به پرتال ثبت شرکت ارشیا خوش آمدید امروز : شنبه ، 3 آبان 1399

رئیس عرفان حلقه حتی قادر به روخوانی قرآن نیست/ طاهری دچار اختلالات هیستریک است

خبرگزاری فارس ـ گروه آیین و اندیشه: محمدعلی طاهری رئیس فرقه ضاله حلقه از ابتدای سال 90 به جرم توهین به مقدسات، دخالت در امور درمانی، تحصیل مال نامشروع و جعل عنوان به پنج سال حبس، 900 میلیون تومان جریمه نقدی و 74 ضربه شلاق محکوم شده است، فعالیت اصلی این فرقه کاذب در قالب دوره‌های آموزشی از اواخر دهه 70 توسعه یافت، در این جلسات به افراد این گونه القا می‏‌شد که علت برخی بیماری‌ها رسوخ اجنه یا ارواح سرگردان در کالبد افراد است و طاهری می‏‌تواند با خارج کردن آن‌ها با عنوان تشعشع دفاعی سلامتی را به افراد بر می گرداند،

پس از مدتی با افزایش آسیب‏‌های روحی ـ روانی در اثر تلقینات عرفان حلقه و فروپاشی برخی از خانواده‏‌های آسیب دیدگان، محمدعلی طاهری بازداشت و پس از برگزاری دادگاه، محکوم شد و برای تحمل پنج سال حبس از سال 90 به زندان افتاد، در این مدت برخی از شبکه‏‌های بیگانه از او به عنوان یک دانشمند ایرانی و گاهی زندانی سیاسی یا عقیدتی یاد کردند!

یکی از ترفندهای بنیان‌گذار عرفان دروغین حلقه (محمدعلی طاهری) برای موجه نشان دادن آموزه‌های انحرافی خود، استفاده از آیات قرآن است، او با زیرکی برای جذب مخاطب مسلمان خود، آیات قرآن را دستاویز قرار داده و با تفسیرهای غلط قصد دارد عقاید انحرافی خود را با کلام الهی تأیید کند و در این زمینه دست به انتشار کتاب با عناوینی نظیر عرفان کیهانی (حلقه)، انسان از منظری دیگر، بینش انسان، انسان و معرفت، چند مقاله، موجودات غیر ارگانیک و … زد که در این کتاب‌ها به وضوح تفکرات انحرافی وی به چشم می‌خورد.

به منظور آشنایی بیشتر با تفکرات رئیس عرفان دروغین حلقه و توهین‌هایی که وی علیه اسلام، قرآن و اهل بیت(ع) روا داشته است، میزگردی را با حضور حجج اسلام محمودرضا قاسمی و محمدرضا انهاری از اساتید حوزه علمیه و کارشناس عرفان‌های نوپدید و اسماعیل منصوری لاریجانی محقق و استاد دانشگاه در خبرگزاری فارس برگزار کردیم که مشروح‌ آن در ادامه می‌آید:

 

در این میزگرد این مباحث مطرح شده است:

-مغلطه طاهری از همین بسم‌الله‌اش شروع می‌شود

-صفت لایتناهی خداوند در مخلوقاتش جا نمی‌گیرد

-تعریفی انحرافی از رحمت عام الهی توسط رئیس عرفان دروغین حلقه

-«اسلام» به معنای اخص یعنی مسلمان به دین حضرت محمد(ص) و معتقد به قرآن کریم است

-طاهری قائل به مقام خدایی برای انسان است

-طاهری حتی نمی‌تواند قرآن را از رو بخواند

-اکثر مسترهای عرفان حلقه سطح تحصیلاتی مشخصی ندارند

-ریشه‌ ساینتولوژی طاهری در نحله‌های انحرافی دنیا

-تعریف انحرافی رئیس عرفان دروغین حلقه از وحی

-طاهری دچار یک هیستری روانی است

-فرشته مجرد ساحت حرکتی ندارد، حرکت در ماده است

-ردپای ادعاهای دروغین رئیس عرفان ضاله حلقه در نحله‌های دیگر

-در «عرفان ضاله حلقه» خدا کنار گذاشته شده است

-تعبیری که فلاسفه غرب از خدا دارند

-طاهری اصلاً حاضر نیست اسم خدا را بیاورد

-تا عبودیت پیدا نکنیم، نمی‌توانیم رحمت عام خدا را در درون خود راه دهیم

-عقل و استنباط به قرآن در عرفان حلقه جایی ندارد

-طاهری شیطان کافر را کارگزار الهی می‌نامد!

-تقدس شیطان در عرفان دروغین حلقه

-طاهری: مگر شیطان همان هوای نفس نیست؟!

-هدف طاهری این است که جوان‌ها از عشق به امام حسین(ع) دست بردارند

-تعداد زیادی از مسترهای عرفان حلقه مطلقه یا در آستانه طلاق هستند

-گریه برای امام حسین(ع) گریه عزت است/ مظلومیت امام حسین(ع) بزرگتر از شهادت اوست

 

*با توجه به اینکه جرم اصلی محمدعلی طاهری مربوط به توهین به مقدسات است، همچنین یکی از حربه‌های عرفان حلقه این است که با رویکرد اسلامی جلو می‌آید و با استفاده از آیات قرآن تأویل‌های غلط و نادرستی را ارائه می‌دهد،‌ در این باره توضیح بفرمائید؟

مغلطه طاهری از همین بسم‌الله‌اش شروع می‌شود

چون که صد آمد نود هم پیش ماست، بنابراین در بسم الله الرحمن الرحیم اول می‌گوییم الله نه الرحمن الرحیم، چرا الله را می‌آوریم؟ چون الله جامع اسماء و صفات است و الله‌ای که رحمن و رحیم است، بعد از الله هم رحمان، وسیع‌ترین اسم خداوند است که آن را بزرگان، فلاسفه، علما و عرفای ما نامش را گذاشته‌اند «وجود انبساطی».

