به پرتال ثبت شرکت ارشیا خوش آمدید امروز : پنج شنبه ، 7 مرداد 1400

مرتضی احمدی دیگر یلدا را نمی‌بیند

یادی از حضور پدربزرگ شیرین و بذلهگو در ایسنا

مرتضی احمدی دیگر یلدا را نمیبیند

» سرویس: فرهنگي و هنري - تلويزيون و راديو

قدش خمیده شده بود و عصایش را یک لحظه هم رها نمیکرد. با این حال هنوز هم صدایش مهربان و با ابهت بود. در گفتههای مرتضی احمدی - پیشکسوت هنرهای نمایشی - میتوانستی بسیاری از اولینها را پیدا کنی؛ اولین دوبله در ایران، اولین نمایش رادیویی، اولین تلهتئاتر و اولین برنامه طنز صبحهای جمعه رادیو، همه و همه در کلام او پیدا میشد.

احمدی در آستانهی 90 سالگی در جمع ایسناییها حاضر شد؛ او هنوز هم علاقهی شدیدی به فوتبال داشت و میگفت: تلویزیون را فقط به خاطر فوتبالش میبیند.

مرتضی احمدی صبح یکشنبه - 30 آذر ماه - در حالی که مدتی بیمار بود، به علت مشکل ریوی و کهولت سن دار فانی را وداع گفت؛ جای راویِ داستانهای تهران در یلدای امشب خالی است.

یکی از وجوه شب یلدا، صله رحم است. سنتی که امسال با توجه به همزمانی با ایام عزاداری به نحو دیگری از سوی آیات عظام بر عمل کردن به آن ضمن رعایت حرمتها تاکید شده است. اما امشب در یلدای 93، اعضای خانواده مرحوم مرتضی احمدی به رسم سالهای گذشته دیگر نمیتوانند با حضورشان، خنده را بر لبان این هنرمند پیشکسوت بیاورند.

مرتضی احمدی

درگذشت مرتضی احمدی دوستداشتنی بهانهای شد تا با مروری بر حضور این هنرمند در جمع ایسناییها که مهر ماه 92 اتفاق افتاد، گفتوگویش با خبرنگاران این خبرگزاری را مرور کنیم.

متن کامل این گفتوگو به شرح زیر است:

او را به ایسنا دعوت میکنیم تا از تجربههای چندین سالهاش برایمان بگوید. به دنبال او میرویم تا وی را به محل خبرگزاری بیاوریم.

مقابل درب منزلش به انتظار مینشینیم تا بیاید. بعد از چند دقیقه پیرمردی را در داخل آپارتمان و از دور میبینیم که با عصایش قدمزنان به سمت در ورودی میآید. نشاط و خنده همچنان از چهرهاش میبارد و با وجودی که به سختی راه میرود، اجازه نمیدهد کسی دستش را بگیرد و او را کمک کند.

- آقای احمدی سلام، اسباب زحمت شما شدیم.

- مرتضی احمدی: سلام دخترم، خواهش میکنم این چه حرفیه، فقط جایی که قرار است برویم آسانسور دارد که انشاالله؟

- بله خیالتان راحت.

نیم ساعتی با احمدی همسفر شدیم تا به ایسنا برسیم.

آقای احمدی الان چه کار میکنید؟

احمدی: دیگر مثل سابق کار نمیکنم؛ فقط گهگداری که برای راهنمایی یا همکاری از من دعوت کنند، میروم اما بیشتر در خانه هستم.

مرتضی احمدی با حضور در ایسنا ابتدا دربارهی اینکه طی این سالها که در هنرهای مختلف این مملکت فعالیت داشته، کدام کار را بیشتر از همه دوست دارد؟ میگوید: برایم فرقی نمیکند و همه را به یک اندازه دوست دارم.

میان همه هنرها پیشپردهخوانی برایم شهرت بیشتری داشت

وقتی از او میپرسیم کدام یک از کارهایتان برایتان شهرت بیشتری آورد؟ خاطرنشان میکند: خواهناخواه پیشپردهخوانی برایم شهرت بیشتری داشت و من تمام آنچه که مربوط به این هنر میشد را جمعآوری کردم و شاید کتاب ششم من باشد که آماده چاپ است اما متاسفانه اجازه چاپ به آنها نمیدهند. در حال حاضر هم منتظرم ببینم در وزارت ارشاد چه تغییراتی صورت میگیرد و تا چه حد سانسور پایین میآید. مشکل اینجاست که اصلا نمیگویند ایراد کار من کجاست و چرا اجازه چاپ به کتابهایم نمیدهند؟ این برای من سوال است.

