به پرتال ثبت شرکت ارشیا خوش آمدید امروز : یکشنبه ، 4 آبان 1399

رابطه عناصر داستانی در داستان‌های کوتاه قرآنی

چکیده

کلیدواژهها: قرآن، داستان کوتاه، رابطه عناصر داستانی، داستانهای کوتاه قرآنی، داستانهای قرآن.

مقدمه

یکی از گونههای داستان قرآنی، داستان کوتاه است. داستان کوتاه، داستانی است که در آن به قصد بیان پیامی واحد شخصیت یا شخصیتهایی اصلی در واقعهای واحد نشان داده میشوند. چنین داستانی از نظر حجم دارای سطور اندکی است. ویژگی کلی داستانهای کوتاه، فشردگی و ایجاز معنایی و ساختاری آنهاست. امروزه که داستان کوتاه دارای نفوذ و برد فراوان در ادبیات داستانی است و مشتاقان بسیاری دارد، جا دارد که به داستان کوتاه قرآنی به دید یک سبک بیبدیل پرداخته شود. هرچند داستانسرایی قرآنی، موضوعی نسبتاً جاافتاده محسوب میشود، داستان کوتاه قرآنی و خصوصاً بررسی رابطه عناصر آن با یکدیگر کاملاً جدید و بدون پیشینه است.

مراد از عناصر داستانی، اجزا و عناصری هستند که در قالب خاصی ریخته میشوند تا بهطور منظم و همآهنگ و در جهت تأمین هدفی فکری حرکت کنند. در ادبیات داستانی امروز، داستان متشکل از عناصری مانند پی‏رنگ (طرح)، حادثه، شخصیت، گفت‏وگو، روایت، صحنه، زاویه دید، و درونمایه است. این عناصر که هم از نظر ساختار و هم از نظر محتوا، مقوّم یک داستان هستند و داستان بر پایه آنها استوار است، در داستانهای واقعی قرآن ـ با اختلاف در کمیت، کیفیت و نحوه کاربردـ قابل تشخیص، تحلیل و ارزیابی است.

این مقاله با طرح این سؤال که «رابطه عناصر داستانی داستانهای کوتاه قرآنی چیست؟» درصدد است با روش تحلیل محتوا در بررسی هشت داستان کوتاه قرآنی ـ خلیفه الهی (بقره: 30 ـ 38)، بازگشت مردگان (بقره: 259)، الطاف الهی به ذیالقرنین (کهف: 83 ـ98)، رهیافتگان ـ گمراهان (یس: 13 ـ 31)، صاحب ماهی (صافات: 139 ـ 148)، پاداش صبر (صاد: 41 ـ 44)، مؤمنان در آتش! (بروج: 4 ـ 8)، فیلسوارانی مغلوب پرندگان (سوره فیل) ـ به رابطه عناصر داستانی (افتتاحیه، شخصیت، گفت‏وگو، صحنه و اختتامیه) بپردازد.

عناصر داستانی

پیش از پرداختن به رابطه عناصر داستانی، ارائه توضیحاتی درباره هریک از عناصر مورد نظر و جایگاه و نقش فردی آنها در داستانهای کوتاه قرآن، لازم به نظر میرسد.

أ. عنصر افتتاحیه

افتتاحیه یا شروع، پیشدرآمد داستان و قبل از شروع رسمی داستان است که خواننده را با هدف داستان و شیوه فنی نگارنده آشنا میسازد و در حقیقت مقدمه داستان است (اشرفی، 1390، ص 185). آغاز داستانهای کوتاه قرآن معمولاً هدف روانی خاصی دارد. سرآغاز داستانهای قرآن اغلب صحنه شگفت و تشویقکننده است تا در ابتدا، عواطف و احساسات و توجه مخاطب برانگیخته شود (پروینی، 1379، ص 148). مثلاً داستان کوتاه مؤمنان در آتش! (بروج: 4-8) که شروع داستان با نفرین آغاز میشود و این موضوع، حس کنجکاوی خواننده را تحریک و این سؤال را در ذهن او ایجاد میکند که چرا خداوند قبل از معرفی به لعن و نفرین میپردازد؟ چه ظلم و گناهی صورت پذیرفته که مستحق نفرین پروردگار است و این شروع تکاندهنده، توجه مخاطب را به داستان و پیگیری موضوع، بیشتر میکند.

ب. عنصر شخصیت

شخصیت، در یک اثر نمایشی یا روایی، فردی است دارای ویژگیهای اخلاقی و ذاتی که این ویژگیها از طریق آنچه انجام میدهد (رفتار) و آنچه میگوید (گفتار) نمود مییابد. زمینه چنین رفتار یا گفتاری انگیزههای شخصیت را بازتاب میدهد (مستور، 1379، ص 33). عنصر شخصیت، نقش مهمیدر داستانهای قرآن دارد و یکی از محورهای مهم داستان بهشمار میرود. باید گفت معمولاً الگوهای رفتاری، به وسیله شخصیتهای مثبت یا منفی ارائه میشود. این شخصیتها با توجه به پیام و هدف سوره و داستان مورد نظر، بهگونهای هماهنگ با دیگر عناصر داستانی نقش خود را ایفا میکنند.

با این حال، پرداخت آنها به صورتی است که از قهرمانپرستی و شخصیتبازی جلوگیری شده است. بنابراین، شخصیتها همه در جهت هدایت بشر ایفای نقش میکنند. آنان در نقشهای مثبت و منفی، داستانها را پیش میبرند. گروهی از این شخصیتها، الگو و گروهی آینه عبرتی برای خردورزان میشوند. در قرآن، تمام شخصیتها واقعی هستند و در آفرینش حوادث، حضوری واقعی دارند و همچون داستانهای بشری، ساخته و پرداخته ذهن و خیال نیستند. این امر یکی از تفاوتهای مهم داستانهای قرآنی با غیرقرآنی بهشمار میرود (فروردین، 1383، ص 99).

یکی از ویژگیهای شخصیت‏پردازی در داستانهای کوتاه قرآنی این است که نام اصلی شخصیتها بنا به اقتضای سیاق داستان و وجود نکات اخلاقی و هنری، گاه ذکر می‏شود، مانند داستان حضرت یونس و حضرت ایوب(ع) و گاه با صفت و لقب آورده می‏شود، مانند داستان ذیالقرنین و گاهی هم شخصیتها بدون ذکر نام اصلی معرفی شدهاند، مانند اصحابالاخدود. البته شخصیتهای مثبت بیشتر از شخصیتهای منفی با نام اصلی در صحنه داستان حاضرند. قرآن کریم گاهی بعضی از شخصیتهایش را مجرد از هرگونه مشخصات اسمی و وصفی معرفی میکند و به صورت نکره محض از آنها نقل میآورد (پروینی، 1379، ص 156)؛ مانند این آیه: «وَجَاءَ مِنْ أقْصَا الْمَدِینَهِ رَجُلٌ یَسْعَى‏ قَالَ یَقَوْمِ اتَّبِعُواْ الْمُرْسَلِینَ» (یس:20).