 

 

وجود انبساطی یعنی چی؟؛ یعنی وجودی که حد ندارد و نامحدود است، رحمت خدا، بیکرانه است. «بِرَحْمَتِکَ الَّتی وَسِعَتْ کُلَّ شَیْء» بنابراین به ‌نظرم مغلطه از همین بسم‌الله‌اش شروع می‌شود، بیانش خیلی ساده است و همه هم می‌دانند، این آقا حتی اگر اصطلاحات عرفانی و فلسفه را می‌دانست نمی‌آمد، چنان مغلطه‌ای کند و ذهن مخاطبانش را خراب کند. این یکی از نکاتی است که مطرح شده است.

یکی از مؤلفه‌های اعتراضی، اعتراض به همه خدایی است و بر پایه این اعتقاد انحرافی همه چیز جزیی از خداوند است! بنابراین هر چه در عالم است در ذات خود، خدا خواهد بود! این غلط است؛ در ذات خدا هیچ ‌کس با خدا شریک نمی‌شود. «وَحْدَهُ لَا شَرِیکَ لَهُ» «قُلْ هُوَ اللَّهُ أَحَدٌ/اللَّهُ الصَّمَدُ/لَمْ یَلِدْ وَ لَمْ یُولَدْ/وَ لَمْ یَکُنْ لَهُ کُفُواً أَحَدٌ» اینها که خیلی روشن است.

اصلاً ما چه کسی هستیم که با حقیقت ذات شریک شویم؟ چنین چیزی وجود ندارد، پس موجودات عالم مظاهر حقیقت وجود هستند، جلوه‌های آن هستند. نسبت ما با خدا مثل قطره با دریا است. قطره وقتی به دریا رسید، چیزی نیست، «یکی قطره باران ز ابری چکید/خجل شد چو پهنای دریا بدید»، قطره برای خودش کرکری می‌خواند، ولی وقتی دریا را بدید، گفت: «به جایی که دریاست من کیستم؟/گر او هست حقّا که من نیستم» پس هیچ‌ موقع دریا، قطره نمی‌شود، ولی قطره از دریاست و همه ما هم به سوی دریا شدن می‌رویم.

بعد طاهری این نکته را می‌گوید که راجع به «تقدس»! هیچ ذره‌ای نمی‌توانیم بگویم که این ذره از آن ذره مقدس‌تر است یا این ذره این مقدار بار تقدس دارد، بعد در تقدس ذره‌های عالم آفرینش یعنی موجودات و اعیان ممکنات را با خداوند همگن گرفته است؛ یعنی همان طور که خدا مقدس است، اینها هم مقدس‌اند که غلط است. خداوند یک صفات سلبیه دارد که ما با سبوحیت خودمان آن‌ها را نفی می‌کنیم، تنزیه و یک صفات اثباتی دارد که مخصوص خودش است.

علم، حیات، ممات، قدرت مال خداست. لذا وقتی خداوند آدم را آفرید، فرشتگان به او گفتند: «قالُوا أَ تَجْعَلُ فِیها مَنْ یُفْسِدُ فِیها وَ یَسْفِکُ الدِّماءَ» آیا کسی را آفریدی و قرار دادی که فساد در زمین کنند؟ چرا برای اینکه ساحت فرشتگان فقط تقدیس خداوند است، می‌گویند: «نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِکَ وَ نُقَدِّسُ لَکَ» ما مرتب تو را تسبیح می‌کنیم تازه با حمد تو؛ یعنی اگر ملائک حمد الهی را نداشته باشند نمی‌توانند خدا را تسبیح کنند؛ یعنی تا خدا را نشناسند و موحد نشوند نمی‌توانند خدا را تسبیح کنند.

صفت لایتناهی خداوند در مخلوقاتش جا نمی‌گیرد

اینجا می‌گوید «نُقَدّسُ لَک» یعنی تقدیس مخصوص توست، بنابراین در قداست که صفات قدوسیه خداوند است، هیچ کس با خدا شریک نیست و فقط مخصوص خداوند است، این از آن مغلطه‌هایی است که مشق‌های کودکانه از این تعابیر قرآنی است، مثل کسانی که کتاب «رئالیسم» علامه طباطبایی را بخواند و بعد انشایی بنویسد و در کلاًس بخواند!

یکی از موارد دیگر که مهم است اینکه انسان به جایی می‌رسد که خداوند قدرتش را به او تفیض می‌کند؛ یعنی احساس بی‌نیازی می‌کند، بعد خدا می‌گوید که تو دیگر خدا شده‌ای! دوست داری خدایی بکنی یا نه؟ این خیلی حرف مبهمی است و به نظرم مخاطب هم باید عاقل باشد و هیچ موقع انسان، خدا نمی‌شود.

مخلوق، مخلوق است و خالق، خالق، اصلاً ممکنات به تعبیر فلاسفه فقر ذاتی دارند. قرآن می‌فرماید: «أَیُّهَا النَّاسُ أَنتُمُ الْفُقَرَاء إِلَى اللهِ» اینجا دیگر اطلاق عام است و ما فقیریم و تنها «وَاللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمِیدُ» آن کسی که غنی و حمید است، خداوند است، هیچ موقع صفت لایتناهی خداوند در مخلوقاتش جا نمی‌گیرد، اگر خدا هم به او تفویض کند او ظرفیت واستعدادش را ندارد. بنابراین این هم یک حرف بی‌ربط و بی‌پایه‌ای است، شما به یک فیلسوف بگویید این را نقد کن، خواهد گفت که این حرف اصلاً مبنا و پایه‌ای ندارد.

انسان در منفی‌بافی و حرف‌های مخالف زدن هم در مناظره باید طوری باشد که در ابتدای جدل، عقل مخاطب را قانع کند که همان انگیزه‌ای برای نقدش شود، ولی واقعاً این حرف‌هایش خیلی بی‌پایه و اساس است و نشان می‌دهد هیچ اطلاعاتی از علم کلاًن، فلسفه و عرفان ندارد.

*حاج آقا انهاری، آقای منصوری به سه مورد از انحرافاتی که محمدعلی طاهری در رابطه با قرآن داشت، اشاره کردند، اگر صحبتی در این خصوص دارید بفرمایید.