پیشپردهخوانیهای آن دوره به قدری تند بود که مردم دلشان خنک میشد

وی سپس با اشاره به تاریخچه پیشپردهخوانی یادآور میشود: در آن زمان که بنده در این حرفه کار میکردم، تمام پیشپردهخوانیها طنز بود تا اینکه به انتقاد رسید. در این حرفه، طنز ملایم، با محبت و مهربان است اما انتقاد خیلی بیرحم است و حمله میکند. ما در آن زمان در پیشپردههایمان شدیدا به وزرا و وکلاء حمله میکردیم و انتقادهایمان خیلی تند بود به نحوی که مردم هم دلشان خنک میشد و من اصلا بابت کارهایم اجازه نمیگرفتم.

او ادامه میدهد: در تمام کارهایم در حوزهی پیشپردهخوانی ارکستر خیلی خوبی داشتم و مردم هم استقبال زیادی میکردند حتی در آن زمان افرادی بودند که برای دیدن تئاتر یک بار بیشتر به صحنه نمیآمدند اما بعضا پیش میآمد که پیشپردهخوانیها را چهار الی پنج بار میدیدند. استقبالهای مردم در آنجا بود که من مرتضی احمدی شدم. من با پیشپردهخوانی وارد تئاتر شدم و با همان پیشپردهی اول که مرا قبول کردند و دیدند صدایم خوب است بعد از آن هم بلافاصله به رادیو آمدم و تا سال 1358 در رادیو ماندگار شدم.

مرتضی احمدی

سال 1321 برای احمدی سال مبارکی بود، چرا؟

احمدی میگوید: پیشپردهخوانی زمینهای برای حضورم در رادیو و تئاتر بود. در واقع سال 1321 برای من سال خیلی مبارکی بود و همه کارهایم به آن سال برمیگردد.

وقتی از این صداپیشه دربارهی اینکه قبل از پیشپردهخوانی چه میکردید؟ سوال میکنیم، اینگونه پاسخ میدهد: زمانی که به تهران آمدم سن کمی داشتم، در آن زمان فقط ترانه میخواندم. گاهی هم با همشاگردیهایم دور هم جمع میشدیم و میخواندیم و خودم هم در آن زمان به تنهایی تئاتر میگذاشتم ولی فعالیت حرفهای و رسمیام از سال 1321 شروع شد.

از باباشمل رادیو چه خبر؟

مرتضی احمدی دربارهی نقش معروف به باباشمل در رادیو خاطرنشان میکند: باباشمل یک آدم کم سواد، جنوب شهری و خوشمزهای بود که در آن زمان کمکم در میان مردم جا افتاد و مردم از آن خوششان آمد؛ چرا که باباشمل از آن شخصیتهای پرمدعا بود که در همهی کارها دخالت میکرد و در کنار کارهایش، آواز هم میخواند.

او ادامه میدهد: من در کار رادیویی «باباشمل» هیچ پیشنهادی نمیدادم و عین نوشتههای پرویز خطیبی را اجرا میکردیم و فقط از صدایم استفاده میکردم. علاوه بر «باباشمل» و «باباجاهل گریان» تیپهای زیادی مانند «علیاکبر و علیاصغر»را هم در رادیو داشتم؛ ضمن اینکه تمام ترانههای رادیو و ضربهخوانیها و کوچهباغیها برای من بود و من در آن حوزه خیلی کار کردم و زحمت کشیدم.

متاسفم که در هیچ هنری مستند نداریم

این پیشکسوت رادیو در بخشی از صحبتهای خود دربارهی اینکه تاکنون به این فکر افتادید که تجاربتان را ثبت کنید؟ اینگونه بیان میکند: متأسفانه خودم هم به این فکر افتادم و دیدم که ما چیزی را به شکل مستند نداریم و هرچه داشتیم به قول معروف به شکل دیمی بوده است.

