به پرتال ثبت شرکت ارشیا خوش آمدید امروز : یکشنبه ، 24 خرداد 1405
ثبت شرکت

جستجو در سایت

پلمپ دفاتر 1396

انجمن ثبت شرکت ایران

ثبت شرکت در سراسر ایران :
موضوع مناسب برای ثبت شرکتها

سایر امور ثبتی :
ثبت برند در تهران
سایر محلات تهران

استاندارد حسابداري شماره 11 داراييهاي ثابت مشهود

  ثبت محدود- ثبت تعاونی- تغییرات - ثبت شرکت –تغییرات خاص –تغییرات محدود – صورتجلسات – پلمپ دفاتر
صرفه جویی در زمان و هزینه با ثبت شرکت ارشیا

 

استاندارد حسابداري شماره 11
داراييهاي ثابت مشهود

 


* پیشگفتار
(7) - (1)
* استاندارد حسابداری شماره11 ” داراييهاي ثابت مشهود“

* هدف
1
* دامنه کاربرد
4 – 2
* تعاريف
5
* شناخت
14 – 6
- مخارج بعدي 14 – 11
* اندازه‌گيري دارايي ثابت مشهود
26 – 15
- اجزاي بهاي تمام شده 21 – 16
- اندازه‌گيري بهاي تمام شده 26 – 22
* اندازه‌گيري پس از شناخت
69 – 27
- روش بهاي تمام شده 28
- روش تجديد ارزيابي 42 – 29
مشخصات ارزياب 38 – 37
مازاد تجديد ارزيابي 42 – 39
- استهلاک 58 – 43
مبلغ استهلاک‌پذير و دوره استهلاک 55 – 47
روش استهلاک 58 – 56
- کاهش ارزش 68 – 59
ملاحظات مربوط به تعيين مبلغ بازيافتني 66 – 64
افزايش بعدي در مبلغ بازيافتني تحت نظام بهاي تمام شده تاريخي 67
افزايش بعدي مبلغ بازيافتني در تجديد ارزيابي 68
- جبران خسارت 69
* برکناري دائمي و واگذاري
76 – 70
* افشا
82 – 77
* تاريخ اجرا
83
* مطابقت با استانداردهاي بين‌المللي حسابداري
84
* پيوست : مباني نتيجه‌گيري



استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 11
داراييهاي ثابت مشهود
(تجديد نظر شده 1386)
پيشگفتار
(1) استاندارد حسابداري شماره 11 با عنوان داراييهاي ثابت مشهود که در تاريخ … توسط مجمع عمومي سازمان حسابرسي تصويب شده است، جايگزين استاندارد حسابداري شماره 11 قبلي مي‌شود و الزامات آن در مورد صورتهاي مالي که دوره مالي آنها از تاريخ 1/1/1386 و بعد از آن شروع مي‌شود، لازم‌الاجراست.
دلايل تجديدنظر در استاندارد
(2) اين تجديدنظر با هدف هماهنگي بيشتر با استانداردهاي بين‌المللي حسابداري و بهبود استاندارد قبلي، انجام شده است.
تغييرات اصلي
(3) اجزاي بهاي تمام شده دارايي ثابت مشهود شامل برآورد اوليه مخارج پياده‌سازي و برچيدن دارايي و بازسازي محل نصب آن از بابت تعهدي است که در زمان تحصيل دارايي تقبل مي‌شود. در زمان تحصيل دارايي، اين مخارج و تعهد مرتبط با آن براساس ارزش فعلي اندازه‌گيري مي‌شود. طبق استاندارد قبلي از بابت مخارج مزبور، طي عمر مفيد دارايي، ذخيره لازم در حسابها منظور مي‌گرديد.
(4) در مواردي که يک دارايي ثابت مشهود در معاوضه با دارايي غيرپولي يا ترکيبي از داراييهاي پولي و غيرپولي تحصيل مي‌شود، بايد به ارزش منصفانه اندازه‌گيري و شناسايي شود مگر اينکه معاوضه فاقد محتواي تجاري باشد. در استاندارد قبلي صرفاً معاوضه داراييهاي ثابت مشهود غير مشابه، برمبناي ارزش منصفانه اندازه‌گيري مي‌شد.
(5) فرايند استهلاک دارايي ثابت مشهود از زماني که دارايي آماده بهره‌برداري است آغاز مي‌شود. در استاندارد قبلي زمان آغاز استهلاک دارايي تصريح نشده بود.
(6) ارزش باقيمانده دارايي ثابت مشهود با اين فرض برآورد مي‌شود که اگر دارايي درحال حاضر در وضعيت موجود آن در پايان عمر مفيد مي‌بود واحد تجاري از واگذاري آن چه مبلغي کسب مي‌کرد. در استاندارد قبلي مشخص نشده بود که آيا ارزش باقيمانده همين مبلغ است يا مبلغي است که در آينده، بدون تعديل بابت تورم، ازطريق واگذاري دارايي کسب خواهد شد.
(7) واحدهاي تجاري مجاز نيستند براي مخارج بازرسيهاي عمده داراييهاي ثابت مشهود، قبل از وقوع اين مخارج ذخيره شناسايي کنند. در استاندارد قبلي اين موضوع مطرح نشده بود.

استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 11
داراييهاي‌ ثابت مشهود
(تجديد نظر شده 1386)

اين‌ استاندارد بايد با توجه‌ به‌ ” مقدمه‌اي‌ بر استانداردهاي‌ حسابداري‌“ مطالعه‌ و بكارگرفته‌ شود.
هدف
1 . هدف‌ اين‌ استاندارد، تجويز نحوه‌ حسابداري‌ داراييهاي‌‌ثابت مشهود است تا‌ استفاده‌کنندگان صورتهاي مالي بتوانند اطلاعات مربوط به سرمايه‌گذاري واحد تجاري در اين داراييها و تغييرات آن را تشخيص دهند. موضوعات اصلي در حسابداري داراييهاي ثابت مشهود عبارت از شناخت دارايي، تعيين مبلغ دفتري آن و شناخت هزينه‌ استهلاك و زيان کاهش ارزش دارايي‌ است‌.
دامنه‌ كاربرد
2 . اين‌ استاندارد بايد براي حسابداري‌ تمام‌ داراييهاي‌ ثابت مشهود بكار گرفته‌ شود، مگر اين که به موجب استانداردي ديگر، نحوه حسابداري متفاوتي مجاز يا الزامي شده باشد.
3 . اين استاندارد براي موارد زير کاربرد ندارد:
الف. داراييهاي زيستي مرتبط با فعاليتهاي کشاورزي (به استاندارد حسابداري شماره 26 با عنوان فعاليتهاي کشاورزي مراجعه شود).
ب . حق امتياز معادن، ذخاير مواد معدني مانند نفت و گاز طبيعي و منابع مشابهي که احيا‌ شونده نيست.
با اين حال، اين استاندارد براي داراييهاي ثابت مشهود مورد استفاده در توسعه يا نگهداري داراييهاي مندرج در بندهاي ” الف“ و ” ب“ کاربرد دارد.
4 . ساير استانداردها ممکن است شناخت يک دارايي ثابت مشهود را برمبناي رويکردي متفاوت با اين استاندارد الزامي نمايد. براي مثال استاندارد حسابداري شماره 21 با عنوان حسابداري اجاره‌ها، واحد تجاري را ملزم مي‌کند که شناخت يک دارايي ثابت مشهود مورد اجاره را برمبناي انتقال مخاطرات و مزايا ارزيابي کند. با اين حال در چنين مواردي ساير جنبه‌هاي حسابداري اين داراييها ازجمله استهلاک، توسط اين استاندارد مقرر شده است.
تعاريف‌
5 . اصطلاحات‌ ذيل‌ در اين‌ استاندارد با معاني‌ مشخص‌ زير بكار رفته‌ است‌ :
• ارزش‌ باقيمانده : مبلغ‌ برآوردي که واحد تجاري در حال حاضر مي‌تواند از واگذاري دارايي پس از كسر مخارج برآوردي واگذاري بدست آورد، با اين فرض که دارايي در وضعيت متصور در پايان عمر مفيد باشد.
• ارزش‌ منصفانه‌ : مبلغي‌ است كه‌ خريداري مطلع و مايل و فروشنده‌اي‌ مطلع‌ و مايل‌ مي‌توانند در معامله‌اي‌ حقيقي‌ و در شرايط‌ عادي‌، يك‌ دارايي‌ را در ازاي‌ مبلغ‌ مزبور با يكديگر مبادله‌ كنند.
• ارزش‌ اقتصادي‌ : ارزش‌ فعلي‌ خالص جريانهاي‌ نقدي‌ آتي ناشي از کاربرد مستمر دارايي ازجمله جريانهاي نقدي ناشي از واگذاري نهايي آن.
• استهلاك‌ : تخصيص‌ سيستماتيك‌ مبلغ‌ استهلاك‌ پذير يك‌ دارايي‌ طي‌ عمر مفيد آن‌.
• بهاي جايگزيني مستهلک شده : عبارت است از بهاي ناخالص جايگزيني يک دارايي (يعني بهاي جاري جايگزيني يک دارايي نو با توان خدمت‌دهي مشابه) پس از کسر استهلاک مبتني بر بهاي مزبور و مدت استفاده شده از آن دارايي.
• بهاي‌ تمام‌ شده‌ : مبلغ‌ وجه‌ نقد يا معادل‌ نقد پرداختي‌ و يا ارزش‌ منصفانه‌ ساير مابه‌ازاهايي‌ كه‌ جهت‌ تحصيل‌ يك‌ دارايي‌ در زمان‌ تحصيل‌ يا ساخت آن واگذار شده‌ است‌ و در صورت مصداق، مبلغي که براساس الزامات خاص ساير استانداردهاي حسابداري (مانند مخارج تأمين مالي) به آن دارايي تخصيص يافته است.
• خالص ارزش فروش : مبلغ وجه نقد يا معادل آن که از طريق فروش دارايي در شرايط عادي و پس از کسر کليه هزينه‌هاي مرتبط با فروش حاصل مي‌شود.
• زيان‌ كاهش‌ ارزش‌ : مازاد مبلغ دفتري‌ يک دارايي نسبت‌ به‌ مبلغ بازيافتني‌ آن.
• دارايي‌ ثابت مشهود:‌ به‌ دارايي مشهودي ‌اطلاق مي‌شود که:
الف. به منظور استفاده در توليد يا عرضه کالاها يا خدمات، اجاره به ديگران يا براي مقاصد اداري توسط واحد تجاري نگهداري مي‌شود، و
ب . انتظار مي‌رود بيش از يک دوره مالي مورد استفاده قرار گيرد.
• عمر مفيد: عبارت است از :
الف‌. مدت‌ زماني‌‌كه‌ انتظار مي‌رود دارايي مورد استفاده واحد تجاري قرار گيرد، يا
ب‌ . تعداد توليد يا واحدهاي‌ مقداري‌ مشابه‌ كه‌ انتظار مي‌رود در فرايند استفاده‌ از دارايي‌ توسط‌ واحد تجاري‌ تحصيل‌ شود.
• مبلغ‌ استهلاك‌پذير : بهاي‌ تمام‌ شده‌ دارايي‌ يا ساير مبالغ‌ جايگزين‌ بهاي تمام شده پس از کسر ارزش باقيمانده‌ آن.
• مبلغ‌ بازيافتني‌ : خالص‌ ارزش‌ فروش‌ يا ارزش‌ اقتصادي‌ يك‌ دارايي،‌ هركدام‌ که بيشتر است.
• مبلغ‌ دفتري‌ : مبلغي‌ كه‌ دارايي‌ پس از كسر استهلاك‌ انباشته‌ و زيان‌ كاهش‌ ارزش‌ انباشته مربوط‌ ، به‌ آن‌ مبلغ‌ در ترازنامه منعکس مي‌شود.
• ناخالص مبلغ دفتري : بهاي تمام شده دارايي يا ساير مبالغ جايگزين بهاي تمام شده.
شناخت
6 . مخارج مرتبط با يک قلم دارايي ثابت مشهود، تنها زماني به عنوان دارايي شناسايي مي‌شود که:
الف. جريان منافع اقتصادي آتي مرتبط با دارايي به درون واحد تجاري محتمل باشد، و
ب . بهاي تمام شده دارايي به گونه‌اي اتکاپذير قابل اندازه‌گيري باشد.

7 . قطعات يدکي و ابزار تعميراتي معمولاً به عنوان موجودي محسوب و در زمان مصرف به‌عنوان هزينه شناسايي مي‌شود. با اين حال، قطعات عمده آماده جايگزيني، در صورتي که انتظار رود بيش از يک دوره مالي مورد استفاده واحد تجاري واقع شود، به عنوان دارايي ثابت مشهود محسوب مي‌شود. همچنين، هرگاه قطعات يدکي و ابزار تعميراتي را تنها بتوان در ارتباط با يک قلم دارايي ثابت مشهود به کار گرفت اين اقلام به عنوان دارايي ثابت مشهود محسوب و طي مدتي که از عمر مفيد دارايي مربوط تجاوز نکند، مستهلک مي‌شود.
8 . اين استاندارد معياري براي تفکيک يا تجميع اجزاي تشکيل‌دهنده يک قلم دارايي ثابت مشهود، تجويز نمي‌کند. بنابراين، بکارگيري معيارهاي شناخت در وضعيتهاي خاص واحد تجاري مستلزم انجام قضاوت است. تجميع اقلام جداگانه کم‌اهميت مثل قالبها و ابزارها و اعمال معيارهاي فوق نسبت به مجموع ارزش آنها ممکن است مناسب باشد.

9 . واحد تجاري براساس معيارهاي شناخت، تمام مخارج داراييهاي ثابت مشهود را در زمان تحمل ارزيابي مي‌کند. اين مخارج شامل مخارج تحمل شده جهت تحصيل يا ساخت داراييهاي ثابت مشهود و همچنين مخارج بعدي بابت اضافات، جايگزيني اجزا يا تعميرات آن است.
10 . داراييهاي ثابت مشهود ممکن است براي مقاصد زيست‌محيطي يا ايمني تحصيل شود. اگرچه تحصيل اين داراييها، منافع اقتصادي آتي هيچ يک از اقلام مشخص داراييهاي ثابت مشهود موجود را به طور مستقيم افزايش نمي‌دهد، اما ممکن است براي تحصيل منافع اقتصادي آتي ساير داراييهاي واحد تجاري ضروري باشد. در اين حالت، اين داراييها واجد شرايط شناخت است، زيرا تحصيل آن، واحد تجاري را قادر مي‌سازد منافع اقتصادي آتي که از داراييهاي مربوط کسب مي‌کند بيشتر از حالتي باشد که اين داراييها تحصيل نشده است. براي مثال، يک توليدکننده مواد شيميايي ممکن است در اجراي مقررات حفاظت از محيط‌ زيست، ملزم به نصب دستگاههاي جديدي براي توليد و ذخيره مواد شيميايي خطرناک شود. اين دستگاهها به عنوان دارايي شناسايي مي‌شود، زيرا واحد تجاري بدون وجود آنها قادر به توليد و فروش مواد شيميايي نخواهد بود.
مخارج بعدي
11 . مخارج بعدي مرتبط با دارايي ثابت مشهود تنها زماني به مبلغ دفتري دارايي اضافه مي‌شود که مخارج انجام شده موجب بهبود وضعيت دارايي در مقايسه با استاندارد عملکرد ارزيابي شده اوليه آن گردد، به‌گونه‌اي که شواهد کافي مبني بر وقوع جريان منافع اقتصادي ناشي از اين مخارج به درون واحد تجاري وجود داشته باشد. نمونه‌هايي از بهبود وضعيت که منجر به افزايش منافع اقتصادي دارايي مي‌شود به شرح زير است:
الف. اصلاح فني ماشين‌آلات به منظور افزايش عمر مفيد، شامل افزايش در ظرفيت توليد آن.
ب . بهسازي قطعات ماشين‌آلات به منظور دستيابي به بهبودي قابل ملاحظه در کيفيت محصول.
ج . بکارگيري فرايندهاي توليدي جديد که موجب کاهش قابل ملاحظه در برآورد قبلي مخارج عملياتي گردد.

