ثبت محدود- ثبت تعاونی- تغییرات - ثبت شرکت –تغییرات خاص –تغییرات محدود – صورتجلسات – پلمپ دفاتر
صرفه جویی در زمان و هزینه با ثبت شرکت ارشیا
نقش حسابداری ارزش منصفانه در بحران مالی جهانی

مقدمه
ورشکستگی ایران در سال 2000، شوک بزرگی به اقتصاد آمریکا وارد کرد و باعث شد قانون گذاران از جنبههای مختلف زیر فشار قرار بگیرند تا قوانینی را تصویب کنند که سرمایه گذاران به کمک آنها، بتوانند درک بهتری از ارزش داراییهای شرکت داشته باشند، و هم چنین پیچیدگی ساختار گزارشهای مالی کاهش یابد. در همان زمان، بهترین راهحل موجود، استفاده از حسابداری ارزش منصفانه به منظورتهیهی گزارشهای فایده مند و مربوط بود. قانون گذاران اعتقاد داشتند که ارزش منصفانه شفافیت و مقایسه پذیری صورت های مالی را افزایش میدهد و کمک میکند اعتماد سرمایه گذاران به بازارها و سازمانهای مالی بازگردد. به دنبال رسوایی انران، هیات استانداردهای حسابداری مالی آمریکا، استاندارد حسابداری شماره157 خود را با عنوان اندازه گیری ارزش منصفانه منتشر کرد. براساس این استاندارد برای برآورد ارزش منصفانهی داراییها باید به قیمتهای اعلام شده در بازار کارا اتکا کرد. در صورتی که برای دارایی، بازار کارا وجود داشته باشد باید به روش زیر عمل شود:
1) برآرودهای ارزش منصفانه بر مبنای قیمتهای اعلام شده برای داراییها و بدهیهای یکسان که به طور فعال معامله میشوند.
2) برآوردها برمبنای قیمتهای اعلام شده برای داراییها و بدهیهای مشابه.
3) برآورد بر مبنای برآورد شرکت.
گروه 3، موجب انتقادهای زیادی شد، منتقدان بر این باورند که استفاده از ارزش بازار برای یک دارایی یا بدهی مالی که برای آن قیمت اعلام شدهای وجود ندارد، نادرست میباشد.
تشریح بحران
به رغم این که، تمام دنیا از وجود بحران بزرگ مالی سپتامبر 2008، آگاه شدهاند، متخصصان نشانههای وجود بحران را حداقل یک سال قبل از رخداد آن حس کردند. اولین نشانه، مربوط به سقوط دو صندوق تامین سرمایهگذاری تحت تملک بر استیرن بود که پس از یک سرمایه گذاری با اهمیت دربازار ثانویه اتفاق افتاد در 2007، بسیاری از سازمانهای مالی دیگر نیز متوجه شدند اوراق بهادار آنها ارزش خود را از دست میدهند، با شروع 2008، اقداماتی از سوی بانک فدرال آمریکا جهت جلوگیری از ورشکستگی بیر استرن انجام شد. در سپتامبر 2008، رویدادها و حوادثی در بازار آمریکا رخ داد که باعث شد این بحران به آسیا و اروپا کشانده شود. فنی میو فردی مک از کنترل دولت خارج شدند، برادرز لهنمن ورشکسته شد، مریل به بانک آمریکا فروخته شد و تزریق 85 میلیارد دلار توسط گروه بین المللی آمریکا از طرف خزانه داری از جمله رویدادهایی بود که سبب شد مسئولین به دنبال راهی برای نبارزه با بحران بیفتند. برنامه به دقت در کنگرهی آمریکا مورد بحث قرار گرفت. با این حال گلدمن و مورگان آخرین بانک بانکهای سرمایهگذاری در بورس بودند و آنها نیز در روش تجاری خود تجدید نظر کردند. شرکت واچووبا توسط سیتی گروپ به منظور جلوگیری از ورشکستگی خریداری شده بود و میو چوال واشنگتن( بزرگترین بانک در تاریخ آمریکا) تحت تملک مرگان چیس درامد در اکتبر 2008، بحران به آن سوی آبها کشانده شد و بر کل اقتصاد دنیا تاثر گذاشت.