او به حرفهایش اضافه میکند: دلم از این میسوزد که مثلا ترانههای روحوضی به نام «کهنههای همیشه نو» زمانی که چاپ شد مردم استقبال عجیبی کردند و هشت بار پشت سر هم تجدید چاپ شد ولی وزارت ارشاد مقابلش را گرفت و دلیلش را نمیدانم. در حالی که کار من نه ضداخلاقی بود و نه سیاسی، بلکه ترانههای بومی محصول تهران بود؛ به عنوان مثال هنر کوچه باغی را هنوز مردم نمیدانند که چه بوده اما من ریشهاش را پیدا کردم و برایش زحمت کشیدم چرا که آنرا دوست دارم.

منتظرم ببینم در دورهی روحانی چه تغییرات صورت میگیرد

احمدی در پاسخ به پرسشی مبنی بر اینکه با تغییر فضای سیاسی کشور با مدیران جدید وزارت ارشاد صحبتی داشتهاید؟ پاسخ منفی میدهد و میگوید: آنها باید ما را بخواهند. وزارت ارشاد خانه ماست و ما وابسته به آنجا هستیم و باید از ما بخواهند تا کار کنیم اما متاسفانه تا حالا اتفاقی نیفتاده است و حال هم منتظریم ببینیم در زمان آقای روحانی از سوی وزیر ارشاد چه تغییراتی اعمال میشود.

اظهارات مرتضی احمدی درباره کارهای تاریخی حال حاضر تلویزیون

این بازیگر پیشکسوت همچنین دربارهی کارهای تاریخی حال حاضر تلویزیون و وفاداری به تاریخ گذشته معتقد است: با کارهای تاریخی امروز به تاریخ ایران توهین شده است؛ به عنوان مثال سریال در حال پخش «کلاه پهلوی» را ببینید بالاخره مردم آن دوران هم بخشی از تاریخ ایران هستند، با توهین کردن به آنها کجای دنیا را میگیریم؟

کارگردان «کلاه پهلوی» از وقایع تاریخی کاملا بیاطلاع است

احمدی نسبت به اینکه برنامهسازان برای راهنمایی کارهای تاریخی از او کمک نمیگیرند، گله دارد و میگوید: متاسفانه کارگردان سریال «کلاه پهلوی» انقدر نسبت به اتفاقات تاریخی بیاطلاع است که حتی نمیداند درشکه یک اسبه برای زمان رضا شاه نبوده است؛ به عنوان مثال سال 1323 به خاطر قحطی که به وجود آمد حتی چیزی پیدا نمیشد برای انسانها که بخورند چه برسد بخواهند جو را به خورد اسبها بدهند!

متاسفانه به آقایان برمیخورد که از ما راهنمایی بخواهند

او با ابراز ناراحتی، اظهار میکند: گلایههایم در این زمینه زیاد است؛ به عنوان مثال همیشه در کارهای تاریخی میخواهند دو - سه تا از بچههای تهران را نشان بدهند که به شکل افراد کثیف، لات و چاقوکش با کت و شلوارهای مشکی دستمال به دست هستند و زنجیر هم میچرخانند. این افراد لاابالی اصلا بچههای تهران نیستند، درد من این است که نمیآیند از امثال من راهنمایی بگیرند و بپرسند؛ به عنوان مثال در آن سالها همه خانمهای درباری سطح بالای زمان رضا شاه، اصلا از این کلاهها سرشان نمیگذاشتند ولی متاسفانه به آقایان برمیخورد که از کسی سوال کنند در حالی که واقعا بیاطلاع هستند و این جای تاسف است.

مرتضی احمدی

یک زمانی بود مرضیه برومند سریال میساخت، یک زمانی هم شمسی خانم!

این پیشکسوت در ادامه اظهارات خود به سریال قدیمی «آیینه» که در آن ایفای نقش داشت اشارهای میکند و میگوید: «آیینه» یک تلهتئاتر بود اما یادم نمیآید که بتوانم خیلی دربارهی آنها حرف بزنم ولی من هر کاری که کردم دوست داشتم. بعضی از کارهایم چشمگیر هستند اما بهترین نیستند؛ به عنوان مثال سریال «آرایشگاه زیبا» را خیلی دوست داشتم. یک زمانی بود که مرضیه برومند برای تلویزیون سریال میساخت و یک زمانی هم بود که به عنوان مثال شمسی خانم برای تلویزیون سریال میساخت اما سوال من اینجاست که شمسی خانم کیست؟!

