به پرتال ثبت شرکت ارشیا خوش آمدید امروز : چهارشنبه ، 7 تیر 1396

ثبت شرکت

درآمدي بر ويژگيهاي كيفي اطلاعات حسابداري

  ثبت محدود- ثبت تعاونی- تغییرات - ثبت شرکت –تغییرات خاص –تغییرات محدود – صورتجلسات – پلمپ دفاتر
صرفه جویی در زمان و هزینه با ثبت شرکت ارشیا

 

درآمدي بر ويژگيهاي كيفي اطلاعات حسابداري

 

 

به جاي مقدمه

پس از آن كه هيأت اصول حسابداري (APB) نتوانست نظريه‌اي يگانه را براي عمل حسابداري بر پا كند سرانجام در سال 1972 از جايگاه اصول نويسي آمريكا به زير آمد. در سال 1973، هيأت استانده‌هاي حسابداري مالي (از اين پس FASB ) بر مسند آن تكيه زد و وظيفه‌ي تقرير استانده‌هاي حسابداري را بر عهده گرفت. FASB از همان آغاز، طرح چارچوب مفهومي را در دستور كار قرار داد. چارچوب مفهومي FASB عمدتاً دو هدف را دنبال مي‌كند:

نخست، راهنمايي براي تقرير استانده‌هاي حسابداري و گزارشگري به دست مي‌دهد، و دوم، مرجعي براي حل و فصل مسائل نوظهور در عرصه‌ي عمل حسابداري است.

طرح چارچوب مفهومي در دو مرحله به ثمر رسيد. طي هشت سال FASB غالباً كوشيد تا اولاً اهداف حسابداري و گزارشگري مالي و ثانياً ويژگيهاي كيفي اطلاعات حسابداري را شرح و بسط دهد. حاصل اين كوشش به ترتيب در قالب بيانيه‌هاي مفاهيم حسابداري مالي شماره‌ي 1 و شماره‌ي 2 (از اين پس SFAC ) منتشر شد. هدف حسابدراي و گزارشگري مالي اساساً فراهم آوردن اطلاعاتي است كه براي تصميم‌گيري‌هاي اقتصادي عاقلانه فايده‌مند باشد، و ويژگيهاي كيفي امكان گزينش‌هاي منطقي و سامان‌مند را از ميان روشهاي گزينه‌ي حسابداري فراهم مي‌آورند.

در مرحله‌ي بعد FASB با تمركز بر اهداف كلي حسابداري و گزارشگري مالي راههاي تحقق بخشيدن به آنها را بازجست و حاصل كار را در قالب SFACهاي 5 و 6 و 7 منتشر كرد. اينها به ترتيب به بن‌پارهاي صورتهاي مالي، معيارهاي بازشناسيو اندازه‌گيري و ارزش فعلي مي‌پردازند.

در مجموع، طرح چارچوب مفهومي به انتشار هفت SFAC انجاميد: SFAC شماره‌ي 1، اهداف گزارشگري مالي بنگاههاي انتفاعي (نوامبر 1978)؛ SFAC شماره‌ي 2، ويژگيهاي كيفي اطلاعات حسابداري (مي 1980)؛ SFAC شماره‌ي 3، بن پارهاي صورتهاي مالي بنگاههاي انتفاعي (دسامبر 1980، و ملغي شده در دسامبر 1985)؛ SFAC شماره‌ي 4، اهداف گزارشگري مالي بنگاههاي غيرتجاري (دسامبر 1980)؛ SFAC شماره‌ي 5، بازشناسي و اندازه‌گيري در صورتهاي مالي بنگاههاي انتفاعي (دسامبر 1984)؛ SFAC شماره‌ي 6، بن پارهاي صورتهاي مالي بنگاههاي انتفاعي (دسامبر 1985، جايگزين SFAC شماره‌ي 3 شد)؛ و SFAC شماره‌ي 7، استفاده از جريانهاي نقدي و ارزش فعلي در اندازه‌گيري حسابداري (فوريه‌ي 2000)

اين نوشتار درآمدي كوتاه بر SFAC ش. 2 است و مي‌كوشد تا ويژگيهاي كيفي اطلاعات حسابداري را به اختصار عرضه كند.

