به پرتال ثبت شرکت ارشیا خوش آمدید امروز : یکشنبه ، 24 خرداد 1405
ثبت شرکت

جستجو در سایت

پلمپ دفاتر 1396

انجمن ثبت شرکت ایران

ثبت شرکت در سراسر ایران :
موضوع مناسب برای ثبت شرکتها

سایر امور ثبتی :
ثبت برند در تهران
سایر محلات تهران

، بدهيهاي احتمالي و داراييهاي احتمالي

  ثبت محدود- ثبت تعاونی- تغییرات - ثبت شرکت –تغییرات خاص –تغییرات محدود – صورتجلسات – پلمپ دفاتر
صرفه جویی در زمان و هزینه با ثبت شرکت ارشیا

، بدهيهاي احتمالي و داراييهاي احتمالي

 


هدف
1 . هدف اين استاندارد اطمينان از بکارگيري معيارهاي شناخت و مباني اندازه‌گيري مناسب در مورد ذخاير، بدهيهاي احتمالي و داراييهاي احتمالي و نيز افشاي اطلاعات کافي در يادداشتهاي توضيحي براي درک بهتر ماهيت، زمان‌بندي و مبلغ آنها توسط استفاده‌کنندگان صورتهای مالی مي‌باشد.
دامنه کاربرد
2 . اين استاندارد بايد توسط کليه واحدهاي تجاري براي حسابداري ذخاير، بدهيهاي احتمالي و داراييهاي احتمالي، به استثناي موارد زير، بکار رود:
الف. قراردادهایی که به موجب آن هیچ یک از طرفین به تعهدات خود عمل نکرده‌اند یا هر‌ دو طرف طبق قرارداد بخشی از تعهداتشان را متناسباً انجام داده‌اند، مگر در مواردی که قرارداد زیانبار باشد، و
ب . آنچه که مشمول ساير استانداردهاي حسابداري است.

3 . چنانچه استاندارد حسابداري ديگري نوع خاصي از ذخاير، بدهيهاي احتمالي و داراييهاي احتمالي را مورد بحث قرار ‌دهد، واحد تجاري بايد آن استاندارد را بکار برد. به عنوان مثال، موارد خاصي از ذخاير در استانداردهاي زير مطرح شده است:
الف. پيمانهاي بلندمدت (به استاندارد حسابداري شماره 9 با عنوان حسابداري پيمانهاي بلند‌مدت مراجعه شود)،
ب . اجاره‌ها (به استاندارد حسابداري شماره 21 با عنوان حسابداري اجاره‌ها مراجعه شود). با توجه به اينکه استاندارد حسابداري شماره 21 حاوي الزامات خاصي براي اجاره‌هاي عملياتي زيانبار نيست، اين استاندارد در چنين مواردي کاربرد دارد، و

ج . فعالیتهای بیمه عمومی (به استاندارد حسابداری شماره 28 با عنوان فعالیتهای بیمه عمومی مراجعه شود).

4 . بعضي از مبالغي که با آن همانند ذخیره برخورد مي‌شود ممکن است مربوط به شناخت درآمد باشد. براي مثال، مواردي‌که واحد تجاري در مقابل دريافت حق اشتراک، خدمات تعمیر خودرو ارائه می‌کند. اين استاندارد با شناخت درآمد سروکار ندارد. استاندارد حسابداري شماره 3
با عنوان درآمد عملياتي، شرايط شناخت درآمد عملياتي را مشخص مي‌کند و رهنمودي عملي براي بکارگيري معيارهاي شناخت ارائه می‌دهد. اين استاندارد الزامات استاندارد حسابداري شماره3 را تغيير نمي‌دهد.
5 . اين استاندارد، ذخایر را به عنوان بدهيهایي تعریف کرده است که زمان تسویه و یا تعیین مبلغ آن توأم با ابهام نسبتاً قابل توجه می‌باشد. اصطلاح ” ذخيره“ در مورد اقلامي از قبيل کاهش ارزش داراييها و مطالبات مشکوک‌الوصول نيز بکار مي‌رود. اين اقلام مبلغ دفتري داراييها را تعديل مي‌کند و مشمول اين استاندارد نيست.
6 . اين استاندارد در مورد ذخيره تجديد ساختار (شامل عمليات متوقف شده) کاربرد دارد. هنگامي‌که تجديد ساختار منطبق با تعريف عمليات متوقف شده باشد، طبق استاندارد حسابداري شماره 6 با عنوان گزارش عملکرد مالي، موارد افشاي بيشتري ضرورت دارد.
تعاريف
7 . اصطلاحات ذيل در اين استاندارد با معاني مشخص زير بکار رفته است :
• ذخيره : نوعی بدهي است که زمان تسویه و يا تعیین مبلغ آن توأم با ابهام نسبتاً قابل توجه است.
• بدهی : عبارت از تعهد انتقال منافع اقتصادی توسط واحد تجاری، ناشی از معاملات یا سایر رویدادهای گذشته است.
• رويداد تعهد آور : رويدادي است که تعهدي قانوني يا عرفي ايجاد مي‌کند به‌گونه‌ای که واحد تجاري ملزم به تسویه آن باشد.
• تعهد قانوني : تعهدي است که از قرارداد يا الزامات قانونی ناشي مي‌شود.
• تعهد عرفي : تعهدي است ناشی از اقدامات واحد تجاري در مواردی که واحد تجاري با توجه به نحوه عمل خود در گذشته، سیاستهاي اعلام شده يا آئين‌نامه‌هاي جاري کاملاً مشخص، به ساير اشخاص نشان داده است که مسئوليتهاي‌ خاصي را خواهد پذيرفت، و در نتيجه، واحد تجاري انتظاري بجا براي آنها ايجاد کرده است که مسئوليتهاي خود را ايفا خواهد کرد.

• بدهي احتمالي :
الف. تعهدی غیرقطعی است که از رويدادهاي گذشته ناشي مي‌‌شود و وجود آن تنها ازطريق وقوع يا عدم وقوع يک يا چند رويداد نامشخص آتي که بطور کامل در کنترل واحد تجاري نيست،تأييد خواهد شد، يا
ب . تعهدی فعلي است که از رويدادهاي گذشته ناشي مي‌شود اما بدلايل زير شناسايي نمي‌شود:
1 . خروج منافع اقتصادي براي تسويه تعهد محتمل نيست.
2 . مبلغ تعهد را نمي‌توان با قابليت اتکاي کافي اندازه‌گيري کرد.

• دارايي احتمالي : يک دارايي غیرقطعی است که از رويدادهاي گذشته ناشي مي‌شود و وجود آن تنها از طريق وقوع يا عدم وقوع يک يا چند رويداد نامشخص آتي که بطور کامل تحت کنترل واحد تجاري نيست، تأييد خواهد شد.
• قرارداد زيانبار : قراردادي است که مخارج غيرقابل اجتناب آن برای ايفاي تعهدات ناشي از قرارداد، بيش از منافع اقتصادي مورد انتظار آن قرارداد است.
• تجديد ساختار : برنامه‌اي است که توسط مديريت طراحي و کنترل مي‌شود و در دامنه فعاليت واحد تجاري و يا شيوه انجام آن فعاليت، تغييرات با اهميتي ايجاد مي‌کند.

ذخاير و ساير بدهيها
8 . ذخاير را مي‌توان از ساير بدهيها مانند حسابهاي پرداختني تجاري و ساير حسابها و اسناد پرداختني متمايز کرد، زيرا در‌مورد زمان تسويه ویا مبلغ آن ابهام وجود دارد. حسابهاي پرداختني تجاري، بدهي بابت کالاها و خدمات دريافت شده‌ای است که صورتحساب آن دريافت گردیده يا با فروشنده در مورد مبلغ و زمان پرداخت مابه‌ازاي آن توافق شده است. بنابراين وجه تمايز اصلي حسابهاي پرداختني تجاري با ذخاير اين است که مبلغ آن با توجه به صورتحساب و زمان پرداخت آن نيز از طريق توافق با فروشنده مشخص می‌گردد. گروهي ديگر از بدهيها بابت کالاها يا خدمات دریافت شده‌ای است که صورتحساب آن دريافت نشده يا به طور رسمي با فروشنده در مورد مبلغ و زمان تسويه آن توافق نشده است. در بعضي موارد براي تعيين مبلغ يا زمان تسويه بدهیهایی از قبیل بدهی مربوط به آب و برق مصرف شده تا پایان دوره مالی که صورتحساب آن هنوز دریافت نشده است و نیز بدهیهای دیگری از قبیل مالیات عملکرد، انجام برآورد لازم است، اما ميزان ابهام در رابطه با اين بدهيها به مراتب کمتر از ذخاير است. اگرچه در عمل اصطلاح ذخيره براي اين نوع بدهيها نيز استفاده مي‌شود، اما اصطلاح ذخيره در اين استاندارد براي بدهيهايي بکار مي‌رود که با تعريف مندرج در اين استاندارد انطباق داشته باشد. ذخیره تضمین کالا، ذخیره پاکسازی محیط زیست، ذخیره دعاوی حقوقی و ذخيره مزاياي پايان خدمت، نمونه‌هایی از این‌گونه بدهيهاست.
رابطه بين ذخاير و بدهيهاي احتمالي
9 . اگرچه برآورد ذخایر به‌دلیل نامشخص بودن زمان تسویه و یا مبلغ آن توأم با احتمال است اما اصطلاح ” احتمالي“ در اين استاندارد در‌مورد بدهيها و داراييهايي بکار مي‌رود که شناسايي نمي‌شود، زيرا وجود آنها تنها از طريق وقوع يا عدم وقوع يک يا چند رويداد نامشخص آتی که بطور کامل تحت کنترل واحد تجاري نيست، تأييد مي‌گردد. بعلاوه، اصطلاح ”‌ بدهي احتمالي“ براي بدهيهايي بکار مي‌رود که معيارهاي شناخت را احراز نمي‌کنند.
10 . اين استاندارد موارد زير را از هم متمايز مي‌کند:
الف. ذخايـر : بعنوان بدهي شناسايي مي‌شود (با فرض اينکه برآورد اتکاپذير قابل انجام باشد)، زيرا تعهدات فعلي است و ضرورت خروج منافع اقتصادي براي تسويه اين تعهدات محتمل است.

