به پرتال ثبت شرکت ارشیا خوش آمدید امروز : شنبه ، 23 خرداد 1405
ثبت شرکت

جستجو در سایت

پلمپ دفاتر 1396

انجمن ثبت شرکت ایران

ثبت شرکت در سراسر ایران :
موضوع مناسب برای ثبت شرکتها

سایر امور ثبتی :
ثبت برند در تهران
سایر محلات تهران

پیش نویس واحد گزارشگر

پیش نویس

واحد گزارشگر

 

 

 

مقدمه

۱-  یکی از فرضیات بدیهی حسابداری این است که اطلاعات مالی، متعلق به واحدهایی است با ساختارهای سازمانی قانونی، قراردادی یا اداری. اطلاعات مالی این واحدها، از طریق گزارشهای مالی به استفاده‌کنندگان ارائه می‌شود.

۲-  هدف این بیانیه، ارائه معیارهای لازم برای تشخیص واحدهای بخش عمومی است که به منظور ایفای وظیفه پاسخگویی باید گزارشهای مالی تهیه و ارائه کنند.

۳-  محدوده یک واحد گزارشگر مشخص‌کننده زیرمجموعه‌ها،‌ رویدادها، مبادلات و فعالیتهایی است که در گزارش مالی آن منعکس خواهد شد. واحد گزارشگر  باید به شیوه‌ای تعیین گردد که گزارشهای مالی آن تصویر مناسبی از وضعیت مالی و عملکرد آن ارائه کند.

 

دلایل تعریف واحد گزارشگر

۴-  عمده‌ترین دلیل برای داشتن درک روشنی از مفهوم واحد گزارشگر، حصول اطمینان از فراهم شدن تمام اطلاعات مالی مربوط به واحد گزارشگر، برای استفاده‌کنندگان گزارشهای مالی آن است. تعیین محدوده‌ واحد گزارشگر، تصویر مشخصی از واحد گزارشگر را برای استفاده‌کنندگان فراهم می‌کند. چنین تعریفی، مربوط یا غیرمربوط بودن اطلاعات صورتهای مالی را مشخص می‌سازد.

۵-  سایر دلایل برای تعیین محدوده واحد گزارشگر، به شرح زیر می‌باشد:

  • اطمینان از اینکه برای تجمیع اطلاعات در هر سطح گزارشگری، هیچ زیرمجموعه‌ای حذف نمی‌شود.
  • امکان انجام مقایسه عملکرد واحدهای گزارشگر.
  • کمک به تعیین مسئولیت و ارزیابی عملکرد واحدهای گزارشگر.

 

ویژگیهای واحد گزارشگر

۶-  یک واحد زمانی به عنوان واحد گزارشگر محسوب می‌شود که تمام معیارهای زیر را داشته باشد.

الف.  استفاده‌کنندگانی که به گزارشهای مالی با مقاصد عمومی آن برای اهداف پاسخگویی و یا تصمیم‌گیری نیاز دارند.

ب .   دارای مقام مسئولی باشد که اجرای تمام یا قسمتی از بودجه و استفاده از سایر منابع و کنترل آن را به عهده داشته و پاسخگوی عملکرد واحد باشد.

پ .   محدوده آن به نحوی باشد که صورتهای مالی، حوزه عملیات و وضعیت مالی آن را به نحو مناسب منعکس کند.

۷-   واحدهای بخش عمومی عموماً دارای شخصیت حقوقی مستقل هستند. برای مثال می‌توان از وزارتخانه‌ها، مؤسسات دولتی، یا نهادهای عمومی غیردولتی نام برد. داشتن شخصیت حقوقی مستقل، هرگونه تردید نسبت به وجود سازمانی مجزا با حق تأمین وجوه، تملک دارایی، ایجاد بدهی و استفاده از دارایی را برطرف می‌کند.

۸-   برخی از عملیات بخش عمومی مانند طرحهای تملک داراییهای سرمایه‌ای علیرغم نداشتن شخصیت حقوقی مستقل، لازم است برای مقاصد پاسخگویی در مورد مصرف منابع عمومی، گزارشهای مالی جداگانه تهیه و ارائه کنند. بنابراین این گونه واحدها نیز واحد گزارشگر محسوب می‌شوند.

 

گروه گزارشگر

۹-  گروه گزارشگر، یک واحد گزارشگر است که دربرگیرنده دو یا چند واحد گزارشگر مجزا باشد. در بخش عمومی، معیار کنترل به عنوان ملاک اصلی تشخیص واحدهای تشکیل‌دهنده گروه گزارشگر است. این کنترل عمدتاً از قوانین و مقررات نشأت می‌گیرد. برخی دستگاههای اجرایی دارای واحدهای حقوقی مستقل می‌باشند که هر یک به طور جداگانه واحد گزارشگر تلقی می‌گردند و گزارش مالی مستقل تهیه و ارائه می‌کنند. این دستگاههای اجرایی همراه با واحدهای تحت کنترل خود به عنوان گروه گزارشگر تلقی می‌شوند که برای آن باید گزارش مالی واحد تهیه و ارائه شود.

۱۰-  کنترل یک واحد به معنای توانایی هدایت سیاستهای مالی و عملیاتی و استفاده از منابع آن برای دستیابی به اهداف مورد نظر است. بنابراین کنترل مستلزم احراز دو شرط زیر است:

  • واحد کنترل‌کننده قدرت هدایت سیاستهای استراتژیک عملیاتی و مالی واحد(های) کنترل‌شونده را داشته باشد.
  • واحد کنترل‌کننده منابع واحد کنترل‌شونده را در جهت اهداف خود از جمله ارائه خدمات عمومی و اعمال سایر وظایف حاکمیتی دولت به کار گیرد یا از نتیجه فعالیتهای آن منتفع یا متحمل هزینه شود.

۱۱-  در مواردی که رابطه بین واحد کنترل‌کننده و واحد(های) کنترل‌شونده به گونه‌ای است که هر دو شرط فوق وجود دارد، گزارشهای مالی گروه گزارشگر باید اطلاعات کاملی در خصوص مجموعه واحدهای تشکیل‌دهنده آن را ارائه دهد.

۱۲-  در برخی موارد، یک واحد صرفاً قدرت قانونی اداره واحد دیگری را دارد، اما نمی‌تواند از چنین قدرتی برای افزایش منافع ناشی از نتایج فعالیتها یا استفاده از منابع آن برای دستیابی به اهداف خود استفاده کند. بنابراین ماهیت رابطه چنین واحدهایی به گونه‌ای است که ارائه اطلاعات مالی آنها به عنوان یک مجموعه واحد سبب ارائه نادرست گزارشهای مالی و عدم دستیابی به اهداف گزارشگری مالی می‌گردد.

۱۳-  در مواردی ممکن است، یک واحد منافعی را از واحدهایی که قدرت هدایت سیاستهای استراتژیک عملیاتی و مالی آنها را ندارد کسب کند و یا هزینه‌هایی را در نتیجه فعالیت آنها متحمل ‌گردد. در این موارد، چنین واحدی قادر به هدایت واحد مورد نظر در راستای استفاده از منابع آن برای دستیابی به اهداف خود نمی‌باشد و ماهیت رابطه چنین واحدهایی به گونه‌ای است که ارائه اطلاعات مالی آنها به عنوان یک مجموعه واحد سبب تأمین اهداف گزارشگری مالی نمی‌شود. بنابراین چنین واحدهایی را نمی‌توان جزء گروه گزارشگر (به عنوان یک مجموعه واحد) قرار داد.

 

دولت به عنوان یک واحد گزارشگر

۱۴-  شهروندان دارای حق پاسخ‌خواهی از دولت در قبال منابع در اختیار آن می‌باشند. دولت منابع عمده‌ای در اختیار دارد و باید در مورد نحوه استفاده از این منابع پاسخگوی شهروندان باشد. به همین علت، دولت باید گزارشهای مالی برای پاسخگویی به عموم تهیه کند. چنین گزارشهایی باید افشاکننده اطلاعاتی برای اهداف تصمیم‌گیری و پاسخگویی به طیف وسیعی از استفاده‌کنندگان باشد.

 

معیارهای تشخیص واحدهای زیرمجموعه دولت به عنوان یک واحد گزارشگر

۱۵-  تشخیص واحدهایی که باید در گزارشهای مالی دولت به عنوان واحد گزارشگر منظور شوند نیازمند ارائه معیارهای خاص است تا به هنگام تصمیم‌گیری در این زمینه از بروز ابهام جلوگیری شود. در این رابطه بودجه سالانه کل کشور معیار اصلی است. برای احراز این معیار باید مجموعه منابع و مصارف هر واحد گزارشگر در بودجه سالانه کل کشور منظور شده باشد.

۱۶-  در مواردی ممکن است واحد در بودجه سالانه کل کشور منظور نشده باشد و در نتیجه، تنها درنظر گرفتن معیار اصلی باعث می‌شود از نظر اهداف گزارشگری مالی، صورتهای مالی با مقاصد عمومی دولت کامل نباشد. بنابراین، در غیاب معیار اصلی یاد شده، در صورت احراز مجموع معیارهای زیر، یک واحد باید جزء مجموعه دولت به عنوان واحد گزارشگر د

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر با ثبت شرکت ارشیا تماس حاصل فرمایید


استاندارد حسابرسی ۳۱۵ تشخیص و ارزیابی خطرهای تحریف با اهمیت از طریق شناخت واحد تجاری و محیط آن (تجدیدنظر شده ۱۳۹۲)

 

 

استاندارد حسابرسی ۳۱۵

تشخیص و ارزیابی خطرهای تحریف با اهمیت از طریق شناخت واحد تجاری و محیط آن

(تجدیدنظر شده ۱۳۹۲)

 

 

۱ . در این استاندارد، مسئولیت حسابرس برای تشخیص و ارزیابی خطرهای تحریف با اهمیت در صورتهای مالی، از طریق شناخت واحد تجاری و محیط آن، شامل کنترلهای داخلی مطرح می‌شود.

 

تاریخ اجرا

۲٫  این استاندارد برای حسابرسی صورتهای مالی که دوره مالی آنها از … و پس از آن شروع می‌شود، لازم‌الاجراست.

 

هدف

۳٫  هدف حسابرس، تشخیص و ارزیابی خطرهای تحریف با اهمیت ناشی از تقلب یا اشتباه در سطح صورتهای مالی و سطح ادعاها، از طریق شناخت واحد تجاری و محیط آن، شامل کنترلهای داخلی، است که به موجب آن مبنایی برای طراحی و اجرای نحوه برخورد با خطرهای تحریف با اهمیت ارزیابی شده، فراهم می‌آید.

 

تعاریف

۴٫  در این استاندارد، اصطلاحات زیر با معانی مشخص شده برای آنها بکار رفته است:

الف.      ادعاها– اظهاراتی که به شکل صریح یا به‌گونه‌ای دیگر در قالب صورتهای مالی ارائه می‌شود و حسابرس از آن برای بررسی انواع مختلف تحریفهای بالقوه که ممکن است رخ دهد، استفاده می‌کند.

ب   . خطر تجاری-خطر ناشی از شرایط، رویدادها، موقعیتها، اقدامات یا ترک فعلهای عمده که می‌تواند اثر منفی بر توانایی واحد تجاری جهت دستیابی به اهداف و اجرای راهبردهایش داشته باشد، یا خطر ناشی از تعیین اهداف و راهبردهای نامناسب.

پ   . کنترلهای داخلی- فرایندی است که توسط ارکان راهبری، مدیران اجرایی و سایر کارکنان به منظور ایجاد اطمینان معقول از دستیابی به اهداف واحد تجاری درخصوص قابل اتکا بودن گزارشگری مالی، کارایی و اثربخشی عملیات، و رعایت قوانین و مقررات مربوط، طراحی، اعمال و حفظ شده است. اصطلاح ”کنترلها“ به هر یک از ابعاد یک یا چند جزء از اجزای کنترلهای داخلی اطلاق می‌شود.

ب   . روشهای ارزیابی خطر-روشهای حسابرسی اجرا شده به منظور کسب شناخت از واحد تجاری و محیط آن، شامل کنترلهای داخلی، به منظور تشخیص و ارزیابی خطرهای تحریف با اهمیت ناشی از تقلب یا اشتباه در سطح صورتهای مالی و در سطح ادعاها.

ب   . خطر عمده-خطر تحریف با اهمیت مشخص شده و ارزیابی شده که به نظر حسابرس نیاز به توجه ویژه‌ای دارد.

