به پرتال ثبت شرکت ارشیا خوش آمدید امروز : سه شنبه ، 27 شهریور 1397

تشکیل دولت وحدت ملی و آینده روابط کابل- اسلام‌آباد

پس از مدت‌ها چالش میان نامزدهای راه‌یافته به دور دوم انتخابات ریاست جمهوری افغانستان یعنی «اشرف غنی احمد زی» و «عبدالله عبدالله»، این دو سرانجام با تشکیل دولت وحدت ملی توافق نمودند. عبدالله و احمد زی با توافق صورت گرفته عملاً وارد مرحله جدیدی برای تشکیل دولت وحدت ملی افغانستان شدند و به بحران و نگرانی افغان‌ها در خصوص اوضاع کنونی این کشور خاتمه دادند. بر اساس توافقی که میان طرفین صورت گرفت، قرار است ظرف مدت 2 سال آینده، دولت مبادرت به تشکیل لوی جرگه و تغییر قانون اساسی و احیای پست نخست‌وزیری نماید.

یکی از کشورهایی که همواره نقش و نفوذ بالایی در سیاست افغانستان داشته است، کشور پاکستان است. مطلب پیش رو به دنبال این است که آینده روابط افغانستان ـ پاکستان در پرتو رقابت‌های منطقه‌ای را مورد بحث و بررسی قرار دهد. در این نوشتار درصددیم تا به بررسی فرصت‌ها و چالش‌های گسترش روابط افغانستان و پاکستان بپردازیم.

متغیرهای مهم تأثیرگذار در این رابطه، روی کار آمدن دولت وحدت ملی از یک‌سو و خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان از سوی دیگر می‌باشد. بدون شک پرسش کلیدی این خواهد بود که با توجه به شرایط جدید آیا مناسبات کابل و اسلام‌آباد می‌تواند شاهد پیشرفت باشد یا خیر.

اهداف و استراتژی دولت پاکستان در رابطه با افغانستان

وقوع تحولات پی‌در پی در پاکستان و آمدن و رفتن دولت‌هایی با تاکتیک‌هایی متفاوت، باعث شده است تا نتوان سیاست خارجی پاکستان را دائمی دانست اما موقعیت این کشور و بحث دشمنی با هند موجب گشته تا موضوع امنیت اصل محوری سیاست خارجی اسلام‌آباد در تمامی ادوار شود. علاوه بر این، پاکستان به دلیل داشتن اکثریت جمعیتی مسلمان همواره خواهان توسعه روابط با دول اسلامی‌بوده است که افغانستان یکی از آن کشورها هست که هم اسلامی است هم همسایه. با این‌حال و به‌رغم وجود پتانسیل‌هایی برای همکاری دو کشور، متغییرهایی تأثیرگذار همواره موجب واگرایی کابل و اسلام‌آباد شده است که طرفین تلاش دارند در دوره جدید نسبت به رفع آن اقدام کنند.

تحلیل گران معتقدند بعد از گذشت 20 سال از پایه‌گذاری سیاست خارجی جدید پاکستان در قبال افغانستان و با وجود سرمایه‌گذاری‌های کلان صورت گرفته از طرف اسلام‌آباد، اکنون شاهد دگرگون شدن اوضاع هستیم به نحوی که پاکستانی‌ها دریافته‌اند که عوامل بنیادی که آن‌ها پیش‌تر از آن به‌عنوان محرک اصلی دخالت و دست‌اندازی در افغانستان استفاده می‌کردند دچار تغییر و تحول شده و به سمت و سویی غیر از منافع این کشور چرخش یافته است.