12 . براساس معيارهاي شناخت مندرج در بند 6، مخارج روزمره تعمير و نگهداري داراييهاي ثابت مشهود که به منظور حفظ وضعيت دارايي در مقايسه با استاندارد عملکرد ارزيابي شده اوليه آن انجام مي‌شود، معمولاً در زمان وقوع، به عنوان هزينه شناسايي مي‌گردد. براي مثال، مخارج سرويس يا بازديد کلي ماشين‌آلات و تجهيزات معمولاً به اين دليل که موجب حفظ و نه افزايش استاندارد عملکرد ارزيابي شده اوليه دارايي مي‌گردد، هزينه محسوب مي‌شود.
13 . اجزاي عمده برخي از اقلام دارايي ثابت مشهود ممکن است مستلزم جايگزيني در فواصل منظم باشد. براي نمونه، در يک کوره ذوب‌ شيشه ممکن است پس از ساعات کارکرد معين، آجرهاي نسوز مستلزم تعويض باشد يا اجزاي درون يک هواپيما از قبيل صندليها ممکن است در طول عمر مفيد هواپيما چندين بار نياز به جايگزيني داشته باشد. برخي اجزا از قبيل ديوارهاي يک ساختمان نيز ممکن است مستلزم جايگزيني در دوره بلندمدت‌تري باشد. واحد تجاري مخارج اجزاي جايگزين شده چنين داراييهاي ثابتي را در زمان تحمل، چنانچه حائز معيارهاي شناخت طبق بند 6 باشد، در مبلغ دفتري دارايي مربوط منظور مي‌کند. مبلغ دفتري قبلي اجزاي جايگزين شده از حسابها حذف مي‌شود.
14 . در پاره‌اي موارد، ادامه کارکرد يک قلم دارايي ثابت مشهود (مانند هواپيما) ممکن است مستلزم انجام بازرسيهاي عمده به منظور رفع نواقص باشد اعم از اينکه نياز به جايگزيني قطعات باشد يا نباشد. به شرط احراز معيارهاي شناخت، مخارج هر بازرسي عمده در زمان انجام آن به مبلغ دفتري دارايي منظور مي‌شود. هرگونه مبلغ دفتري باقيمانده از بابت مخارج بازرسي قبلي (جداي از قطعات) از حسابها حذف مي‌شود.
اندازه‌گيري دارايي ثابت مشهود
15 . يک قلم دارايي ثابت مشهود که واجد شرايط شناخت به عنوان دارايي باشد، بايد به بهاي تمام شده اندازه‌گيري شود.
اجزاي بهاي تمام شده
16 . بهاي تمام شده يک قلم دارايي ثابت مشهود شامل موارد زير است:
الف. قيمت خريد، شامل عوارض گمرکي و مالياتهاي غيرقابل استرداد خريد، پس از کسر تخفيفات تجاري،
ب . هرگونه مخارج مرتبط مستقيم يا غيرمستقيمي که براي رساندن دارايي به وضعيت قابل‌بهره‌برداري تحمل مي‌شود، و
ج . برآورد اوليه مخارج پياده‌سازي و برچيدن دارايي و بازسازي محل آن از بابت تعهدي که در زمان تحصيل دارايي يا درنتيجه استفاده از دارايي طي يک دوره خاص براي مقاصدي غير از توليد کالا (براي مثال بازسازي زمين مورد استفاده جهت استخراج مواد معدني به حالت اوليه در پايان فعاليت) طي آن دوره، تقبل مي‌شود. باتوجه به اينکه چنين مخارجي در آينده واقع مي‌شود تعهد مرتبط با آن بايد براساس ارزش فعلي آن مخارج در زمان تحصيل دارايي شناسايي شود.

17 . موارد زير نمونه‌هايي از مخارجي است که بطور مستقيم يا غيرمستقيم قابل انتساب به دارايي است:
الف. هزينه حقوق و مزاياي کارکناني که بطور مستقيم در ساخت دارايي ثابت مشهود مشارکت داشته‌اند.
ب . مخارج آماده‌سازي محل نصب،
ج . مخارج حمل و نقل اوليه،
د . مخارج نصب و مونتاژ،
ﻫ . مخارج توليد آزمايشي دارايي، پس از کسرخالص عوايد حاصل از فروش اقلام توليد شده (نظيرنمونه‌هاي توليد شده هنگام آزمايش تجهيزات)،
و . حق‌الزحمه خدمات فني و حرفه‌اي، و
ز . مخارج سربار عمومي مرتبط با رساندن دارايي به وضعيت قابل بهره‌برداري مانند حقوق مدير پروژه‌هاي سرمايه‌اي.

18 . موارد زير نمونه مخارجي است که در بهاي تمام شده داراييهاي ثابت مشهود منظور نمي‌شود:
الف. مخارج افتتاح تأسيسات جديد،
ب . مخارج معرفي کالا يا خدمات جديد(شامل مخارج تبليغات و آگهي)،
ج . مخارج برقراري فعاليتهاي تجاري در مکانهاي جديد يا با مشتريان جديد (شامل مخارج آموزش کارکنان)،
د . مخارج اداري به استثناي موارد مرتبط با داراييهاي ايجاد شده موضوع بند 6 ” الف“ استاندارد حسابداري شماره 24 با عنوان ” گزارشگري مالي واحدهاي تجاري در مرحله قبل از بهره‌برداري“، و
ﻫ . ساير مخارج سربار عمومي‌ غيرمرتبط با رساندن دارايي به وضعيت قابل بهره‌برداري.

19 . شناسايي مخارج در مبلغ دفتري دارايي ثابت مشهود زماني متوقف مي‌شود که دارايي به وضعيت و شرايط لازم براي بهره‌برداري رسيده باشد. بنابراين مخارج تحمل شده از بابت استفاده يا جابجايي يک دارايي ثابت مشهود به مبلغ دفتري آن افزوده نمي‌شود. نمونه‌ اين مخارج به‌شرح زير است:
الف. مخارج تحمل شده براي يک دارايي ثابت مشهود که عليرغم آماده بودن براي بهره‌برداري، هنوز مورد استفاده قرار نگرفته است يا در سطحي پايين‌تر از ظرفيت کامل فعاليت مي‌کند،
ب . زيان‌هاي عملياتي اوليه که قبل از رسيدن به سطح عملکرد برنامه‌ريزي شده دارايي تحمل مي‌گردد، و
ج . مخارج جابجايي يا تجديد سازمان تمام يا بخشي از عمليات واحد تجاري.

20 . برخي عمليات در رابطه با ساخت يا توسعه يک دارايي ثابت مشهود صورت مي‌گيرد، اما براي رساندن آن به وضعيت قابل بهره‌برداري ضروري نيست. اين عمليات متفرقه ممکن است قبل از فعاليتهاي دوره ساخت يا توسعه يا حين انجام آنها صورت گيرد. به عنوان مثال، ممکن است قبل از شروع عمليات ساختماني، از محوطه به عنوان پارکينگ جهت کسب درآمد استفاده شود. از ‌آنجا که انجام چنين عملياتي براي ‌رساندن دارايي به وضعيت قابل بهره‌برداري ضروري نيست، درآمد و هزينه‌ مربوط به آن در صورت سود و زيان شناسايي و در سرفصلهاي درآمد و هزينه مربوط منعکس مي‌شود.
21 . در تعيين‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ داراييهايي‌ كه‌ توسط‌ واحد تجاري‌ ساخته‌ مي‌شود، همان‌ قواعدي‌ بكارگرفته‌ مي‌شود كه‌ در رابطه‌ با داراييهاي‌ تحصيل‌شده‌ اعمال‌ مي‌گردد. هرگاه‌ واحد تجاري‌ يكي‌ از داراييهايي‌ را كه‌ در روال‌ عادي‌ عمليات‌ تجاري‌ توليد مي‌كند، به‌عنوان‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود مورد استفاده‌ قرار دهد، بهاي‌ تمام‌ شده‌ آن‌ معمولاً مشابه‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ داراييهاي‌ توليد شده‌ جهت‌ فروش‌، محاسبه‌ مي‌شود (به استاندارد حسابداري شماره 8 باعنوان حسابداري موجودي مواد و کالا مراجعه شود). بنابراين‌ براي‌ محاسبه‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌، هرگونه‌ سود داخلي‌ حذف‌ مي‌شود. به‌گونه‌اي‌ مشابه‌، مخارج‌ غيرعادي‌ مربوط‌ به‌ مواد، دستمزد و ساير منابع‌ تلف‌ شده‌ كه‌ در رابطه‌ با ساخت‌ يك‌ دارايي‌ توسط‌ واحد تجاري‌ تحمل‌ مي‌شود، قابل‌ احتساب‌ در بهاي‌ تمام‌ شده‌ آن‌ دارايي‌ نخواهد بود. درارتباط‌ با شمول‌ مخارج‌ تأمين‌ مالي‌ در بهاي‌ تمام‌ شده‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود ساخته شده توسط واحد تجاري، معيارهاي‌ مربوط‌ در استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 13 با عنوان حسابداري‌ مخارج‌ تأمين‌ مالي‌ بيان‌ شده‌ است‌.

اندازه‌گيري بهاي تمام شده
22 . بهاي تمام شده دارايي ثابت مشهود معادل قيمت نقدي آن در تاريخ شناخت است. چنانچه‌ مابه‌ازاي‌ يك‌ قلم‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود در مدتي‌ بيش‌ از شرايط‌ معمول‌ خريد اعتباري‌ پرداخت‌ شود، تفاوت‌ بين‌ قيمت‌ نقدي‌ و مجموع مبالغ‌ پرداختي‌ طي‌ دوره‌ اعتبار به عنوان‌ هزينه‌ تأمين‌ مالي‌ شناسايي‌ مي‌شود، مگر اين‌ كه‌ چنين هزينه‌اي، براساس‌ الزامات‌ استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 13 با عنوان‌ حسابداري‌ مخارج‌ تأمين‌ مالي‌‌ به ‌حساب‌ دارايي‌ منظور شود.
23 . يک يا چند دارايي ثابت مشهود ممکن است در معاوضه با دارايي يا داراييهاي غيرپولي، يا ترکيبي از داراييهاي پولي و غيرپولي تحصيل شود. مطالب زير به معاوضه يک دارايي غيرپولي با دارايي غيرپولي ديگر اشاره دارد، اما در مورد ساير معاوضه‌ها نيز کاربرد دارد. بهاي تمام شده چنين داراييهاي ثابت مشهودي به ارزش منصفانه اندازه‌گيري مي‌شود مگر اينکه معاوضه فاقد محتواي تجاري باشد يا ارزش منصفانه دارايي تحصيل شده و ارزش منصفانه دارايي واگذار شده به‌گونه‌اي اتکاپذير قابل اندازه‌گيري نباشد. چنانچه دارايي تحصيل شده به ارزش منصفانه اندازه‌گيري نشود بهاي تمام شده آن براساس مبلغ دفتري دارايي واگذار شده اندازه‌گيري مي‌شود.
24 . واحد تجاري با توجه به ميزان تغييرات مورد انتظار جريانهاي نقدي آتي در نتيجه معاوضه داراييها، محتواي تجاري معاوضه را ارزيابي مي‌کند. درصورت تحقق شرايط زير، معاوضه محتواي تجاري دارد:
الف. وضعيت (ريسک، زمان‌بندي و مبلغ) جريانهاي نقدي آتي دارايي تحصيل شده با وضعيت جريانهاي نقدي آتي دارايي واگذار شده متفاوت باشد، يا
ب . ارزش اقتصادي بخشي از عمليات واحد تجاري متأثر از معاوضه، در نتيجه اين معاوضه تغيير يابد، و
ج . تفاوت بيان شده در بندهاي (الف) يا (ب) نسبت به ارزش منصفانه داراييهاي معاوضه شده با اهميت باشد.

براي ارزيابي محتواي تجاري معاوضه، ارزش اقتصادي بخشي از عمليات واحد تجاري که متأثر از معاوضه است، بايد منعکس‌کننده جريانهاي نقدي پس از کسر ماليات باشد.
25 . ارزش منصفانه دارايي ثابت مشهودي که در بازار، معاملات مشابهي براي آن وجود ندارد، در صورتي به‌گونه‌اي اتکاپذير قابل اندازه‌گيري است که (الف) دامنه تغييرات برآوردهاي منطقي ارزش منصفانه آن دارايي قابل توجه نباشد يا (ب) احتمالات مربوط به برآوردهاي مختلف در اين دامنه را بتوان به‌گونه‌اي منطقي ارزيابي و در برآورد ارزش منصفانه مورد استفاده قرار داد. چنانچه واحد تجاري بتواند ارزش منصفانه دارايي تحصيل شده يا دارايي واگذار شده را به‌گونه‌اي اتکا‌پذير تعيين کند، ارزش منصفانه دارايي واگذار شده، با در نظر گرفتن مبلغ وجه نقد يا معادل نقد انتقال يافته، براي اندازه‌گيري بهاي تمام شده دارايي تحصيل شده بکار مي‌رود، مگر اينکه ارزش منصفانه دارايي تحصيل شده معتبرتر باشد.
26 . بهاي‌ تمام‌ شده‌ داراييهايي‌ كه‌ در چارچوب‌ قراردادهاي‌ اجاره‌ سرمايه‌اي‌ تحصيل‌ مي‌شود، به‌موجب‌ استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 21 با عنوان‌ حسابداري‌ اجاره‌ها تعيين‌ مي‌گردد.
اندازه‌گيري پس از شناخت
27 . واحد تجاري بايد يکي از دو روش ” بهاي تمام شده“ يا ” تجديد ارزيابي“ را به عنوان رويه حسابداري خود انتخاب کند و آن را در مورد تمام اقلام يک طبقه داراييهاي ثابت مشهود به کار گيرد.
روش بهاي تمام شده
28 . دارايي ثابت مشهود پس از شناخت بايد به مبلغ دفتري يعني بهاي تمام شده پس از کسر هرگونه استهلاک انباشته و کاهش ارزش انباشته، منعکس شود.
روش تجديد ارزيابي
29 . پس از شناخت دارايي ثابت مشهود، چنانچه ارزش منصفانه به‌گونه‌اي اتکاپذير قابل اندازه‌گيري باشد، بايد آن را به مبلغ تجديد ارزيابي يعني ارزش منصفانه در تاريخ تجديد ارزيابي پس از کسر استهلاک انباشته و کاهش ارزش انباشته بعد از تجديد ارزيابي، ارائه کرد. تجديد ارزيابي بايد در فواصل زماني منظم انجام شود تا اطمينان حاصل گردد مبلغ دفتري دارايي تفاوت با اهميتي با ارزش منصفانه آن در تاريخ ترازنامه ندارد. پس از انجام تجديد ارزيابي، استهلاک انباشته قبلي حذف و مبلغ تجديد ارزيابي، از هر نظر جايگزين ناخالص مبلغ دفتري قبلي آن دارايي خواهد شد.
30 . ارزش منصفانه داراييهاي ثابت مشهود معمولاً براساس ارزش بازار آنها تعيين مي‌گردد. اين ارزش براساس شواهد بازار و توسط ارزيابان با صلاحيت حرفه‌اي تعيين مي‌شود. در مورد زمين و ساختمان ارزش بازار دارايي با توجه به کاربرد فعلي آن تعيين مي‌شود به شرط اينکه دارايي در همان رشته فعاليت يا رشته فعاليت مشابه به طور مستمر مورد استفاده قرار گيرد.

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره 09128069819 و یا ایمیل info@arshiyagroup.ir ماس حاصل فرمایید و یا به شماره 500011008069819 پیامک ارسال فرمایید


استاندارد حسابداري‌ شماره ‌10 حسابداري‌ كمكهاي‌ بلاعوض‌ دولت‌

  ثبت محدود- ثبت تعاونی- تغییرات - ثبت شرکت –تغییرات خاص –تغییرات محدود – صورتجلسات – پلمپ دفاتر
صرفه جویی در زمان و هزینه با ثبت شرکت ارشیا

 

استاندارد حسابداري‌ شماره ‌10
حسابداري‌ كمكهاي‌ بلاعوض‌ دولت‌

شماره‌ بنـد
* دامنه‌ كاربرد
2 - 1
* تعاريف‌
4 - 3
* ماهيت‌ كمكهاي‌ بلاعوض‌ دولت‌
7 - 5
* شناخت‌ كمكهاي‌ بلاعوض‌ دولت‌
18 - 8
* كمكهاي‌ بلاعوض‌ غيرپولي‌
19
* نحوه‌ انعكاس‌ كمكهاي‌ بلاعوض‌ دولت‌ در ترازنامه‌
21 - 20
* نحوه‌ انعكاس‌ كمكهاي‌ بلاعوض‌ دولت‌ درصورت‌ سود و زيان‌
22
* ساير موارد افشا
26 - 23
* تاريخ‌ اجرا
27
* مطابقت‌ با استانداردهاي‌ بين‌المللي‌ حسابداري‌
28
* پيوست‌: فهرست‌ كمكهاي‌ بلاعوض‌ دولت‌ و نحوه‌ حسابداري‌ آن



استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 10
حسابداري‌ كمكهاي‌ بلاعوض‌ دولت‌
اين‌ استاندارد بايد با توجه‌ به‌ ” مقدمه‌اي‌ بر استانداردهاي‌ حسابداري‌“
مطالعه‌ و بكارگرفته‌ شود.
دامنـه‌ كاربرد
1 . اين‌ استاندارد بايد براي‌ حسابداري‌ كمكهاي‌ بلاعوض‌ دولت‌ و ساير اشكال‌ كمكهاي‌ دولتي‌ بكار گرفته‌ شود.
2 . الزامات‌ اين‌ استاندارد، همچنين‌ مي‌تواند به عنوان‌ بهترين‌ الگوي‌ عمل‌ حسابداري‌ كمكهاي‌ بلاعوض‌ و ساير اشكال‌ كمك‌ دريافتي‌ از منابع‌ غير دولتي‌ مورد استفاده‌ قرار گيرد.
تعاريف‌
3 . اصطلاحات‌ ذيل‌ در اين‌ استاندارد با معاني‌ مشخص‌ زير بكار رفته‌ است‌:
* دولت‌ ‌: متشكل‌ است‌ از وزارتخانه‌ها، مؤسسات‌ دولتي، نهادها و ارگانهاي‌ دولتي‌، شركتهايي‌ كه‌ بيش از 50% سرمايه‌ آنها متعلق‌ به‌ دولت‌ است‌ و ساير مؤسساتي‌ كه‌ به موجب‌ قوانين‌ موضوعه‌، دولتي‌ شناخته‌ مي‌شود.
* كمك‌ دولت‌ ‌: عبارت‌ از عملياتي‌ است‌ كه‌ توسط‌ دولت‌ به منظور فراهم‌ كردن‌ مزيتهاي‌ اقتصادي‌ براي‌ يك‌ واحد تجاري‌ يا گروهي‌ مشخص‌ از واحدهاي‌ تجاري‌ در چارچوب‌ قوانين‌ و مقررات‌ معين‌ انجام‌ مي‌شود. از لحاظ‌ مقاصد اين‌ استاندارد، مزيتهايي‌ كه‌ تنها به‌ طور غيرمستقيم‌ و از طريق‌ انجام‌ عمليات‌ مؤثر بر شرايط‌ عمومي‌ تجاري‌ فراهم‌ مي‌شود، مانند تدارك‌ امكانات‌ زيربنايي‌ در مناطق‌ در حال‌ توسعـه‌ يا تحميـل‌ محدوديتهاي‌ تجـاري‌ بر رقبـا، جزء كمكهاي‌ دولت‌ محسوب‌ نمي‌گردد.
* كمكهاي‌ بلاعوض‌ دولت‌ ‌: عبارت‌ است‌ از كمكهاي‌ دولت‌ به‌ شكل‌ انتقال‌ دارايي‌ به‌ واحد تجاري‌ يا جلوگيري‌ از خروج‌ آن‌ از واحد تجاري‌ در قبال‌ رعايت‌ برخي‌ شرايط‌، درگذشته‌ يا آينده‌، مربوط‌ به‌ فعاليتهاي‌ واحد تجاري‌. آن‌ گروه‌ از كمكهاي‌ دولت‌ كه‌ تعيين‌ ارزش‌ آنها به نحو معقولي‌ امكان‌پذير نيست‌ و همچنين‌ معاملات‌ واحد تجاري‌ با دولت‌ كه‌ نتوان‌ آنهـا را از فعاليتهاي‌ عادي‌ واحد تميز داد، جزء كمكهاي‌ بلاعوض‌ دولت‌ محسوب‌ نمي‌شود.

