به پرتال ثبت شرکت ارشیا خوش آمدید امروز : پنج شنبه ، 23 آذر 1396
ثبت شرکت

جستجو در سایت

پلمپ دفاتر 1396

انجمن ثبت شرکت ایران

ثبت شرکت در سراسر ایران :
موضوع مناسب برای ثبت شرکتها

مقالات

منطق فازی؛ کاربرد در زمینه احتمال خطر حسابرسی و نبود اطمینان

ثبت محدود- ثبت تعاونی- تغییرات - ثبت شرکت –تغییرات خاص –تغییرات محدود – صورتجلسات – پلمپ دفاتر
کمترین هزینه و هدیه ویژه و فروشگاه اینترنتی طراحی سایت

 

منطق فازی؛ کاربرد در زمینه احتمال خطر حسابرسی و نبود اطمینان

 

مقدمه

حسابرسان عموماً احتمال خطر را بر حسب ضرایب احتمال توصیف می کنند. احتمال خطر در نتیجه نبود اطلاعات که خود منجر به نبود اطمینان (ابهام) می شود، به جود می آید. اطمینان (ابهام) زمانی ایجاد می شود که اطلاعات ناقص باشد و از آنجایی که اطلاعا از راههای مختلفی نقص می یابد، حسابرسان نیز با گونه های متفاوتی از نبود اطمینان (ابهام) روبه رو خواهند شد. این مقاله قصد دارد گونه های متفاوت نبود (ابهام) را تشریح و روشی نسبتاً جدید را در برخورد با نبود اطمینان با عنوان منطق فازی معرفی می کند. منطق فازی و تئوری مجموعه های فازی کمک شایان توجهی در ایجاد، توسعه و بالندگی هوش مصنوعی داشته استو این توان بالقوه را دارد که حسابرسان را در زمینه اندازه گیری و مدیریت احتمال خطر حسابرسی و نبود اطمینان در محیط حسابرسی، کمک کند.

حسابرسان عموماً سه جزء از احتمال خطر را در مدل احتمال خطر حسابرسی شناسایی می کنند:

احتمال خطر ذاتی (IR )، احتمال خطر رخ دادن یک خطای (تحریف) با اهمیت در یک حساب یا گروهی از معاملات به دلیل ماهیت آنها که بتواند به تنهایی یا در مجموع با خطاها و یا تحریفهای موجود در سایر حسابها یا گروههای معاملات، با اهمیت باشد و با فرض اینکه برای آن کنترل داخلی وجود نداشته باشد.

احتمال خطر کنترل (CR )، احتمال خطر رخ ادن یک خطا (تحریف) با اهمیت در یک حساب یا گروه معاملات و گزاره های مربوط به آنها و پیشگیری یا کشف نشده بموقع آن توسط سیستم کنترل داخلی.

احتمال خطر کشف نشدن (DR )، احتمال خطر آنکه حسابرس با اجرای روشهای حسابرسی به این نتیجه برسد که اشتباه و یا تحریف با اهمیتی در حساب یا قلم مورد رسیدگی وجود ندارد، در حالی که حساب یا قلم مزبور در واقع دارای اشتباه و یا تحریف با اهمیت باشد.

احتمال خطر حسابرسی (AR )، ترکیبی از سه عنصر احتمال خطر ذاتی، احتمال خطر کنترل و احتمال خطر کشف نشدن و رابطه آنها به شرح زیر است (AICPA,1983 )

AR=IR ×CR ×DR

هر یک از این سه جزء به وسیله ضریب احتمال نظری یا ضریب احتمال وقوع یک خطا اندازه گیری می‌شوند.

چنین ضرایب احتمالی طی سالها به منظور اندازه گیری و تشریح احتمال خطر مورد استفاده قرار گرفته است و تا نیمه دهه 1960 تنها ابزار قابل استفاده در این زمینه بود، اما امروز چندین ابزار و روش جدید به منظور اندازه گیری و تشریح نبود اطمینان (ابهام) ابداع شده و قابل استفاده هستند. در این نوشتار کوشش می شود تا با تشریح تئوری جدید نبود اطمینان (ابهام) یعنی منطق قابل فازی و توضیح این مطلب که چگونه ممکن است این تئوری به چرخه کاربردی حسابرسی وارد شود، ابزارهای رسیدگی حسابرسان توسعه یابد.