ب . بدهيهاي احتمالي : بعنوان بدهي شناسايي نمي‌شود، زيرا:
1 . تعهدات احتمالي است و وجود تعهد فعلي واحد تجاري که منجر به خروج منافع اقتصادي مي‌شود، باید تأیید گردد، یا
2 . تعهدات فعلي است که معيارهاي شناخت مندرج در اين استاندارد را ندارند (زيرا خروج منافع اقتصادي براي تسويه تعهد، محتمل نيست يا برآورد اتکاپذیر مبلغ تعهد امکان‌پذير نمي‌باشد).
شناخت
ذخايـر
11 . ذخيره بايد در صورت احراز معيارهاي زير شناسايي شود:
الف . واحد تجاري تعهدي فعلي (قانوني يا عرفي) دارد که در نتيجه رويدادي در گذشته ایجاد شده است،
ب . خروج منافع اقتصادي براي تسويه تعهد محتمل باشد ، و
ج . مبلغ تعهد به‌گونه‌ای اتکاپذیر قابل برآورد باشد.

اگر اين شرايط احراز نگردد، هيچ ذخيره‌اي نبايد شناسايي شود.

تعهد فعلي
12 . در موارد بسيار نادر، وجود تعهد فعلي روشن نيست. در اين موارد، چنانچه با در نظر گرفتن تمام شواهد در دسترس، احتمال وجود تعهد فعلي در تاريخ ترازنامه بيشتر باشد، چنین فرض می‌شود که يک رويداد گذشته تعهد فعلي را بوجود آورده است.
13 . در اغلب موارد روشن است که آيا رويداد گذشته منجر به تعهدي فعلي شده است یا خیر. در مواردی نادر مانند یک دعوي حقوقي ممکن است در مورد اينکه رويدادهاي خاصي واقع شده يا اينکه آن رويدادها منجر به تعهد فعلي شده است، اختلاف نظر وجود داشته باشد. در این موارد واحد تجاري با در نظر گرفتن تمام شواهد در دسترس شامل نظرات کارشناسان، وجود تعهد فعلي را در تاريخ ترازنامه مشخص مي‌کند. شواهد مورد نظر شامل شواهد بیشتری است که از طريق رويدادهاي بعد از تاريخ ترازنامه فراهم شده است. براساس اين شواهد:
الف. اگر احتمال وجود تعهد فعلي در تاريخ ترازنامه بيشتر باشد، واحد تجاري ذخيره شناسايي مي‌کند (به شرط اینکه معيارهاي شناخت احراز گردد)، و
ب . در صورتي که به احتمال زياد، تعهد فعلي در تاريخ ترازنامه وجود نداشته باشد، واحد تجاري يک بدهي احتمالي را افشا مي‌کند، مگر اينکه امکان خروج منافع اقتصادي بعيد باشد (به بند76 مراجعه شود).

رويداد گذشته
14 . رويداد گذشته‌اي که منجر به تعهد فعلي شود، رويداد تعهدآور ناميده مي‌شود. براي اينکه رويدادي تعهدآور تلقي شود، لازم است واحد تجاري هيچ راه کار عملي جز تسويه تعهد ايجاد شده ناشی از اين رويداد نداشته باشد. اين وضعيت تنها در موارد زير واقع مي‌شود:
الف . الزام قانوني براي تسويه تعهد وجود داشته باشد، يا
ب . در مورد تعهد عرفي، هنگامی‌که رويداد مورد نظر (که ممکن است ناشی از اقدام واحد تجاري باشد) انتظاراتي بجا مبني بر ایفای تعهد واحد تجاري در اشخاص دیگر ایجاد کند.
15 . صورتهاي مالي با وضعيت مالي واحد تجاري در پايان دوره گزارشگري و نه وضعيت احتمالي آن در آينده سر و کار دارد. بنابراين، براي مخارجي که در آينده جهت انجام فعاليتهاي آتي تحمل مي‌شود، ذخيره‌اي شناسايي نمي‌شود. تنها بدهيهايي در ترازنامه شناسايي مي‌شود که در تاريخ ترازنامه وجود داشته باشد.
16 . تنها تعهداتي که ناشي از رويدادهاي گذشته و مستقل از اقدامات آتي واحد تجاري است، بعنوان ذخيره شناسايي مي‌شود. نمونه چنين تعهداتي شامل جرايم يا مخارج پاکسازي تخريب غيرقانوني محيط زيست است که تسويه هر دو، صرفنظر از اقدامات آتي واحد تجاري، منجر به خروج منافع اقتصادي خواهد شد. همچنين، واحد تجاري براي مخارج برچيدن تأسيسات نفتي، به ميزان تعهد خود براي جبران خسارات وارده قبلی ذخيره شناسايي مي‌کند. از سوی دیگر، واحد تجاري ممکن است بدليل ضرورتهاي تجاري يا الزامات قانوني، مایل یا ملزم باشد تا مخارجي را براي انجام فعاليت به روش خاص در آينده تحمل کند (براي مثال، نصب فيلترهاي تصفيه در يک کارخانه سیمان). از آنجا که واحد تجاري مي‌تواند از طريق اقدامات آتي (مثل تغيير روش عمليات) از مخارج آتي اجتناب کند، بنابراين تعهد فعلي براي آن مخارج ندارد و ذخيره‌اي نيز شناسايي نمي‌کند.
17 . تعهد هميشه مستلزم وجود طرف ديگري است که تعهد نسبت به وي ايفا مي‌شود. با اين حال، مشخص بودن هويت طرف تعهد لازم نیست و تعهد ممکن است نسبت به عموم باشد. چون تعهد همیشه مستلزم تقبل تکلیف در‌قبال طرف دیگری است، بنابراین تصمیم مدیریت اجرایی یا هیئت مدیره، به تعهد عرفی در تاریخ ترازنامه منجر نمی‌شود مگر اینکه قبل از تاریخ ترازنامه تصمیم به گونه‌ای کاملاً مشخص به اطلاع اشخاص تحت تأثیر تصمیم رسیده باشد و در آنها انتظاراتی بجا مبنی بر ایفای مسئولیت توسط واحد تجاری ایجاد کرده باشد.
18 . رويدادي که در زمان وقوع ايجاد تعهد نمي‌کند، ممکن است مدتي بعد بدليل تغيير قانون و يا اقدام واحد تجاري (براي نمونه، صدور يک اطلاعیه عمومی) که منجر به ايجاد تعهد عرفي مي‌شود، تعهدي ايجاد ‌کند. بعنوان مثال، ممکن است زماني که محيط زيست تخريب مي‌شود، تعهدي براي جبران آن وجود نداشته باشد. اما ایجاد چنین خسارتی هنگامی به رویداد تعهدآور تبدیل می‌شود که قانون جديدي جبران خسارت موجود را الزامي کند يا واحد تجاري مسئوليت جبران خسارت را درمقابل عموم بپذيرد به گونه‌اي که تعهدي عرفی ايجاد شود.
19 . يک طرح یا لایحه قانونی پیشنهادی، تنها در صورتي به ايجاد تعهد منجر مي‌شود که تصويب آن تقريباً قطعي باشد. براي مقاصد اين استاندارد، با چنين تعهدي همانند تعهد قانوني برخورد مي‌شود. شرايط متفاوت حاکم بر تصويب قوانين سبب مي‌شود تا تعيين يک رويداد واحد که حاکي از قطعيت یافتن تصویب قانون باشد، غيرممکن شود. در بسياري موارد، تا زماني که قانون تصويب نشود، حصول اطمينان از قطعيت یافتن تصويب قانون غيرممکن است.


مبناي‌ تهيه‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌

ثبت محدود- ثبت تعاونی- تغییرات - ثبت شرکت –تغییرات خاص –تغییرات محدود – صورتجلسات – پلمپ دفاتر
صرفه جویی در زمان و هزینه با ثبت شرکت ارشیا


مبناي‌ تهيه‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌

 


