است. عوامل زير بايد در تعيين محصولات و خدمات مرتبط در نظر گرفته شود :
الف . ماهيت محصولات يا خدمات،
ب . ماهيت فرآيندهاي توليد،
ج . نوع يا طبقه مشتريان براي محصولات يا خدمات،
د . روشهاي توزيع محصولات يا ارائه خدمات، و
ﻫ . ماهيت مقررات مربوط، براي مثال، مقررات بانكي و بيمهاي.
* قسمت جغرافيايي : جزيي قابل تفكيك از واحد تجاري است كه به ارائه محصولات يا خدمات در منطقه جغرافيايي مشخصي مشتمل بر يك كشور يا گروهي از كشورها اشتغال دارد و داراي مخاطره و بازدهاي متفاوت از اجزايي است كه در ساير مناطق جغرافيايي فعاليت ميكنند. عوامل زير بايد در تشخيص قسمتهاي جغرافيايي در نظر گرفته شود:
الف . تشابه شرايط اقتصادي و سياسي،
ب . روابط بين عمليات در مناطق جغرافيايي مختلف،
ج . مجاورت عمليات،
د . مخاطرات خاص ناشي از عمليات در مناطق مشخص،
ﻫ . مقررات كنترل ارز، و
و . مخاطرات نوسانات ارزي.
* قسمت قابل گزارش : قسمتي تجاري يا جغرافيايي است كه بر مبناي تعاريف پيشگفته مشخص ميشود و براساس اين استاندارد، افشاي اطلاعات قسمت در مورد آن ضرورت دارد.
* درآمد عملياتي قسمت : عبارت است از درآمد حاصل از فعاليتهاي اصلي و مستمر كه مستقيماً قابل انتساب يا برمبنايي منطقي، قابل تخصيص به قسمت است اعم از اينكه از فروش به مشتريان برون سازماني يا معاملات با ساير قسمتهاي همان واحد تجاري ناشي شده باشد.
* هزينه عملياتي قسمت : عبارت است از هزينههاي مرتبط با فعاليتهاي اصلي و مستمر كه مستقيماً قابل انتساب يا بر مبنايي منطقي قابل تخصيص به قسمت است اعم از اينكه مرتبط با فروش به مشتريان برون سازماني يا معاملات با ساير قسمتهاي همان واحد تجاري باشد.
* نتيجه عمليات قسمت : عبارت از درآمد عملياتي قسمت پس از كسر هزينه عملياتي آن است.
* داراييهاي قسمت : عبارت است از داراييهايي كه به طور مستقيم قابل انتساب يا بر مبنايي منطقي قابل تخصيص به فعاليتهاي عملياتي قسمت باشد.
* بدهيهاي قسمت : عبارت است از بدهيهايي كه مستقيماً قابل انتساب و يا بر مبنايي منطقي قابل تخصيص به فعاليتهاي عملياتي قسمت باشد.
7 . منشاء اصلي مخاطرات بر چگونگي سازماندهي و اداره واحدهاي تجاري اثر ميگذارد. بنابراين، ساختار سازماني و سيستم گزارشگري مالي داخلي واحد تجاري مبنايي براي تشخيص قسمتهاي آن است. مخاطرات و بازدههاي يك واحد تجاري، هر دو تحت تأثير محل جغرافيايي عمليات و نيز بازارهاي آن قرار ميگيرد. در نتيجه، قسمتهاي جغرافيايي ميتواند يكي از دو مورد زير باشد :
الف . محل استقرار تجهيزات توليد يا ارائه خدمت و ساير داراييهاي واحد تجاري، يا
ب . محل بازارها و مشتريان آن.
8 . تعيين قسمتهاي تجاري يا جغرافيايي جداگانه نيازمند قضاوت است. مديريت واحد تجاري براي اعمال اين قضاوت، هدف گزارشگري اطلاعات مالي قسمت را با توجه به اين استاندارد و خصوصيات كيفي اطلاعات مالي (طبق مفاهيم نظري گزارشگري مالي) در نظر ميگيرد. خصوصيات كيفي شامل مربوط بودن، قابل اتكا بودن و قابل مقايسه بودن اطلاعاتي است كه در مورد گروههاي مختلف محصولات و خدمات واحد تجاري و عمليات آن در مناطق جغرافيايي خاص گزارش ميشود. همچنين خصوصيات كيفي شامل مفيد بودن اطلاعات مالي براي ارزيابي مخاطرات و بازده كل واحد تجاري است.