احمدی که سریالهای حال حاضر تلویزیون را قبول ندارد، خاطرنشان میکند: سوال من در اینجا این است که این همه سریال ساختند به کجا رسیدند، چرا شهرت نداشتند؟ من به عنوان بازیگر تاکنون در 36 سریال بازی کردم و شاید یکی از هنرپیشگانی باشم که بیشتر از همه سریال بازی کردم.

تلویزیون را فقط برای فوتبال و کشتی میبینم

وی در پاسخ به اینکه آیا کارهای قدیمی تلویزیون را میبینید؟ با صراحت میگوید: راستش را بگویم من تلویزیون را فقط به خاطر فوتبال و کشتی میبینم و گاهی هم خبر را تماشا میکنم. سریال «کلاه پهلوی» را هم خیلی کم میبینم چرا که هر وقت میبینم عصبانی میشوم.

احمدی دربارهی علاقهاش به ورزش و فوتبال توضیح میدهد: من ورزش را از 16 سالگی دوست داشتم تا اینکه به ورزش باستانی، دو و سپس به فوتبال رسیدم. هنوز هم ورزش میکنم، در آن زمان فوتبال را حرفهای کار میکردم و تیم فوتبال راه آهن را ساختم تا اینکه کارهایم زیاد شد و برای فوتبال پیر شدم و دیگر ادامه ندادم.

از خیابانی خوشم نمیآید، چون اسقلالی است

وقتی از او میپرسیم که کدام گزارشگر تلویزیون را از همه بیشتر دوست دارد؟ میگوید: همه را دوست دارم به جز آقای خیابانی، به خاطر این که استقلالی است و اعتقادم بر این است که همه استقلالیها عبوس هستند.

بنیانگذار نمایشهای رادیویی چه کسی بود؟

این پیشکسوت در ادامه توضیحاتی هم درباره بنیانگذار سریالها و نمایشهای رادیویی ارائه میدهد و میگوید: اولین گروه بازیگری در رادیو و نمایشهای رادیویی را من میشناسم ولی رادیو این اطلاعات را ندارد. بنیانگذار همه نمایشهای رادیویی در سال 1320 پرویز خطیبی بود و من میتوانم به جرأت بگویم او بزرگترین طنزپرداز ایران بود و تا به حال هم کسی جای او نیامده است. خطیبی در نوشتن کاملا مسلط بود و استعداد عجیبی در کارش داشت. او خودش نمایشهای رادیویی را به رادیو پیشنهاد کرد که رادیو در سال 1324 با این طرح مخالفت کرد.

برای نمایشهای رادیویی به دنبال صداهای واقعی مردم میرفتیم

احمدی همچنین دربارهی شخصیت رادیویی «هردمبیل» خاطراتش زنده میشود و میگوید: شخصیت «هردمبیل» واقعی بود و من شخصا آن را سر چهارراه حسنآباد دیده بودم. «هردمبیل» یک آدم فقیر و بدبختی بود. ما در آن زمان در کارهایمان تیپسازی نمیکردیم بلکه ساعتها در بازارها میگشتیم و حرفهای مردم را گوش میکردیم تا اینکه صدایی به گوشمان میرسید و به دنبالش میرفتیم، ساعتها به صدای مردم کوچه بازار و ترهبار گوش میکردیم و وقتی صدایی عجیب به گوشمان میرسید میگفتیم که این یک صدای طبیعی نیست، همان جا در ذهنمان صدا را تمرین میکردیم.

مرحوم نوذری نمیتوانست رُل پیرمرد را خوب بگوید

احمدی در بخشی دیگر از گفتوگویش با خبرنگار ایسنا، نظرش را دربارهی سانسورهای آن دوره رادیو و تلویزیون، اینگونه مطرح میکند: حسن رادیو این بود که چهره نداشتیم و فقط کارمان با صدا بود. وقتی صدا را تغییر میدادیم یک شخصیت دیگر به وجود میآمد. در آن زمان هر کدام از ما سه چهار نوع صدا داشتیم. من همیشه صدای پیرمرد را خیلی خوب میگفتم اما به عنوان مثال مرحوم منوچهر نوذری که خدا بیامرزد او را نمیتوانست رُل پیرمرد را خوب بگوید.