1 . استانداردهاي‌ حسابداري‌ بر مبناي مفاهيم‌ نظري‌ گزارشگري‌ مالي‌ تدوين‌ گرديده‌ است‌. مفاهيم‌ نظري‌ مزبور توسط‌ كميته‌ تدوين‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ با هدف‌ تدوين‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ هماهنگ‌ تهيه‌ و به‌ پيوست‌ اين‌ مجموعه‌ ارائه‌ شده‌ است‌.
دامنه‌ كاربرد استانداردهاي‌ حسابداري‌
2 . دامنه‌ كاربرد استانداردهاي‌ حسابداري، صورتهاي‌ مالي‌ با مقاصد عمومي‌ (كه‌ از اين‌ به ‌بعد صورتهاي‌ مالي‌ ناميده‌ مي‌شود) است‌ كه‌ به منظور ارائه‌ اطلاعات‌ مفيد در مورد وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ جهت‌ تصميم‌گيري‌ استفاده‌كنندگان‌ تهيه‌ مي‌شود.
3 . استانداردهاي‌ حسابداري‌ در مورد صورتهاي‌ مالي‌ كليه‌ واحدهاي‌ تجاري‌ (انتفاعي‌) اعم از اين‌ كه‌ در بخش‌ خصوصي‌ يا عمومي‌ فعاليت‌ كند، كاربرد دارد. اگرچه‌ اين‌ استانداردها معطوف‌ به‌ واحدهايي‌ است‌ كه‌ با هدف‌ كسب‌ سود فعاليت‌ مي‌كنند اما عمدتاً در مورد واحدهاي‌ غيرانتفاعي‌ نيز با اعمال‌ تعديلات‌ لازم‌ كاربرد دارد.
4 . واحدهاي‌ تجاري‌ خارج‌ از كشور كه‌ مالكيت‌ آنها متعلق‌ به‌ واحدهاي‌ تجاري‌ ايراني‌ است‌ در صورتي‌كه‌ در تهيه‌ و ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌ خود تابع‌ مقررات‌ و استانداردهاي‌ حسابداري‌ محلي‌ باشند، ملزم به‌ رعايت‌ الزامات‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ ايران‌ نيستند. با اين حال‌ در مواردي‌ كه‌ واحد تجاري‌، واحد فرعي‌ يك‌ واحد سرمايه‌گذار ايراني‌ باشد، تهيه‌ صورتهاي‌ مالي‌ واحد فرعي‌ براساس‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ ايران‌ نيز جهت‌ استفاده‌ در تهيه‌ صورتهاي‌ مالي‌ تلفيقي‌ ضروري‌ است‌.
تهيه‌ و ارائه‌ صورتهاي‌ مالي
5 . مسئوليت‌ تهيه‌ و ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌ به‌ عهده‌ مديريت‌ واحد تجاري‌ است‌. مديريت‌ واحد تجاري‌ موظف‌ به‌ تهيه‌ و ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌ به‌گونه‌اي‌ است‌ كه‌ تصويري‌ مطلوب‌ از وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ ارائه‌ كند. مديريت‌ واحد تجاري‌ ممكن‌ است‌ صورتها و گزارشهاي‌ ديگري‌ را جهت‌ استفاده‌ داخلي‌ به‌ روشهاي‌ مختلف‌ كه‌ معطوف‌ به‌ اهداف‌ مديريت‌ داخلي‌ است‌، تهيه‌ كند. هرگاه‌ صورتهاي‌ مالي‌ جهت‌ ارائه‌ به‌ ديگر استفاده‌كنندگان‌ (سهامداران‌، بستانكاران‌، دولت‌، كاركنان‌ و غيره‌) تهيه‌ شود، رعايت‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ در تهيه‌ و ارائه‌ آن‌ الزامي‌ است‌.
انحراف‌ از استانداردهاي‌ حسابداري‌
6 . تقريباً در تمام‌ شرايط‌، رعايت‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ منجر به‌ ارائه‌ اطلاعات‌ مفيد جهت‌ تصميم‌گيري‌ استفاده‌كنندگان‌ و در نتيجه‌ ارائه‌ تصوير مطلوب‌ توسط‌ صورتهاي‌ مالي‌ مي‌شود. با اين حال‌، ممكن‌ است‌ در مواردي‌ نادر، اعمال‌ يك‌ استاندارد، صورتهاي‌ مالي‌ را از هدف‌ اصلي‌ يعني‌ ارائه‌ تصوير مطلوب‌ باز دارد. در چنين‌ مواردي‌ بايد روشهاي‌ تعديل‌ شده‌ يا جايگزين‌ را با توجه به‌ معيارهاي‌ ارائه‌ شده‌ در استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 1
با عنوان‌ نحوه‌ ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌ انتخاب‌ و بكار گرفت‌.
ساير موارد
7 . نظر به‌ اينكه‌ رويه‌هاي‌ حسابداري‌ مالي‌ در پاسخ‌ به‌ نيازهاي‌ متغير تجاري‌ و اقتصادي‌ و در راستاي‌ ارائه‌ تصوير مطلوب‌، دستخوش‌ تغيير و تحول‌ مي‌شود، بنابراين‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ به‌منظور بهبود كيفيت‌ و در پرتو نيازها و تحولات‌ جديد تجديدنظر يا استاندارد حسابداري‌ جديدي‌ تدوين‌ و منتشر خواهد شد.
8 . در مورد موضوعاتي‌ كه‌ استاندارد حسابداري‌ مربوط‌ به‌ آن‌ صادر نشده‌ است‌، صورتهاي‌ مالي‌ بايد برمبناي‌ يكي‌ از رويه‌هاي‌ متداول‌ حسابداري‌ تهيه‌ و ارائه‌ گردد كه‌ با معيارهاي‌ كلي‌ ارائه‌ شده‌ در مفاهيم‌ نظري‌ گزارشگري‌ مالي‌ نزديك‌ترين‌ انطباق‌ را دارد و فراهم‌كننده‌ تصوير مطلوبي‌ از وضعيت‌ مالي‌، عملكرد مالي‌ و انعطاف‌پذيري‌ مالي‌ واحد تجاري‌ است‌.
9 . در مواردي‌ كه‌ قوانين‌ آمره‌، رويه‌هاي‌ مشخصي‌ جهت‌ نحوه‌ عمل‌ حسابداري‌ موضوعات‌ خاص‌، مقرر نموده‌ است‌، در تدوين‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ مربوط‌، تمهيدات‌ مناسب‌ جهت‌ اعمال‌ اين‌ موارد با توجه به‌ مباني‌ مندرج‌ در مفاهيم‌ نظري‌ گزارشگري‌ مالي به عمل‌ آمده‌ است‌.
10 . مطالبي‌ كه‌ در هر استاندارد حسابداري‌ با حروف‌ پر رنگ‌ مشخص‌ شده‌ است‌ الزامات‌ استاندارد را تشكيل‌ مي‌دهد. اين‌ الزامات‌ بايد با توجه به‌ ساير مطالب‌ مندرج‌ در استاندارد كه‌ جنبه‌ توضيحي‌، تكميلي‌ و پشتيبان‌ دارد مطالعه‌، تفسير و بكار گرفته‌ شود.
11 . از آنجا كه‌ شرط‌ اوليه‌ مفيد بودن‌ اطلاعات‌ ارائه‌ شده‌ در صورتهاي‌ مالي‌ اهميت‌ آنهاست‌، لذا الزامات‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ در موارد كم‌ اهميت‌ كاربرد ندارد.


استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 25 گزارشگري‌ بر حسب‌ قسمتهاي‌ مختلف

استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 25
گزارشگري‌ بر حسب‌ قسمتهاي‌ مختلف

 


اين‌ استاندارد بايد با توجه‌ به‌ ” مقدمه‌اي‌ بر استانداردهاي‌ حسابداري‌“
مطالعه‌ و بكارگرفته‌ شود.

مقدمـه‌
1 . هدف‌ اين‌ استاندارد، تجويز مباني‌ گزارشگري‌ اطلاعات‌ مالي‌ بر حسب‌ قسمتهاي‌ مختلف‌ يك‌ واحد تجاري‌ است‌. اين‌ اطلاعات‌ در مورد انواع‌ مختلف‌ محصولات‌ و خدمات‌ ارائه‌ شده‌ و نيز مناطق‌ جغرافيايي‌ مختلف‌ عمليات‌ واحد تجاري‌ است‌ كه‌ به‌ استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ در موارد زير كمك‌ مي‌كند :
الف. درك‌ بهتر عملكرد گذشته‌ واحد تجاري‌،
ب ‌. ارزيابي‌ بهتر مخاطرات‌ و بازده‌هاي‌ واحد تجاري‌، و
ج . قضاوتهاي‌ آگاهانه‌تر در مورد كل‌ واحد تجاري‌.

2 . برخي‌ واحدهاي‌ تجاري‌، محصولات‌ و خدمات‌ متنوعي‌ توليد و ارائه‌ مي‌كنند يا در مناطق‌ جغرافيايي‌ متفاوتي‌ فعاليت‌ دارند كه‌ از نرخهاي‌ سودآوري‌، فرصتهاي‌ رشد، انتظارات‌ آتي‌ و مخاطرات‌ مختلفي‌ برخوردارند. اطلاعات‌ در مورد انواع‌ مختلف‌ محصولات‌ و خدمات‌ يك‌ واحد تجاري‌ و عمليات‌ آن‌ در مناطق‌ جغرافيايي‌ متفاوت‌، كه‌ اغلب‌ اطلاعات‌ قسمت‌ ناميده‌ مي‌شود، براي‌ ارزيابي‌ مخاطرات‌ و بازده‌هاي‌ يك‌ واحد تجاري‌ مفيد است‌.
دامنه‌ كاربرد
3 . كليه‌ واحدهاي‌ تجاري‌ كه‌ اوراق‌ سهام‌ آنها به‌ عموم‌ عرضه‌ مي‌شود يا در جريان‌ انتشار عمومي‌ است‌ بايد الزامات‌ اين‌ استاندارد را رعايت‌ كند.
4 . ساير واحدهاي‌ تجاري‌ چنانچه‌ داوطلبانه‌ در صورتهاي‌ مالي‌ تهيه‌ شده‌ براساس‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌، اطلاعات‌ بر حسب‌ قسمتهاي‌ مختلف‌ را افشا نمايند، بايد الزامات‌ اين‌ استاندارد را به طور كامل‌ رعايت‌ كنند.
5 . هنگام‌ ارائه‌ مجموعه‌ صورتهاي‌ مالي‌ جداگانه‌ واحد تجاري‌ اصلي‌ همراه‌ صورتهاي‌ مالي‌ تلفيقي‌، اطلاعات‌ مربوط‌ به‌ قسمتها فقط‌ در صورتهاي‌ مالي‌ تلفيقي‌ ارائه‌ مي‌شود.
تعاريف‌
6 . اصطلاحات‌ ذيل‌ در اين‌ استاندارد با معاني‌ مشخص‌ زير بكار رفته‌ است‌ :
* قسمت‌ تجاري‌ : جزئي‌ قابل‌ تفكيك‌ از واحد تجاري‌ است‌ كه‌ يك‌ محصول‌ يا خدمت‌ يا گروهي‌ از محصولات‌ يا خدمات‌ مرتبط‌ را ارائه‌ مي‌كند و داراي‌ مخاطره‌ و بازده‌اي‌ متفاوت‌ از ساير قسمتهاي‌ واحد تجاري‌ است‌. عوامل‌ زير بايد در تعيين‌ محصولات‌ و خدمات‌ مرتبط‌ در نظر گرفته‌ شود :
الف . ماهيت‌ محصولات‌ يا خدمات‌،
ب ‌. ماهيت‌ فرآيندهاي‌ توليد،
ج ‌. نوع‌ يا طبقه‌ مشتريان‌ براي‌ محصولات‌ يا خدمات‌،
د ‌. روشهاي‌ توزيع‌ محصولات‌ يا ارائه‌ خدمات‌، و
ﻫ ‌. ماهيت‌ مقررات‌ مربوط‌، براي‌ مثال‌، مقررات‌ بانكي‌ و بيمه‌اي‌.