مثال بارز این امر درباره گروه طالبان است. این گروه هرچند قرار بود با حکومت در افغانستان، منافع اسلام‌آباد را تأمین کند اما اکنون به دردسر بزرگی برای خود تبدیل شده است. پیچیدگی‌های موجود (اسلام‌آباد از یک‌طرف علیه طالبان می‌جنگد و از طرف دیگر به گروه‌های تروریست مخالف کابل مانند گروه حقانی کمک می‌کند) باعث شده است تا نتوان چشم‌انداز روشنی را برای بهبود روابط کابل ـ اسلام‌آباد متصور بود. با این‌حال وزارت امور خارجه پاکستان تحولات رخ‌داده در افغانستان را فرصت مناسبی برای تبدیل روابط دوجانبه به مناسباتی مستحکم ارزیابی نموده است. از طرف دیگر «ژنرال راحیل شریف» فرمانده ارتش همیشه مقتدر پاکستان نیز چندی پیش راهی کابل شده بود و با مقامات افغان به بحث نشسته بود. این سفر از جهتی دیگر نیز می‌تواند مهم باشد و آن این‌که بعد از تظاهرات شدید مردمی علیه «نواز شریف» نخست‌وزیر پاکستان، سیاست خارجی این کشور بار دیگر در سیطره ارتش قرار گرفته است.

اکنون که دولت وحدت ملی در افغانستان تشکیل شده است چگونگی مناسبات با پاکستان از اهمیت زیادی برای کابل برخوردار است. مقامات اسلام‌آباد در اظهارات خود مطرح نموده‌اند که از روی کار آمدن اشرف غنی به‌عنوان یک اقتصاددان نزدیک به سیاست‌های پاکستان در عوض رقیب خود یعنی عبدالله نزدیک به ایران خرسند هستند و قصد دارند در دوره جدید مناسبات خود با کابل را در تمامی زمینه‌های ممکن افزایش دهند.

دولت وحدت ملی و گسترش روابط با پاکستان

اما با وجود اظهارات صورت‌گرفته از سوی مقامات پاکستان و افغانستان و بروز برخی خوش‌بینی‌ها، نگارنده این سطور به دلایلی که در پی خواهد آمد چشم‌انداز روشنی را برای این روابط متصور نیست.

مقامات افغان طی سال‌های اخیر به‌تناوب پاکستان را عامل اصلی ناامنی در افغانستان معرفی کرده‌اند. آن‌ها بر این اعتقادند که اسلام‌آباد با حمایت از گروه تروریستی طالبان اجازه ثبات در داخل کشور را نمی‌دهد.[1]

هرچند اشرف غنی با هدف بهبود بخشیدن روابط تیره‌و تار کشورش با پاکستان عازم اسلام‌آباد شده‌ بود و مقامات پاکستانی نیز در اظهارات اعلامی خویش دولت وحدت ملی در کابل را مورد استقبال قرار داده‌اند اما مشکلات و چالش‌های دو کشور بسیار بالاتر از آن است که با این‌گونه سفرها حل‌وفصل شود. اگر این‌گونه می‌بود ملاقات‌های متعدد «حامد کرزای» رئیس‌جمهور سابق افغانستان از کابل در طول بیش از یک دهه می‌توانست تغییراتی را در این مناسبات به وجود آورد؛ به عبارت دیگر اگر تنها سفرها توانایی راه‌حل امنیت افغانستان بود پس کرزی که در دوران بیش از یک دهه ریاست جمهوری خود 20 بار به پاکستان سفر کرد و محوری‌ ترین اهداف آن‌ها را ایجاد امنیت و تشویق این کشور برای همکاری با صلح افغانستان عنوان می‌کرد، می‌توانست موفق باشد

این در حالی است که علاوه بر سفرهای حامد کرزی نشست‌های 3 جانبه نیز بین مقامات دخیل در سیاست خارجی کابل و اسلام‌آباد و کشور ثالثی برگزار شد که علیرغم وعده‌های شیرین پاکستان نتیجه مثبتی از سفرهای سیاسی دو کشور حاصل نشد. درگیری‌های لفظی مقامات دو کشور طی سال‌های اخیر همواره موجبات تنش در مناسبات دوجانبه را فراهم آورده است.