* ارزش‌ منصفانه‌ ‌: مبلغي‌ است‌ كه‌ خريداري‌ مطلع‌ و مايل‌ و فروشنده‌اي‌ مطلع‌ و مايل‌ مي‌توانند در معامله‌اي‌ حقيقي‌ و در شرايط‌ عادي‌، يك‌ دارايي‌ را در ازاي‌ مبلغ‌ مزبور با يكديگر مبادله‌ كنند.

4 . براي‌ اهداف‌ اين‌ استاندارد واژه‌ دولت‌ به‌ صورت‌ گسترده‌اي‌ تعريف‌ شده‌ است‌. در اين‌ استاندارد همچنين‌ كمكهاي‌ بلاعوض‌ نهادهاي‌ بين‌المللي‌ از قبيل‌ سازمان‌ ملل‌ متحد و مؤسسات‌ وابسته‌ به‌ آن‌ همانند كمكهاي‌ بلاعوض‌ دولت‌ تلقي‌ مي‌شود.
ماهيت‌ كمكهاي‌ بلاعوض‌ دولت‌
5 . كمكهاي‌ بلاعوض‌ دولت‌ معطوف‌ به‌ ترغيب‌ واحد تجاري‌ يا كمك‌ به‌ آن‌ جهت‌ انجام‌ فعاليتي‌ است‌ كه‌ به‌ لحاظ‌ مصالح‌ اجتماعي‌ يا اقتصادي‌ ضرورت‌ دارد. كمكهاي‌ بلاعوض‌ دولت‌ طيف‌ گسترده‌اي‌ را دربر مي‌گيرد و به‌ علت‌ تغيير در سياستهاي‌ دولت‌ و يا وضع‌ قوانين‌ و مقررات‌ جديد تغيير مي‌يابد. اعطاي‌ كمكهاي‌ بلاعوض‌ دولت‌ داراي‌ شرايط‌ متعددي‌ از جمله‌ رعايت‌ قوانين‌ و مقررات‌ مربوط‌، وجود بودجه‌ مصوب‌، انجام‌ تشريفات‌ لازم‌ جهت‌ دريافت‌، نظارت‌ بر مخارج‌ انجام‌ شده‌ از محل‌ كمكهاي‌ دريافتي‌ و نحوه‌ تسويه‌ آن‌ است‌ كه‌ بر اين‌ اساس‌، از دريافت‌ كمك‌ و چگونگي‌ وصول‌ آن‌ اطمينان‌ حاصل‌ مي‌شود.
6 . كمكهاي‌ بلاعوض‌ دولت‌ از لحاظ‌ ماهيت‌ و اهداف‌ داراي‌ اشكال‌ متفاوتي‌ است‌ كه‌ عمدتاً به‌ شرح‌ زير مي‌باشد:
الف . كمكهايي‌ كه‌ جهت‌ حمايت‌ مالي‌ واحد تجاري‌ در شرايط‌ اضطراري‌ يا جبران‌ مخارج‌ تحمل‌شده‌ قبلي‌ آن‌ بدون‌ هرگونه‌ پيش‌ شرطي‌ درارتباط‌ با عمليات‌ آتي‌ واحد تجاري‌ يا الزام‌ آن‌ به‌ انجام‌ مخارج‌ بيشتر، اعطا مي‌شود. براي‌ مثال‌، مي‌توان‌ از كمكهاي‌ بلاعوض‌ دولت‌ جهت‌ جبران‌ خسارات‌ ناشي‌ از حوادث‌ طبيعي‌ و جنگ‌ يا جلوگيري‌ از تعطيل‌ واحدهاي‌ تجاري‌ نام‌ برد.
ب . كمك‌هايي‌ كه‌ جهت‌ تأمين‌ مالي‌ فعاليتهاي‌ واحد تجاري‌ طي‌ مدتي‌ مشخص‌ يا جبران‌ زيان‌، هزينه‌ها يا كاهش‌ درآمد واحد تجاري‌ و با پيش‌بيني‌ قبلي‌ اعطا مي‌شود. در برخي‌ موارد، اين‌ كمكهاي‌ بلاعوض‌ منبع‌ عمده‌ درآمد واحد تجاري‌ را تشكيل‌ مي‌دهد. براي‌ نمونه‌ مي‌توان‌ از يارانه‌هاي‌ پرداختي‌ در رابطه‌ با بهاي‌ خريد مواد يا فروش‌ محصول‌ و يا جبران‌ زيان‌ شركتهاي‌ دولتي‌ ارائه‌كننده‌ خدمات‌ عمومي‌ نام‌ برد.
ج . كمكهايي‌ كه‌ شرط‌ اساسي‌ اعطاي‌ آن‌ الزام‌ واحد تجاري‌ دريافت‌كننده‌ كمك‌، به‌ خريد يا ساخت‌ داراييهاي‌ غيرجاري‌ يا تحصيل‌ آن‌ به‌ هر شكل‌ ديگر است‌. در رابطه‌ با اين‌ كمكها شرايط‌ فرعي‌ ديگري‌ نيز ممكن‌ است‌ درنظر گرفته‌ شود كه‌ نوع‌ يا محل‌ استفاده‌ از داراييهاي‌ مزبور يا دوره‌هايي‌ را كه‌ طي‌ آن‌ داراييها بايد تحصيل‌ يا نگهداري‌ شود محدود سازد. در برخي‌ موارد، درصورت‌ عدم‌ دريافت‌ اين‌ كمكها، واحد تجاري‌ اساساً قادر به‌ شروع‌ يا ادامه‌ فعاليت‌ خود نيست‌. از جمله‌ اين‌ كمكها مي‌توان‌ به‌ كمك‌ از محل‌ داراييهاي‌ ايجاد شده‌ طرحهاي‌ عمراني‌ و اهداي داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود اشاره‌ كرد.

د . كمكهايي‌ كه‌ در قالب‌ بخشش‌ مطالبات‌ دولت‌ از واحد تجاري‌ (از قبيل‌ بخشودگي‌ اصل‌ و سود تضمين‌ شده‌ تسهيلات‌ دريافتي‌) اعطا مي‌گردد و نيز كمكهايي‌ كه‌ جمعاً و خرجاً در بودجه‌ دولت‌ منظور مي‌شود (يعني‌ از يك‌ طرف‌ به عنوان‌ درآمد دولت‌ و از طرف‌ ديگر به عنوان‌ هزينه‌ دولت‌ در بودجه‌ شناسايي‌ مي‌شود) از قبيل‌ معافيتهاي‌ گمركي‌ اعطايي‌ به‌ وزارت‌ نيرو و شركتهاي‌ تابعه‌ موضوع‌ ماده‌ واحده‌ مصوب‌ 15/4/1365 مجلس‌ شوراي‌ اسلامي‌ و يا تأمين‌ غير مستقيم‌ مابه‌التفاوت‌ مابه‌ازاي‌ ريالي‌ ارز تخصيصي‌ به‌ واحدهاي‌ تجاري‌ طبق‌ قانون‌ بودجـه‌ و موافقتنامه‌هاي‌ مربوط‌.
7 . كمك‌ دولت‌ مي‌تواند به‌ اشكالي‌ غير از كمكهاي‌ بلاعوض‌ در قالب‌ اعطاي‌ مزيتهاي‌ خاص‌ صورت‌ گيرد كه‌ متضمن‌ جريان‌ ورود منابع‌ به‌ واحد تجاري‌ يا كاهش‌ جريان‌ خروج‌ منابع‌ از آن‌ نباشد، براي‌ نمونه‌ مي‌توان‌ از كمكهاي‌ مشاوره‌اي‌، اعطاي‌ شرايط‌ ترجيحي‌ در تسهيلات‌ پرداختي‌، تضمين‌ بدهي‌ واحد تجاري‌، معافيتهاي‌ مالياتي‌ و گمركي‌ و اعمال‌ نرخهاي‌ ارزان‌ قيمت‌ ارز در سيستمهاي‌ ارزي‌ چند نرخي‌ نام‌ برد.


حسابداري‌ درآمدها و هزينه‌هاي‌ مرتبط‌ با پيمانهاي‌ بلندمدت‌


حسابداري‌ درآمدها و هزينه‌هاي‌ مرتبط‌ با پيمانهاي‌ بلندمدت‌

مقدمـه‌
1 . هدف‌ اين‌ استاندارد تجويز نحوه‌ حسابداري‌ درآمدها و هزينه‌هاي‌ مرتبط‌ با پيمانهاي‌ بلندمدت‌ در صورتهاي‌ مالي‌ پيمانكار است‌. به دليل‌ ماهيت‌ فعاليت‌ موضوع‌ پيمانهاي‌ بلندمدت‌، تاريخ‌ شروع‌ پيمان‌ و تاريخ‌ تكميل‌ آن‌ معمولاً در دوره‌هاي‌ مالي‌ متفاوتي‌ قرار مي‌گيرد. بنابراين‌، مسئله‌ اصلي‌ در حسابداري‌ پيمانهاي‌ بلندمدت‌، تخصيص‌ درآمدها و هزينه‌هاي‌ پيمان‌ به‌ دوره‌هايي‌ است‌ كه‌ در آن‌ دوره‌ها عمليات‌ موضوع‌ پيمان‌ اجرا مي‌شود. اين‌ استاندارد معيارهاي‌ شناخت‌ مندرج‌ در مفاهيم‌ نظري‌ گزارشگري‌ مالي‌ را جهت‌ تعيين‌ زمان‌ شناخت‌ درآمد و هزينه‌هاي‌ پيمان‌ به عنوان‌ اقلام‌ صورت‌ سود و زيان‌ بكار مي‌گيرد. اين‌ استاندارد همچنين‌، رهنمودهايي‌ را براي‌ اعمال‌ اين‌ معيارها ارائه‌ مي‌كند.
دامنه‌ كاربرد
2 . اين‌ استاندارد بايد براي‌ حسابداري‌ پيمانهاي‌ بلندمدت‌ در صورتهاي‌ مالي‌ پيمانكار بكار گرفته‌ شود.
تعاريف

‌3 . اصطلاحات‌ ذيل‌ در اين‌ استاندارد با معاني‌ مشخص‌ زير بكار رفته‌ است‌:
* پيمان‌ بلندمدت‌: پيماني‌ است‌ كه‌ براي‌ طراحي‌، توليد يا ساخت‌ يك‌ دارايي‌ منفرد قابل‌ ملاحظه‌ يا ارائـه‌ خدمات‌ (يا تركيبي‌ از داراييها يا خدمات‌ كه‌ تواماً يك‌ پروژه‌ را تشكيل‌ دهد) منعقد مي‌شود و مدت‌ زمان‌ لازم‌ براي‌ تكميل‌ پيمان‌ عمدتاً چنان‌ است‌ كه‌ فعاليت‌ پيمان‌ در دوره‌هاي‌ مالي‌ متفاوت‌ قرار مي‌گيرد . پيماني‌ كه‌ طبق‌ اين‌ استاندارد، بلندمدت‌ تلقي‌ مي‌گردد، معمولاً در طول‌ مدتي‌ بيش از يكسال‌ انجام‌ خواهد شد . با اين حال‌، مدت‌ بيش از يكسال‌، مشخصه‌ اصلي‌ يك‌ پيمان‌ بلندمدت‌ نيست‌ . برخي‌ پيمانهاي‌ با مدت‌ كمتر از يكسال‌، هرگاه‌ از نظر فعاليت‌ دوره‌، داراي‌ چنان‌ اهميت‌ نسبي‌ باشد كه‌ عدم‌ انعكاس‌ درآمد و هزينه‌ عملياتي‌ و سود مربوط‌ به‌ آن‌ منجر به‌ مخدوش‌ شدن‌ درآمد و هزينه‌ عملياتي‌ و نتايج‌ دوره‌ و عدم‌ ارائـه‌ تصويري‌ مطلوب‌ توسط‌ صورتهاي‌ مالي‌ گردد، بايد به عنوان‌ پيمان‌ بلندمدت‌ محسوب‌ شود، مشروط‌ بر اينكه‌ رويـه‌ متخذه‌ در واحد تجاري‌ از سالي‌ به‌ سال‌ ديگر به طور يكنواخت‌ اعمال‌ گردد.
* پيمان‌ مقطوع‌‌: پيمان‌ بلند مدتي‌ است‌ كه‌ به‌ موجب‌ آن‌ پيمانكار با يك‌ مبلغ‌ مقطوع‌ براي‌ كل‌ پيمان‌ يا يك‌ نرخ‌ ثابت‌ براي‌ هر واحد موضوع‌ پيمان‌ كه‌ در برخي از موارد ممكن‌ است‌ براساس‌ موادي‌ خاص‌ مشمول‌ تعديل‌ قرار گيرد، توافق‌ مي‌كند.
* پيمان‌ اماني‌ (پيمان‌ با حق‌الزحمه‌ مبتني‌بر مخارج‌)‌: پيمان‌ بلند مدتي‌ است‌ كه‌ به‌ موجب‌ آن‌ مخارج‌ قابل‌ قبول‌ يا مشخص‌ شده‌ در متن‌ پيمان‌ به‌ پيمانكار تأديه‌ و درصد معيني‌ از مخارج‌ مزبور يا حق‌الزحمه‌ ثابتي‌ نيز به‌ پيمانكار پرداخت‌ شود .
* پيش‌دريافت‌ پيمان‌‌: بخشي‌ از مبالغ‌ دريافتي‌ توسط‌ پيمانكار است‌ كه‌ كار مربوط‌ به‌ آن‌ تا تاريخ‌ ترازنامه‌ انجام‌ نشده‌ است.
* مبالغ‌ دريافتي‌ بابت‌ پيشرفت‌ كار‌: عبارت‌ است‌ از :
الف‌. علي‌الحسابهـا ‌: مبالغي‌ است‌ كه‌ به طور موقت‌ در قبال‌ صورت‌ حسابهاي‌ صادره‌ در دست‌ بررسي‌ دريافت‌ مي‌شود .
ب‌ . ساير دريافتهـا‌: عبارت‌ است‌ از اقلامي‌ كه‌ ماهيت‌ علي‌الحساب‌ نداشته‌، ليكن‌ در قبال‌ پيشرفت‌ كار دريافت‌ مي‌شود و نيز دربرگيرنده‌ آن‌ بخش‌ از مبالغ‌ پيش‌ دريافت‌ پيمان‌ است‌ كه‌ كار مربوط‌ به‌ آن‌ تا تاريخ‌ ترازنامه‌ انجام‌ شده‌ است‌ .
* مبالغ‌ دريافتني‌ بابت‌ پيشرفت‌ كار‌: عبارت‌ است‌ از مبالغ‌ قابل‌ دريافت‌ كه‌ بابت‌ صورت‌ حسابهاي‌ صادره‌ در حسابها منظور شده‌ است‌.
* زيانهاي‌ قابل‌ پيش‌بيني‌‌: زيانهايي‌ است‌ كه‌ انتظار مي‌رود در طول‌ مدت‌ پيمان‌ ايجاد شود (با احتساب‌ مبالغ‌ براوردي‌ هزينه‌ كارهاي‌ اصلاحي‌ و تضميني‌ و هرگونه‌ هزينه‌هاي‌ مشابهي‌ كه‌ تحت‌ شرايط‌ پيمان‌ قابل‌ بازيافت‌ نيست‌) . مبلغ‌ زيان‌ مذكور بدون‌ توجه‌ به‌ موارد زير براورد مي‌شود:
الف‌ . شروع‌ يا عدم‌ شروع‌ كار پيمان‌.
ب . حصه‌اي‌ از كار كه‌ تا تاريخ‌ ترازنامه‌ انجام‌ شده‌ است‌.
ج‌ . ميزان‌ سودي‌ كه‌ انتظار مي‌رود از پيمانهاي‌ ديگر (به‌ استثناي‌ پيمانهايي‌ كه‌ طبق‌ بند 6 پيمان‌ واحد تلقي‌ مي‌شود) حاصل‌ شود.
تجزيه‌ و تركيب‌ پيمانها
4 . الزامات‌ اين‌ استاندارد بايد براي‌ هر پيمان‌ به طور جداگانه‌ بكار گرفته‌ شود، مگر در موارد مندرج‌ در بندهاي‌ 5 و 6 كه‌ براي‌ انعكاس‌ محتوا، اين‌ الزامات‌ براي‌ بخشهاي‌ قابل‌ شناسايي‌ يك‌ پيمان‌ يا براي‌ گروهي‌ از پيمانها به عنوان‌ يك‌ مجموعه‌ واحد، اعمال‌ مي‌شود .
5 . هر گاه‌ پيمان‌ بلندمدت‌ از چند بخش‌ جداگانه‌ تشكيل‌ شده‌ باشد، درصورت‌ تحقق‌ شرايط‌ زير، عملكرد هر بخش‌ بايد به‌ مثابه‌ پيماني‌ جداگانه‌ در نظر گرفته‌ شود:
الف‌ . در مورد هر بخش‌ پيشنهاد قيمت‌ جداگانه‌اي‌ ارائه‌ شده‌ باشد،
ب‌ . مذاكرات‌ هر بخش‌ به طور جداگانه‌ صورت‌ گرفته‌ و طرفين‌ پيمان‌ حق‌ قبول‌ يا رد آن‌ بخش‌ را داشته‌ باشند، و
ج‌ . درآمدها و هزينه‌هاي‌ هر بخش‌ به طور جداگانه‌ قابل‌ تشخيص‌ باشد .