 

 

-انهاری: خیلی تشکر می‌کنم که چنین فرصتی را به بنده دادید که در محضر استاد قاسمی بزرگوار و آقای دکتر منصوری‌لاریجانی و در خدمت شما باشم، این را هم عرض بکنم که بنده در مرادواتی که تاکنون با آقای دکتر داشته‌ام، صحبت‌های زیادی در زمینه نقد عرفان حلقه با هم کرده‌ایم و الحمدلله ایشان نگاه عالمانه‌ای در نقدهای خود بیان می‌دارند که خود جای تقدیر و تشکر دارد.

در مورد نقد این فرقه یعنی عرفان حلقه مباحث زیادی وجود دارد که اشاره به بحث قرآن کردند و خیلی هم بجا است، اگر از این وادی وارد شویم خیلی عالی است و می‌توانیم اسلامی نبودن این عرفان را بیشتر مشخص و مطالب آن را احصاء کنیم، محمدعلی طاهری برای اینکه عرفان خودش را در جامعه اسلامی ما که غالباً هم شیعه هستیم، بیان کند و جوان‌ها را جذب خود کند، از وادی عرفان اسلامی، وادی قرآن و اهل بیت وارد می‌شود، به آرامی مرزها را می‌شکند، کم کم توسل به اهل بیت را استعانت من دون الله بیان می‌کند، همانی که وهابیت سالیان سال است مطرح می کنند و جواب آن داده شده است، توجه به قرآن را نوعی کتاب پرستی بیان می‌کند و از طرفی باب عقل را بر جوانان مسدود کرده، به قول خود بر پله عشق می‌نشاند و این یک خطر بسیار جدی‌ای است.

تعریفی انحرافی از رحمت عام الهی توسط رئیس عرفان دروغین حلقه

طاهری آن طور که بنده چندین سال در این حیطه فعالیت دارم، آثارش را مدقّانه مطالعه کرده‌ام و فایل‌های صوتی‌اش را کامل شنیده‌ام و آن را در تحقیقات میدانی و کتابخانه‌ای پیگیری کرده‌ام، به این رسیده‌ام که هدف وی، بیان عرفان اسلامی نیست، اصلاً ایشان عرفان اسلامی به معنی واقعی کلمه نمی‌داند، بلکه هدفشان این است که به هر نحو ممکن هر کسی را با هر سلیقه‌ای دور خودش جمع کند و خودش را به عنوان مرکزیت عرفان حلقه مطرح کند.

به یاد می‌آورم که ظاهراً در سال 86 با انتشار بیانیه‌ای رسماً جهانی شدن مکتبش را بین اعضای خود اعلام کرد و طبق اعلام وی عرفان حلقه آمده است: تا مسلمان، مسلمان بهتری، مسیحی یک مسیحی بهتری، یهودی یک یهودی بهتری، سرخ پوست یک سرخ پوست بهتری باشد، این خود خطر دیگری است؛ به طوری که حساسیتی وجود ندارد که مسلمان باشی یا یهودی یا سرخ پوستی از آنجا که اگر تحت رحمت عام خدا قرار بگیری! در هر دینی که می‌خواهی باش، ولی به شعور کیهانی اعتقاد داشته باش و بس!

وی بحث رحمت عام را بیان می‌کند و در اوایل کتاب «انسان از منظری دیگر» می‌گوید: همه انسان‌ها چه مسلمان و چه غیرمسلمان، کافر، دیندار و بی‌دین -حتی از مسترهای ایشان هم شنیدم- که لائیک باشد یا سرخپوست فرقی نمی‌کند، می‌تواند به محض اعتقاد به شبکه شعور کیهانی که طاهری آن را تعریف و تبیین می‌کنند، داخل رحمت عام الهی می‌شوند و از تسهیلات آن استفاده کنند!! تسهیلاتی که مختص به معتقدین به این فرقه است، عجب!

وی در کتاب «انسان و معرفت» خود بیان کرده: وقتی فردی به این مسائل در عرفان حلقه تسلیم نباشد اعتقاد نداشته باشد، داخل در رحمت عام الهی نیست و در کتاب «انسان از منظری دیگر» بیان می‌کند که از زیر چتر رحمت عام خارج می‌شود، جالب‌تر آنکه در جایی دیگر بیان می‌کند: فیض و رحمت الهی در انحصار هیچ گروه خاصی نیست، افراد و گروه ها فقط می توانند معرّف آن باشند! حال اگر انحصاری نیست چگونه بیان می‌کند که هر کس وارد این عرفان و چتر رحمت الهی نشود، البته منظور وی با این تأویل این است که: این گونه نیست که مقدس‌ها (علما و حوزوی‌ها) می‌گویند هر کس مؤمن شد، در ظلّ عنایات خاص (رحیمیه) خداوند باشد! حال آنکه ما که با استنادات قرآنی می‌گوییم که رحمت خاص(رحیمیت) خدای متعال مختص مؤمنین است، وی رحمت خاص را تبدیل به رحمت عام (رحمانیت) کرده و گفته شامل همه انسان‌ها است!

«اسلام» به معنای اخص یعنی مسلمان به دین حضرت محمد(ص) و معتقد به قرآن کریم است

طاهری با این بیان از رحمت عام می‌گوید که همان رحمت خاصی(رحیمیت) که شماها مدنظرتان است و به قول خودش سرقفلی‌ این رحمت را به نام حوزه علمیه زده‌اید! اینگونه نیست، رحمت خداوند متعال برای همه است و در فرقه خود مطرح می‌کند که رحمت، همان رحمت عام است؛ یعنی تمام انسان‌ها می‌توانند از این تسهیلات استفاده کنند، آن هم فقط با قبول شبکه شعور کیهانی! وقتی این شبکه شعور کیهانی را قبول کنند و به آن اعتقاد داشته باشند، یکسری معارف و آگاهی‌هایی را دریافت می‌کنند و شرط ورود به آن، این حرفها که می‌زنند نیست.

