به پرتال ثبت شرکت ارشیا خوش آمدید امروز : شنبه ، 25 فروردین 1403

آيا بايد براي تثبيت اقتصادي تلاش کرد؟

آيا بايد براي تثبيت اقتصادي تلاش کرد؟

آيا بايد براي تثبيت اقتصادي تلاش کرد؟

 


 تغيير در تقاضاي کل و عرضه ي کل مي تواند منجر به نوسانات کوتاه مدت در توليد و اشتغال شود. علاوه بر اين، سياست هاي پولي و مالي باعث انتقال تقاضاي کل و تأثير بر اين نوسانات مي شود. در هر صورت اگر سياست گذاران بتوانند بر نوسانات اقتصادي کوتاه مدت تأثير بگذارند آيا بايد به اين کار اقدام کنند؟ اولين بحث ما اين است که آيا سياست گذاران پولي و مالي بايد از ابزارهاي سياستي براي تعديل و ملايم کردن ادوار تجاري استفاده کنند يا ن

نظرات موافقان: سياست گذاران بايد براي تثبيت اقتصادي تلاش کنند

صرف نظر از هر چيز نوسانات زيادي در اقتصاد وجود دارد. وقتي به طور مثال خانوارها و بنگاه ها نگاه بدبينانه اي داشته باشند هزينه هاي خود را کاهش مي دهند و در نتيجه تقاضاي کل کالاها و خدمات کاهش مي يابد. کاهش تقاضاي کل در جاي خود باعث کاهش توليد کالاها و خدمات مي شود. بنگاه ها کارگران را اخراج مي کنند و نرخ بيکاري افزايش مي يابد.GDP حقيقي و ساير شاخص هاي اقتصادي کاهش خواهد يافت. افزايش بيکاري و کاهش درآمدها به تأييد نگاه بدبينانه ي اوليه که موجب رکود اقتصاد شد کمک مي کند.
اين رکود به نفع جامعه نيست زيرا نشان دهنده ي اتلاف شديد جناح اقتصادي است. کارگران به دليل فقدان تقاضاي کل کافي بيکار مي شوند. صاحبان صنايع و بنگاه ها طي دوران رکود توليد کالاها و خدمات باارزش خود را کاهش مي دهند و در نتيجه سود حاصل از فروش آن ها کاهش مي يابد.
هيچ دليلي وجود ندارد که جامعه در دوران رونق و رکود يا اوج و قعر ادوار اقتصادي ( جرقه هاي تجاري) دچار آسيب شود. گسترش نظريه ي اقتصاد کلان نشان مي دهد که چگونه سياست گذاران مي توانند نوسانات اقتصادي را کاهش دهند. با «تکيه بر وزش هاي مخالف» ناشي از تغييرات اقتصادي، سياست هاي پولي و مالي مي توانند تقاضاي کل و در نتيجه توليد و اشتغال را تثبيت کنند. وقتي تقاضاي کل براي دستيابي به اشتغال کامل ناکافي است، سياست گذاران بايد با افزايش مخارج دولت، کاهش ماليات ها و افزايش حجم پول به تثبيت اقتصادي اقدام کنند. وقتي تقاضاي کل رو به افزايش است خطر تورم بيش تر نيز وجود دارد، سياست گذاران در چنين حالتي بايد با کاهش مخارج دولت، افزايش ماليات ها و کاهش حجم پول به اهداف خود برسند. اين اقدامات سياستي باعث مي شود استفاده از نظريه ي اقتصاد کلان بهترين روش براي دستيابي به يک اقتصاد باثبات تر باشد و همه ي افراد جامعه از آن سود ببرند.

نظرات مخالفان: سياست گذاران نبايد براي تثبيت اقتصادي تلاش کنند

هر چند از جنبه ي نظري (تئوريک) مي توانيم از سياست هاي پولي و مالي براي تثبيت اقتصادي استفاده کنيم، در عمل موانع بسيار زيادي براي استفاده از اين سياست ها وجود دارد.
يک مشکل اين است که سياست هاي پولي و مالي نمي توانند فوراً يا در کوتاه مدت بر اقتصاد تأثير داشته باشند بلکه اثر آن در بلند مدت آشکار مي شود. سياست پولي از طريق تغيير نرخ بهره بر تقاضاي کل تأثير مي گذارد و به دنبال آن هزينه هاي سرمايه گذاري در بخش مسکن و بازرگاني متأثر مي شود. در اين وضعيت خانوارها و بنگاه ها مخارج و سرمايه گذاري هاي خود را به آينده موکول مي کنند. بنابراين، نياز به زمان بسيار زيادي وجود دارد تا تغيير در نرخ هاي بهره تقاضاي کل کالاها و خدمات را تحت تأثير قرار دهد. بسياري از پژوهش ها نشان مي دهند که تغيير در سياست پولي تا شش ماه بعد اثر بسيار کمي بر تقاضاي کل دارد.
به دليل فرايند بلندمدت سياست گذاري که تغييرات در مخارج و ماليات ها را مديريت مي کند، سياست مالي يا يک وقفه تأثير خود را آشکار خواهد کرد. هر تغيير در سياست مالي ابتدا به صورت يک لايحه تقديم کميته هاي مجلس مي شود که پس از تصويب در مجلس و تأييد نهايي و امضاي رئيس جمهور براي اجرا ابلاغ مي شود. بنابراين سال ها طول مي کشد تا لايحه اي تنظيم، تصويب و براي اجرا ابلاغ شود.
به دليل وجود همين وقفه هاي طولاني و بلندمدت، سياست گذاراني که قصد تثبيت اقتصاد را دارند بايد به بررسي شرايطي که بر تصميم گيري آن ها تأثير مي گذارد بپردازند. متأسفانه پيش بيني هاي اقتصادي به دو دليل بيش از حد غيردقيق و مبهم است. يک دليل جوان بودن دانش اقتصاد کلان است و دليل دوم اين که تکانه هايي (شوک ها) که باعث ايجاد نوسانات اقتصادي مي شوند ذاتاً غيرقابل پيش بيني هستند. بنابراين، وقتي سياست گذاران اقتصادي سياست هاي پولي و مالي را تغيير مي دهند بايد پيش تر بر حدس و گمان هاي عملي خود نسبت به شرايط آينده اقتصاد متکي باشند.
با وجود اين غالباً سياست گذاران تلاش مي کنند با روش هاي متفاوتي به تثبيت اقتصادي اقدام کنند. ممکن است از زمان آغاز اجراي يک سياست تا زمان تأثيرگذاري آن سياست اوضاع اقتصادي تغيير کند. به همين دليل سياست گذاران ممکن است به طور غيرعمدي و سهواً به جاي ملايم کردن نوسانات اقتصادي به تشديد آن ها کمک کنند. برخي از اقتصاددانان اظهار مي کنند که بسياري از نوسانات وسيع اقتصادي در طول تاريخ ( مثلاً رکود بزرگ در دهه ي 1930) ناشي از اجراي سياست هاي تثبيت اقتصادي بوده است.
يکي از اولين قوانيني که هر پزشک به آن فکر مي کند اين است: «به هيچ کس نبايد صدمه و آسيب برسد.» جسم و بدن انسان توانايي و قابليت بازسازي دارد. پزشک هنگام رو به رو شدن با بيماري هاي ناشناخته يک بيمار هيچ اقدام مثبتي نمي تواند انجام دهد و بدن بيمار را براي مقابله با آن بيماري به حال خود رها مي کند. هنگامي که دانش کافي براي معالجه بيمار نداريم هر گونه دخالت خطر بدتر شدن مشکل را بيش تر مي کند.
از همين استدلال مي توانيم در مورد مسائل و مشکلات اقتصادي استفاده کنيم. وضعيت بسيار مطلوب اين است که اقتصاددانان بتوانند تمام نوسانات اقتصادي را حذف کنند، ولي چنين چيزي با وجود محدوديت هاي ما در مورد دانش اقتصاد کلان و غيرقابل پيش بيني بودن وقايع جهاني يک هدف واقع گرايانه نيست. سياست گذاران اقتصادي بايد از دخالت در اقتصاد با استفاده از سياست هاي پولي و مالي خودداري کنند تا آسيب بيش تري به اقتصاد وارد نشود.