6 . در صورت‌ تحقق‌ شرايط‌ زيـر، گـروه‌ پيمانهـا را اعم‌ از اينكـه‌ داراي‌ يك‌ يا چنـد كارفرمـا باشـد، بايد به عنوان‌ يك‌ پيمان‌ واحد تلقي‌ كرد:
الف‌ . گروه‌ پيمانها به عنوان‌ يك‌ مجموعه‌ مورد مذاكره‌ قرار گرفته‌ باشد،
ب‌‌ . وابستگي‌ پيمانها به‌ يكديگر به‌ گونه‌اي‌ باشد كه‌ در عمل‌ بخشي‌ از يك‌ پروژه‌ سودآور را تشكيل‌ دهد، و
ج‌ . پيمانها به طور همزمان‌ يا متوالي‌ اجرا شود .
درآمد پيمان‌
7 . درآمد پيمان‌ بايد دربر گيرنده‌ موارد زير باشد:
الف ‌. مبلغ‌ اوليه‌ درآمد كه‌ در پيمان‌ مورد توافق‌ قرار گرفته‌ است‌،
ب‌ . تغيير در ميزان‌ كار پيمان‌، ادعا و ساير دريافتهاي‌ تشويقي‌ در ارتباط‌ با عمليات‌ پيمان‌:
1 . تا ميزاني‌ كه‌ احتمال‌ رود اين‌ موارد منجر به‌ درآمد گردد، و
2 . اين‌ موارد را بتوان‌ به‌گونه‌اي‌ قابل‌ اتكا اندازه‌گيري‌ كرد.

8 . درآمد پيمان‌ به‌ ارزش‌ منصفانه‌ مابه‌ازاي‌ دريافتي‌ يا دريافتني‌ اندازه‌گيري‌ مي‌شود. اندازه‌گيري‌ درآمد پيمان‌ تحت‌ تأثير ابهامات‌ گوناگوني‌ است‌ كه‌ به‌ نتيجه‌ رويدادهاي‌ آتي‌ بستگي‌ دارد. براوردها اغلب‌ با وقوع‌ رويدادها و رفع‌ ابهامات‌ تجديد نظر مي‌شود. بدين‌ ترتيب‌ مبلغ‌ درآمد پيمان‌ ممكن‌ است‌ از دوره‌اي‌ به‌ دوره‌ ديگر تغيير كند. براي‌ مثال :
الف‌ . پيمانكار و كارفرما ممكن‌ است‌ در دوره‌اي‌ پس‌ از دوره‌ انعقاد پيمان‌، درمورد تغييرات‌ يا ادعاهايي‌ كه‌ موجب‌ افزايش‌ يا كاهش‌ درآمد پيمان‌ گردد، به‌ توافق‌ برسند،
ب . مبلغ‌ درآمد مورد توافق‌ در يك‌ پيمان‌ مقطوع‌ ممكن‌ است‌ به‌ موجب‌ مفاد پيمان‌، از جمله‌ تعديل‌ آحاد بها، افزايش‌ يابد،
ج . مبلغ‌ درآمد پيمان‌ ممكن‌ است‌ در نتيجه‌ جرايم‌ تأخير در تكميل‌ كار، كاهش‌ يابد، يا
د . در مواردي‌ كه‌ پيمان‌ مقطوع‌ متضمن‌ نرخ‌ ثابت‌ براي‌ هر واحد محصول‌ است‌، با افزايش‌ تعداد واحدها، درآمد پيمان‌ افزايش‌ مي‌يابد.

9 . تغييـر پيمـان‌ عبـارت‌ است‌ از دستـور كارفرما مبني‌ بر تغيير در دامنه‌ كاري‌ كه‌ قرار است‌ طبق‌ مفاد پيمان‌ انجام‌ شود. تغيير ممكن‌ است‌ موجب‌ افزايش‌ يا كاهش‌ درآمد پيمان‌ شود. براي‌ نمونه‌، مي‌توان‌ از تغيير در مشخصات‌ يا طراحي‌ يك‌ دارايي‌ و تغيير در مدت‌ پيمان‌ نام‌ برد. تغيير زماني‌ در درآمد پيمان‌ منظور مي‌شود كه‌:
الف ‌. تصويب‌ تغيير و مبلغ‌ درآمد حاصله‌ توسط‌ كارفرما محتمل‌ باشد، و
ب‌ . مبلغ‌ درآمد را بتوان‌ به‌ گونه‌اي‌ قابل‌ اتكا اندازه‌گيري‌ كرد.

10 . ادعا عبارت‌ از مبالغي‌ است‌ كه‌ پيمانكار از كارفرما يا شخص‌ ثالث‌ به عنوان‌ جبران‌ هزينه‌هايي‌ مطالبه‌ مي‌كند كه‌ در مبلغ‌ پيمان‌ منظور نشده‌ است‌. براي‌ مثال‌ ادعا ممكن‌ است‌ ناشي‌ از اشتباه‌ در مشخصات‌ يا طراحي‌، تأخير ايجاد شده‌ توسط‌ كارفرما و تغييرات‌ مورد اختلاف‌ در ميزان‌ كار پيمان‌ باشد. اندازه‌گيري‌ مبالغ‌ درآمد حاصل‌ از ادعا متضمن‌ درجه‌ بالايي‌ از ابهام‌ است‌ و اغلب‌ بستگي‌ به‌ نتيجه‌ مذاكرات‌ دارد. بنابراين‌ ادعا تنها زماني‌ در درآمد پيمان‌ منظور مي‌شود كه‌:
الف‌ . مذاكرات‌ به‌ مرحله‌ پيشرفته‌اي‌ رسيده‌ باشد، به‌گونه‌اي‌ كه‌ قبول‌ ادعا ازسوي‌ كارفرما محتمل‌ باشد، و
ب‌ . مبلغي‌ را كه‌ احتمالاً مورد قبول‌ كارفرماست‌، بتوان‌ به‌گونه‌اي‌ قابل‌ اتكا اندازه‌گيري‌ كرد.

11 . دريافتهاي‌ تشويقي‌، مبالغي‌ است‌ اضافي‌ كه‌ درصورت‌ نيل‌ به‌ استانداردهاي‌ عملكرد تعيين‌ شده‌ يا افزون‌ بر آن‌، توسط‌ پيمانكار دريافت‌ مي‌شود. براي‌ مثال‌ ممكن‌ است‌ در پيمان‌ پيش‌بيني‌ شود كه‌ درصورت‌ تكميل‌ موضوع‌ پيمان‌ قبل‌ از موعد مقرر، پرداختهاي‌ تشويقي‌ به‌ پيمانكار صورت‌ گيرد. دريافتهاي‌ تشويقي‌ را زماني‌ مي‌توان‌ در درآمد پيمان‌ منظور كرد كه‌:
الف ‌. پيمان‌ تا حدي‌ پيشرفت‌ كرده‌ باشد كه‌ نيل‌ به‌ استانداردهاي‌ عملكرد تعيين‌ شده‌ يا افزون‌ بر آن‌، محتمل‌ باشد، و
ب . مبلغ‌ دريافت‌ تشويقي‌ را بتوان‌ به‌گونه‌اي‌ قابل‌ اتكا اندازه‌گيري‌ كرد.
مخارج‌ پيمـان‌
12 . مخارج‌ پيمان‌ بايد مشتمل‌بر موارد زير باشد:
الف ‌. مخارجي‌ كه‌ مستقيماً با يك‌ پيمان‌ مشخص‌ مرتبط‌ است‌،
ب‌‌ . مخارجي‌ كه‌ بين‌ پيمانها مشترك‌ بوده‌ و تسهيم‌ آن‌ به‌ پيمانهاي‌ جداگانه‌ امكان‌پذير است‌، و
ج‌‌ . ساير مخارجي‌ كه‌ به‌ موجب‌ مفاد پيمان‌ مشخصاً قابل‌ مطالبه‌ از كارفرما است‌.

13 . مخارج‌ مستقيم‌ يك‌ پيمان‌ دربر گيرنده‌ مواردي‌ از قبيل‌ كار مستقيم‌ (شامل‌ سرپرستي‌ و نظارت‌ مستقيم‌)، مواد اوليه‌ مصرفي‌، استهلاك‌ و اجاره‌ ماشين‌آلات‌ و تجهيزات‌، مخارج‌ جابجايي‌ مواد، ماشين‌آلات‌ و تجهيزات‌، مخارج‌ مستقيم‌ طراحي‌ و كمك‌ فني‌، مخارج‌ براوردي‌ كارهاي‌ اصلاحي‌ و تضميني‌ و ادعا توسط‌ اشخاص‌ ثالث‌ است‌. اين‌ مخارج‌ را مي‌توان‌ به ميزان‌ درآمدهاي‌ اتفاقي‌ خارج‌ از شمول‌ تعريف‌ درآمد پيمان‌ (از قبيل‌ درآمد حاصل‌ از فروش‌ مواد و ماشين‌آلات‌ اضافي‌) كاهش‌ داد.
14 . مخارج‌ مشترك‌ قابل‌ تسهيم‌ بين‌ پيمانهاي‌ مختلف‌ مشتمل‌ بر حق‌ بيمه‌، مخارج‌ غير مستقيم‌ طراحي‌ و كمك‌ فني‌ و سربار پيمان‌ است‌. اين‌ مخارج‌ برحسب‌ ماهيت‌ آن‌ طبقه‌بندي‌ و با اعمال‌ يكنواخت‌ روشهاي‌ سيستماتيك‌ و معقول‌ به‌ پيمانهاي‌ مختلف‌ تخصيص‌ مي‌يابد. تخصيص‌ مزبور مبتني‌ بر سطح‌ معمول‌ فعاليت‌ واحد تجاري‌ است‌. سربار پيمان‌ دربر گيرنده‌ مواردي‌ از قبيل‌ مخارج‌ تهيه‌ و پردازش‌ ليست‌ حقوق‌ كاركنان‌ پيمان‌ است‌. مخارج‌ مشترك‌ همچنين‌ مي‌تواند با توجه‌ به‌ استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 13 با عنوان‌ حسابداري‌ مخارج‌ تأمين‌ مالي‌، دربرگيرنده‌ مخارج‌ استقراض‌ مرتبط‌ با پيمانها نيز باشد.
15 . ساير مخارجي‌ كه‌ به‌ موجب‌ مفاد پيمان‌ مشخصاً قابل‌ مطالبه‌ از كارفرما است‌، دربر گيرنده‌ مواردي‌ از قبيل‌ مخارج‌ اداري‌ عمومي‌ و مخارج‌ توسعه‌ مي‌باشد كه‌ جبران‌ آن‌ به طور مشخص‌ در پيمان‌ قيد شده‌ است‌.
16 . مخارجي‌ را كه‌ نمي‌توان‌ به‌ فعاليت‌ پيمانكاري‌ يا به‌ يك‌ پيمان‌ مشخص‌ مربوط‌ دانست‌ جزء مخارج‌ پيمان‌ منظور نمي‌شود. نمونه‌هايي‌ از اين‌ مخارج‌ عبارت‌ است‌ از مخارج‌ اداري‌، عمومي‌ و فروش‌، مخارج‌ تحقيق‌ و توسعه‌ كه‌ جبران‌ آن‌ در پيمان‌ مشخص‌ نشده‌ و استهلاك‌ ماشين‌آلات‌ و تجهيزاتي‌ كه‌ در فعاليت‌ پيمانكاري‌ استفاده‌ نشده‌ است‌.
17 . مخارج‌ تحمل‌شده‌ قبل‌ از انعقاد پيمان‌، درصورت‌ انعقاد پيمان‌ در دوره‌ جاري‌ يا حصول‌ اطمينان‌ از انعقاد پيمان‌ در دوره‌ بعد، به حساب‌ پيمان‌ منظور مي‌شود. هرگاه‌ اين‌ مخارج‌ به عنوان‌ هزينه‌ دوره‌اي‌ كه‌ در آن‌ وقوع‌ يافته‌ محسوب‌ شود و پيمان‌ در دوره‌ بعد منعقد گردد، چنين‌ مخارجي‌ را نبايد به حساب‌ پيمان‌ برگشت‌ داد.
شناخت‌ درآمد و هزينه‌هاي‌ پيمان‌
18 . با توجه‌ به‌ ماهيت‌ پيمانهاي‌ بلندمدت‌، چنانچه‌ به‌ سبب‌ طولاني‌بودن‌ مدت‌ لازم‌ براي‌ تكميل‌ اين‌ پيمانها، تا زمان‌ تكميل‌ آنها، درآمد و هزينه‌اي‌ به حساب‌ گرفته‌ نشود، ممكن‌ است‌ صورت‌ سود و زيان‌ تصوير چندان‌ مطلوبي‌ از فعاليتهاي‌ واحد تجاري‌ در طول‌ سال‌ ارائه‌ نكند، بلكه‌ تنها ماحصل‌ (سود يا زيان‌) پيمانهايي‌ را كه‌ در پايان‌ سال‌ تكميل‌ شده‌ است‌ منعكس‌ كند. بنابراين‌، مقتضي‌ است‌ كه‌ در جريان‌ پيشرفت‌ پيمانها، با رعايت‌ الزامات‌ اين‌ استاندارد، درآمدي‌ را كه‌ مي‌توان‌ نسبت‌ به‌ تحقق‌ آن‌ اطمينان‌ حاصل‌ كرد، به حساب‌ گرفت‌. تعيين‌ ميزان‌ درآمد و هزينه‌ دوره‌ توسط‌ واحد تجاري‌ بايد به‌گونه‌اي‌ صورت‌ گيرد كه‌ با نوع‌ عمليات‌ و صنعت‌ مورد فعاليت‌ تناسب‌ داشته‌ باشد.
19 . هرگاه‌ بتوان‌ ماحصل‌ يك‌ پيمان‌ بلندمدت‌ را به‌ گونه‌اي‌ قابل‌ اتكا براورد كرد، بايد سهم‌ مناسبي‌ از درآمد و مخارج‌ كل‌ پيمان‌ (با توجه‌ به ميزان‌ تكميل‌ پيمان‌ در تاريخ‌ ترازنامه‌ و متناسب‌ با نوع‌ عمليات‌ و صنعت‌ مورد فعاليت‌) به‌ ترتيب‌ به عنوان‌ درآمد و هزينه‌ شناسايي‌ شود.
20 . شناخت‌ درآمد و هزينه‌ دوره‌ براساس‌ ميزان‌ تكميل‌ پيمان‌، اغلب‌ ” روش‌ درصد تكميل‌ پيمان‌“ ناميده‌ مي‌شود. طبق‌ اين‌ روش‌، درآمد پيمان‌ با مخارج‌ تحمل‌ شده‌ جهت‌ نيل‌ به‌ آن‌ ميزان‌ از تكميل‌ تطابق‌ داده‌ مي‌شود و در نتيجه‌ درآمد، هزينه‌ و سود يا زيان‌ كار انجام‌ شده‌ درصورت‌ سود و زيان‌ انعكاس‌ مي‌يابد.
21 . هرگاه‌ ماحصل‌ يك‌ پيمان‌ بلندمدت‌ را نتوان‌ به‌گونه‌اي‌ قابل‌ اتكا براورد كرد:
الف ‌. درآمد بايد تا ميزان‌ مخارج‌ تحمل‌ شده‌اي‌ كه‌ احتمال‌ بازيافت‌ آن‌ وجود دارد شناسايي‌ شود، و
ب‌ . مخارج‌ پيمان‌ بايد در دوره‌ وقوع‌ به عنوان‌ هزينه‌ شناسايي‌ شود.