 

ويژگيهاي كيفي اساس گزينشهاي حسابداري

SFAC ش. 2، پلي ميان SFAC ش. 1 و ديگر SFAC هاي چارچوب مفهومي است. در يك سو، اهداف گزارشگري مالي (SFAC ش. 1) و در سوي ديگر بن پارهاي صورتهاي مالي و بازشناسي و اندازه‌گيري و افشاي آنها (SFAC هاي شماره‌ي 5 تا 7) قرار دارد. اما محور بحث SFAC ش. 2 چيست؟ اين بيانيه به يك پرسش اساسي مي‌پردازد: كدام ويژگيها است كه اطلاعات حسابداري را فايده‌مند مي‌سازد؟

FASB و SFAC ش.2 خاطرنشان مي‌سازد كه گزينشهاي حسابداري دست كم در دو سطح انجام مي‌گيرد: نخست، سطح استانده‌گذار؛ و دوم، سطح كاربران استانده‌ها شامل تهيه كنندگان، حسابرسان، و استفاده گذار FASB و ديگر استانده گذاران مي‌توانند شركتها را وادارند تا اطلاعات خاصي را گزارش كنند. آنها همچنين مي‌توانند استفاده از روشهاي نامساعد را ممنوع سازند. در سطح ديگر، كاربران استانده‌ها (عمدتاً هستارهاي گزارشگر) مي‌توانند گزينه‌هاي حسابداري را گزينش و ارزيابي كنند. SFAC ش. 2 مي‌كوشد تا كيفيت‌هايي را مشخص و تعريف كند كه اطلاعات حسابداري را براي هر دو سطح گزينش‌هاي حسابداري فايده‌مند مي‌سازد.

معيار اصلي گزينش از ميان دو روش حسابداري گزينه در گرو پاسخگويي به يك پرسش اساسي است: كدام روش مي‌تواند اطلاعات بهتري را توليد كند، يا به عبارتي فايده‌مندتر است؟ پس از پاسخ گفتن به اين پرسش، ناگزير پرسش ديگري به ميان مي‌آيد: آيا اطلاعات بهتر (فايده‌مندتر) آن قدر مزيت دارد كه بتواند بهاي اضافي توليد آن را در مقايسه با اطلاعات درجه‌ي دوم توجيه كند (تجزيه و تحليل بها مزايا)؟ پاسخ به اين پرسش امكان گزينش از بين روشهاي گزينه را فراهم مي‌كند. دو ويژگي كيفي كه به مدد آنها مي‌توان اطلاعات بهتر (فايده‌مندتر) را از اطلاعات درجه‌ي دوم (كم فايده‌مندتر) تميز داد، در وهله‌ي اول عبارتند از ربط پذيريو اعتمادپذيري

نمايه‌ي 1 پايگان 6 ويژگيهاي كيفي اطلاعات حسابداري را به تصوير مي‌كشد. ساختار پايگاني ويژگيهاي كيفي اطلاعات حسابداري با فهم‌پذيري، يا كيفيت مختص به استفاده كنندگان، آغاز مي‌شود و با قياس‌پذيري پايان مي‌گيرد. ويژگيهاي كيفي بين دو ويژگي ديگر، كه ماهيتاً كمي هستند، قرار مي‌گيرند: 1) قيد فراگير بها مزايا  و 2) قيد اهميت.

با نگاهي دوباره به نمايه‌ي 1 در مي‌يابيم كه فايده‌مندي در تصميم مهم‌ترين ويژگي‌ است كه اطلاعات را به كالايي خواستني تبديل مي‌كند. با وجود اين، پايگان كيفيات دو عيب عمده پايگان كيفيات دو عيب عهده دارد: اولاً، بين كيفيت‌هاي اوليه و ديگر كيفيت‌ها تمايز قائل نمي‌شود، و ثانياً اولويت يا وزني را به كيفيت‌ها نسبت نمي‌دهد. در بندهاي زير درباره‌ي هر يك از سطوح پايگاني به اختصار بحث مي‌شود.