* قسمت‌ جغرافيايي‌ : جزيي‌ قابل‌ تفكيك‌ از واحد تجاري‌ است‌ كه‌ به‌ ارائه‌ محصولات‌ يا خدمات‌ در منطقه‌ جغرافيايي‌ مشخصي‌ مشتمل‌ بر يك‌ كشور يا گروهي‌ از كشورها اشتغال‌ دارد و داراي‌ مخاطره‌ و بازده‌اي‌ متفاوت‌ از اجزايي‌ است‌ كه‌ در ساير مناطق‌ جغرافيايي‌ فعاليت‌ مي‌كنند. عوامل‌ زير بايد در تشخيص‌ قسمتهاي‌ جغرافيايي‌ در نظر گرفته‌ شود:
الف . تشابه‌ شرايط‌ اقتصادي‌ و سياسي‌،
ب ‌. روابط‌ بين‌ عمليات‌ در مناطق‌ جغرافيايي‌ مختلف‌،
ج ‌. مجاورت‌ عمليات‌،
د ‌. مخاطرات‌ خاص‌ ناشي‌ از عمليات‌ در مناطق‌ مشخص‌،
ﻫ . مقررات‌ كنترل‌ ارز، و
و ‌. مخاطرات‌ نوسانات‌ ارزي‌.

* قسمت‌ قابل‌ گزارش : قسمتي‌ تجاري‌ يا جغرافيايي‌ است‌ كه‌ بر مبناي‌ تعاريف‌ پيشگفته‌ مشخص‌ مي‌شود و براساس‌ اين‌ استاندارد، افشاي‌ اطلاعات‌ قسمت‌ در مورد آن‌ ضرورت‌ دارد.
* درآمد عملياتي‌ قسمت : عبارت‌ است‌ از درآمد حاصل‌ از فعاليتهاي‌ اصلي‌ و مستمر كه‌ مستقيماً قابل‌ انتساب‌ يا برمبنايي‌ منطقي‌، قابل‌ تخصيص‌ به‌ قسمت‌ است‌ اعم‌ از اينكه‌ از فروش‌ به‌ مشتريان‌ برون‌ سازماني‌ يا معاملات‌ با ساير قسمتهاي‌ همان‌ واحد تجاري‌ ناشي ‌شده‌ باشد.
* هزينه‌ عملياتي‌ قسمت‌ : عبارت‌ است‌ از هزينه‌هاي‌ مرتبط‌ با فعاليتهاي‌ اصلي‌ و مستمر كه‌ مستقيماً قابل‌ انتساب‌ يا بر مبنايي‌ منطقي‌ قابل‌ تخصيص‌ به‌ قسمت‌ است‌ اعم‌ از اينكه‌ مرتبط‌ با فروش‌ به‌ مشتريان‌ برون‌ سازماني‌ يا معاملات‌ با ساير قسمتهاي‌ همان‌ واحد تجاري‌ باشد.
* نتيجه‌ عمليات‌ قسمت‌ : عبارت‌ از درآمد عملياتي‌ قسمت‌ پس‌ از كسر هزينه‌ عملياتي‌ آن‌ است‌.
* داراييهاي‌ قسمت‌ : عبارت‌ است‌ از داراييهايي‌ كه‌ به طور مستقيم‌ قابل‌ انتساب‌ يا بر مبنايي‌ منطقي‌ قابل‌ تخصيص‌ به‌ فعاليتهاي‌ عملياتي‌ قسمت‌ باشد.
* بدهيهاي‌ قسمت‌ : عبارت‌ است‌ از بدهيهايي‌ كه‌ مستقيماً قابل‌ انتساب‌ و يا بر مبنايي‌ منطقي‌ قابل‌ تخصيص‌ به‌ فعاليتهاي‌ عملياتي‌ قسمت‌ باشد.

7 . منشاء اصلي‌ مخاطرات‌ بر چگونگي‌ سازماندهي‌ و اداره‌ واحدهاي‌ تجاري‌ اثر مي‌گذارد. بنابراين‌، ساختار سازماني‌ و سيستم‌ گزارشگري‌ مالي‌ داخلي‌ واحد تجاري‌ مبنايي‌ براي‌ تشخيص‌ قسمتهاي‌ آن‌ است‌. مخاطرات‌ و بازده‌هاي‌ يك‌ واحد تجاري‌، هر دو تحت‌ تأثير محل‌ جغرافيايي‌ عمليات‌ و نيز بازارهاي‌ آن‌ قرار مي‌گيرد. در نتيجه‌، قسمتهاي‌ جغرافيايي‌ مي‌تواند يكي‌ از دو مورد زير باشد :
الف ‌. محل‌ استقرار تجهيزات‌ توليد يا ارائه‌ خدمت‌ و ساير داراييهاي‌ واحد تجاري‌، يا
ب . محل‌ بازارها و مشتريان‌ آن‌.