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر با ایمیل info@arshiyagroup.ir تماس حاصل فرمایید و یا به شماره 500011008069819 پیامک ارسال فرمایید

 

دفاتر پستی منتخب

تشويق پس انداز يا وضع ماليات

 

تشويق پس انداز يا وضع ماليات

تشويق پس انداز يا وضع ماليات

 


آيا براي تشويق پس انداز قوانين مالياتي بايد اصلاح شوند؟
سطح رفاه زندگي هر کشور بستگي به توانايي آن کشور در توليد کالاها و خدمات دارد. توانايي و قابليت توليد يک کشور در جاي خود به مقدار پس اندازها و سرمايه گذاري نيز بستگي دارد. آيا سياست گذاران بايد با اصلاح قوانين مالياتي پس انداز و سرمايه گذاري بيش تر را تشويق کنند؟

نظرات موافقان: براي تشويق پس انداز قوانين مالياتي بايد اصلاح شوند

نرخ پس انداز ملي کليد تعيين کننده ي شکوفايي و رشد اقتصادي در بلند مدت است. وقتي نرخ پس انداز بيش تر است منابع بيش تري براي سرمايه گذاري در احداث کارخانه هاي جديد در دسترس مي باشد ذخاير بيش تر ماشين آلات و تجهيزات نيز در جاي خود موجب افزايش بهره وري، افزايش دستمزدها و درآمدها مي شود. بنابراين تعجبي ندارد که آمار و ارقام بين المللي نشان مي دهند که يک همبستگي قوي بين نرخ هاي پس انداز ملي و شاخص هاي رفاه اقتصادي وجود دارد.
مردم به انگيزه هاي خود پاسخ مي دهند. اين اصل يادآوري مي کند که بايد نسبت به تصميم گيري هاي مردم در مورد مقدار پس انداز توجه بيش تري داشته باشيم. اگر قوانين يک کشور مشوش پس انداز باشد مردم بخش بيش تري از درآمد خود را پس انداز مي کنند و اين پس انداز بيش تر موجب شکوفايي بيش تر اقتصاد در آينده مي شود.
متأسفانه نظام مالياتي امريکا با وضع ماليات هاي سنگين بر درآمد پس انداز را تشويق نمي کند. به طور مثال يک کارگر با 25 سال سابقه ي کار را در نظر بگيريد که 1000 دلار از درآمد خود را براي زندگي بهتر در دوران بازنشستگي و در سن 70 سالگي پس انداز مي کند. اگر اين شخص يک ورقه ي قرضه با نرخ سود 10 درصد خريداري کند، در غياب ماليات بر سود، پس از 45 سال پس انداز او در مجموع 72900 دلار خواهد بود. حال فرض کنيد نرخ ماليات نهايي بر درآمد سود (بهره) 40درصد باشد، در اين حالت نرخ بهره پس از کسر ماليات فقط 6 درصد است و 1000دلار پس انداز اين شخص پس از 45 سال فقط 13800 دلار خواهد بود. به عبارت ديگر نرخ ماليات بر درآمد بهره، منافع ناشي از پس انداز 1000 دلار را از 72900 دلار به 13800 دلار (يا حدود 80 درصد) کاهش مي دهد.
نظام مالياتي با اخذ ماليات مجدد از برخي درآمدهاي سرمايه موجب دلسردي پس اندازکنندگان مي شود. فرض کنيد يک فرد پس انداز خود را صرف خريد سهام يک شرکت مي کند. وقتي شرکت سود حاصل از سرمايه گذاري را به دست مي آورد ابتدا ماليات بر سود خود را با نام ماليات بر درآمد شرکت به دولت پرداخت مي کند. اگر شرکت باقيمانده ي سود را (پس از پرداخت ماليات) به صورت سود سهام به سهامداران پرداخت کند. آن گاه سهامداران نيز بايد براي بار دوم ماليات بر درآمد ناشي از سود سهام را به دولت پرداخت کنند. اين پرداخت مضاعف قطعاً باعث کاهش عايدي سهامداران شده و در نتيجه انگيزه ي آن ها نسبت به پس انداز کاهش مي يابد.
چنان چه يک شخص بخواهد ثروت انباشت شده ي خود را براي فرزندانش به ارث بگذارد به جاي آن که آن ها را در طول عمر خويش خرج کند قوانين مالياتي مي تواند موجب کاهش انگيزه ي پس انداز در اين فرد شود. والدين مي توانند بخشي از دارايي و ثروت خود را بدون پرداخت ماليات به فرزندان خود ببخشند ولي اگر ارثيه ي باقيمانده بسيار زياد باشد نرخ ماليات بر ارث تا 55 درصد نيز افزايش خواهد يافت. تا حد زيادي توجه به پس انداز ملي به منظور شکوفايي اقتصاد براي نسل هاي آينده موجب تشويق پس انداز مي شود. بنابراين شايد عجيب به نظر برسد که قوانين مالياتي بتواند بر مستقيم ترين روش هاي کمک يک نسل به نسل هاي آينده تأثير منفي داشته باشد.
علاوه بر نظام مالياتي سياست هاي بسيار زياد و نهادهاي گوناگوني در جامعه ي ما وجود دارد که باعث کاهش انگيزه ي پس انداز در خانوارها مي شود. برخي خدمات دولتي مانند رفاه عمومي و بهداشت شاخص هايي براي آزمون اين مسئله هستند که آيا منافع کساني که در گذشته از روي احتياط بخشي از درآمد خود را پس انداز کرده اند تأمين شده يا نه؟ يک سياست مالياتي مانند ماليات بر ثروت و نظاير آن باعث دلسردي دانش آموزان و والدين آن ها نسبت به پس انداز مي شود.
روش هاي مختلفي وجود دارد که با توجه به نظام مالياتي انگيزه ي پس انداز را افزايش دهيم يا حداقل بي ميلي به پس انداز که در حال حاضر خانواده ها دچار آن هستند کاهش يابد. تقريباً تمام قوانين مالياتي به نوعي باعث تغيير رفتار افراد و انتخاب روش هاي مختلف پس انداز براي دوران بازنشستگي مي شود. وقتي يک ماليات دهنده درآمد خود را در يک حساب سپرده ي بازنشستگي (1) (IRA) قرار مي دهد، اصل سپرده و بهره ي آن معاف از ماليات است و فقط در دوران بازنشستگي قابل برداشت است. طرح هاي مختلف بازنشستگي وجود دارد. به هر حال محدوديت هايي براي افراد سپرده گذاري که يک طرح واجد شرايط را انتخاب مي کنند وجود دارد، به اين صورت که افراد واجد شرايط با محدوديت سپرده گذاري در اين حساب ها رو به رو هستند. علاوه بر اين افرادي که قبل از رسيدن به سن بازنشستگي از اين حساب ها برداشت کنند مشمول جريمه مي شوند، اين طرح هاي بازنشستگي انگيزه ي ساير طرح هاي پس انداز را کم مي کند، طرح هاي پس انداز براي خريد خانه يا کمک هزينه ي تحصيلي. يک گام کوچک براي تشويق به پس انداز بيش تر باعث ارتقاي توانايي خانوارها در استفاده از اين نوع حساب هاي پس انداز معاف از ماليات است.
يک رهيافت جامع نيز بازبيني مجدد تمام مباني و اصول جمع آوري ماليات از سوي دولت است. سنگ بناي نظام مالياتي امريکا ماليات بر درآمد است. يک دلار درآمد چه خرج شود و چه پس انداز، مبناي اخذ ماليات است. برخي اقتصاددانان از ديدگاه ماليات بر مصرف جانبداري مي کنند. تحت نظام ماليات بر مصرف، يک خانوار با توجه به مصرف يا مخارج خود ماليات مي پردازد. چنان چه درآمد خانوار پس انداز شود معاف از ماليات است مگر آن که پس انداز صرف مصرف يا هزينه براي خريد کالاهاي مصرفي شود. در واقع نظام ماليات بر مصرف به طور خودکار تمام پس اندازها را در حساب هاي معاف از ماليات (مانند IRA) ذخيره مي کند. چرخش از نظام ماليات بر درآمد به سمت نظام ماليات بر مصرف موجب افزايش انگيزه هاي پس انداز مي شود.