 

تصميم‌گيران و ويژگيهايشان

همه‌ي تصميم‌گيران درباره‌ي فايده‌مندي اطلاعات قضاوت مي‌كنند. اين قضاوت از چند عامل تاثير مي‌پذيرد: 1) نوع اطلاعات 2) روشهاي تصميم‌گيري، 3) اطلاعاتي كه قبلاً پردازش شده يا از منابع ديگر به دست آمده است، 4) توانمندي تصميم‌گيران براي پردازش اطلاعات. اين ويژگيها حاكي از آن است كه مديران يا مالكان بنگاههاي كوچك يا خانوادگي ممكن است در مقايسه با سهامداران بنگاههاي عام و بزرگ دريابند كه برخي از اطلاعات گزارش‌هاي مالي برون سازماني در مقايسه با ديگر اطلاعات از فايده‌مندي كمتري برخوردارند.

 

قيد بها - مزايا

چنانچه مزاياي كالا يا خدمتي از بهاي آن كمتر باشد، منطقاً هيچ كس آن را تقاضا نخواهد كرد. اما جنس اطلاعات حسابداري با ديگر كالاها يا خدمات تفاوت دارد، زيرا بهاي توليد آنها را اساساً تهيه كنندگان مي‌پردازند، در حالي كه از مزاياي آن هم تهيه كنندگان و هم استفاده كنندگان بهره مي‌برند. نهايتاً، وقتي استانده گذاران تصميم مي‌گيرند استانده‌اي را وضع كنند كه در آن تا اندازه‌اي كيفيتي به پاي كيفيتي ديگر قرباني مي‌شود، بايد با توجه به رابطه‌ي بها مزايا بكوشند تا نيازهاي كل جامعه را برآورده سازند.

 

فهم پذيري

فهم‌پذيري اطلاعات تحت تاثير تركيبي از ويژگيهاي استفاده كنندگان و ويژگيهاي ذاتي اطلاعات قرار دارد. فهم‌پذيري، حلقه‌ي اتصال ميان تصميم‌گيران و اطلاعات حسابداري است. اين كيفيت را مي‌توان به دو صورت طبقه‌بندي كرد: 1) در ارتباط با تصميم‌گيران خاص (آيا تصميم‌گيران به همان زبان صحبت مي‌كنند؟) يا بر حسب طبقات تصميم‌گيران (آيا يك افشاي خاص همان مفهوم را به مخاطب مي‌رساند كه مضمون آن است؟)

 

فايده‌مندي در تصميم

ربط پذيري و اعتمادپذيري دو كيفيت اوليه هستند كه اطلاعات حسابداري را براي تصميم‌گيري فايده‌مند مي‌سازند. با توجه به محدوديتهايي كه دو قيد بها و اهميت به اطلاعات تحميل مي‌كنند، هر اندازه كه ربط‌پذيري و اعتمادپذيري اطلاعات افزايش يابد به همان اندازه نيز اطلاعات به كالاهايي خواستني‌تر تبديل مي‌شوند، يعني در تصميم‌گيري فايده‌مندتر خواهند بود. چنانچه يكي از اين دو كيفيت به كلي زائل شود، اطلاعات فايده‌مند نخواهد بود. با وجود اين، به طور ايده‌آل، هر گزينه‌ي حسابداري كه برگزيده شود بايد در مقايسه با ديگر گزينه‌ها اطلاعاتي را به دست دهد كه هم مربوط‌تر و هم معتمدتر است. در پاره‌اي اوقات ممكن است قرباني كردن بخشي از يكي از اين رو به نفع ديگري ضرورت يابد.

 

ربط‌پذيري

ربط پذيري اطلاعات حسابدراي به معني قابليت آنها براي ايجاد تفاوتي در تصميم است. اين تفاوت از طريق كمك به استفاده كنندگان در پيش بيني برآمد يا تصحيح انتظارات پيشين ايجاد مي‌شود. اطلاعات در صورتي مي‌تواند تفاوتي در تصميم ايجاد كند كه يا توان تصميم‌گيران را براي پيش بيني افزون كند يا بازخوردي از انتظارات اوليه به دست دهد. معمولاً، اطلاعات هر دوي اين ويژگي‌ها را همزمان دارا است، زيرا معمولاً آگاهي از برآمد كنش‌هاي قبلي، توان تصميم‌گيران را براي پيش بيني نتايج كنش‌هاي مشابه‌ي آينده بهبود خواهد بخشيد. معمولاً بدون آگاهي از گذشته مبنايي براي پيش بيني وجود نخواهد داشت، و بدون علاقه به آينده، آگاهي از گذشته بي ثمر خواهد بود.