8 . تعيين‌ قسمتهاي‌ تجاري‌ يا جغرافيايي‌ جداگانه‌ نيازمند قضاوت‌ است‌. مديريت‌ واحد تجاري‌ براي‌ اعمال‌ اين‌ قضاوت‌، هدف‌ گزارشگري‌ اطلاعات‌ مالي‌ قسمت‌ را با توجه‌ به‌ اين‌ استاندارد و خصوصيات‌ كيفي‌ اطلاعات‌ مالي‌ (طبق‌ مفاهيم‌ نظري‌ گزارشگري‌ مالي‌) در نظر مي‌گيرد. خصوصيات‌ كيفي‌ شامل‌ مربوط‌ بودن‌، قابل‌ اتكا بودن‌ و قابل‌ مقايسه‌ بودن‌ اطلاعاتي‌ است‌ كه‌ در مورد گروههاي‌ مختلف‌ محصولات‌ و خدمات‌ واحد تجاري‌ و عمليات‌ آن‌ در مناطق‌ جغرافيايي‌ خاص‌ گزارش‌ مي‌شود. همچنين‌ خصوصيات‌ كيفي‌ شامل‌ مفيد بودن‌ اطلاعات‌ مالي‌ براي‌ ارزيابي‌ مخاطرات‌ و بازده‌ كل‌ واحد تجاري‌ است‌.
9 . نمونه‌هايي‌ از داراييهاي‌ قسمت‌ شامل‌ داراييهاي‌ جاري‌ مرتبط‌ با فعاليتهاي‌ عملياتي‌ قسمت‌، داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود، داراييهاي‌ موضوع‌ اجاره‌هاي‌ سرمايه‌اي‌ و داراييهاي‌ نامشهود است‌. اگر استهلاك‌ يك‌ دارايي‌ در هزينه‌ عملياتي‌ قسمت‌ منظور شود، دارايي‌ مربوط‌ نيز جزء داراييهاي‌ قسمت‌ قرار مي‌گيرد. داراييهاي‌ قسمت‌، داراييهاي‌ مورد استفاده‌ براي‌ مقاصد عمومي‌ واحد تجاري‌ يا دفتر مركزي‌ را دربر نمي‌گيرد. داراييهاي‌ قسمت‌ در صورتي‌ شامل‌ داراييهاي‌ مورد استفاده‌ مشترك‌ دو يا چند قسمت‌ است‌ كه‌ مبنايي‌ منطقي‌ براي‌ تخصيص‌ وجود داشته‌ باشد. داراييهاي‌ قسمت‌ دربرگيرنده‌ سرقفلي‌ است‌ كه‌ مستقيماً قابل‌ انتساب‌ يا بطور منطقي‌ قابل‌ تخصيص‌ به‌ قسمت‌ است‌ و هزينه‌ عملياتي‌ قسمت‌ شامل‌ استهلاك‌ سرقفلي‌ مربوط‌ است‌.
10 . نمونه‌هايي‌ از بدهيهاي‌ قسمت‌ شامل‌ حسابها و اسناد پرداختني‌ تجاري‌ و ساير حسابها و اسناد پرداختني‌، پيش‌دريافت‌ از مشتريان‌ و ذخيره‌هاي‌ تضمين‌ محصول‌ است‌. بدهيهاي‌ قسمت‌ شامل‌ تسهيلات‌ دريافتي‌، بدهيهاي‌ مربوط‌ به‌ داراييهاي‌ موضوع‌ اجاره‌هاي‌ سرمايه‌اي‌ و ساير بدهيهايي‌ نيست‌ كه‌ براي‌ مقاصد تأمين‌ مالي‌ و نه‌ عملياتي‌ تحمل‌ مي‌شود. اگر هزينه‌ سود تضمين‌شده‌ در نتيجه‌ عمليات‌ قسمت‌ منعكس‌ شود، بدهي‌ مربوط‌ جزء بدهيهاي‌ قسمت‌ قرار مي‌گيرد. بدهيهاي‌ قسمتهايي‌ كه‌ عمليات‌ آنها عمدتاً ماهيت‌ مالي‌ ندارد، شامل‌ تسهيلات‌ دريافتي‌ و بدهيهاي‌ مشابه‌ نيست‌، زيرا نتيجه‌ عمليات‌ قسمت‌ بيانگر سود يا زيان‌ عملياتي‌ و نه‌ سود يا زيان‌ پس‌ از هزينه‌هاي‌ مالي‌ است‌.
11 . اندازه‌گيري‌ داراييها و بدهيهاي‌ قسمت‌ شامل‌ تعديلات‌ مبالغ‌ دفتري‌ قبلي‌ داراييها و بدهيهاي‌ قابل‌ تشخيص‌ قسمت‌ يك‌ واحد تجاري‌ است‌ كه‌ در تركيب‌ واحدهاي‌ تجاري‌ تحصيل‌شده‌ و حسابداري‌ آن‌ به‌ روش‌ خريد است‌. همچنين‌ اگر داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود بعد از تحصيل‌، با توجه‌ به‌ نحوه‌ عمل‌ مجاز جايگزين‌، تجديد ارزيابي‌ شود داراييهاي‌ قسمت‌ براساس‌ مبالغ‌ تجديد ارزيابي‌ شده‌ اندازه‌گيري‌ مي‌شود.
12 . درآمد عملياتي‌ قسمت‌، هزينه‌ عملياتي‌ قسمت‌، داراييهاي‌ قسمت‌ و بدهيهاي‌ قسمت‌، پيش‌ از حذف‌ مانده‌ها و معاملات‌ درون‌ گروهي‌، به عنوان‌ جزئي‌ از فرايند تلفيق‌، تعيين‌ مي‌گردد، مگر اينكه‌ چنين‌ مانده‌ها و معاملات‌ درون‌ گروهي‌، بين‌ واحدهاي‌ تجاري‌ گروه‌ در درون‌ يك‌ قسمت‌ باشد.
13 . رويه‌هاي‌ حسابداري‌ اصلي‌ قسمت‌ همان‌ رويه‌هايي‌ است‌ كه‌ در تهيه‌ و ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌ واحد تجاري‌ استفاده‌ مي‌شود. علاوه‌ براين‌، رويه‌هاي‌ حسابداري‌ قسمت‌ شامل‌ رويه‌هايي‌ است‌ كه‌ مختص‌ گزارشگري‌ قسمت‌ است‌. تشخيص‌ قسمتها، روش‌ قيمت‌گذاري‌ انتقالات‌ بين‌ قسمتها و مباني‌ تخصيص‌ درآمدها و هزينه‌هاي‌ عملياتي‌ به‌ قسمتها نمونه‌هايي‌ از اين‌ رويه‌هاي‌ خاص‌ مي‌باشد.
تشخيص‌ قسمتهاي‌ قابل‌ گزارش‌
14 . قسمت‌ تجاري‌ يا قسمت‌ جغرافيايي‌ در صورتي‌ بايد به عنوان‌ قسمت‌ قابل‌ گزارش‌ مشخص‌ شود كه‌ اكثر درآمد عملياتي‌ آن‌ از فروش‌ به‌ مشتريان‌ برون‌ سازماني‌ عايد گردد، و
الف‌ . درآمد عملياتي‌ حاصل‌ از فروش‌ به‌ مشتريان‌ برون‌ سازماني‌ و معاملات‌ با ساير قسمتها، حداقل‌ 10 درصد جمع‌ درآمد تمام‌ قسمت‌ها اعم‌ از برون‌ سازماني‌ يا داخلي‌ باشد، يا
ب ‌. نتيجه‌ عمليات‌ قسمت‌ اعم‌ از سود يا زيان‌ حداقل‌ 10 درصد مجموع‌ سود عملياتي‌ قسمتهاي‌ سود ده‌ يا مجموع‌ زيان‌ عملياتي‌ قسمتهاي‌ زيان‌ ده‌، هر كدام‌ كه‌ قدر مطلق‌ آن‌ بزرگتر است‌، باشد، يا
ج ‌. داراييهاي‌ آن‌ حداقل‌ 10 درصد جمع‌ داراييهاي‌ تمام‌ قسمتها باشد.

15 . اگر جمع‌ درآمد عملياتي‌ از فروش‌ به‌ مشتريان‌ برون‌سازماني‌ كه‌ قابل‌ انتساب‌ به‌ قسمتهاي‌ قابل‌ گزارش‌ است‌ كمتر از 75 درصد جمع‌ درآمد عملياتي‌ تلفيقي‌ يا درآمد عملياتي‌ واحد تجاري‌ باشد، بايد قسمتهاي‌ ديگري‌ به عنوان‌ قسمتهاي‌ قابل‌ گزارش‌ مشخص‌ شود، حتي‌ اگر آن‌ قسمتها زير آستانه‌هاي‌ 10 درصد بند 14 باشد. اين‌ عمل‌ تا آنجا ادامه‌ مي‌يابد كه‌ مجموع‌ درآمد عملياتي‌ قسمتهاي‌ قابل‌ گزارش‌ حداقل‌ 75 درصد جمع‌ درآمد عملياتي‌ تلفيقي‌ يا درآمد عملياتي‌ واحد تجاري‌ باشد.
16 . قسمت‌ يا قسمتهايي‌ كه‌ زير تمام‌ آستانه‌هاي‌ اهميت‌ طبق‌ بند 14 قرار مي‌گيرد و مشمول‌ بند 15 نمي‌شود بايد به طور جداگانه‌ تحت‌ عنوان‌ ساير (قسمتهاي‌ تخصيص‌ نيافته‌) گزارش‌ گردد.
17 . آستانـه‌هـاي‌ 10 درصـد در اين‌ استاندارد تنهـا براي‌ مشخص‌ كـردن‌ قسمتهاي‌ تجاري‌ و جغرافيايي‌ قابل‌ گزارش‌ است‌ و رهنمودي‌ براي‌ تعيين‌ اهميت‌ در هيچ‌ يك‌ از ديگر جنبه‌هاي‌ گزارشگري‌ مالي‌ ارائه‌ نمي‌كند.
18 . قسمتي‌ كه‌ در دوره‌ قبل‌ به دليل‌ احراز يكي‌ از آستانه‌هاي‌ 10 درصد مربوط‌ به عنوان‌ قسمت‌ قابل‌ گزارش‌ تعيين‌ شده‌ است‌، چنانچه‌ برمبناي‌ قضاوت‌ مديريت‌ واحد تجاري‌ همچنان‌ داراي‌ اهميت‌ باشد بايد براي‌ دوره‌ جاري‌ نيز به عنوان‌ قسمت‌ قابل‌ گزارش‌ تلقي‌ شود حتي‌ اگر درآمد عملياتي‌، نتيجه‌ عمليات‌ و داراييهاي‌ آن‌ بيش‌ از آستانه‌هاي‌ 10 درصد نباشد.
19 . چنانچه‌ قسمتي‌ به دليل‌ احراز يكي‌ از آستانه‌هاي‌ 10 درصد، در دوره‌ جاري‌ به عنوان‌ قسمت‌ قابل‌ گزارش‌ تعيين‌ شود، اطلاعات‌ مقايسه‌اي‌ دوره‌ قبل‌ آن‌ بايد ارائه‌ مجدد شود، به‌ استثناي‌ مواردي‌ كه‌ انجام‌ اين‌ كار عملي‌ نباشد.
رويه‌هاي‌ حسابداري‌ قسمت‌
20 . اطلاعات‌ قسمت‌ بايد براساس‌ همان‌ رويه‌هاي‌ حسابداري‌ تهيه‌ شود كه‌ براي‌ تهيه‌ و ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌ تلفيقي‌ يا صورتهاي‌ مالي‌ واحد تجاري‌، بكار گرفته‌ شده‌ است‌.
21 . از آنجا كه‌ هدف‌ اطلاعات‌ قسمت‌، كمك‌ به‌ استفاده‌كنندگان‌ براي‌ درك‌ بهتر واحد تجاري‌ و انجـام‌ قضاوتهاي‌ آگاهانه‌تر در مـورد واحـد تجـاري‌ به عنوان‌ يك‌ مجموعه‌ است‌، اين‌ استاندارد در تهيه‌ اطلاعات‌ قسمت‌، استفاده‌ از رويه‌هاي‌ حسابداري‌ بكار گرفته‌ شده‌ در واحد تجاري‌ را الزامي‌ مي‌داند. اين‌ به‌ معناي‌ آن‌ نيست‌ كه‌ رويه‌هاي‌ حسابداري‌ تلفيقي‌ يا رويه‌هاي‌ حسابداري‌ واحد تجاري‌ براي‌ قسمتهاي‌ قابل‌ گزارش‌، همانند آنكه‌ آن‌ قسمتها واحدهاي‌ گزارشگري‌ جداگانه‌اي‌ هستند، به‌كار رود. ارقام‌ محاسبه‌شده‌ در نتيجه‌ به كارگيري‌ يك‌ رويه‌ حسابداري‌ خاص‌ در سطح‌ واحد تجاري‌، در صورت‌ وجود مبنايي‌ منطقي‌، به قسمتها تخصيص‌ مي‌يابد. براي‌ مثال‌، استهلاك‌ ماشين‌آلات‌ اغلب‌ در سطح‌ كل‌ واحد تجاري‌ محاسبه‌ مي‌شود. اما ممكن‌ است‌ مبلغ‌ كل‌ استهلاك‌ برمبناي‌ ساعات‌ كاركرد در هر قسمت‌ تخصيص‌ يابد.