قبل از انقلاب هم خط قرمز بود

این هنرمند قدیمی همچنین دیدگاهش را درخصوص خط قرمزهای دهه 50 و قبل از انقلاب اینگونه بیان میکند: خط قرمزها از همان ابتدا هم بود؛ به عنوان مثال قبل از انقلاب ما حق نداشتیم اسم دربار و یا ولیعهد را ببریم مگر اینکه به نحوی مثبت باشد و ما تعریف بیش از حد از آنها میکردیم به همین خاطر خط قرمزها از همان زمان قبل از انقلاب هم بود و هنوز هم هست.

مرتضی احمدی از برخی بی توجهیها و اتفاقات گلهمند است.

وی میگوید: زمانی که کسی بعد از سالها زحمت و فعالیت میمیرد، برخیها تازه متوجه میشوند چنین آدمی بوده، من از این بابت از وزارت ارشاد دلگیر هستم.

بهترین دوستان مرتضی احمدی چه کسانی بودند؟

وقتی از این پیشکسوت میپرسیم که بهترین دوستان و همکاران دهه 50 شما چه کسانی بودند؟ با ابراز دلتنگی میگوید: بهتر است بهترینها را نگویم ولی میگویم که با چه کسانی بودهام چرا که همه آنها برایم عزیز بودند و فرقی نمیکنند. من در آن دوره همکاران زیادی داشتم که یکی از آنها در فیلم «پینوکیو» با من همراه بود. مرحوم کنعان کیانی همان شخصیتی بود که به جای «گربه نره» گویندگی میکرد. شخصیت «پینوکیو» هم در حال حاضر خودش در کشور آمریکاست و متأسفانه صدای «جینو» که دیگر ما در دوبله صدای آن را نداریم، فوقالعاده است اما حدود چهار - پنج ماه پیش قهر کرد و برای همیشه به کشور سوئد رفت.

مرتضی احمدی

احمدی در این گفتوگوی یک ساعته با ایسنا اشارهای هم به فعالیتهایش در حوزه دوبله میکند.

وقتی صحبت از دوبله میشود انگار احمدی ذوقی در چشمانش دیده میشود و بیشتر مایل به حرف زدن میشود.

از اولین دوبلورهای این مملکتم

او خاطرنشان میکند: بنده از اولین و قدیمیترین دوبلورهای این مملکت هستم و یکی از اعضای اولیه انجمن گویندگان و سرپرستان گفتار فیلم هستم. در حال حاضر هم که دیگر در این حوزه فعالیت ندارم ولی زمانی که خبردار میشوم یکی از دوبلورها بیمار است و یا از بین ما رفت، ناراحت میشوم.

احمدی دربارهی علاقهاش به دوبله میگوید: مگر میشود دوبله را دوست نداشته باشم. دوبله برای من چیز دیگری است.

شکلگیری دوبله در ایران از زبان مرتضی احمدی

این پیشکسوت دوبله با اشاره به چگونگی شکلگیری دوبله در ایران توضیح میدهد: اوایل، تمام فیلمها با صدای اصلی پخش میشد و اول از همه کشور ایتالیا شروع به دوبله کرد، البته در ایران هم در فکر دوبله بودند اما اسباب و وسیلهای برای این کار نداشتند. اولین فیلم ایتالیایی که دوبله شد مردم استقبال عجیبی از آن کردند به جهت اینکه به فارسی دوبله شده بود. از آن به بعد روز به روز دوبله در ایتالیا بهتر شد تا اینکه ایران هم به فکر دوبله افتاد و این حرفه را به راه انداخت.

وقتی به دوبله اهمیت نمیدهند چرا گویندگان برای تیپسازی خودشان را بکشند؟

احمدی با تعریف خاطرههایی از دوبلهی سالها پیش ادامه میدهد: به یاد دارم که در آن سالها هنرپیشهای طی مصاحبهای که انجام داده بود گفته بود ای کاش صدای ما هم مثل گویندگانمان بود اما حالا دیگر باید بگذریم از اینکه دوبله خیلی پایین آمده است. متاسفانه بیتوجهی به دوبله ایران و دستمزد کم دوبلورها ناراحتکننده است وگرنه دوبله و دوبلورهای ما مشکلی ندارند بلکه پول کمی به آنها داده می شود، پس چه لزومی دارد که خودشان را بکشند و تیپسازی کنند. من هم اگر به عنوان گوینده الان به دوبله بیایم دیگر مثل گذشته کارهای سابق را نمیکنم و فقط حرف میزنم اما آیا این دوبله است؟

به جایی رسیدهایم که از عشقمان دست کشیدهایم

دوبله شبکههای ماهوارهای از ما پیشی گرفتهاند

این پیشکسوت صحبتهایش را در راستای دوبله شبکههای ماهوارهای اینگونه ادامه میدهد: باید بگویم که دوبلهی دنیا، از دوبله ما گرفته شده است و شبکههایی مثل «من و تو» و سایر شبکههای ماهوارهای از دوبله ما استفاده میکنند اما ما به دوبلورهایمان توجه نمیکنیم و به آنها اهمیت نمیدهیم و روز به روز دوبله ما ضعیفتر میشود.