نکره آوردن شخصیتها، در این موارد، بلیغتر از معرفه آوردن آنهاست؛ زیرا این شخصیتهای نکره مَثَل عامی هستند برای تمام افرادی که شایسته بازی کردن چنین نقشی هستند (الخطیب، [بی‏تا]، ص 100). نتیجه میگیریم که ذکر نام اصلی شخصیت یا مبهم آوردن آن و معرفه یا نکره آوردن آن، در زمینه ترسیم قهرمان داستان و نوع نگرش به آن اهمیت خاصی دارد. نحوه معرفی شخصیت داستان نیز با مفاهیم و افکاری که داستان در پی بیان و تعمیق آن است ارتباطی مستقیم دارد. این طبیعت و سیاق داستان است که مبهم یا مشخص آوردن نام شخصیت را تعیین میکند، مثلاً اغلب جاهایی که سخن از رسالت انبیا و تبلیغ پیام الهی رسولان است، شخصیت با نام اصلی معرفی میشود؛ چراکه نقش اصلی در این موارد بر عهده پیامبران است (پروینی، 1379، ص 157)، مانند آنچه در داستانهای یونس و ایوب(ع) و دیگر پیامبران میبینیم.

در داستانهای قرآن، زندگی هدفدار و نامحدود است و با مرگ به پایان نمیرسد، بلکه مرحله دیگری از زندگی انسان آغاز میشود و سرانجام، انسان به جاودانگی میرسد و به زندگی اخروی خود ادامه میدهد. نگرش به حیات اخروی با توجه به حقانیت معاد، داستانهای قرآن را پویا و دگرگون ساخته است و همه مبارزهها، درگیریها، تحمل سختیها، کشمکشها، بر این اساس معنا و مفهوم و ارزش مییابند و براساس همین باور است که شخصیتهای داستانی قرآن، حسابگرانه و دقیق عمل میکنند و میکوشند به زندگی سعادتمندی دست یابند (فروردین، 1383، ص 23).

ج. عنصر گفتوگو

ویژگی دیگر، واقعی بودن گفتوگوهای شخصیتهاست. انسان با خواندن داستانهای قرآن و تأمل کردن در مضمون گفتوگوهای آن، به این احساس و اعتقاد میرسد که این سخنان، واقعی و از زبان شخصیتها نقل میشود (الخطیب ،[بی‏تا]، ص 129). داستانهای قرآن، چنان هنرمندانه، از این عنصر بهره گرفتهاند که در گفتوگوهای داستانی، طراوت، شادابی و جریان مدام زندگی دیده میشود. در ذیل به برخی از این جلوهها اشاره میشود:

یک. گفتوگوی داستانی برخی از قصههای قرآن در پردازش شخصیتها و معرفی آنان به مخاطب نقش اساسی دارد. در داستان کوتاه خلیفه الهی (بقره: 30 ـ 38)، گفتوگو میان شخصیتها، در پردازش شخصیت ابلیس و فرشتگان نقش اساسی دارد و ضعف و واماندگی ابلیس را به تصویر میکشد.

دو. گاهی رویدادهای داستانی به صورت گفتوگو نقل میشود، مانند داستان کوتاه بازگشت مردگان (بقره: 259).

سه. در برخی دیگر از داستانها گفتوگو، تصویرگر حق و باطل است. نمونه این تصویرگری در داستان کوتاه رهیافتگان ـ گمراهان (یس: 13 ـ 31) متجلی است (فروردین، 1383، ص 136).

د. عنصر صحنه (زمان و مکان)

صحنه، ظرف زمانی و مکانی وقوع حوادث داستان است. هر داستان در قلمروی معین از مکان و در محدودهای مشخص از زمان رخ میدهد. این موقعیت زمانی و مکانی وقوع حوادث داستان، صحنه داستان را تشکیل میدهد (مستور، 1379، ص 46). کاربرد درست و هنرمندانه زمان و مکان، بر اعتبار و مقبول بودن داستان و نیز اثربخشی آن میافزاید. بنابراین، عنصر زمان و مکان در داستان اهمیت فراوانی دارد؛ زیرا نشاندهنده عناصر دیگری چون حادثه و شخصیت است.

قرآن کریم از این عنصر، مانند عناصر دیگر داستان، به اندازه ضرورت و به اقتضای موقعیت کلام و در راستای تأمین هدف هدایتی خویش استفاده کرده است. گاهی به عناصر زمانی مانند مِاْئَهَ عَامٍ، یَوْمًا، بَعْضَ یَوْمٍ، إِلىَ‏ حِینٍ، الْقُرُونِ، یَوْمِ، مِاْئَهِ ألْفٍ در داستانهای کوتاه قرآن برمیخوریم که ذکر آنها در داستان معنا، مفهوم و حکمتی دارد و از لحاظ هنری نیز در رنگآمیزی داستان و در تحلیل و ارزیابی بهتر حوادث و شخصیتها نقش تعیینکنندهای ایفا میکند.

در ذیل، به مواردی از گزینش صحنههای داستانی، در قرآن اشاره میشود:

یک. در داستان تکآیهای بازگشت مردگان (بقره: 259) فقط صحنههای کلیدی که به هدف و پیام قصه (اثبات معاد) مربوط هستند، گزینش شده است و اسم شخصیت داستان و نام مکان و موقعیت آن حذف شده است.

دو. در صحنههایی که مکان، ویژگی خاصی در پیام قصه ندارد، حذف شده است، همانند حذف مکان در داستانهای کوتاه مؤمنان در آتش! (بروج: 4-8)، پاداش صبر (صاد: 41 ـ 44)؛ ولی در برخی از صحنهها، مکان بهسبب اهمیت ویژهاش، با پرداختی قوی مطرح شده است، همانند چشمه آب در داستان کوتاه پاداش صبر که حتی به گوارا، خنک و آشامیدنی بودن آب نیز اشاره شده است. همچنین در برخی دیگر از داستانها، مکان، پرداختی کمرنگ و ضعیف دارد، مانند داستان کوتاه الطاف الهی به ذیالقرنین (کهف: 83 ـ 98) محل غروب و طلوع خورشید، سد آهنی.

سه. در پرداخت صحنههایی که مربوط به صفات منفی شخصیتهاست، صفات منفی با تمام جزئیات آن بیان نمیشود، بلکه بیشتر گزینش صحنهها براساس ریشهیابی این صفات صورت میگیرد. در داستان کوتاه خلیفه الهی (بقره: 30 ـ 38) شخصیت ابلیس و ریشهیابی تمرد و عصیان او چنین گزینشهایی را میبینیم (فروردین، 1383، ص 39).