9 . نمونههايي از داراييهاي قسمت شامل داراييهاي جاري مرتبط با فعاليتهاي عملياتي قسمت، داراييهاي ثابت مشهود، داراييهاي موضوع اجارههاي سرمايهاي و داراييهاي نامشهود است. اگر استهلاك يك دارايي در هزينه عملياتي قسمت منظور شود، دارايي مربوط نيز جزء داراييهاي قسمت قرار ميگيرد. داراييهاي قسمت، داراييهاي مورد استفاده براي مقاصد عمومي واحد تجاري يا دفتر مركزي را دربر نميگيرد. داراييهاي قسمت در صورتي شامل داراييهاي مورد استفاده مشترك دو يا چند قسمت است كه مبنايي منطقي براي تخصيص وجود داشته باشد. داراييهاي قسمت دربرگيرنده سرقفلي است كه مستقيماً قابل انتساب يا بطور منطقي قابل تخصيص به قسمت است و هزينه عملياتي قسمت شامل استهلاك سرقفلي مربوط است.
10 . نمونههايي از بدهيهاي قسمت شامل حسابها و اسناد پرداختني تجاري و ساير حسابها و اسناد پرداختني، پيشدريافت از مشتريان و ذخيرههاي تضمين محصول است. بدهيهاي قسمت شامل تسهيلات دريافتي، بدهيهاي مربوط به داراييهاي موضوع اجارههاي سرمايهاي و ساير بدهيهايي نيست كه براي مقاصد تأمين مالي و نه عملياتي تحمل ميشود. اگر هزينه سود تضمينشده در نتيجه عمليات قسمت منعكس شود، بدهي مربوط جزء بدهيهاي قسمت قرار ميگيرد. بدهيهاي قسمتهايي كه عمليات آنها عمدتاً ماهيت مالي ندارد، شامل تسهيلات دريافتي و بدهيهاي مشابه نيست، زيرا نتيجه عمليات قسمت بيانگر سود يا زيان عملياتي و نه سود يا زيان پس از هزينههاي مالي است.
11 . اندازهگيري داراييها و بدهيهاي قسمت شامل تعديلات مبالغ دفتري قبلي داراييها و بدهيهاي قابل تشخيص قسمت يك واحد تجاري است كه در تركيب واحدهاي تجاري تحصيلشده و حسابداري آن به روش خريد است. همچنين اگر داراييهاي ثابت مشهود بعد از تحصيل، با توجه به نحوه عمل مجاز جايگزين، تجديد ارزيابي شود داراييهاي قسمت براساس مبالغ تجديد ارزيابي شده اندازهگيري ميشود.
12 . درآمد عملياتي قسمت، هزينه عملياتي قسمت، داراييهاي قسمت و بدهيهاي قسمت، پيش از حذف ماندهها و معاملات درون گروهي، به عنوان جزئي از فرايند تلفيق، تعيين ميگردد، مگر اينكه چنين ماندهها و معاملات درون گروهي، بين واحدهاي تجاري گروه در درون يك قسمت باشد.
13 . رويههاي حسابداري اصلي قسمت همان رويههايي است كه در تهيه و ارائه صورتهاي مالي واحد تجاري استفاده ميشود. علاوه براين، رويههاي حسابداري قسمت شامل رويههايي است كه مختص گزارشگري قسمت است. تشخيص قسمتها، روش قيمتگذاري انتقالات بين قسمتها و مباني تخصيص درآمدها و هزينههاي عملياتي به قسمتها نمونههايي از اين رويههاي خاص ميباشد.
تشخيص قسمتهاي قابل گزارش
14 . قسمت تجاري يا قسمت جغرافيايي در صورتي بايد به عنوان قسمت قابل گزارش مشخص شود كه اكثر درآمد عملياتي آن از فروش به مشتريان برون سازماني عايد گردد، و
الف . درآمد عملياتي حاصل از فروش به مشتريان برون سازماني و معاملات با ساير قسمتها، حداقل 10 درصد جمع درآمد تمام قسمتها اعم از برون سازماني يا داخلي باشد، يا
ب . نتيجه عمليات قسمت اعم از سود يا زيان حداقل 10 درصد مجموع سود عملياتي قسمتهاي سود ده يا مجموع زيان عملياتي قسمتهاي زيان ده، هر كدام كه قدر مطلق آن بزرگتر است، باشد، يا
ج . داراييهاي آن حداقل 10 درصد جمع داراييهاي تمام قسمتها باشد.
