استانداردحسابرسي 11: كنترل كيفيت در مؤسسات ارائهكننده خدمات حسابرسي، ساير خدمات اطمينان بخشي و خدمات مرتبط
ثبت شرکت - ثبت برند - ثبت تعاونی - کد اقتصادی
كليات
1. هدف اين بخش، ارائه استانداردها و راهنماييهاي لازم درباره مسئوليتهاي مؤسسه در مورد سيستم كنترل كيفيت آن برای حسابرسي و بررسي اجمالي اطلاعات مالي تاريخي و ساير خدمات اطمينان بخشي و خدمات مرتبط است. اين استاندارد بايد همراه بخشهاي ”الف“ و ”ب“ آيين رفتار حرفهاي مطالعه شود.
2. استانداردها و راهنماييهاي بيشتر درباره مسئوليتهاي كاركنان مؤسسه در مورد روشهای كنترل كيفيت هریک از خدمات، در استانداردهای مربوط ارائه شده است. برای مثال، بخش 22 ، كنترل كيفيت حسابرسي اطلاعات مالي تاريخي، استانداردها و راهنماييهايي را درباره روشهاي كنترل كيفيت حسابرسي اطلاعات مالي تاريخي ارائه ميدهد.
3. مؤسسه برای کسب اطمینان معقول از اینکه الزامات استانداردهاي حرفهاي، قانونی و مقرراتی رعايت ميشود و گزارشها، مناسب شرایط موجود، صادر میشود، بايد سيستم كنترل كيفيت مناسبی را طراحی و برقرار کند.
4. سيستم كنترل كيفيت، سیاستهای طراحي شده براي دستيابي به اهداف مقرر در بند 3 و روشهاي لازم براي اجرای آن سیاستها و نظارت بر رعايت را دربرمیگیرد.
5. اين بخش از استانداردها، به همه مؤسسات مربوط ميشود. ماهيت سیاستها و روشهاي تعيين شده توسط هر يك از مؤسسات براي رعايت اين بخش، به عوامل گوناگونی چون اندازه و ويژگيهاي عملیاتی مؤسسه بستگي دارد.
تعاريف
6. در اين بخش، معاني برخي اصطلاحات به شرح زير است:
الف- ”مستندسازي كار“- تهیه سوابق كار انجام شده و نتايجي كه بدست آمده است. مستندات هر كار در پرونده آن كار گردآوري ميشود.
ب- ”مدیر مسئول کار“- شريك یا فرد واجد شرایط دیگری در مؤسسه، دارای مجوز حرفهای یا قانونی مربوط، که مسئول یک کار و اجرای آن و گزارش صادره از طرف مؤسسه است.
پ- ”بررسي كنترل كيفيت کار“- فرايند طراحيشده براي فراهم کردن ارزيابي بيطرفانه (پیش از صدور گزارش) قضاوتهاي عمدهاي كه گروه کاري به عمل آورده و نتايجي كه براي تهیه گزارش به آن دستيافته است.
ت- ”بررسي کننده كنترل كيفيت کار“- شريك، فرد واجد شرایط ديگری در مؤسسه، فرد برون سازماني واجد شرايط يا گروهي از اين گونه افراد، با تجربه و اختيار كافي و مناسب براي ارزيابي بيطرفانه (پیش از صدور گزارش) قضاوتهاي عمده به عمل آمده توسط گروه کاري و نتايجي كه براي تهیه گزارش به آن دست يافتهاند.
ث- ”گروه کاري“- همه افراد انجام دهنده يك کار، شامل كارشناسان طرف قرارداد مؤسسه در ارتباط با آن کار.
ج- ” مؤسسه“- سازمان یا مؤسسهای متشکل از حسابداران رسمی یا یک شاغل انفرادی.
چ- ” بازبینی“- روشهاي طراحيشده براي فراهم نمودن شواهدي از رعايت سیاستها و روشهاي كنترل كيفيت مؤسسه توسط گروه کاري در ارتباط با کار تکمیل شده.
ح- ” نظارت“- فرايند بررسي و ارزيابي مستمر سيستم كنترل كيفيت مؤسسه، شامل بازبینی متناوب موارد انتخابي از کارهای تكميل شده، كه براي قادر ساختن مؤسسه به كسب اطمينان معقول از اجراي اثربخش سيستم كنترل كيفيت آن، طراحيشده است.
خ- ” شريك“- هر عضو جامعه حسابداران رسمی ایران که به طور تمام وقت منحصراً در یک مؤسسه، کار حرفهای انجام میدهد و در مورد فعالیتهای حرفهاي مؤسسه در قبال اشخاص ثالث مسئولیت تضامنی دارد.
د- ” كاركنان “- شركا و سایر افراد حرفهای مؤسسه شامل کارشناسانی که در استخدام مؤسسه هستند.
ذ- ” استانداردهاي حرفهاي“- استانداردهاي حسابرسي، سایر خدمات اطمينان بخشي و خدمات مرتبط و الزامات اخلاقي مندرج در آيين رفتار حرفهاي.
ر- ” اطمينان معقول“- در اين بخش، سطح اطمينانی بالا اما نه مطلق.
ز- ” فرد برونسازماني واجدشرايط“- فردی خارج از مؤسسه با تواناييها و صلاحيتی در حد مدیر مسئول کار؛ براي مثال، شريك يك مؤسسه ديگر، يا افراد حرفهای مسئول کنترل کیفیت در جامعه حسابداران رسمی ایران.
اجزاي سيستم كنترل كيفيت
7. سيستم كنترل كيفيت مؤسسه بايد شامل سیاستها و روشهايي باشد كه هر يك از اجزاي زير را مورد توجه قرار دهد:
الف- مسئوليتهاي مديريت درباره كيفيت در درون مؤسسه.
ب- الزامات اخلاقي.
پ- پذيرش و ادامه كار.
ت- منابع انساني.
ث- اجراي کار.
ج- نظارت.
8. سیاستها و روشهای کنترل کیفیت بايد مستند و به كاركنان مؤسسه اطلاع داده شود. در اين گونه اطلاع رساني، سیاستها و روشهاي كنترل كيفيت و اهدافي كه براي دستيابي به آن طراحي شدهاند توصيف ميشود و شامل اين پيام است كه هر فرد، مسئوليت شخصي در مورد كنترل كيفيت دارد و از وی انتظار ميرود آن سیاستها و روشها را رعايت كند. افزون بر اين، مؤسسه برای بازخورد دریافتی از كاركنان خود درباره سيستم كنترل كيفيت، اهمیت زیادی قایل میشود. ازاينرو، مؤسسه همواره كاركنان خود را به اعلام نظرات يا دغدغههای خود درباره موضوعات كنترل كيفيت تشويق ميكند.
مسئوليتهاي مديريت درباره كيفيت در درون مؤسسه
جهت کسب اطلاعات بیشتر با ثبت شرکت ارشیا تماس حاصل فرمایید
استاندارد حسابرسي1- 50 : شواهد حسابرسي – اقلام خاص
ثبت شرکت - ثبت تعاونی -ثبت برند - کد اقتصادی
كليـات
1 . هدف این بخش، ارائه استانداردها و راهنماييهايي علاوهبر آنچه در متن استاندارد شواهد حسابرسي آمده است، درباره برخي از اقلام خاص صورتهاي مالي و ساير موارد افشا میباشد.