 

الزامات

روشهای ارزیابی خطر و فعالیتهای مرتبط

۵ . حسابرس باید روشهای ارزیابی خطر را به منظور فراهم کردن مبنایی برای تشخیص و ارزیابی خطرهای تحریف با اهمیت در سطح صورتهای مالی و در سطح ادعاها اجرا کند. با این وجود، روشهای ارزیابی خطر به تنهایی فراهم‌کننده شواهد حسابرسی کافی و مناسب برای اظهارنظر حسابرس نیست. (رک: بندهای ت-۱ تا ت-۵)

۶٫  روشهای ارزیابی خطر باید شامل موارد زیر باشد:

الف.      پرس و جو از مدیران اجرایی، اشخاص ذیصلاح در واحد حسابرسی داخلی (در صورت وجود)، و سایر کارکنان واحد تجاری که از نظر حسابرس ممکن است دارای اطلاعاتی باشند که به تشخیص خطرهای تحریف بااهمیت ناشی از اشتباه یا تقلب کمک کند. (رک: بندهای ت-۶ تا ت-۱۳)

ب   . روشهای تحلیلی. (رک: بندهای ت-۱۴ تا ت-۱۷)

پ   . مشاهده و وارسی. (رک: بند ت-۱۸)

۷ . حسابرس باید مربوط بودن اطلاعات کسب شده در فرایند پذیرش کار یا ادامه همکاری با صاحبکار را جهت تشخیص خطرهای تحریف بااهمیت مورد توجه قرار دهد.

۸ . در مواردی که مدیر مسئول کار، خدمات دیگری نیز به واحد تجاری ارائه می‌کند، وی باید مربوط بودن اطلاعات کسب شده از ارائه سایر خدمات به واحد تجاری را به منظور تشخیص خطرهای تحریف بااهمیت مورد توجه قرار دهد.

۹ . حسابرس در مواردی که می‌خواهد از اطلاعات کسب شده در تجربه قبلی با واحد تجاری و روشهای اجرا شده در حسابرسیهای قبلی استفاده کند باید این موضوع را مشخص کند که آیا از زمان حسابرسی قبلی تاکنون، تغییراتی رخ داده است که مربوط بودن این اطلاعات را در حسابرسی جاری تحت تأثیر قرار دهد یا خیر. (رک: بندهای ت-۱۹ و ت-۲۰)

۱۰٫ مدیر مسئول کار و سایر اعضای اصلی تیم حسابرسی باید درباره احتمال آسیب‌پذیری صورتهای مالی واحد تجاری در اثر تحریفهای با اهمیت و بکارگیری چارچوب گزارشگری مالی مربوط با توجه به شرایط و واقعیتهای واحد تجاری مذاکره کنند. مدیر مسئول کار باید تعیین کند چه موضوعی باید به اعضای تیم حسابرسی که در مذاکره حضور نداشته‌اند اطلاع داده شود. (رک: بندهای ت-۲۱ تا ت-۲۳)

 

شناخت واحد تجاری و محیط آن، شامل کنترلهای داخلی

واحد تجاری و محیط آن

۱۱٫ حسابرس باید از موارد زیر شناخت کسب کند:

الف.      صنعت، قوانین و مقررات و سایر عوامل برون‌سازمانی شامل چارچوب گزارشگری مالی مربوط. (رک: بندهای ت-۲۴ تا ت-۲۹)


ب   . ماهیت واحد تجاری شامل:

۱٫ عملیات آن،

۲٫ ساختارهای مالکیت و راهبری آن،

۳٫ انواع سرمایه‌گذاریهای انجام شده و برنامه‌های آتی برای سرمایه‌گذاری، شامل سرمایه‌گذاری در واحدهای تجاری با مقاصد خاص، و

۴٫ ساختار و چگونگی تأمین مالی واحد تجاری،

که حسابرس را قادر می سازد تا از گروههای معاملات، مانده حسابها و موارد افشایمورد انتظار در صورتهای مالی شناخت کسب کند. (رک: بندهای ت-۳۰ تا ت-۳۴)

پ   . انتخاب و بکارگیری رویه‌های حسابداری و دلایل تغییر آنها توسط واحد تجاری. حسابرس باید مناسب بودن رویه‌های حسابداری واحد تجاری را با توجه به فعالیت آن و سازگاری آنها را با چارچوب گزارشگری مالی مربوط و رویه‌های حسابداری مورد استفاده در صنعت مربوط ارزیابی کند. (رک: بند ت-۳۵)

ت   . اهداف و راهبردهای واحد تجاری و آن دسته از خطرهای تجاری مرتبط که ممکن است موجب ایجاد تحریفهای با اهمیت شود. (رک: بندهای ت-۳۶ تا ت-۴۲)

ث   . اندازه‌گیری و بررسی عملکرد مالی واحد تجاری. (رک: بندهای ت-۴۳ تا ت-۴۸)

 

کنترلهای داخلی واحد تجاری

۱۲٫ حسابرس باید از کنترلهای داخلی مرتبط با حسابرسی شناخت کسب کند. اگرچه بیشتر کنترلهای مرتبط با حسابرسی احتمالاً به گزارشگری مالی مربوط می‌شوند، اما همه کنترلهای مرتبط با گزارشگری مالی به حسابرسی مربوط نیستند. اینکه یک کنترل، به تنهایی یا همراه با سایر کنترلها، به حسابرسی مربوط است یا خیر، به قضاوت حرفه‌ای حسابرس بستگی دارد. (رک: بندهای ت-۴۹ تا ت-۷۲)

ماهیت و میزان شناخت کنترلهای مربوط

۱۳٫ حسابرس هنگام کسب شناخت از کنترلهای مرتبط با حسابرسی باید با اجرای روشهایی علاوه ‌بر پرس و جو از کارکنان واحد تجاری، طراحی آن کنترلها را ارزیابی کند و مشخص کند که آیا کنترلها اعمال ‌شده‌اند یا خیر. (رک: بندهای ت-۷۳ تا ت-۷۵)

اجزای کنترلهای داخلی

محیط کنترلی

۱۴٫ حسابرس باید از محیط کنترلی واحد تجاری شناخت کسب کند. به عنوان بخشی از این شناخت، حسابرس باید ارزیابی کند که آیا:

الف.      مدیران اجرایی با نظارت ارکان راهبری، فرهنگ درستکاری و رفتار اخلاقی را ترویج و حفظ می‌کنند، و

ب   . نقاط قوت عناصر محیط کنترلی در مجموع، بستر مناسبی را برای سایر اجزای کنترلهای داخلی فراهم می‌کند و اینکه آیا سایر اجزای کنترلهای داخلی در اثر نارساییهای محیط کنترلی، آسیب می‌بینند یا خیر. (رک: بندهای ت-۷۶ تا ت-۸۶)

فرایند ارزیابی خطر توسط واحد تجاری

۱۵٫ حسابرس باید از وجود یا نبود فرایندهای لازم برای موارد زیر در واحد تجاری شناخت کسب کند:

الف.      تشخیص خطرهای تجاری مربوط به اهداف گزارشگری مالی،

ب . برآورد اهمیت این خطرها،

پ . ارزیابی احتمال وقوع آنها، و

ت . تصمیم‌گیری درباره اقداماتی که برای مواجهه با آن خطرها اتخاذ می‌شود.
(رک: بند ت-۸۷)

۱۶٫ در صورت وجود چنین فرایندی (که از این پس به عنوان ”فرایند ارزیابی خطر واحد تجاری“ نامیده می‌شود)، حسابرس باید شناخت مناسبی از آن فرایند و نتایج آن کسب کند. هنگامی که حسابرس خطرهای تحریف با اهمیتی را تشخیص دهد که مدیران اجرایی نتوانسته‌اند آنها را تشخیص دهند، باید بررسی کند که آیا نوعی خطر تجاری مرتبط وجود داشته که انتظار می‌رفت باید توسط فرایند ارزیابی خطر واحد تجاری مشخص می‌شد یا خیر. اگر چنین خطری وجود داشته باشد، حسابرس باید علت مشخص نشدن آن توسط فرایند مذکور و مناسب بودن آن فرایند برای شرایط موجود را، بررسی ‌کند یا با توجه به فرایند ارزیابی خطر واحد تجاری، وجود یک نقطه ضعف بااهمیت در کنترلهای داخلی را مشخص کند.

۱۷٫ اگر واحد تجاری چنین فرایندی برای ارزیابی خطر نداشته باشد یا این فرایند به صورت موقتی و موردی باشد، حسابرس باید در مورد نحوه تشخیص خطرهای تجاری مرتبط با اهداف گزارشگری مالی و نحوه برخورد با آنها، با مدیران اجرایی مذاکره کند. حسابرس باید ارزیابی کند که آیا نبود یک فرایند مدون ارزیابی خطر در شرایط موجود مناسب است یا خیر و اینکه آیا نبود این فرایند بیانگر یک ضعف بااهمیت در کنترل داخلی واحد تجاری است یا خیر. (رک: بند ت-۸۸)

سیستم اطلاعاتی، شامل فرایندهای تجاری مربوط، مرتبط با گزارشگری مالی و اطلاع‌رسانی

۱۸٫ حسابرس باید از سیستم اطلاعاتی، شامل فرایندهای تجاری مربوط، مرتبط با گزارشگری مالی، در زمینه‌هایی چون موارد زیر، شناخت کسب کند:

الف.      گروههای معاملات در عملیات واحد تجاری که نسبت به صورتهای مالی عمده محسوب می‌شود،

ب   . روشهای موجود در سیستمهای فناوری اطلاعات و همچنین سیستمهای دستی که به وسیله آنها معاملات مذکور شروع، ثبت، پردازش، در صورت لزوم اصلاح، به حسابهای کل منتقل و در صورتهای مالی گزارش می‌شود،

پ   . سوابق حسابداری مربوط، اطلاعات پشتوانه و حسابهای خاص درصورتهای مالی که جهت شروع، ثبت، پردازش و گزارش معاملات (شامل اصلاح اطلاعات نادرست و چگونگی انتقال اطلاعات به دفتر کل) استفاده شده است. این سوابق می‌تواند به شکل دستی یا الکترونیکی باشد،

ت   . چگونه سیستم اطلاعاتی، رویدادهایی غیراز گروههای معاملات را که نسبت به صورتهای مالی با اهمیت است، شناسایی می‌کند،

ث   . فرایند گزارشگری مالی مورد استفاده برای تهیه صورتهای مالی واحد تجاری، شامل برآوردهای حسابداری و موارد افشای با اهمیت، و

ج   . کنترلهای حاکم بر ثبتهای دفتر روزنامه، شامل ثبتهای غیراستاندارد مورد استفاده برای معاملات یا تعدیلات غیرعادی و غیرمکرر. (رک: بند ت-۸۹ تا ت-۹۳)

۱۹٫ حسابرس باید از نحوه اطلاع‌رسانی درباره وظایف و مسئولیتهای گزارشگری مالی و موضوعات با اهمیت مرتبط با گزارشگری مالی توسط واحد تجاری شناخت کسب کند. این اطلاع‌رسانی شامل موارد زیر است: (رک: بندهای ت-۹۴ و ت-۹۵)

الف.      اطلاع‌رسانی بین مدیران اجرایی و ارکان راهبری، و

ب   . اطلاع‌رسانی به اشخاص برون‌سازمانی، مثل مراجع‌ قانونی.