در دوبله پس زدهایم

احمدی معتقد است: در حال حاضر تقریبا دوبله ایران، دوبله 50 سال پیش است و احساس میشود که در دوبله به عقب رفتهایم و پس زدهایم.

تمام دیالوگهای «پینوکیو» از خودمان بود

وی درباره لهجهسازی در دوبله ایران به خبرنگار ایسنا میگوید: من در همه کارتونها صدایم را تغییر میدهم. در دوبله کارتون «پینوکیو» هم کمی از لهجه رشتی استفاده کردم؛ به جهت اینکه در آن زمان هم لهجهسازی در دوبله قدغن بود و جلویش را میگرفتند. در کل با لهجهسازیهای زیاد در آن زمان هم مخالف بودند و میگفتند امکان دارد توهین بشود.

او درباره فعالیتها دوبلههای زیرزمینی در ایران اینگونه بیان میکند: متاسفانه دوبلههای زیر زمینی هم صدماتی به کارها زدهاند و در حال حاضر هم تا حدودی جلویشان را گرفتهاند.

نسل جدید دوبله، سفارشهای تلویزیوناند

احمدی با گلایه از اینکه نسل جدیدی که در حال حاضر در حوزه دوبله کار میکند سفارشهای تلویزیون هستند، خاطرنشان میکند: در آن زمان ما برای تربیت دوبلورها برنامه داشتیم و گروهها میآمدند و تقاضا میدادند تا نوبت به آنها برسد. ما در آن زمان خودمان دوبلور تربیت میکردیم اما در حال حاضر دیگر به این شکل نیست به نظر میرسد نسل جدید که در دوبله کار میکنند سفارشهای خود تلویزیون هستند به جهت اینکه میخواهند دوبله را بکوبند.

مرتضی احمدی

این گوینده پیشکسوت همچنین دربارهی فعالیت دوبلورها در بخشهای خصوصی میگوید: معلوم است که در جاهای خصوصی به دوبلورها پول بیشتری میدهند، به همین خاطر است که آنها هم کار میکنند. خیلی از دوبلورها مثل خسروشاهی و زند اکنون خانهنشین شدهاند، مگر از دوبلورهای قدیمی چقدر باقی مانده است که قدر آنها را نمیدانند.

احمدی از منوچهر اسماعیلی به عنوان سلطان دوبله یاد میکند و میگوید: اسماعیلی سلطان دوبله این مملکت است اما دیگر به ندرت کار میکند؛ چرا؟!

از دوبله و کارهای مرتضی احمدی در این حوزه عبور میکنیم و به نقش آفرینیهای این پیشکسوت در رادیو میرسیم.

چه شد که «شما و رادیو» شکل گرفت؟

احمدی در پاسخ به اینکه چه شد که برنامه «شما و رادیو» شکل گرفت؟ میگوید: مرحوم پرویز خطیبی در آن زمان یکسری برنامههایی برای خودش داشت که اوایل کمی ضعیف بودند ولی کمکم به «شما و رادیو» تبدیل شد.