آری! این آگاهی‌ها، آگاهی‌هایی است که تمام مؤلفه‌های اسلامی را تبدیل به مؤلفه‌های کیهانی می‌کند! حج، نماز، زکات، خمس، معراج، حجاب، موعود، معاد و ... هیچ کدام از حیث ماهوی با مؤلفه‌های اسلامی برابری ندارد، مثلاً وقتی می‌گوییم اسلام، در فرقه کیهانی، اسلام معنای دیگری دارد، ببینید اسلام به معنای اخص به معنای این است که ما مسلمان به دین حضرت محمد مصطفی(ص) هستیم و اعتقادمان به قرآن کریم است، اما اسلام در عرفان کیهانی به معنای تسلیم کلی است!

داخل پرانتز عرض کنم، اگر چه در قرآن نیز تسلیم آمده و تمام انبیاء الهی هم دین اسلام را بیان می‌کنند، منتها صحبتمان اسلام به معنای اخص است و طاهری بیان می‌کند که اسلام به معنای تسلیم است؛ بنابراین یهودی، مسیحی و هر کسی که اعتقاد به خدای متعال داشته باشد، داخل در دین اسلام است و ما نباید اینها را از خود برانیم، آنها هم مسلمانند و همین‌ها بدون تشرف به دین اسلام محمدی مسلمانند و با اعتقاد به شبکه شعور کیهانی اینها به سطح بالایی از معارف عرفانی می‌رسند.

واژه وحدت و کثرت در این فرقه تبدیل به یکی از معضلات دینی و جامعه شناختی شده طاهری بیان می‌کند که هر کس که فارغ از این وحدت باشد، در کثرت به سر می‌برد، البته تعریفشان از وحدت این است که هر انسانی که در زیر چتر رحمانیت عام الهی قرار بگیرد و کثرت (یعنی هر کسی که جدا فکر کند و فارغ از دیگران باشد)، «وحدت» به معنای اینکه انسان‌ها یکجا جمع شوند همدل باشند، پس «کثرت» به معنای اینکه انسان‌ها از هم جدا شوند، خنده‌دار نیست؟ دوست دارم بحث وحدت را از کتاب ایشان بخوانم و راجع به این موضوع دو، سه دقیقه‌ای توضیح دهم و به بحث قرآن و کشف رمزی که مطرح می‌کند برسیم.

لذا مطرح می‌کند: تسهیلات و کمک‌های لازم برای آن عده‌ای است که این مسیر را انتخاب کرده‌اند! کسانی که بخواهند در عالم کثرت حرکت کرده و خود را مطرح کنند در عالم کثرت، افرادی هستند که مدعی‌اند و علم خود را به رخ دیگران می‌کشند. این به این معنی است که اگر با اعضای حلقه بحث کنیم و بگوییم اشتباه می‌کنید، می‌گویند شما در تضادید و در عالم وحدت نیستید و در عالم کثرت به سر می‌برید، عالم کثرت هم به عالمی بیان می‌شود که انسان‌ها از یکدیگر جدا شده‌اند تا جایی که دنیای هر انسانی تنها محدود به خود شده و خارج از خود را به رسمیت نمی‌شناسد. فقط به فکر خویشتن بوده و همه توجه او به حفظ منافع شخصی، زندگی مادی و زمینی معطوف می‌شود.

وی اعمال عبادی را روی آوردن به کار زمینی می‌داند، پس فردی که به فکر اعمال عبادی خودش باشد داخل در کثرت است، ولی وقتی به فکر جمع کردن دیگران در چتر رحمت عام یعنی شبکه شعور کیهانی آقای طاهری باشد یک فرد موحد است و داخل در شبکه وحدت وجود!

خیلی جالب است که وی موحد را هم اینگونه بیان می‌کند: کسانی که وحدت الهی را اینگونه قبول داشته و در راه رسیدن به آن، انسانها را دعوت به اتحاد آشتی با خود و جهان هستی و طبیعت می‌کنند، موحد می‌گویند!

*آیا اصلاً موحد در دین اسلام بدین معناست؟ یا اینکه ما به کسی موحد می‌گوییم که قائل به وحدانیت خدا باشد و شریکی برای خدا اتخاذ نکند و پیوسته ذوب در توحید و یکی دانستن خداوند باشد؟

 

 

-منصوری: راجع به رحمت خاص و رحمت عام این طور هم در تفاسیر ما و هم در متون عرفانی و فلسفه ما هست، رحمت رحمانی داریم و رحمت رحیمی داریم، رحمت رحمانی یعنی عام است، خود وجود و هستی عام است، خداوند به کسی وجود داد از او نمی‌گیرد حتی اگر بندگی کند یا نکند، مسلمان باشد یا نباشد، گناه بکند یا نکند. رحمت رحیمی مخصوص مؤمنین است که هم در این دنیا و هم در آن دنیا از آن بهره‌مند می‌شوند. این شعر را ایشان خیلی می‌خواندند که «همه کس طالب یارند/چه هوشیار چه مست/همه جا خانه عشق است/چه مسجد چه کلیسا» این شعر حافظ است. آنجایی که باید مچش را گرفت اینجاست؛ بله، ما رحمت عام داریم و همه عالم محضر خداوند است. همان تعبیری که امام راحل داشتند: «عالم محضر خداست». شما کجا را می‌خواهید نگاه کنید که خدا نباشد؟!

طاهری قائل به مقام خدایی برای انسان است

بحث الهه و رب را مطرح کردند که خیلی جالب است. می‌گوید: همه انسان‌ها بالقوّه الهه هستند و بالفعل به رب می‌رسند! می‌خواهند قضیه را این گونه توجیه کنند که عذر بدتر از گناه و قیاس مع‌الفارق است. الهه مظهر الوهیت خداوند است و اسماء صفات است و ولی خدا می‌شود و داستانش خیلی مهم است. چطور طاهری جایگاه این واژه‌ها را نمی‌فهمد، اصلاً نمی‌فهمد که چه می‌گوید.

این نکته را برجسته کنید. بله ما رحمت عام داریم و فردا می‌گویند که ما رحمت عام نداریم، اسلام به معنی تسلیم است و مصدر تسلیم است. «قُل یا أَهلَ الکِتابِ تَعالَوا إِلىٰ کَلِمَةٍ سَواءٍ بَینَنا وَبَینَکُم أَلّا نَعبُدَ إِلَّا اللَّهَ وَلا نُشرِکَ» خدا به پیامبر می‌گوید: به همه بگو همان کلمه‌ای که همه به آن وحدت داریم، عبودیت و بندگی خداست.