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره 09128069819 و یا ایمیل info@arshiyagroup.ir ماس حاصل فرمایید و یا به شماره 500011008069819 پیامک ارسال فرمایید

 

 


هنر خوب گوش کردن

هنر خوب گوش کردن

 

 

ارتباط دربرگیرنده هر نوع تعاملی است که در آن پیامی منتقل شود. ارتباط، متضمن هر نوع رشد فردی و اجتماعی است و سیالی روابط بین فردی، بیانگر بلوغ اجتماعی می‌باشد. از سوی دیگر، تمامی آسیب‌های فردی و اجتماعی ریشه در روابط ناسالم دارد؛ روابطی که به خاطر برخوردار نبودن شما یا اطرافیانتان از مهارت‌های ارتباطی، شکل گرفته‌ و گاهی دوام می‌یابد. ارتباط، تنها وسیله انتقال و دریافت اطلاعات از دیگران است و راهی برای انتقال عواطف و تصحیح سوء برداشت‌ها یا بروز هیجانات یا احساساتی منفی چون خشم می‌باشد. در هر ارتباطی دو سو داریم: فرستنده و گیرنده.

 


● درست گوش بده

باوجود آنکه اغلب مردم از خوب صحبت کردن، دلنشین صحبت کردن، درست صحبت کردن و... می‌گویند و نگران رعایت آداب آن هستند، کمتر کسی فرق گوش دادن و شنیدن را می‌داند. شما می‌توانید خیلی چیزها را بشنوید بدون آنکه به آن به طور فعال گوش بدهید. در واقع گوش دادن فعال در مقابل شنیدن مطرح است.راهنمایی گرفتن از دیگران، درک دیگران، حل مشکلات، فهمیدن احساسات دیگران، حمایت عاطفی دیگران و نیز کسب اطلاعات جز با گوش دادن فعال میسر نمی‌شود.


● مراحل شنیدن


▪ برای حرکت از شنیدن (مثل خیلی چیزها که تاکنون شنیده‌ایم) به سوی گوش دادن فعال، باید مراحل زیر را طی کنیم:

  • بیش از صحبت کردن، گوش کنیم.
  • جملات دیگران را تکمیل نکنیم.
  • پاسخ پرسش دیگران را با پرسش جدید ندهیم.
  • متوجه جهت‌گیری‌های شخصی باشیم.
  • همزمان با گوش دادن، به عالم تخیل یا رویاهای خودمان وارد نشویم.
  • در گفتگو با دیگران به دنبال تحمیل سلطه خود به آنها نباشیم.
  • پس از اتمام صحبت طرف مقابل، پاسخ خود را آغاز کنیم.
  • بازخورد مناسبی به گفته‌های طرف مقابل بدهیم.
  • پرسش‌های خود را به طور واضح و باز مطرح کنیم.


اگر همه این کارها را انجام می‌دهید، امیدواریم خسته نشوید چون فعال گوش‌دادن حتی بیش از حرف زدن، انرژی می‌خواهد.


● رموز ارتباط کلامی موثر


برقراری ارتباط کلامی موثر با دیگران رموزی دارد. رموز برقراری ارتباط غیرکلامی موثر نیز باید رعایت شود. هم ارتباط کلامی موثر و هم ارتباط غیرکلامی موثر، مهارت‌هایی دارند که باید بیاموزید و به کار بندید تا از تاثیر ارتباط شما با دیگران کاسته نشود و به اهدافی که از برقراری ارتباط با آنها داشته‌اید، برسید.


▪ مهارت‌های ارتباط کلامی اثربخش:

فرصت پرسش یا اظهارنظر را از شنوندگان خود دریغ نکنید. خود را به جای مخاطبان قرار داده و احساسات آنها را در نظر بگیرید. مطالب موردنظرتان را واضح بیان کنید. به مخاطبان خود نگاه کنید. تن صدا و زبان بدنی خود را با مطالبی که می‌گویید، هماهنگ کنید. یکنواخت صحبت نکنید و در طول صحبت، تن و آهنگ صدای خود را عوض کنید. متوجه علایم آشفتگی در ظاهر مخاطبان خود باشید. خیلی مفصل و یا خیلی کلی و مبهم صحبت نکنید.


▪ مهارت‌های ارتباط غیرکلامی اثربخش:


روبه سوی شنوندگان خود صحبت کنید و به آنها پشت نکنید. در حین صحبت با تمام حواس خود متوجه‌ طرف مقابل باشید. از چشم‌های خود برای توجه دقیق به مخاطبان به درستی استفاده کنید. بازخورد دادن به پیام‌های غیرکلامی مخاطبان خود را فراموش نکنید.


● مستمع صاحب سخن را بر سر ذوق آورد


بهترین گویندگان و واعظان، در صورتی که با مخاطبانی بی‌توجه روبه‌رو شوند، خود را می‌بازند. شما همیشه یک طرف ارتباط هستید و طرف دیگر، همیشه شنونده خوبی نیست. علاوه بر اینکه به عنوان یک گوینده تمرین می‌کنید تا خوب ارتباط برقرار کنید، لازم است به عنوان یک شنونده نیز تمرین کنید تا با شما ارتباط خوبی برقرار شود.

▪ شاید رعایت دستورات زیر به شما و به طرف مقابل شما و نیز به بهبود روابط کلامی و غیرکلامی( زبان بدن ) شما کمک کند:

  • موقع شنیدن صحبت طرف مقابل، کمی به سوی او متمایل شوید. آسوده و راحت بنشینید و کمتر تکان بخورید (حرکات بدنی خود را کاهش دهید.)
  • با کلام و نگاه و حرکات بدنی خود، نشان دهید که به صحبت‌های او علاقه دارید. <بله، آهان، متوجه‌ام> و لبخند، تکان دادن سر، و جمع‌کردن ابروها، نشانه‌های کلامی و غیرکلامی خوبی برای این کار است.
  • اگر تنها شنونده کلام طرف مقابل، شما نیستید، در عین اینکه به دیگران و واکنش‌های آنها توجه دارید، بیشترین ارتباط چشمی را با گوینده برقرار کنید.
  • شما می‌توانید نشانه‌های غیرکلامی گوینده را با ظرافت تکرار کنید. گاهی تکرار کلماتی از گفته‌های طرف مقابل، او را به ادامه صحبت تشویق می‌کند.
  • به دنبال شنیدن ناگفته‌های مورد انتظارتان باشید. برای مثال می‌توانید بگویید: <من مایلم در این زمینه بیشتر بدانم> و با ظرافت تمام از گوینده حرف بکشید.
  • علاوه بر توجه به کلمات، به زبان بدن و آهنگ و تن صدای او توجه کنید تا نکات کلیدی صحبت‌های او و یا معانی اصلی مورد نظر گوینده را بازخوانی کنید.
  • اجازه دهید که گوینده به طور کامل صحبت کند و شما کمتر حرف بزنید چون این کار کمک می‌کند که بیشتر گوش بدهید.
  • بازخورد دادن، سوال کردن، تکرار صحبت‌های گوینده با کلماتی متفاوت و حتی بیان اجمالی گفته‌های او، نشان‌دهنده توجه شما به سخنان گوینده است.‌


● عناصر و اجزای ارتباط

وقتی که با دیگران بحث و گفتگو می‌کنید، ارتباطی که با آنها برقرار می‌کنید یا دیگران با شما برقرار می‌نمایند، دارای عناصر کلامی و غیرکلامی است که اجزای مختلف این عناصر به شرح زیر است:


▪ محتوای کلام شما و دیگران

 ▪ پیش‌زمینه‌های فرهنگی شما و دیگران

▪ نحوه شروع صحبت شما و دیگران

▪ نحوه جمله‌بندی

▪ چگونگی زمان‌بندی صحبت شما و دیگران

▪ ملاحظه‌های موقعیتی در زمان برقراری ارتباط

▪ نحوه جمع‌بندی و اتمام صحبت شما و دیگران

▪ تن صدای شما یا طرف مقابل

▪ آهنگ صدای شما یا طرف مقابل

ارتباط چشمی بین شما و طرف مقابل

▪ حالات چهره شما و طرف مقابل

▪ ژست‌ها و حالات بدنی شما و طرف مقابل

 


مهارتهاي كوانتومي مدیریت(نظریه ای جدید در مدیریت تعارض)

شروع قرن 21 را مي توان از نظر فناوري عصر کوانتوم ناميد. رايانه ها، اينترنت، بارکد خوانها و جراحي هاي ليزري تنها چند نمونه از پيامدهاي جديد و نوآوريهاي نظريه فيزيک قرن بيستم هستند که مکانيک کوانتومي (QUANTUM MECHANICS) ناميده مي شوند (شلتون و دارلينگ، 2001).