22 . در مراحل‌ اوليه‌ پيمان‌، غالباً وضعيت‌ به‌ صورتي‌ است‌ كه‌ ماحصل‌ پيمان‌ را نمي‌توان‌ به‌گونه‌اي‌ قابل‌ اتكا براورد كرد. با اين حال‌، ممكن‌ است‌ اين‌ احتمال‌ وجود داشته‌ باشد كه‌ واحد تجاري‌، مخارج‌ تحمل‌شده‌ پيمان‌ را بازيافت‌ كند. بنابراين‌، درآمد پيمان‌ تنها تا ميزان‌ مخارج‌ تحمل‌شده‌اي‌ كه‌ انتظار بازيافت‌ آن‌ مي‌رود، شناسايي‌ مي‌گردد. از آنجا كه‌ ماحصل‌ پيمان‌ را نمي‌توان‌ به‌گونه‌اي‌ قابل‌ اتكا براورد كرد، سودي‌ شناسايي‌ نمي‌شود. از سوي‌ ديگر اگرچه‌ ماحصل‌ پيمان‌ را نمي‌توان‌ به‌گونه‌اي‌ قابل‌اتكا براورد كرد، احتمال‌ دارد كه‌ كل‌ مخارج‌ پيمان‌ از كل‌ درآمد پيمان‌ تجاوز كند. در چنين‌ مواردي‌، هرگونه‌ مازاد كل‌ مخارج‌ بر درآمد پيمان‌ طبق‌ بند 24 فوراً به عنوان‌ هزينه‌ دوره‌ شناسايي‌ مي‌شود.
23 . در صورت‌ رفع‌ ابهاماتي‌ كه‌ موجب‌ گرديده‌ است‌ تا ماحصل‌ پيمان‌ به‌گونه‌اي‌ اتكا پذير قابل‌ براورد نباشد، درآمد و هزينه‌ پيمان‌ بلندمدت‌، بايد به‌ جاي‌ بند 21 طبق‌ بند 19 شناسايي‌ شود.
24 . هرگاه‌ انتظار رود كه‌ پيمان‌ منجر به‌ زيان‌ گردد (كل‌ مخارج‌ پيمان‌ از كل‌ درآمد پيمان‌ تجاوز كند)، بايد زيان‌ مربوط‌، فوراً به عنوان‌ هزينه‌ دوره‌ شناسايي‌ شود.
25 . چنانچه‌ فزوني‌ كل‌ مخارج‌ پيمان‌ بر درآمد آن‌ محتمل‌ باشد، زيان‌ قابل‌ پيش‌بيني‌ بايد فوراً به عنوان‌ هزينه‌ دوره‌ شناسايي‌ شود. در تعيين‌ كل‌ مخارج‌ پيمان‌ نه‌ تنها مجموع‌ مخارج‌ تا تاريخ‌ ترازنامه‌ و مجموع‌ مخارج‌ تخميني‌ بعدي‌ تا مرحله‌ تكميل‌ مد نظر قرار مي‌گيرد، بلكه‌ مخارج‌ آتي‌ كارهاي‌ اصلاحي‌، كارهاي‌ تضميني‌ و هرگونه‌ كارهاي‌ مشابهي‌ كه‌ تحت‌ شرايط‌ پيمان‌ قابل‌ بازيافت‌ نيست‌، نيز در محاسبه‌ منظور مي‌شود. در بررسي‌ مخارج‌ تخميني‌ بعدي‌ تا مرحله‌ تكميل‌ و نيز مخارج‌ آتي‌، افزايشهاي‌ احتمالي‌ حقوق‌ و دستمزد، قيمت‌ مواد و مصالح‌ و ساير مخارج‌ پيمان‌ نيز در نظر گرفته‌ مي‌شود. همچنين‌ در مواردي‌ كه‌ پيمانهاي‌ غير سودآور، داراي‌ چنان‌ ابعادي‌ باشد كه‌ بتوان‌ انتظار داشت‌ بخش‌ قابل‌ توجهي‌ از ظرفيت‌ واحد تجاري‌ را براي‌ مدت‌ زيادي‌ اشغال‌ كند، مخارج‌ اداري‌ مربوط‌ را كه‌ قرار است‌ واحد تجاري‌ طي‌ مدت‌ تكميل‌ پيمان‌ متحمل‌ گردد نيز در محاسبه‌ رقم‌ زيان‌ قابل‌ پيش‌بيني‌ منظور مي‌شود. به علاوه‌ در تعيين‌ درآمد پيمان‌ موارد مندرج‌ در بند 7 (ب‌) نيز مد نظر قرار مي‌گيرد. در پيوست‌ اين‌ استاندارد نمونه‌هايي‌ در مورد برخي‌ انواع‌ نتايج‌ احتمالي‌ پيمانهاي‌ بلندمدت‌ ارائه‌ شده‌ است‌.
ساير ملاحظات‌ مربوط‌ به‌ شناخت‌ اقلام‌ مرتبط‌ با پيمان‌ بلندمدت‌
26 . آن‌ بخش‌ از مخارج‌ تحمل‌شده‌ پيمان‌ كه‌ با فعاليت‌ آتي‌ آن‌ مرتبط‌ است‌، به‌ شرط‌ آنكه‌ بازيافت‌ آن‌ محتمل‌ باشد، به عنوان‌ دارايي‌ شناسايي‌ و تحت‌ سرفصل‌ پيمان‌ در جريان‌ پيشرفت‌ طبقه‌بندي‌ مي‌شود.
27 . ماحصل‌ پيمان‌ بلندمدت‌ را تنها زماني‌ مي‌توان‌ به‌گونه‌اي‌ قابل‌ اتكا براورد كرد كه‌ جريان‌ منافع‌ اقتصادي‌ آتي‌ مربوط‌ به‌ پيمان‌ به‌ درون‌ واحد تجاري‌ محتمل‌ باشد. با اين حال‌، هرگاه‌ در مورد قابليت‌ وصول‌ مبلغ‌ منظور شده‌ در درآمد پيمان‌ و شناسايي‌ شده‌ در صورت‌ سود و زيان‌ ابهامي‌ به‌ وجود آيد، مبلغ‌ غير قابل‌ وصول‌ يا مبلغي‌ كه‌ احتمال‌ عدم‌ بازيافت‌ آن‌ مي‌رود به عنوان‌ هزينه‌ و نه‌ تعديل‌ درآمد پيمان‌ شناسايي‌ مي‌شود.
28 . در پيمانهاي‌ مقطوع‌، ماحصل‌ پيمان‌ بلندمدت‌ را زماني‌ مي‌توان‌ به‌گونه‌اي‌ قابل‌ اتكا اندازه‌گيري‌ كرد كه‌ تمامي‌ شرايط‌ زير برقرار باشد:
الف ‌. درآمد پيمان‌ را بتوان‌ به‌گونه‌اي‌ قابل‌ اتكا اندازه‌گيري‌ كرد،
ب . جريان‌ ورودي‌ منافع‌ اقتصادي‌ مرتبط‌ با پيمان‌ به‌ واحد تجاري‌ محتمل‌ باشد،
ج‌ . مخارج‌ پيمان‌ تا زمان‌ تكميل‌ پيمان‌ و همچنين‌ درصد تكميل‌ پيمان‌ در تاريخ‌ ترازنامه‌ را بتوان‌ به‌گونه‌اي‌ قابل‌ اتكا اندازه‌گيري‌ كرد، و
د‌ . مخارج‌ مربوط‌ به‌ پيمان‌ را بتوان‌ به‌ وضوح‌ تشخيص‌ داد و به‌گونه‌اي‌ قابل‌ اتكا اندازه‌گيري‌ كرد تا مقايسه‌ مخارج‌ واقعي‌ تحمل‌شده‌ پيمان‌ با براوردهاي‌ قبلي‌ آنها ميسر گردد.

29 . در پيمانهاي‌ اماني‌، ماحصل‌ پيمان‌ بلندمدت‌ را زماني‌ مي‌توان‌ به‌گونه‌اي‌ قابل‌ اتكا اندازه‌گيري‌ كرد كه‌ كليه‌ شرايط‌ زير برقرار باشد :
الف‌. جريان‌ ورودي‌ منافع‌ اقتصادي‌ مرتبط‌ با پيمان‌ به‌ واحد تجاري‌ محتمل‌ باشد، و
ب‌ . مخارج‌ مربوط‌ به‌ پيمان‌ را اعم‌ از اينكه‌ طبق‌ مفاد پيمان‌ مشخصاً قابل‌ بازيافت‌ باشد يا نباشد، بتوان‌ به‌ وضوح‌ تشخيص‌ داد و به‌گونه‌اي‌ قابل‌ اتكا اندازه‌گيري‌ كرد.

30 . واحد تجاري‌ عموماً پس‌ از انعقاد پيماني‌ كه‌ دربرگيرنده‌ موارد زير باشد، مي‌تواند براوردي‌ قابل اتكا از ماحصل‌ پيمان‌ به‌ دست‌ آورد:
الف ‌. حقوق‌ قابل‌ اعمال‌ طرفين‌ قرارداد در مورد موضوع‌ پيمان‌،
ب‌ . مابه‌ازايي‌ كه‌ قرار است‌ مبادله‌ شود، و
ج‌ . نحوه‌ و شرايط‌ تسويه‌ پيمان‌.

31 . ميزان‌ تكميل‌ پيمان‌ به‌ طرق‌ مختلف‌ قابل‌ تعيين‌ است‌. واحد تجاري‌، روشي‌ را كه‌ كار انجام‌ شده‌ را به‌گونه‌اي‌ قابل‌ اتكا اندازه‌گيري‌ مي‌كند بكار مي‌گيرد. باتوجه‌ به‌ ماهيت‌ پيمان‌، روشها ممكن‌ است‌ شامل‌ موارد زير باشد:
الف ‌. نسبت‌ مخارج‌ تحمل‌شده‌ پيمان‌ براي‌ كار انجام‌ شده‌ تا تاريخ‌ ترازنامه‌ به‌ كل‌ مخارج‌ براوردي‌ پيمان‌،
ب . ارزيابي‌ كار انجام‌ شده‌، يا
ج . نسبت‌ مقدار كار انجام‌ شده‌ به‌ كل‌ كار پيمان‌.

مبالغ‌ دريافتي‌ و دريافتني‌ بابت‌ پيشرفت‌ كار و نيز پيش‌دريافت‌ از كارفرمايان‌ معمولاً منعكس‌كننده‌ كار انجام‌ شده‌ نيست‌.
32 . چنانچه‌ ميزان‌ تكميل‌ با مراجعه‌ به‌ مخارج‌ تحمل‌شده‌ پيمان‌ تا تاريخ‌ ترازنامه‌ تعيين‌ گردد، تنها آن‌ بخش‌ از مخارج‌ پيمان‌ كه‌ منعكس‌ كننده‌ كار انجام‌ شده‌ است‌ در مخارج‌ تحمل‌شده‌ پيمان‌ تا تاريخ‌ ترازنامه‌ منظور مي‌گردد. مثالهايي‌ از مخارج‌ پيمان‌ كه‌ در مخارج‌ تحمل‌شده‌ منظور نمي‌شود عبارت‌ است‌ از :
الف‌. مخارج‌ پيمان‌ كه‌ مرتبط‌ با فعاليت‌ آتي‌ پيمان‌ است‌، از قبيل‌ مواد و مصالح‌ تحويلي‌ به‌ كارگاه‌ يا كنار گذاشته‌ شده‌ جهت‌ پيمان‌ كه‌ تاكنون‌ در پيمان‌ مربوط‌ استفاده‌ نشده‌ است‌ (به‌ جز مواد و مصالحي‌ كه‌ مشخصاً جهت‌ پيمان‌ مزبور ساخته‌ شده‌ باشد)، و
ب . مبالغ‌ پرداختي‌ به‌ پيمانكاران‌ دست‌ دوم‌ قبل‌ از انجام‌ كار مندرج‌ در پيمان‌ فرعي‌.

33 . آن‌ بخش‌ از مخارج‌ پيمان‌ كه‌ بازيافت‌ آن‌ غير محتمل‌ است‌ فوراً به عنوان‌ هزينه‌ شناسايي‌ مي‌شود. نمونه‌هايي‌ از اين‌ مخارج‌ مربوط‌ به‌ پيمانهايي‌ مي‌شود كه‌:
الف‌. بهطور كامل‌ قابل‌ اجرا نيست‌ بدين‌ معني‌ كه‌ اعتبار آن‌ به‌ گونه‌اي‌ جدي‌ مورد سؤال‌ است‌،
ب‌ . تكميل‌ آنها منوط‌ به‌ نتيجه‌ دعاوي‌ حقوقي‌ در جريان‌ يا مقررات‌ قانوني‌ درحال‌ تصويب‌ باشد،
ج . احتمال‌ مصادره‌ يا تخريب‌ اموال‌ آنها برود،
د . كارفرماي‌ آنها قادر به‌ ايفاي‌ تعهدات‌ خود طبق‌ پيمان‌ نباشد، و
ﻫ . پيمانكار آنها قادر به‌ تكميل‌ پيمان‌ يا ايفاي‌ تعهدات‌ خود طبق‌ پيمان‌ نباشد.
تغيير در براوردها
34 . اثر تغيير در براورد درآمد يا مخارج‌ پيمان‌ يا اثر تغيير در براورد ماحصل‌ پيمان‌ كه‌ از براوردهاي‌ جاري‌ درآمد و مخارج‌ پيمان‌ ناشي‌ مي‌شود، طبق‌ استاندارد حسابداري‌ شماره ‌6 با عنوان گزارش‌ عملكرد مالي، تغيير در براورد حسابداري‌ تلقي‌ مي‌شود.
افشا در ترازنامه‌
35 . پيمانهاي‌ بلندمدت‌ را بايد به‌ شرح‌ زير در ترازنامه‌ افشا كرد :
الف . مازاد درآمد شناسايي‌ شده‌ انباشته‌ پيمان‌ بر مبالغ‌ دريافتي‌ و دريافتني‌ بابت‌ پيشرفت‌ كار تا تاريخ‌ ترازنامه‌ بايد به عنوان‌ مبلغ‌ قابل‌ بازيافت‌ پيمان‌ طبقه‌ بندي‌ گردد و به طور جداگانه‌ تحت‌ سرفصل‌ حسابهاي‌ دريافتني‌ منعكس‌ شود.
ب‌ . پيش‌دريافت‌ پيمان‌ (يعني‌ بخشي‌ از مبالغ‌ دريافتي‌ توسط‌ پيمانكار كه‌ كار مربوط‌ به‌ آن‌ تا تاريخ‌ ترازنامه‌ انجام‌ نشده‌ است‌) بايد در سرفصل‌ پيش‌دريافتها در ترازنامه‌ منظور شود.
ج‌ . مخارج‌ تحمل‌ شده‌ انباشته‌ پس‌ از كسر مبالغ‌ هزينه‌ شناسايي‌ شده‌ انباشته‌ (خالص‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌) و به‌ كسر زيانهاي‌ قابل‌ پيش‌بيني‌، به عنوان‌ مانده‌ پيمانهاي‌ بلندمدت‌ طبقه‌بندي‌ و به طور جداگانه‌ تحت‌ سرفصل‌ پيمانهاي‌ درجريان‌ پيشرفت‌ در ترازنامه‌
منعكس‌ گردد.
د‌ . مازاد ذخيره‌ زيانهاي‌ قابل‌ پيش‌بيني‌ بر مخارج‌ تحمل‌شده‌ انباشته‌ (پس‌ از كسر مبالغ‌ هزينه‌ شناسايي‌ شده‌ انباشته‌) بايد به عنوان‌ ذخيره‌ زيانهاي‌ قابل‌ پيش‌بيني‌ طبقه‌بندي‌ و تحت‌ سرفصل‌ ذخايـر در ترازنامه‌ منعكس‌ شود.
ﻫ‌ . مبلغ‌ سپرده‌هاي‌ كسر شده‌ قابل‌ استرداد از قبيل‌ سپرده‌ حسن‌ انجام‌ كار و سپرده‌ بيمه‌ بايد تحت‌ سرفصل‌ حسابهاي‌ دريافتني‌ در ترازنامه‌ منعكس‌ شود.

ملاحظات‌ مربوط‌ به‌ انعكاس‌ مبلغ‌ قابل‌ بازيافت‌ پيمانها
36 . طبقه‌بندي‌ ” مبلغ‌ قابل‌ بازيافت‌ پيمانها“ تحت‌ سرفصل‌ حسابهاي‌ دريافتني‌، مفهومي‌ تقريباً نا آشنا و مستلزم‌ اعمال‌ دقت‌ است‌.
37 . تعيين‌ لحظه‌اي‌ كه‌ مالكيت‌ كار تكميل‌ شده‌ از پيمانكار به‌ كارفرما انتقال‌ مي‌يابد، موضوعي‌ پيچيده‌ است‌ كه‌ به‌ شكل‌ قانوني‌ و نحوه‌ عمل‌ در صنعت‌ مربوط‌ بستگي‌ دارد. ” مبلغ‌ قابل‌ بازيافت‌ پيمانها“ ممكن‌ است‌ از نظر شكل‌ دقيق‌ قانوني‌، ” وضعيت‌ قراردادي‌“ يك‌ بدهكار را نداشته‌ باشد. با اين حال‌ هرگاه‌ انعكاس‌ محتواي‌ معامله‌ مورد لزوم‌ باشد، موضوع‌ فوق‌ نبايد مانع‌ انعكاس‌ ” حسابهاي‌ دريافتني‌“ در حسابها شود.
38 . ”مبلغ‌ قابل‌ بازيافت‌ پيمانها“ بيانگر مازاد ارزش‌ كار انجام‌ شده‌ تا تاريخ‌ ترازنامه‌ (كه‌ به عنوان‌ درآمد شناسايي‌ شده‌) بر كل‌ مبالغ‌ دريافتي‌ و دريافتني‌ بابت‌ پيشرفت‌كار است‌. بدين‌ ترتيب‌ ميزان‌ و قابليت‌ بازيافت‌ مانده‌ فوق‌، بر تعيين‌ مناسب‌ ارزش‌ كار انجام‌ شده‌ مبتني‌ است‌. مانده‌ مذكور از فرآيند شناخت‌ درآمد پيمان‌ ناشي‌ مي‌شود. در واقع‌، اين‌ مانده‌ بيانگر درآمد تحقق‌ يافته‌ دريافتني‌ است‌ و مشخصات‌ يك‌ ” حساب‌ دريافتني‌“ را دارا مي‌باشد.
افشا در صورت‌ سود و زيان‌
39 . صورت‌ سود و زيان‌ بايد اقلام‌ زير را به طور جداگانه‌ منعكس‌ كند:
الف . درآمد شناسايي‌ شده‌ دوره‌ (درآمد پيمان‌).
ب‌ . هزينه‌ شناسايي‌ شده‌ دوره‌ (بهاي‌ تمام‌شده‌ پيمان‌) شامل‌ هزينه‌ شناسايي‌ شده‌ پيمان‌ طي‌ دوره‌ و زيان‌ قابل‌ پيش‌بيني‌ شناسايي‌ شده‌ طي‌ دوره‌.
افشاي‌ رويه‌هاي‌ حسابداري‌
40 . واحد تجاري‌ بايد با توجه‌ به‌ الزامات‌ استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 1 موارد زير را در يادداشتهاي‌ توضيحي‌ افشا كند:
الف . روشهاي‌ تعيين‌ درآمد شناسايي‌ شده‌ دوره‌.
ب‌ . روشهاي‌ تعيين‌ مرحله‌ تكميل‌ پيمان‌ درجريان‌ پيشرفت‌.
تاريخ‌ اجرا
41 . الزامات‌ اين‌ استاندارد در مورد كليه‌ صورتهاي‌ مالي‌ كه‌ دوره‌ مالي‌ آنها ازتاريخ‌ 1/1/1380 و بعد از آن‌ شروع‌ مي‌شود، لازم‌الاجراست‌.
مطابقت‌ با استانداردهاي‌ بين‌المللي‌ حسابداري‌
42 . با اجراي‌ الزامات‌ اين‌ استاندارد مفاد استاندارد بين‌المللي‌ حسابداري‌ شماره‌ 11 با عنوان‌ قراردادهاي‌ پيمانكاري‌ نيز رعايت‌ مي‌شود.

