به پرتال ثبت شرکت ارشیا خوش آمدید امروز : جمعه ، 30 تیر 1396

ثبت شرکت

عوامل تعيين کننده بار مالياتي

عوامل تعيين کننده بار مالياتي

 

عوامل تعيين کننده بار مالياتي
چه چيز تعيين کننده بزرگ بودن يا کوچک بودن بار مالياتي است؟ پاسخ اين است که: کشش هاي قيمتي عرضه و تقاضا که واکنش مقدار عرضه و تقاضا را در مقابل تغييرات قيمت نشان مي دهند، معيار اندازه گيري بار مالياتي هستند.
در ابتدا به بررسي اين مسئله مي پردازيم که چگونه کشش عرضه بر مقدار بار مالياتي اثر مي گذارد. در دو نمودار 1 (الف) و 1 (ب)، منحني تقاضا و مقدار ماليات يکسان در نظر گرفته شده اند. در بخش (الف) منحني عرضه نسبتاً بي کشش است: بنابراين با تغيير قيمت، مقدار عرضه تغييري اندک خواهد داشت. در بخش (ب) منحني عرضه نسبتاً پرکشش است: بنابراين با تغيير قيمت، مقدار عرضه بسيار بيش تر تغيير خواهد داشت. دقت کنيد که مساحت مثلث بين دو منحني عرضه و تقاضا مقدار بار مالياتي است، وقتي منحني عرضه پرکشش تر است مقدار بار مالياتي بزرگ تر مي شود.
به طور مشابه دو نمودار 1 (ج) و 1 (د) نشان مي دهند که کشش قيمتي تقاضا بر مقدار بار مالياتي اثر دارد. در اين جا نيز منحني عرضه و مقدار ماليات را ثابت فرض کرده ايم. در بخش (ج) منحني تقاضا نسبتاً بي کشش و از اين رو مقدار بار مالياتي کوچک است. در بخش (د) منحني تقاضا نسبتاً پرکشش و به همين دليل مقدار بار مالياتي ناشي از وضع ماليات بزرگ تر است.
نتيجه حاصل از نمودار 1 را به سادگي مي توانيم توضيح دهيم. وضع ماليات از سوي دولت داراي يک بار مالياتي است زيرا باعث تغيير رفتار خريداران و فروشندگان مي شود. ماليات مبلغ پرداختي خريداران را افزايش مي دهد و به همين دليل مصرف آن ها کاهش مي يابد. به طور هم زمان ماليات باعث مي شود تا فروشندگان قيمت کم تري دريافت کنند و توليد خود را نيز کاهش دهند. به دليل همين تغييرات رفتاري است که حجم فعاليت بازار به مقداري کم تر از سطح بهينه کاهش مي يابد. کشش هاي عرضه و تقاضا، واکنش يا حساسيت خريداران و فروشندگان را نسبت به تغييرات قيمت اندازه گيري و از اين رو مقدار اختلال يا انحراف در نتايج بازار را تعيين مي کنند. بنابراين هر چه کشش هاي عرضه و تقاضا بيش تر باشند بار مالياتي نيز بيش تر است.

عوامل تعيين کننده بار مالياتي

نمودار 1 اختلال مالياتي و کشش. در بخش هاي (الف) و (ب) نمودار، منحني تقاضا و مقدار ماليات ثابت، ولي کشش قيمتي عرضه متفاوت است. دقت کنيد که هر چه منحني عرضه پر کشش تر باشد بار اضافي ماليات بيش تر است. در بخش هاي (ج) و (د) نمودار، منحني عرضه و مقدار ماليات ثابت ولي کشش قيمتي تقاضا متفاوت است. مي بينيد که هر چه منحني تقاضا پر کشش تر باشد بار اضافي ماليات بيش تر خواهد بود.