وقتی احمدی محبوبترین بازیگر رادیو شناخته شد

با انتقادهایم بلایی سر وزیر نیرو آوردم که داد محمدرضا پهلوی هم درآمد

او به حرفهایش ادامه میدهد و میگوید: به یاد دارم که در آن زمان یک بار با وزیر راه دعوا کردم و درگیری شدیدی با وی داشتم و زمانی که او فهمید کارش اشتباه بوده از من عذرخواهی کرد ولی من گفتم که دیگر کاری با شما ندارم و به تهران آمدم تا اینکه پرویز خطیبی را به دنبالم فرستادند. او در آن زمان به من گفت این یک کار را انجام بده و دیگر ادامه نده. در آن زمان یک تلهتئاتر 30 دقیقهای بود که طنز انتقادی شدیدی داشت و هنوز هم معتقدم کسی نیست مثل مرتضی احمدی که طنز و انتقاد را هر دو با هم داشته باشد و اصلا اجازه این کار را هم نمیدهند. من در آن زمان بلایی سر وزیر نیرو آوردم که حتی صدای محمدرضا پهلوی هم بلند شده بود. در آن سالها در این تلهفیلم 30 دقیقهای با آقای میری، خانم شهیدی، آقای تابش و ... کار میکردیم و در واقع این اثر طنز اجتماعی و انتقادی بود. این کار مرا خیلی بالا برد و برایم خیلی خوب بود. یکی از عوامل شناخته شدن من تک اجرا در تلویزیون بود و همین تکاجرا به مدت یک سال و نیم از تلویزیون پخش شد و در واقع همین اثر باعث شد که من در تلویزیون بمانم.

در رادیو خیلی به من توهین شد

احمدی میگوید: از آن سالها دیگر به رادیو نرفتم. من هیچ وقت توقعی نداشتم و ندارم. اصل زندگی من بیشتر در رادیو و تلویزیون بوده، من انتظار کمک از هیچکس ندارم، فقط انتظار دارم حرمتم از بین نرود که آن را در رادیو از بین بردند. طی سالهای پیش هم به یاد دارم که یک بار خیلی به من اصرار کردند که برای مراسمی به رادیو بروم اما دخترم به من گفت اگر مشکل مالی داریم یک وعده غذایمان را کم میکنیم اما دیگر به رادیو نرو.

او در پاسخ به اینکه آیا طی این سالها به شبکه رادیویی نمایش پیشنهاداتی دادهاید؟ تنها در یک جمله اینگونه پاسخ میدهد: متاسفانه هیچ کس در این زمینه به ما اشاره نکرد.

دلم را به چه چیز رادیو خوش کنم؟

وی در پاسخ به پرسش دیگری مبنی بر اینکه نمایشهای جدید رادیو را گوش میکنید؟ خاطرنشان میکند: اصلا رادیو گوش نمیکنم و با آن قهر کردهام. دلم را باید به چه چیز رادیو خوش کنم؟ اگر قرار باشد دلم را خوش کنم با تلویزیون خوش میکنم. تلویزیون با رادیو برای من تفاوت زیادی دارد. رادیو دیگر برایم جایگاهی ندارد و هیچ برنامهای از رادیو را گوش نمیکنم.

در تلویزیون احترام آدم را نگه میدارند

این هنرپیشه قدیمی در ادامه صحبتهای خود اظهارات و علایقش در تلویزیون را اینگونه بیان میکند: برای من تلویزیون با رادیو خیلی تفاوت دارد چرا که در تلویزیون احترام آدم را نگه میدارند و هر کجا که برنامهای باشد احترام ما هم سرجایش است اما رادیو هنوز هم که هنوز است دستمزد ندارد. در رادیو تصویر وجود ندارد درحالی که اگر تصویر وجود داشت حالات چهره، صورت، حرکات دست و ... به بیان احساسات کمک میکرد. رادیو فقط یک بیان دارد و باید با همان بیانش همه چیز را ثابت کرد. در رادیو هیچ کس به هنرپیشه کمک نمیکند و هنرپیشه باید با صدایش، خودش را نشان دهد.

مرتضی احمدی

وقتی از احمدی میپرسیم که طی این سالها دیداری با آقای ضرغامی داشتهاید؟ میگوید: من از سال 1321 در رادیو بودم و متاسفانه هنوز با ایشان دیدار نداشتم، یک بار که سالها پیش آقای ضرغامی، معاون وزیر ارشاد بودند شاید این موضوع برای 10، 15 سال پیش باشد با او رو در رو شدم اما از آن سال به بعد دیگر ایشان را ندیدم.

آشنایی مرتضی احمدی با مرحوم علی حاتمی

وقتی به جایی میرسیم که مرتضی احمدی از همکاریهایش با مرحوم حاتمی برایمان میگوید احساس میشود که علاقه خاصی به زندهیاد حاتمی و کارهایی که با وی داشته، دارد.

«حسن کچل» حاتمی برایم ماندنیترین بود

در سریال «صاحبقران» مرحوم حاتمی هم بازی داشتم که در آن ایفای دو نقش را عهدهدار بودم.

