به پرتال ثبت شرکت ارشیا خوش آمدید امروز : شنبه ، 11 بهمن 1404
ثبت شرکت

جستجو در سایت

پلمپ دفاتر 1396

انجمن ثبت شرکت ایران

ثبت شرکت در سراسر ایران :
موضوع مناسب برای ثبت شرکتها

سایر امور ثبتی :
ثبت برند در تهران
سایر محلات تهران

ثبت شرکت -شرکت برای مدت معین تشکیل گردیده و آن مدت منقضی شده باشد

 

 

شرکت برای مدت معین تشکیل گردیده و آن مدت منقضی شده باشد

 


مدت شرکت یکی از عناصر اساسی تشکیل شرکت به حساب می آید . به نحوی که اظهار نامه تشکیل،  اساسنامه ،  و طرح اعلامیه پذیره نویسی در مورد شرکت سهامی عام   به عنوان اسناد بنیادین تاسیس شرکت همگی در برگیرنده قید مدت شرکت هستند . در نتیجه ، چنانچه مدت شرکت نامحدود نباشد ، بایستی برای آن مدت معینی پیش بینی گردد. در حالت اخیر ، به محض پایان مدت، شرکت منحل شده تلقی می گردد و نقش مجمع عمومی فوق العاده تنها تصمیم به اعلام انحلال و تعیین راهکار و شیوه اداره تصفیه خواهد بود .
در صورتی که پیش از پایان مدت شرکت ، مجمع عمومی فوق العاده تشکیل و بند اساسنامه مربوط به مدت شرکت را اصلاح و مدت را تمدید یا نا محدود سازند ، دیگر خطر انحلال بر موجودیت شرکت سنگینی نخواهد کرد . در غیر این صورت پایان مدت شرکت ، برابر با پایان حیات آن به شمار خواهد رفت. این اثر کاملا قابل درک است . زیرا که با پایان به خودی خود شرکت، دیگر وجود ماهیتی حقوقی متصور نیست تا مدت آن تجدید و تمدید گردد. به همین جهت ، با انقضای مدت شرکت ، تصور تجدید مدت شرکت نیز وجود ندارد. نتیجه ای که به روشنی از بخش آخر بند 2 ماده 199 به دست می آید .

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره 77516567-021 و 09128069819 تماس حاصل فرمایید و یا به شماره 500011008069819 پیامک ارسال فرمایید