پيوست‌
تشريح‌ كاربرد استاندارد


اين‌ پيوست‌ تنها جنبه‌ تشريحي‌ دارد و بخشي‌ از استاندارد حسابداري‌ را تشكيل‌ نمي‌دهد. هدف‌ پيوست‌، تشريح‌ كاربرد استاندارد در رابطه‌ با نحوه‌ محاسبه‌، افشا و انعكاس‌ اقلام‌ مرتبط‌ با پيمانهاي‌ بلندمدت‌ در صورتهاي‌ مالي‌ مي‌باشد. در اين‌ پيوست‌ همچنين‌، نمونه‌هايي‌ در مورد برخي از انواع‌ نتايج‌ احتمالي‌ پيمانهاي‌ بلندمدت‌ ارائه‌ شده‌ است‌.

تشريح‌ يك‌ مثال‌
جدول‌ مندرج‌ در صفحه‌ بعد وضعيت‌ پيمانهاي‌ ساختماني‌ مختلف‌ يك‌ پيمانكار را در پايان‌ سال‌ اول‌ عمليات‌ نشان‌ مي‌دهد. در اين‌ مثال‌، تمامي‌ مخارج‌ تحمل‌شده‌ پيمان‌ به‌ صورت‌ نقدي‌ پرداخت‌ شده‌ و وجه‌ صورت‌ وضعيت‌هاي‌ صادره‌ و مبالغ‌ پيش‌دريافت‌ تماماً نقد دريافت‌ شده‌ است‌. مخارج‌ تحمل‌ شده‌ پيمانهاي‌ شماره‌ 2، 3 و 5 شامل‌ بهاي‌ تمام‌ شده‌ مواد و مصالحي‌ است‌ كه‌ براي‌ اين‌ پيمانها خريداري‌ شده‌ ليكن‌ تا تاريخ‌ ترازنامه‌ در پيمان‌ مربوط‌ استفاده‌ نگرديده‌ است‌. در رابطه‌ با پيمانهاي‌ شماره‌ 2، 3 و 5، كارفرما مبالغي‌ را به‌ پيمانكار پرداخت‌ كرده‌ كه‌ كار مربوط‌ به‌ آن‌ تا تاريخ‌ ترازنامه‌ انجام‌ نشده‌ است‌.

الف‌. كاربرگ‌ نحوه‌ محاسبه‌ و انعكاس‌ پيمانهاي‌ بلندمدت‌ در صورتهاي‌ مالي‌ اساسي‌
شــرح 1 2 3 4 5 جمع انعکاس در صورتهاي مالي
ترازنامه صورت سود و زيان
درآمد شناسايي‌ شده‌ دوره‌ (ارزش‌ كار انجام‌ شده‌) 145 520 380 200 55 1300 درآمد پيمان‌ 1300
هزينه‌ شناسايي‌ شده‌ دوره‌ (110) (450) (350) (250) (55) (1215) بهاي تمام شده پيمان ( 1285)
زيان‌ قابل‌ پيش‌بيني‌ شناسايي‌ شده‌ ــ ــ ــ (40) (30) (70)
سود (زيان‌) ناخالص‌ 35 70 30 (90) (30) 15 سود ناخالص 15
مخارج‌ تحمل‌شده‌ انباشته‌ پيمان‌ 110 510 450 250 100 1420
هزينه‌هاي‌ شناسايي‌ شده‌ انباشته‌ پيمان‌ (110) (450) (350) (250) (55) (1215)
مانده‌ ذخيره‌ زيان‌ قابل‌ پيش‌بيني‌ ــ ــ ــ (40) (30) ــ
مخارج‌ مرتبط‌ با فعاليت‌ آتي‌ پيمان‌ كه‌ به عنوان‌ دارايي‌ شناسايي‌ شده‌ است. ــ 60 100 ــ 15 175 پيمان در جريان
پيشرفت 175
درآمد انباشته‌ پيمان‌ 145 520 380 200 55 1300
مبالغ‌ دريافتي‌ ودريافتني‌بابت‌ پيشرفت‌كار تاتاريخ‌
ترازنامـه‌ (100) (520) (380) (180) (55) (1235)
مبالغ‌ قابل‌ بازيافت‌ پيمانها 45 ــ ــ 20 ــ 65 حسابهاي‌دريافتني ‌65
پيش‌دريافتها ــ 80 20 ــ 25 125 پيش‌دريافتها 125
ذخيره‌ زيانهاي‌ قابل‌ پيش‌بيني‌ ــ ــ ــ (40) ــ (40) ذخاير 40

 

اين‌ استاندارد بايد با توجه‌ به‌ ” مقدمه‌اي‌ بر استانداردهاي‌ حسابداري‌“
مطالعه‌ و بكارگرفته‌ شود.

مقدمـه‌
1 . هدف‌ اين‌ استاندارد تجويز نحوه‌ حسابداري‌ درآمدها و هزينه‌هاي‌ مرتبط‌ با پيمانهاي‌ بلندمدت‌ در صورتهاي‌ مالي‌ پيمانكار است‌. به دليل‌ ماهيت‌ فعاليت‌ موضوع‌ پيمانهاي‌ بلندمدت‌، تاريخ‌ شروع‌ پيمان‌ و تاريخ‌ تكميل‌ آن‌ معمولاً در دوره‌هاي‌ مالي‌ متفاوتي‌ قرار مي‌گيرد. بنابراين‌، مسئله‌ اصلي‌ در حسابداري‌ پيمانهاي‌ بلندمدت‌، تخصيص‌ درآمدها و هزينه‌هاي‌ پيمان‌ به‌ دوره‌هايي‌ است‌ كه‌ در آن‌ دوره‌ها عمليات‌ موضوع‌ پيمان‌ اجرا مي‌شود. اين‌ استاندارد معيارهاي‌ شناخت‌ مندرج‌ در مفاهيم‌ نظري‌ گزارشگري‌ مالي‌ را جهت‌ تعيين‌ زمان‌ شناخت‌ درآمد و هزينه‌هاي‌ پيمان‌ به عنوان‌ اقلام‌ صورت‌ سود و زيان‌ بكار مي‌گيرد. اين‌ استاندارد همچنين‌، رهنمودهايي‌ را براي‌ اعمال‌ اين‌ معيارها ارائه‌ مي‌كند.
دامنه‌ كاربرد
2 . اين‌ استاندارد بايد براي‌ حسابداري‌ پيمانهاي‌ بلندمدت‌ در صورتهاي‌ مالي‌ پيمانكار بكار گرفته‌ شود.
تعاريف

‌3 . اصطلاحات‌ ذيل‌ در اين‌ استاندارد با معاني‌ مشخص‌ زير بكار رفته‌ است‌:
* پيمان‌ بلندمدت‌: پيماني‌ است‌ كه‌ براي‌ طراحي‌، توليد يا ساخت‌ يك‌ دارايي‌ منفرد قابل‌ ملاحظه‌ يا ارائـه‌ خدمات‌ (يا تركيبي‌ از داراييها يا خدمات‌ كه‌ تواماً يك‌ پروژه‌ را تشكيل‌ دهد) منعقد مي‌شود و مدت‌ زمان‌ لازم‌ براي‌ تكميل‌ پيمان‌ عمدتاً چنان‌ است‌ كه‌ فعاليت‌ پيمان‌ در دوره‌هاي‌ مالي‌ متفاوت‌ قرار مي‌گيرد . پيماني‌ كه‌ طبق‌ اين‌ استاندارد، بلندمدت‌ تلقي‌ مي‌گردد، معمولاً در طول‌ مدتي‌ بيش از يكسال‌ انجام‌ خواهد شد . با اين حال‌، مدت‌ بيش از يكسال‌، مشخصه‌ اصلي‌ يك‌ پيمان‌ بلندمدت‌ نيست‌ . برخي‌ پيمانهاي‌ با مدت‌ كمتر از يكسال‌، هرگاه‌ از نظر فعاليت‌ دوره‌، داراي‌ چنان‌ اهميت‌ نسبي‌ باشد كه‌ عدم‌ انعكاس‌ درآمد و هزينه‌ عملياتي‌ و سود مربوط‌ به‌ آن‌ منجر به‌ مخدوش‌ شدن‌ درآمد و هزينه‌ عملياتي‌ و نتايج‌ دوره‌ و عدم‌ ارائـه‌ تصويري‌ مطلوب‌ توسط‌ صورتهاي‌ مالي‌ گردد، بايد به عنوان‌ پيمان‌ بلندمدت‌ محسوب‌ شود، مشروط‌ بر اينكه‌ رويـه‌ متخذه‌ در واحد تجاري‌ از سالي‌ به‌ سال‌ ديگر به طور يكنواخت‌ اعمال‌ گردد.
* پيمان‌ مقطوع‌‌: پيمان‌ بلند مدتي‌ است‌ كه‌ به‌ موجب‌ آن‌ پيمانكار با يك‌ مبلغ‌ مقطوع‌ براي‌ كل‌ پيمان‌ يا يك‌ نرخ‌ ثابت‌ براي‌ هر واحد موضوع‌ پيمان‌ كه‌ در برخي از موارد ممكن‌ است‌ براساس‌ موادي‌ خاص‌ مشمول‌ تعديل‌ قرار گيرد، توافق‌ مي‌كند.
* پيمان‌ اماني‌ (پيمان‌ با حق‌الزحمه‌ مبتني‌بر مخارج‌)‌: پيمان‌ بلند مدتي‌ است‌ كه‌ به‌ موجب‌ آن‌ مخارج‌ قابل‌ قبول‌ يا مشخص‌ شده‌ در متن‌ پيمان‌ به‌ پيمانكار تأديه‌ و درصد معيني‌ از مخارج‌ مزبور يا حق‌الزحمه‌ ثابتي‌ نيز به‌ پيمانكار پرداخت‌ شود .
* پيش‌دريافت‌ پيمان‌‌: بخشي‌ از مبالغ‌ دريافتي‌ توسط‌ پيمانكار است‌ كه‌ كار مربوط‌ به‌ آن‌ تا تاريخ‌ ترازنامه‌ انجام‌ نشده‌ است.
* مبالغ‌ دريافتي‌ بابت‌ پيشرفت‌ كار‌: عبارت‌ است‌ از :
الف‌. علي‌الحسابهـا ‌: مبالغي‌ است‌ كه‌ به طور موقت‌ در قبال‌ صورت‌ حسابهاي‌ صادره‌ در دست‌ بررسي‌ دريافت‌ مي‌شود .
ب‌ . ساير دريافتهـا‌: عبارت‌ است‌ از اقلامي‌ كه‌ ماهيت‌ علي‌الحساب‌ نداشته‌، ليكن‌ در قبال‌ پيشرفت‌ كار دريافت‌ مي‌شود و نيز دربرگيرنده‌ آن‌ بخش‌ از مبالغ‌ پيش‌ دريافت‌ پيمان‌ است‌ كه‌ كار مربوط‌ به‌ آن‌ تا تاريخ‌ ترازنامه‌ انجام‌ شده‌ است‌ .
* مبالغ‌ دريافتني‌ بابت‌ پيشرفت‌ كار‌: عبارت‌ است‌ از مبالغ‌ قابل‌ دريافت‌ كه‌ بابت‌ صورت‌ حسابهاي‌ صادره‌ در حسابها منظور شده‌ است‌.
* زيانهاي‌ قابل‌ پيش‌بيني‌‌: زيانهايي‌ است‌ كه‌ انتظار مي‌رود در طول‌ مدت‌ پيمان‌ ايجاد شود (با احتساب‌ مبالغ‌ براوردي‌ هزينه‌ كارهاي‌ اصلاحي‌ و تضميني‌ و هرگونه‌ هزينه‌هاي‌ مشابهي‌ كه‌ تحت‌ شرايط‌ پيمان‌ قابل‌ بازيافت‌ نيست‌) . مبلغ‌ زيان‌ مذكور بدون‌ توجه‌ به‌ موارد زير براورد مي‌شود:
الف‌ . شروع‌ يا عدم‌ شروع‌ كار پيمان‌.
ب . حصه‌اي‌ از كار كه‌ تا تاريخ‌ ترازنامه‌ انجام‌ شده‌ است‌.
ج‌ . ميزان‌ سودي‌ كه‌ انتظار مي‌رود از پيمانهاي‌ ديگر (به‌ استثناي‌ پيمانهايي‌ كه‌ طبق‌ بند 6 پيمان‌ واحد تلقي‌ مي‌شود) حاصل‌ شود.
تجزيه‌ و تركيب‌ پيمانها
4 . الزامات‌ اين‌ استاندارد بايد براي‌ هر پيمان‌ به طور جداگانه‌ بكار گرفته‌ شود، مگر در موارد مندرج‌ در بندهاي‌ 5 و 6 كه‌ براي‌ انعكاس‌ محتوا، اين‌ الزامات‌ براي‌ بخشهاي‌ قابل‌ شناسايي‌ يك‌ پيمان‌ يا براي‌ گروهي‌ از پيمانها به عنوان‌ يك‌ مجموعه‌ واحد، اعمال‌ مي‌شود .
5 . هر گاه‌ پيمان‌ بلندمدت‌ از چند بخش‌ جداگانه‌ تشكيل‌ شده‌ باشد، درصورت‌ تحقق‌ شرايط‌ زير، عملكرد هر بخش‌ بايد به‌ مثابه‌ پيماني‌ جداگانه‌ در نظر گرفته‌ شود:
الف‌ . در مورد هر بخش‌ پيشنهاد قيمت‌ جداگانه‌اي‌ ارائه‌ شده‌ باشد،
ب‌ . مذاكرات‌ هر بخش‌ به طور جداگانه‌ صورت‌ گرفته‌ و طرفين‌ پيمان‌ حق‌ قبول‌ يا رد آن‌ بخش‌ را داشته‌ باشند، و
ج‌ . درآمدها و هزينه‌هاي‌ هر بخش‌ به طور جداگانه‌ قابل‌ تشخيص‌ باشد .

6 . در صورت‌ تحقق‌ شرايط‌ زيـر، گـروه‌ پيمانهـا را اعم‌ از اينكـه‌ داراي‌ يك‌ يا چنـد كارفرمـا باشـد، بايد به عنوان‌ يك‌ پيمان‌ واحد تلقي‌ كرد:
الف‌ . گروه‌ پيمانها به عنوان‌ يك‌ مجموعه‌ مورد مذاكره‌ قرار گرفته‌ باشد،
ب‌‌ . وابستگي‌ پيمانها به‌ يكديگر به‌ گونه‌اي‌ باشد كه‌ در عمل‌ بخشي‌ از يك‌ پروژه‌ سودآور را تشكيل‌ دهد، و
ج‌ . پيمانها به طور همزمان‌ يا متوالي‌ اجرا شود .
درآمد پيمان‌
7 . درآمد پيمان‌ بايد دربر گيرنده‌ موارد زير باشد:
الف ‌. مبلغ‌ اوليه‌ درآمد كه‌ در پيمان‌ مورد توافق‌ قرار گرفته‌ است‌،
ب‌ . تغيير در ميزان‌ كار پيمان‌، ادعا و ساير دريافتهاي‌ تشويقي‌ در ارتباط‌ با عمليات‌ پيمان‌:
1 . تا ميزاني‌ كه‌ احتمال‌ رود اين‌ موارد منجر به‌ درآمد گردد، و
2 . اين‌ موارد را بتوان‌ به‌گونه‌اي‌ قابل‌ اتكا اندازه‌گيري‌ كرد.

