به منظور تحقق مدیریتی پیروزمندانه و تاثیرگذار باید بینشی کاملا روشن داشته باشید و اقداماتی پیش بگیرید که شما را در تحقق این بینش یاری می رساند. مثل یک تیم یا یک سازمان باید قادر باشید بر چند نقطه کلیدی که بیشترین تاثیر را در تبدیل بینش به واقعیت دارد، تمرکز کنید.

اگرچه این واژه برای بسیاری ناخوشایند است ولی واضح است که سخن از پیروزی و کسب موفقیت است و شما به عنوان یک رهبر و مدیر موفق باید قادر به یادگیری و تمرین آنچه فراگرفته اید باشید. هرچه تلاش بیشتری برای یادگیری به خرج دهید و تمایل بیشتری به تمرین آن داشته باشید، موفقیت بیشتری در دستیابی و تحقق بینش ها و اهدافتان خواهید داشت.

اگرچه، به باور بسیاری اغلب رهبران بزرگ سازمانها مدیر به دنیا آمده اند، اما من پس از اختصاص ۲۵ سال از فعالیت های پژوهشی خود به درک مفاهیم و جوانب مختلف رهبری،

در نهایت به این نتیجه رسیده ام که رهبری موفق مستلزم یادگیری مستمر، پذیرش بازخورد و تمرین مداوم آموخته ها است. اگر فردی ادعای برخورداری از دانش و تجربه کامل رهبری افراد را دارد، باید گفت که وی دچار غرور شده است. این خبر بدی است، زیرا مسلما افراد تمایل کمتری به پیروی از چنین سبک های ارتباطی در میان رهبران دارند.

همانند ورزشکاری که در حال آماده سازی برای موفقیت در یک مسابقه ورزشی است، رهبران نیز باید همواره به دنبال تقویت مهارت های خود باشند. در این مقاله به معرفی ۶ استراتژی برای افزایش تاثیرات رویکرد رهبری سازمانی می پردازیم:

به دنبال مربیان بزرگ و موفق باشید: آیا افرادی را می شناسید که پیروان و وفادارانی را در محیط کار و خارج از آن داشته باشند؟ تفاوت عمده میان رهبران و مدیران این است که رهبران عنوان رسمی خاصی ندارند ولی همیشه گروهی هستند که با انگیزه فراوان از آنان پیروی می کنند. آیا در میان اطرافیانتان رهبرانی را می شناسید که موفقیت شما برایشان اهمیت دارد؟

دیدگاه و بینش روشن داشته باشید: اگر قرار باشد بمیرید، دوست دارید افراد در مورد شما چه بگویند و چه صفاتی را به عنوان یک رهبر سازمانی درباره تان به کار ببرند؟ من دوست دارم در چنین شرایطی افراد از من به عنوان رهبری یاد کنند که چشم اندازی روشن و مثبت از آینده داشته و به خوبی از ارزش کارکنان و مشتریان آگاه بوده و همواره سپاسگزار و بخشنده بوده است و البته تمایل بسیاری برای تحقق اهداف مشتری داشته است. تعیین چشم انداز، شما را در شناسایی حوزه هایی که مستلزم رشد و بهبود هستند و بخش هایی که نیاز به تمرین بیشتر دارند، یاری می رساند.

متعهد باشید: مسلما مربیان همواره با شما از اهمیت فعالیت مستمر در رشد استعدادها و مهارت ها سخن خواهند گفت. هر روز بخش عمده ای از تلاش و انرژی شما صرف انجام وظایف اجرایی می شود. انجام این دست از وظایف اغلب سهل و از نظر تحقق نتایج نیز کوتاه مدت است. وظایف رهبری مسلما مستلزم تفکر بیشتر بوده و خسته کننده نیز هستند، چراکه زمان بیشتری را به خود اختصاص می دهند و اغلب در بلندمدت به نتیجه می رسند. رهبران بزرگ اغلب ترجیح می دهند کار های درست را انجام دهند و بر چشم انداز رهبری خود تمرکز داشته باشند.

