به پرتال ثبت شرکت ارشیا خوش آمدید امروز : پنج شنبه ، 7 مرداد 1400

پرشکوه‌ترین نرمش قهرمانانه تاریخ/ صلحی که سیدالشهدا هم در آن شریک بود

به گزارش خبرنگار آیین و اندیشه خبرگزاری فارس، رهبر معظم انقلاب در کتاب انسان 250 ساله به تشریح چرایی صلح امام حسن مجتبی(ع) پرداخته است که به مناسبت شهادت کریم اهل بیت(ع) به گوشه‌هایی از تحلیل‌های معظم‌له اشاره می‌شود:

*امام حسین(ع) در این صلح با امام حسن(ع) شریک بودند

در باب صلح امام حسن(ع) این مسأله را بارها گفته‌ایم و در کتاب‌ها نوشته‌اند که هر کس حتی خود امیرالمؤمنین(ع) هم اگر به جای امام حسن مجتبی بود و در آن شرایط قرار می‌گرفت، ممکن نبود کاری بکند، غیر از آن کاری که امام حسن(ع) کرد، هیچ کس نمی‌تواند بگوید که امام حسن، فلان گوشه کارش سؤال ‌برانگیز است، نه! کار آن بزرگوار، صد درصد بر استدلال منطقی غیرقابل تخلف منطبق بود.

در بین آل رسول خدا (ص) پرشورتر از همه کیست؟ شهادت‌آمیزترین زندگی را چه کسی داشته است؟ غیرتمندترین آن‌ها برای حفظ دین در مقابل دشمن، چه کسی بوده است؟ حسین‌ بن علی بوده است، آن حضرت(ع) در این صلح، با امام حسن(ع) شریک بودند. صلح را تنها امام حسن نکرد؛ امام حسن و امام حسین این کار را کردند؛ منتها امام حسن(ع) جلو بود و امام حسین(ع) پشت ‌سر او بود.

امام حسین(ع) جزو مدافعان ایده صلح امام حسن(ع) بود، وقتی که در یک مجلس خصوصی، یکی از یاران نزدیک - از این پرشورها و پرحماسه‌ها - به امام مجتبی(ع) اعتراضی کرد، امام حسین(ع) با او برخورد کردند: «وَ غَمَزَ الحُسینُ حُجر» هیچ‌ کس نمی‌تواند بگوید که اگر امام حسین به جای امام حسن بود، این صلح انجام نمی‌گرفت، نخیر، امام حسین(ع) با امام حسن(ع) بود و این صلح انجام گرفت و اگر امام حسن(ع) هم نبود و امام حسین(ع) تنها بود، در آن شرایط، باز هم همین کار انجام می‌گرفت و صلح می‌شد.

*پرشکوه‌ترین نرمش قهرمانانه تاریخ

صلح، عوامل خودش را داشت و هیچ تخلف و گریزی از آن نبود. آن روز، شهادت ممکن نبود. مرحوم شیخ راضی آل یاسین در کتاب «صلح الحسن» - که من در سال 1348 آن را ترجمه و چاپ کردم و چاپ شده است- ثابت می‌کند که اصلاً جا برای شهادت نبود. هر کشته شدنی که شهادت نیست؛ کشته شدن با شرایطی، شهادت است. آن شرایط، در آنجا نبود و اگر امام حسن(ع)، در آن روز کشته می‌شدند، شهید نشده بودند. امکان نداشت که آن روز کسی بتواند در آن شرایط، حرکت مصلحت‌آمیز انجام بدهد که کشته بشود و اسمش شهادت باشد و انتحار نکرده باشد.

*حق عظیمی که امام مجتبی(ع) بر بقای اسلامی دارد

اسلام، دوباره نهضت شد، اسلام ناب، اسلام اصیل، اسلام ظلم‌ستیز، اسلام سازش‌ناپذیر، اسلام دور از تحریف و مبرّا از اینکه بازیچه دست هواها و هوس‌ها بشود، باقی ماند، اما در شکل نهضت باقی ماند؛ یعنی در زمان امام حسن(ع) تفکر انقلابی اسلامی که دوره‌ای را طی کرده بود و به قدرت و حکومت رسیده بود؛ دوباره برگشت و یک نهضت شد.