مطالعه موردي: مباحثه درباره ي بار مالياتي
عرضه، تقاضا، کشش، بار مالياتي- تمامي اين نظريه هاي اقتصادي ممکن است به حد کافي براي شما گيج کننده باشند. اما چه باور کنيد، چه نکنيد همين نظريه ها هسته اصلي يک پرسش بسيار عميق و مهم سياسي را تشکيل مي دهند:
اندازه و بزرگي دولت بايد تا چه حد باشد؟ دليل اصلي متمرکز شدن مباحثات بر اين مفاهيم اين است که هر چه بار مالياتي ناشي از وضع ماليات بيش تر باشد، هزينه هاي اجراي برنامه هاي دولتي نيز بيش تر خواهد شد. اگر وضع ماليات در برگيرنده بار مالياتي بسيار زيادي باشد، همين زيان بزرگ دليلي بسيار خوب براي يک دولت ضعيف است که کم تر ماليات وضع کند. برعکس اگر وضع ماليات ها بار مالياتي اندکي به همراه داشته باشد، اجراي برنامه هاي دولت نيز کم تر از برنامه هاي ديگر هزينه خواهد داشت.
به هر حال مقدار و بزرگي بار مالياتي ناشي از وضع ماليات چقدر است؟ اين پرسشي است که اقتصاددانان در پاسخ به آن توافق نظر ندارند. براي درک ماهيت اين عدم توافق، به بررسي مهم ترين نوع ماليات در امريکا يا ماليات بر نيروي کار مي پردازيم. ماليات تأمين اجتماعي، ماليات بر بهداشت و درمان و تا حدي بسيار زياد، ماليات بر درآمدهاي دولتي انواع ماليات بر نيروي کار هستند. بسياري از ماليات هاي دولتي در واقع ماليات بر درآمدهاي نيروي کارند. ماليات بر نيروي کار باعث ايجاد اختلاف بين دستمزد پرداختي بنگاه و دستمزد دريافتي کارگران مي شود. اگر تمامي انواع ماليات هاي نيروي کار را با يکديگر جمع کنيم، نرخ نهايي ماليات بر درآمد نيروي کار (يا ماليات بر آخرين دلار درآمدي) براي بسياري از کارگران حدود 50 درصد است.
هر چند تعيين مقدار ماليات بر درآمد نيروي کار بسيار آسان است ولي بار مالياتي ناشي از آن چندان روشن نيست. اقتصاددانان بر سر اين موضوع که نرخ نهايي ماليات 50 درصد داراي بار مالياتي اندک يا زياد است، توافق ندارند. اين عدم توافق به علت اختلاف ديدگاه اقتصاددانان درباره کشش عرضه نيروي کار است.
اقتصادداناني که مي گويند ماليات بردرآمد نيروي کار چندان اختلالي ايجاد نمي کند، اعتقاد دارند که عرضه نيروي کار نسبتاً کم کشش است. اکثر مردم صرف نظر از دستمزدي که مي گيرند تمام وقت کار مي کنند.
اگر اين ديدگاه درست باشد، منحني عرضه نيروي کار بايد تقريباً عمودي شود و از اين رو ماليات بر نيروي کار، بار مالياتي اندکي دارد.
اقتصادداناني که مي گويند ماليات بر درآمد نيروي کار اختلال زيادي ايجاد مي کند، اعتقاد دارند که عرضه نيروي کار نسبتاً پرکشش است. براساس عقيده اين اقتصاددانان ممکن است عرضه نيروي کار از سوي برخي گروه هاي کارگري کم کشش باشد ولي اکثر گروه هاي ديگر به انگيزه هاي خود واکنش نشان مي دهند، در ادامه به ارائه چند مثال مي پردازيم:
* بسياري از کارگران مي توانند ساعات کاري خود را (مثلاً از طريق اضافه کاري) تنظيم کنند.
* بسياري از خانوارها شغل و درآمد دوم دارند (غالباً خانم هاي خانه دار و متأهل و صاحب فرزند) اين خانم ها هزينه هاي خانه داري بدون دستمزد را با دستمزد کارکردن در بازار مقايسه مي کنند. پس از اين مقايسه تصميم مي گيرند که وارد بازار شوند يا نشوند؟ اين افراد منافع ناشي از ماندن در خانه (مثلاً صرفه جويي در هزينه مهد کودک) را با دستمزد و درآمد ناشي از کار در خارج از خانه مقايسه مي کنند.
* بسياري از افراد مسن به علت کم بودن حقوق و دستمزد دريافتي خود تقاضاي بازنشستگي دارند. به محض بازنشسته شدن مي توانند با توجه به دستمزد بازار به يک کار نيمه وقت روي آورند.
* برخي مردم درگير فعاليت هاي اقتصادي غيرقانوني مانند قاچاق دارو يا کارچاق کني (که درآمدهاي زيرميزي براي آن ها دارد) هستند. آن ها به اين ترتيب از پرداخت ماليات فرار مي کنند. اقتصاددانان اين نوع فعاليت ها را اقتصاد زيرزميني مي نامند. اين افراد تصميم مي گيرند که در يک اقتصاد زيرزميني فعاليت کنند يا در يک شغل قانوني. اين مجرمان بالقوه، درآمد ناشي از کار در اقتصاد زيرزميني را با دستمزد ناشي از کار قانوني مقايسه و تصميم نهايي را اتخاذ مي کنند. در هر يک از حالات فوق مقدار عرضه نيروي کار نسبت به دستمزد يا قيمت نيروي کار واکنش نشان مي دهد. بنابراين وقتي دولت بر درآمد کارگران ماليات وضع مي کند، در تصميم گيري آن ها اختلال ايجاد مي شود. ماليات بر نيروي کار (ماليات بر دستمزد يا درآمد کارگران) باعث کاهش ساعات کار کارگران مي شود، افراد خانه دار نيز ترجيح مي دهند در خانه بمانند و بازنشستگان نيز در کارکردن خود تجديدنظر مي کنند و اشخاص بي هدف نيز به جمع گروه فعال در اقتصاد زيرزميني ملحق مي شوند.
دو ديدگاه اخير درباره ي ماليات بر نيروي کار تا اين زمان نيز همچنان وجود دارند. به هر حال هر گاه ديديد که دو داوطلب يا نماينده سياسي درباره ي اين مسئله بحث مي کنند که آيا دولت بايد خدمات بيش تري ارائه کند يا بار مالياتي را کاهش دهد به خاطر بياوريد که بخشي از اين عدم توافق ناشي از ديدگاه هاي متفاوت افراد درباره ي کشش عرضه ي نيروي کار و مقدار بار مالياتي ناشي از وضع ماليات است.