یا دنباله‌اش می‌فرماید: «وَمَن یَبْتَغِ غَیْرَ الإِسْلاَمِ دِینًا فَلَن یُقْبَلَ مِنْهُ وَهُوَ فِی الآخِرَةِ مِنَ الْخَاسِرِینَ» کسی که اسلام را به عنوان دین قبول ندارد یعنی تسلیم نشدن، بالاخره اسلام دینی است که هر کسی با هر ادیانی در طول تاریخ آمده است، باید در برابر او تسلیم شود؛ یعنی در برابر پیامبران چرا که اسلام جامع ادیان است و پیامبر(ص) ما خاتم پیامبران است، همه اوصاف کمالیه سلسله جلیله انبیاء را دارد، چیزی که قرار بود خداوند از مَکمَنِ غیب برای هدایت بندگانش در زمین نازل کند، از ازل تا ابد را نازل کرده و در اختیار ما گذاشته است.

 

 

رحمت عام لازمه‌ای می‌خواهد و آن عبودیت است. وقتی مولا علی(ع) در دعای صباح می فرمایند: «یا من دلع لسان الصباح بنطق تبلجه و سرح قطع اللیل المظلم بغیاهب تلجلجه و اتقن صنع الفلک الدوار بمقادیر تبرجه و شعشع ضیاء الشمس بنور تاءججه»؛ خدایا من این صبح را نگاه می‌کنم با نطقش، رحمت تو را به کام من می‌ریزد، چقدر زیبا می‌گوید، همه موجودات عالم، باران رحمت خدا را می‌ریزند. اما وقتی من حس ندارم، ظرف جانم باز نمی‌شود چه احساسی دارم؟ مرادش از رحمت عام، همان شعور کیهانی است که می‌خواهم این را هم رد کنم.

شعور کیهانی یعنی چی؟ کیهان یعنی کائنات. کائنات اعم از کائن و کائن است؛ یعنی غیر از خدا یعنی کیهان. هیچ پیامبری چنین ادعایی نکرده که شما می‌توانید افراد را به شعور کیهانی متصل کنید. به نظرم این حرف از شرک هم بزرگتر است.

طاهری حتی نمی‌تواند قرآن را از رو بخواند/اکثر مسترهای عرفان حلقه سطح تحصیلاتی مشخصی ندارند

از طرفی طاهری بیان می‌کند: قرآن کریم معارفی را در خودش دارد که با ظاهر خواندن آن نمی‌توان آن را فهمید و این شعور و آگاهی را باید درک کرد! آن هم با اتصال به شبکه شعور کیهانی! یعنی این شبکه شعور کیهانی یک موجود حیِ(زنده‌) مُلهمه است و به متصلین به آن الهام می‌کند!

حال از وی می‌پرسیم این مطالبی که به قول خودت از قرآن به آن استنباط می‌کنی و به تو الهام می‌شود و به اصطلاح خودت کشف رمز از قرآن می‌کنی این کشف رمز چیست؟ می‌گوید: کشف رمز از قرآن این است که قرآن رمزهایی دارد، منِ طاهری قرآن را رمزگشایی می‌کنم!

آقا من بارها فریاد زده‌ام، این آقای طاهری کمی جلوتر که برود، ادعای امام زمانی هم می‌کند، به دلایلی که از کتاب‌های خودش دارم و ادعاهای غیرمستقیم هم کرده است، این فرد خیلی خطرناک است، کار کشف رمز و رمزگشایی از باطن قرآن کار انسان عادی نیست، اصلاً کار انسانی که خطاپذیر و غیرمعصوم است، نیست، بارها در مورد شیطان با مسترهایش هم صحبت کرده‌ایم و گفته‌ایم که مثلاً این موضوع را در مورد شیطان اشتباه می‌گویند، گفتند: بله! طاهری که معصوم نیست! پس کسی که معصوم نیست، چطور قرآن را کشف رمز می‌کند، بیخود می‌کند همچنین ادعایی می‌کند!

سؤال می‌کنیم که چطور این را تأیید می‌کنید؟ در بخشی از کتاب خودش به نام «انسان و معرفت» صفحه 55» بیان می‌کند: تأیید این آگاهی‌ها، الهامات و معرفت‌ها با بخش‌هایی از کتب آسمانی که به وضوح خوبی‌ها و بدی‌ها را مشخص می‌کند، به‌ راحتی انجام می‌شود. یعنی شما آگاهی را به کتب آسمانی ارائه دهید -داخل پرانتز عرض کنم که گفت: کتب آسمانی و نگفت قرآن! وی خیلی دقیق این مطالب را به خورد جوانان می‌دهد و افرادی که اطلاعات دقیقی از دین ندارند و نمی‌دانند اصلاً ایشان چه می‌گوید و کجا را هدف گرفته است، لذا خیلی باید دقت کرد- می‌گوید: آگاهی را باید منطبق بر کتب آسمانی که یکی از آن‌ها قرآن کریم باشد، تطبیق دهد و بعد خوبی‌ها و بدی‌هایش مشخص می‌شود، اما بخش‌های زیادی از این متون اسراری را در اختیار می‌گذارد که نیاز به کشف رمز دارد. بعد مطرح می‌کند که چنان هم واضح نیست که بتوان انطباق آگاهی دریافت ‌شده با آن را تشخیص داد. یعنی تا حدی هم می‌گوید که بالاخره ما نمی‌توانیم با قرآن این را تطبیق دهیم، پس چطور باید تطبیقش دهیم؟ چطور می‌توانیم این کلاًم و مطلب و کشف رمز را بفهمیم و مورد فهممان واقع شود؟

در جایی از این کتاب نیز بیان می‌کند: چاره‌ای جز این نیست که پس از ارزیابی اصولی، ملاک مثبت بودن آگاهی و پذیرفتن آن را این بدانیم که تقابلی با کلاًم خدا، پیشوایان دینی نداشته باشد -باز هم عرض کنم ائمه را نمی‌گوید، می‌گوید پیشوایان دینی یعنی حضرت عیسی(ع) که کلاًمش تحریف گشته و در خیلی از جاها پلوس را مثلاً در کتاب «انسان از منظری دیگر» جزو پیامبران الهی می‌شناسد و لفظ پیامبر را برایش آورده است!- وی در ادامه می‌گوید: علاوه بر این سنجش لازم است که خود فرد نسبت به مثبت بودن آگاهی به حجت قلبی رسیده باشد.