البته در این دوره، کار این نهضت، به مراتب مشکل‌تر از دوره خود پیامبر(ص) بود؛ زیرا شعارها در دست کسانی بود که لباس مذهب را بر تن کرده بودند؛ در حالی که از مذهب نبودند، مشکلی کار ائمه هدی(ع)‌ اینجا بود، البته من از مجموعه روایات و زندگی ائمه(ع) این طور استنباط کرده‌ام که این بزرگواران، از روز صلح امام مجتبی(ع) تا اواخر، دائماً درصدد بوده‌اند که این نهضت را مجدداً به شکل حکومت علوی و اسلامی دربیاورند و سرپا کنند.

*چه می‌دانی و از کجا می‌دانی، شاید این، یک آزمونی برای شما است

این، به روشنی‌ نشان می‌دهد که حضرت در انتظار آینده‌‌ای است، و آن آینده، چیزی جز این نمی‌تواند باشد که حکومت غیر قابل قبول از نظر امام حسن(ع)‌ که بر حق نیست باید کنار برود و حکومت مورد نظر سر کار بیاید، لذا به اینها می‌گوید که شما از فلسفه کار اطلاع ندارید، چه می‌دانید شاید مصلحتی در این کار وجود دارد؟

در آغاز صلح، دو نفر از سران شیعه - مسیب بن نجبة و سلیمان بن صُرد - با عده‌ای از مسلمانان خدمت امام مجتبی(ع) مشرف شدند، گفتند: ما نیروی زیادی داریم، از خراسان و از عراق و... و اینها را در اختیار شما می‌گذاریم و حاضریم معاویه را تا شام تعقیب کنیم. حضرت آن‌ها را در خلوت به حضور خواستند و مقداری با آنان سخن گفتند. پس از اینکه بیرون آمدند آرام شده بودند و نیروهای‌شان را رها کرده و پاسخ روشنگری هم به عده همراهان خودشان ندادند.

طه حسین مدعی است که این دیدار در حقیقت سنگ زیربنای اصلی مبارزات تشیع را گذاشت، یعنی می‌خواهد بگوید امام حسن(ع) با اینها نشستند و مشورت کردند و در همین دیدار تشکیلات عظیم شیعی را به وجود آوردند.

*شجاعت‌های بی‌مثال امام حسن(ع) در میادین مبارزه

بعضی خیال می‌کنند امام حسن مجتبی(ع) ترسید که بجنگد؛ نه! امام حسن(ع) مجتبی قاطعانه عازم به جنگ بود و جزو شجاعان عرب است، من نگاه می‌‌کردم توی کتاب، در شرح دلاوری‌های امام مجتبی در قضایای مختلف، دلاوری‌های آن حضرت در جریانات مختلف خیلی زیاد است، منتها در جنگ‌های امیرالمؤمنین، آنجایی که میدان جنگیدن بود، خود امیرالمؤمنین مانع می‌شد از جنگیدن امام حسن و امام حسین، نمی‌گذاشت اینها بروند در خطر خودشان را قرار بدهند، بعضی گفتند که چرا شما محمدبن حنیفه را می‌فرستی جلو، آن هم پسرت است، امام حسن را نمی‌فرستی و امام حسین را؟ فرمود: می‌ترسم که نسل رسول اکرم(ص) منقطع بشود، اینها تنها بازماندگان پیغمبرند و می‌خواهم نسل پیغمبر(ص) را حفظ کنم، احساس خطر می‌کرد توی میدان جنگ، می‌خواست اینها را حفظ کند.

در همان جنگ جمل و صفین هم نقش‌های فوق‌العاده‌ مهمی بر دوش امام حسن مجتبی(ع) بوده، که من نام امام حسن را در ماجراهای صفین و جمل - این دو تا ماجرا به خصوص - زیاد دیدم، نام امام حسین را کمتر دیدم، یعنی آن حضرت - امام حسن مجتبی - در میدان‌ها و در جریان‌‌ها، بیشتر حتی حضور داشته از امام حسین. نخیر! مرد جنگ، مرد سیاست، مرد تدبیر، مرد زبان‌آوری، قوی، مباحثات و مجادلات امام حسن مجتبی را انسان وقتی که می‌خواند، مو بر بدن انسان راست می‌ایستد، از بس قوی و قدرتمندانه است.