کتابهای احمدی تجدید چاپ نمیشوند

احمدی صحبتهایش را با معرفی کتابهایش خاتمه میدهد.

او به خبرنگار ایسنا میگوید: من چهار کتاب در بازار برای چاپ دارم که مقابل دو تا از کتابهایم را گرفتهاند و تجدید چاپ نمیشود. آخرین کتابم هم نیمه کاره مانده است که به شکل یک رمان است. «کهنههای همیشه نو» و «فرهنگ بر و بچههای تهرون» از جمله کتابهایی هستند که وزارت ارشاد مقابل چاپش را گرفته است و ایراد کارم را هم نمیگویند.

وی اظهار امیدواری میکند از اینکه در دوره روحانی اتفاقات خوشآیندی بیفتد و میگوید: ببینیم زمان آقای روحانی چه تغییراتی پیش خواهد آمد تا این مشکلات هم حل شود.

احمدی در جمع ایسناییها

احمدی که صحبتش را به پایان میرساند سپس از اداره هنری خبرگزاری ایسنا دیدن میکند و دقایقی در جمع ایسناییها حاضر میشود.

وی با حضورش در ایسنا به خبرنگاران دلگرمی میدهد و اظهار خوشحالی میکند از اینکه در جمع دانشجویان حاضر شده است.

مرتضی احمدی

***

به گزارش ایسنا، مرتضی احمدی - هنرمند پیشکسوت - ساعاتی قبل در منزلش از دنیا رفت. او متولد سال 1303 از بازیگران سینما، تئاتر، تلویزیون، رادیو و گوینده و خواننده ایران بود.

احمدی در سال 1323 به رادیو تهران آمد و از آنجا فعالیتش در رادیو را نیز آغاز کرد. او سالها در رادیو کار کرد و از جمله تیپی که به آن مشهور بود به نام «بابا جاهل گریان» بود. وی در سال 1353 نقش اول سریال پربیننده «هردمبیل» - نوشته پرویز خطیبی - را بازی کرد و در سال 1356 محبوبترین هنرپیشه رادیو شناخته شد.

احمدی در سال 1326 گوینده فیلمهای خارجی شد و از اعضای اولیه انجمن گویندگان و سرپرستان گفتار فیلم شد. از ماندگارترین آثار او در دوبله میتوان به کارتون «پینوکیو» نقش روباه مکار اشاره کرد. احمدی در سال 1332 برای اولین بار در سینما فیلمی با عنوان «ماجراهای زندگی» به کارگردانی نصرالله محتشم را بازی کرد و از جمله دیگر فیلمهای او میتوان به «کلاه قرمزی و پسرخاله»، «شیرین و فرهاد»، «بابا شمل»، «قلندر»، «خانه خراب»، «معما»، «در انتظار شیطان» و... اشاره کرد. همچنین از کارهای تلویزیونی این پیشکسوت میتوان «شکرستان» (راوی و صداپیشه)، «تک مضراب»، «چهرهها»، «هردمبیل»، «هفت شهر عشق»، «سلطان صاحبقران»، «پنجرهها»، «چنگک»، «آرایشگاه زیبا»، «آیینه»، «تهران 11»، «زیر بازارچه»، «دردسر بزرگ»، «خانه پدری» و... نام برد.

انتهای پیام

مرتضی احمدی

مرتضی احمدی

در زمینهی انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • لطفاً نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • «ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بیاحترامی به اشخاص، قومیتها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزههای دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر میشود.
نام و نام خانوادگی*
ایمیل
متن نظر*
● تعداد نظرات (0)
تماس با ثبت شرکت ارشیا

موضوع : اخبار » تیتر اخبار » خبرگزاری ایسنا

تاریخ : 1-10-1393, 08:59

 

تمامی نظرات در کمتر از 12 ساعت پاسخ داده می شود

ارسال نظر


روزنامه رسمی

رهگیری پرونده ثبت شرکت
File engine/modules/imp/xform/block.php not found.
دفاتر پستی منتخب

ثبت شرکت برای اتباع خارجی

موضوعات پرکاربرد ثبتی :
ثبت شرکت در سراسر ایران

ثبت شرکت در تهران
تماس
واتس آپ
تلگرام
پوشک بزرگسالتعمیر لباسشویی آبسالکرکره برقی پارکینگدرب ضد سرقتصندلی پلاستیکی