ذ. عنصر اختتامیه (پایان)

داستانهای کوتاه قرآنی گاهی با پیروزی حق بر باطل و نجات مؤمنان و پاک شدن جامعه از مفسدان، پایان مییابد، مانند داستان الطاف الهی به ذیالقرنین و پاداش صبر ایوب نبی(ع). در برخی از داستانهای کوتاه قرآنی، با شهادت مؤمنان و پیروان حق، صحنههای پایانی نشان داده میشود و تصاویری زیبا و شجاعانه از مرگ را به مخاطب ارائه میدهد. البته این صحنهها نیز نمودی از پیروزی حق بر باطل است (شهادت حبیب نجار در داستان رهیافتگان ـ گمراهان (اصحاب القریه)، شهادت مؤمنان در داستان مؤمنان در آتش! (اصحاب الاخدود) و...).

در برخی از داستانها، پس از شهادت قهرمان قصه، تصویرسازی زیبایی از زندگی برزخی آنان به چشم میخورد که چگونگی سعادتمند شدن آنان بیان میشود، مانند تصویرسازی از زندگی برزخی مؤمن انطاکیه در داستان رهیافتگان ـ گمراهان (یس: 13ـ31).

آنچه در مراحل پایانی داستانهای قرآن مورد توجه است، تصویرسازی از زاویهای است که متناسب با هدفها و فضای ویژه داستان و سیاق سوره، اختیار میشود تا مخاطب، پیام داستان را دریابد (همان، ص113و 114).

1. رابطه افتتاحیه با عناصر دیگر

بنابراین هریک از عناصر داستانی میتوانند شروع یک داستان کوتاه قرآنی باشند و بهگونهای از این عناصر، در ابتدای داستان استفاده میشود که سؤالبرانگیز باشد، خواننده را به فکر فرو برد، باعث کنجکاوی و برانگیخته شدن احساسات او شود یا اینکه واقعهای را به خاطر او بیاورد.

گاهی شروع داستان از نقطه اوج رویداد، گزینش شده است. مثلاً داستان کوتاه مؤمنان در آتش! (بروج: 4-8) با نفرین خداوند بر صاحبان خندق آغاز میشود که در واقع از صحنههای پایانی داستان است؛ جایی که ظلم ظالمان به حدی رسیده که مستحق نفرین خداوند شدهاند. گاهی هم داستان روال عادی خود را میپیماید و آغاز داستان آغاز رویداد نیز هست، مانند داستان کوتاه رهیافتگان ـ گمراهان (یس: 13 ـ 31).

آنچه در شروع داستان آمده از امکانات مادی و دنیایی با آنچه در پایان داستان از خدمت به خلق و قدرت و شوکتی که با این اسباب بهدست آمده، همه از رحمت پروردگار است و این همان هدایتی است که داستانهای کوتاه قرآنی آن را دنبال میکنند، یعنی از آغاز زندگی تا پایان آن انسان در مسیر هدایت باشد و هیچیک از امکانات مادی و معنوی این دنیایی انسان را از یاد خدا غافل نکند.

2. رابطه شخصیت با عناصر دیگر

شخصیت بیش از هر عنصر دیگر، با عنصر رویداد و گفتوگو رابطه برقرار میکند. در داستان خلیفه الهی (بقره:30 ـ38) این رابطه سهگانه، مشهودتر از داستانهای کوتاه دیگر است. در این میان، نقش گفتوگو در گویاسازی شخصیتها قابل ملاحظهتر است. آدم، حوا، فرشتگان و ابلیس، شخصیتهایی هستند که در این داستان با گفتوگو به ما معرفی میشوند.

در داستانهای کوتاه قرآنی هدف داستان با ملاکها و معیارهای شخصیتی شخصیتهای داستان همخوانی دارد، یعنی هدف داستانهای کوتاه قرآنی ملاک قرار دادن یا ندادن ابعاد مختلف شخصیتی شخصیتهای داستان در زندگی است. مثلاً در داستان کوتاه پاداش صبر (صاد: 41 ـ 44) هدف داستان، الگوبرداری از شخصیت اصلی داستان است که صبر و رضای الهی را سرلوحه زندگی خود قرار داده است یا در داستان کوتاه صاحب ماهی (صافات: 139-148) هدف داستان، عبرت گرفتن از سرگذشت حضرت یونس(ع) میباشد که نباید مانند حضرت یونس بود و در مقابل فشارها تحمل خود را از دست داد، بلکه باید تا آخرین لحظه، صبر و تحمل داشت.

از همینرو خداوند به پیامبر اسلام میفرماید: مثل یونس مباش «لا تَکُنْ کَصاحِبِ الْحُوتِ» (قلم: 48)، یعنی از این بخش از زندگی یونس(ع)، الگوبرداری نکن. همچنین یاد بگیریم که مانند حضرت یونس(ع) در سختترین شرایط هم به خدا رجوع کنیم که باب توبه در هر زمان باز است. لذا هدف داستانهای کوتاه قرآنی رابطه تنگاتنگی با شخصیتهای این داستانها دارد.

3. رابطه رویداد با عناصر دیگر

رویدادها در داستانهای کوتاه قرآنی رابطهای جدانشدنی با عناصر مختلف داستانی دارند بهگونهای که شخصیتها، صحنهها، گفتوگوها و... هستند که حوادث داستان را پدید میآورند. برای مثال، در بسیاری از داستانها، حوادث، جلوهای از اعجاز الهی است و صحنههایی که به وسیله اعجاز الهی خلق میشوند، برای مخاطب، شگفتی و عشق و ایمان و اعتقاد به همراه دارد. پردازش صحنههایی همچون نجات یونس از شکم ماهی، جاری شدن چشمه آب برای ایوب، شفای بیماران و زنده کردن مردگان توسط فرستادگان عیسی(ع) در داستان کوتاه رهیافتگان ـ گمراهان (یس: 13 ـ 31) و... همه جلوههایی از اعجاز الهی است. البته در داستانهای کوتاه قرآنی، حوادث (رویدادها) بهطور کامل بیان نمیشوند، بلکه بخشها و صحنههای درسآموز از آنها گزینش میشود.

بیشتر داستانهای کوتاه قرآنی، شروعی متفاوت و شگفتانگیز دارند، بهگونهای که عواطف، احساسات و توجه مخاطب را برمیانگیزند و وی را به پیگیری حادثه، ترغیب میکنند. مثلاً داستان کوتاه مؤمنان در آتش! (بروج: 4-8) با نفرین بر اصحاب خندق (گودال) آغاز میشود یا داستان کوتاه صاحب ماهی (صافات: 139-148) داستان با فرار آن حضرت به سمت کشتی آغاز میشود، با چنین شروعی، در واقع حس کنجکاوی خواننده را ترغیب و او را به پیگیری آنچه روی خواهد داد، مشتاقتر میکند.