حسابداری ارزش منصفانه چیست؟
حسابداری ارزش منصفانه یک روش گزارشگری مالی است که به شرکتها اجازه میدهد داراییها و بدهیها را بر مبنای برآورد قیمتهایی گزارش کنند که در صورت فروش دارایی دریافت یا در صورت تصفیهی بدهی پرداخت خواهند کرد. به موجب حسابداری ارزش منصفانه، شرکتها زیانهای ناشی از کاهش ارزش دارایی یا افزایش بدهیهای خود را گزارش میکنند. این زیانها ممکن است منجر به کاهش حقوق مالکانه و سود شود. طرفداران حسابداری ارزش منصفانه معتقدند، این روش اطلاعات کاملی را افشا میکند و شفافیت حسابداری بدین معنی است که صورتهای مالی، درست و دقیق تهیه شدهاند و اطلاعات کاملی را دربارهی فعالیتهای موسسه و وضعیت مالی شرکت ارائه میکنند. به دلیل این که در حسابداری ارزش منصفانه، صورت سودو زیان، ارزش اقتصادی واقعی فعالیتهای شرکت، و ترازنامه داراییها، بدهیها و حقوق مالکان را به ارزش منصفانه منعکس میکنند. بنابراین میتوان گفت که این روش اطلاعات شفافتری را ارائه میکند(لواکس و لیوز،2009) در مقابل، متقدین معتقدند گزارش کردن زیانهای ناشی از تغییر قیمتها با قیمتهای بازار سهام رابطهی معکوس دارد و به طور کلی باعث افزایش ریسک سامانهی مالی میشود.
حسابداری ارزش منصفانه: بهبود یا تشدید
براساس اصول حسابداری پذیرفتهی همگانی- ابزارهای مالی مشتقه مانند تاختنامههای نکول اعتباری باید به ارزش منصفانه به منظور تعیین سود و زیان اندازه گیری شوند. سایر ابزارهای مالی نیز مانند سرمایه گذاری در اوراق بهادار، سرمایه گذاری در داراییها و بدهیهای مالی باید به ارزش منصفانه گزارش شوند. در برخی مواقع، تغییر در ارزش منصفانه به جای گزارش در صورت سود و زیان مستقیماً در سود جامع گزارش میشود.
دیدگاههای مخالف با حسابداری ارزش منصفانه
منتقدان اصلی حسابداری ارزش منصفانه، بانکداران و کارگزاران نهادهای مالی هستند. آنها از این جهت از کاربرد حسابداری ارزش منصفانه انتقاد میکنند که معتقدند قواعد ارزشهای منصفانه موجب میشود تا یک چرخهی کاهش قیمت برای داراییها ایجاد شود و سازمانها مجبور به فروش اجباری داراییها شوند و از این طریق ثبات مالی به خطر افتد. بیشتر انتقادها مربوط به گروه 3 از ارزشهای منصفانه بیانیهی استاندارد 157 است که استفاده از روش ارزش منصفانه را حتی در صورت عدم وجود بازار کارا توصه میکند. این باعث میشود تا از اطلاعات غیر قابل مشاهدهای استفاده شود که برآوردهای ارزش منصفانه را اتکاناپذیر میکند. پیچیدگی برخی از ابزارهای مالی موجب میشود تا تعیین ارزش منصفانهی آنها حتی در زمانی که برای آنها بازارهای فعال و کارا وجود دارد، کاری بسیار سخت و دشوار باشد. چالشی که ممکن است در یک بحران اتفاق بیفتد. این است که متخصصان میترسند که روشهای پذیرفته شدهی همگانی نیز نتوانند برای یک دارایی مشخص، قیمتی