2 . بكارگيري اين استانداردها و راهنماييها، حسابرس را در كسب شواهد حسابرسي درباره برخي از اقلام خاص مندرج در صورتهاي مالي و ساير موارد افشا در صورتهاي مزبور ياري ميرساند.
نظارت بر شمارش موجودي مواد و کالا
3 . مديريت عموما روشهايي را براي شمارش(حداقل سالي يكبار) موجودي مواد وكالا، که از این پس موجودیها نامیده میشود، برقرار ميكند تا مبنايي براي تهيه صورتهاي مالي يا تعیین قابليت اعتماد سيستم ثبت دايمي موجوديها بدست آورد.
4 . در مواردي كه موجوديها از لحاظ صورتهاي مالي با اهميت است، حسابرس بايد از طريق نظارت بر شمارش موجوديها شواهد حسابرسی كافي و مناسب را درباره وجود و وضعيت آنها بدست آورد، مگر آن كه چنين كاري عملي نباشد. چنين نظارتي حسابرس را قادر ميسازد تا موجوديها را وارسي كند، رعايت دستورالعملهاي مديريت را درباره ثبت و كنترل نتايج شمارش موجوديها مشاهده نماید و شواهدي را درباره قابليت اعتماد روشهاي مديريت بدست آورد.
5 . چنانچه حسابرس به دليل شرايط پيشبيني نشده نتواند بر شمارش موجوديها در تاريخ تعيين شده نظارت كند بايد برخي از موجوديها را در تاريخي ديگر شمارش يا برشمارش آنها نظارت نمايد و در صورت لزوم، معاملات بين اين دو تاريخ را آزمون كند.
6 . در موارد استثنايي، چنانچه نظارت بر شمارش موجوديها به دليل عواملي چون ماهيت و محل استقرار موجوديها عملي نباشد، حسابرس بايد به منظور پیشگیری از ایجاد محدودیت در دامنه رسیدگی، امكان كسب شواهد حسابرسی كافي و مناسب مربوط به وجود و وضعيت موجوديها را از راههاي ديگر ارزيابي كند. براي مثال، مستندات فروش يا مصرف بعدي موجوديهايي كه پيش از تاريخ شمارش تحصيل شده ممكن است شواهد حسابرسي كافي و مناسب را فراهم كند.
7 . حسابرس در برنامهريزي براي نظارت بر شمارش موجوديها يا اجراي ساير روشهاي حسابرسي بايد موارد زير را در نظر گيرد:
· ماهيت سيستمهاي حسابداري و كنترل داخلي موجوديها.
· خطرهاي ذاتي، كنترل و عدم كشف و اهميت مربوط به موجوديها.
· پيشبيني برقراري روشهاي كافي و صدور دستورالعملهاي مناسب براي شمارش موجوديها.
· زمانبندي شمارش موجوديها.
· محل استقرار موجوديها.
· ضرورت استفاده از كارشناس.
8 . در مواردي كه قرار است مقدار موجوديها از طريق شمارش تعيين شود و حسابرس در زمان شمارش آنها حضور مييابد، يا در مواردي كه واحد مورد رسيدگي از سيستم ثبت دايمي موجوديها استفاده ميكند و حسابرس يك يا چند بار در طول سال در زمان شمارش موجوديها حضور يافته است، حسابرس معمولا براجراي روشهاي شمارش موجوديها نظارت و برخي از موجوديها را به طور آزمايشي شمارش میكند.
9 . چنانچه واحد مورد رسيدگي روشهايي را براي براورد مقادير موجوديها، مانند براورد تودهای از مواد معدنی، بكار ميگيرد، حسابرس لازم است از منطقي بودن آن روشها اطمينان يابد.
10 . در مواردي كه موجوديها در چند محل نگهداري ميشود، حسابرس با توجه به اهميت موجوديها و براورد خطرهاي ذاتي و كنترل مربوط به هر محل نگهداري، ضرورت حضور و نظارت در محل (هاي) مناسب را تعيين ميكند.
11 . حسابرس دستورالعملهاي مديريت را از لحاظ موارد زير بررسي میكند:
الف- بكارگيري روشهاي كنترل؛ براي مثال، جمعآوري برگهاي شمارش موجوديها، مشخص كردن وضعيت برگهاي شمارش استفاده نشده و روشهاي شمارش اول و دوم موجوديها.
ب - تشخيص دقيق درجه تكميل كالاهاي در جريان ساخت، موجوديهاي كم گردش، ناباب يا معيوب و موجوديهاي متعلق به اشخاص ثالث؛ مثلا، كالاي اماني.
پ - پیشبینی تدابير لازم درباره نقل و انتقال موجوديها بين انبارها و دريافت و صدور مواد و كالا پيش از تاريخ شمارش، حين شمارش و پس از آن.
12 . حسابرس به منظور كسب اطمينان از اجراي كافي و مناسب دستورالعمل مديريت توسط كاركنان، برشمارش موجوديها نظارت ميكند و شمارشهاي آزمايشي را انجام ميدهد. حسابرس در انجام شمارشهاي آزمايشي خود با رديابي تعدادي از اقلام انتخابي از بين سوابق شمارش موجوديها به عين موجوديها و رديابي تعدادي از اقلام موجودیها به سوابق شمارش آنها، هم كامل بودن سوابق شمارش موجوديها و هم صحت آنها را آزمون ميكند. حسابرس درباره مدتي كه سوابق شمارش موجوديها بايد براي انجام آزمونها و مقايسههاي بعدي نگهداري شود، تصميم ميگيرد.
13 . حسابرس همچنين اجراي روشهاي آزمون انقطاع زماني را مورد توجه قرار میدهد (شامل گرداوري شواهد مربوط به نقل و انتقال موجوديها پيش از شمارش، در طول شمارش و پس از آن، به گونهاي كه امكان رسيدگي بعدي به آنها فراهم شود).
14 . شمارش موجوديها ممكن است بنا به دلايلي در تاريخي غير از پايان دوره مالي انجام شود. چنين مواردي معمولا تنها در شرايطي براي مقاصد حسابرسي كفايت دارد كه خطر كنترل در سطح پايين يا متوسط براورد شده باشد. حسابرس با اجراي روشهاي مناسب، از درستي ثبت تغييرات موجوديها در فاصله زماني بين تاريخ شمارش و تاريخ پايان دوره مالي، اطمينان میيابد.
15 . در مواردي كه واحد مورد رسيدگي از سيستم ثبت دايمي استفاده و از طريق آن، مانده موجوديهاي پايان دوره را تعيين ميكند، حسابرس لازم است با اجراي روشهاي بیشتر، موجه بودن دلايل هرگونه مغايرت عمده بين موجودي عيني و مانده اين موجوديها طبق سوابق ثبت دايمي را ارزيابي و از اصلاح سوابق مزبور اطمينان پيدا كند.
16 . حسابرس ليست نهايي موجوديها را آزمون ميكند تا از انعكاس صحيح موجوديهاي شمارش شده اطمينان يابد.