فعالیتهای کنترلی مرتبط با حسابرسی

۲۰٫ حسابرس باید از فعالیتهای کنترلی مرتبط با حسابرسی شناخت کسب کند. این فعالیتها شامل مواردی است که حسابرس شناخت آنها را برای ارزیابی خطرهای تحریف با اهمیت در سطح ادعاها و طراحی و اجرای روشهای حسابرسی لازم در برخورد با خطرهای ارزیابی شده، ضروری تشخیص می‌دهد. در حسابرسی، شناخت همه فعالیتهای کنترلی مرتبط با هر گروه معاملات، مانده حساب و مورد افشای عمده در صورتهای مالی یا هر ادعای مربوط به آنها ضرورت ندارد. (رک: بندهای ت-۹۶ تا ت-۱۰۲)

۲۱٫ حسابرس هنگام شناخت فعالیتهای کنترلی واحد تجاری، باید از نحوه برخورد واحد تجاری با خطرهای ناشی از فناوری اطلاعات، شناخت کسب کند. (رک: بندهای ت-۱۰۳ تا ت-۱۰۵)

نظارت بر کنترلها

۲۲٫ حسابرس باید از انوع فعالیتهای عمده مورد استفاده واحد تجاری برای نظارت بر کنترلهای داخلی حاکم بر گزارشگری مالی، شامل موارد مرتبط با فعالیتهای کنترلی مربوط به حسابرسی، و نحوه شروع اقدامات اصلاحی واحد تجاری در برخورد با نقاط ضعف کنترلهای آن، شناخت کسب کند. (رک: بندهای ت-۱۰۶ تا ت-۱۰۸)

۲۳٫ چنانچه واحد تجاری دارای واحد حسابرسی داخلی باشد، حسابرس باید از ماهیت مسئولیتهای این واحد، جایگاه سازمانی و فعالیتهای انجام شده آن یا فعالیتهایی که قرار است توسط آن انجام شود، شناخت کسب کند. (رک: بندهای ت-۱۰۹ تا ت-۱۱۶)

۲۴٫ حسابرس باید از منابع اطلاعاتی مربوط به فعالیتهای نظارتی واحد تجاری و مبنای ارزیابی مدیران اجرایی از کفایت قابلیت اعتماد اطلاعات برای هدف مورد نظر، شناخت کسب کند. (رک: بند ت-۱۱۷)

 

تشخیص و ارزیابی خطرهای تحریف بااهمیت

۲۵٫ حسابرس برای طراحی و اجرای روشهای حسابرسی لازم باید خطرهای تحریف بااهمیت را در سطوح زیر مشخص و ارزیابی کند:

الف.      صورتهای مالی، و (رک: بندهای ت-۱۱۸ تا ت-۱۲۱)

ب   . ادعاهای مربوط به گروههای معاملات، مانده حسابها و موارد افشا، (رک: بندهای ت-۱۲۲ تا ت-۱۲۶)


۲۶٫ حسابرس برای این منظور باید:

الف.      خطرها را از طریق فرایند کسب شناخت از واحد تجاری و محیط آن، شامل کنترلهای مربوط به خطرها، و با در نظر گرفتن گروههای معاملات، مانده حسابها و موارد افشا در صورتهای مالی، مشخص کند، (رک: بندهای ت-۱۲۷ و ت-۱۲۸)

ب   . خطرهای مشخص شده، و اینکه آیا این خطرها با صورتهای مالی به عنوان یک مجموعه واحد ارتباط فراگیرتری دارند و به طور بالقوه بر بسیاری از ادعاها اثر دارند یا خیر را ارزیابی کند،

پ   . با توجه به کنترلهای مربوطی که حسابرس می‌خواهد آزمون کند، خطرهای مشخص شده را به آنچه که می‌تواند در سطح ادعا اشتباه باشد، ربط دهد، و (رک: بندهای
ت-۱۲۹ تا ت-۱۳۱)

ت   . احتمال وجود تحریفها، شامل امکان وجود تحریفهای متعدد، و احتمال اینکه آیا میزان تحریفهای بالقوه به گونه‌ای است که بتواند منجر به تحریفهای با اهمیت شود یا خیر را بررسی کند.

خطرهای مستلزم توجه خاص حسابرس

۲۷٫  حسابرس به عنوان بخشی از فرایند ارزیابی خطر مندرج در بند ۲۵، باید تعیین کند که بنا به قضاوت وی، کدام‌یک از خطرهای مشخص شده، مستلزم توجه خاص است (این خطرها ”خطرهای عمده“ نامیده می‌شود). حسابرس هنگام قضاوت در این مورد باید آثار کنترلهای مشخص شده مرتبط با خطر مورد نظر را نادیده بگیرد.

۲۸٫  حسابرس هنگام قضاوت در مورد اینکه کدام‌یک از خطرها عمده هستند، حداقل باید موارد زیر را مورد توجه قرار دهد:

الف.      اینکه آیا خطر مورد نظر، خطر تقلب است،

ب   . اینکه آیا خطر مورد نظر مربوط به تحولات عمده اخیر در زمینه‌های اقتصادی، حسابداری یا غیره است به نحوی که مستلزم توجه خاصی باشد، یا خیر،

پ   . پیچیدگی معاملات،

ت   . اینکه آیا خطر مورد نظر به معاملات عمده با اشخاص وابسته مرتبط است یا خیر،

ث   . میزان ذهنی بودن اندازه‌گیری اطلاعات مالی مربوط به خطر، به ویژه در صورت وجود ابهامات گسترده در اندازه‌گیری، و

ج   . اینکه آیا خطر مورد نظر با معاملات عمده خارج از روال عادی عملیات واحد تجاری مرتبط است یا خیر یا ناشی از معاملاتی است که به هر دلیل، غیرعادی به نظر می‌رسد. (رک: بندهای ت-۱۳۲ تا ت- ۱۳۶)

۲۹٫ در مواردی که حسابرس وجود خطر عمده‌ای را تشخیص دهد، باید در مورد کنترلهای واحد تجاری، شامل فعالیتهای کنترلی مرتبط با آن خطر، شناخت کسب کند. (رک: بندهای ت- ۱۳۷ تا ت-۱۳۹)

خطرهایی که آزمونهای محتوا، به تنهایی شواهد حسابرسی کافی و مناسب برای آنها فراهم نمی‌کند

۳۰٫ حسابرس درخصوص برخی خطرها، ممکن است چنین قضاوت کند که کسب شواهد حسابرسی کافی و مناسب، تنها از طریق آزمونهای محتوا ممکن یا عملی نیست. چنین خطرهایی می‌تواند به صحیح و کامل نبودن ثبت و نگهداری سوابق گروههای معاملات یا مانده حسابهای معمول و عمده که اغلب بدون دخالت نیروی انسانی و به طور خودکار پردازش می‌شوند، مربوط باشد. در چنین مواردی، کنترلهای واحد تجاری در مورد چنین خطرهایی، در کار حسابرسی مربوط محسوب شده و حسابرس باید نسبت به آنها شناخت کسب کند. (رک: بندهای ت-۱۴۰ تا ت-۱۴۲)

تجدید نظر در ارزیابی خطر

۳۱٫ ارزیابی حسابرس از خطرهای تحریف با اهمیت در سطح ادعاها ممکن است با کسب شواهد حسابرسی بیشتر در جریان حسابرسی، تغییر کند. در شرایطی که حسابرس با اجرای روشهای حسابرسی لازم یا دستیابی به اطلاعات جدید، شواهدی کسب ‌کند که با شواهد مبنای ارزیابی اولیه وی متناقض باشد، در ارزیابی قبلی خود تجدیدنظر و بر همین اساس روشهای حسابرسی طراحی شده را تعدیل می‌کند. (رک: بند ت-۱۴۳)

 

مستندسازی

۳۲٫ حسابرس باید موارد زیر را مستند کند:

الف.      مذاکرات انجام شده بین اعضای تیم حسابرسی درباره الزامات بند ۱۰ و تصمیمات عمده اتخاذ شده،

ب   . عناصر کلیدی شناخت کسب شده درباره هر یک از جنبه‌های واحد تجاری و محیط آن به شرح مندرج در بند ۱۱ و هر یک از اجزای کنترلهای داخلی مندرج در بندهای ۱۴ تا ۲۴، منابع اطلاعاتی شناخت کسب شده، و روشهای اجرا شده برای ارزیابی خطر،

پ   . خطرهای تحریف با اهمیت مشخص شده و ارزیابی شده در سطح صورتهای مالی و در سطح ادعاها طبق الزامات بند ۲۵، و

ت   . خطرهای مشخص شده و کنترلهای مرتبطی که حسابرس در اجرای الزامات مقرر در بندهای ۲۷ تا ۳۰ در مورد آنها شناخت کسب کرده است. (رک: بندهای ت-۱۴۴ تا ت-۱۴۷)



توضیحات کاربردی

روشهای ارزیابی خطر و فعالیتهای مرتبط (رک: بند ۵)

ت-۱٫ کسب شناخت از واحد تجاری و محیط آن، شامل کنترلهای داخلی (که از این پس به عنوان ”شناخت واحد تجاری“ نامیده می‌شود)، فرایندی مستمر و پویا برای گردآوری، به روز رسانی و تحلیل اطلاعات در جریان حسابرسی است. این شناخت چارچوبی را فراهم می‌کند که حسابرس، برنامه‌ریزی و اعمال قضاوت حرفه‌ای خود را در سراسر فرایند حسابرسی، از جمله در موارد زیر، براساس آن انجام می‌دهد:

  • ·               ارزیابی خطرهای تحریف با اهمیت در صورتهای مالی،
  • ·               تعیین سطح اهمیت طبق استاندارد ۳۲۰[۱]،
  • ·   بررسی مناسب بودن انتخاب و بکارگیری رویه‌های حسابداری، و کافی بودن افشا در صورتهای مالی،
  • ·   شناسایی زمینه‌هایی که ممکن است نیازمند توجه خاص در حسابرسی باشند، برای مثال، معاملات با اشخاص وابسته، مناسب بودن استفاده از فرض تداوم فعالیت یا بررسی هدف تجاری معاملات،
  • ·               تعیین انتظارات برای استفاده در روشهای تحلیلی،
  • ·   برخورد با خطرهای ارزیابی شده تحریف با اهمیت، از جمله طراحی و اجرای روشهای حسابرسی لازم برای کسب شواهد حسابرسی مناسب و کافی، و
  • ·   ارزیابی کافی و مناسب بودن شواهد حسابرسی کسب شده، از قبیل مناسب بودن مفروضات و اظهارات کتبی و شفاهی مدیران اجرایی.

ت-۲٫ اطلاعات کسب شده از طریق اجرای روشهای ارزیابی خطر و فعالیتهای مرتبط ممکن است توسط حسابرس به عنوان شواهد حسابرسی پشتوانه ارزیابی خطرهای تحریف بااهمیت، مورد استفاده قرار گیرد. افزون بر این، حسابرس با اجرای روشهای ارزیابی خطر، ممکن است شواهد حسابرسی درباره گروههای معاملات، مانده حسابها یا موارد افشا و ادعاهای مربوط به آنها و اثربخشی کارکرد کنترلها کسب کند، هر چند که این روشها مشخصاً به عنوان آزمونهای محتوا یا آزمون کنترلها طراحی نشده است. حسابرس همچنین ممکن است آزمونهای محتوا یا آزمون کنترلها را همزمان با روشهای ارزیابی خطر، به دلیل کارایی این همزمانی، انجام دهد.

ت-۳٫ حسابرس برای تعیین میزان شناخت لازم، از قضاوت حرفه‌ای استفاده می‌کند. موضوع اصلی مورد توجه حسابرس این است که آیا شناخت کسب شده برای دستیابی به اهداف این استاندارد کافی است یا خیر. میزان شناخت کلی مورد نیاز حسابرس از واحد تجاری، کمتر از میزان شناخت مورد نیاز مدیران اجرایی برای اداره آن واحد است.

ت-۴٫ خطرهایی که باید ارزیابی شوند هم شامل خطرهای ناشی از اشتباه و هم شامل خطرهای ناشی از تقلب است، که هر دو در این استاندارد مطرح شده است. با این حال، اهمیت تقلب به اندازه‌ای است که در استاندارد ۲۴۰، الزامات و رهنمودهای بیشتری در ارتباط با روشهای ارزیابی خطر و فعالیتهایی مرتبط با کسب اطلاعات لازم برای تشخیص خطرهای تحریف با اهمیت ناشی از تقلب، ارائه شده است.

ت-۵٫ اگر چه حسابرس باید همه روشهای ارزیابی خطر مطرح شده در بند ۶ را در جریان کسب شناخت لازم از واحد تجاری اجرا کند (به بندهای ۱۱ تا ۲۴ مراجعه شود)، اما ملزم نیست همه روشهای ارزیابی خطر را برای هر یک از ابعاد شناخت مورد نظر، اجرا کند. در مواردی که اطلاعات کسب شده بتواند در تشخیص خطرهای تحریف با اهمیت سودمند باشد، ممکن است سایر روشهای حسابرسی توسط حسابرس اجرا شود. نمونه‌هایی از این روشها عبارتند از:

  • ·  بررسی اطلاعات کسب شده از منابع برون‌سازمانی، مانند گزارشهای تحلیلگران، بانکها یا مؤسسات رتبه‌بندی، مجله‌های تجاری و اقتصادی، یا قوانین و مقررات.
  • ·  پرس و جو از مشاور حقوقی برون‌سازمانی واحد تجاری یا کارشناسان ارزشیابی استفاده شده توسط واحد تجاری.

پرس و جو از مدیران اجرایی، واحد حسابرسی داخلی و سایر کارکنان واحد تجاری (رک: بند ۶ - الف)

ت-۶٫ بیشتر اطلاعات کسب شده توسط حسابرس از طریق پرس و جو، از مدیران اجرایی و افراد مسئول گزارشگری مالی کسب می‌شود. همچنین اطلاعات را می‌‌توان از طریق پرس ‌و جو از کارکنان واحد حسابرسی داخلی (در صورت وجود)، و سایر کارکنان واحد تجاری کسب نمود.