را تعیین کنند. منتقدان بر این باورند که کاربرد واقعی قواعد حسابداری در دوران سقوط ازاد تنها منجر به بدتر شدن شرایط میشود و سبب میشود زیانها و کاهش سرمایهی تحقق نیافته که ارزش ذاتی یک دارایی را نشان نمیدهد، شناسایی شود. آنها معتقدند شناسایی و گزارش زیانهای ناشی از تغییر در ارزش منصفانه گمراه کننده است، زیرا به قیمتهای قبل بازخواهد گشت(کارول و دیگران، 2002) علاوه بر این نتایج به کارگیری ارزش منصفانه در ادامه خواهد آمد: 1) بدتر شدن نقدینگی و عملکرد شرکت،2) افزایش احتمال ورشکستگی، و 3) کاهش ارزش داراییها و افزایش مخارج سرمایهای. وقتی شرکتی شناسایی زیانها را در دورهی رکود بازار آغاز کند، آن شرکت نمیتواند زیانهای بیشتری را گزارش کند، زیرا حسابداری ارزش منصفانه منجر به بدتر شدن شرایط میشود( شناسایی همهی زیانها در آن واحد منجر به کاهش سرمایه میشود). منتقدان بر این باورند که توقف حسابداری ارزش منصفانه در دوران بحران بازار و استفاده از بهای تاریخی مناسبتر است، زیرا، زیانهای ناشی از کاهش ارزش دارایی به ارزشهای دفتری آسیب کمتری میزند. حسابداری سنتی به شرکتها اجازه میدهد داراییهای مالی خود را تا زمانی که بازارها بهبود یابند به بهای اولیه ثبت کنند. بانکداران از آن بیم دارند که حسابداری ارزش منصفانه، موسساتشان را وادار کند تا به منظور حفظ سرمایهی احتیاطی خود، داراییهایی را که ارزش منصفانهی آنها کاهش یافته است بفروشند، و به این دلیل بانکداران را ملزم کردهاند که طی بحران مالی از بهای تاریخی استفاده کنند. الزام دیگری که انجام شده است، مربوط به طبقهبندی مجدد وامهای ارزشگذاری شده به روش در معرض فروش و تجاری به ارزش گذاری به روش محفوظ تا سررسید است. بدین ترتیب از گزارش زیانهای مربوط به حسابداری ارزش منصفانه اجتناب میشود. اصرارهای کمیسیون بورس اوراق بهادار و هیات استانداردهای حسابداری مالی آمریکا در برابر تمام منتقدان ارزشهای منصفانه سبب شده است تا برخی از مدیران مالی شرکتها، کمیسیون و هیات را متهم به این کنند که این قواعد را حفظ میکنند و استفاده از آنها را توصیه میکنند و میزان پیچیدگی آنها را کاهش نمیدهد، تا شرکتها به موسسههای حسابرسی اعتماد نکنند و این باعث میشود تا هزینهی شرکتهایی که مقادیر زیادی از داراییها و بدهیها را به ارزش منصفانه گزارش میکنند، افزایش یابد. هم چنین منتقدان بر این باورند که استفادهی اجباری از حسابداری ارزش منصفانه در بازارهای غیر نقد شونده، متخصصان را تحریک میکند تا ارقام و برآوردهای گزارش شده را مطابق با اهداف خود درستکاری کنند.هم چنین استدلال میکنند که ارزشهای منصفانه، ارزش شرکت را بدون در نظر گرفتن ارزش ذاتی آن کاهش میدهند و این از دیدگاه سرمایه گذاران که کاربران اصلی صورتهای مالی هستند، ناخوشایند است.