نظرات مخالفان: نيازي به اصلاح قوانين مالياتي به منظور تشويق پس انداز وجود ندارد

ممکن است افزايش پس انداز مطلوب باشد ولي نمي تواند تنها هدف سياست مالياتي محسوب شود. سياست گذاران همچنين بايد از توزيع عادلانه ي بار مالياتي مطمئن باشند. مشکل مربوط به ديدگاه هاي تشويق و افزايش پس انداز اين است که اين پيشنهادات بار مالياتي افرادي را بيش تر مي کند که حداقل توانايي را در پرداخت ماليات دارند.
اين يک واقعيت انکارناپذير است که خانوارهايي با درآمد بالا در مقايسه با خانوارهاي کم درآمد بخش بيش تري از درآمد خود را پس انداز مي کنند. در نتيجه هر تغيير يا اصلاح مالياتي به نفع کساني که پس انداز بيش تري دارند در واقع به نفع افرادي با درآمد بيش تر است. سياست هاي مالياتي مانند حساب هاي پس انداز بازنشگستي معاف از ماليات بسيار جذاب به نظر مي رسد ولي نهايتاً منجر به يک جامعه با نابرابري بيش تر يا عدالت کم تر مي شود. با کاهش بار مالياتي افراد ثروتمندي که از اين نوع سپرده ها سود بيش تري مي برند، تلاش دولت براي افزايش بار مالياتي افراد فقير بيش تر خواهد شد.
علاوه بر اين، سياست هاي طراحي شده به منظور تشويق پس انداز براي رسيدن به اين هدف چندان مؤثر نيستند. پژوهش هاي بسيار زيادي نشان داده اند که پس انداز نسبتاً بي کشش است؛ به عبارت ديگر مقدار پس انداز نسبت به نرخ بازده پس انداز ( سپرده گذاري) چندان حساس نيست. اگر چنين چيزي صحيح باشد آن گاه طرح هاي مالياتي که موجب افزايش بازده مؤثر با کارآمد از طريق کاهش ماليات بر درآمد مي شود، موجب ثروتمندتر شدن ثروتمندان خواهد شد بدون آن که بر سطح پس انداز آن ها در مقايسه با ساير افراد تأثيري داشته باشد.
نظريه هاي اقتصادي هيچ توصيف روشني درباره ي اين مسئله ارائه نمي کنند که آيا نرخ بازده بيش تر باعث افزايش پس انداز مي شود يا نه؟ نتيجه ي نهايي بستگي به افزايش نسبي دو اثر، اثر جانشيني و اثر درآمدي مخالف هم دارد. از يک سو نرخ بالاتر بازده سپرده گذاري منافع ناشي از پس انداز را افزايش مي دهد: هر دلار پس انداز امروز باعث مي شود در آينده مصرف بيش تري داشته باشيم. اين اثر جانشيني باعث افزايش انگيزه ي پس انداز مي شود. از سوي ديگر نرخ بالاتر بازده پس انداز تمايل و نياز به پس انداز را کاهش مي دهد: در نرخ هاي بازده بالاتر يک خانوار با پس انداز کم تري مي تواند به سطح مصرف دلخواه خود در آينده برسد. اين اثر درآمدي باعث کاهش انگيزه ي پس انداز مي شود. اگر آثار جانشيني و درآمدي تقريباً مساوي باشند و يکديگر را خنثا کنند، برخي مطالعات نشان مي دهند که با وضع ماليات کم تر که باعث افزايش بازده پس انداز مي شود سطح پس انداز تغييري نمي کند.
البته به جاي آن که با کاهش ماليات ثروت افراد را افزايش دهيم روش هاي ديگري نيز براي افزايش پس انداز ملي وجود دارد. پس انداز ملي مجموع پس انداز خصوصي و پس انداز عمومي ( دولتي ) است. به جاي آن که تلاش کنيم با تغيير نظام مالياتي ( کدهاي مالياتي ) پس انداز بخش خصوصي را افزايش دهيم، سياست گذاران مي توانند از طريق کاهش کسري بودجه، به طور مثال با افزايش ماليات بر ثروتمندان، پس انداز دولتي را افزايش دهند. به اين ترتيب پس انداز ملي افزايش مي يابد و شکوفايي اقتصاد را براي نسل هاي آينده به ارمغان مي آورد.
در واقع از آن جا که پس انداز عمومي ( دولتي ) نقش مهمي در تشکيل پس انداز کل دارد، ممکن است قوانين مالياتي به منظور تشويق پس انداز نتيجه ي عکس داشته باشد. تغييرات مالياتي که موجب کاهش وضع ماليات بر درآمد سرمايه ها مي شود درآمد دولت را کاهش داده و در نتيجه منجر به کسري بودجه خواهد شد. به منظور افزايش پس انداز ملي، تغيير نظام مالياتي ( کدهاي مالياتي ) قطعاً پس انداز خصوصي را به مراتب بيش از کاهش پس انداز ملي افزايش مي دهد. اگر اين نتيجه گيري صحيح نباشد همان طور که شايع است دنبال کردن روش هاي تشويق پس انداز به طور بالقوه ممکن است وضعيت را بدتر کند.