17 . در مواردي كه موجوديها نزد اشخاص ثالث نگهداري و كنترل ميشود، حسابرس معمولا از شخص ثالث درباره مقادير و وضعيت موجوديهاي مزبور تأييديه مستقيم دريافت ميكند. بسته به اهميت اين گونه موجوديها، حسابرس موارد زير را نيز مدنظر قرار ميدهد:
· درستكاري و استقلال اشخاص ثالث.
· نظارت بر شمارش موجوديهاي اماني نزد اشخاص ثالث يا برنامهريزي براي نظارت بر شمارش آنها توسط حسابرس ديگر.
· دريافت گزارش از حسابرسان اشخاص ثالث درباره كفايت و كارايي سيستمهاي حسابداري وكنترل داخلي آنان به منظور اطمينان يافتن از شمارش صحيح و حفاظت كافي از موجوديهاي اماني.
· وارسي مستندات مربوط به كالاي اماني؛ مثلا، رسيدهاي انبار يا دريافت تأييديه از اشخاص ثالث در مواردي كه موجوديهاي مزبور نزد آنان به وثيقه گذارده شده است.
جهت کسب اطلاعات بیشتر با ثبت شرکت ارشیا تماس حاصل فرمایید
استاندارد حسابرسي 22: كنترل كيفيت حسابرسي اطلاعات مالي تاريخي
ثبت شرکت - ثبت تعاونی - ثبت برند - کد اقتصادی
كليات
1 . هدف اين بخش، ارائه استانداردها و راهنماييهاي لازم درباره مسئوليتهاي مشخص كاركنان مؤسسه حسابرسي درمورد روشهاي كنترل كيفيت حسابرسي اطلاعات مالي تاريخي (شامل حسابرسي صورتهاي مالي) است. اين بخش لازم است با بخشهاي ”الف“ و ”ب“ آيين رفتار حرفهاي (نشريه 123) مطالعه شود.
2 . گروه حسابرسي بايد روشهاي كنترل كيفيت قابل اجرا در مورد هر كار حسابرسي را اجرا كند.
3 . هر مؤسسه حسابرسي مكلف به استقرار يك سيستم كنترل كيفيت طراحي شده براي كسب اطمينان معقول از اين موضوع است كه مؤسسه و كاركنان آن، الزامات استانداردهاي حرفهاي و قانوني و مقرراتي را رعايت مي كنند و گزارشهاي حسابرسي، مناسب شرايط موجود توسط مؤسسه يا مدير مسئول كار صادر ميشود.
4 . گروه حسابرسي:
الف- روشهاي كنترل كيفيت قابلاجرا در كار حسابرسي را اجرا ميكند.
ب- اطلاعات مرتبط را در اختيار مؤسسه قرار ميدهد تا امكان اجراي بخش مربوط به استقلال در سيستم كنترل كيفيت مؤسسه، فراهم شود.
پ- ميتواند به سيستمهاي مؤسسه اعتماد كند (براي مثال، در ارتباط با تواناييها و صلاحيت كاركنان از طريق استخدام و آموزشهاي رسمي، استقلال از طريق گردآوري و اطلاعرساني اطلاعات مربوط به استقلال، برقراري روابط با صاحبكار از طريق سيستمهاي پذيرش و حفظ صاحبكار؛ و پايبندي به الزامات قانوني و مقرراتي از طريق فرآيندهاي نظارتي)، مگر اين كه اطلاعات ارائه شده توسط مؤسسه يا سايرين، برخورد ديگري را ايجاب كند.
تعاريف
5 . در اين بخش، معاني برخي اصطلاحات به شرح زير است:
الف- ” مدير مسئول كار“ - شريك يا فرد ديگري در مؤسسه، داراي مجوز حرفهاي يا قانوني مربوط، كه مسئول يك كار حسابرسي و اجراي آن و گزارش حسابرسي صادره از طرف مؤسسه است.
ب- ” بررسي كنترل كيفيت كار حسابرسي“ - فرآيند طراحي شده براي امكان پذير ساختن ارزيابي بيطرفانه (پيش از صدور گزارش حسابرس) قضاوتهاي عمدهاي كه گروه حسابرسي به عمل آورده و نتايجي كه براي تهيه گزارش حسابرس، به آن دست يافته است.
پ- ” بررسي كننده كنترل كيفيت كار حسابرسي“ - شريك، فرد ديگري در مؤسسه، فرد برونسازماني واجد شرايط يا گروهي از اين گونه افراد، با تجربه و اختيار كافي و مناسب براي ارزيابي بيطرفانه (پيش از صدور گزارش حسابرس) قضاوتهاي عمده به عمل آمده توسط گروه حسابرسي و نتايجي كه براي تهيه گزارش حسابرس، به آن دست يافتهاند.
ت- ” گروه حسابرسي“ - همه افراد اجراكننده يك كار حسابرسي، شامل كارشناسان طرف قرارداد مؤسسه در ارتباط با آن كار حسابرسي.
ث- ” مؤسسه حسابرسي“ - يك شاغل انفرادي و سازمان يا مؤسسهاي متشكل از حسابداران رسمي كه عهده دار انجام حسابرسي ميباشد.
ج- ” بازبيني“ - روشهاي طراحيشده براي فراهم كردن شواهدي از رعايت سياستها و روشهاي كنترل كيفيت مؤسسه توسط گروه حسابرسي در ارتباط با كار حسابرسي تكميلشده.
چ- ” نظارت“ - فرآيند بررسي و ارزيابي مستمر سيستم كنترل كيفيت مؤسسه، شامل بازبيني متناوب موارد انتخابي از كارهاي تكميل شده، كه براي قادر ساختن مؤسسه به كسب اطمينان معقول از اجراي اثربخش سيستم كنترل كيفيت آن، طراحي شده است.
ح- ” شريك“ - هر عضو جامعه حسابداران رسمي ايران كه به طور تمام وقت منحصراً در يك مؤسسه به كار حرفهاي اشتغال داشته و در مقابل فعاليتهاي مؤسسه و اشخاص ثالث مسئوليت تضامني دارد.
خ- ” كاركنان“ - شركا و ساير افراد حرفهاي مؤسسه شامل كارشناساني كه در استخدام مؤسسه هستند.
د- ” استانداردهاي حرفهاي“ - استانداردهاي حسابرسي و الزامات اخلاقي مربوط، به شرح مندرج در آيين رفتار حرفهاي.
ذ- ” اطمينان معقول“ - در اين بخش، سطح اطميناني بالا اما نه مطلق.
ر- ” فرد برون سازماني واجد شرايط“ – فردي خارج از مؤسسه با تواناييها و صلاحيتي در حد مدير مسئول كار؛ براي مثال، شريك يك مؤسسه ديگر يا افراد حرفهاي مسئول كنترل كيفيت در جامعه حسابداران رسمي ايران.
مسئوليتهاي مرتبط با كيفيت حسابرسي
6 . مدير مسئول كار بايد مسئوليت كيفيت هر كار حسابرسي محول شده به وي را بپذيرد.