دیدگاههای موافق با حسابداری ارزش منصفانه
از سوی دیگر، طرفداران ارزش منصفانه با کنایه میگویند منتقدان استانداردهای حسابداری ارزش منصفانه نمیدانند که ارزش منصفانه به آنها کمک میکند تا در دوران رکود اقتصادی سودهای کلانی را بر روی اوراق بهادار مشتقه به دست آورند، یا با این که حسابداری ارزش منصفانه برای اختیار خرید، مزایای مالیاتی ایجاد میکند انتقاد نسبت به ارزش منصفانه سبب میشود تا اعتبارشان را نزد جامعه از دست بدهند. استانداردگذاران از طرفداران حسابداری ارزش منصفانه هستند و بیان میکنند که ارزش منصفانه سبب تشدید بحران مالی نمیشود، بلکه کمک میکند تا مشکلات آسان تر برطرف شود و در صورت به کارگیری حسابداری ارزش منصفانه زیان کمتری به شرکتها وارد شود( جانسون 2008)، آنها معتقدند با بکارگیری اطلاعات جاری بازار، ارزشهای منصفانه به سرمایه گذاران اعلام میکند که چه داراییهایی ارزش دارند و به آنها مسیری را نشان میدهند. که عملکرد مدیریت داراییها را بررسی کنند مدافعان ارزشهای منصفانه به تحقیق انجام شده توسط کمیسیون بورس اوراق بهادار استناد میکنند، که به منظور ارزیابی تاثیر حسابداری ارزش منصفانه بر نهادهای مالی انجام شده آنان به برخی از نتایج این تحقیق اشاره میکنند که نشان میدهد، سامانه حسابداری مقصر ایجاد بحران کنونی نیست. پژوهشگران بیان میکنند. حسابداری ارزش منصفانه، افزایش اهرم مالی نهادهای مالی را منعکس میکند. اغلب اوقات، اعطای وام به جای اینکه برای نهادهای مالی سودآور باشد سبب خروج وجه نقد میشود ( دیوید، 2008) گزارش دیگری در این زمینه مربوط به لینج است وی بیان میکند، عامل اصلی ورشکستگی و زبان در بانکها مربوط به عملکرد ضعیف وامهایی است که به ارزش منصفانه گزارش شدهاند. این بدین معنی است که زیانها به تدریج افزایش مییبابند و در صورت سود و زیان شناسایی و گزارش میشود و موسسات مالی را به سمت ورشکستگی سوق میدهند. تنها دلیلاش این است که تاثیر زیانهای ناشی از مقررات بانکداری بر وضعیت مالی بسیار بیشتر از زیانهای ارزش منصفانه است. همان طور که میدانیم، هدف حسابداری افزایش بهبود مالی نیست.بلکه، نشان دادن تصویر درستی از شرکت به سرمایه گذاران و سایر استفادهکنندگان است. حامیان حسابداری ارزش منصفانه بیان میکنند که منصفانه نیست، مسئولیت قضاوت دربارهی سازمانهای مالی بزرگ ریسک پذیر بر عهدهی حسابداری باشد. آنان هم چنین معتقدندکه بازار تنها زمانی فعالیتها را تنظیم میکند که اطلاعات شفاف و به نحو مناسب افشا شده باشد. سرمایه گذاران علاقه مندند تا شرکتهایی که اطلاعات شفاف ارائه نمیکنند و برای برآورد بهترین ارزش منصانه تمام روشهای ارزش گذاری را بررسی نمیکنند. تنبیه شوند. تحقیق انجام شده توسط هیات استانداردهای حسابداری مالی حاکی است که اوراق بهادار منتشر شده توسط بسیاری از بانکها، تحت تایربحران قرار دارد و بازار آن را زیر قیمت ارزش دفتری خریده است. این وضعیت نشان میدهد که سرمایه گذاران به گزارشهای مالی اتکا نمیکنند و بانکها داراییهای خالص خود را بیش نمایی میکنند. تنویسندگانی هم اشاره دارند که حسابداری ارزش منصفانه به شرکتها هشدار میدهد تا از نوسانپذیری بیشتر داراییهای خود جلوگیری کنند. زیرا با استفاده از ارزشهای منصفانه بر مبنای اطلاعات روزانه آنها از ریسکی که موجب میشود تا نوسانپذیری بیشتر داراییهای خود جلوگیری کننفانه بر مبنای اطلاعات روزانه آنها ریسکی که موجب میشود تا نوسان پذیری در حسابهای آنها منعکس شود، مطلع گردند. در پاسخ به منتقدان گروه 3 از اندازه گیری ارزش منصفانه استاندارد 157، طرفداران این روش به شرکتها توصیه میکنند تا از استفادهی بیش از حد ابزارهای مالی در زمانی که بازار کارا نیست، خودداری کنند. انجمن حسابداران رسمی در حمایت از ارزشهای منصفانه بیان میکند، عامل اصلی بحران سطح پایین پاسخ گویی هم در نهادهای مالی و هم بین مدیران و سهامداران است.
جهت کسب اطلاعات بیشتر با ایمیل info@arshiyagroup.ir تماس حاصل فرمایید و یا به شماره 500011008069819 یا پیامک ارسال فرمایید
موضوع : مقالات