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر با ایمیل info@arshiyagroup.ir تماس حاصل فرمایید و یا به شماره 500011008069819 پیامک ارسال فرمایید

 

دفاتر پستی منتخب

اصلاح شناسي اقتصاد

اصلاح شناسي اقتصاد


 

اصل و توانايي پرداخت

ability- to-pay principal
بر اساس اين اصل بايد با توجه به توانايي پرداخت هر شخص مالياتي متناسب با آن وضع شود.

مزيت مطلق

absolute advantage
مقايسه بين توليدکنندگان يک کالا بر اساس بهره وري آن ها.

سود حسابداري

accounting profit
برابر است با درآمد کل منهاي هزينه هاي آشکار

انتخاب زيان بار

adverse selection
به وضعيتي مربوط مي شود که دو گروهِ فروشندگان و خريداران اطلاعات يکساني در مورد کالا ندارند. در نتيجه انتخاب کالاهاي فروخته شده ممکن است از نظر خريدارِ بي اطلاع زيان بار باشد.

نماينده (کارگر يا وکيل)

agent
شخصي است که تعهد انجام کار يا وظيفه اي را از سوي شخص ديگري به نام کارفرما (مدير يا موکل) بر عهده دارد.

ريسک کل

aggregate risk
ريسکي که بر فعاليت تمام واحدهاي اقتصادي اثر مي گذارد.

الگوي تقاضاي کل و عرضه ي کل

model of aggregate demand and aggregate supply
الگويي که اکثر اقتصاددانان براي توضيح نوسانات کوتاه مدت در اطراف روند بلندمدت از آن استفاده مي کنند.

منحني تقاضاي کل

aggregate-demand curve
منحني تقاضاي کل نشان دهنده ي مقدار کالاها و خدماتي است که خانوارها، بنگاه ها و دولت در هر سطح از قيمت تمايل به خريد آن ها را دارند.

منحني عرضه ي کل

aggregate-supply curve
منحني عرضه ي کل نشان دهنده ي مقدار کالاها و خدماتي است که توليدکنندگان در هر سطح از قيمت تمايل به توليد و فروش آن ها را دارند.

افزايش ارزش ارز

appreciation
افزايش ارزش پول يک کشور با افزايش مقدار پول کشور ديگر که مي توانيم با يک واحد پول خود خريداري کنيم.

قضيه ي عدم امکان آور

arrow's impossibility theorem
يک نتيجه گيري توصيفي- رياضي است که نشان مي دهد تحت شرايط فرضي معين هيچ نوع نظام رأي گيري وجود ندارد که ترجيحات اکثريت مردم (رأي اکثريت) را به مثابه يک مجموعه ي معتبر از ترجيحات اجتماعي ( انتخاب اکثريت) به حساب آورد. به عبارت ديگر 4 ويژگي براي هر نظام رأي گيري مطلوب وجود دارد. اَرو به روش هاي رياضي ثابت کرد که هيچ نظام رأي گيري نمي تواند تمام اين ويژگي ها را داشته باشد. اين نتيجه گيري قضيه ي عدم امکان اَرو نام دارد.

تثبيت کننده هاي خودکار

automatic stabilizers
وقتي اقتصاد به سمت يک وضعيت رکوردي حرکت مي کند بدون آن که سياستگذاران اقدام سنجيده و برنامه ريزي شده اي را انجام دهند، تغيير در سياست مالي باعث تحريک تقاضاي کل مي شود.

هزينه ي متوسط ثابت

average fixed cost
برابر است با هزينه هاي ثابت تقسيم بر مقدار توليد.

درآمد متوسط

average revenue
برابر است با درآمد کل تقسيم بر مقدار فروش.

نرخ متوسط ماليات

average tax rate
برابر است با کل ماليات هاي پرداخت شده تقسيم بر کل درآمد.

هزينه ي متوسط کل

average total cost
برابر است با هزينه ي کل تقسيم بر مقدار توليد.

هزينه ي متوسط متغير

average variable cost
برابر است با هزينه هاي متغير تقسيم بر مقدار توليد.

تجارت متوازن

balanced trade
وضعيتي که در آن ارزش صادرات و واردات برابر است.

بانکداري با ذخيره ي قانوني کمتر از 100%

fractional-reserve banking
يک نظام بانکي که فقط بخشي از سپرده ها به عنوان ذخيره ي قانوني نگهداري مي شود.

اصل انتفاع يا بهره وري

benefits principle
بر اساس اين اصل مردم با توجه به خدماتي که از دولت دريافت مي کنند، بايد ماليات بپردازند.

ورقه ي قرضه

bond
يک برگه يا گواهي نشان دهنده ي بدهکار بودن مرجع صادرکننده ورقه ي قرضه.

اوراق قرضه

bond
ورقه ي قرضه يک برگه يا ورقه ي بدهي است.

محدوديت بودجه

budget constraint
مجموعه اي از کالاها که مصرف کننده با توجه به محدوديت بودجه (درآمد) خود قادر به خريد آن هاست.

کسري بودجه

budget deficit
به وضعيتي گفته مي شود که درآمدهاي مالياتي دولت کم تر از هزينه ها و مخارج دولت باشند.

مازاد بودجه

budget surplus
به وضعيتي گفته مي شود که دريافتي هاي دولت بيش از مخارج دولت باشد.

ادوار ( چرخه ي ) تجاري

business cycle
نوسانات در فعاليت هاي اقتصادي مانند تغييرات در انتقال و توليد و امثال آن را «ادوار تجاري يا چرخه ي تجاري» مي ناميم.

سرمايه

capital
شامل تأسيسات، تجهيزات و ماشين آلاتي است که با استفاده از آن ها کالاها و خدمات توليد مي شود.

پرواز سرمايه

capital flight
کاهش شديد و ناگهاني تقاضا براي سرمايه هاي داخل يک کشور، که منجر به خروج، فرار يا پرواز آن ها به خارج مي شود.

فرار (پرواز) سرمايه

capital flight
کاهش شديد و ناگهاني تقاضاي داخلي براي سرمايه هاي يک کشور.