7 . مدير مسئول كار در همه مراحل كار حسابرسي الگويي را در باره كيفيت حسابرسي براي ساير اعضاي گروه تدوين ميكند. اين الگو، معمولاً از طريق اقدامات مدير مسئول كار و پيامهاي مناسب وي به اعضاي گروه ارائه ميشود. اين گونه اقدامات و پيامها به موارد زير تأكيد دارد:
الف- اهميت اجراي كار طبق الزامات استانداردهاي حرفهاي، قانوني و مقرراتي.
ب- اهميت رعايت سياستها و روشهاي كنترل كيفيت مؤسسه متناسب با شرايط كار.
پ- اهميت صدور گزارش حسابرس، مناسب شرايط موجود.
ت- اين واقعيت كه كيفيت، براي انجام كار حسابرسي، اساسي است.
الزامات اخلاقي
8 . مدير مسئول كار بايد رعايت الزامات اخلاقي توسط اعضاي گروه را ارزيابي كند.
9 . الزامات اخلاقي مربوط به كارهاي حسابرسي معمولاً دربرگيرنده قسمتهاي ”الف“ و”ب“ آيين رفتار حرفهاي است كه بيشتر جنبه بازدارنده دارد. طبق آيين رفتار حرفهاي، اصول اساسي اخلاق حرفهاي به شرح زير است:
الف- درستکاری.
ب- بيطرفي.
پ- صلاحيت و مراقبت حرفهاي.
ت- رازداري.
ث- رفتار حرفهاي.
10 . مدير مسئول كار همواره نسبت به عدم رعايت الزامات اخلاقي، هشيار است. پرس و جو و گفتگو در باره موضوعات اخلاقي بين مدير مسئول كار و ساير اعضاي گروه حسابرسي در طول اجراي كار حسابرسي و حسب ضرورت رخ ميدهد. چنانچه مدير مسئول كار از طريق سيستمهاي مؤسسه يا به هر طريق ديگر، به اين نتيجه برسد كه اعضاي گروه حسابرسي الزامات اخلاقي را رعايت نكردهاند، لازم است از طريق مشورت با ساير افراد ذيصلاح در مؤسسه، اقدام مناسب را تعيين كند.
11 . مدير مسئول كار و، درصورت اقتضا، ساير اعضاي گروه حسابرسي، موضوعات شناساييشده و چگونگي حل و فصل آنها را مستند ميكنند.
استقلال
12 . مدير مسئول كار بايد در مورد رعايت شدن يا نشدن الزامات استقلال مربوط به كار حسابرسي نتيجه گيري كند. وي براي اين كار بايد موارد زير را انجام دهد:
الف- كسب اطلاعات مربوط از مؤسسه براي شناسايي و ارزيابي شرايط و روابطي كه استقلال را تهديد ميكند.
ب- ارزيابي اطلاعات مربوط به هر گونه تخطي از سياستها و روشهاي استقلال مؤسسه، درصورت وجود، براي تعيين مواردي كه استقلال مربوط به كار حسابرسي را تهديد ميكند.
پ- انجام اقدامات مناسب براي رفع اين گونه تهديدات يا كاهش آنها به سطح پايين قابل پذيرش از طريق تدابير ايمني. مدير مسئول كار بايد هر گونه ناكامي در حل مشكل را براي اقدام مناسب، هر چه زودتر به مؤسسه گزارش كند.
ت- مستندسازي نتيجه گيريهاي مربوط به استقلال و هر گونه مذاكرات مربوط با مؤسسه به عنوان پشتوانه اين نتيجه گيريها.
13 . مدير مسئول كار ممكن است در رابطه با استقلال مربوط به كار حسابرسي تهديدي را شناسايي كند كه تدابير ايمني نتواند آن را از بين ببرد يا به سطح پايين قابل پذيرش كاهش دهد. در اين گونه موارد، مدير مسئول كار براي تعيين اقدامات مناسب (كه ميتواند شامل از بين بردن عوامل ايجاد كننده تهديد يا كناره گيري از كار حسابرسي باشد) با افراد ذيصلاح در مؤسسه مشورت ميكند. اين مشاوره و نتايج آن بايد مستند شود.
پذيرش و تداوم رابطه با صاحبكار و كارهاي حسابرسي ويژه
14 . مدير مسئول كار بايد متقاعد شود كه روشهاي مناسبي براي پذيرش و تداوم رابطه با صاحبكار و كارهاي حسابرسي ويژه اجرا شده و نتايج بدست آمده ، مناسب مي باشد و مستند شده است.
15 . فرآيند تصميم گيري در باره پذيرش يا تداوم كار حسابرسي ممكن است توسط مدير مسئول كار شروع نشده باشد. با اين وجود، مدير مسئول كار تعيين ميكند كه آيا آخرين تصميم اتخاذ شده هنوز مناسب است يا خير.
16 . پذيرش و تداوم رابطه با صاحبكار و كارهاي حسابرسي ويژه شامل ارزيابي موارد زير است:
· صداقت مالكين عمده، هيئت مديره و مديران اجرايي اصلي.
· صلاحيت گروه حسابرسي براي اجراي كار و دارا بودن زمان و منابع لازم.
· امكان رعايت الزامات اخلاقي توسط مؤسسه و گروه حسابرسي.
چنانچه با ارزيابي موارد بالا مسائلي مشخص شود، گروه حسابرسي مشورتهاي مناسب مقرر در بندهاي 30 تا 33 را به عمل ميآورد و چگونگي حل و فصل آن را مستند ميكند.
17 . تصميم گيري درباره تداوم رابطه با يك صاحبكار، شامل بررسي مسائل عمده پيش آمده در جريان كار حسابرسي جاري يا قبلي و پيآمد آن بر تداوم رابطه است. براي مثال، صاحبكاري ممكن است به توسعه فعاليتهاي تجاري خود در زمينهاي پرداخته باشد كه مؤسسه شناخت يا تجربه لازم را از آن ندارد.
18 . چنانچه مدير مسئول كار به اطلاعاتي دست يابد كه در صورت دسترسي زودتر به آن، مؤسسه از پذيرش كار حسابرسي مربوط خودداري ميكرد بايد آن اطلاعات را هرچه زودتر به مؤسسه گزارش كند تا مؤسسه و مدير مسئول كار بتوانند اقدامات لازم را به عملآورند.
تعيين گروه حسابرسي
19 . مدير مسئول كار بايد متقاعد شود كه گروه حسابرسي در مجموع، تواناييها، صلاحيت و زمان لازم براي اجراي كار حسابرسي را طبق الزامات استانداردهاي حرفهاي، قانوني و مقرراتي دارد و قادر به صدور گزارش حسابرس، مناسب شرايط موجود، ميباشد.
20 . تواناييها و صلاحيت موردانتظار از گروه حسابرسي به شرح زير است:
· شناخت و تجربه عملي از كارهاي حسابرسي با ماهيت و پيچيدگي مشابه از طريق آموزش مناسب و مشاركت.
· شناخت از الزامات استانداردهاي حرفهاي، قانوني و مقرراتي.
· دانش فني مناسب، شامل دانش فناوري اطلاعات مربوط.
· شناخت از صنعت مربوط به فعاليت صاحبكار.
· توان اعمال قضاوت حرفهاي.
· شناخت از سياستها و روشهاي كنترل كيفيت مؤسسه.