اگرچه تيلور مديريت علمي را در آمريكا انتشار داد، نوشته هاي فايول در اروپا مجموعه اي از مهارتهاي مديريتي كه هماهنگ با جهان مكانيكي تيلور بود، ايجاد كرد. فايول اين مهارتها را به عنوان برنامه ريزي، سازماندهي، هدايت و كنترل ناميد و اگرچه مينتزبرگ، اعتبار اين مهارتهاي مديريتي را 30 سال بعد به چالش كشيد، كتابهاي مديريتي و كسب و كار قرن 21 به توصيف و شرح آنها و مديران به اتكا به آنها ادامه دادند. امروزه در جهان پيچيده و پر از تغييرات مستمر، اين مهارتها به سرعت غير قابل استفاده شده اند. آنها براي حيات در زمانهاي ابتدايي كه سازمانها به عنوان موجوداتي ثابت نگريسته مي شدند و در شكل و رفتار قابل پيش بيني، منطقي و خطي عمل مي‌كردند، ساخته شده بودند. امروزه تغييرات سريع و مستمر، جهان را به طور پيچيده اي از حالت ثبات و قابليت پيش بيني خارج كرده است. در چنين جهاني توانايي مديران براي برنامه ريزي، سازماندهي، هدايت و كنترل به طور فزاينده اي به مخاطره افتاده است.
علوم جديد مبتني بر فيزيک کوانتوم و نظريه آشوب، پايه اي مفهومي براي مجموعه مهارتهاي مديريتي جديد- مجموعه مهارتهايي كه مديران را قادر مي سازد كه نه تنها تعارض را از ديدگاه جديد بنگرند، بلكه به شيوه اي جديد به تعارض پاسخ دهند- فراهم آورده است. اين مهارتها، مهارتهاي كوانتومي ناميده شده اند. نه فقط به اين دليل كه منتج از اصول اصلي علوم جديد هستند، بلكه مهم تر به اين دليل كه نيازمند يك حلقه كوانتومي در پارادايم مديريت جديد هستند. آنها قصد جايگزيني مهارتهاي مديريت سنتي را ندارند، بلكه آنها را كامل مي كنند. آنها مديران را با ديدگاهي كاملاً متفکر و عقلي براي اداره افراد و تعارض روبرو مي كنند. مهارتهاي كوانتومي به شرح زير تعريف شده اند:
 
1) ديدن كوانتومي: توانايي براي ديدن هدفمند؛
2) تفكر كوانتومي: توانايي فكر كردن به شيوه متناقض؛
3) احساس كوانتومي: توانايي احساس زنده و حياتبخش؛
4) شناخت كوانتومي: توانايي دانستن به شيوه خلاقانه و شهودي؛
5) عمل كوانتومي: توانايي عمل به شيوه مسئولانه؛
6) اعتماد كوانتومي: توانايي اعتماد به فرايند زندگي؛
7) وجود كوانتومي: توانايي براي برقراري ارتباط مستمر (شلتون و دارلينگ، 2001)

ديدن كوانتومي
توانايي براي ديدن هدفمند، مبتني براين منطق است كه واقعيت ذاتاً ذهني است،که براساس انتظارات و باورهاي(عقايد) مشاهده كننده ظهور مي كند. تحقيق در مكانيك هاي كوانتوم، ادراك انسان و ساختاردهي اجتماعي، همه اين منطق را، كه عمده آنچه ما در جهان خارج مي بينيم، يك عملكرد از پيش فرضها و باورهاي دروني ما است، حمايت مي كند. (دارلينگ، 2001)
چيكزنتميها لايي (CISKSZENTMIHALYI) (0991) معتقد است که قصد و نيت فرايند روانشناسي است كه در آن واقعيتها ساخته مي‌شود. نيات موجب مي شوند مديران به محركهاي خاصي توجه كنند، درحالي كه انبوهي از موارد محتمل را به کلي ناديده مي گيرند. مهارت ديدن كوانتومي، مديران را قادر مي سازد تا آگاهانه مقاصد و نيات خود را انتخاب كنند. براي مثال، زماني كه تعارض اتفاق مي افتد، پاسخ كوانتومي، بايد تلاش براي كشف پيش فرضها و عقايد آنهايي كه در تعارض درگيرند، باشد، و مقاصد و نيات تحت آن، كه موجب ايجاد تعارض هستند، را جستجو کند. هر طرف، نه تنها بايد ارتباط بين فرآيند شناخت دروني و ادراكات بيروني را به طور كامل تشخيص دهد، بلكه هركدام بايد براي موقعيت، دسته اي از مقاصد روشن را به وجود آورد.
مديري كه در مهارت ديدن كوانتومي، تواناست، توانايي خود را براي تعريف و آزمون پيش فرضها و باورها مدل سازي مي كند (شلتون، 2004).
 
تفكر كوانتومي
توانايي فكر كردن به شيوه متناقض و متضاد، که از تحقيقات فيزيك كوانتوم ناشي شده است، بيان مي كند كه جهان غالباً به شيوه غيرمنطقي و پارادوكس عمل مي كند. آشكارترين پارادوكس كوانتوم آن است كه، جهان سه بعدي مرئي منحصراً از انرژيهاي نامرئي تشكيل شده است. - نيرويي كه دو جنبه متفاوت دارد- موج و ذره. (دارلينگ، 2001)
حل تعارض همچنين يك فرآيند پارادوكس است. اغلب يك طرف يك راه حل را مطلوب مي داند، در حالي كه طرف ديگر كاملاً برعكس آن مي انديشد. اين مطلوبيتهاي متضاد راه حلهاي برد - برد را مشكل ساخته است. به دليل موقعيتهاي پارادوکس و مطلوبيتها و نيازهاي به ظاهر متضاد، راه حلهاي برد - برد مكرراً جستجو مي گردند اما به ندرت قابل دسترسي هستند. نتايج ديگر بيشتر متداول هستند ( مانند برد - باخت يا باخت - باخت) شايد به دليل آن است كه راه حلهاي برد - برد براي تعارض، دربرگيرنده موقعيتهايي هستند كه به طور مستقيم متضادند، و به ندرت از طريق فرايند خطي حل مشكل، - رويكرد سنتي به مديريت تعارض - قابل حل شدن هستند. 
 
احساس كوانتومي
توانايي احساس زنده و حياتبخش، كه مبتني بر منطقي است كه انسانها همانند ساير جهانيان با كوانتوم‌هاي يكساني مواجه هستند و بنابراين موضوعي براي قوانين جهاني تحريك انرژي هستند. (دارلينگ، 2001 )تحقيق مؤسسه (هرت مث )IHM آنچه را كه بيشتر مديران به طور شهودي مي دانند، تاييد مي كند. يعني احساسات منفي انرژي بر و احساسات مثبت انرژي زا هستند. علم به دانستن اين شهود، بنظر نمي رسد مقدار استرس و تعارض كه در جهان كسب و كار جاري است، را كاهش دهد. برنامه هاي سريع، انرژي را از بين مي برند. شغلهاي پر استرس، انرژي را تحليل مي دهند. مديران سلامتي و سرزندگي را مطلوب مي دانند، اما آنها معمولاً سختي را به شكل تعارض تجربه مي كنند.
توانايي احساس كوانتومي، مديران را قادر مي سازد كه احساس دروني خوبي داشته باشند، بدون توجه به آنچه كه در بيرون اتفاق مي‌افتد. وقتي آنها از اين مهارت استفاده مي كنند، ياد مي گيرند كه چگونه ظاهر بدنشان را به وسيله تغيير در احساس قلبي خود تغيير دهند. آنها به طور مضاعفي از نقطه انتخاب ادراكي بين هر محرك بيروني و پاسخ دروني منتج شده، آگاه مي شوند. آنها شروع به تشخيص اين نکته مي كنند كه انرژي هرگز به وسيله ديگر افراد تهي نمي گردد، مگر به وسيله انتخابهاي ادراكي (شلتون، 2004).
تحقيق IHM بيان مي كند كه مديران مي توانند سطوح بالايي از انرژي را به سادگي به وسيله انتخاب تمركز بر جنبه هاي مثبت هر واقعه‌اي، حفظ كنند. ديدن وقايع منفي از يك رويكرد مثبت، نيازمند مهارتهاي احساس پارادوكس است (شلتون، 2004).
 
دانستن كوانتومي
توانايي براي دانستن به شيوه خلاقانه و شهودي، كه از حوزه تئوري كوانتوم مشتق شده است. علي‌رغم وسوسه جوامع غربي با پارادايم مثبت گرايي، تحقيق مديريتي اخير بيان مي كند كه عمده مديران ارشد، به يك اعتماد قوي به شهود اعتراف كرده اند. - اگرچه تعداد کمي از آنها تواناييهاي شهودي خود را عمومي مي سازند و حتي كمتر تلاش مي كنند تا دانستن شهودي را در عمليات روزانه سازمان، انتشار دهند و تركيب كنند. اگرچه همانگونه كه ما به قرن 21 مي نگريم، مقدار اطلاعات در دسترس، شيوه‌هاي جديد دانستن را تحت حمايت قرار مي دهد. زيرا در قرن 21، زمان كافي براي حل مشكل و حل تعارض با استفاده از مدل‌هاي خطي سنتي 1002)
لانگر(Langer) نظريه تصميم گيري حضوري (Mindful Decision Making) را ارائه داد. او بيان مي كند كه جمع آوري اطلاعات لزوماً تصميمات بهتر را ايجاد نمي كند. در واقع لانگر معتقد است كه سازمانها بر اهداف غيرممكن - كاهش عدم اطمينان از طريق جمع آوري اطلاعات - تمركز مي كنند. اين بيهوده است، زيرا حتي مقدار اطلاعاتي كه مي تواند جمع آوري شود، در مورد ساده ترين تصميمات همانند ايجاد يك محصول جديد يا انتخاب يك عرضه كننده، مي تواند شامل تحقيقات محدودي گردد. علي رغم تمركز بر جمع آوري اطلاعات، تئوري لانگر بر آگاه ماندن تاكيد دارد(آگاهي). او نشان داد كه مطمئن بودن، به طور واقعي يك عيب بزرگ است. اطمينان انسان را به سوي كم آگاهي و بي خبري هدايت مي كند. زماني كه ما مطمئن هستيم ، از دقت كردن دست برمي داريم. به عبارت ديگر، عدم اطمينان، ما را در جهان بيرون و شهود دروني، هوشيار نگه مي دارد.(شلتون، 2004)
البته مواقعي وجود دارد كه فرآيند جمع آوري اطلاعات سنتي نه تنها مفيد، بلكه واجب و لازم است. براي مثال اگر تعارض مدير و يك کارمند، بالا بگيرد ( شدت بيابد) در نقطه نهايي داوري، براي كاركنان منابع انساني يا توسعه سازماني قابل توجيه است كه اطلاعات را جمع آوري كنند. بدون يك فرايند متفكرانه تحقيقي، هر دو خطاي قانوني و اخلاقي ممكن است اتفاق بيفتد. (دي پائولو و هوي، 2003)
مهارت دانستن و شناخت كوانتومي، ابزاري براي ميانبر زدن در فرايند سختكوشي و تلاش نيست، بلكه كاهش فرايندهاي تكراري است، كه يك سازمان نياز به انجام آن دارد. مديراني كه مهارت دانستن كوانتومي را مطلوب مي دانند نه فقط با افراد به شيوه اي احترام آميز و با بينش شهودي عميق رفتار، بلكه آنها خلاقانه يك جو آگاهي و تفکر را ايجاد مي كنند. مديران متخصص در اين مهارت همچنين ممكن است از استعاره هاي راهنما براي كمك به آنهايي كه در تعارض هستند، در جهت دستيابي به سطوح بالايي از دانستن شهودي استفاده كنند. بنابراين، براي چالشهاي بسيار مشكل خود، راه حلهاي بسيار خلاق ، كشف مي كنند.
 