ت-۷٫ همچنین حسابرس ممکن است از طریق پرس ‌و جو از سایر کارکنان واحد تجاری و دیگر افراد دارای سطوح اختیار متفاوت، اطلاعاتی کسب کند، یا دید متفاوتی برای تشخیص خطرهای تحریف با اهمیت بدست آورد. برای مثال:

  • ·  پرس ‌و جو از اعضای ارکان راهبری می‌تواند به حسابرس در شناخت از محیطی که در آن صورتهای مالی تهیه شده است، کمک کند. استاندارد ۲۶۰[۲]، بر اهمیت اطلاع‌رسانی دو سویه اثربخش در کمک به حسابرس به منظور کسب اطلاعات از ارکان راهبری در این خصوص، تأکید کرده است.
  • ·  پرس ‌و جو از کارکنانی که در شروع، پردازش یا ثبت معاملات پیچیده یا غیرعادی دخالت دارند، می‌تواند حسابرس را در ارزیابی مناسب بودن انتخاب و بکارگیری رویه‌های حسابداری خاص یاری کند.
  • ·  پرس و جو از مشاور حقوقی درون‌سازمانی می‌تواند اطلاعاتی را درباره موضوعاتی نظیر دعاوی حقوقی، رعایت قوانین و مقررات، آگاهی از تقلب یا موارد مشکوک به تقلب مؤثر بر واحد تجاری، تضمین‌ها، تعهدات پس از فروش، مشارکتهای خاص و مفاهیم مفاد قراردادها، فراهم کند.
  • ·  پرس و جو از کارکنان بازاریابی و فروش می‌تواند اطلاعاتی درباره تغییرات راهبردهای بازاریابی واحد تجاری، روندهای فروش یا توافقات قراردادی با مشتریان فراهم کند.
  • ·  پرس ‌و جو از مسئولین مدیریت خطر (یا افرادی که دارای چنین نقشی هستند) می‌تواند اطلاعاتی در مورد خطرهای عملیاتی و قانونی که ممکن است بر گزارشگری مالی تأثیرگذار باشند، فراهم کند.
  • ·  پرس و جو از کارکنان واحد سیستمهای اطلاعاتی می‌تواند اطلاعاتی در مورد تغییرات سیستم، ضعفهای کنترلی یا سیستمی، یا سایر خطرهای مرتبط با سیستم اطلاعاتی فراهم کند.

ت-۸٫ باتوجه به اینکه فرایند کسب شناخت از واحد تجاری و محیط آن، فرایندی مستمر و پویا است، پرس و جوهای حسابرس ممکن است در سراسر کار حسابرسی ادامه پیدا کند.

پرس‌و جو از واحد حسابرسی داخلی

ت-۹٫ چنانچه واحد تجاری دارای واحد حسابرسی داخلی باشد، پرس و جو از کارکنان ذیصلاح در این واحد می‌تواند اطلاعات مفیدی برای حسابرس به منظور کسب شناخت از واحد تجاری و محیط آن، و تشخیص و ارزیابی خطرهای تحریف با اهمیت در سطح صورتهای مالی و در سطح ادعاها فراهم کند. واحد حسابرسی داخلی، در اجرای وظایف خود، به احتمال زیاد نسبت به عملیات و خطرهای واحد تجاری آگاهی کسب می‌کند، و ممکن است به یافته‌هایی نظیر خطرها یا ضعفهای مشخص شده کنترلهای داخلی دست پیدا کند که می‌تواند برای فرایند کسب شناخت حسابرس از واحد تجاری، ارزیابی خطر یا سایر جنبه‌های حسابرسی، ارزشمند قلمداد شود. بنابراین صرف‌نظر از احتمال استفاده یا عدم استفاده حسابرس از کار واحد حسابرسی داخلی برای تعدیل ماهیت و زمانبندی، یا کاهش میزان روشهای حسابرسی که قرار است انجام شود، پرس و جوهای حسابرس از واحد حسابرسی داخلی انجام می‌شود[۳]. پرس و جوهای مربوط ممکن است درخصوص موضوعات مابین واحد حسابرسی داخلی و ارکان راهبری و پیامدهای فرایند ارزیابی خطر توسط خود واحد حسابرسی داخلی باشد.

ت-۱۰٫ اگر باتوجه به برخوردهای انجام شده نسبت به پرس و جوهای حسابرس، مشخص شود یافته‌هایی وجود دارد که ممکن است در رابطه با حسابرسی و گزارشگری مالی واحد تجاری مربوط محسوب شود، حسابرس ممکن است مطالعه گزارشهای مربوط واحد حسابرسی داخلی را مناسب تشخیص دهد. نمونه‌هایی از این گزارشها ممکن است شامل گزارشها و مستندات برنامه‌ریزی و راهبردی واحد حسابرسی داخلی باشد که برای مدیران اجرایی و ارکان راهبری تهیه شده است و یافته‌های حاصل از رسیدگیهای این واحد را شرح می‌دهد.

ت-۱۱٫ علاوه بر این، طبق استاندارد ۲۴۰[۴]، اگر واحد حسابرسی داخلی اطلاعاتی در خصوص موارد تقلب قطعی یا مشکوک به تقلب، برای حسابرس فراهم کند، حسابرس باید در تشخیص خطر تحریف بااهمیت ناشی از تقلب، آن اطلاعات را مدنظر قرار می‌دهد.

ت-۱۲٫ اشخاص ذیصلاح در واحد حسابرسی داخلی که مخاطب پرس و جوها قرار می‌گیرند، افرادی هستند که از نظر حسابرس دارای دانش، تجربه و اختیار مناسب هستند، مثل مدیر اجرایی واحد حسابرسی داخلی یا بسته به شرایط، سایر کارکنان واحد حسابرسی داخلی. همچنین حسابرس ممکن است برگزاری نشستهای دوره‌ای را با اینگونه افراد مناسب بداند.

ملاحظات خاص واحدهای بخش عمومی (رک: بند ۶-الف)

ت-۱۳٫ حسابرسان واحدهای بخش عمومی، در قبال کنترلهای داخلی و رعایت قوانین و مقررات، اغلب دارای مسئولیتهای بیشتری هستند. پرس و جو از اشخاص ذیصلاح در واحد حسابرسی داخلی می‌تواند به حسابرسان در تشخیص خطر عدم رعایت قوانین و مقررات مربوط و خطر وجود ضعف در کنترلهای داخلی حاکم بر گزارشگری مالی کمک کند.

روشهای تحلیلی (رک: بند ۶-ب)

ت-۱۴٫ روشهای تحلیلی انجام شده به عنوان روشهای ارزیابی خطر ممکن است باعث مشخص شدن ابعادی از واحد تجاری شود که حسابرس از آن آگاه نبوده و می‌تواند در ارزیابی خطرهای تحریف با اهمیت جهت فراهم ساختن مبنایی برای طراحی و اجرای برخوردها نسبت به خطرهای ارزیابی شده کمک کند. روشهای تحلیلی انجام شده به عنوان روشهای ارزیابی خطر ممکن است شامل اطلاعات مالی و غیرمالی (مثل ارتباط بین فروشها و زیربنای فروشگاه یا مقادیر کالای فروش رفته) باشد.

ت-۱۵٫ روشهای تحلیلی ممکن است به تشخیص وجود معاملات یا رویدادهای غیرعادی، و مبالغ، نسبتها و روندهایی کمک کند که می‌تواند نمایانگر موضوعات مؤثر بر حسابرسی باشد. روابط غیرعادی یا غیرمنتظره مشخص شده ممکن است حسابرس را در تشخیص خطرهای تحریف با اهمیت، به خصوص خطرهای تحریف با اهمیت ناشی از تقلب، یاری رساند.

ت-۱۶٫ با این وجود، در مواردی که در اجرای این روشهای تحلیلی از مجموعه اطلاعات بسیارکلی استفاده می‌شود (که اغلب درخصوص روشهای تحلیلی انجام شده به عنوان روشهای ارزیابی خطر چنین است)، نتایج روشهای تحلیلی مزبور تنها نشانه‌ای اولیه و کلی را درباره احتمال وجود تحریف با اهمیت فراهم می‌کند. از این رو، در چنین مواردی، توجه به سایر اطلاعات کسب شده در تشخیص خطرهای تحریف با اهمیت همراه با نتایج این روشهای تحلیلی می‌تواند حسابرس را در شناخت و ارزیابی نتایج روشهای تحلیلی یاری رساند.

ملاحظات خاص واحدهای تجاری کوچک

ت-۱۷٫ برخی واحدهای تجاری کوچک ممکن است دارای اطلاعات مالی ماهانه یا میان‌دوره‌ای نباشند که بتوان از آنها برای مقاصد روشهای تحلیلی استفاده کرد. در این گونه موارد، هر چند ممکن است حسابرس برای مقاصد برنامه‌ریزی حسابرسی یا کسب اطلاعات از طریق پرس و جو قادر به اجرای روشهای تحلیلی محدودی باشد، اما ممکن است نیاز باشد که پس از تهیه اولین پیش‌نویس صورتهای مالی، روشهای تحلیلی برای تشخیص و ارزیابی خطرهای تحریف بااهمیت، توسط حسابرس طراحی و اجرا شود.

مشاهده و وارسی (رک: بند ۶-پ)

ت-۱۸٫ مشاهده و وارسی می‌تواند پشتوانه پرس و جوهای انجام شده از مدیران اجرایی و سایر کارکنان باشد و اطلاعاتی را نیز درباره واحد تجاری و محیط آن فراهم کند. نمونه‌هایی از این روشهای حسابرسی شامل مشاهده و وارسی موارد زیر می‌شود:

  • ·        عملیات واحد تجاری.
  • ·  مستندات (مانند برنامه‌ها و راهبردهای تجاری)، سوابق مکتوب، و دستورالعملهای کنترلهای داخلی.
  • ·  گزارشهای تهیه شده توسط مدیران اجرایی (مانند گزارشها و صورتهای مالی میان‌دوره‌ای) و ارکان راهبری (مانند صورتجلسات هیئت‌مدیره).
  • ·        ساختمانها و ماشین‌آلات واحد تجاری.

اطلاعات کسب شده دردوره‌های قبل (رک: بند ۹)

ت-۱۹٫ تجربه قبلی حسابرس از واحد تجاری و روشهای حسابرسی اجرا شده در حسابرسیهای قبلی می‌تواند اطلاعاتی راجع ‌به موارد زیر، برای حسابرس فراهم کند:

  • ·        تحریفهای گذشته و اینکه آیا به موقع اصلاح شده‌اند یا خیر.
  • ·  ماهیت واحد تجاری و محیط آن، و کنترلهای داخلی (شامل ضعفهای کنترلهای داخلی).
  • ·  تغییرات عمده رخ داده در واحد تجاری و عملیات آن از دوره مالی گذشته، که می‌تواند حسابرس را در کسب شناخت کافی از واحد تجاری و در نتیجه تشخیص و ارزیابی خطرهای تحریف با اهمیت یاری کند.

ت-۲۰٫ در مواردی که حسابرس می‌خواهد از اطلاعات کسب شده در دوره‌های قبل برای اهداف حسابرسی جاری استفاده کند، باید تعیین کند که آیا این اطلاعات همچنان مربوط است یا خیر. دلیل این امر وجود تغییرات در محیط کنترلی است که برای مثال، ممکن است مربوط بودن اطلاعات کسب شده در دوره قبل را تحت تأثیر قرار دهد. برای تعیین تأثیر احتمالی تغییرات رخ داده بر مربوط بودن این اطلاعات، حسابرس می‌تواند از پرس و جو و سایر روشهای مناسب حسابرسی مانند شناخت سیستمهای مربوط استفاده کند.

مذاکره اعضای تیم حسابرسی (رک: بند ۱۰)

ت-۲۱٫ مذاکره اعضای تیم حسابرسی درباره احتمال آسیب‌پذیری صورتهای مالی در اثر تحریف بااهمیت، منافع زیر را دربردارد:

استاندارد حسابرسی ۳۳۰ برخوردهای حسابرس با خطرهای ارزیابی شده (تجدید نظر شده ۱۳۹۲)

 

 

استاندارد حسابرسی ۳۳۰

برخوردهای حسابرس با خطرهای ارزیابی شده

(تجدید نظر شده ۱۳۹۲)

 

 


کلیات

دامنه کاربرد

۱ .  این استاندارد به مسئولیت حسابرس در زمینه طراحی و اجرای روشهای حسابرسی لازم برای مقابله با خطرهای تحریف بااهمیت مشخص شده و ارزیابی شده توسط وی طبق استاندارد ۳۱۵ در حسابرسی صورتهای مالی، می‌پردازد.

 

تاریخ اجرا

۲ .  این استاندارد برای حسابرسی صورتهای مالی که دوره مالی آنها از … و پس از آن شروع می‌شود، لازم‌الاجراست.

 

هدف

۳ .  هدف حسابرس کسب شواهد حسابرسی کافی و مناسب درخصوص خطرهای تحریف بااهمیت ارزیابی شده، از طریق طراحی و اجرای روشهای حسابرسی لازم برای مقابله با آن خطرهاست.