جهت کسب اطلاعات بیشتر با ثبت شرکت ارشیا تماس حاصل فرمایید
استاندارد حسابرسي 5-31 : شناخت واحد مورد رسيدگي و محيط آن و برآورد خطرهاي تحريف با اهميت
ثبت شرکت - ثبت تعاونی - ثبت برند - کد اقتصادی
کليات
1 . هدف اين بخش، ارائه استانداردها و راهنماييهاي لازم درباره کسب شناخت از واحد مورد رسيدگي و محيط آن، شامل کنترلهاي داخلي، و برآورد خطرهاي تحريف با اهميت در حسابرسي صورتهاي مالي است. اهميت برآورد خطر توسط حسابرس به عنوان مبناييبراي طراحي و اجراي روشهاي حسابرسي لازم، در بخش 20، هدف و اصول کلي حسابرسي صورتهاي مالي، تشريح شده است.
2 . حسابرس به منظور تشخيص و برآورد خطرهاي تحريف با اهميت ناشي از تقلب يا اشتباه در صورتهاي مالي و طراحي و اجراي روشهاي حسابرسي لازم بايد شناخت کافي از واحد مورد رسيدگي و محيط آن، شامل کنترلهاي داخلي، کسب کند. بخش 50، شواهد حسابرسي، حسابرس را ملزم ميسازد به منظور فراهم کردن مبنايي براي برآورد خطرهاي تحريف با اهميت و طراحي و اجراي روشهاي حسابرسي لازم، از ادعاهاي مديريت با جزئيات کافي استفاده کند. اين بخش، حسابرس را به برآورد خطر در سطح صورتهاي مالي و سطح هر ادعا برمبناي شناخت مناسب از واحد مورد رسيدگي و محيط آن، شامل کنترلهاي داخلي، ملزم ميکند. در بخش 33، روشهاي حسابرسي در برخورد با خطرهاي برآوردي، مسئوليت حسابرس براي تعيين برخوردهاي کلي و طراحي و اجراي روشهاي حسابرسي لازم که ماهيت، زمانبندي اجرا و ميزان آن متناسب با برآوردهاي خطر باشد، مطرح شده است. الزامات و راهنماييهاي اين بخش لازم است توأم با الزامات و راهنماييهاي ارائه شده در ساير بخشها بکار گرفته شود. به ويژه، راهنماييهاي بيشتر در رابطه با مسئوليت حسابرس براي برآورد خطرهاي تحريف با اهميت ناشي از تقلب، در بخش 24، مسئوليت حسابرس در ارتباط با تقلب و اشتباه، در حسابرسي صورتهاي مالي، مطرح شده است.
3 . خلاصه الزامات اين استاندارد به شرح زير است:
· روشهاي برآورد خطر و منابع اطلاعات درباره واحد مورد رسيدگي و محيط آن، شامل کنترلهاي داخلي. در اين قسمت، روشهايي (روشهاي برآورد خطر) مطرح شده است که حسابرس ملزم است براي کسب شناخت از واحد مورد رسيدگي و محيط آن، شامل کنترلهاي داخلي، اجرا کند. در اين قسمت، نشست اعضای گروه حسابرسي درباره آسيبپذيري صورتهاي مالي واحد مورد رسيدگي در قبال تحريف با اهميت نيز الزامي شده است.
· شناخت واحد مورد رسيدگي و محيط آن، شامل کنترلهاي داخلي. اين قسمت حسابرس را ملزم ميسازد که براي تشخيص و برآورد خطرهاي تحريف با اهميت، شناخت کافي از جنبههاي خاص واحد مورد رسيدگي و محيط آن و اجزاي کنترلهاي داخلي آن کسب کند.
· برآورد خطرهاي تحريف با اهميت. اين قسمت حسابرس را به تشخيص و برآورد خطرهاي تحريف با اهميت در سطوح صورتهاي مالي و ادعاها ملزم ميکند. براي اين منظور حسابرس اقدامات زير را انجام ميدهد:
o تشخيص خطرها از طريق بررسي واحد مورد رسيدگي و محيط آن، شامل کنترلهاي مربوط، و همچنين بررسي گروههاي معاملات، مانده حسابها و موارد افشا در صورتهاي مالي.
o تعيين ارتباط خطرهاي مشخص شده با موارديکه ميتواند در سطح ادعاها، نادرست باشد.
o بررسي احتمال خطرها و اهميت آن.
o تعيين اين که آيا خطرهاي برآوردي با اهميتي وجود دارد که مستلزم توجه خاص حسابرس باشد يا خطرهاييکه آزمونهاي محتوا بهتنهايي شواهد حسابرسي مناسب و کافي در مورد آنها فراهم نميکند. حسابرس لازم است طراحي کنترلهاي واحد مورد رسيدگي، شامل فعاليتهاي کنترلي مربوط، در مورد اين خطرها و چگونگي اجراي آنها را ارزيابي کند.
· مطلع کردن مديران اجرايي یا هيئت مديره. اين قسمت به موضوعاتي مربوط ميشود که حسابرس درباره کنترلهاي داخلي به مديران اجرايي و هيئت مديره گزارش ميکند.
· مستندسازي. اين قسمت الزامات مستندسازي مربوط را مقرر ميکند.
4 . کسب شناخت از واحد مورد رسيدگي و محيط آن، يک جنبه اصلي اجراي حسابرسي طبق استانداردهاي حسابرسي است. اين شناخت، به ويژه، چارچوبي را ايجاد ميکند که حسابرس در آن، حسابرسي را برنامهريزي ميکند و درباره برآورد خطرهاي تحريف با اهميت صورتهاي مالي و چگونگي برخورد با آن خطرها در جريان حسابرسي، قضاوت حرفهاي اعمال مينمايد. براي مثال، ميتوان به موارد زير اشاره کرد :
· تعيين سطح اهميت و ارزيابي اين که آيا با پيشرفتکار حسابرسي، اين سطح اهميت همچنان مناسب است يا خير.
· ارزيابي مناسب بودن انتخاب و بکارگيري رويههاي حسابداري و کفايت موارد افشا در صورتهاي مالي.
· شناسايي موارد مستلزم توجه خاص، مانند معاملات با اشخاص وابسته، مناسب بودن استفاده مديريت از فرض تداوم فعاليت يا ارزيابي هدف تجاري معاملات.
· تعيين انتظارات براي استفاده در اجراي روشهاي تحليلي.
· طراحي و اجراي روشهاي حسابرسي لازم براي کاهش خطر به سطحي قابل قبول.
· ارزيابي کافي و مناسب بودن شواهد حسابرسي کسب شده، مانند مناسب بودن مفروضات و تأييديههاي کتبي و اظهارات شفاهي مديريت.
5 . حسابرس براي تعيين ميزان شناخت لازم از واحد مورد رسيدگي و محيط آن، شامل کنترلهای داخلي، از قضاوت حرفهاي استفاده ميکند. توجه اصلي حسابرس معطوف به اين موضوع است که آيا شناخت کسب شده، براي برآورد خطرهاي تحريف با اهميت در صورتهاي مالي و طراحي و اجراي روشهاي حسابرسي لازم، کافي است يا خير.