کلاً این بحث خیلی درهم و برهمی است، آقای طاهری ما که نفهمیدیم بالاخره کشف رمزتان را به قرآن عرضه کنیم یا پیشوایان یا به حجت قلبی؟! می‌گویی قرآن و کتاب‌های آسمانی مطالب اسرار آمیزی دارد که نیاز به کشف رمز است، می‌خواهیم بیشتر بحث را دنبال کنیم، می‌گوید: مثبت بودن این آگاهی‌ها نیاز دارد که مطالب ما تقابلی با کلاًم خدا و پیشوایان دینی نداشته باشد، بعد می‌گوید: لازم است که خود فرد نسبت به مثبت بودن آگاهی به حجت قلبی رسیده باشد.

بار دیگر عرض می‌کنم خوب دقت بفرمایید: در اینجا از قرآن کشف رمزی کرده‌ایم و می‌خواهیم تأییدش کنیم، باید به قرآن و کتب آسمانی برگردانیم و ببینیم آیا درست است و تطبیق می‌شود یا نه؟ قرآن را نمی‌فهمیم باید به کشف رمز خود مراجعه کنیم تا قرآن را بفهمیم در این صورت که کلاً دور است و باطل؛ یعنی نه می‌توان قرآن را فهمید، چون نیاز به کشف رمز دارد و نه می‌توان کشف رمز را تأیید کرد،  چون قرآن را نمی فهمیم لذا دور است و باطل!

وی کلاً در این مساله یک ابهامی را مطرح می‌کند و کلاً کشف رمز قرآن را اینجا معلق رها می‌کند و هیچ تعریف دقیقی از آن بیان نمی‌کند که بالاخره این کشف رمز را چه کسی باید تأیید کند.

در یکی از کتاب‌هایش به نام «موجودات غیرارگانیک» بیان می‌کند: قرآن خیلی مسائل موجودات غیرارگانیک را مُجمَل و به اختصار بیان کرده است! به تعبیر بنده از ایشان مبهم بیان کرده است. چون ایشان می‌خواهد این را هدف بگیرد و می‌گوید مفصل‌اش در انجیل است، بنابراین آدرس‌های زیادی را در کتاب «موجودات غیرارگانیک» از انجیل می‌آورد، اینجاست که وی کتب مقدس را به نمایش می‌گذارد، اینجاست که مشخص می‌شود که منظور از کتب مقدس چیست؟

وی علاوه بر اینکه کتب تحریف‌ شده مقدس ادیان دیگر را تأیید می‌کند و می‌گوید که کشف رمز‌مان را می‌توانیم به آن‌ها هم ارجاع دهیم و از آن‌ها تأیید بگیریم و بلافاصله که از آن‌ها تأیید بگیریم، کار تمام است و مطالبمان کاملاً صحیح و درست است.

*از بحث قرآن بیرون بیاییم و وارد مباحث بعدی شویم. بیشتر بحث برون‌ریزی و فرادرمانی است که یکی از عوامل جذب است. آقای قاسمی شما در این زمینه صحبت بفرمایید.

 

ریشه‌ ساینتولوژی طاهری در نحله‌های انحرافی دنیا/تعریف انحرافی رئیس عرفان دروغین حلقه از وحی

-قاسمی: یکی از نکاتی که در بحث فرادرمانی یا سایِنتولوژی اصطلاح خودخوانده‌ای که در هیچ فرهنگ لغتی هم استفاده نمی‌شود و طاهری دارد؛ این است که مباحثی که در ساینتولوژی مطرح می‌کند مسبوق به سابقه در نحله‌های انحرافی است و وقتی از وی سؤال می‌شود که اگر چنین کشفی بعد از 1400 سال کرده‌اید، چرا چنین بحثی در دنیای اسلام تاکنون مطرح نشده است؟ و شخصی فرادرمانی را به عنوان راه خداشناسی و شناخت خدای متعال و اتصال به شبکه شعور کیهانی از بزرگان و علمای اسلام در طول 1400 سال نگفته است؟!

وی نکته‌اش بر این است که رسالتی بر دوش من است که بر دوش بقیه نبوده است! یعنی گو اینکه نگاه طاهری این گونه است که واقعاً یک رسالت قدسی دارد! و آن اشراقی که در سال 1357 برای او اتفاق افتاده و در روزی کاشفه‌ای برای او اتفاق افتاده و صحبتشان این است که تمام این مباحث به من الهام شده است! کلمه «الهام»، «آگاهی» و «وحی»، چون وی معتقد است که این اتفاقاتی که در حیطه فرادرمانی افتاده است نوعی الهام است! و این وحی همان وحی‌ای است که بر رسول خدا انجام می‌گیرد و هیچ تفاوتی بین وحی‌ای که بر رسول خدا انجام می‌گرفته و وحی‌ای که بر طاهری انجام می‌گیرد و وحی‌ای که ممکن است در آینده بر کسی دیگر انجام بگیرد، نیست.

ادعایش این است که نمره رسول خدا 20 است، نمره من 17 است و نمره شما 16 و نمره فرد دیگری 15 است اما ما هم اگر تلاش بکنیم، نمره‌مان 20 می‌شود! درحالی‌که وقتی ساحت قدسی رسول اکرم(ص) و ائمه اطهار(ع) را بررسی می‌کنید، می‌بینید مقام نبوت و امامت اکتسابی نیست و مقامی است که از طرف خدای متعال به بعضی از خُلَصِ اولیای خودش داده می‌شود و به ابراهیم خلیل هم در آخر عمرش داده شد. بنابراین انحرافی که بحث فرادرمانی با قرآن کریم دارد، این است که او ادعا می‌کند اینها مباحثی است که به او وحی شده است!