8 . درآمد پيمان‌ به‌ ارزش‌ منصفانه‌ مابه‌ازاي‌ دريافتي‌ يا دريافتني‌ اندازه‌گيري‌ مي‌شود. اندازه‌گيري‌ درآمد پيمان‌ تحت‌ تأثير ابهامات‌ گوناگوني‌ است‌ كه‌ به‌ نتيجه‌ رويدادهاي‌ آتي‌ بستگي‌ دارد. براوردها اغلب‌ با وقوع‌ رويدادها و رفع‌ ابهامات‌ تجديد نظر مي‌شود. بدين‌ ترتيب‌ مبلغ‌ درآمد پيمان‌ ممكن‌ است‌ از دوره‌اي‌ به‌ دوره‌ ديگر تغيير كند. براي‌ مثال :
الف‌ . پيمانكار و كارفرما ممكن‌ است‌ در دوره‌اي‌ پس‌ از دوره‌ انعقاد پي

استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 6 گزارش‌ عملكرد مالي


استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 6
گزارش‌ عملكرد مالي


فهرست‌ مندرجات‌

شماره‌ بند
* مقدمه
1
* تعاريف
2
* اجزاي‌ عملكرد مالي‌
4 – 3
* صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌
14 – 5
* صورت‌ سود و زيان‌
15
* اقلام‌ استثنايي‌
17 – 16
* عمليات‌ متوقف‌ شده‌
25 – 18
* اقلام‌ غيرمترقبه‌
30 – 26
– اثر مالياتي‌ اقلام‌ غيرمترقبه‌ 30 – 29
* تغيير در براوردهاي‌ حسابداري‌
36 – 31
* تعديلات‌ سنواتي‌
43 – 37
– تغيير در رويه‌ حسابداري‌ 40 – 39
– اصلاح‌ اشتباه‌ 43 – 41
* تغييرات‌ حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌
46 – 44
* تاريخ‌ اجرا
47
* مطابقت‌ با استانداردهاي‌ بين‌المللي‌ حسابداري‌ 48
* پيوست‌ : نمونه‌اي‌ از اجزاي‌ عملكرد مالي‌


استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 6
گزارش عملكرد مالي‌

اين‌ استاندارد بايد با توجه‌ به‌ ” مقدمه‌اي‌ بر استانداردهاي‌ حسابداري“
مطالعه‌ و بكارگرفته‌ شود.
مقدمـه‌
1 . هدف‌ اين‌ استاندارد ملزم‌ كردن‌ واحدهاي‌ تجاري‌ به‌ انعكاس‌ مشخص‌ و بارز برخي‌ عناصر عملكرد مالي‌ است‌ تا به‌ درك‌ استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ از عملكرد مالي‌ واحد تجاري‌ طي‌ يك‌ دوره‌ كمك‌ كند و مبنايي‌ جهت‌ ارزيابي‌ عملكرد مالي‌ و جريانهاي‌ نقدي‌ آتي‌ براي‌ آنها فراهم‌ آورد.
تعاريف
2 . اصطلاحات‌ ذيل‌ در اين‌ استاندارد با معاني‌ مشخص‌ زير بكار رفته‌ است‌:
* فعاليتهاي‌ عادي‌: فعاليتهاي‌ معمول‌، تكرار شونده‌ يا منظم‌ واحد تجاري‌ (فعاليتهاي‌ تجاري‌) و همچنين‌ فعاليتهاي‌ مرتبطي‌ است‌ كه‌ به‌ تبعيت‌ و در جهت‌ پيشبرد فعاليتهاي‌ فوق‌ يا درنتيجه‌ آنها توسط‌ واحد تجاري‌ انجام‌ مي‌شود. چنانچه‌ وقوع‌ برخي‌ رويدادها، صرف‌ نظر از ماهيت غير معمول‌ يا تناوب‌ آن‌، در محيط‌ حاكم‌ بر عمليات‌ واحد تجاري‌ (اعم از اقتصادي، مقرراتي‌، جغرافيايي‌ و غيره‌) مورد انتظار باشد، آثار آنها بر عمليات‌ واحد تجاري‌ در زمره‌ فعاليتهاي‌ عادي‌ تلقي‌ مي‌شود.

* اقلام‌ استثنايي‌: اقلامي‌ با اهميت‌ است‌ كه‌ منشأ آن‌ رويدادها يا معاملاتي‌ مي‌باشد كه‌ در چارچوب‌ فعاليتهاي‌ عادي‌ شركت‌ واقع‌ مي‌گردد و به منظور ارائـه‌ تصويري‌ مطلوب‌، افشاي‌ جداگانه‌ آنها، منفرداً يا در صورت‌ تشابه‌ نوع‌، در مجموع‌، به لحاظ‌ استثنايي‌ بودن‌ ماهيت‌ يا وقوع‌ ضرورت‌ مي‌يابد.
* اقلام‌ غير مترقبه‌‌: اقلامي‌ با اهميت‌ و بسيار غير معمول‌ است‌ كه‌ منشأ آن‌ رويدادهايي‌ خارج‌ از فعاليتهاي‌ عادي‌ شركت‌ مي‌باشد و انتظار نمي‌رود به طور مكرر يا منظم‌ واقع‌ شود.

* تعديلات‌ سنواتي‌: تعديلاتي‌ با اهميت‌ است‌ كه‌ به‌ سنوات‌ قبل‌ مربوط‌ مي‌شود و از تغيير در رويه‌ حسابداري‌ يا اصلاح‌ اشتباه‌ ناشي‌ مي‌گردد. تعديلات‌ سنواتي‌، اصلاحات‌ تكرار شونده‌ معمول‌ و تعديل‌ براوردهاي‌ انجام‌ شده‌ در سنوات‌ قبل‌ را شامل‌ نمي‌شود.

* يک بخش از واحد تجاري‌: جزئي‌ از عمليات‌ واحد تجاري‌ يا گروه‌ كه‌ اهميت‌ نسبي‌ دارد و به طور جداگانه‌ قابل‌ شناسايي‌ است‌ و فعاليتها، داراييها و نتايج‌ مربوط‌ به‌ آن‌ را بتوان‌ به‌ وضوح‌ از بقيه‌ فعاليتهاي‌ واحد تجاري‌ تميز داد. يك‌ بخش‌ از واحد تجاري‌ معمولاً خطوط‌ توليد يا بازارهاي‌ جداگانه‌ خاص‌ خود را دارد و ممكن‌ است‌ يك‌ قسمت‌ تجاري‌ يا جغرافيايي‌ (به‌ شرح‌ مندرج‌ در استاندارد حسابداري‌ شماره‌ 25 باعنوان‌ ” گزارشگري‌ برحسب‌ قسمتهاي‌ مختلف“ ) يا كوچكتر از آن‌ باشد.
اجزاي‌ عملكرد مالي‌
3 . كليه‌ درآمدها و هزينه‌هاي‌ شناسايي‌ شده‌ بايد در صورت‌ سود و زيان‌ يا صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌ منعكس‌ شود. درآمدها و هزينه‌ها تنها در مواردي‌ درصورت‌ سود و زيان‌ دوره‌ انعكاس‌ نمي‌يابد كه‌ به موجب‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ مستقيماً به‌ حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ منظور مي‌شود.
4 . بخشهاي‌ متعدد فعاليتهاي‌ واحد تجاري‌ داراي‌ ويژگيهاي‌ بارزي‌ است‌ كه‌ از نظر ثبات‌، مخاطره‌ و قابليت‌ پيش‌بيني‌ باهم‌ متفاوت‌ است‌ و اين‌ امر افشاي‌ جداگانه‌ اجزاي‌ تشكيل‌دهنده‌ عملكرد مالي‌ را در صورت‌ سود و زيان‌ و صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌ ايجاب‌ مي‌كند. افشاي‌ جداگانه‌ اين‌ اجزا با هدف‌ تسهيل‌ درك‌ عملكرد مالي‌ يك‌ دوره‌ و كمك‌ به‌ استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌ به‌منظور تصميم‌گيري‌ در مورد ميزان‌ اتكا به‌ نتايج‌ دوره‌هاي‌ قبل‌ جهت‌ ارزيابي‌ نتايج‌ بالقوه‌ دوره‌هاي‌ آتي‌ صورت‌ مي‌گيرد. بنابراين‌ افشاي‌ جداگانه‌ اجزاي‌ مذكور، صرف‌نظر از ماهيت در صورتي‌ ضرورت‌ دارد كه‌ براي‌ ارزيابي‌ بعضي‌ از جنبه‌هاي‌ عملكرد مالي‌ حائز اهميت‌ باشد.
صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌
5 . صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌ به عنوان‌ يك‌ صورت‌ مالي‌ اساسي‌، بايد كل‌ درآمدها و هزينه‌هاي‌ شناسايي‌ شده‌ طي‌ دوره‌ را كه‌ قابل‌ انتساب‌ به‌صاحبان‌ سرمايه‌ است‌، به‌ تفكيك‌ اجزاي‌ تشكيل‌دهنده‌ آنها نشان‌ دهد.
6 . هدف‌ از تهيه‌ صورت‌ سود و زيان‌ و صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌، ارائه‌ كليه‌ درآمدها و هزينه‌هاي‌ شناسايي‌ شده‌ طي‌ يك‌ دوره‌ مالي‌ مي‌باشد. تمركز اصلي‌ صورت‌ سود و زيان‌ دوره‌ بردرآمدها و هزينه‌هاي‌ عملياتي‌ است‌. درآمدها و هزينه‌ها تنها در مواردي‌ در صورت‌ سود و زيان‌ منعكس‌ نمي‌شود كه‌ به طور مشخص‌ به موجب‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ مستقيماً به حساب‌حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ منظور شود. از آنجايي‌ كه‌ جهت‌ تصميم‌گيري‌ اقتصادي‌ استفاده‌كنندگان‌ صورتهاي‌ مالي‌، آگاهي‌ از كليه‌ جنبه‌هاي‌ عملكرد مالي‌ واحد تجاري‌ طي‌ دوره‌ ضرورت‌ دارد، لازم‌ است‌ كليه‌ درآمدها و هزينه‌هاي‌ شناسايي‌ شده‌ طي‌ آن‌ دوره‌ مورد ملاحظه‌ قرار گيرد. بدين‌لحاظ‌ همان‌گونه‌ كه‌ در مفاهيم‌ نظري‌ گزارشگري‌ مالي‌ مقرر شده‌، تهيه‌ و ارائـه‌ يك‌ صورت‌ مالي‌ اساسي‌ جديد با عنوان‌ ” صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌“ لازم‌ است‌ تا ميزان‌ افزايش‌ يا كاهش‌ حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ از بابت‌ درآمدها و هزينه‌هاي‌ مختلف‌ دوره‌ نشان‌ داده‌ شود.
7 . صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌ به‌ طرق‌ زير به‌ اهداف‌ گزارشگري‌ مالي‌ كمك‌ مي‌كند:
الف ‌. تركيب‌ اطلاعات‌ مربوط‌ به‌ جنبه‌ عملياتي‌ عملكرد و موارد مرتبط‌ با آن‌ با ساير جنبه‌هاي‌ عملكرد مالي‌ واحد تجاري‌.
ب‌ . ارائه‌ اطلاعاتي‌ كه‌ همراه‌ با اطلاعات‌ مندرج‌ در ساير صورتهاي‌ مالي‌ اساسي‌، براي‌ ارزيابي‌ بازده‌ سرمايه‌گذاري‌ در يك‌ واحد تجاري‌ مفيد واقع‌ شود.


8 . صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌ بايد موارد زير را به‌ ترتيب‌ نشان‌ دهد:
الف‌ . سود يا زيان‌ خالص‌ دوره‌ طبق‌ صورت‌ سود و زيان‌.
ب‌ . ساير درآمدها و هزينه‌هاي‌ شناسايي‌ شده‌ به‌ تفكيك‌.
ج ‌ . تعديلات‌ سنواتي‌.

9 . از آنجا كه‌ صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌ دربرگيرنده‌ كليه‌ درآمدها و هزينه‌هاي‌ شناسايي‌ شده‌، اعم از تحقق‌ يافته‌ و تحقق‌ نيافته‌ است‌، سود يا زيان‌ خالص‌ دوره‌ مالي‌ به عنوان‌ اولين‌ قلم‌ در صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌ انعكاس‌ مي‌يابد. اين‌ بدان‌ معني‌ است‌ كه‌ صورت‌ سود و زيان‌ دوره‌، يكي‌ از اقلام‌ صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌ را به‌ تفصيل‌ نشان‌ مي‌دهد و ساير درآمدها و هزينه‌هاي‌ شناسايي‌ شده‌، به‌طور جداگانه‌ در صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌ انعكاس‌ مي‌يابد.
10 . ساير درآمدها و هزينه‌هاي‌ شناسايي‌ شده‌ شامل‌ موارد زير است‌:
الف ‌. درآمدها و هزينه‌هاي‌ تحقق‌ نيافته‌ ناشي از تغييرات‌ ارزش‌ داراييها و بدهيهايي‌ كه‌ اساساً به منظور قادر ساختن‌ واحد تجاري‌ به‌ انجام‌ عمليات‌ به نحو مستمر نگهداري‌ مي‌شـود و به موجب‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ مربوط‌ مستقيماً به‌ حقـوق‌ صاحبـان‌ سرمايـه‌ منظـور مي‌شود (از قبيل‌ درآمدهـا و هزينه‌هاي‌ ناشي از تجـديـد ارزيابي‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود).
ب‌ . درآمدها و هزينه‌هايي‌ كه‌ طبق‌ استانداردهاي‌ حسابداري‌ به‌ استناد قوانين‌ آمره‌ مستقيماً در حقوق‌ صاحبان‌ سرمايه‌ منظور مي‌شود (از قبيل‌ مابه‌التفاوتهاي‌ حاصل از تسعير داراييها و بدهيهاي‌ ارزي‌ موضوع‌ ماده‌ 136 قانون‌ محاسبات‌ عمومي‌).