*امام حسن(ع) برای حفظ مکتب عقب‌نشینی کرد

مسأله بعدی تحلیل شکست جریان حق است، علت شکست امام حسن(ع) عبارت بود از ضعف بینش عمومی، علت اصلی و آمیخته‌ شدن ایمان به انگیزه‌‌های مادی، در زمینه ضعف بینش عمومی، مردم بسیار بسیار ناآگاه بودند انصافاً و ایمان مذهبی‌شان هم آمیخته شده بود به انگیزه‌های مادی. برایشان مادیت شده بود اصل. متزلزل شدن ارزش‌ها از ده، بیست سال قبل از آن؛ از حدود ده پانزده سال قبل از ماجرای صلح امام حسن، ارزش‌ها ذره‌ذره متزلزل شده بود، یک مقدار تبعیض و یک مقدار این چیزها به وجود آمده و همه اینها موجب شد که امام حسن(ع) نتواند مقاومت کند.

و اما رفتار گروه فاتح با گروه مغلوب این بود که به جای اینکه بیایند امام حسن و یارانشان را بگیرند در زندان بیاندازند یا بکشند، وقتی که مسلط شدند نه خیلی هم، علی‌الظاهر احترامشان را حفظ کردند؛‌ و با حضرت دیدار کردند خیلی احترام کردند، اما معاویه و گروه فتاح تصمیم گرفت بر محو شخصیت و تضعیف شخصیت. شخص را حفظ کردند تا شخصیت را نابود بکنند. این روش آنها بود که همان‌طور که گفتم در تبلیغات این را اصل قرار دادند.

*امام حسن(ع) فاتح شد

و اما فرجام؛ فرجام این شد که گروه غالبان و فاتحان و زورمندان شدند محکومان و مغلوبان و ضعیف شمرده‌شدگان شدند، حاکمان و فاتحان در ذهنیت جهان اسلام، امروز شما اگر نگاه کنید آن ذهنیتی که در دنیای اسلام وجود دارد، کما بیش ذهنیتی است که امام حسن مجتبی و امیرالمؤمنین(ع) آن را ترویج می‌کردند، نه ذهنیتی که معاویه و بعد از او یزید و بعد از او عبدالملک و مروان و خلفای بنی‌امیه ترویج می‌کردند. آن ذهنیت آنها به کلی شکست خورد و از بین رفت، در تاریخ دیگر نیست. ذهنیت آنها را اگر بخواهیم ما اسمی رویش بگذاریم همان نواصبند، نواصب که یکی از فرق به حساب می‌‌آیند که امروز هم در دنیای اسلامی برافتادند، وجود خارجی ندارند ظاهراً، نواصب یعنی کسانی که دشنام می‌دادند به خاندان پیغمبر و اسلام آن‌ها را قبول نداشتند که جریان ذهنی آن‌ها آن بود، اگر قرار بود که معاویه فاتح و حاکم بشود امروز بایستی آن جریان بر دنیای اسلام حاکم باشد، در حالی که نخیر، امروز به عکس جریان فکری امیرالمؤمنین(ع) و امام حسن در دنیا حاکم است.

اگر چه در برخی از فروغ و پاره‌ای از عقاید درجه دو و دست دوم عیناً همان‌ها منتقل نشده، اما مجموع جریان این است. امام حسن بنابراین فاتح شد و جریان او جریان پیروز بود، این یک خلاصه‌ای از ماجرای صلح امام حسن(ع) از دیدگاه تأثیر آن در کل تاریخ اسلام بود.

انتهای پیام/و

تماس با ثبت شرکت ارشیا

موضوع : اخبار » تیتر اخبار » خبرگزاری فارس

تاریخ : 1-10-1393, 08:47

 

تمامی نظرات در کمتر از 12 ساعت پاسخ داده می شود

ارسال نظر


روزنامه رسمی

رهگیری پرونده ثبت شرکت
File engine/modules/imp/xform/block.php not found.
دفاتر پستی منتخب

ثبت شرکت برای اتباع خارجی

موضوعات پرکاربرد ثبتی :
ثبت شرکت در سراسر ایران

ثبت شرکت در تهران
تماس
واتس آپ
تلگرام
پوشک بزرگسالتعمیر لباسشویی آبسالکرکره برقی پارکینگدرب ضد سرقتصندلی پلاستیکی