15 . اگر جمع درآمد عملياتي از فروش به مشتريان برونسازماني كه قابل انتساب به قسمتهاي قابل گزارش است كمتر از 75 درصد جمع درآمد عملياتي تلفيقي يا درآمد عملياتي واحد تجاري باشد، بايد قسمتهاي ديگري به عنوان قسمتهاي قابل گزارش مشخص شود، حتي اگر آن قسمتها زير آستانههاي 10 درصد بند 14 باشد. اين عمل تا آنجا ادامه مييابد كه مجموع درآمد عملياتي قسمتهاي قابل گزارش حداقل 75 درصد جمع درآمد عملياتي تلفيقي يا درآمد عملياتي واحد تجاري باشد.
16 . قسمت يا قسمتهايي كه زير تمام آستانههاي اهميت طبق بند 14 قرار ميگيرد و مشمول بند 15 نميشود بايد به طور جداگانه تحت عنوان ساير (قسمتهاي تخصيص نيافته) گزارش گردد.
17 . آستانـههـاي 10 درصـد در اين استاندارد تنهـا براي مشخص كـردن قسمتهاي تجاري و جغرافيايي قابل گزارش است و رهنمودي براي تعيين اهميت در هيچ يك از ديگر جنبههاي گزارشگري مالي ارائه نميكند.
18 . قسمتي كه در دوره قبل به دليل احراز يكي از آستانههاي 10 درصد مربوط به عنوان قسمت قابل گزارش تعيين شده است، چنانچه برمبناي قضاوت مديريت واحد تجاري همچنان داراي اهميت باشد بايد براي دوره جاري نيز به عنوان قسمت قابل گزارش تلقي شود حتي اگر درآمد عملياتي، نتيجه عمليات و داراييهاي آن بيش از آستانههاي 10 درصد نباشد.
19 . چنانچه قسمتي به دليل احراز يكي از آستانههاي 10 درصد، در دوره جاري به عنوان قسمت قابل گزارش تعيين شود، اطلاعات مقايسهاي دوره قبل آن بايد ارائه مجدد شود، به استثناي مواردي كه انجام اين كار عملي نباشد.
رويههاي حسابداري قسمت
20 . اطلاعات قسمت بايد براساس همان رويههاي حسابداري تهيه شود كه براي تهيه و ارائه صورتهاي مالي تلفيقي يا صورتهاي مالي واحد تجاري، بكار گرفته شده است.
21 . از آنجا كه هدف اطلاعات قسمت، كمك به استفادهكنندگان براي درك بهتر واحد تجاري و انجـام قضاوتهاي آگاهانهتر در مـورد واحـد تجـاري به عنوان يك مجموعه است، اين استاندارد در تهيه اطلاعات قسمت، استفاده از رويههاي حسابداري بكار گرفته شده در واحد تجاري را الزامي ميداند. اين به معناي آن نيست كه رويههاي حسابداري تلفيقي يا رويههاي حسابداري واحد تجاري براي قسمتهاي قابل گزارش، همانند آنكه آن قسمتها واحدهاي گزارشگري جداگانهاي هستند، بهكار رود. ارقام محاسبهشده در نتيجه به كارگيري يك رويه حسابداري خاص در سطح واحد تجاري، در صورت وجود مبنايي منطقي، به قسمتها تخصيص مييابد. براي مثال، استهلاك ماشينآلات اغلب در سطح كل واحد تجاري محاسبه ميشود. اما ممكن است مبلغ كل استهلاك برمبناي ساعات كاركرد در هر قسمت تخصيص يابد.
جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره 09128069819 و یا ایمیل info@arshiyagroup.ir ماس حاصل فرمایید و یا به شماره 500011008069819 پیامک ارسال فرمایید
ارتباط دربرگیرنده هر نوع تعاملی است که در آن پیامی منتقل شود. ارتباط، متضمن هر نوع رشد فردی و اجتماعی است و سیالی روابط بین فردی، بیانگر بلوغ اجتماعی میباشد. از سوی دیگر، تمامی آسیبهای فردی و اجتماعی ریشه در روابط ناسالم دارد؛ روابطی که به خاطر برخوردار نبودن شما یا اطرافیانتان از مهارتهای ارتباطی، شکل گرفته و گاهی دوام مییابد. ارتباط، تنها وسیله انتقال و دریافت اطلاعات از دیگران است و راهی برای انتقال عواطف و تصحیح سوء برداشتها یا بروز هیجانات یا احساساتی منفی چون خشم میباشد. در هر ارتباطی دو سو داریم: فرستنده و گیرنده.