 

تعاریف

۴ .  در این استاندارد، اصطلاحات زیر با معانی مشخص شده برای آنها بکار رفته است:

الف.   آزمون محتوا. روشهای حسابرسی طراحی شده به منظور کشف تحریفهای بااهمیت در سطح ادعاها. آزمونهای محتوا شامل موارد زیر است:

۱ .  آزمون جزئیات گروههای معاملات، مانده حسابها، و موارد افشا، و

۲ .  روشهای تحلیلی.

ب .  آزمون کنترلها. روشهای حسابرسی طراحی شده به منظور ارزیابی اثربخشی کنترلها در پیشگیری، کشف و اصلاح تحریفهای بااهمیت در سطح ادعاها.

 

الزامات

برخوردهای کلی

۵ .  حسابرس باید برخوردهای کلی برای مقابله با خطرهای تحریف بااهمیت ارزیابی شده در سطح صورتهای مالی را مشخص کند. (رک: بندهای ت-۱ تا ت-۳)

 

روشهای حسابرسی در برخورد با خطرهای تحریف بااهمیت در سطح ادعاها

۶٫   حسابرس باید روشهای حسابرسی لازم را به گونه‌ای طراحی و اجرا کند که ماهیت، زمانبندی اجرا و میزان آن، برای مقابله با خطرهای تحریف بااهمیت ارزیابی شده در سطح ادعا مناسب ‌باشد. (رک: بندهای ت-۴ تا ت-۸)

۷٫   برای طراحی و اجرای روشهای حسابرسی لازم، حسابرس باید:

الف.   دلایل تعیین میزان خطر تحریف بااهمیت در سطح ادعاها را برای هر گروه معاملات، مانده حساب یا مورد افشا شامل موارد زیر در نظر بگیرد:

۱ .  احتمال تحریف بااهمیت ناشی از ویژگیهای خاص هر گروه معاملات، مانده حساب یا مورد افشای مربوط (یعنی خطر ذاتی)، و

۲ .  اینکه آیا در ارزیابی خطر، کنترلهای مرتبط در نظر گرفته شده است (یعنی خطر کنترل). در صورت وجود کنترلها حسابرس باید برای تعیین اثربخشی آنها شواهد حسابرسی کسب کند (یعنی حسابرس برای تعیین ماهیت، زمانبندی اجرا و میزان آزمونهای محتوا، می‌خواهد بر اثربخشی کارکرد کنترلها اتکا ‌کند)، و (رک: بندهای ت-۹ تا ت-۱۸)

ب .  هرچه میزان خطر بالاتر ارزیابی شود باید شواهد حسابرسی متقاعد‌کننده‌تری کسب شود. (رک: بند ت-۱۹)

 

آزمون کنترلها

۸٫   حسابرس در صورتی ملزم است آزمون کنترلها را برای کسب شواهد حسابرسی کافی و مناسب در رابطه با اثربخشی کارکرد کنترلهای مربوط، طراحی و اجرا کند که:

الف.   ارزیابی حسابرس از خطرهای تحریف بااهمیت در سطح ادعاها شامل انتظار وی از اثربخشی کارکرد کنترلها باشد (یعنی حسابرس برای تعیین ماهیت، زمانبندی اجرا و میزان آزمونهای محتوا بخواهد بر اثربخشی کارکرد کنترلها، اتکا کند)، یا

ب .  آزمونهای محتوا به تنهایی نتواند شواهد حسابرسی کافی و مناسب در سطح ادعاها فراهم کند. (رک: بندهای ت-۲۰ تا ت-۲۴)

۹٫   اگر در طراحی و اجرای آزمون کنترلها حسابرس در نظر داشته باشد اتکای بیشتری بر اثربخشی یک کنترل داشته باشد باید، شواهد حسابرسی متقاعدکننده‌تری کسب کند. (رک: بند ت-۲۵)

 

ماهیت و میزان آزمون کنترلها

۱۰٫ در طراحی و اجرای آزمون کنترلها، حسابرس:

الف.   به منظور کسب شواهد حسابرسی درباره اثربخشی کارکرد کنترلها باید سایر روشهای حسابرسی شامل موارد زیر را همراه با پرس و جو، اجرا کند:

۱ .  آزمون چگونگی اعمال کنترلها در مقاطع زمانی مورد نظر در طول دوره مورد حسابرسی،

۲ .  آزمون یکنواختی اعمال کنترلها، و

۳ .  کسب شناخت از مجریان یا شیوه‌های اعمال کنترلها. (رک: بندهای ت-۲۶ تا ت-۲۹)

ب .  باید مشخص کند که آیا کنترلهایی که باید آزمون شود به سایر کنترلها (کنترلهای غیرمستقیم) وابسته است یا خیر، و اگر پاسخ مثبت باشد، باید تعیین کند که آیا کسب شواهد حسابرسی پشتوانه اثربخشی کارکرد آن کنترلهای غیرمستقیم ضرورت دارد، یا خیر (رک: بندهای ت-۳۰ و ت-۳۱)

 

زمانبندی اجرای آزمون کنترلها

۱۱٫ حسابرس باید با توجه به بندهای ۱۲ و ۱۵ این استاندارد، آزمون کنترلها را در یک مقطع زمانی خاص یا در سراسر دوره‌ای که قصد دارد به آن کنترلها اتکا کند، اجرا کند، به گونه‌ای که مبنای مناسبی برای میزان اتکای مورد نظر حسابرس فراهم شود. (رک: بند ت-۳۲)

 

استفاده از شواهد حسابرسی کسب شده طی دوره

۱۲ . در مواردی که حسابرس شواهد مربوط به اثربخشی کارکرد کنترلها را طی دوره کسب می‌کند، باید:

الف.   شواهدی را درباره تغییرات عمده به عمل آمده در کنترلها بعد از آن مقطع زمانی کسب کند، و

ب .  شواهد دیگری را که لازم است برای باقیمانده دوره گردآوری شود، مشخص کند. (رک: بندهای ت-۳۳ و ت-۳۴)

 

استفاده از شواهد حسابرسی کسب شده در حسابرسیهای قبلی

۱۳ . حسابرس برای تعیین مناسب بودن استفاده از شواهد حسابرسی کسب شده در حسابرسیهای قبلی درباره اثربخشی کارکرد کنترلها و در صورت مناسب تشخیص دادن آن، به منظور تعیین فاصله زمانی بین آزمون مجدد یک کنترل با آزمون قبلی آن، موارد زیر را در نظر می‌گیرد:

الف.   اثربخشی سایر عناصر کنترلهای داخلی، شامل محیط کنترلی، نظارت واحد تجاری بر کنترلها، و فرایند ارزیابی خطر توسط واحد تجاری،

ب .  خطرهای ناشی از ویژگیهای آن کنترل، شامل دستی یا خودکار بودن کنترلها،

پ .  اثربخشی کنترلهای عمومی مربوط به فناوری اطلاعات،

ت .  اثربخشی کنترل مورد نظر و چگونگی اعمال آن توسط واحد تجاری، شامل ماهیت و میزان انحراف در اعمال آن کنترل که در حسابرسیهای قبلی مشخص شده است و اینکه آیا تغییراتی در کارکنان صورت گرفته است که بر نحوه اعمال آن کنترلها اثر عمده‌ای داشته باشد یا خیر،

ث .  اینکه آیا عدم تغییر یک کنترل خاص با توجه به تغییر در شرایط، موجب بروز یک خطر جدید می‌شود یا خیر، و

ج  .  خطرهای تحریف بااهمیت و میزان اتکا بر آن کنترل. (رک: بند ت-۳۵)

۱۴ . چنانچه حسابرس بخواهد از شواهد حسابرسی کسب شده در حسابرسی قبلی برای ارزیابی اثربخشی کارکرد کنترلها استفاده کند، باید با کسب شواهد حسابرسی درباره تغییرات عمده‌ای که در آن کنترلها از زمان حسابرسی قبلی اتفاق افتاده است، استمرار سودمندی آن شواهد را تعیین کند. حسابرس باید این شواهد را از طریق پرس و جو همراه با مشاهده یا وارسی کسب کند تا شناخت خود را از آن کنترلها تأیید کند، و:

الف.   چنانچه تغییرات واقع شده استمرار سودمندی شواهد حسابرسی کسب شده در حسابرسی قبلی را تحت تأثیر قرار ‌دهد، حسابرس باید آن کنترلها را در حسابرسی دوره جاری آزمون کند. (رک: بند ت-۳۶)

ب .  اگر چنین تغییراتی واقع نشده باشد، حسابرس باید این‌گونه کنترلها را دست کم یکبار در هر سه حسابرسی و در هر حسابرسی برخی کنترلها را که قصد دارد برآنها اتکا کند آزمون نماید و بدین‌وسیله از اینکه در یک دوره همه کنترلها را آزمون کند و در دو دوره بعدی هیچ کنترلی را آزمون نکند، اجتناب ورزد. (رک: بندهای ت-۳۷ تا ت-۳۹)

 

کنترلهای حاکم بر خطرهای عمده

۱۵ . اگر حسابرس بخواهد بر کنترلهای حاکم بر خطری عمده اتکا کند، باید این کنترلها را در دوره جاری آزمون کند.

 

ارزیابی اثربخشی کارکرد کنترلها

۱۶ . حسابرس هنگام ارزیابی اثربخشی کارکرد کنترلهای مربوط باید این موضوع را ارزیابی کند که آیا تحریفهای کشف شده در نتیجه اجرای آزمونهای محتوا حاکی از اثربخش نبودن کارکرد آن کنترلها می‌باشد یا خیر. با این وجود کشف نشدن تحریفها با اجرای آزمونهای محتوا، لزوماً به معنای فراهم شدن شواهد حسابرسی درباره اثربخشی کنترلهای مربوط به ادعای مورد آزمون نمی‌باشد. (رک: بند ت-۴۰)

۱۷ . در مواردی که انحرافاتی از کنترلهایی که حسابرس می‌خواهد بر آنها اتکا کند کشف می‌شود، حسابرس باید برای درک این موضوعات و پیامدهای احتمالی آنها، پرس و جوهای ویژه‌ای را انجام دهد و مشخص کند که آیا: (رک: بند ت-۴۱)

الف.   آزمونهای کنترل انجام شده، مبنای مناسبی را برای اتکا بر کنترلها فراهم می‌کند یا خیر،

ب .  اجرای آزمونهای کنترل بیشتر، ضروری است یا خیر، یا

پ .  برای برخورد با خطرهای بالقوه تحریف، استفاده از آزمونهای محتوا ضروری است یا خیر.

 

آزمونهای محتوا

۱۸ . حسابرس صرفنظر از خطرهای تحریف بااهمیت ارزیابی شده باید آزمونهای محتوا را
برای هر گروه معاملات، مانده‌ حساب و مورد افشای با اهمیت طراحی و اجرا کند.
(رک: بندهای ت-۴۲ تا ت-۴۷)

۱۹ . حسابرس باید این موضوع را مورد توجه قرار دهد که آیا کسب تأییدیه برون‌سازمانی به عنوان آزمون محتوا ضرورت دارد یا خیر. (رک: بندهای ت-۴۸ تا ت-۵۱)

 

آزمونهای محتوای مرتبط با فرایند تهیه صورتهای مالی نهایی

۲۰ . آزمونهای محتوا باید روشهای حسابرسی زیر را که مرتبط با فرایند تهیه صورتهای مالی نهایی است، دربرداشته باشد:

الف. مطابقت صورتهای مالی با سوابق حسابداری زیربنای آن.

ب. بررسی ثبتهای حسابداری بااهمیت و دیگر تعدیلات با اهمیتی که در جریان تهیه صورتهای مالی انجام شده است. (رک: ت-۵۲)

 

آزمونهای محتوای طراحی شده در برخورد با خطرهای عمده

۲۱ . هرگاه حسابرس به این نتیجه برسد که خطر تحریف بااهمیت ارزیابی شده در سطح یک ادعا، خطری عمده است، باید آزمونهای محتوای ویژه برخورد با آن خطر را اجرا کند. در مواردی که رویکرد حسابرسی برای مقابله با خطرهای عمده تنها به آزمونهای محتوا محدود می‌شود، آن آزمونها باید شامل آزمونهای جزئیات باشد. (رک: ت-۵۳)

 

زمانبندی اجرای آزمونهای محتوا

۲۲ . در مواردی که آزمونهای محتوا، طی دوره مورد حسابرسی اجرا می‌شود، حسابرس باید دوره باقیمانده را با انجام موارد زیر پوشش دهد:

الف.   انجام آزمونهای محتوا همراه با آزمون کنترلها برای دوره باقیمانده، یا

ب .  صرفاً انجام آزمونهای محتوای بیشتر در صورتی که حسابرس اجرای این آزمونها را برای دوره باقیمانده کافی بداند.