کادر 1: هنري جورج و ماليات بر زمين
آيا يک ماليات مطلوب وجود دارد؟ هنري جورج فيلسوف و اقتصاددان امريکايي قرن نوزدهم در اين باره عقايدي داشت. او در سال 1879 در کتاب خود به نام رشد و فقر اظهار داشت که دولت بايد درآمد خود را با وضع ماليات بر زمين افزايش دهد. به عقيده او چنين مالياتي هم منصفانه و هم کارامد است. نظريات هنري جورج پيروزي سياسي بزرگي نصيب او کرد و در سال 1886 در يک مبارزه انتخاباتي براي تصاحب شهرداري نيويورک شکست خورد (هر چند از کانديداي حزب جمهوري خواه تئودور روزولت پيشي گرفته بود).
پيشنهاد هنري جورج براي ماليات بر زمين تا حد زيادي به مسئله توزيع رفاه اقتصادي توجه داشت. او از تضاد بين ثروت و تنزل خواسته رنج مي برد و عقيده داشت که منافع مالکين زمين (زمين داران) بيش از آن چيزي است که بايد از رشد سريع کل اقتصاد به دست آورند.
عقايد هنري جورج درباره ي ماليات زمين را با استفاده از ابزارهاي اقتصاد نوين مي توان درک کرد. ابتدا عرضه و تقاضاي بازار اجاره زمين را در نظر بگيريد. مهاجرت باعث افزايش جمعيت و پيشرفت هاي مربوط به فناوري باعث افزايش درآمد مي شود، تقاضا براي زمين نيز افزايش مي يابد. با اين وجود از آن جا که مقدارِ زمين ثابت است، عرضه زمين کاملاً کشش ناپذير خواهد بود. افزايش سريع تقاضا با وجود عرضه کاملاً کشش ناپذير منجر به افزايش در سطح اجاره تعادلي زمين مي شود، و همين رشد اقتصادي باز هم مالکين زمين را ثروتمندتر مي کند.
حال تعلق مالياتي مربوط به زمين را ملاحظه کنيد. بار مالياتي به بخشي از بازار که کم کشش تر است بيش تر تحميل مي شود. ماليات بر زمين اين اصل را در يک حالت حدي به کار مي برد زيرا کشش عرضه زمين صفر است و لذا مالکين زمين کل بار مالياتي را تحمل خواهند کرد.
حال به پرسش مربوط به کارايي مي پردازيم. زيان رفاهي ناشي از ماليات به کشش عرضه و تقاضا بستگي دارد. بنابراين بار ديگر تکرار مي کنيم که ماليات بر زمين يک حالت کاملاً حدي است. زيرا عرضه زمين کاملاً کشش ناپذير است و لذا ماليات بر زمين نمي تواند تأثيري بر تخصيص بازار داشته باشد. در اين جا زيان رفاهي ناشي از ماليات وجود ندارد و درآمد مالياتي دولت دقيقاً با زيان مالکين زمين برابر است. هر چند ماليات بر زمين ممکن است نظريه اي جذاب باشد ولي در عمل چندان مطلوب نيست. ماليات بر زمين نبايد موجب کاهش انگيزه هاي اقتصادي شود بلکه بايد فقط ماليات بر زمين باير باشد. با اين وجود ارزش يک قطعه زمين بستگي به ساير تحولات و مزيت هاي زمين نيز دارد، مزيت هايي مانند وجود نقصان پاک کننده هوا، احداث جاده ها و وجود فاضلاب. با وجود عرضه زمين هاي باير، وجود تسهيلات و مزيت هاي خاص باعث مي شود تا کشش عرضه بزرگ تر از صفر شود. اگر ماليات زمين بر اين نوع تسهيلات وضع شود آن گاه باعث اختلال در انگيزه ها مي شود. مالکين زمين در واکنش به اين نوع ماليات تسهيلات و امکانات خاصي براي زمين خود فراهم نمي کنند.
امروزه اقتصاددانانِ اندکي از نظريه هنري جورج درباره ي ماليات واحد بر زمين جانبداري مي کنند. نه فقط ماليات بر اين تسهيلات و امکانات يک مسئله بالقوه است بلکه درآمد مالياتي دولت از اين طريق آن قدر که ما فکر مي کنيم (در مقايسه با درآمدهاي هنگفت مالياتي دولت در دوران معاصر) زياد نيست. با اين وجود برخي از نظريات هنري جورج هنوز هم اعتبار خود را حفظ کرده است. در اين جا به ارزيابي يکي از بزرگ ترين اقتصاددانان يک قرن بعد از هنري جورج به نام ميلتون فريدمن اشاره مي کنيم: «به عقيده من بدترين نوع ماليات، ماليات بر مالکيت يک زمين باير و بدون تسهيلات و امکانات است، نظريه هنري جورج مربوط به سال هاي بسيار بسيار دور است».