حتی وقتی به او می‌گوییم همین حرف‌هایی که می‌زنید از انرژی‌درمانی ژاپنی و از فرقه ساینتولوژی می‌زنید. فرقه ساینتولوژی را «اِل  ران هابرت» تاسیس کرده و در فرانسه به اعدام محکوم شده است و از فرانسه به آمریکا رفته است، در آمریکا کار کرده و کتابی به نام «علم سلامت ذهن» دارد که تحت عنوان «دایتِکتس» انتشارات بریچ این کتاب را در کالیفرنیا در سال 2009 چاپ کرده است و از عجایب اینکه این کتاب به زبان فارسی است! یعنی اصلاً حوزه فعالیتی انتشارات بریچ کتاب‌های زبان فارسی نیست، اما در سال 2009 این کتاب به زبان فارسی ترجمه شده است، می‌خواهم بگویم این مباحثی که در ساینتولوژی و کابالا و مطالبی از هندوئیسم دارد مباحثی از مارکس دارد؛ یعنی آن بِیسِ مارکسیستی، بحثی از روبنا و زیربنا را ملاحظه می‌کنید. بحث تِز و سنتز را از کلمات طاهری درمی‌یابید که علتش این است که در آن بستر رشد کرده است.

در مجموع وقتی به مباحث فرادرمانی نگاه می‌کنیم و اینکه فرادرمانی در این نحله‌هایی که نام بردم، هست، در همین کتاب دایتِکس «علم سلامت ذهن» دقیقاً همین تقسیم‌بندی که در کتاب «موجودات غیرارگانیک» طاهری مطرح می‌کند در آنجا هم مطرح شده که 40 سال پیش هابرت مطرح می‌کند.

وقتی به طاهری می‌گوییم این صحبت‌های شما در این کتاب‌ها و نحله‌ها هست و چگونه ادعای الهام می‌کنید؟! چطور ادعا می‌کنید که همه اینها به شما اشراق شده است؟! می‌گوید: این مباحث به من الهام شده است و این کتاب‌ها را پس از اینکه مباحث را مطرح کرده‌ام، مریدهایم و شاگردانم برایم آورده‌اند و گفته‌اند این حرفی که شما می‌زنید در این کتاب هم هست! یعنی در تأیید حرف من.

وی قائل به این است  که اصولاً فرادرمانی یک کشف است. یک هدیه الهی به طاهری است و طاهری هم این کشف و قدرتی را که خدا به او داده به عنوان اشانتیون به افرادی که می‌آیند در همان ترم اول می‌دهد؛ یعنی طاهری می‌گوید: من این کشف و شهودی که داشته‌ام، فرادرمانی تفویض کرده‌ام، در واقع دو تقسیم‌بندی می‌کند، یک تقسیم‌بندی برای همین فرادرمانی می‌کند، اگر بخواهم شبیه به ذهن شود اینکه کسی که سرما می‌خورد نزد پزشک می‌رود و بررسی می‌کند که مشکلش زیاد نیست و یک قرص سرماخوردگی و استامینوفن به او می‌دهد، طاهری گو اینکه افراد را در مرحله اول وارد بحث سایمِنتولوژی و فرادرمانی می‌کند، اما بعد از مدتی که پیش می‌روند و تأثیر نمی‌گیرد، بحث تشعشع دفاعی را مطرح می‌کند.

بحث تشعشع دفاعی که طاهری مطرح می‌کند، سنگین‌تر از فرادرمانی است؛ یعنی نوع ضربات و آسیب‌هایی که به افراد می‌زند، نوع برون‌ریزی‌هایی که افراد بعد از تشعشع دارند و حملاتی که به آن‌ها می‌شود، (عبارات متعلق به خودشان است و چیزی نیست که ما جعل کرده باشیم، اصطلاح «حمله» یا «برون‌ریزی» مال خودشان است)، مثلاً خانمی که از مستر‌های اول طاهری بود، می‌گفت که 15 سال است، برون‌ریزی من این است که سر من بعد از تشعشع تاول می‌زند و من زیر دوش این تاول‌ها را می‌کنم و از آن‌ها خون جاری می‌شود.

اگر بخواهیم کیفیت فرادرمانی تشعشع را بیان کنیم، بحث مجزایی است. دکتر اسویی را نگاه کنید، در ژاپن 100 سال پیش وقتی در کیوتو در کوهستان‌های ژاپن می‌گوید: «من به اشراق رسیدم»، «من به آگاهی رسیدم» و این رسیدن به آگاهی واقعاً نکته‌ای است که قرآن کریم می‌فرماید: «إِنَّ الشَّیاطینَ لَیُوحُونَ إِلی أَوْلِیائِهِمْ» رساندن آگاهی از طرف شیاطین را قرآن کریم تأیید می‌کند که ممکن است یک الهامات شیطانی صورت بگیرد.

دکتر اسویی در 100 سال پیش همین حرف‌های طاهری را می‌زد، می‌گفت کسی که می‌خواهد فرادرمانی کند و این بیمار را به روح بزرگ رِیکی(نام شبکه) وصل کند، باید یکسری قوانین را رعایت کند، مواظب باشد ضربه این کاری که می‌کند به خودش برنگردد، همین حرف‌ها را طاهری هم می‌زند.

ما در اینجا دو مبحث می‌بینیم؛ یعنی نکته اصلی در فرادرمانی این است که طاهری ادعا می‌کند این الهام از طرف خدای متعال است! درحالی که وقتی نگاه می‌کنیم، کیفیت وحی‌ای که او بیان می‌کند با کیفیت وحی‌‌ای که رسول خدا(ص) بیان می‌کند، هیچ تفاوتی قائل نیست و ثانیاً اینکه شما فرادرمانی را با عنوان دیگری در نحله‌های انحرافی می‌بینید که اگر فرصتی شد، بیان خواهم کرد.

 

 

-منصوری: راجع به فرادرمانی باید گفت که این یک پدیده درمانی بین‌المللی است و همه کشورها از فرادرمانی استفاده می‌کنند، اما در مورد فرادرمانی کیهانی تناقض آشکاری در حیث و مبانی این فرادرمانی وجود دارد و آن اینکه ماهیت همه فرادرمانی‌ها انرژی است، انرژی ذاتاً ماده است، اما کیهان ماده نیست، کیهان یعنی کائنات، به‌ نظرم این ادعای طاهری فراتر از اشراق است.