 

ارتباط بین احتمال خطر و نبود اطمینان (ابهام)

اغلب احتمال خطر، به نبود اطمینان (ابهام) یک پیامد (نتیجه) مربوط می شود. به عنوان مثال یک سهم، بازده نامشخص (تغییر پذیری) برای دارنده آن به همراه خواهد داشت اما یک گواهی سپرده، سود معین و تضمین شده ای را عاید دارنده آن می کند. از این رو گفته می شود که با توجه به معین بودن بازده سپرده گواهی شده، احتمال خطر آن نسبت به سهام کمتر است. در زمینه حسابرسی نیز حسابرسان تمایل دارند احتمال خطر را به یک پیامد (نتیجه) نامشخص (تغییر پذیر) مرتبط کنند و به همراه افزایش تغییر پذیری پیامد (نتیجه)، ارزیابیشان از احتمال خطر حسابرسی افزایش می یابد.

اطمینان عبارت است از آگاهی از یک نتیجه قابل پیشبینی، بدین ترتیب احتمال خطر، روی دیگر نبود اطمینان (ابهام) است. در واژگان حسابرسی احتمال خطر مترادف با نبود اطمینان (ابهام) است. احتمال خطر در نتیجه نبود اطلاعات به وجود می آید و اطمینان در نتیجه وجود اطلاعات ایجاد می شود. حسابرسی عبارت است از گرداوری شواهد (از این پس اطلاعات) به منظور کاهش نبود اطمینان (ابهام) تا سطحی که به یک حسابرس اجازه دهد اظهار نظری بی طرفانه و حرفهای درباره قابلیت اعتبار صورتهای مالی ارائه کند. برای درک احتمال خطر حسابرسی، حسابرسان باید ابتدا مفهوم نبود اطمینان (ابهام) را درک کنند. نبود اطمینان (ابهام) زمانی ایجاد می شود که اطلاعات ناقص باشند، و اطلاعات به روشهای مختلفی نقص می یابند.

 

پیچیدگی، نبود اطمینان (ابهام) و زندگی واقعی

بین پیچیدگی و نبود اطمینان ارتباط وجود دارد. هر چه پیچیدگی بیشتر شود اطمینان کمتر می شود. هر چه سیستمهای بازرگانی پیچیده تر می شوند، برای مدیران اطمینان یافتن از کار کرد درست تمامی موارد در این سیستمها سخت تر می شود.

بنابه گفته آلبرت اینشتین: به همان اندازه که ریاضیات به واقعیت اشاره می کند از قطعیت برخوردار نیست و به همان اندازه که ریاضیات قطعی است به واقعیت اشاره نمی کند.

امور بازرگانی آمیخته با نبود اطمینان (ابهام) است. آیا محصول جدید به فروش خواهد رسید؟ آیا عرضه کننده جایگزین شده در خورد اعتماد است؟ آیا سیستم ایمنی رایانه بسنده و موثر است؟ زندی واقعی پیچیده است و پیچیدگی با اطمینان و دقت سازگار نیست.

دکتر لطفی زاده در قانون ناسازگاری اینگونه بیان می کند که:

به محض پیدایش پیچیدگی، اظهارات دقیق معنای خود و اظهار نظرهای معنادار دقت خود را از دست می دهند. در سال 1965، زمانی که دکتر لطفی زاده در اندیشه و سنجیدن نبود دقت بود، تفکر منطق فازی شکل گرفت. برای رویارویی با نبود اطمینان (ابهام) از زمان توسعه ضرایب احتمال، مهندسان و تصمیمگیرندگان از منطق فازی و تئوری امکانپذیری در زمینه ای مختلف استفاده می کنند که هر دو آنها محصول تفکر دکتر لطفی زاده است. از جمله موارد استفاده از منطق فازی می توان به بررسی و کنترل فرایند ساخت و نحوه کارکرد ماشینهای لباسشویی و مسائل محیطی اشاره کرد. بخش زیادی از هوش مصنوعی، زشته هی بافته شده ای منطبق بر مجموعه های فازی و توزیع امکانپذیری است. به همین ترتیب بسیاری از حوزه های بازرگانی و دانش شروع به پذیرش این اندیشه کردند که همه چیز موضوعی است از درجه و رتبه (Kosko,1993 ).

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر با ایمیل info@arshiyagroup.ir تماس حاصل فرمایید و یا به شماره 500011008069819 پیامک ارسال فرمایید

تماس با ثبت شرکت ارشیا

موضوع : مقالات

تاریخ : 5-12-1393, 00:00

 

روزنامه رسمی

رهگیری پرونده ثبت شرکت
دفاتر پستی منتخب

ثبت شرکت برای اتباع خارجی

ثبت شرکت سهامی خاص :
اطلاعیه ها و اخبار
نظرسنجی
به نظر شما مناسب ترین شرکت برای شروع فعالیت اقتصادی کدام شرکت می باشد ؟
شرکت محدود
شرکت خاص
موسسه
شرکت تعاونی
ثبت شرکت در سراسر ایران

مقالات
پشتیبانی ثبت ارشیا
||کرکره برقی|ایزوگام|کفسابی