حسابرس بدین‌وسیله مبنایی معقول برای بسط نتیجه‌گیریهای دوره میانی به پایان دوره فراهم می‌کند. (رک: بندهای ت-۵۴ تا ت-۵۷)

۲۳ . چنانچه در خلال رسیدگیهایی که طی دوره مورد حسابرسی انجام می‌شود، تحریفهایی که حسابرس هنگام ارزیابی خطرهای تحریف بااهمیت انتظار آن را نداشته است، کشف شود، وی ‌باید ضرورت بازنگری ارزیابی خطر و نیز ماهیت، زمانبندی اجرا یا میزان آزمونهای محتوای برنامه‌ریزی شده برای دوره باقیمانده را مورد ارزیابی قرار دهد. (رک: بند ت-۵۸)

 

کفایت ارائه و افشا

۲۴ . حسابرس با اجرای روشهای حسابرسی لازم باید انطباق کلیت ارائه صورتهای مالی، شامل موارد افشای مربوط، با چارچوب گزارشگری مالی مربوط را ارزیابی کند. (رک: ت-۵۹)

 

ارزیابی کافی و مناسب بودن شواهد حسابرسی کسب شده

۲۵ . حسابرس بر اساس روشهای حسابرسی اجرا شده و شواهد حسابرسی کسب شده‌ باید
قبل از نتیجه‌گیری از حسابرسی، مناسب بودن ارزیابی خطرهای تحریف با‌اهمیت در سطح ادعاها رامورد ارزیابی قرار دهد. (رک: بندهای ت-۶۰ و ت-۶۱)

۲۶ . حسابرس باید درباره اینکه آیا شواهد حسابرسی کافی و مناسب کسب شده است، یا خیر، نتیجه‌گیری کند. حسابرس برای اظهارنظر، همه شواهد حسابرسی مربوط را در نظر می‌گیرد، اعم از شواهدی که مؤید یا ناقض ادعاهای مندرج در صورتهای مالی است. (رک: بند ت-۶۲)

۲۷ . اگر حسابرس شواهد حسابرسی کافی و مناسبی را در مورد یک ادعای با‌اهمیت صورتهای مالی کسب نکرده باشد باید برای کسب شواهد حسابرسی بیشتر، تلاش کند. اگر حسابرس نتواند شواهد حسابرسی کافی و مناسب کسب کند باید نسبت به صورتهای مالی، نظر مشروط یا عدم اظهارنظر ارائه کند.

 

مستندسازی

۲۸ . حسابرس باید موارد زیر را مستند کند[۲]:

الف.   برخوردهای کلی برای مقابله با خطرهای تحریف بااهمیت ارزیابی شده در سطح صورتهای مالی و ماهیت، زمانبندی اجرا و میزان روشهای حسابرسی لازم.

ب .  ارتباط روشهای حسابرسی مزبور با خطرهای ارزیابی شده در سطح ادعاها.

پ .  نتایج حاصل از اجرای روشهای حسابرسی از جمله نتیجه‌گیریها در زمانی که نتایج به روشنی بیان نشده است. (رک: بند ت-۶۳)

۲۹٫ اگر حسابرس بخواهد از شواهد حسابرسی کسب شده در حسابرسیهای قبلی درباره اثربخشی کارکرد کنترلها در حسابرسی دوره جاری بهره ببرد، باید نتیجه‌گیریهای حاصل از اتکا بر کنترلهای آزمون شده در حسابرسیهای قبلی را مستند کند.

۳۰٫ مستندسازی حسابرس باید نشان دهد که صورتهای مالی منطبق با سوابق حسابداری است.



توضیحات کاربردی

برخوردهای کلی (رک: بند ۵)

ت-۱٫  برخوردهای کلی برای مقابله با خطرهای تحریف بااهمیت ارزیابی شده در سطح صورتهای مالی می‌تواند شامل موارد زیر باشد:

  • ·   تأکید به اعضای گروه حسابرسی درخصوص حفظ نگرش تردید حرفه‌ای.
  • ·   بکارگیری حسابرسان با تجربه‌تر یا واجد مهارتهای ویژه یا استفاده از کارشناسان خبره.
  • ·         اعمال سرپرستی بیشتر.
  • ·   بکارگیری عناصر بیشتر غیرقابل پیش‌بینی در انتخاب روشهای حسابرسی لازم.
  • ·   ایجاد تغییر کلی در ماهیت، زمانبندی اجرا یا میزان روشهای حسابرسی، برای مثال، اجرای آزمونهای محتوا در پایان دوره به جای انجام آن در طی دوره، یا تعدیل ماهیت روشهای حسابرسی برای کسب شواهد حسابرسی متقاعدکننده‌تر.

ت-۲٫  ارزیابی خطرهای تحریف بااهمیت در سطح صورتهای مالی و در نتیجه برخوردهای کلی حسابرس برای مقابله با آنها، تحت تأثیر شناخت وی از محیط کنترلی قرار می‌گیرد. محیط کنترلی موثر می‌تواند اعتماد حسابرس را به کنترلهای داخلی و قابل‌ اتکا بودن شواهد حسابرسی ایجاد شده در واحد تجاری افزایش دهد و در نتیجه، برای مثال، حسابرس می‌تواند برخی روشهای حسابرسی را به جای پایان دوره، در طی دوره انجام دهد. با این وجود، نارساییهای محیط کنترلی، اثر معکوس دارد، برای مثال، حسابرس ممکن است به طرق زیر با اثربخش نبودن محیط کنترلی مقابله کند:

  • ·                  اجرای بیشتر روشهای حسابرسی در پایان دوره به جای انجام آن در طی دوره.
  • ·         کسب شواهد حسابرسی بیشتر با اجرای آزمونهای محتوا.
  • ·   افزایش تعداد مکانهایی که بررسی آنها در دامنه حسابرسی قرار می‌گیرد.

ت-۳٫  بنابراین، ملاحظات یاد شده تاثیر عمده‌ای بر رویکرد کلی حسابرس دارد. برای مثال، تأکید بر آزمونهای محتوا (رویکرد محتوایی)، یا رویکردی که به طور همزمان از آزمون کنترلها و آزمونهای محتوا استفاده می‌کند (رویکرد ترکیبی).

 

روشهای حسابرسی در برخورد با خطرهای تحریف بااهمیت در سطح ادعاها

ماهیت، زمانبندی اجرا و میزان روشهای حسابرسی لازم (رک: بند ۶)

ت-۴٫  ارزیابی حسابرس از خطرهای مشخص شده در سطح ادعاها، مبنایی برای تشخیص رویکرد حسابرسی مناسب به منظور طراحی و اجرای روشهای حسابرسی لازم، فراهم می‌آورد. برای مثال، حسابرس ممکن است به این نتیجه برسد که:

الف.        اجرای آزمون کنترلها به‌تنهایی می‌تواند برخوردی مؤثر با خطرهای تحریف بااهمیت ارزیابی شده در مورد یک ادعای خاص محسوب شود،

ب   .       صرفاً اجرای آزمونهای محتوا برای بررسی برخی ادعاها مناسب است و، از این رو، حسابرس اثر کنترلها را در ارزیابی خطر آن ادعاها نادیده می‌گیرد. دلیل این نتیجه‌گیری می‌تواند این باشد که با اجرای روشهای ارزیابی خطر حسابرس، هیچ کنترل مؤثری که به آن ادعا مربوط باشد، مشخص نشود، یا حسابرس به دلیل ناکارایی آزمون کنترلها تمایلی به اتکا بر اثربخشی کارکرد کنترلها در تعیین ماهیت، زمانبندی اجرا و میزان آزمونهای محتوا نداشته باشد، یا

پ    .         بهره‌گیری از رویکرد ترکیبی با بکارگیری آزمونهای کنترلها و آزمونهای محتوا، رویکردی مؤثر است.

با این حال، طبق الزامات بند ۱۸، حسابرس صرف‌نظر از رویکرد انتخاب شده باید آزمونهای محتوا را برای هر گروه معاملات، مانده حساب و مورد افشای بااهمیت طراحی و اجرا کند.

ت-۵٫  ماهیت روشهای حسابرسی به هدف آن (یعنی آزمون کنترلها یا آزمون محتوا) و نوع آن، (یعنی وارسی، مشاهده، پرس و جو، تأییدخواهی‌، محاسبه مجدد، اجرای مجدد، یا روشهای تحلیلی) اشاره دارد. ماهیت روشهای حسابرسی در برخورد با خطرهای ارزیابی شده بیشترین اهمیت را دارد.

ت-۶٫  زمانبندی اجرای روشهای حسابرسی به زمان اجرای روشهای حسابرسی یا دوره زمانی یا تاریخی که شواهد حسابرسی به آن مربوط می‌شود، اشاره دارد.

ت-۷٫  میزان روشهای حسابرسی به حجم آزمونهای انجام شده نظیر اندازه نمونه یا تعداد مشاهده یک فعالیت کنترلی، اشاره دارد.

ت-۸٫  طراحی و اجرای روشهای حسابرسی لازم به ‌گونه‌ای که ماهیت، زمانبندی اجرا و میزان آن، بر مبنای خطرهای تحریف بااهمیت ارزیابی شده در سطح ادعاها بوده و برای برخورد با این خطرها مناسب باشد، پیوندی شفاف بین ارزیابی خطر و میزان روشهای حسابرسی به وجود می‌آورد.

برخورد با خطرهای ارزیابی شده در سطح ادعاها (رک: بند ۷-الف)

 

ماهیت

ت-۹٫  خطرهای ارزیابی شده توسط حسابرس می‌تواند هم بر نوع روشهای حسابرسی مورد اجرا و هم ترکیب آنها اثر گذارد. برای مثال، در مواردی که خطر ارزیابی شده بالا باشد، حسابرس برای اثبات کامل بودن شرایط قرارداد، افزون بر وارسی اسناد و مدارک، ممکن است اقدام به دریافت تأییدیه کند. علاوه بر این، بکارگیری برخی روشهای حسابرسی خاص ممکن است برای برخی از ادعاها مناسبتر از روشهای دیگر باشد. برای مثال، در حسابرسی درآمدها، آزمون کنترلها ممکن است بهترین برخورد با خطر تحریف ارزیابی شده در رابطه با ادعای کامل بودن، و آزمونهای محتوا ممکن است بهترین برخورد با خطر تحریف ارزیابی شده در رابطه با ادعای وقوع باشد.

ت-۱۰٫       در تعیین ماهیت روشهای حسابرسی، دلایل تعیین میزان یک خطر مورد توجه قرار گیرد. برای مثال، اگر حسابرس به این نتیجه برسد که به‌ دلیل ویژگیهای خاص یک گروه معاملات، خطر وقوع تحریف بااهمیت، بدون درنظر گرفتن کنترلهای مربوط پایین است، ممکن است چنین نتیجه‌گیری کند که روشهای تحلیلی به ‌تنهایی شواهد حسابرسی کافی و مناسب را فراهم می‌کند. از سوی دیگر، اگر حسابرس به‌ دلیل وجود کنترلهای داخلی مؤثر، خطر را پایین ارزیابی کند و بخواهد بر پایه این ارزیابی پایین، آزمونهای محتوا را طراحی کند، آنگاه ملزم است آزمون آن کنترلها را طبق الزامات بند ۸- الف این استاندارد انجام ‌دهد. برای مثال، این شرایط، زمانی روی خواهد داد که یک گروه معاملات واجد ویژگیهای به‌ نسبت یکنواخت و غیرپیچیده باشد که به طور مرتب توسط سیستم اطلاعاتی واحد تجاری، پردازش و کنترل می‌شود.

 

زمانبندی اجرا

ت-۱۱٫       حسابرس می‌تواند آزمون کنترلها یا آزمونهای محتوا را در طی دوره یا پایان دوره اجرا کند. هر قدر خطر تحریف بااهمیت بیشتر باشد، حسابرس به احتمال بیشتر آزمونهای محتوا را در مقطعی نزدیک به پایان دوره یا در پایان دوره اجرا خواهد کرد، یا روشهای حسابرسی را بدون اعلام قبلی یا در زمانهای غیرقابل پیش‌بینی به اجرا درخواهد آورد (مانند اجرای روشهای حسابرسی در مکانهای منتخب بدون اعلام قبلی). ‌به ویژه زمانی چنین اقداماتی سودمند است که برخورد با خطرهای ناشی از تقلب مورد توجه حسابرس باشد، برای مثال، زمانی‌که حسابرس خطرهای تحریف عمدی و دستکاری را تشخیص می‌دهد، ممکن است به این نتیجه برسد که اجرای روشهای حسابرسی برای تعمیم نتایج حسابرسی دوره میانی به پایان دوره، مؤثر نخواهد بود.

ت-۱۲٫       از سوی دیگر، اجرای روشهای حسابرسی قبل از پایان دوره می‌تواند به حسابرس در تشخیص موضوعات عمده در مراحل اولیه حسابرسی و در نتیجه، حل و فصل آنها به کمک مدیران اجرایی، یا تدوین رویکرد حسابرسی مؤثر برای برخورد با این گونه موضوعات، یاری رساند.