کارتل

cartel
گروهي از بنگاه ها که با يکديگر ائتلاف يا هماهنگي دارند.

اثر رشد سريع تر

catch-up effect
به وضعيتي گفته مي شود که با شروع رشد، کشورهاي فقير با سرعتي بيش تر از کشورهاي ثروتمند رشد مي کنند.

بانک مرکزي

central bank
بانک مرکزي نهادي است که بر نظام بانکي نظارت دارد و حجم پول يا مقدار پول منتشر شده در اقتصاد را تنظم و تعيين مي کند.

ساير چيزها ثابت

ceteris paribus
يک عبارت در زمان لاتين است به معناي «ساير چيزها ثابت» به عبارت ديگر فرض مي کنيم که تمام متغيرهاي ديگر غير از متغير مورد مطالعه ثابت هستند.

نمودار دوراني درآمد- هزينه ( چرخه ي اقتصاد)

circular-flow diagram
يک نمودار که نشان مي دهد چگونه پول ( دلار) از طريق بازارها (بازارهاي کالاها و خدمات و نهادهاي توليد) بين خانوارها و بنگاه ها جريان دارد.

دوگانگي کلاسيک ها

classical dichotomy
تفکيک و جداسازي نظري (تئوريکي) متغيرهاي اسمي و حقيقي.

دوگانگي کلاسيک ها

classical dichotomy
جداسازي متغيرهاي اسمي و حقيقي.

اقتصاد بسته

closed economy
يک اقتصاد که هيچ تعاملي با ساير اقتصادهاي جهان ندارد.

قضيه کاوز

Coase theorem
بر اساس اين قضيه اگر گروه هاي بخش خصوصي بتوانند بدون هيچ هزينه اي به چانه زني در مورد تخصيص منابع اقتصادي بپردازند آن گاه مي توانند مشکل آثار جانبي توليد را به تنهايي حل کنند.

چانه زني دسته جمعي

collective bargaining
فرايندي که طبق آن اتحاديه هاي کارگري و بنگاه هاي توليدي در عقد قراردادهاي کار به توافق مي رسند.

تباني

collusion
نوعي توافق بين بنگاه ها براي تعيين مقدار توليد و يا سطح قيمت در بازار.

پول کالايي

commodity money
پولي که به صورت کالا بوده و با توجه به ارزش ذاتي آن به وجود مي آيد.

منابع طبيعي مشترک

common resources
کالاهايي که داراي رقيب هستند ولي کسي را از مصرف آن ها نمي توان منع يا محروم کرد.

مزيت نسبي

comparative advantage
مقايسه بين توليدکنندگان يک کالا بر اساس هزينه فرصت آن ها.

تفاوت هاي حقوق و مزاياي شغلي

compensating differential
تفاوت بين دستمزدها براي جبران ويژگي هاي غيرپولي ( پرداخت هاي جبراني) موجود در مشاغل مختلف.

بازار رقابتي

competitive market
بازار رقابتي بازاري است که در آن تعداد خريداران و فروشندگان بسيار زياد است، يک کالاي همگن را معامله مي کنند و هر دو گروه خريدار و فروشنده قيمت پذير هستند.

کالاهاي مکمل

complements
کالاهايي هستند که افزايش قيمت يکي از آن ها باعث کاهش تقاضاي ديگري شود.

کالاهاي مکمل

complements
کالاهايي هستند که افزايش قيمت يکي از آن ها باعث کاهش تقاضاي ديگري شود.

نرخ بهره ي مرکب

compounding
اگر نرخ بهره ي پرداختي از سوي بانک به اصل سرمايه اضافه شود و در دوره ي بعد مبناي پرداخت بهره اصل سرمايه و بهره ي دوره ي قبل باشد به اين روش نرخ بهره ي مرکب مي گوييم.

معماي کوندورسه

condorcet paradox
معماي کوندورسه به اين مسئله اشاره مي کند که نتايج متکي بر مردم سالاري ( رأي اکثريت) هميشه ويژگي انتقال پذيري ندارد، به عبارت ديگر قاعده ي اکثريت آراء در به وجود آوردن ترجيحات انتقالي در جامعه با شکست رو به رو شود.

بازده ي ثابت نسبت به مقياس

constant return to scale
به وضعيتي گفته مي شود که با تغيير مقدار توليد هزينه هاي متوسط کل در بلندمدت نيز به همان نسبت تغيير کند.

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر با ایمیل info@arshiyagroup.ir تماس حاصل فرمایید و یا به شماره 500011008069819 پیامک ارسال فرمایید

دفاتر پستی منتخب

سه اصل کليدي نوسان اقتصادي

سه اصل کليدي نوسان اقتصادي

سه اصل کليدي نوسان اقتصادي

 


فعاليت اقتصادي از سالي به سال ديگر تغيير مي کند. در اکثر سال ها توليد کالاها و خدمات افزايش مي يابد. به علت افزايش در نيروي کار، افزايش در ذخاير و موجودي سرمايه و پيشرفت هاي مربوط به دانش فناوري، اقتصاد مي تواند در طول زمان کالاهاي بيش تر و بيش تري توليد کند. اين رشد به همه ی مردم اين امکان را مي دهد تا از سطح رفاه زندگي بهتر استفاده کنند. طي 50 سال گذشته GDP حقيقي امريکا سالانه به طور متوسط 3 درصد رشد کرده است.
در هر صورت در برخي سال ها اين رشد معمول نيز اتفاق نمي افتد. بنگاه ها قادر به فروش تمامي کالاهاي خود نيستند و مجبور به کاهش توليد مي شوند. کارگران اخراج مي شوند، بيکاري افزايش مي يابد و کارخانه ها تعطيل مي شوند. وقتي در اقتصاد کالاها و خدمات کم تري توليد شوند، GDP حقيقي و ساير شاخص هاي درآمد کاهش خواهند يافت. دوره اي را که در آن درآمدها کاهش و بيکاري افزايش يابد دوره ی رکود مي ناميم. ( کاهش درآمد و افزايش بيکاري ملايم است) چنانچه کاهش، درآمد و افزايش بيکاري بسيار زياد باشد، آن را بحران اقتصادي مي ناميم.
چه عواملي باعث ايجاد نوسانات کوتاه مدت فعاليت هاي اقتصادي مي شوند؟ کدام يک از سياست هاي بخش عمومي مي توانند از کاهش درآمدها و افزايش بيکاري جلوگيري کنند؟ وقتي رکودها و بحران هاي اقتصادي به وجود مي آيند سياست گذاران چگونه مي توانند از دوام و شدت آن ها بکاهند؟
متغيرهايي که به بررسي آن ها مي پردازيم، شامل متغير GDP، بيکاري، نرخ هاي بهره، و سطح قيمت هاست. علاوه بر اين، ابزارهاي سياست گذاري دولت مانند مخارج دولت، ماليات ها و عرضه ی پول است. در اين مقاله توجه ما بر نوسانات کوتاه مدت اقتصاد حول روند بلندمدت است. هر چند هنوز هم بحث هاي مختلفي در بين اقتصاددانان در مورد چگونگي تحليل نوسانات کوتاه مدت وجود دارد ولي اکثراقتصاددانان از الگوي تقاضاي کل و عرضه ی کل استفاده مي کنند. يادگيري نحوه ی استفاده از اين الگو براي تجزيه و تحليل آثار کوتاه مدت وقايع مختلف و سياست ها نخستين هدف ماست.