ارزش پيش بيني و ارزش بازخورد

اطلاعات به دو طريق مي‌تواند تفاوتي در تصميم ايجاد كند: نخست، بهبود توانايي تصميم‌گيران براي پيش بيني؛ دوم، تاييد يا تصحيح انتظارات پيشين و معمولاً، اطلاعات، اين دو ويژگي را همزمان دارا است، زيرا آگاهي از برآمد كنش‌هاي انجام شده عموماً توان تصميم‌گيران را براي پيش بيني كنش‌هاي آينده و مشابه بهبود مي‌بخشد.

 

بهنگامي

دسترسي به اطلاعات پيش از آن كه قابليت آنها براي تاثيرگذاردن بر تصميم زائل گردد، يكي از جنبه‌هاي فرعي ربط‌پذيري است. چنانچه اطلاعات به وقت نياز در دسترس نباشد يا مدتها پس از وقوع رويدادهاي گزارش پذير در دسترس قرار گيرد، آنگاه ارزش كمي براي كنش آينده دارد، و تهي از ويژگي ربط‌پذيري است. در اين صورت يا استفاده اندکی در بر دارد یا اساساً هیچ استفاده‌ای نمی‌رساند. بهنگامي به خودي خود نمي‌تواند اطلاعات را مربوط سازد، اما نبود آن ممكن است اطلاعات را از ويژگي ربط‌پذيري محروم سازد.

 

اعتمادپذيري

اعتمادپذيري يك اندازه به معني صحت بازنمايي چيزي است كه آن اندازه مدعي است بازنمايي مي‌كند، به علاوه اعتمادپذيري يك اندازه به استفاده كنندگان اطمينان مي‌دهد كه آن اندازه از صحت بازنمايي برخوردار است.

اطلاعات زماني فايده‌مند است كه هم اعتمادپذير و هم ربط پذير باشد. درجات اعتمادپذيري را بايد بازشناخت. مسئله اساساً انتخاب سياهي يا سفيدي نيست بلكه طيفي از اعتمادپذيري وجود دارد و بنابراين مسئله، انتخاب خاكستري يا تصميم‌گيري درباره اعتمادپذيري بيشتر يا كمتر است. اعتمادپذيري موكول به اين است كه توصيف‌ها يا اندازه‌هاي حسابداري داراي دو ويژگي اثبات‌پذيري و صحت بازنمايي باشد. بي طرفي اطلاعات، كيفيتي است كه با اين دو مولفه‌ي ديگر اعتمادپذيري بر هم كنش دارد و بر فايده‌مندي اطلاعات اثر مي‌گذارد.

 

اثبات پذيري

اثبات‌پذيري، به عنوان يك كيفيت، زماني به منصه‌ي ظهور مي‌رسد كه اندازه‌گيران مستقل با استفاده از روشهاي اندازه‌گيري يكسان به درجه‌ي بالايي از هم‌رايي دست يابند. از سوي ديگر، صحت بازنمايي، به درجه‌ي همخواني يا سازش بين ارقام حسابداري و دارايي‌ها يا رويدادها دلالت مي‌كند. ارقام حسابداري مدعي‌اند كه دارايي‌ها يا رويدادها بازنمايي مي‌كنند. با وجود اين، چنانچه يك اندازه‌ي حسابداري در صدد بازنمايي دارايي يا رويداد خاصي باشد اما در خور هدف مفروض نباشد، آنگاه حتي بالاترين درجه‌ي همخواني نيز نمي‌تواند تضمين كند كه آن اندازه به نيازهاي استفاده كنندگان مربوط است.

 

جهت کسب اطلاعات بیشتر با ایمیل info@arshiyagroup.ir تماس حاصل فرمایید و یا به شماره 500011008069819 یا پیامک ارسال فرمایید

دفاتر پستی منتخب

موضوع : مقالات

تاریخ : 15-11-1393, 20:00

 

رهگیری پرونده ثبت شرکت
دفاتر پستی منتخب

ثبت شرکت سهامی خاص :
اطلاعیه ها و اخبار
نظرسنجی
به نظر شما مناسب ترین شرکت برای شروع فعالیت اقتصادی کدام شرکت می باشد ؟
شرکت محدود
شرکت خاص
موسسه
شرکت تعاونی
قالیشویی در شهران|درب ضد سرقت|کرکره برقی|ایزوگام|کفسابی