این حادثهها از نظر روانی، مخاطب را جذب و توجه او را به ادامه داستان جلب میکند؛ بدین معنا که گزینش حادثهای برای آغاز داستان، به مفهوم اهمیت آن رخداد یا وضعیت است. همچنین در داستانهایی که رویدادهای اصلی آنها درباره بعثت پیامبران و دشمنی مردم با ایشان یا بهعکس تبعیت مردم از ایشان است، در پایان با اتمام حجت بر آنها، عذاب آسمانی نازل میشود، مانند داستان کوتاه رهیافتگان ـ گمراهان، یا مشمول رحمت پروردگار قرار میگیرند و توبهشان پذیرفته میشود، مانند قوم حضرت یونس(ع). پس افتتاحیه و اختتامیه جزء لاینفک داستانهای کوتاه قرآنی است که زیبایی خاصی به رویدادها میبخشد و باعث افزایش اثرگذاری رویداد (حادثه) بر مخاطب میگردد.

در داستانهای کوتاه قرآنی رویدادها، با توجه به پیام و هدف هر داستان، توجیهپپذیر است و اهداف داستان هستند که به خلق حادثه و رویدادهای مختلف میانجامند. هدف از بیان همه داستانهای کوتاه قرآنی هدایت و انسانسازی است. بنابراین، صرف نظر از اینکه رویدادی مثبت یا منفی باشد، هدف داستان مثبت است؛ یعنی باید از رویدادهای مثبت درس بگیریم و آنها را سرلوحه زندگی قرار دهیم و از رویدادهای منفی عبرت بگیریم و از آنها دوری کنیم که سرانجامی جز پشیمانی و غضب الهی ندارد.

4. رابطه گفتوگو با عناصر دیگر

شخصیت قهرمانان داستان را میتوان از طریق رفتار و گفتار آنها شناخت. در بسیاری از داستانهای کوتاه قرآنی گفتوگوی شخصیتهای مثبت و منفی این داستانهاست که پرده از افکار آنها برمیدارد. مثلاً در داستان کوتاه خلیفه الهی (بقره: 30 ـ 38) از گفتوگوی خداوند با ابلیس به تکبر و حسادت نهفته ابلیس پی میبریم یا در داستان کوتاه رهیافتگان ـ گمراهان (یس: 13 ـ 31) از گفتوگوی حبیب نجار با مردم به خیرخواهی و احساس مسئولیت او در قبال مردم پی میبریم و این رابطه چنان تنگاتنگ است که بدون گفتوگو شاید شناخت شخصیتها غیرممکن باشد.

اصولاً به جریانانداختن عمل داستانی، تصویرگری شخصیتها و تحلیل افکار و عواطف آنها بدون گفتوگو مشکل است. بنابراین، عنصرگفتوگو در داستانهای کوتاه قرآن، حوادث را به جریان میاندازد، عواطف، افکار و خلجانهای درونی شخصیتها را به تصویر میکشد و باعث رخداد یک حادثه در داستان میشود و باز گفتوگوست که به هدف و پیام داستان منجر میگردد. گفتوگو در داستانهای کوتاه قرآنی به شکلی حادثهها را پیش میبرد که هدف داستان را توجیه کند.

در داستانهای کوتاه قرآنی مجالی برای توصیف تفصیلی صحنهها وجود ندارد. بنابراین غالباً از ذکر دقیق زمان و مکان وقوع داستان خودداری شده است. در عوض به شکلی زیبا و اثرگذار از طریق گفتوگو، صحنهها به تصویر کشیده شده است که شاهکار قرآن را میتوان در داستان کوتاه بازگشت مردگان (بقره: 259) مشاهده کرد؛ جایی که به زیبایی، مکان و زمان داستان را از طریق گفتوگو با عزیر(ع) نشان میدهد.

در اینجا با اینکه خواننده داستان، چندین قرن با شخصیت اصلی داستان فاصله دارد، با پرداخت زیبایی که از صحنه داستان از طریق گفتوگو به مخاطب القا میشود، او خود را به جای شخصیت اصلی داستان فرض میکند. حتی فاصله صدساله بین مرگ حضرت عزیر(ع) و دوباره زنده شدنش و اتفاقات بسیاری را که در این صد سال برای عزیر، مرکبش، غذایش و... افتاده است نیز تصور میکند؛ درحالیکه هیچ نامی از مکان یا زمان در این داستان، ذکر نشده است.

5. رابطه صحنه (زمان و مکان) با عناصر دیگر

صحنهها با بهرهگیری از گفتوگو، تصاویر را گونهای نمایش میدهند که گویی این صحنهها هماینک در برابر دیدگان ما قرار دارند. در داستان کوتاه بازگشت مردگان (بقره: 259) میان گذشته، حال و آینده، فاصلهای احساس نمیشود؛ درحالیکه فعلها با صیغههای زمانی متفاوتی آمدهاند. بهگونهای از رستاخیز تصویرپردازی شده است که خواننده را با آینده یگانه میکند.

در برخی داستانها، رویدادها (حادثهها) براساس توالی طبیعی خود به پیش میروند؛ یعنی رویدادها، در یکسو از گذشته به حال و سپس به سمت آینده حرکت میکنند و همینگونه که رویدادها و زمانها از پی هم میآیند، افعال در آن داستانها نیز به همان ترتیب پشت سر هم قرار میگیرند.

در هر داستان متناسب با پیام و هدف آن، زمان و مکان به صورتی ویژه نشان داده میشود. برای مثال، در داستان کوتاه الطاف الهی به ذیالقرنین (کهف: 83 ـ 98) یکی از اهداف داستان، بیرون بردن شعاع دید و اندیشه انسان از زندگی معمولی است و اینکه عالم و حقایق آن، به آنچه میبینیم و به آن خو گرفتهایم منحصر نیست؛ بلکه حقایقی بسیار دقیق و شگفت، در پس این دید و نگاه ظاهری نهفته است.

6. رابطه اختتامیه با عناصر دیگر

هر داستانی هدفی را دنبال میکند و نتیجهای دربر دارد. هدف داستانهای کوتاه قرآنی هدایت و نتیجه آن سعادت بشر است. بنابراین، عناصر داستانی بهکار رفته در این داستانها هم باید در جهت این هدف باشند. به عبارت دیگر، همه اجزای داستانهای کوتاه قرآنی در جهت این هدف انتخاب میشوند. با دقت در داستانهای کوتاه قرآنی درمییابیم که شخصیتها، صحنه (زمان و مکان)، رویدادها، گفتوگوها و... در این داستانها همه در راستای هدف و نتیجه داستان است.

انتخاب شخصیتهای مثبت و منفی داستان با هدف و نتیجه داستان رابطه دارد. برای نمونه، یکی از اهداف و نتایج داستان کوتاه خلیفه الهی (بقره:30 ـ 38) دوری از کبر و حسد است و انتخاب شخصیت ابلیس بهعنوان مظهر تکبر و حسد کاملاً با هدف داستان سازگار است یا انتخاب شخصیت حضرت ایوب(ع) بهعنوان الگوی صبر در میان همه پیامبران با هدف داستان کوتاه پاداش صبر (صاد: 41 ـ 44) همخوانی دارد.