روشهاي برآورد خطر و منابع اطلاعاتي درباره واحد مورد رسيدگي و محيط آن، شامل کنترلهاي داخلي
6 . فرايند کسب شناخت از واحد مورد رسيدگي و محيط آن، شامل کنترلهاي داخلي، فرایندي مستمر و پويا در گردآوري، بهروز رساني و تحليل اطلاعات در جريان حسابرسي است. همانگونه که در بخش 50 ، شواهد حسابرسي، آمده است، روشهاي حسابرسي برای کسب شناخت، اصطلاحاً ”روشهاي برآورد خطر“ ناميده شده است، زیرا حسابرس ممکن است برخي از اطلاعات کسب شده از طريق اجراي اين روشها را بهعنوان شواهد حسابرسي پشتوانه برآورد خطرهاي تحريف با اهميت استفاده کند. افزون بر اين، حسابرس با اجراي روشهاي برآورد خطر، ممکن است شواهد حسابرسي درباره گروههاي معاملات، مانده حسابها يا موارد افشا و ادعاهاي مربوط به آنها و اثربخشي اجرايي کنترلها کسب کند، هرچند که اين روشها، مشخصاً به عنوان آزمونهاي محتوا يا آزمون کنترلها طراحي نشده است. حسابرس ممکن است آزمونهاي محتوا يا آزمون کنترلها را همراه با روشهاي برآورد خطر، بهدليل اثربخش بودن همزماني، توأمان انجام دهد.
روشهاي برآورد خطر
7 . حسابرس براي کسب شناخت از واحد مورد رسيدگي و محيط آن، شامل کنترلهاي داخلي، بايد روشهاي برآورد خطر زير را اجرا کند:
الف. پرس وجو از مديريت و ساير كاركنان واحد مورد رسيدگي؛
ب . روشهاي تحليلي؛ و
پ . مشاهده و وارسي.
حسابرس لازم نيست همه روشهاي برآورد خطر ياد شده در بالا را براي هر مورد شناخت مندرج در بند 20 اجرا کند. اما، همه روشهاي برآورد خطر در طول کسب شناخت لازم، توسط حسابرس اجرا ميشود.
8 . افزون بر اين، در مواردي که اطلاعات کسب شده بتواند در شناسايي خطرهاي تحريف با اهميت سودمند باشد، حسابرس ساير روشهاي حسابرسي را اجرا ميکند. براي مثال، حسابرس ممکن است پرس و جو از مشاور حقوقي برون سازماني واحد مورد رسيدگي يا کارشناسان استفاده شده توسط واحد مورد رسيدگي را مورد توجه قرار دهد. بررسي اطلاعات بدست آمده از منابع برون سازماني، مانند گزارشهاي تحليلگران، بانکها يا مؤسسات رتبه بندي واحدهاي اقتصادي؛ مجلههاي تجاري و اقتصادي؛ يا نشريات مالي يا قانوني نيز ممکن است در کسب شناخت از واحد مورد رسيدگي سودمند باشد.
9 . اگرچه بيشتر اطلاعاتي که حسابرس با پرس و جو بدست ميآورد ميتواند از مديريت و افراد مسئول گزارشگري مالي کسب شود، اما پرس و جو از ساير كاركنان واحد مورد رسيدگي، مانند کارکنان توليد و حسابرسي داخلي، و ديگر کارکنان سطوح مختلف مسئوليت، ميتواند حسابرس را در پيدا کردن ديد متفاوت براي شناسايي خطرهاي تحريف با اهميت، ياري رساند. حسابرس براي تعيين كاركنان واحد مورد رسيدگي جهت پرس و جو و ميزان آن، اطلاعاتي را مورد توجه قرار ميدهد که وي را در شناسايي خطرهاي تحريف با اهميت ياري ميکند. براي مثال:
· پرس و جو از هيئت مديره ميتواند حسابرس را در شناخت محیط تهيه صورتهاي مالي ياري کند.
· پرس و جو از کارکنان حسابرسي داخلي ميتواند به فعاليتهاي آنان درباره طراحي و اثربخشي کنترلهاي داخلي واحد مورد رسيدگي مربوط شود و اين که آيا مديريت با حاصل کار آنان برخوردي رضايت بخش داشته است يا خير.
· پرس و جو از کارکناني كه با شروع، پردازش يا ثبت معاملات پيچيده يا غيرعادي سر و كار دارند ميتواند حسابرس را در ارزيابي مناسب بودن انتخاب و بکارگيري رويههاي حسابداري خاص ياري کند.
· پرس و جو از مشاور حقوقي درون سازماني ميتواند به موضوعاتي مانند دعاوي، رعايت قوانين و مقررات، آگاهي از تقلب يا موارد مشکوک به تقلب مؤثر بر واحد مورد رسيدگي، تضمينها، تعهدات پس از فروش، مشارکتهاي خاص و مفاهيم مفاد قراردادها، مربوط شود.
· پرس و جو از کارکنان بازاريابي و فروش ميتواند تغييرات در سياست بازاريابي واحد مورد رسيدگي، روندهاي فروش يا الزامات قراردادي با مشتريان را روشن کند.
10 . روشهاي تحليلي ميتواند در شناسايي وجود معاملات يا رويدادهاي غيرعادي ومبالغ، نسبتها و روندهايي سودمند افتد که ميتواند نمايانگر موضوعات مؤثر بر صورتهاي مالي و حسابرسي باشد. حسابرس در اجراي روشهاي تحليلي به عنوان روشهاي برآورد خطر، درباره روابط احتمالي که بهگونهاي معقول انتظار وجود آن ميرود، انتظارات خود را مشخص میکند. در مواردي که مقايسه آن انتظارات با مبالغ ثبت شده يا نسبتها، نشانگر وجود روابط غيرعادي يا غيرمنتظره باشد، حسابرس آن نتايج را در شناسايي خطرهاي تحريف با اهمیت درنظر ميگيرد. با وجود اين، در مواردي که دراجراي اين روشهاي تحليلي از مجموعه اطلاعات كلي استفاده ميشود (که اغلب چنين است)، نتايج روشهاي تحليلي مزبور تنها نشانهاي اوليه و کلي را در باره احتمال وجود تحريف با اهمیت فراهم ميکند. از اين رو، حسابرس نتايج اين روشهاي تحليلي را همراه با ساير اطلاعات گردآوري شده در شناسايي خطرهاي تحريف با اهمیت، مورد توجه قرار میدهد. بخش52، روشهاي تحليلي، راهنماييهاي بيشتري در باره استفاده از روشهاي تحليلي ارائه میدهد.
11 . مشاهده و وارسي ميتواند پشتوانه پرس و جو از مديريت و ساير كاركنان را فراهم کند و اطلاعاتي را نيز در باره واحد مورد رسيدگي و محيط آن بدست دهد. اين روشهاي حسابرسي معمولاً شامل موارد زير است :
· مشاهده فعاليتها و عمليات واحد مورد رسيدگي.
· وارسي مستندات (مانند برنامهها و راهبردهاي تجاري)، سوابق و دستورالعملهاي کنترلهاي داخلي.
· مطالعه گزارشهاي تهيه شده توسط مديريت و هيئت مديره (مانند گزارشها و صورتهاي مالي ميان دورهاي و صورتجلسات هیئت مديره).
· بازديد از ساختمانها و ماشينآلات واحد مورد رسيدگي.