ت-۱۳٫       علاوه براین، برخی روشهای حسابرسی تنها در پایان دوره و پس از آن قابل اجراست، برای مثال:

  • ·         مطابقت صورتهای مالی با سوابق حسابداری،
  • ·         بررسی تعدیلات انجام شده در جریان تهیه صورتهای مالی، و
  • ·   روشهای برخورد با خطر انعقاد قراردادهای فروش صوری یا خطر معاملات قطعی نشده در پایان دوره مالی.

ت-۱۴٫       عوامل مربوط دیگری که ملاحظات حسابرس درباره زمان‌بندی اجرای روشهای حسابرسی را تحت تأثیر قرار می‌دهد، عبارتند از:

  • ·         محیط کنترلی.
  • ·   زمان در دسترس‌بودن اطلاعات مربوط (برای مثال، پرونده‌های الکترونیکی ممکن است بعداً تغییر کند یا روشهایی که مشاهده نحوه اجرای آنها مد نظر می‌باشد ممکن است تنها در مقاطع زمانی معینی روی دهد).
  • ·   ماهیت خطر (برای مثال، چنانچه خطر بیش‌نمایی درآمدها از طریق تهیه قراردادهای ساختگی به منظور دستیابی به سود مورد انتظار وجود داشته باشد، حسابرس ممکن است تصمیم بگیرد قراردادها را در پایان دوره مالی رسیدگی کند).
  • ·         دوره زمانی یا تاریخی که شواهد حسابرسی به آن مربوط می‌شود.

 

میزان روشهای حسابرسی

ت-۱۵٫       قضاوت درباره میزان یک روش حسابرسی پس از در نظر گرفتن اهمیت، خطر ارزیابی شده و سطح اطمینان برنامه‌ریزی شده توسط حسابرس تعیین می‌شود. زمانی که دستیابی به یک هدف به خصوص، با بکارگیری ترکیبی از روشها حاصل گردد، میزان هر روش به صورت جداگانه مورد توجه قرار می‌گیرد. به طور کلی، میزان روشهای حسابرسی با افزایش خطرهای تحریف بااهمیت، افزایش می‌یابد. برای مثال، در برخورد با خطر تحریف بااهمیت ارزیابی شده ناشی از تقلب، افزایش اندازه نمونه یا اجرای روشهای تحلیلی با جزئیات بیشتر می‌تواند مناسب باشد. با این وجود، افزایش میزان یک روش حسابرسی تنها زمانی اثربخش است که روش حسابرسی فی‌نفسه، به خطر مورد نظر مربوط باشد.

ت-۱۶٫       حسابرس با بکارگیری تکنیکهای حسابرسی به ‌کمک رایانه می‌تواند آزمونهای گسترده‌‌تری از معاملات الکترونیکی و پرونده‌های حسابها انجام دهد، که این موضوع در مواردی که حسابرس قصد دارد میزان آزمونها را برای مثال، در برخورد با خطرهای تحریف بااهمیت ناشی از تقلب، افزایش دهد، می‌تواند مفید واقع شود. این گونه تکنیکها می‌تواند برای انتخاب نمونه معاملات از پروند‌ه‌های الکترونیکی اصلی، مرتب‌سازی معاملات براساس ویژگیهای خاص، یا آزمون کل یک جامعه به‌ جای نمونه‌ای از آن بکار رود.

 

ملاحظات خاص واحدهای بخش عمومی

ت-۱۷٫       در حسابرسی واحدهای بخش عمومی، الزامات قانونی حاکم بر حسابرسی و دیگر الزامات خاص حسابرسی ممکن است ملاحظات حسابرس را در رابطه با ماهیت، زمانبندی اجرا و میزان روشهای حسابرسی لازم تحت تأثیر قرار دهد.

ملاحظات خاص واحدهای تجاری کوچک

ت-۱۸٫       در واحدهای تجاری بسیار کوچک، ممکن است فعالیتهای کنترلی زیادی توسط حسابرس قابل تشخیص نباشد یا میزان مستندسازی طراحی یا اعمال کنترلها محدود باشد. در چنین مواردی، ممکن است تکیه حسابرس بر آزمونهای محتوا در انجام روشهای حسابرسی، کارایی بیشتری داشته باشد. با این وجود، در برخی موارد نادر، نبود فعالیتهای کنترلی یا سایر اجزای کنترلها ممکن است دستیابی به شواهد حسابرسی کافی و مناسب را غیرممکن سازد.

 

ارزیابیهای بالاتر از خطر (رک: بند ۷-ب)

ت-۱۹٫       زمانی که به دلیل ارزیابی بالاتر خطر، شواهد حسابرسی متقاعدکننده‌تری کسب می‌شود، حسابرس ممکن است میزان شواهد را افزایش دهد یا شواهد مربوط‌تر و قابل اتکاتر نظیر تأکید بیشتر بر کسب شواهد از اشخاص ثالث یا کسب شواهد مؤید از برخی از منابع مستقل را کسب کند.

 

آزمون کنترلها

طراحی و اجرای آزمون کنترلها (رک: بند ۸)

ت-۲۰٫       آزمون کنترلها تنها در مورد کنترلهایی اجرا می‌شود که حسابرس، طراحی آنها را برای پیشگیری یا کشف و اصلاح تحریف با‌اهمیت در یک ادعا مناسب می‌داند. چنانچه از کنترلهای کاملاً متفاوت در زمانهای مختلف طی دوره مورد حسابرسی استفاده شده باشد، هر یک از آنها جداگانه مورد بررسی قرار می‌گیرد.

ت-۲۱٫       آزمون اثربخشی کارکرد کنترلها متفاوت از کسب شناخت از طراحی و اعمال کنترلها و ارزیابی آنها است. با این وجود، در هر دو مورد از روشهای حسابرسی یکسانی استفاده می‌شود. بنابراین، حسابرس ممکن است به این نتیجه برسد که انجام همزمان آزمون اثربخشی کارکرد کنترلها با ارزیابی طراحی و کسب شواهد مربوط به اعمال آنها، به کارایی حسابرسی می‌افزاید.

ت-۲۲٫       علاوه بر این، گرچه برخی روشهای ارزیابی خطر ممکن است به طور مشخص به عنوان آزمون کنترلها طراحی نشده باشد، اما با این وجود امکان دارد این روشها، شواهدی را درباره اثربخشی کارکرد کنترلها فراهم آورد و در نتیجه، به عنوان آزمون کنترلها محسوب شود. برای مثال، روشهای ارزیابی خطر توسط حسابرس ممکن است شامل موارد زیر باشد:

  • ·         پرس و جو درباره استفاده مدیران اجرایی از بودجه‌ها.
  • ·   مشاهده مقایسه هزینه‌های واقعی و مبالغ بودجه‌ای ماهانه توسط مدیران اجرایی.
  • ·   وارسی گزارشهای مربوط به پی‌جویی انحرافات مبالغ واقعی از مبالغ بودجه‌ای.

اجرای این روشهای حسابرسی، شناختی از طراحی روشهای بودجه‌بندی واحد تجاری و اعمال یا عدم اعمال آنها بدست می‌دهد، اما در عین حال ممکن است شواهدی را درباره اثربخشی کارکرد نظام بودجه‌بندی در پیشگیری یا کشف تحریفهای با‌اهمیت در طبقه‌بندی هزینه‌ها فراهم ‌کند.

ت-۲۳٫       افزون بر این، حسابرس ممکن است آزمون کنترلهای یک معامله را همزمان با آزمون جزئیات آن اجرا کند. اگرچه هدف آزمون کنترلها، متفاوت از هدف آزمونهای جزئیات است، اما می‌توان هر دو هدف را با اجرای همزمان آزمون کنترلها و آزمون جزئیات یک معامله (که اصطلاحاً آزمون دو منظوره نامیده می‌شود) تأمین کرد. برای مثال، حسابرس ممکن است با رسیدگی به یک صورتحساب، از به تصویب رسیدن آن اطمینان یابد و شواهد حسابرسی محتوایی مربوط به آن معامله را نیز گردآوری کند. یک آزمون دو منظوره، با در نظر گرفتن اهداف هر یک از آنها به طور جداگانه، طراحی و ارزیابی می‌شود.

ت-۲۴٫       در برخی موارد، حسابرس ممکن است به این نتیجه برسد که طراحی آزمونهای محتوای اثربخش که به‌تنهایی بتواند شواهد حسابرسی کافی و مناسب را در سطح ادعاها فراهم کند، غیرممکن است[۳]. این موضوع زمانی ممکن است روی دهد که واحد تجاری فعالیتهای خود را با استفاده از فناوری اطلاعات انجام می‌دهد و هیچ‌گونه مستنداتی درباره معاملات به جز آنچه توسط سیستم فناوری اطلاعات ایجاد می‌شود، وجود نداشته باشد. در چنین مواردی، طبق بند ۸- ب، حسابرس ملزم است آزمون کنترلهای مربوط را اجرا کند.

 

شواهد حسابرسی و میزان اتکای مورد نظر (رک: بند ۹)

ت-۲۵٫       در مواردی که رویکرد حسابرسی اساساً مبتنی بر آزمون کنترلها باشد (به ویژه در مواردی که کسب شواهد حسابرسی کافی و مناسب تنها با اجرای آزمونهای محتوا امکان‌پذیر یا عملی نیست) ممکن است سطح اطمینان بالاتری درباره اثربخشی کارکرد کنترلها جستجو شود.

 

ماهیت و میزان آزمون کنترلها

سایر روشهای حسابرسی همراه با پرس و جو (رک: بند ۱۰-الف)

ت-۲۶٫       پرس و جو به تنهایی برای گردآوری شواهد حسابرسی کافی و مناسب درباره اثربخشی کارکرد کنترلها کافی نیست. بنابراین، سایر روشهای حسابرسی همراه با پرس و جو مورد استفاده قرار می‌گیرد. در این خصوص، انجام پرس و جو همراه با وارسی یا اجرای مجدد، می‌تواند اطمینان بیشتری را نسبت به انجام پرس و جو و مشاهده فراهم ‌کند، زیرا نتایج مشاهده صرفاً به مقطع زمانی انجام آن مربوط می‌شود.

ت-۲۷٫       نوع روش حسابرسی لازم برای کسب شواهد حسابرسی درباره اثربخشی کارکرد یک کنترل، باتوجه به ماهیت آن کنترل خاص تعیین می‌شود. برای مثال، اگر مستندات واحد تجاری از اثربخشی کارکرد یک کنترل پشتیبانی ‌کند، حسابرس ممکن است برای کسب شواهد حسابرسی درباره اثربخشی کارکرد این کنترلها، به وارسی آن مستندات بپردازد. با این حال، در مورد سایر کنترلها، ممکن است چنین مستنداتی در دسترس نباشد یا در صورت وجود، مربوط نباشد. برای مثال، در مورد برخی عوامل محیط کنترلی، نظیر تعیین اختیار و مسئولیت، یا بعضی از انواع فعالیتهای کنترلی، نظیر کنترلهای رایانه‌ای، ممکن است مستنداتی درباره کارکرد آنها وجود نداشته باشد. در چنین شرایطی، شواهد حسابرسی مربوط به اثربخشی کارکرد کنترلها می‌تواند از طریق پرس و جو همراه با سایر روشهای حسابرسی نظیر مشاهده یا استفاده از تکنیکهای حسابرسی به کمک رایانه، کسب شود.

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر با ثبت شرکت ارشیا تماس حاصل فرمایید


استاندارد حسابرسي 50 : شواهد حسابرسي‌

 


حسابداری چیست؟( دورنمایی از حسابداری) حسابداری

حسابداری چیست؟( دورنمایی از حسابداری) حسابداری

 

 هدف :

حسابداری یک سیستم است که در آن فرآیند جمع‌آوری، طبقه‌بندی ، ثبت، خلاصه کردن اطلاعات و تهیه گزارشهای مالی و صورتهای حسابداری در شکل‌ها و مدلهای خاص انجام می‌گیرد. تا افراد ذی‌نفع درون سازمانی مثل مدیران سازمان و یا برون‌سازمانی مثل بانک‌ها، مجمع عمومی سازمان مورد نظر و یا مقامات مالیاتی بتوانند از این اطلاعات استفاده کنند. به همین دلیل فردی که تحصیلات دانشگاهی ندارد، بیشتر دفتردار است تا حسابدار. چرا که گزارشهای این دسته از افراد مطابق استاندارد نیست و پردازش کافی نمی‌شود و بیشتر تراز حسابها می‌باشد. برای مثال یک حسابدار تجربی نمی‌تواند براحتی بین دارایی کوتاه مدت و بلند مدت تفاوت قائل شود و یا نمی‌داند که چگونه باید معاملات ارزی را در دفاتر ثبت کرد.