ثبت شرکت-موضوع شرکت انجام شده یا انجام آن غیر ممکن شده باشد

موضوع شرکت انجام شده یا انجام آن غیر ممکن شده باشد

پایان حیات یک شرکت در صورتی که موضوع آن انجام شده یا غیر ممکن گردیده باشد ، از جهات انحلال شرکت به شمار می رود. چنانچه موضوع فعالیت شرکت مورد خاص بوده و محقق گردیده باشد . مثلا اگر موضوع شرکت احداث سد در منطقه ای خاص ريال ساخت راه میان دو شهر و یا انجام هر برنامه تعریف شده دیگر باشد، با تکمیل پروژه مورد نظر بخش اول عنوان بالا محقق گردیده و باید شرکت را منحل شده تلقی نمود. همچنین است اگر موضوع شرکت، به علت حدوث امور خارج از توان اشخاص متعارف و یا تحت تاثیر رویدادهای پیش بینی نشده غیر ممکن شود.
در حقیقت غیر ممکن گردیدن انجام موضوع شرکت را باید ناشی از مانعی دانست که از مصادیق قوه قاهره یا در حکم آن است . اگر موضوع شرکتی ساخت تاسیساتی در جزیره معینی باشد ، به علت فرو رفتن جزیره مورد نظر رد آب، انجام موضوع منتفی می گردد و یا چنانچه موضوع شرکت ساخت مجموعه ای در قصر شیرین درسال 1359 بوده باشد که با جنگ 8 ساله اجرای طرح غیر ممکن شود، را میتوان از موارد غیر ممکن شدن موضوع دانست .
حال و با فرض رخ دادن از هر یک از دو حالت گفته شده ، آیا می توان تنها با تغییر موضوع از پایان حیات آن و پیامدهای بعدی جلوگیری به عمل آورد ؟در پاسخ دو دیدگاه شایان بررسی به نظر می رسند :
به موجب دیدگاه نخست که ظاهرا مورد پذیرش قانون گذار نیز است ، با انجام یاغیر ممکن شدن موضوع شرکت اصولا شرکت منحل گردیده و ماهیتی وجود ندارد تا درباره موضوع آن تصمیم گیری شود . در واقع چون شرکت در عالم حقوق موجودیت خود را از دست داده، برای مجمع عمومی فوق العاده به عنوان یکی از ارکان آن، برای تغییر موضوع شرکت به طریق اولی نمی توان موجودیت تصور نمود. برای تحکیم این دیدگاه ، به برخی اشارات در لایحه اصلاحی قانون تجارت 1347 می توان توجه نمود. از جمله در بند 2 ماده 199 مرقوم ، به مجمع مزبور اجازه داده شده تا پیش از پایان مدت شرکت، به تمدید مدت شرکت اقدام کند.
حال اگر همان راهکار برای بند یک مورد بحث در تصور قانون گذار وجود داشت ، به طریقی مورد اشاره قرار می گرفت . افزون بر استدلال بالا همان گونه که خواهیم دید در بند 4 ماده 201 لایحه مقرر شده که اگر مجمع عمومی فوق العاده جهت انحلال شرکت به علت انجام یا غیر ممکن شدن تشکیل نشود یا رای به انحلال ندهد، دادگاه با درخواست هر ذی نفع حکم به انحلال شرکت خواهد داد. اگذ قصد مقنن، دادن فرصت تغییر موضوع شرکت در حالات گفته شده ، پیش از صدور حکم به انحلال شرکت از سوی دادگاه بود، مرجع اخیر را مکلف به اخطار و اعطای مهلت به شرکت جهت رفع علت انحلال می نمود . همچنین موسسان و سهامداران چنین شرکتی و به خصوص خرده سهامداران با امضای اساسنامه یا ورود بعدی به شرکت تا انجام موضوع شرکت ، خود را بخشی از رابطه حقوقی ناشی از مشارکت منظور نموده و نمی توان برخلاف خواست قابل توجیه آنها با تغییر موضوع شرکت ایشان را در بند این رابطه نگه داشت .
لذا چنین می نماید که در نگاه قانون گذار امکان تغییر موضوع شرکت در صورت انجام موضوع یا غیر ممکن شدن انجام آن ، جایی نداشته باشد .
در دیدگاه دوم اگرچه با گرایش قانون گذاری سازگاری ندارد ، لکن با منطق حقوقی و مصالح اقتصادی در یک راستا قرار می گیرند . به موجب این دیدگاه با پایان موضوع شرکت و یا غیر ممکن شدن آن ، اگر شرکت را به خودی خود منحل شده بدانیم و مجمع عمومی فوق العاده به عنوان رکن ذی صلاح ونماینده اراده جمعی شرکت و شرکا را از تصمیم به ادامه حیات شرکت با تغییر موضوع آن منع سازیم، بدون هیچ توجیهی و بر خلاف اراده جمعی شرکا که مخل حقوق اشخاص ثالث و یا نظم عمومی نیز نیست ، به حیات نهادی اقتصادی مهر پایان زده که پیامدهای زیانبار اقتصادی –اجتماعی آن بی نیاز از شمارش است . این استدلال به ویژه در مورد غیر ممکن شدن موضوع شرکت از توجیه بیشتر برخوردار مینماید . چرا که ممکن است برای شرکت و سهامداران تحمل انتظار برای برطرف شدن عامل غیر ممکن گردیدن موضوع شرکت ، مثلا در مثال بالا پایان جنگ ، به مراتب مطلوب تر از انحلال شرکت باشد . به علاوهه معیار دقیقی برای غیر ممکن شدن موضوع شرکت وجود ندارد . مثلا در آغاز جنگ هشت ساله عراق با ایران، حتی در تصور دقیق ترین تحلیلگر سیاسی – نظام دوام جنگ برای نزدیک به یک دهه وجود نداشت. حال چگونه می توان از انسانهای متعارف انتظار تشخیص نقطه معین زمانی برای تحقق معیار غیر ممکن شدن ودر نتیجه ، انحلال شرکت را داشت . در نتیجه ، بایستی امکان تغییر موضوع در حالات مورد تحث را در رویه ثبت شرکتها و محاکم به منظور رفع خلا موجود فراهم ساخت .
در همین راستا بخش اخیر بند 1 ماده 684 لایحه اصلاحی قانون تجارت 1384 ، امکان تغییر موضوع شرکت را از طریق اصلاح اساسنامه در صورت انجام یا نا ممکن شدن موضوع شرکت ، به رسمیت شناخته است .

جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره 77516567-021 و 09128069819 تماس حاصل فرمایید و یا به شماره 500011008069819 پیامک ارسال فرمایید


ثبت شرکت- پایان حیات شرکت سهامی

شرکتهای تجاری و از جمله شرکتهای سهامی، همانند هر شخص حقوقی دیگر به دلایل مختلف به پایان عمر و فعالیت خود می رسند . پایان حیات شخصیت حقوقی با مفهوم انحلال همزاد است. انحلال از معنای گسترده تری از آنچه قانون گذار برشمرده برخوردار است ، به نحوی که بطلان شرکت که شیوه ای خاص برای ختم فعالیت تجاری به شمار می رود را نیز باید در همین مفهوم مد نظر قرار داد ، هر چند که در لایحه اصلاحی قانون تجارت 347، بطلان شرکت از موارد انحلال به شمار نیامده باشد .
ویژگی ممیزه شرکتهای تجاری از دیگر اشخاص حقوقی به گونه ای با مفهوم انحلال پیوند دارد . چرا که ، اشخاص حقوقی غیر تجاری تنها با تصمیم اعضا و یا به حکم دادگاه منحل می گردند. در صورتی که شرکتهای تجاری افزون بر دو شیوه گفته شده ممکن است قهرا به دلیل ورشکستگی ، به انحلال کشیده شوند . شیوه اخیر از انحلال ، تابع قواعد بسیار سختگیرانه بوده و بخش مهمی از حقوق تجارت را شکل می دهد .علاوه بر اختصاص بخش 10 لایحه اصلاحی قانون تجارت 1347 که در بر گیرنده سی و چهار ماده به انحلال و تصفیه شرکتهای سهامی است ، قانون گذار بخش ورشکستگی را در قانون تجارت در سه باب و 144 ماده نیز پیش بینی نموده که عمدتا قابل اعمال بر شرکتهای تجاری و از جمله شرکت سهامی است . چنانچه قانون تصفیه امور ورشکستگی سال 1318 و آیین نامه ورشکستگی را نیز بر مقررات بالا بیفزاییم ، انحلال از راه ورشکستگی ، گسترده ترین بخش و پیچیده ترین شیوه انحلال به شمار می رود. شیوه اخیر از انحلال دربحث حقوق ورشکستگی و در مبحثی جدا از حقوق شرکتهای مورد بحث قرار می گیرد . این امر نه فقط به دلیل احکامم ویژه ورشکستگی بلکه به جهت آنکه مفهوم ورشکستگی خاص شرکتهای تجاری نبوده بلکه ناظر بر همه بازرگانان است ، قابل درک می نماید.

 

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره 77516567-021 و 09128069819 تماس حاصل فرمایید و یا به شماره 500011008069819 پیامک ارسال فرمایید