طاهری دچار یک هیستری روانی است

اما کیهان «فِی أَیّامِ دَهْرِکُمْ نَفَحاتٌ» نفحات ربانی یا همان رحمت عامی است که اشاره دارد، اصلاً اتصال امواج (نفحات ربانی) است و نمی‌توان نامش را امواج و موج گذاشت. لطیف‌ترین تعبیر از فیزیک همان فرکانس امواج هستند، ارتباط نفحات ربانی به این امواج چیست؟ یا این امواج طولی یا حلقوی چیست؟ این پرودکس است و اینجا باید مچش را گرفت! این همان چیزی است که باعث می‌شود افراد بهم بریزند و برونریزی پیدا کنند، به‌ نظرم از التقاط همین دو موج با همدیگر است.

به ‌نظرم این پارادوکسیکال را از نظر علمی می‌شود ثابت کرد، اگر چهار فیزیکدان بیایند یا پزشکانی مانند آقای قانعی که قبلاً کار می‌کردند و نمی‌دانم بحث را به کجا رسانده‌اند، اگر این موضوعات را باز کنند، دست او و مسترهایش رو می‌شود، الان یکی از خیرات همین غلط خواندن قرآن و اشعارش است و اگر جوانها اینها را بشنوند خواهند دید کسی که ادعا می‌کند، بلد نیست آیات قرآن را بخواند، کم‌کم از دلشان سرد می‌شود. به‌ نظرم در حوزه روانشناسی و عرفان باید بیشتر کار کنیم.

 

فرشته مجرد ساحت حرکتی ندارد، حرکت در ماده است

بنابراین می‌بینید وقتی وی قصد دارد از شبکه شعور کیهانی تعبیر کند و نامش را «جبرئیل» می‌گذارد و می‌گوید: این شبکه شعور کیهانی، جبرئیل است. جبرئل کیست؟ روح‌القدس، یدالله، وجه‌الله یا هر چیز که هست؛ این شبکه شعور کیهانی در واقع همان قوانین طبیعی است؛ یعنی ملائکه‌الله همان قوانین جاری و ساری است؛ یعنی در واقع او وقتی از میکائیل فرشته رزق تعبیر می‌کند؛ میکائیل را نظم موجود در اتم‌ها و مولکول‌ها می‌داند یعنی اکوسیستم. می‌گوید میکائیل این است. وقتی می‌گوید: عزرائیل یعنی این فرشته مجرد که اصلاً ساحت حرکتی ندارد در حالی که حرکت در ماده است و او ساحت مادی ندارد، می‌گوید: عزرائیل همان قانون فرسودگی مواد است.(آنتروپی)

در دوره دوم، تشعشع دفاعی این بحث را مطرح می‌کند و در کتاب‌ها بروز و ظهور پیدا نمی‌کند و با یک زیرکی خاصی خیلی از مباحث چالشی ایشان با کمیسیون‌های مختلفی که داشته وارد کتاب‌ها نشده است؛ یعنی کتاب‌ها، انعکاس ‌دهنده تمام ذهنیات طاهری نیست، ولی در دوره‌‌های مختلف که دوره‌هایش هم موجود است و خودشان نیز سی‌دی‌ها را منتشر کرده‌اند، ایشان این حرف‌ها را می‌زند.

ردپای ادعاهای دروغین رئیس عرفان ضاله حلقه در نحله‌های دیگر

می‌گوید: عزرائیل همان قانون فرسودگی و آنتروپی است. فرسودگی در صنعت وجود دارد، در مورد انسان‌ها و درمورد همه وجود دارد، بنابراین وی از کوانتوم به اینجا می‌رسد که ساحت ملائکه‌الله مادی است؛ یعنی در واقع این شبکه شعور کیهانی در آخر هم ساحت مادی پیدا می‌کند و این حرف‌ها هم حرف خودش نیست، اگر ملاحظه کنید شخصی به نام «ناصری» 25 سال پیش این حرف‌ها را در آلمان زد که اتفاقا او نیز در آلمان ادعا می‌کند که طاهری حرف‌هایش را دزدیده است! گو اینکه طاهری از هر جا یک چیزی را اقتباس کرده و یک ملغمه‌ای درست کرده که به همه جا ختم می‌شود. اما درمورد اینکه واقعاً این فرادرمانی با کوانتوم و فرکانس‌های مختلف باشد، احساس می‌کنم یک ادعای طاهری است، طاهری وارد این مباحث می‌شود تا عنوان کند که بحثش یک بحث علمی و فیزیکی است، در حالی که شما همین بحث را در نحله‌های مختلف می‌بینید.

در نحله نیهیلیسم‌ها در مسیحیت می‌بینید که عملاً جن‌درمانی می‌کنند، اما نامش را طور دیگری می‌گذارند؛ یعنی بازخوردش  برای مردم خوب نیست. وقتی طاهری می‌گوید: من با این توان تشعشع دفاعی می‌آیم، موجودات غیرارگانیک را که این اسم هم زیاد مسمای خوبی برای اجنه نیست، اما در هر صورت می‌گوید: من این اجنه را از درون افراد بیرون می‌کشم، ادعایش این است. پنتاکیست‌ها و جاهای دیگر هم همین حرف‌ها را می‌زنند. آنها صراحتاً این حرف را می‌زنند، نکته در اینجاست که طاهری افراد را فریب می‌دهد و این کا

تماس با ثبت شرکت ارشیا

موضوع : اخبار » تیتر اخبار » خبرگزاری فارس

تاریخ : 29-09-1393, 12:56

 

تمامی نظرات در کمتر از 12 ساعت پاسخ داده می شود

ارسال نظر


روزنامه رسمی

رهگیری پرونده ثبت شرکت
دفاتر پستی منتخب

ثبت شرکت برای اتباع خارجی

موضوعات پرکاربرد ثبتی :
ثبت شرکت در سراسر ایران

ثبت شرکت در تهران
پشتیبانی ثبت ارشیا