سه اصل کليدي درباره ی نوسانات اقتصادي

نوسانات کوتاه مدت در فعاليت هاي اقتصادي در تمامي دوره ها و در تمامي کشورها رخ مي دهند. به عنوان يک نقطه ی آغاز براي درک نوسانات ساليانه به بررسي مهم ترين ويژگي هاي نوسانات اقتصادي مي پردازيم.

اصل نخست: نوسانات اقتصادي نامنظم و غيرقابل پيش بيني اند

نوسانات در اقتصاد را معمولاً ادوار تجاري مي ناميم. بر اساس اين اصطلاح، نوسانات اقتصادي مطابق با شرايط تجاري تغيير مي کنند. وقتي GDP حقيقي به سرعت رشد مي کند، تجارت رونق مي گيرد. شرکت ها با مشتريان ثروتمند روبه رو مي شوند و سود آن ها افزايش مي يابد. از سوي ديگر وقتي GDP حقيقي کاهش مي يابد، فعاليت هاي تجاري با مشکل رو به رو مي شوند. در دوره هاي رکود، بيش تر بنگاه ها کاهش فروش و سود را تجربه مي کنند.
عبارت ادوار تجاري تا حدودي گمراه کننده است، زيرا اين عبارت تا حد زيادي نشان مي دهد که نوسانات اقتصادي از يک رفتار منظم و قابل پيش بيني تبعيت مي کنند. در حقيقت نوسانات اقتصادي نه تنها منظم نيستند بلکه تقريباً پيش بيني دقيق آن ها نيز غيرممکن است. بخش (الف) در نمودار 1 ، GDP حقيقي امريکا را از سال 1965 به بعد نشان مي دهد. نواحي هاشورخور عمودي نشان دهنده ی دوره هاي زماني رکود اقتصادي هستند. همان طور که در نمودار مي بينيد، رکود با فواصل زماني منظم پيدا نمي شود. برخي اوقات رکودها بسيار به هم نزديک هستند مانند رکود سال هاي 1980 و 1982. برخي اوقات نيز اقتصاد سال هاي زيادي را بدون رکود گذرانده است.

سه اصل کليدي نوسان اقتصادي

نمودار 1 نوسانات کوتاه مدت اقتصادي. در بخش (الف) نمودار GDP حقيقي، در بخش (ب) نمودار مخارج سرمايه گذاري و در بخش (ج) نمودار نرخ بيکاري از سال 1965 به بعد را با استفاده از داده هاي فصلي اقتصاد امريکا مشاهده مي کنيد. دوره هاي رکود با هاشورهاي عمودي نشان داده شده اند. دقت کنيد که GDP حقيقي و مخارج سرمايه گذاري طي دوره ی رکود کاهش، و نرخ بيکاري افزايش مي يابد.

اصل دوم: بيش تر متغيرهاي کلان اقتصادي با يکديگر تغيير مي کنند

GDP حقيقي متغيري است که از آن براي کنترل نوسانات کوتاه مدت اقتصادي استفاده مي کنيم زيرا اين متغير کلي ترين و جامع ترين معيار اندازه گيري فعاليت هاي اقتصادي است. GDP حقيقي ارزش کالاها و خدمات نهايي توليدشده در يک دوره ی زماني خاص را اندازه گيري مي کند. علاوه بر اين GDP حقيقي، درآمد کلِ( که بر اساس تورم تعديل شده است) هر فرد را در اقتصاد محاسبه مي کند.
نتيجه آن که چندان مهم نيست که از کدام معيار اندازه گيري فعاليت هاي اقتصادي براي کنترل و نظارت بر نوسانات اقتصادي استفاده مي کنيم. بيش تر متغيرهاي کلان اقتصادي که به کمک آن ها درآمد، مخارج، و توليد را اندازه گيري مي کنيم بسيار هماهنگ و با يکديگر حرکت مي کنند. وقتي در يک دوره ی رکود GDP حقيقي کاهش مي يابد، درآمد اشخاص، سود شرکت ها، مخارج مصرف کننده، هزينه هاي سرمايه گذاري، توليدات صنعتي، خرده فروشي، فروش خانه، فروش خودرو، و امثال آن نيز کاهش مي يابد. از آن جا که رکود يک پديده ی فراگير و گسترده در اقتصاد است در بسياري از آمارهاي کلان اقتصادي اثر خود را به جا مي گذارد.
هر چند بسياري از متغيرهاي کلان اقتصادي هماهنگ با هم تغيير مي کنند، ولي مقدار تغيير آن ها با يکديگر تفاوت دارد. به ويژه همان طور که در بخش (ب) نمودار، 1 ملاحظه مي کنيد، مخارج سرمايه گذاري طي دوره ی تجاري تغييرات بسيار زيادي مي کند. هر چند متوسط سرمايه گذاري حدود 1/7 مقدار GDP است، ولي مقدار کاهش آن در دوره ی رکود 2/3 کاهش GDP است. به عبارت ديگر وقتي شرايط اقتصادي بدتر مي شود، بخش عمده اي از کاهش مربوط به کاهش مخارج سرمايه گذاري کارخانه ها، ساخت مسکن، و انبارهاست.

 

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر با ایمیل info@arshiyagroup.ir تماس حاصل فرمایید و یا به شماره 500011008069819 پیامک ارسال فرمایید

 

دفاتر پستی منتخب

منحني تقاضاي کل

منحني تقاضاي کل

منحني تقاضاي کل

 


منحني تقاضاي کل نشان دهنده ی مقدار کالاها و خدمات مورد تقاضا در اقتصاد در هر سطح از قيمت است. همان طور که نمودار 1 نشان مي دهد، شيب منحني تقاضاي کل نزولي است. نزولي بودن شيب منحني تقاضاي کل ( با فرض ثابت بودن ساير عوامل) به اين معناست که با کاهش سطح عمومي قيمت ها در اقتصاد ( مثلاً از منحني تقاضاي کل به منحني تقاضاي کل ) مقدار تقاضاي کالاها و خدمات افزايش مي يابد ( از منحني تقاضاي کل به منحني تقاضاي کل ).