11 . موارد مندرج‌ در رديفهاي‌ الف‌ و ب‌ بند 8 ، سود يا زيان‌ جامع‌ سال‌ را تشكيل‌ مي‌دهد. تعديلات‌ سنواتي‌ (مشتمل‌بر آثار انباشته‌ تغيير در رويه‌هاي‌ حسابداري‌ و اصلاح‌ اشتباه‌) حسب‌ مورد از سود يا زيان‌ جامع‌ سال‌ كسر يا به‌ آن‌ اضافه‌ مي‌شود تا سود يا زيان‌ جامع‌ شناسايي‌ شده‌ در فاصله‌ تاريخ‌ صورتهاي‌ مالي‌ دوره‌ قبل‌ و پايان‌ دوره‌ مالي‌ جاري‌ به‌دست‌ آيد.
12 . نظر به‌ اينكه‌ صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌ دربرگيرنده‌ كليه‌ درآمدها و هزينه‌هاي‌ شناسايي‌ شده‌ طي‌ دوره‌ ازجمله‌ درآمدها و هزينه‌هاي‌ تحقق‌ نيافته‌ است‌، تحقق‌ بعدي‌ اقلام‌ اخيرالذكر منجر به‌ گزارش‌ مجدد آنها در صورت‌ سود و زيان‌ نمي‌شود. در نتيجه‌، هرگاه‌ تغييري‌ در ارزش‌ يك‌ دارايي‌ ايجاد شود يا آن‌ دارايي‌ به‌ فروش‌ رسد، سود يا زيان‌ گزارش‌ شده‌ معادل‌ تفاوت‌ ارزش‌ جديد يا عوايد فروش‌ دارايي‌ و آخرين‌ مبلغ‌ دفتري‌ آن‌ است‌. براي‌ مثال‌ درآمد تحقق‌ نيافته‌ ناشي از تجديد ارزيابي‌ يك‌ دارايي‌ ثابت‌ مشهود درصورت‌ سود و زيان‌ جامع‌ دوره‌ تجديد ارزيابي‌ انعكاس‌ مي‌يابد. تحقق‌ تمام‌ يا بخشي‌ از درآمد مزبور به‌ هنگام‌ فروش‌ دارايي‌ در دوره‌هاي‌ بعدي‌، درآمد آن‌ دوره‌ محسوب‌ نمي‌شود بلكه‌ مبين‌ درآمدي‌ است‌ كه‌ قبلاً تا زمان‌ تجديد ارزيابي‌ شناسايي‌ شده‌ است‌.
13 . هرگاه‌ اجزاي‌ صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌ محدود به‌ سود يا زيان‌ خالص‌ دوره‌ و تعديلات‌ سنواتي‌ باشد، ارائـه‌ صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌ ضرورتي‌ ندارد. در چنين‌ حالتي‌ بايد در يادداشتي‌ ذيل‌ صورت‌ سود و زيان‌ دوره‌، عدم‌ لزوم‌ ارائـه‌ صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌ افشا شود.
14 . در موارد مذكور سود يا زيان‌ خالص‌ دوره‌ مندرج‌ در صورت‌ سود و زيان‌ و نيز تعديلات‌ سنواتي‌ مندرج‌ در گردش‌ حساب‌ سود (زيان‌) انباشته‌ توأماً اطلاعات‌ كافي‌ در مورد كل‌ درآمدها و هزينه‌هاي‌ شناسايي‌ شده‌ طي‌ دوره‌ ارائه‌ مي‌دهد. در چنين‌ حالتي‌ ارائـه‌ يادداشتي‌ ذيل‌ صورت‌ سود و زيان‌ به‌ شرح‌ زير كفايت‌ مي‌كند : ” از آنجا كه‌ اجزاي‌ سود و زيان‌ جامع‌ محدود به‌ سود (زيان‌) دوره‌ و تعديلات‌ سنواتي‌ است‌، صورت‌ سود و زيان‌ جامع‌ ارائه‌ نشده‌ است‌“.
صورت‌ سود و زيان‌
15 . براي‌ اينكه‌ اطلاعات‌ ارائه‌ شده‌ در صورت‌ سود و زيان‌ جهت‌ تصميم‌گيريهاي‌ اقتصادي‌ مفيد واقع‌ شود، بايد اجزاي‌ صورت‌ سود و زيان‌ طبق‌ بند 58 استاندارد حسابداري‌ شمـاره‌ 1
با عنوان نحوه‌ ارائه‌ صورتهاي‌ مالي‌ نشان‌ داده‌ شود. ارائه‌ جداگانه‌ اقلام‌ استثنايي‌ و نتايج‌ مربوط‌ به‌ عمليات‌ متوقف‌ شده‌ نيز ازجمله‌ مواردي‌ است‌ كه‌ برمفيدبودن‌ اطلاعات‌ ارائه‌ شده‌ مي‌افزايد.
اقلام‌ استثنايي‌
16 . اقلام‌ استثنايي‌ بايد در محاسبه‌ سود يا زيان‌ فعاليتهاي‌ عادي‌ منظور شود . مبلغ‌ هر قلم‌ استثنايي‌ (منفرداً يا در صورت‌ تشابه‌ نوع‌، در مجموع‌) بايد به طور جداگانه‌ و ترجيحاً در متن‌ صورت‌ سود و زيان‌ تحت‌ سرفصل‌ درآمد يا هزينه‌ مربوط‌ منعكس‌ گردد . اعم از اينكه‌ انعكاس‌ اين‌ اقلام‌ در متن‌ صورت‌ سود و زيان‌ يا در يادداشتهاي‌ توضيحي‌ صورت‌ گيرد، اين‌ اقلام‌ بايد به‌عنوان‌ اقلام‌ استثنايي‌ قابل‌ تشخيص‌ باشد و اين‌گونه‌ تصريح‌ گردد . شرح‌ مناسبي‌ در مورد هر يك از اقلام‌ استثنايي‌ جهت‌ درك‌ ماهيت‌ اين‌ اقلام‌ ضروري‌ است‌.
17 . نمونه‌ اقلامي‌ كه‌ ممكن‌ است‌ درصورت‌ با اهميت‌ بودن‌، استثنايي‌ تلقي‌ شود عبارت‌ است‌ از:
الف‌. زيانهاي‌ ناشي از بلاياي‌ طبيعي‌ در مناطقي‌ كه‌ وقوع‌ آنها به‌طور متناوب‌ انتظار مي‌رود،
ب . هزينه‌هاي‌ اخراج‌ دسته‌ جمعي‌ كاركنان‌ شاغل‌ در بخشهاي‌ فعال‌ واحد تجاري‌،
ج‌‌ . هزينه‌هاي‌ تجديد سازمان‌،
د . به‌ هزينه‌ بردن‌ داراييهاي‌ نامشهود خارج‌ از فرايند استهلاك‌،
ﻫ . زيان‌ انتقال‌ صنايع‌ مزاحم‌ به‌ خارج‌ از محدوده‌ شهرها، طبق‌ مقررات‌ جاري‌،
و . كمكهاي‌ بلاعوض‌ غيرسرمايه‌اي‌ دريافتي‌ و كمكهاي‌ بلاعوض‌ پرداختي‌،
ز . سود يا زيان‌ فروش‌ داراييهاي‌ ثابت‌ مشهود و سرمايه‌گذاريهاي‌ بلندمدت‌،
ح ‌. سود يا زيان‌ فروش‌ يا توقف‌ عمليات‌ يك‌ بخش‌ از واحد تجاري‌،
ط . هزينه‌هاي‌ غيرمعمول‌ مربوط‌ به‌ مطالبات‌ مشكوك‌الوصول‌ و كاهش‌ ارزش‌ موجودي‌ مواد و كالا،
ي ‌. ذخيره‌هاي‌ غيرمعمول‌ براي‌ زيانهاي‌ ناشي از پيمانهاي‌ بلندمدت‌،
ك ‌. وجوه‌ مازاد ناشي از حل‌ و فصل‌ ادعاي‌ خسارت‌ از شركتهاي‌ بيمه‌،
ل ‌. هزينه‌هاي‌ جذب‌ نشده‌ ناشي از عدم‌ دستيابي‌ به‌ ظرفيت‌ معمول‌ (عملي‌) مورد انتظار و ضايعات‌ غيرعادي‌، و
م ‌. سود يا زيان‌ ناشي از حل‌ و فصل‌ دعاوي‌ برله‌ يا عليه‌ شركت‌.
عمليات‌ متوقف‌ شده‌
18 . در صورت‌ توقف‌ عمليات‌ يك‌ بخش‌ از واحد تجاري‌ لازم‌ است‌ نتايج‌ عمليات‌ بخش‌ متوقف‌ شده‌ ازجمله‌ سود يا زيان‌ حاصل از واگذاري‌ آن‌ بخش‌ به طور جداگانه‌ در صورت‌ سود و زيان‌ منعكس‌ شود. براي‌ اين‌ منظور درآمدها و هزينه‌هاي‌ عملياتي‌ مربوط‌ به‌ بخش‌ متوقف‌ شده‌ بايد در سرفصلهاي‌ مربوط‌ و ترجيحاً در متن‌ صورت‌ سود و زيان‌ به طور جداگانه‌ نمايش‌ يابد. همچنين‌ سود يا زيان‌ حاصل از واگذاري‌ بخش‌ متوقف‌ شده‌، پس‌ از تهاتر كليه‌ ذخاير مربوط‌ به‌ هزينه‌هاي‌ غير قابل‌ بازيافت‌ عمليات‌ توقف‌، بايد پس‌ از سود (زيان‌) عملياتي‌ در صورت‌ سود و زيان‌ منعكس‌ شود.


استاندارد حسابداری شماره 5 رویدادهای بعد از تاریخ ترازنامه (تجدیدنظر شده 1384)

  ثبت محدود- ثبت تعاونی- تغییرات - ثبت شرکت –تغییرات خاص –تغییرات محدود – صورتجلسات – پلمپ دفاتر
صرفه جویی در زمان و هزینه با ثبت شرکت ارشیا

 

استاندارد حسابداری شماره 5
رویدادهای بعد از تاریخ ترازنامه
(تجدیدنظر شده 1384)

فهرست مندرجات


شماره بند
¾ پیشگفتار (3) – (1)
¾ استاندارد حسابداری شماره 5 ” رویدادهای بعد از تاریخ ترازنامه“
* هدف 1
* دامنه کاربرد 2
* تعاریف 5 - 3
* شناخت و اندازه‌گیری 11 - 6
 رویدادهای تعدیلی بعد از تاریخ ترازنامه 7 - 6
 رویدادهای غیرتعدیلی بعد از تاریخ ترازنامه 9 - 8
 سود سهام 11 - 10
* تداوم فعالیت 13 - 12
* افشا 19 - 14
 تاریخ تأیید صورتهای مالی 15 - 14
 به روز کردن افشا درباره شرایط موجود در تاریخ ترازنامه 17 - 16
 رویدادهای غیرتعدیلی بعد از تاریخ ترازنامه 19 - 18
* تاریخ اجرا 20
* مطابقت با استانداردهای بین‌المللی حسابداری 21
* پیوست : مبانی نتیجهگیری

پیشگفتار

(1) استاندارد حسابداری شماره 5 با عنوان رویدادهای بعد از تاریخ ترازنامه که در تاریخ تيرماه 1385 توسط مجمع عمومی سازمان حسابرسی تصویب شده است جایگزین استاندارد حسابداری شماره 5 باعنوان رویدادهای بعد از تاریخ ترازنامه مصوب 1379 می‌شود و الزامات آن در‌مورد صورتهای مالی که دوره مالی آنها از تاریخ 1/1/1385 و بعد ازآن شروع می‌شود، لازم‌الاجراست.
دلیل تجدیدنظر در استاندارد
(2) این تجدیدنظر با هدف هماهنگی بیشتر با استانداردهای بین‌المللی حسابداری و بهبود استاندارد قبلی، انجام شده است.
تغییر اصلی
(3) تغییر اصلی نسبت به استاندارد قبلی، مربوط به سود سهام پیشنهادی است که در بندهای 10 و 11 ارائه شده است. براساس الزامات مندرج در این بندها، سود سهام مصوب بعد از تاریخ ترازنامه یا سود سهام پیشنهادی، به‌عنوان بدهی در تاریخ ترازنامه شناسایی نمی‌شود.

 



این استاندارد باید با توجه به ” مقدمه‌ای بر استانداردهای حسابداری“
مطالعه و بکار گرفته شود.
هدف
1 . هدف این استاندارد تعیین الزامات زیر است:
الف . مواردی که صورتهای مالی بابت رویدادهای بعد از تاریخ ترازنامه تعدیل می‌شود، و
ب . افشای اطلاعات درباره رویدادهای بعد از تاریخ ترازنامه تا تاریخ تأیید صورتهای مالی.
همچنین طبق این استاندارد اگر رویدادهای بعد از تاریخ ترازنامه بیانگر نامناسب بودن بکارگیری فرض تداوم فعالیت باشد، واحد تجاری نباید صورتهای مالی خود را برمبنای تداوم فعالیت تهیه کند.

دامنه کاربرد
2 . این استاندارد باید برای گزارشگری مالی رویدادهای بعد از تاریخ ترازنامه بکار گرفته شود.
تعاریف
3 . اصطلاحات ذیل در این استاندارد با معانی مشخص زیر بکار رفته است :
رویدادهای بعد از تاریخ ترازنامه : رویدادهای مطلوب و نامطلوبی است که بین تاریخ ترازنامه و تاریخ تأیید صورتهای مالی رخ می‌دهد. این رویدادها را می‌توان به دو گروه طبقه‌بندی کرد :
الف. رویدادهای تعدیلی بعد از تاریخ ترازنامه : رویدادهایی که شواهدی در‌ ‌مورد شرایط موجود در تاریخ ترازنامه فراهم می‌کند، و
ب . رویدادهای غیرتعدیلی بعد از تاریخ ترازنامه : رویدادهایی که بیانگر شرایط ایجاد شده بعد از تاریخ ترازنامه است.
تاریخ تأیید صورتهای مالی : تاریخی است که مدیریت، صورتهای مالی را به‌طور رسمی و برای آخرین بار به‌منظور انتشار، تأیید می‌کند. تاریخ تأیید صورتهای مالی تلفیقی، تاریخی است که صورتهای مالی یاد شده توسط مدیریت واحد تجاری اصلی به‌منظور انتشار تأیید می‌شود.
4 . فرایند تأییدصورتهای مالی به‌منظور انتشار باتوجه به ساختار مدیریت، الزامات قانونی و روشهای تهیه و نهایی‌کردن صورتهای مالی، متفاوت می‌باشد.
5 . در اغلب موارد، واحدهای تجاری ملزمند صورتهای مالی خود را بعد از انتشار، به تصویب مجمع عمومی یا سایر ارکان صلاحیتدار برسانند. در چنین مواردی، تاریخ تأیید صورتهای مالی، تاریخ تأیید برای انتشار اولیه است، نه تاریخی که در آن صورتهای مالی توسط ارکان یاد شده تصویب شده است.
شناخت و اندازه‌گیری
رویدادهای تعدیلی بعد ازتاریخ ترازنامه
6 . واحد تجاری باید به‌منظور انعکاس رویدادهای تعدیلی بعد از تاریخ ترازنامه، مبالغ شناسایی شده در صورتهای مالی خود را تعدیل کند.
7 . موارد زیر نمونه‌هایی از رویدادهای تعدیلی بعد از تاریخ ترازنامه است که واحد تجاری را ملزم می‌کند تا مبالغ شناسایی شده در صورتهای مالی را تعدیل یا اقلامی را شناسایی کند که قبلاً شناسایی نشده است :
الف . حل و فصل یک دعوای حقوقی بعد از تاریخ ترازنامه‌که وجود تعهد فعلی واحد تجاری در تاریخ ترازنامه را تأیید می‌کند. واحد تجاری هرنوع ذخیره شناسایی شده قبلی مربوط را طبق استاندارد حسابداری شماره 4 باعنوان ذخایر، بدهیهای احتمالی و داراییهای احتمالی تعدیل می‌کند. واحد تجاری نباید تنها به افشای بدهی احتمالی ناشی از حل و فصل دعوای حقوقی فوق اکتفا کند، زیرا حل و فصل دعوای یاد شده شواهد اضافی مبنی‌بر لزوم تعدیل ذخیره را در تاریخ ترازنامه تأیید می‌کند.
ب . اطلاعات دریافتی بعد از تاریخ ترازنامه بیانگر آن باشد که ارزش یک دارایی در تاریخ ترازنامه کاهش یافته‌ یا‌ مبلغ زیان‌کاهش ارزش شناسایی شده قبلی برای آن دارایی نیازمند تعدیل است، برای مثال :
- ورشکستگی یک مشتری که بعد از تاریخ ترازنامه رخ می‌دهد، معمولاً مؤید وجود زیان در‌مورد یک حساب دریافتنی تجاری در تاریخ ترازنامه است و واحد تجاری لازم است مبلغ دفتری حسابهای دریافتنی تجاری را تعدیل کند، و
- فروش موجودی کالا بعد از تاریخ ترازنامه ممکن است شواهدی درباره خالص ارزش فروش آنها در تاریخ ترازنامه فراهم کند.
ج . مشخص شدن بهای تمام شده داراییهای خریداری شده یا عواید حاصل از فروش داراییها بعد از تاریخ ترازنامه، چنانچه معاملات قبل از تاریخ ترازنامه انجام شده باشد،
د . تعیین مبلغ پرداختهای مربوط به مشارکت در سود یا پاداش بعد از تاریخ ترازنامه،
در صورتی که واحد تجاری در تاریخ ترازنامه تعهد فعلی قانونی یا عرفی برای چنین پرداختهایی، درنتیجه رویدادهای قبل از تاریخ مذکور، داشته باشد،
ﻫ . تصویب سود سهام توسط مجمع عمومی شرکتهای فرعی و وابسته برای دوره یا دوره‌‌های قبل از تاریخ ترازنامه شرکت اصلی یا همزمان با آن،
و . دریافت وجه یا مشخص شدن مبلغ قابل وصول بابت ادعاهای خسارت از شرکتهای بیمه که در تاریخ ترازنامه در مرحله مذاکره بوده است، و
ز . کشف موارد تقلب یا اشتباهی که حاکی از نادرست بودن صورتهای مالی است.
رویدادهای غیرتعدیلی بعد از تاریخ ترازنامه
8 . واحد تجاری نباید به‌منظور انعکاس رویدادهای غیرتعدیلی بعد از تاریخ ترازنامه، مبالغ شناسایی شده در صورتهای مالی خود را تعدیل کند.
9 . نمونه‌ای از رویداد غیرتعدیلی بعد از تاریخ ترازنامه، کاهش ارزش بازار سرمایه‌گذاریها بین تاریخ ترازنامه و تاریخ تأیید صورتهای مالی است. کاهش ارزش بازار معمولاً به وضعیت سرمایه‌گذاریها در تاریخ ترازنامه مربوط نمی‌شود، بلکه منعکس‌کننده وضعیتهایی است که پس از تاریخ ترازنامه ایجاد شده است. بنابراین، واحد تجاری مبالغ شناسایی شده از بابت سرمایه‌گذاریها را در صورتهای مالی خود تعدیل نمی‌کند. همچنین، واحد تجاری مبالغ افشا شده در‌مورد سرمایه‌گذاریها را در تاریخ ترازنامه به‌روز نمی‌کند، اگرچه ممکن است براساس الزامات مندرج در بند 19 اطلاعات بیشتری افشا کند.
سود سهام
10 . واحد تجاری نباید سود سهام مصوب بعد از تاریخ ترازنامه یا سود سهام پیشنهادی را به‌عنوان بدهی در تاریخ ترازنامه شناسایی کند.
11 . با توجه به اینکه طبق اصلاحیه قانون تجارت تصویب سود سهام از اختیارات مجمع عمومی صاحبان سهام است لذا پیشنهاد تقسیم سود توسط هیئت مدیره به‌عنوان بدهی در تاریخ ترازنامه شناسایی نمی‌شود، زیرا با توجه به استاندارد حسابداری شماره 4 با عنوان ذخایر، بدهیهای احتمالی و داراییهای احتمالی در تاریخ ترازنامه تعهد فعلی وجود ندارد. پیشنهاد هیئت مدیره در‌مورد تقسیم سود، در یادداشتهای توضیحی صورتهای مالی افشا می‌شود.
تداوم فعالیت
12 . چنانچه بعد از تاریخ ترازنامه، انحلال واحد تجاری یا توقف فعالیتهای آن توسط ارکان صلاحیتدار اعلام شود، یا اینکه واحد تجاری عملاً ناگزیر به انجام این امر گردد، صورتهای مالی نباید برمبنای تداوم فعالیت تهیه شود.
13 . روند نامطلوب نتایج عملیات و وضعیت مالی بعد از تاریخ ترازنامه ممکن است مبین لزوم بررسی درخصوص مناسب بودن کاربرد فرض تداوم فعالیت باشد. چنانچه فرض تداوم فعالیت مصداق نداشته باشد، آثار آن چنان فراگیر است که این استاندارد به‌جای تعدیل مبالغ شناسایی شده، تغییری اساسی در مبنای حسابداری مورد عمل را الزامی می‌کند.
افشا
تاریخ تأييد صورتهای مالی
14 . واحد تجاری باید تاریخ تأیید صورتهای م


روزنامه رسمی

مشاوره ثبت شرکت
دفاتر پستی منتخب

ثبت شرکت برای اتباع خارجی

موضوعات پرکاربرد ثبتی :
ثبت شرکت در سراسر ایران

ثبت شرکت در تهران
سایر محلات تهران
واتس آپ
تماس