انتخاب صحنهها هم ارتباط تنگاتنگی با هدف داستان دارد، بهطوریکه صحنهپردازیهای بینظیر داستانهای کوتاه قرآنی، مخاطب را از همان ابتدای داستان با هدف داستان آشنا میکند. مثلاً انتخاب صحنه قریه خراب در ابتدای داستان کوتاه بازگشت مردگان (بقره: 259) و استفاده شگفتانگیز از عنصر زمان در این داستان، انسان را به یاد معاد و رستاخیز میاندازد که با هدف داستان که بیان حقیقت امر معاد است، کاملاً سازگار است. نکته دیگری که این رابطه را تقویت میکند این است که صحنههایی که در راستای هدف و نتیجه داستان نیستند، حذف میشوند.

رویدادها نیز بهگونهای طراحی شدهاند که هدف داستان را دنبال میکنند. برای نمونه، در داستان کوتاه فیلسوارانی مغلوب پرندگان (سوره فیل) هدف داستان، بیشتر نشان دادن قدرت و عظمت خداوند، در حفظ حریم خود و ذلت و زبونی دشمنان خداست و رویداد، به شکلی گزارش شده است که این هدف را بهخوبی نمایش میدهد، آنجا که پرندگانی کوچک، سپاه عظیم ابرهه را با خاک، یکسان میکند.

اگر در جایی ابلیس خود را برتر از انسان میداند و میگوید من را از آتش آفریدی و او را از خاک! و با این جمله از درگاه الهی رانده میشود، در واقع تکبر و حسادت ابلیس که یکی از نتایج اخلاقی داستان است، با گفتوگو به تصویر کشیده شده است. یا در داستان کوتاه الطاف الهی به ذیالقرنین (کهف: 83 ـ 98) از بسیاری از گفتوگوهایی که در این سفر طولانی به شرق و غرب عالم رخ داده، صرفنظر شده و فقط آنهایی مطرح شده است که در جهت هدف داستان، یعنی جلب رضایت و رحمت خداوند و بیرون بردن شعاع دید و اندیشه انسان از زندگی معمولی میباشد.

در جریان ساختن سد پس از اینکه آن گفتوگوها استحکام، عظمت و غیرقابل نفوذ بودن سد را به تصویر کشید، نتیجه این شد که این از رحمت پروردگار است و زمانی که او بخواهد آن را خرد و هموار میسازد و این کاملاً با هدف و نتیجه داستان منطبق میباشد که این امور دنیایی در مقابل عظمت خداوند هیچ است و همه از لطف و رحمت خداوند است.

نتیجهگیری

داستانهای کوتاه قرآن، ترکیبی زیبا از هماهنگی و انسجام عناصر است و همه عناصر در ارتباط با هم ایفای نقش میکنند؛ ضمن اینکه هریک نیز نقش مستقل خود را دارند. در داستانهای کوتاه عناصر به حدی به هم پیوسته و در هم تنیده ظاهر میشوند که جداسازی را کمی با مشکل مواجه میکند (جدول شماره 1 تا 8).

داستانهای کوتاه قرآنی، به شکلی کاملاً هنرمندانه و در قالب تکنیکهای داستانپردازی و با برخورداری از عناصر جدید داستانی به شیوه خاص و منحصر به فرد، نقل و گزارش شدهاند. ساختار هندسی داستانهای کاملاً واقعی قرآن چنان طراحی و ارائه شده است که اکثر عناصر داستانی شناخته شده در ادبیات جدید داستانی مانند عنصر پی‏رنگ (طرح)، شخصیت، گفتوگو، صحنه و زاویه دید را میتوان تحلیل و بررسی کرد. عناصر داستانی یاد شده در ساختار داستانهای قرآن، به تناسب جوّ حاکم بر هدف فکری و تربیتی سوره مورد نظر، گاه کمرنگ و گاه پررنگ است.

قرآن کریم، قبل از هرچیز، کتاب هدایت و تربیت است و در داستانهای واقعی و تاریخی آن، همه اجزا و عناصر داستانی، «بِالحَق» است و نقل و گزارش آنها که توسط خداوند علیم و حکیم صورت گرفته، «بِالحَق» است: «اِنَّ هذا لَهُوَ القَصَصُ الحَقُّ» (آل عمران: 62).

 