به چه دليل شيب منحني تقاضاي کل نزولي است؟

به چه دليل کاهش در سطح قيمت ها باعث افزايش مقدار تقاضاي کالاها و خدمات مي شود؟ براي پاسخ به اين پرسش يادآوري مي کنيم که GDP ( که آن را با Y نشان مي دهيم ) با مجموع هزينه هاي مصرفي خانوارها (C) برابر است، مخارج سرمايه گذاري (I)، هزينه هاي دولت (G)، و خالص صادرات (NX)
Y=C+I+G+NX
هر يک از اين چهار جزء در تشکيل تقاضاي کل کالاها و خدمات سهيم هستند. اکنون فرض مي کنيم مخارج دولت ثابت باشد، در اين صورت سه جزء ديگر ( مصرف، سرمايه گذاري، و خالص صادرات ) به شرايط اقتصادي به ويژه سطح قيمت ها بستگي دارد. بنابراين براي درک علت نزولي بودن بيش تر منحني تقاضاي کل بايد تأثير سطح قيمت ها را بر مقدار تقاضاي کالاها و خدمات از سوي سه بخش مصرف، سرمايه گذاري، و خالص صادرات بررسي کنيم.

منحني تقاضاي کل

نمودار 1 منحني تقاضاي کل. کاهش قيمت از منحني تقاضاي کل به منحني تقاضاي کل باعث افزايش مقدار تقاضاي کالاها و خدمات از منحني تقاضاي کل به منحني تقاضاي کل مي شود. به سه دليل ارتباط بين سطح قيمت و مقدار تقاضا منفي است. وقتي سطح قيمت کاهش مي يابد، ثروت حقيقي افزايش مي يابد، نرخ بهره کم مي شود، و سرانجام نرخ مبادله ی پول (نرخ برابري ارز) کاهش مي يابد (ارزش پول داخلي نسبت به پول خارجي بيش تر مي شود.) اين آثار در مجموع باعث افزايش مخارج مصرفي (C)، افزايش مخارج سرمايه گذاري و افزايش خالص صادرات خواهند شد. افزايش مخارج مربوط به اين سه جزء به معناي افزايش مقدار تقاضاي کالاها و خدمات است.

سطح قيمت و مصرف: اثر ثروتي.

ممکن است شما پول نقد خود را در کيف يا حساب بانکي نگهداري کنيد. ارزش اسمي اين پول ثابت است ولي ارزش حقيقي آن ثابت نيست. وقتي قيمت ها کم مي شوند، ارزش پول ( دلار) شما بيش تر مي شود زيرا شما مي توانيد با پول خود کالاها و خدمات بيش تري خريداري کنيد. بنابراين کاهش در سطح قيمت ها باعث مي شود تا مصرف کنندگان احساس کنند ثروتمندتر شده اند. همين احساس باعث مي شود تا آن ها بيش تر خرج کنند. افزايش در مخارج مصرف کنندگان به معناي تقاضاي بيش تر کالاها و خدمات است.

سطح قيمت و سرمايه گذاري: اثر نرخ بهره.

سطح قيمت يکي از عوامل تعيين کننده ی مقدار تقاضاي پول است. هر چه سطح قيمت ها کم تر شود خانواده ها براي خريد کالاها و خدمات ضروري خود نياز به نگهداري پول کم تري دارند. بنابراين وقتي قيمت ها کاهش مي يابند خانوارها مي کوشند پول نقد کم تري نزد خود نگهداري کنند و مازاد آن را به ديگران قرض بدهند. مثلاً يک خانوار ممکن است مازاد پول خود را ( که به علت کاهش قيمت ها به دست آورده است) صرف خريد اوراق بهادار( اوراق مشارکت) کند. يا ممکن است اين مازاد پول را در يک حساب پس انداز با بهره نگهداري، و بانک از اين سپرده ها براي دادن وام به ساير اشخاص استفاده کند. در هر حالت وقتي خانوارها سعي مي کنند تا بخشي از پول خود را به دارايی هاي بهره دار تبديل کنند، اين اقدام باعث کاهش نرخ بهره مي شود. نرخ بهره ی کم تر نيز در جاي خود باعث افزايش تقاضاي دريافت وام از سوي بنگاه هايي مي شود که قصد سرمايه گذاري هاي جديد در کارخانه و تجهيزات آن دارند و يا تقاضاي وام از سوي خانوارها براي خريد خانه بيش تر مي شود. بنابراين هر چه سطح قيمت کاهش يابد، نرخ بهره نيز کم تر مي شود و مخارج سرمايه گذاري افزايش مي يابد و به دنبال آن تقاضاي کالاها و خدمات نيز بيش تر مي شود.

سطح قيمت ها و خالص صادرات: اثر نرخ برابري ارز.

همان طور که گفتيم سطح قيمت کم تر نرخ بهره ی کم تر را به دنبال دارد. با کاهش نرخ بهره برخي از سرمايه گذاران امريکايي که به دنبال سود بيش تر هستند، تصميم مي گيرند تا در ساير کشورها سرمايه گذاري کنند. مثلاً وقتي نرخ بهره ی اوراق قرضه ی دولت امريکا کاهش مي يابد، يک صندوق سرمايه گذاري مشترک ممکن است اقدام به فروش اوراق قرضه ی دولت امريکا و خريد اوراق قرضه ی دولت آلمان کند. وقتي اين صندوق سرمايه گذاري مشترک در حال انتقال سرمايه ها به خارج از کشور است، عرضه ی دلار در بازار کشور خارجي نسبت به پول آن کشور بيش تر مي شود. عرضه ی بيش تر دلار در بازار خارجي باعث کاهش ارزش آن نسبت به ارزش ساير ارزها مي شود. از آن جا که تضعيف ارزش دلار به معناي تقويت ارزش پول کشور خارجي است در اين حالت هر دلار با واحدهاي پول خارجي کم تري معاوضه مي شود و از اين رو کالاهاي خارجي در مقايسه با کالاهاي داخلي گران تر خواهند شد. اين تغيير در نرخ حقيقي ارز ( قيمت نسبي کالاهاي داخلي نسبت به قيمت کالاهاي خارجي) باعث افزايش صادرات کالاها و خدمات امريکا و کاهش واردات کالاها و خدمات اين کشور مي شود. بنابراين خالص صادرات (NX)، که تفاوت ميان صادرات و واردات است، افزايش مي يابد. بنابراين وقتي کاهش در سطح قيمت هاي امريکا باعث کاهش نرخ بهره در اين کشور مي شود، نرخ حقيقي ارز کاهش مي يابد. تضعيف دلار باعث افزايش خالص صادرات و در نتيجه افزايش مقدار تقاضا براي کالاها و خدمات خواهد شد.
خلاصه: بنابراين سه دليل کاملاً متمايز ولي مرتبط به هم براي افزايش مقدار تقضاي کالاها و خدمات هنگام کاهش قيمت ها وجود دارد: 1) با کاهش قيمت ها مصرف کنندگان احساس مي کنند که ثروتمندتر شده اند بنابراين تقاضا براي مصرف کالاها افزايش مي يابد؛ 2) با کاهش قيمت، نرخ بهره کاهش مي يابد و به دنبال آن تقاضا براي کالاهاي سرمايه اي بيش تر مي شود؛ 3) با کاهش قيمت، نرخ ارز کاهش مي يابد. ( تضعيف ارزشي پول) و در نتيجه تقاضا براي خالص صادرات بيش تر مي شود. به اين دلايل منحني تقاضاي کل در روي شيب منفي است.
اين نکته حائز اهميت است که هميشه به خاطر بسپاريم که منحني تقاضاي کل (شبيه تمامي منحني هاي تقاضا) با فرض« ساير عوامل ثابت» استخراج مي شود. به ويژه آن که سه دليل براي شيب منفي منحني تقاضا يا فرض ثابت بودن عرضه ی پول ارائه شد. به عبارت ديگر ملاحظه کرديد که با ثابت بودن مقدار پول در اقتصاد، چگونه تغيير در سطح قيمت ها بر تقاضاي کالاها و خدمات اثر مي گذارد. همان طور که خواهيد ديد، هر تغيير در حجم پول باعث انتقال منحني تقاضا مي شود. تا اين جاي بحث به خاطر بسپاريد که منحني تقاضاي کل با فرض ثابت بودن حجم پول استخراج و رسم شده است.