· رديابي معاملات از درون سيستم اطلاعاتي مربوط به گزارشگري مالي (آزمون شناخت).
جهت کسب اطلاعات بیشتر با ثبت شرکت ارشیا تماس حاصل فرمایید
استاندارد حسابرسي 23: مستندسازي
ثبت شرکت - ثبت برند - ثبت تعاونی - کد اقتصادی
كليات
1 . هدف اين بخش، ارائه استانداردها و راهنماييهاي لازم در ارتباط با مستندسازي است. فهرست ساير بخشهاي حاوي الزامات و راهنماييهاي ويژه مستندسازي در پيوست ارائه شده است. قوانين و مقررات نيز ممكن است الزامات بيشتري را براي مستند سازي مقرر كند.
2 . حسابرس بايد مستندات حسابرسي را به موقع و براي تأمين موارد زير تهيه كند:
الف- مدارك كافي و مناسب پشتوانه گزارش حسابرس؛ و
ب- شواهد نشان دهنده انجام حسابرسي طبق استانداردهاي حسابرسي و الزامات قانوني و مقرراتي.
3 . تهيه به موقع مستندات حسابرسي كافي و مناسب به افزايش كيفيت حسابرسي كمك ميكند و بررسي و ارزيابي اثربخش شواهد حسابرسي كسب شده و نتايج بدست آمده را پيش از نهايي كردن گزارش حسابرس، تسهيل مينمايد. مستندات تهيه شده در زمان انجام كار معمولاً دقيقتر از مستنداتي است كه پس از آن تهيه ميشود.
4 . رعايت الزامات اين بخش همراه با الزامات ويژه مستندسازي موجود در ساير بخشهاي مربوط، معمولاً براي دستيابي به اهداف ياد شده در بند 2 كافي است.
5 . علاوه بر اهداف اين بخش، مستندات حسابرسي نيازهاي ديگري چون موارد زير را برآورده ميكند:
الف- كمك به گروه حسابرسي در برنامه ريزي و اجراي حسابرسي؛
ب- كمك به سرپرستان و مديران حسابرسي در امر هدايت و سرپرستي كارحسابرسي و ايفاي مسئوليتهاي خود طبق بخش 22 ، كنترل كيفيت حسابرسي اطلاعات مالي تاريخي؛
پ- قادر ساختن گروه حسابرسي به پاسخگويي در مورد كار خود؛
ث- قادر ساختن يك حسابرس با تجربه به بررسي كنترل كيفيت مؤسسه حسابرسي؛
ج- قادر ساختن يك حسابرس با تجربه خارج از مؤسسه در انجام بررسيهاي لازم طبق قوانين و مقررات ياساير الزامات مربوط.
تعاريف
6 . در اين بخش:
الف- ” مستندات حسابرسي“ يعني سوابق مربوط به روشهاي حسابرسي اجراشده (شامل برنامه ريزي حسابرسي)، شواهد حسابرسي كسب شده و نتايجي كه حسابرس به آن رسيده است.
ب- ” حسابرس با تجربه“ يعني فردي (از درون يا برون موسسه حسابرسي) كه شناختي معقول از موارد زير دارد:
· فرايندهاي حسابرسي،
· استانداردهاي حسابرسي و الزامات قانوني و مقرراتي مربوط،
· محيط تجاري حوزه فعاليت واحد مورد رسيدگي، و
· مسائل حسابرسي و گزارشگري مالي مربوط به صنعت واحد مورد رسيدگي.
ماهيت مستندات حسابرسي
7 . مستندات حسابرسي ميتواند روي كاغذ، وسيله الكترونيكي يا ديگر ابزارها ثبت شود. مستندات حسابرسي، براي مثال، شامل برنامههاي حسابرسي، تجزيه و تحليلها، نكات حسابرسي، خلاصه نكات عمده، تأييديههاي برون سازماني و تأييديه مديريت، چك ليستها و مكاتبات (شامل نامه الكترونيكي) مربوط به موضوعات با اهميت است. خلاصه يا تصوير مدارك واحد مورد رسيدگي، براي مثال، قراردادها و موافقتنامه هاي عمده و ويژه، در صورت مناسب بودن، ميتواند جزء مستندات حسابرسي باشد. اما، مستندات حسابرسي، جانشين اسناد و مدارك حسابداري واحد موردرسيدگي نميباشد. مستندات حسابرسي مربوط به يك كار حسابرسي در پرونده(هاي) حسابرسي نگهداري ميشود.
8 . در شرايط معمول، نگهداري پيش نويسهاي اوليه كاربرگها و صورتهاي مالي، يادداشتهاي ناقص، نسخ قبلي اسناد اصلاح شده به دليل اشتباهات تايپي، يا ساير اشتباهات و نسخ تكراري، ضرورت ندارد.
شكل، محتوا و ميزان مستندات حسابرسي
9 . حسابرس بايد مستندات حسابرسي را چنان تهيه كند كه يك حسابرس باتجربه و بدون هر گونه ارتباط قبلي با كار حسابرسي مورد نظر بتواند موارد زير را درك كند:
الف- ماهيت، زمانبندي اجرا و ميزان روشهاي حسابرسي اجرا شده در رعايت استانداردهاي حسابرسي و الزامات قانوني و مقرراتي مربوط.
ب- نتايج حاصل از اجراي روشهاي حسابرسي و شواهد حسابرسي كسب شده.
پ- نكات عمده مشخص شده در جريان حسابرسي و نتيجهگيريهاي مربوط.
10 . شكل، محتوا و ميزان مستندات حسابرسي به عواملي چون موارد زير بستگي دارد:
· ماهيت روشهاي حسابرسي مورد اجرا.
· خطرهاي تحريف بااهميت شناسايي شده.
· ميزان قضاوت مورد نياز براي اجراي كار و ارزيابي نتايج.
· اهميت شواهد حسابرسي كسب شده.
· ماهيت و ميزان موارد استثناي شناسايي شده.
· نياز به مستندسازي نتايج يا مباني نتايجي كه به آساني از مستندات كار انجام شده يا شواهد حسابرسي كسب شده قابل تشخيص نيست.
· متدولوژي و ابزار حسابرسي مورد استفاده.
درهرحال، مستندسازي كليه موضوعاتي كه حسابرس در جريان حسابرسي مورد بررسي قرار ميدهد، نه ضروري است نه امكان پذير.
11 . توضيحات شفاهي حسابرس، به تنهايي، پشتوانهاي مناسب براي كار حسابرسي اجرا شده يا نتايج بدست آمده نميباشد، اما ميتواند براي تشريح يا توضيح اطلاعات منعكس در مستندات حسابرسي مورد استفاده قرارگيرد.
12 . حسابرس در مستندسازي ماهيت، زمانبندي اجرا و ميزان روشهاي حسابرسي مورد اجرا بايد مشخصات اقلام خاص يا موضوعات مورد آزمون را ثبت كند.