حسابداری به عنوان یک نظام پردازش اطلاعات، داده‌های خام مالی را دریافت نموده، آنها را به نظم در می‌آورد.

محصول نهایی نظام حسابداری گزارش‌ها و صورت‌های مالی است که مبنای تصمیم‌گیری اشخاص ذی‌نفع (مدیران ، سرمایه‌گذاران ، دولت و ...) قرار می‌گیرد.

 

ماهیت :

 

یک حسابدار متخصص، در آینده می‌تواند مدیر مالی یک سازمان یا شرکت گردد یعنی می‌تواند به مدیریت یک شرکت ایده بدهد که منابع موجودش را در چه راههایی سرمایه‌گذاری نماید تا استفاده بهینه کند و یا اگر شرکت به منابع مالی جدید نیاز داشت یک مدیر مالی بر اساس دانش آکادمیک خود می‌تواند بگوید که از چه طریقی باید تامین مالی کرد. و مجموع این فعالیت‌ها خارج از توانایی یک حسابدار تجربی است.

«حسابداری یک سیستم اطلاعاتی است که با فراهم‌کردن اطلاعات لازم کمک می‌کند تا سرمایه‌گذارها، اعتبار دهندگان، مدیران و دولت نسبت به مسائل اقتصادی بهتر بتوانند، تصمیم‌ بگیرند. برای مثال اگر شخصی بخواهد در یک شرکتی سرمایه‌گذاری کند، تمایل دارد که وضعیت مالی آن شرکت و یا نتایج عملیات آن شرکت را در طی سالهای قبل بداند. موضوعاتی که به صورت گزارشهای مالی توسط حسابداران تهیه می‌شود.

«حسابداری به منظور جوابگویی به نیازهای انسان به وجود آمده است. به همین دلیل با گذشت زمان و به موازات گسترش فعالیت‌های اقتصادی و افزایش پیچیدگی آن ،‌ هدفها و روشهای حسابداری برای جوابگویی به نیازهای اطلاعاتی، توسعه یافته است. چرا که اشخاص، شرکت‌ها و دولت برای تصمیم‌گیری در مورد توزیع مناسب منابع مالی نیاز به اطلاعاتی قابل اتکا دارند که این اطلاعات را به یاری حسابداری می‌توان به دست آورد. از سوی دیگر انجام سرمایه‌گذاری یکی از مواد ضروری و اساسی در فرآیند رشد و توسعه اقتصادی کشور است و سرمایه‌گذاران نیز از بعد عرضه سرمایه، تا حد امکان سعی دارند منابع مالی خودرا به سویی سوق دهند که کمترین ریسک و بیشترین بازده را داشته باشد. یعنی به دنبال برآورد ریسک سرمایه‌گذاری‌ها خواهند بود. این در حالی است که یکی از مبانی اساسی برای محاسبه ریسک بازار شرکت‌ها ، استفاده از اطلاعات تولید شده توسط سیستم حسابدای است.

رشته حسابداری از جمله رشته‌هایی است که از داوطلبان هر سه گروه آزمایشی ریاضی و فنی ، علوم تجربی و علوم انسانی دانشجو می‌پذیرد.

 

آینده شغلی ، بازار کار ، درآمد:

 

به نظر می‌رسد فارغ‌التحصیلان دوره‌های تحصیلات تکمیلی این رشته، آمادگی و پختگی بیشتری برای حضور در بازار کار دارند.

 

نتیجه یکی از تحقیقات دانشگاه «کلمبیا» مبنی بر این بود که از از دهه 70 به بعد همه شرکتهای موفق، شرکتهایی بوده‌اند که مدیر آنها تحصیلات مالی داشته است. چون از این دهه به بعد اطلاعات نقش مهمی پیدا کرده است و مهمترین اطلاعات نیز، اطلاعات مالی است که تاثیر بسیاری در تصمیم‌گیری روسای شرکت‌ها دارد.

«فرصت‌های شغلی یک حسابدار بسیار گسترده است و از پایین‌ترین سطح تا بالاترین سطح را در بر می‌گیرد. و با وجود این که در دانشگاههای مختلف کشور اعم از دولتی ، غیرانتفاعی و آزاد، دانشجویان بسیاری در رشته حسابداری تدریس می‌کنند اما تعداد فارغ‌التحصیلان بیکار این رشته از بیشتر رشته‌ها کمتر است. چون از یک موسسه کوچک گرفته تا بزرگترین کارخانه‌های کشور حداقل برای تهیه اظهارنامه مالیاتی به حسابدار نیازمند هستند.

همچنین دانش حسابداری در بخش مالیات کاربرد وسیعی دارد. چون محاسبه سود به یاری حسابداری امکان‌پذیر است و تعیین مقدار سود نیز مبنای محاسبه مالیات شرکتها اعم از دولتی و خصوصی می‌باشد.

فارغ‌التحصیلان این رشته پس از اتمام تحصیل می‌توانند در سطوح مختلف و شاخه‌های متفاوت عهده‌دار انجام امور مالی گردند که شرح آن چنین است:

 

الف) حسابداری

 

فارغ‌التحصیلان می‌توانند در کلیه موسسات و واحدهای تجاری، اعم از دولتی یا خصوصی به عنوان حسابدار در شاخه‌های زیر مشغول کار شوند:

 

حسابداری مالی: در کلیه شرکتها و موسسات تجاری و غیرانتفاعی.

 

حسابداری صنعتی : در کلیه واحدهای صنعتی و شرکتهای تولیدی.

 

حسابداری دولتی : در کلیه سازمانها و ادارات دولتی به عنوان حسابدار یا عامل ذیحساب.

 

حسابداری مالیاتی : در ادارات دارایی.

 

حسابداری بیمه : در موسسات بیمه .

 

حسابداری بانکها : در شعبه‌ها و سرپرستی بانکها .

 

حسابداران پس از مدتی اشتغال به کار حسابداری می‌توانند در سمت مدیریت مالی واحدهای تجاری ، ایفای نقش نمایند.

 

ب ) حسابرسی

 

فارغ‌التحصیلان رشته حسابداری قادرند با توجه به شاخه‌های حسابداری در بند الف در حرفه حسابرسی شاغل شوند. شاغلان حرفه حسابرسی در یک تقسیم‌بندی کلی به دو گروه اصلی تفکیک می‌شوند :

 

حسابرسان داخلی : این گروه از حسابرسان ، کارمند واحد مورد رسیدگی هستند، و در واقع رابط میان هیات مدیره و شرکت بوده و گزارش رسیدگی خود را به طور هفتگی ، ماهانه یا سالانه به مدیرعامل و هیات مدیره ارائه می‌دهند . این گروه از حسابرسان عملیات داخل واحد تجاری را رسیدگی می‌کنند.

 

حسابرسان مستقل: این گروه از حسابرسان، افرادی هستند که در موسسات حسابرسی مشغول کار هستند و بر اساس قرارداد میان شرکتها یا سازمانها با این موسسات، عملیات حسابداری و مالی واحد تجاری را بر اساس اصول و موازین حسابداری مورد رسیدگی قرار می‌دهند و گزارش خود را به مجمع عمومی صاحبان سهام ارائه می‌کنند. در واقع حسابرسان مستقل رابط میان صاحبان شرکت و هیات مدیره شرکت می‌باشند.

 

در حال حاضر در ایران ، سازمان حسابرسی به عنوان یک سازمان دولتی ، بزرگترین موسسه حسابرسی است و در کنار آن سایر موسسات حسابرسی دولتی و خصوصی مشغول فعالیت می‌باشند.

 

توانایی‌های مورد نیاز و قابل توصیه:

 

داشتن شم ریاضی در رشته حسابداری از اهمیت بسیاری برخوردار است. به همین دلیل دانش‌آموزان رشته ریاضی در این رشته موفقتر هستند. البته این بدان معنا نیست که دانش‌آموزان رشته علوم انسانی قادر به ادامه تحصیل در رشته حسابداری نیستند بلکه باید تلاش کنند تا از دانش ریاضی خوب و یا حداقل متوسطی برخوردار باشند.

 

همچنین یک حسابدار باید بتواند بخوبی گزارش کارهای خود را ارائه دهد. بنابراین باید در ادبیات فارسی مسلط بوده و نگارش خوبی داشته باشد. این ویژگی بخصوص در سطوح بالاتر این رشته یعنی حسابرسی و مدیریت مالی اهمیت بسیاری دارد.

 

در آزمون هر سه گروه آزمایشی درس ریاضی به عنوان مهمترین درس این رشته ضریب 4 دارد.

 

دانشجوی حسابداری باید صادق و رازدار باشد چون در آینده تمام اسناد و مدارک یک سازمان را در اختیار دارد و اگر فرد رازدار و در کل با اخلاقی نباشد لطمات زیادی به آن شرکت و در نهایت به جامعه وارد می‌آورد. این مساله بخصوص در حسابرسی اهمیت بیشتری دارد زیرا اگر یک حسابرس که وظیفه بررسی گزارشات مالی یک سازمان و تایید صحت و سقم آن را بر عهده دارد، درستکار نبوده و یا شهامت ابراز مشکلات را نداشته باشد، می‌تواند به نابسامانی‌های اداری و مالی یک جامعه دامن بزند.

 

و بالاخره یک حسابدار برای موفقیت در این دنیای پر از رقابت و تغییر و تحول باید خلاق، مبتکر، صبور و منضبط باشد.

 

علاقه به امور مالی و تجزیه و تحلیل‌های آن، عامل موفقیت دانشجوی حسابداری است.

 

وضعیت ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر:

 

تا مقطع دکترا امکان ادامه تحصیل وجود دارد.

 

نظر یک فارغ‌التحصیل مشغول به کار در این رشته :

 

دانشجوی این رشته باید تحمل ساعتها کار در پشت یک میز و صندلی و سرو کار داشتن با اعداد و ارقام را داشته باشد. همچنین باید دقیق و منظم باشد تا در جمع‌بندی اعداد و ارقام دچار مشکل نگردد.»

 

وضعیت نیاز کشور به این رشته در حال حاضر:

 

آموزش حسابداران و شرکت موثر آنها در فراهم‌آوری اطلاعات مالی دقیق و قابل اعتماد، و تجزیه و تحلیل این اطلاعات برای توسعه پایدار در کشور در حال توسعه‌ای مانند ایران اهمیت فراوانی دارد. چرا که وجود اطلاعات دقیق، اعتماد برانگیز، بموقع و مربوط به فعالیت‌های اقتصادی، نه تنها لازم بلکه حیاتی است. علاوه بر این اطلاعات مالی حاصل از فعالیت‌های اقتصادی که بوسیله نظام‌های حسابداری گزارش می‌شود، می‌تواند از انحراف مسیر پیش‌بینی شده ، اتلاف منابع اقتصادی و اخلال در برنامه‌های توسعه اقتصادی جلوگیری کند.

 

دکتر ثقفی نیز در این باره می‌گوید:« چون این رشته فقط به کلاس و معلم نیاز دارد متاسفانه در سالهای اخیر، بسیاری از شهرهای دورافتاده که حتی یک حسابدار مجرب و متخصص ندارد، رشته حسابداری را با استفاده از اساتید کم‌تجربه دائر کرده است و در نتیجه فارغ‌التحصیلان دانشگاههای فوق حسابدارانی ناکارآمد هستند که نمی‌توانند، جذب بازار کار شوند. البته آنچه گفته شد شامل حال فارغ‌التحصیلان توانمند این رشته نمی‌شود چون هر فرد سرمایه‌گذار و هر موسسه اعتباری برای سرمایه‌گذاری یا اعتبار دادن به حسابدار نیاز دارد. »

 

نکات تکمیلی :

 

چند سال پیش وقتی که آقای . ت ریاست یکی از کارخانه‌های ایران را بر عهده گرفت با اخم‌های در هم و چهره‌های عبوس کارگرانی روبرو شد که 6 ماه بود حقوق نگرفته بودند و امید چندانی نیز به رئیس جدید نداشتند. اما رئیس جدید که فارغ‌التحصیل رشته حسابداری بود با مدیریت قوی و درست خویش نه تنها کارخانه مورد نظر را از ورشکستگی نجات داد بلکه امروزه این کارخانه یکی از بهترین کارخانه‌های کشور است که محصولات آن به خارج از کشور صادر می‌گردد و در حال حاضر نیز نحوه کار رئیس یاد شده به عنوان یک شیوه نوین در دانشگاهها تدریس می‌شود.

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر با ثبت شرکت ارشیا تماس حاصل فرمایید.


روزنامه رسمی

مشاوره ثبت شرکت
دفاتر پستی منتخب

ثبت شرکت برای اتباع خارجی

موضوعات پرکاربرد ثبتی :
ثبت شرکت در سراسر ایران

ثبت شرکت در تهران
سایر محلات تهران
واتس آپ
تماس