دلايل انتقال يا جا به جايي منحنني تقاضاي کل

شيب نزولي منحني تقاضاي کل نشان مي دهد که با کاهش قيمت مقدار تقاضاي کل کالاها و خدمات افزايش مي يابد. عوامل بسيار ديگري نيز بر مقدار تقاضاي کالاها و خدمات در هر سطح از قيمت اثر مي گذارند. وقتي ساير عوامل (غير از سطح قيمت) تغيير کنند، منحني تقاضاي کل جا به جا مي شود.
در ادامه چند مثال در مورد انتقال منحني تقاضاي کل ارائه مي کنيم. ما مي توانيم اين عوامل را با توجه به اين که کدام يک بيش ترين تأثير مستقيم را در انتقال منحني دارند، طبقه بندي کنيم.

مصرف و انتقال منحني تقاضاي کل:

فرض کنيد شهروندان امريکايي تصميم بگيرند پس انداز بيش تر و مصرف کم تري داشته باشند. از آن جا که مقدار تقاضاي کالاها و خدمات در هر سطح از قيمت کم تر مي شود، منحني تقاضاي کل به سمت چپ انتقال مي يابد. برعکس اگر رونق بازار سهام باعث شود تا مردم احساس کنند ثروتمندتر شده اند و نيازي به پس انداز بيش تر ندارند، افزايش در مخارج مصرفي و افزايش در مقدار تقاضاي کالاها و خدمات در هر سطح از قيمت ها باعث مي شود تا منحني تقاضاي کل به سمت راست انتقال يابد.
بنابراين هر عاملي که باعث تغيير مصرف مردم در يک سطح قيمت خاص شود، موجب انتقال منحني تقاضاي کل خواهد شد. يک متغير سياستي، مانند سطح ماليات، مي تواند باعث جابه جايي منحني تقاضاي کل شود. وقتي دولت ماليات ها را کاهش مي دهد، مصرف مردم بيش تر مي شود و از اين رو منحني تقاضاي کل به سمت راست انتقال مي يابد. وقتي دولت ماليات ها را افزايش مي دهد، مردم مخارج خود را کاهش مي دهند و منحني تقاضاي کل به سمت چپ منتقل مي شود.

سرمايه گذاري و انتقال منحني تقاضاي کل:

هر عاملي که باعث تغيير مخارج سرمايه گذاري بنگاه هاي توليدي در يک سطح از قيمت ها شود، باعث انتقال منحني تقاضاي کل مي شود. مثلاً فرض کنيد صنعت رايانه اقدام به توليد رايانه هايي با سرعت بيش تر بکند و بسياري از شرکت ها نيز تصميم بگيرند تا در سيستم هاي جديد رايانه سرمايه گذاري کنند. از آن جا که مقدار تقاضاي کالاها و خدمات در هر سطح از قيمت بيش تر مي شود، منحني تقاضاي کل به سمت راست انتقال مي يابد. برعکس اگر شرکت نسبت به شرايط آينده ي تجارت بدبين شود مخارج سرمايه گذاري خود را کاهش مي دهد و بنابراين منحني تقاضاي کل به سمت چپ انتقال مي يابد.
سياست مالياتي همچنين مي تواند از طريق سرمايه گذاري بر تقاضاي کل اثر بگذارد. هر نوع تخفيف مالياتي بر سرمايه گذاري باعث افزايش مقدار تقاضاي کالاهاي سرمايه گذاري در هر سطح از نرخ بهره مي شود. بنابراين منحني تقاضاي کل به سمت راست انتقال مي يابد. حذف بخشودگي مالياتي بر سرمايه گذاري باعث کاهش سرمايه گذاري و انتقال منحني تقاضاي کل به سمت چپ مي شود.
متغير سياستي ديگري که بر سطح سرمايه گذاري و تقاضاي کل اثر مي گذارد، عرضه ي پول است. هر افزايش در عرضه ي پول باعث کاهش نرخ بهره در کوتاه مدت مي شود. در نتيجه هزينه ي استقراض کم مي شود و با افزايش هزينه هاي سرمايه گذاري، منحني تقاضاي کل به سمت راست انتقال مي يابد. برعکس کاهش عرضه ي پول موجب افزايش نرخ بهره ي کاهش سرمايه گذاري و انتقال منحني تقاضاي کل به سمت چپ خواهد شد، بسياري از اقتصاددانان اعتقاد دارند که تغييرات متعدد در سياست پولي امريکا مهم ترين دليل انتقال تقاضاي کل در اين کشور بوده است.

مخارج دولت و انتقال منحني تقاضاي کل:

آسان ترين روشي که سياست گذاران به کمک آن مي توانند منحني تقاضاي کل را جا به جا کنند، تغيير در مخارج دولت است. مثلاً فرض کنيد بر اساس مصوبه ي مجلس خريد تسليحات جديد کاهش يابد. از آن جا که اين تصميم باعث کاهش مقدار تقاضاي کالاها و خدمات مي شود، منحني تقاضاي کل نيز به سمت چپ انتقال مي يابد. برعکس اگر دولت بزرگراه هاي بيش تري احداث کند، افزايش مقدار تقاضاي کالاها و خدمات در هر سطح از قيمت باعث انتقال منحني تقاضاي کل به سمت راست مي شود.

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر با ایمیل info@arshiyagroup.ir تماس حاصل فرمایید و یا به شماره 500011008069819 پیامک ارسال فرمایید

دفاتر پستی منتخب

روزنامه رسمی

مشاوره ثبت شرکت
دفاتر پستی منتخب

ثبت شرکت برای اتباع خارجی

موضوعات پرکاربرد ثبتی :
ثبت شرکت در سراسر ایران

ثبت شرکت در تهران
تماس
واتس آپ
موبایل
کرکره برقی پارکینگدرب ضد سرقتصندلی پلاستیکی , کاشت مو , مزوتراپی