جدول شماره 1
خلیفه الهی (بقره:30 ـ 38)
وَإِذْ قَالَ رَبُّکَ لِلْمَلَئکَهِ إِنّى جَاعِلٌ فىِ الْأرْضِ خَلِیفَهً افتتاحیه
لِلْمَلَئکَهِ- ءَادَمَ - الْمَلَئکَهِ- یَادَمُ- لِلْمَلَئکَهِ- لأدَمَ- إِبْلِیسَ- یَادَمُ- زَوْجُکَ- الشَّیْطَانُ- ءَادَمُ شخصیت
رویداد
قالَ رَبُّکَ لِلْمَلائِکَهِ إِنِّی جاعِلٌ فِی الْأرْضِ خَلِیفَهً قالُوا أتَجْعَلُ فِیها مَنْ یُفْسِدُ فِیها ویَسْفِکُ الدِّماءَ ونَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ ونُقَدِّسُ لَکَ قالَ إِنِّی أعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ - فَقالَ أنْبِئُونِی بِأسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقِینَ * قالُوا سُبْحانَکَ لا عِلْمَ لَنا إِلأ ما عَلَّمْتَنا إِنَّکَ أنْتَ الْعَلِیمُ الْحَکِیمُ * قالَ یا آدَمُ أنْبِئْهُمْ بِأسْمائِهِمْ فَلَمَّا أنْبَأهُمْ بِأسْمائِهِمْ قالَ ألَمْ أقُلْ لَکُمْ إِنِّی أعْلَمُ غَیْبَ السَّماواتِ والْأرْضِ وأعْلَمُ ما تُبْدُونَ وما کُنْتُمْ تَکْتُمُونَ * وإِذْ قُلْنا لِلْمَلائِکَهِ اسْجُدُوا لِآدَمَ - قُلْنا یا آدَمُ اسْکُنْ أنْتَ وزَوْجُکَ الْجَنَّهَ وکُلا مِنْها رَغَداً حَیْثُ شِئْتُما ولا تَقْرَبا هذِهِ الشَّجَرَهَ فَتَکُونا مِنَ الظَّالِمِینَ - قُلْنَا اهْبِطُوا بَعْضُکُمْ لِبَعْضٍ عَدُو ولَکُمْ فِی الْأرْضِ مُسْتَقَرٌّ ومَتاعٌ إِلى‏ حِینٍ * قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَمِیعاً فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُمْ مِنِّی هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدایَ فَلا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ ولا هُمْ یَحْزَنُونَ گفتوگو
- زمان
الْأرْضِ - الجنَّهَ - الْأرْضِ مکان
إِنَّهُ هُوَ التَّوَّابُ الرَّحِیمُ - فَإِمَّا یَأْتِیَنَّکُم مِّنىّ‏ِ هُدًى فَمَن تَبِعَ هُدَاىَ فَلَا خَوْفٌ عَلَیْهِمْ ولا هُمْ یَحْزَنُونَ اختتامیه
جدول شماره 2
الطاف الهی به ذیالقرنین (کهف:83 ـ98)
ویَسْئَلُونَکَ عَنْ ذِی الْقَرْنَیْنِ افتتاحیه
ذِى الْقَرْنَینْ - إِنَّا مَکَّنَّا لَهُ فىِ الْأرْضِ وَءَاتَیْنَاهُ مِن کلُ‏ِّ شىَ‏ْءٍ سَبَبًا شخصیت
حَتَّى إِذا بَلَغَ مَغْرِبَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَغْرُبُ فِی عَیْنٍ حَمِئَهٍ ووَجَدَ عِنْدَها قَوْماً قُلْنا یا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِمَّا أنْ تُعَذِّبَ وإِمَّا أنْ تَتَّخِذَ فِیهِمْ حُسْناً * قالَ أمَّا مَنْ ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ یُرَدُّ إِلى‏ رَبِّهِ فَیُعَذِّبُهُ عَذاباً نُکْراً * وأمَّا مَنْ آمَنَ وعَمِلَ صالِحاً فَلَهُ جَزاءً الْحُسْنى‏ وسَنَقُولُ لَهُ مِنْ أمْرِنا یُسْراً * حَتَّى إِذا بَلَغَ مَطْلِعَ الشَّمْسِ وَجَدَها تَطْلُعُ عَلى‏ قَوْمٍ لَمْ نَجْعَلْ لَهُمْ مِنْ دُونِها سِتْراً * کَذلِکَ وقَدْ أحَطْنا بِما لَدَیْهِ خُبْرا رویداد
قُلْ سَأتْلُواْ عَلَیْکُم مِّنْهُ ذِکْرًا - قُلْنَا یَاذَا الْقَرْنَینْ‏ِ إِمَّا أن تُعَذِّبَ وَإِمَّا أن تَتَّخِذَ فِیهِمْ حُسْنًا * قَالَ أمَّا مَن ظَلَمَ فَسَوْفَ نُعَذِّبُهُ ثُمَّ یُرَدُّ إِلىَ‏ رَبِّهِ فَیُعَذِّبُهُ عَذَابًا نُّکْرًا * وَأمَّا مَنْ ءَامَنَ وَعَمِلَ صَالِحًا فَلَهُ جَزاءً الْحُسْنى‏ وسَنَقُولُ لَهُ مِنْ أمْرِنا یُسْراً - قالُوا یا ذَا الْقَرْنَیْنِ إِنَّ یَأْجُوجَ ومَأْجُوجَ مُفْسِدُونَ فِی الْأرْضِ فَهَلْ نَجْعَلُ لَکَ خَرْجاً عَلى‏ أنْ تَجْعَلَ بَیْنَنا وبَیْنَهُمْ سَدًّا * قالَ ما مَکَّنِّی فِیهِ رَبِّی خَیْرٌ فَأعِینُونِی بِقُوَّهٍ أجْعَلْ بَیْنَکُمْ وبَیْنَهُمْ رَدْماً * آتُونِی زُبَرَ الْحَدِیدِ حَتَّى إِذا ساوى‏ بَیْنَ الصَّدَفَیْنِ قالَ انْفُخُوا حَتَّى إِذا جَعَلَهُ ناراً قالَ آتُونِی أُفْرِغْ عَلَیْهِ قِطْراً - قَالَ هَذَا رَحْمَهٌ مِّن رَّبىّ‏ِ فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ رَبىّ‏ِ جَعَلَهُ دَکأءَ وَکأنَ وَعْدُ رَبىّ‏ِ حَقًّا گفتوگو
- زمان
مَغْرِبَ الشَّمْسِ - مَطْلِعَ الشَّمْسِ - بَینْ‏َ الصَّدَفَینْ - بَینْ‏َ السَّدَّیْنِ مکان
هَذَا رَحْمَهٌ مِّن رَّبىّ‏ِ فَإِذَا جَاءَ وَعْدُ رَبىّ‏ِ جَعَلَهُ دَکأءَ وَکأنَ وَعْدُ رَبىّ‏ِ حَقًّا اختتامیه
جدول شماره 3
رهیافتگان ـ گمراهان (یس:13 ـ 31)
واضْرِبْ لَهُمْ مَثَلاً أصْحابَ الْقَرْیَهِ إِذْ جاءَهَا الْمُرْسَلُونَ افتتاحیه
- شخصیت
أصْحابَ الْقَرْیَهِ إِذْ جاءَهَا الْمُرْسَلُونَ * إِذْ أرْسَلْنا إِلَیْهِمُ اثْنَیْنِ فَکَذَّبُوهُما فَعَزَّزْنا بِثالِثٍ فَقالُوا إِنَّا إِلَیْکُمْ مُرْسَلُونَ * قالُوا ما أنْتُمْ إِلأ بَشَرٌ مِثْلُنا وما أنْزَلَ الرَّحْمنُ مِنْ شَیْ‏ءٍ إِنْ أنْتُمْ إِلأ تَکْذِبُونَ * قالُوا رَبُّنا یَعْلَمُ إِنَّا إِلَیْکُمْ لَمُرْسَلُونَ * وما عَلَیْنا إِلأ الْبَلاغُ الْمُبِینُ * قالُوا إِنَّا تَطَیَّرْنا بِکُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّکُمْ ولَیَمَسَّنَّکُمْ مِنَّا عَذابٌ ألِیمٌ * قالُوا طائِرُکُمْ مَعَکُمْ أإِنْ ذُکِّرْتُمْ بَلْ أنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ * وجاءَ مِنْ أقْصَا الْمَدِینَهِ رَجُلٌ یَسْعى‏ قالَ یا قَوْمِ اتَّبِعُوا الْمُرْسَلِینَ * اتَّبِعُوا مَنْ لا یَسْئَلُکُمْ أجْراً وهُمْ مُهْتَدُونَ * وما لِیَ لا أعْبُدُ الَّذِی فَطَرَنِی وإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ * أأتَّخِذُ مِنْ دُونِهِ آلِهَهً إِنْ یُرِدْنِ الرَّحْمنُ بِضُرٍّ لا تُغْنِ عَنِّی شَفاعَتُهُمْ شَیْئاً ولا یُنْقِذُونِ * إِنِّی إِذاً لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ * إِنِّی آمَنْتُ بِرَبِّکُمْ فَاسْمَعُونِ * قِیلَ ادْخُلِ الْجَنَّهَ قالَ یا لَیْتَ قَوْمِی یَعْلَمُونَ * بِما غَفَرَ لِی رَبِّی وجَعَلَنِی مِنَ الْمُکْرَمِینَ * وما أنْزَلْنا عَلى‏ قَوْمِهِ مِنْ بَعْدِهِ مِنْ جُنْدٍ مِنَ السَّماءِ وما کُنَّا مُنْزِلِینَ * إِنْ کانَتْ إِلأ صَیْحَهً واحِدَهً فَإِذا هُمْ خامِدُونَ رویداد