عمل كوانتومي
توانايي براي عمل به شيوه مسئولانه، كه مبتني بر مفهوم كوانتومي پيوند و نتيجه فرعي دلايل غير محلي(دور از هم) است.(دارلينگ، 2001)هر چيزي در اين جهان بخشي از يك همبستگي در كل پيچيده است، كه هر بخش بر ديگري اثر مي گذارد و از ديگري تاثير مي گيرد. اين اصل كوانتومي جداناپذيري، يك تحول جديد در تعارض ايجاد کرد. اثر هر چيزي در جهان به طور پيچيده اي به هم وابسته است. تفكر مديران بر كل سيستم اثر مي گذارد ( براي مثال تيم، بخش، سازمان و جهان). بنابراين، اگر مدير همكاري کارکنان را براي ايجاد روشي جديد براي ديدن و پاسخ دادن به تعارض مي خواهد، مدير بايد با مدل سازي اين ديدگاه جديد را آغاز كند. هر انتخاب ادراكي جديد نه تنها عكس العملهاي آينده مديران را تحت تاثير قرار خواهد داد، بلكه به دليل ارتباط كوانتومي، هر فرد ديگري را نيز تحت تاثير قرار مي دهد. بنابراين، مديران زندگي و محيط كار خود را يكبار و يك زمان طراحي مي كنند. هر فرد خودش يك همبستگي غير محلي با ديگران است و هر تفكر و عمل مديريت، كل سيستم را تحت تاثير قرار مي دهد (ديسترا و ديگران، 2005) .

اعتماد كوانتومي
 توانايي اعتماد به فرايند زندگي، كه از نظريه آشوب مشتق شده است. نظريه آشوب شيوه جديدي براي نگريستن به تغيير وآشوبي كه همراه آن است را فراهم مي كند. اين نظريه نشان مي دهد كه آشوب در فرايند تكامل ذاتي است. و تسريع كننده اي است كه بي تعادلي مورد نياز براي تكامل سيستم را ايجاد مي كند. آشوب پيش زمينه اي براي پيشرفت است. بدون آشوب تغيير، زندگي راكد مي شود و آنتروپي اتفاق مي افتد (دارلينگ، 2001).
توانايي سيستم براي خود سازماندهي دروني مرزهاي خود، يك مفهوم اساسي در مطالعه آشوب است. آشوب ساختارمند، يك پارادوكس برجسته است، که بيان مي كند جهان منظم و آشوب دار است. جهاني كه ساختارمند است بدون اينکه از قانون ساعت واره ها پيروي کند _ پتانسيل عدم پيش بيني.
استفاده از مهارت اعتماد كردن كوانتومي، مخصوصاً در محيطهاي كاري سنتي ، جائي كه ثبات و قابليت پيش بيني ارزش محسوب مي‌گردد، چالش ايجاد مي كند. اين مهارت نياز دارد كه مديران با روح قدرت و كنترل خود مقابله كنند. مديران اگر بخواهند خود سازماندهي موثق اتفاق افتد، بايد مايل باشند تا بطور موقت در ورطه آشوب قدم بگذارند. اگرچه اين مهارت بدين معنا نيست كه مديران تعارض را ناديده بگيرند، به سادگي بيان مي كند كه در مقابل اينکه ديگران را در برابر تعارض محافظت و يا تعارض ديگران را حل کنند از آنها در فرآيند تعارض حمايت و آنها را به استفاده از خرد دروني براي كشف راه حلهاي برد - برد ابتكاري تشويق كنند. استفاده كردن از اصطلاحات نظريه آشوب، مديران به عنوان يك منبع بازخورد، شريک در مشاهده رفتار ديگران و سپس نشست با آنهايي كه بازخورد در آگاهي آنها از تعارض كمك مي كند، عمل مي كند و اگر بازخورد غير قضاوتي و واقعي فراهم شد بسيار محتمل است كه کارکنان درتعارض بطور اتفاقي به يك نقطه انشعاب برسند و اين تعارض سبب ايجاد تحول گردد (شلتون، 2004).
 
وجود كوانتومي
 توانايي براي برقراري ارتباط مستمر، که طبيعت ارتباطي جهان را شناسايي مي كند. اين مهارت مديران را قادر مي سازد مالک احساسات خويش باشند تا آنها را به ديگران نسبت دهند. در سطح زير اتمي، ماده، وجود خود را از طريق ارتباطات به دست مي آورد. ذرات زير اتمي مجردات هستند. خواص آنها فقط از طريق تعاملات آنها با ديگر ذرات قابل تعريف و مشاهده است. ذرات وابسته به ارتباطات هستند.
يك ارتباط كوانتومي - يعني توانايي براي مرتبط شدن از نظر مفهومي به طريقي با ديگران، كه هرکس بتواند جهان را از طريق چشمان ديگري ببيند - پيش نيازي براي حل تعارض برد _ برد است. از طريق چنين ارتباطي است كه بر ترسهاي دروني و دفاعهاي آتي غلبه مي‌گردد. زماني كه مديران تمامي ارتباطاتشان را با معيار صحت و آسيب پذيري مي نگرند، آنها شيوه جديدي براي ارتباط با اطراف خودشان مدل سازي مي كنند. اين رودرويي هاي كوانتومي، مقوله هاي حل شده را تحريك مي كند و زخمهاي روانشناسي قبلي را تازه مي كنند، بنابراين، به هر طرف، فرصتي براي يادگيري و بهبود يا انكار و پروژه سازي مي دهد. افراد همانگونه كه تحولات ادراكي را كه در ارتباطات كوانتومي ذاتي هستند، تجربه مي كنند، شروع به درك اين نكته مي كنند که واقعيتهاي بيروني آنها، يك فرافكني از عقايد دروني آنها هستند. بنابراين، ارتباطات كوانتومي، آئينه هاي روانشناسي هستند، که افراد مي توانند در آنها انعكاس خود را ببينند. زماني كه آنها در ديگري خطايي مي بينند، مشاهدات آنها به سادگي توجه آنها را به خودشان انعكاس مي دهد و بازخوردي را در مورد نواحي تکميل نشده روح آنها برايشان فراهم مي آورد. (شلتون و دارلينگ، 2004)
 
خلاصه و نتيجه گيري
امروزه مديران بر اين نكته واقفند كه تنها عنصر ثابت معادلات عصر حاضر تغيير است. بسياري از رهبران دانسته اند كه ثبات در سازمانها، عقيده اي قديمي و منسوخ است و كنترل و پيش بيني چيزي بيهوده و عبث است. هنوز هم تاحدود زيادي، شيوه هاي مديريت، از اين فرضيات متغير در مورد واقعيت، مصون نمانده است. اين مقاله هفت مهارت كوانتومي را تعريف کرده است - مهارتهايي كه ريشه در ديدگاه علمي جديد دارند، كه جهان را به عنوان يك سيستم پيچيده، زنده و با ارتباطات بالا، به جاي سيستمي ماشيني و ساعت واره معرفي كرده است -.اين مهارتها رهبران قرن بيست ويكم را با مجموعه مهارتهاي مغزي براي اداره افراد و تعارض روبرو مي كند.
متخصصان حل تعارض در سازمان و مخصوصاً متخصصان امر توسعه سازمان (DO) نيازمند تبديل شدن به رهبران تفكر كوانتومي هستند، آنها نيازمند كشف مدل هاي ذهني خود هستند و سپس آنها را با مهارتهاي كوانتومي آزمون كنند. پيشروان تغيير كوانتومي، تا زماني كه خود را تغيير نداده اند، نمي توانند سازمانها را تغيير دهند. تجديد نظر در برنامه هاي توسعه رهبري، به شيوه اي كه مشاركت كنندگان را تشويق مي كند که فراتر از پارادايم هاي سنتي خود بينديشند و مفاهيم علمي جديد را تحقيق كنند، عمل با ارزش ديگري است. مجريان توسعه سازمان همچنين مي توانند رويكردهاي علمي جديد و ابتكاري به حل تعارض را معرفي و ايجاد كنند. تيم سازي هميشه فعاليت صحيح نيست. صلح و آرامش هميشه مطلوب نيست. ايجاد اندكي عدم تعادل، مشخصه و لازمه توسعه سازمانقرن 21 است. همانگونه که مجريان توسعه سازمان و مديران عملياتي، اين مهارتها را فرا مي گيرند، محيط كار ايستا و ثابت خود را به سازمانهاي كوانتومي، پويا و انعطاف پذير تبديل مي كنند. سازمانهايي كه در عصر آشوب قرار دارند، خلاقانه، براي استفاده قدرت تحولگراي تعارض آماده مي شوند.
جهت کسب اطلاعات بیشتر با ایمیل info@arshiyagroup.ir ارتباط برقرار نمایید

روزنامه رسمی

مشاوره ثبت شرکت
دفاتر پستی منتخب

ثبت شرکت برای اتباع خارجی

موضوعات پرکاربرد ثبتی :
ثبت شرکت در سراسر ایران

ثبت شرکت در تهران
سایر محلات تهران
واتس آپ
تماس