13 . ثبت مشخصات ياد شده، هدفهاي زيادي را برآورده ميكند؛ براي مثال، گروه حسابرسي ميتواند پاسخگوي كار خود باشد و بررسي موارد استثنا يا عدم يكنواختي آسان ميشود. اين مشخصات، بسته به ماهيت روشهاي حسابرسي و قلم يا موضوع مورد آزمون متفاوت خواهد بود. براي مثال:
· درمورد آزمون جزئيات سفارشهاي خريد واحد مورد رسيدگي، حسابرس ميتواند با استفاده از تاريخ و شماره سفارش خريد، اقلام مورد آزمون را مشخص كند.
· درمورد روشي كه مستلزم انتخاب يا بررسي همه اقلام بالاتر از مبلغي خاص از يك جامعه باشد، حسابرس دامنه روش را ثبت و جامعه را مشخص ميكند (براي مثال، همه ثبتهاي بالاتر از يك مبلغ خاص در دفاتر حسابداري).
· درمورد روشي كه مستلزم نمونه گيري سيستماتيك ازيك جامعه مستندات باشد، حسابرس با ثبت منبع مورد نظر، نقطه شروع و فاصله نمونه گيري اقلام انتخابي را مشخص ميكند (براي مثال، نمونه گيري سيستماتيك از برگهاي رسيد كالا، انتخابي از گزارشهاي رسيد كالاي ثبت شده براي دوره از اول تير تا پايان آذر، با شروع از رسيد كالاي شماره 345 و انتخابهاي بعدي با فاصله 25).
· در مورد روشي كه مستلزم پرس و جو از كاركنان مربوط در واحد مورد رسيدگي باشد، حسابرس تاريخهاي پرس و جو و اسامي و عنوان شغلي كاركنان مورد نظر را ثبت ميكند.
· در مورد روشي كه مستلزم مشاهده باشد، حسابرس فرايند يا موضوع مورد مشاهده، افراد مربوط، مسئوليتهاي ايشان و تاريخ و محل انجام مشاهده را ثبت ميكند.
14 . قضاوت درمورد عمده بودن يك موضوع، مستلزم تحليل مناسب واقعيتها و شرايط موجود است. نكات عمده از جمله شامل موارد زير است:
· موضوعاتي كه به خطرهاي عمده مي انجامد (طبق تعريف بخش 5-31 ، شناخت واحد مورد رسيدگي و محيط آن و برآورد خطرهاي تحريف با اهميت).
· نتايج اجراي روشهاي حسابرسي كه (الف) احتمال تحريف با اهميت صورتهاي مالي، يا (ب) لزوم تجديد نظر در برآورد قبلي حسابرس از خطرهاي تحريف بااهميت و برخورد حسابرس با آن خطرها را نشان ميدهد.
· شرايطي كه مشكل عمده براي حسابرس در اجراي روشهاي حسابرسي لازم، پديد ميآورد.
· يافته هايي كه مي تواند به تعديل گزارش حسابرس بينجامد.
15 . تهيه ونگهداري خلاصه نكات عمده به عنوان بخشي از مستندات حسابرسي، ضروري است. موضوعات عمده شناسايي شده در جريان حسابرسي و چگونگي پيگيري آنها، در اين خلاصه درج و به ساير مستندات حسابرسي پشتوانه آنها عطف داده ميشود. اين خلاصه ميتواند بررسي و بازبيني اثربخش و كارآمد مستندات حسابرسي، به ويژه حسابرسيهاي بزرگ و پيچيده را آسان كند و نيز حسابرس را در ارزيابي نكات عمده، ياري نمايد.
16 . حسابرس بايد مذاكرات خود را با مديران اجرايي و سايرين در مورد نكات عمده، به موقع مستند كند.
17 . مستندات حسابرسي شامل يادداشتي از نكات عمده بحث شده، نام فرد طرف مذاكره و تاريخ مذاكره است. اين مستندات به سوابق تهيه شده توسط حسابرس محدود نميشود، بلكه مي تواند شامل ديگر سوابق مناسبي چون خلاصه مذاكراتي باشد كه كاركنان واحد مورد رسيدگي تهيه كردهاند. ساير اشخاصي كه حسابرس ممكن است نكات عمده را با آنان مطرح كند شامل اعضاي هيئت مديره، سايركاركنان واحد موردرسيدگي و اشخاص برون سازماني، مانند مشاوران حرفهاي واحد موردرسيدگي است.
18 . چنانچه حسابرس اطلاعاتي بدست آورد كه متناقض يا مغاير با نتيجه گيري نهايي وي درباره يك نكته عمده است بايد چگونگي برخورد با موارد تناقض يا مغايرت براي نتيجه گيري نهايي را مستند كند.
19 . مستند سازي چگونگي برخورد با موارد متناقض يا مغاير، مستلزم نگهداري مستندات نادرست يا جايگزين شده نميباشد.
مستندسازي موارد انحراف از اصول بنيادي يا روشهاي اساسي
20 . اصول بنيادي و روشهاي اساسي در استانداردهاي حسابرسي، براي كمك به حسابرس در رسيدن به هدف كلي حسابرسي طراحي شده است. از اين رو، حسابرس جز در موارد استثنايي، تك تك اصول بنيادي و روشهاي اساسي مرتبط با كار حسابرسي را رعايت ميكند.
21 . در شرايط استثنايي، چنانچه حسابرس به اين نتيجه برسد كه انحراف از يك اصل بنيادي يا روش اساسي مرتبط با كار حسابرسي اجتناب ناپذير است بايد چگونگي دستيابي به هدف حسابرسي با اجراي روشهاي حسابرسي جايگزين و دلايل انحراف را مستند كند، مگر آن كه دلايل انحراف، روشن باشد. اين بدان معناست كه حسابرس توجيهات خود را در باره كافي و مناسب بودن روشهاي حسابرسي جايگزين اصول بنيادي يا روشهاي اساسي مستند ميكند.
22 . الزامات مستندسازي درمورد اصول بنيادي و روشهاي اساسي غيرمرتبط با شرايط موجود كاربرد ندارد؛ براي مثال، هيچ يك از موارد بخش 51 ، حسابرسي نخستين- مانده هاي اول دوره، در حسابرسيهاي بعدي كاربرد ندارد. همچنين، اگر بكارگيري برخي الزامات يك بخش منوط به وجود شرايط خاصي باشد و در يك حسابرسي، آن شرايط وجود نداشته باشد، آن الزامات براي آن كار خاص كاربرد ندارد (براي مثال، الزام تعديل گزارش حسابرس در موارد وجود محدوديت در دامنه رسيدگي).
مشخص كردن تهيه كننده و بررسي كننده
23 . حسابرس در مستندسازي ماهيت، زمانبندي اجرا و ميزان روشهاي حسابرسي اجرا شده بايد موارد زير را ثبت كند:
الف- نام انجام دهنده كار حسابرسي و تاريخ تكميل آن.
ب- نام بررسي كننده كار حسابرسي اجرا شده و تاريخ بررسي.
24 . مستندسازي مستلزم درج شواهد حاكي از بررسي كاربرگها و زمان انجام آن توسط بررسي كننده به گونهاي مناسب است.
تنظيم پروندههاي نهايي حسابرسي
25 . حسابرس بايد در مدت زمان مناسب پس از تاريخ گزارش حسابرس، پروندههاي حسابرسي را منظم كند.
جهت کسب اطلاعات بیشتر با ثبت شرکت ارشیا تماس حاصل فرمایید