بار مالياتي و اثر تغيير در ماليات ها بر درآمد مالياتي
ماليات به ندرت براي يک دوره ي طولاني ثابت باقي مي ماند. سياست گذاران در دولت هاي مرکزي، ايالتي، و محلي همواره افزايش يک ماليات و کاهش يک ماليات ديگر را مورد بررسي قرار مي دهند در اين بخش به بررسي اين مسئله مي پردازيم که تغيير مقدار ماليات چه اثري بر بار مالياتي و درآمد مالياتي دارد.
در نمودار 2 با فرض ثابت بودن منحني هاي عرضه و تقاضاي بازار، آثار ناشي از وضع ماليات کم، متوسط، و زياد را مي بينيد. بار مالياتي (کاهش اضافه رفاه کل وقتي ماليات باعث کاهش اندازه بازار به سطحي کم تر از سطح بهينه مي شود) با مساحت مثلث بين منحني هاي عرضه و تقاضا برابر است. در نمودار 2 (الف) وقتي ماليات بسيار کم است، مساحت مثلث بار مالياتي نيز بسيار کوچک است. ولي وقتي مقدار ماليات در بخش (ب) و (ج) افزايش مي يابد، بار مالياتي نيز بزرگ و بزرگ تر مي شود.
در واقع بار مالياتي با افزايش ماليات به نسبتي بيش تر افزايش مي يابد. دليل آن روشن است، زيرا بار مالياتي مساحت يک مثلث است و مساحت مثلث نيز به مجذور يا مربع اندازه ماليات بستگي دارد. مثلاً اگر مقدار ماليات دو برابر شود، قاعده و ارتفاع مثلث دو برابر، و از اين رو بار مالياتي 4 برابر مي شود. اگر مقدار ماليات 3 برابر شود، قاعده و ارتفاع مثلث سه برابر مي شوند، و بار مالياتي 9 برابر خواهد شد.

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر با ایمیل info@arshiyagroup.ir تماس حاصل فرمایید و یا به شماره 500011008069819 پیامک ارسال فرمایید

دفاتر پستی منتخب

موضوع : مقالات

تاریخ : 12-12-1393, 04:00

 

رهگیری پرونده ثبت شرکت
دفاتر پستی منتخب

ثبت شرکت سهامی خاص :
ثبت شرکت برای خارجی ها

اطلاعیه ها و اخبار
نظرسنجی
به نظر شما مناسب ترین شرکت برای شروع فعالیت اقتصادی کدام شرکت می باشد ؟
شرکت محدود
شرکت خاص
موسسه
شرکت تعاونی
قالیشویی در شهران|درب ضد سرقت|کرکره برقی|ایزوگام|کفسابی