فَقَالُواْ إِنَّا إِلَیْکُم مُّرْسَلُونَ * قَالُواْ مَا أنتُمْ إِلَّا بَشَرٌ مِّثْلُنَا وَمَا أنزَلَ الرَّحْمَانُ مِن شىَ‏ْءٍ إِنْ أنتُمْ إِلَّا تَکْذِبُونَ* قالُوا رَبُّنا یَعْلَمُ إِنَّا إِلَیْکُمْ لَمُرْسَلُونَ * وَمَا عَلَیْنَا إِلَّا الْبَلَاغُ الْمُبِینُ * قالُوا إِنَّا تَطَیَّرْنا بِکُمْ لَئِنْ لَمْ تَنْتَهُوا لَنَرْجُمَنَّکُمْ ولَیَمَسَّنَّکُمْ مِنَّا عَذابٌ ألِیمٌ * قالُوا طائِرُکُمْ مَعَکُمْ أإِنْ ذُکِّرْتُمْ بَلْ أنْتُمْ قَوْمٌ مُسْرِفُونَ - قَالَ یَقَوْمِ اتَّبِعُواْ الْمُرْسَلِینَ * اتَّبِعُوا مَنْ لا یَسْئَلُکُمْ أجْراً وهُمْ مُهْتَدُونَ * وما لِیَ لا أعْبُدُ الَّذِی فَطَرَنِی وإِلَیْهِ تُرْجَعُونَ * أأتَّخِذُ مِنْ دُونِهِ آلِهَهً إِنْ یُرِدْنِ الرَّحْمنُ بِضُرٍّ لا تُغْنِ عَنِّی شَفاعَتُهُمْ شَیْئاً ولا یُنْقِذُونِ * إِنِّی إِذاً لَفِی ضَلالٍ مُبِینٍ * إِنِّی آمَنْتُ بِرَبِّکُمْ فَاسْمَعُونِ - قالَ یا لَیْتَ قَوْمِی یَعْلَمُونَ گفتوگو
- زمان
أقْصَا الْمَدِینَهِ - الجنَّهَ مکان
اتَّبِعُوا مَنْ لا یَسْئَلُکُمْ أجْراً وهُمْ مُهْتَدُونَ - غَفَرَ لىِ رَبىّ‏ِ وَجَعَلَنىِ مِنَ الْمُکْرَمِینَ اختتامیه
جدول شماره 4
بازگشت مردگان (بقره: 259)
کألَّذِى مَرَّ عَلىَ‏ قَرْیَهٍ وَهِىَ خَاوِیَهٌ عَلىَ‏ عُرُوشِهَا افتتاحیه
- شخصیت
أوْ کألَّذِى مَرَّ عَلىَ‏ قَرْیَهٍ وَهِىَ خَاوِیَهٌ عَلىَ‏ عُرُوشِهَا قَالَ أنىَ‏ یُحْىِ هَذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا فَأمَاتَهُ اللَّهُ مِاْئَهَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ قَالَ کَمْ لَبِثْتَ قَالَ لَبِثْتُ یَوْمًا أوْ بَعْضَ یَوْمٍ قَالَ بَل لَّبِثْتَ مِاْئَهَ عَامٍ فَانظُرْ إِلىَ‏ طَعَامِکَ وَشَرَابِکَ لَمْ یَتَسَنَّهْ وَانظُرْ إِلىَ‏ حِمَارِکَ وَلِنَجْعَلَکَ ءَایَهً لِّلنَّاسِ وَانظُرْ إِلىَ الْعِظَامِ کَیْفَ نُنشِزُهَا ثُمَّ نَکْسُوهَا لَحْمًا فَلَمَّا تَبَینَ لَهُ قَالَ أعْلَمُ أنَّ اللَّهَ عَلىَ‏ کُلّ‏ِ شىَ‏ْءٍ قَدِیرٌ رویداد
قَالَ أنىَ‏ یُحْىِ هَذِهِ اللَّهُ بَعْدَ مَوْتِهَا - قالَ کَمْ لَبِثْتَ قالَ لَبِثْتُ یَوْماً أو بَعْضَ یَوْمٍ قالَ بَلْ لَبِثْتَ مِائَهَ عامٍ فَانْظُرْ إِلى‏ طَعامِکَ وشَرابِکَ لَمْ یَتَسَنَّهْ وانْظُرْ إِلى‏ حِمارِکَ ولِنَجْعَلَکَ آیَهً لِلنَّاسِ وانْظُرْ إِلَى الْعِظامِ کَیْفَ نُنْشِزُها ثُمَّ نَکْسُوها لَحْماً - قَالَ أعْلَمُ أنَّ اللَّهَ عَلىَ‏ کُلّ‏ِ شىَ‏ْءٍ قَدِیرٌ گفتوگو
بَعْدَ - مِاْئَهَ عَامٍ - کَمْ لَبِثْتَ - لَبِثْتُ یَوْمًا أوْ بَعْضَ یَوْمٍ - لَّبِثْتَ مِاْئَهَ عَامٍ زمان
قَرْیَهٍ وَهِىَ خَاوِیَهٌ عَلىَ‏ عُرُوشِهَا مکان
أنَّ اللَّهَ عَلىَ‏ کُلّ‏ِ شىَ‏ْءٍ قَدِیرٌ اختتامیه و نتیجهگیری
فَأمَاتَهُ اللَّهُ مِاْئَهَ عَامٍ ثُمَّ بَعَثَهُ - أنَّ اللَّهَ عَلىَ‏ کُلّ‏ِ شىَ‏ْءٍ قَدِیرٌ هدف
جدول شماره 5
صاحب ماهی (صافات: 139 ـ 148)
وَإِنَّ یُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ * إِذْ أبَقَ إِلىَ الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ افتتاحیه
یُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ - أنَّهُ کأنَ مِنَ الْمُسَبِّحِینَ - الحوتُ شخصیت
وَإِنَّ یُونُسَ لَمِنَ الْمُرْسَلِینَ * إِذْ أبَقَ إِلىَ الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ * فَسَاهَمَ فَکأنَ مِنَ الْمُدْحَضِینَ * فَالْتَقَمَهُ الْحُوتُ وَهُوَ مُلِیمٌ * فَلَوْلَا أنَّهُ کأنَ مِنَ الْمُسَبِّحِینَ * لَلَبِثَ فىِ بَطْنِهِ إِلىَ‏ یَوْمِ یُبْعَثُونَ * فَنَبَذْنَاهُ بِالْعَرَاءِ وَهُوَ سَقِیمٌ * وَأنبَتْنَا عَلَیْهِ شَجَرَهً مِّن یَقْطِینٍ * وَأرْسَلْنَهُ إِلىَ‏ مِاْئَهِ ألْفٍ أوْ یَزِیدُونَ * فَامَنُواْ فَمَتَّعْنَاهُمْ إِلىَ‏ حِینٍ رویداد
- گفتوگو
لَلَبِثَ - ‏ یَوْمِ یُبْعَثُونَ - إِلىَ‏ حِینٍ زمان
الْفُلْکِ الْمَشْحُونِ - بَطْنِهِ - بِالْعَرَاءِ مکان
فَلَوْلَا أنَّهُ کأنَ مِنَ الْمُسَبِّحِینَ * لَلَبِثَ فىِ بَطْنِهِ إِلىَ‏ یَوْمِ یُبْعَثُونَ - فَامَنُواْ فَمَتَّعْنَاهُمْ إِلىَ‏ حِینٍ اختتامیه
جدول شماره 6
پاداش صبر (صاد: 41 ـ 44)
وَاذْکُرْ عَبْدَنَا أیُّوبَ إِذْ نَادَى‏ رَبَّهُ أنىّ‏ِ مَسَّنىِ‏َ الشَّیْطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ افتتاحیه
عَبْدَنَا أیُّوبَ - صَابِرًا - نِّعْمَ الْعَبْدُ - أوَّابٌ شخصیت
وَاذْکُرْ عَبْدَنَا أیُّوبَ إِذْ نَادَى‏ رَبَّهُ أنىّ‏ِ مَسَّنىِ‏َ الشَّیْطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ * ارْکُضْ بِرِجْلِکَ هَذَا مُغْتَسَلُ بَارِدٌ وَشَرَابٌ * وَوَهَبْنَا لَهُ أهْلَهُ وَمِثْلَهُم مَّعَهُمْ رَحْمَهً مِّنَّا وَذِکْرَى‏ لِأُوْلىِ الْألْبَابِ * وَخُذْ بِیَدِکَ ضِغْثًا فَاضْرِب بِّهِ وَلَا تَحْنَثْ إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِرًا نِّعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أوَّابٌ رویداد
نَادَى‏ رَبَّهُ أنىّ‏ِ مَسَّنىِ‏َ الشَّیْطَانُ بِنُصْبٍ وَعَذَابٍ * ارْکُضْ بِرِجْلِکَ هَذَا مُغْتَسَلُ بَارِدٌ وَشَرَابٌ - وَخُذْ بِیَدِکَ ضِغْثًا فَاضْرِب بِّهِ وَلَا تَحْنَثْ گفتوگو
- زمان
- مکان
وَوَهَبْنَا لَهُ أهْلَهُ وَمِثْلَهُم مَّعَهُمْ رَحْمَهً مِّنَّا وَذِکْرَى‏ لِأُوْلىِ الْألْبَابِ - إِنَّا وَجَدْنَاهُ صَابِرًا نِّعْمَ الْعَبْدُ إِنَّهُ أوَّابٌ اختتامیه
جدول شماره 7
مؤمنان در آتش! (بروج: 4 ـ 8)
قُتِلَ أصْحَابُ الْأُخْدُودِ افتتاحیه
أصْحَابُ الْأُخْدُودِ شخصیت
النَّارِ ذَاتِ الْوَقُودِ * إِذْ هُمْ عَلَیها قُعُودٌ * وَهُمْ عَلىَ‏ مَا یَفْعَلُونَ بِالْمُؤْمِنِینَ شُهودٌ رویداد
- گفتوگو
- زمان
الْأُخْدُودِ مکان
وَمَا نَقَمُواْ مِنْهُمْ إِلَّا أن یُؤْمِنُواْ بِاللَّهِ الْعَزِیزِ الحمِیدِ اختتامیه
جدول شماره 8
فیلسوارانی مغلوب پرندگان (سوره فیل)
فَعَلَ رَبُّکَ بِأصْحَابِ الْفِیلِ افتتاحیه
بِأصْحَابِ الْفِیلِ - طَیْراً أبَابِیلَ شخصیت
فَعَلَ رَبُّکَ بِأصْحَابِ الْفِیلِ * ألَمْ یَجْعَلْ کَیْدَهُمْ فىِ تَضْلِیلٍ * وَأرْسَلَ عَلَیْهمْ طَیْراً أبَابِیلَ * تَرْمِیهِم بحِجَارَهٍ مِّن سِجِّیلٍ * فجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَّأْکُولِ رویداد
- گفتوگو
- زمان
- مکان
فجَعَلَهُمْ کَعَصْفٍ مَّأْکُولِ اختتامیه
منابع