ثبت شرکت-تقسیم سود و زیان در شرکت با مسئولیت محدود

تقسیم سود و زیان در شرکت با مسئولیت محدود

به عنوان قاعده ، در شرکت با مسئولیت محدود سود حاصل از فعالیتهای شرکت بر اساس میزان سرمایه هر شریک تعیین وتوزیع می شود . این قاعده نه تنها در رابطه با شرکت مزبور ، بلکه نسبت به منافع به دست آمده از فعالیت همه شرکتهای تجاری اعمال می گردد. ماده 108 قانون تجارت ضمن بیان حکم یاد شده بر غیر آمره بودن آن در شرکت با مسئولیت حدود به شرح زیر حکایت دارد:
"روابط بین شرکا تابع اساسنامه است اگر در اساسنامه راجع به تقسیم نفع و ضرر مقررات خاصی نباشد تقسیم مزبور به نسبت سرمایه شرکا به عمل خواهد آمد "
در ماده بالا ، استثنای وارد بر قاعده تقسیم سود وزیان به نسبت سرمایه ، ذکر خلاف در اساسنامه شرکت است . اینکه اساسنامه تا چه حدودی امکان پیش بینی مقررات متفاوت از تقسیم سود به نسبت سرمایه را دارد ، نکته بسیار تعیین کننده به شمار می رود. این استثنا در اساسنامه را به چند شیوه می توان تحلیل نمود؛ اینکه برای سهم الشرکه خاصی همانند سهام ممتازه در شرکت سهامی ، به عنوانی ویژه مانند سهم الشرکه ممتازه معین ساخت و یا آنکه بر اساس ویژگیهای شریک یا شرکای مورد نظر برای سهم الشرکه آنها امتیازات ویژه ای قائل شد .در مورد راهکار نخست باید یاد آور گردید ، که اصولا با توجه به منع صدور برگ سهم در شرکت با مسئولیت محدودو عدم امکان تمایز میان سهم الشرکه ها از یکدیگر ، به نظر می رسد تمایز میان سرمایه این نوع شرکت بر اساس امتیاز متصور نباشد . چرا که در شرکت سهامی، با ذکر عنوان سهام ممتازه یا هر نوع عنوان ممیزه دیگر به همراه امتیازات متعلقه بر روی برگ سهم ، می توان بدون توجه به دارنده آنها میان سهام تمایز برقرار نمود. بنابراین ، در شرکت با مسئولیت محدودبر خلاف شرکت سهامی، تنها به اعتبار شریک و نه خود سهم امکان اعطای امتیاز وجود دارد . زیرا که در شرکت سهامی در صورت انتقال سهام ممتاز ، امتیازات اعطایی نیز به همراه سهام مزبور واگذار می شود، مگر آنکه مشخصا امتیازات متعلقه به اعتبار دارنده و شخص معینی اعطا شده باشد . در حالی که در شرکت با مسئولیت محدود، به علت منع صدور برگ سهم، دادن امتیاز تنها به اعتبار خود شریک و نه سهم الشرکه ممکن می نماید .
شاید این امتیاز را بتوان با امتیازاتی که موسسین شرکت سهامی عام به تجویز بند 7 ماده 9 لایحه اصلاحی قانون تجارت برای خود مطالبه می نمایند . مطابقت داد.
حال اگر ترتیب دیگری به جز تقسیم سود و زیان به نسبت سهم الشرکه شرکا ، نه در اساسنامه بلکه در قراردادی خصوصی اتخاذ گردد، ارزش حقوقی چنین توافقی تاچه اندازه است ؟ آیا همان اثر قید مراتب در اساسنامه را دارد یا خیر؟ در پاسخ باید گفت ، چنانچه وضع ترتیب دیگری در اساسنامه با قید آن در قرارداد خصوصی ، ارزش یکسان داشت ، نیازی به تاکید بر لزوم انعکاس استثنا بر قاعده مورد بحث در اساسنامه وجود نداشت . چرا که اساسنامه قابل اعتماد ترین سند نه فقط برای شرکا و شرکت بلکه برای اشخاص ثالثی است که  به نحوی در شرکت ذی نفع بوده و یا علاقه به خرید بخشی از سهم الشرکه شرکت و ورود به جرگه شرکا را دارند . به همین جهت ، هر گونه توافق خارج از اساسنامه به وضع سود یا زیانی بالا تر یا پایین تر از "به نسبت سهم الشرکه "را نمی توان از اسناد شرکت ومشمول احکام حقوق شرکتها برشمرد . بنابراین ، چنین توافقی تنها به عنوان قراردادی مدنی و مشمول ضمانع اجراهای مربوط به آن بوده وشریک و یا شرکای جدید جز در صورت امضا، هیچ گونه تعهدی به رعایت آن ندارند.


جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره 77516567-021 و 09128069819 تماس حاصل فرمایید و یا به شماره 500011008069819 پیامک ارسال فرمایید


ثبت شرکت-تنظیم صورتهای مالی در شرکت با مسئولیت محدود

  ثبت محدود- ثبت تعاونی- تغییرات - ثبت شرکت –تغییرات خاص –تغییرات محدود – صورتجلسات – پلمپ دفاتر
صرفه جویی در زمان و هزینه با ثبت شرکت ارشیا

 

تنظیم صورتهای مالی در شرکت با مسئولیت محدود

 


تنطیم صورتهای مالی به عنوان مفهومی تعریف شده مطابق مقررات حسابداری، با مفهوم تهیه صورتهای معاملات و سود و زیان جهت آگاهی شرکا و تصمیم گیری به منظور تقسیم سود معنای یکسانی ندارد . چرا که صورتهای مالی در مفهوم نخست به مجمع عمومی شرکا تقدیم و مورد بررسی و قبول یا رد قرار می گیرد . به علاوه صورتهای مالی در این مفهوم باید مورد تایید مراجع عمومی مربوطه و از جمله اداره دارایی قرار گیرد .
در حالی که ، صورتهای دارایی و معاملات سود و زیان در معنای دوم ، مستلزم رعایت تشریفات و استانداردهای حسابداری نیست و تنها جهت آگاهی شرکا و امکان تقسیم سود و تشخیص وضعیت مالی شرکت تهیه می گردد.
قانون تجارت در بخش مقررات ناظر به شرکت با مسئولیت محدود، هیچ گونه اشاره ای به لزوم تهیه صورتهای مالی برای این شرکت ننموده است . لکن ، با توجه به تعمیم مقررات ماده 168و170 قانون  تجارت به شرکت با مسئولیت محدود که درآنها از صورت دارایی و بیلان سخن رفته ، لزوم تهیه صورتهای مالی استنباط می گردد. با این حال نباید از نظر دور داشت که ذکر صورت دارایی و بیلان در مواد مرقوم در ارتباط با وظایف و کارکرد هیئت نظار قرار دارد . در نتیجه پاسخ به این پرسش که در صورت عدم پیش بینی یا الزام نبودن هیئت نظار ، آیا تهیه صورتهای مالی همچنان ضرورت دارد یا خیر ودر صورت مثبت بودن پاسخ ، این تکلیف با وصف نبود ناظرین توسط چه شخص یا اشخاصی بایدصورت پذیرد ، از اهمیت اساسی برخوردار است .
آنچه که در عمل در رابطه با شرکتهای با مسئولیت محدود فاقد هیئت نظار رواج دارد و مورد ایراد مرجع ثبت شرکتها نیز قرار نمی گیرد ، عدم تهیه بیلان صورتهای مالی ازسوی این شرکت هاست . با این حال درصورتی که به موجب اساسنامه و یا تصمیم شرکا تهیه صورتهای مالی شرکت الزامی دانسته شود، تنها مرجع ذی صلاح در نبود بازرسان ، مدیر یا مدیران شرکت خواهد بود.
همان گونه که قبلا در بحث شرکتهای سهامی گفته شد ، در حقوق انگلستان علی رغم اهمیت بازرسی بر امور شرکت و تهیه صورتهای مالی ، قانون گذار به نحو روز افزونی حوزه شرکتهایی را که از ارائه صورتهای مالی به مجمع سالیانه معاف هستند ، گسترش می دهد . در حقوق این کشور انتخاب دست کم یک بازرس حساب، در هر مجمع عمومی سالیانه الزامی است و شرکتهای عام رد هر حال مکلف به انتخاب بازرس حساب بوده و تحت هیچ شرایطی از تکلیف مزبور معاف نیستند . در مقابل شرکتهای خاص تحت شرایط خاصی ممکن است خود را از ارائه صورتهای مالی به مجمع عمومی معاف نموده و در نتیجه ،تصمیم به عدم نصب بازرس نیز برای چنین شرکتهایی تجویز شده است ، که عبارت از "شرکتهای کوچک "و"شرکتهای راکد " هستند .

 

 


جهت کسب اطلاعات بیشتر با شماره 77516567-021 و 09128069819 تماس حاصل فرمایید و یا به شماره 500011008069819 پیامک ارسال فرمایید


روزنامه رسمی

مشاوره ثبت شرکت
دفاتر پستی منتخب

ثبت شرکت برای اتباع خارجی

موضوعات پرکاربرد ثبتی :
ثبت شرکت در سراسر ایران

ثبت شرکت در تهران
سایر محلات تهران
واتس آپ
تماس