ایجاد هوش هیجانی: واضح است که آی کیو معیاری برای سنجش سطح هوشی افراد است. هوش هیجانی با تمامی جوانب موثر در نحوه سخن گفتن فرد و توانایی ایجاد روابط قوی و دستیابی به اهداف است. هوش هیجانی در حوزه رهبری به طور خلاصه عبارت است از: اگر به طرفداران و پیروان شما امکان انتخاب داده شود، چه تعداد از آنان حاضر به پیروی از شما در نقش یک رهبر سازمانی خواهند بود؟ به عنوان مثال شرایطی را در نظر بگیرید که یکی از رهبران سازمانی را ترک کرده و در سازمانی دیگر شروع به فعالیت می کند، در این صورت به تعداد افرادی که تصمیم به پیروی از وی می گیرند دقت داشته باشید.

یکی از معیارهای مهم دیگر در سنجش هوش اجتماعی، سنجش میزان صراحت افراد خانواده، دوستان، روسا، همسالان و اطرافیان رهبر سازمانی در نقد سبک رهبری و ارتباطی وی است. در واقع جمع آوری بازخورد های رسمی و منظم، استفاده از سیستم های ارزیابی توسعه رهبری هر ۱۲ الی ۱۸ ماه و مهم تر از همه، بهره برداری کاربردی از بازخوردهای گردآوری شده متضمن موفقیت یک رهبر است.

با اطرافیان رفتار مناسبی داشته باشید: مسلما همگان تاثیرات مثبت برخورد مناسب با اطرافیان را پذیرفته اند. آنچه کمتر موضوع بحث بوده، این است که باید با افراد مختلف به روش های متفاوت برخورد کرد. برقراری ارتباط با برخی از افراد مستلزم ستایش و درک بیشتر آنان است. برخی دیگر ترجیح می دهند در قالب فعالیت تیمی نتایج فعالیت های شغلی خود را به نمایش بگذارند و گروهی دیگر ترجیح می دهند با انجام منظم و روزانه وظایف شغلی خود روند را پیش برند. شناخت افراد و برخورد با آنان در قالب رفتاری که می پسندند و ترجیح می دهند، بخش اعظم موفقیت رهبران را تشکیل می دهد.

از اشتباهات خود بیاموزید: اخیرا در جشن بازنشستگی یکی از اطرافیان شرکت داشتم.وی در این مراسم جمله ای به کار برد که برای من بسیار جالب بود، «بهترین رهبران بهترین یادگیرندگان هستند». وقتی بر تقویت توانایی تمرین و یادگیری تمرکز دارید، اشتباهات دیگر یک اشتباه نیستند.

در واقع شما روشی جدید را تجربه کرده اید که چندان مناسب نبوده است.

رهبری سازمانی مستلزم یادگیری و تمرین مستمر و دائمی است. به نظر شما چه مقدار تمرین متضمن موفقیت در رهبری است؟ مکولم گلد ول در کتاب خود به قاعده ای ۱۰ هزار ساعته اشاره می کند. براساس مطالعات وی افرادی که از آنان به عنوان رهبران موفق و بزرگ یاد می شود، معمولا حدود ۱۰ هزار ساعت از زمان خود را صرف مطالعه و تمرین اصول رهبری کرده اند. این مدت زمان معادل پنج سال فعالیت کاری تمام وقت است که به طور کامل به تمرین مهارت های رهبری اختصاص داده می شود. به یاد داشته باشید که حتی استادان و بزرگان رهبری سازمانی هرگز تمرین را فراموش نمی کنند.

جهت کسب اطلاعات بیشتر و مشاوره جهت امور ثبت شرکت به سایت www.arshiyagroup.irr مراجعه نمایید و یا با ایمیل info@arshiyagroup.ir تماس حاصل فرمایید