قرآن کریم، ترجمه سیدجلالالدین مجتبوی

اشرفی، عباس،(1390) مقایسه قصص در قرآن و عهدین، تهران، شرکت چاپ و نشر بینالملل.

الخطیب، عبدالکریم،[بی‏تا] القصص القرآنی فی مفهومه و منطوقه، بیروت، دار المعرفه.

بستانی، محمود،(1414ق) القواعد البلاغیه فی ضوء المنهج الاسلامیه، مشهد، بنیاد پژوهشهای اسلامی آستان قدس رضوی.

بهشتی، الهه،(1375) عوامل داستان، تهران، انتشارات برگ.

بیآزار شیرازی، عبدالکریم،(1388) باستانشناسی و جغرافیای تاریخی قصص قرآن، تهران، دفتر نشر فرهنگ اسلامی.

پروینی، خلیل،(1379) تحلیل عناصر ادبی و هنری داستانهای قرآن، تهران، فرهنگ گستر.

حسینی، سیدابوالقاسم،(1377) مبانی هنری قصههای قرآن، قم، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما.

خلفالله، محمود احمد،(1951م) الفن القصصی فی الکتاب، قاهره، مکتبه النهضه المصریه.

فروردین، عزیزه،(1383) زیباییشناسی هنری در داستانهای قرآن، قم، مرکز پژوهشهای اسلامی صدا و سیما.

مستور، مصطفی،(1379) مبانی داستان کوتاه، تهران، نشر مرکز.

منبع: فصلنامه قرآن شناخت – شماره 10

انتهای متن/

تماس با ثبت شرکت ارشیا

موضوع : اخبار » تیتر اخبار » خبرگزاری فارس

تاریخ : 1-10-1393, 08:47

 

تمامی نظرات در کمتر از 12 ساعت پاسخ داده می شود

ارسال نظر


روزنامه رسمی

رهگیری پرونده ثبت شرکت
دفاتر پستی منتخب

ثبت شرکت برای اتباع خارجی

موضوعات پرکاربرد ثبتی :
ثبت شرکت در سراسر ایران

ثبت شرکت در تهران
پشتیبانی ثبت ارشیا