● درست گوش بده
باوجود آنکه اغلب مردم از خوب صحبت کردن، دلنشین صحبت کردن، درست صحبت کردن و... میگویند و نگران رعایت آداب آن هستند، کمتر کسی فرق گوش دادن و شنیدن را میداند. شما میتوانید خیلی چیزها را بشنوید بدون آنکه به آن به طور فعال گوش بدهید. در واقع گوش دادن فعال در مقابل شنیدن مطرح است.راهنمایی گرفتن از دیگران، درک دیگران، حل مشکلات، فهمیدن احساسات دیگران، حمایت عاطفی دیگران و نیز کسب اطلاعات جز با گوش دادن فعال میسر نمیشود.
● مراحل شنیدن
▪ برای حرکت از شنیدن (مثل خیلی چیزها که تاکنون شنیدهایم) به سوی گوش دادن فعال، باید مراحل زیر را طی کنیم:
اگر همه این کارها را انجام میدهید، امیدواریم خسته نشوید چون فعال گوشدادن حتی بیش از حرف زدن، انرژی میخواهد.
● رموز ارتباط کلامی موثر
برقراری ارتباط کلامی موثر با دیگران رموزی دارد. رموز برقراری ارتباط غیرکلامی موثر نیز باید رعایت شود. هم ارتباط کلامی موثر و هم ارتباط غیرکلامی موثر، مهارتهایی دارند که باید بیاموزید و به کار بندید تا از تاثیر ارتباط شما با دیگران کاسته نشود و به اهدافی که از برقراری ارتباط با آنها داشتهاید، برسید.
▪ مهارتهای ارتباط کلامی اثربخش:
فرصت پرسش یا اظهارنظر را از شنوندگان خود دریغ نکنید. خود را به جای مخاطبان قرار داده و احساسات آنها را در نظر بگیرید. مطالب موردنظرتان را واضح بیان کنید. به مخاطبان خود نگاه کنید. تن صدا و زبان بدنی خود را با مطالبی که میگویید، هماهنگ کنید. یکنواخت صحبت نکنید و در طول صحبت، تن و آهنگ صدای خود را عوض کنید. متوجه علایم آشفتگی در ظاهر مخاطبان خود باشید. خیلی مفصل و یا خیلی کلی و مبهم صحبت نکنید.
▪ مهارتهای ارتباط غیرکلامی اثربخش:
روبه سوی شنوندگان خود صحبت کنید و به آنها پشت نکنید. در حین صحبت با تمام حواس خود متوجه طرف مقابل باشید. از چشمهای خود برای توجه دقیق به مخاطبان به درستی استفاده کنید. بازخورد دادن به پیامهای غیرکلامی مخاطبان خود را فراموش نکنید.
● مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد
بهترین گویندگان و واعظان، در صورتی که با مخاطبانی بیتوجه روبهرو شوند، خود را میبازند. شما همیشه یک طرف ارتباط هستید و طرف دیگر، همیشه شنونده خوبی نیست. علاوه بر اینکه به عنوان یک گوینده تمرین میکنید تا خوب ارتباط برقرار کنید، لازم است به عنوان یک شنونده نیز تمرین کنید تا با شما ارتباط خوبی برقرار شود.
▪ شاید رعایت دستورات زیر به شما و به طرف مقابل شما و نیز به بهبود روابط کلامی و غیرکلامی( زبان بدن ) شما کمک کند:
● عناصر و اجزای ارتباط
وقتی که با دیگران بحث و گفتگو میکنید، ارتباطی که با آنها برقرار میکنید یا دیگران با شما برقرار مینمایند، دارای عناصر کلامی و غیرکلامی است که اجزای مختلف این عناصر به شرح زیر است:
▪ محتوای کلام شما و دیگران
▪ پیشزمینههای فرهنگی شما و دیگران
▪ نحوه شروع صحبت شما و دیگران
▪ نحوه جملهبندی
▪ چگونگی زمانبندی صحبت شما و دیگران
▪ ملاحظههای موقعیتی در زمان برقراری ارتباط
▪ نحوه جمعبندی و اتمام صحبت شما و دیگران
▪ تن صدای شما یا طرف مقابل
▪ آهنگ صدای شما یا طرف مقابل
▪ ارتباط چشمی بین شما و طرف مقابل
▪ حالات چهره شما و طرف مقابل
▪ ژستها و حالات بدنی شما و طرف مقابل
شروع قرن 21 را مي توان از نظر فناوري عصر کوانتوم ناميد. رايانه ها، اينترنت، بارکد خوانها و جراحي هاي ليزري تنها چند نمونه از پيامدهاي جديد و نوآوريهاي نظريه فيزيک قرن بيستم هستند که مکانيک کوانتومي (QUANTUM MECHANICS) ناميده مي شوند (شلتون و دارلينگ، 2001).