اتهامات کابل به پاکستان در شرایطی مطرح می‌شود که اسلام‌آباد معتقد است ناتوانی افغان‌ها در کنترل خط مرزی باعث می‌شود تا شبه‌نظامیان با ورود به خاک پاکستان این کشور را دچار چالش کند. جدیدترین مورد رخ‌داده در این موضوع، اظهارت «سرتاج عزیز» مشاور امنیت ملی دولت پاکستان است که در مصاحبه با شبکه بی‌بی‌سی نه‌تنها حمایت پاکستان از طالبان را رد کرده بلکه شبه‌نظامیان وارد شده به پاکستان را تهدیدی علیه امنیت و صلح و ثبات اسلام‌آباد ارزیابی نموده است. به گفته سرتاج عزیز، حمایت اسلام‌آباد از گروه طالبان به اوایل دهه 90 برمی‌گردد و این گروه در حال حاضر مشکل افغانستان است و ارتباطی به اسلام‌آباد پیدا نمی‌کند. فارغ از این مسائل باید این نکته را نیز مدنظر قرارداد که طالبان افغانستان در بین برخی از احزاب و شخصیت‌های کلیدی پاکستان مورد تأیید است. چنآنچه «مولانا فضل الرحمان»، یک سیاستمدار پاکستانی و طرفدار طالبان در جریان سفر غنی به اسلام‌آباد، جنگ طالبان در افغانستان را علیه خارجی‌ها و مشروع قلمداد نموده بود.

کارشناسان معتقدند با عملیاتی این‌چنینی نمی‌توان تروریسم و ستیزه‌جویی را ریشه‌کن کرد بلکه دولت باید با برنامه‌ای جامع و بلندمدت در اندیشه ریشه‌کنی افراط‌گرایی برآید. از طرف دیگر افغان‌ها معتقدند پاکستان پس از آغاز عملیات ضرب و عذب اقدام به کوچاندن عملی هزاران تروریست تکفیری از خاک پاکستان به داخل افغانستان و سپس حفر خندق در مرزهای دو کشور به‌منظور جلوگیری از بازگشت آنها کرده است.

نکته دیگری که باید بدان اشاره کرد این است که بحران سیاسی به وجود آمده در پاکستان و تظاهرات ضد دولتی در این کشور بار دیگر نقش و نفوذ ارتش را به‌حد اعلا رسانید. از دو جهت می‌توان این امر را مانعی در بهبود روابط افغانستان و پاکستان دانست:

موضوع اول نگرانی افغان‌ها این است که سیاست دولت غیرنظامی اسلام‌آباد با استراتژی ارتش این کشور در قبال افغانستان دارای تفاوت‌های عمده‌ای است. عدم مبارزه پاکستان با «شبکه حقانی» که همواره شدیدترین حملات را علیه استان‌های مرزی افغانستان ازجمله «خوست و پکتیا» انجام داده است و پایگاه‌های مستحکمی در کشور پاکستان دارد، نشان‌دهنده این موضوع است که ارتش تمایلی به سرکوب دشمنان کابل ندارد.

جنبه دوم نگران‌کننده برای کابل این است که تقویت ارتش در پاکستان موجب نظارت بیشتر بر سیاست افغانستان می‌شود. کمتر کسی است که به ارتباط مستحکم ارتش پاکستان با شبکه حقانی در افغانستان تردید داشته باشد. بدون شک این دو موضوع نگرانی پس از خروج نیروهای غربی از افغانستان شدت بیشتری به خود خواهد گرفت. این احتمال وجود دارد که ارتباط پاکستان با شبکه حقانی پس از خروج نیروهای غربی مستحکم‌تر نیز شود. درهرحال این عوامل باعث می‌شود تا مناسبات افغانستان به‌جای این‌که با هند دچار بهبود شود به سمت هند چرخش یابد.[2]

نکته کلیدی در این است که سیاست‌های اعلانی و اعمالی پاکستان در افغانستان هیچ‌گاه همسان و یکسان نبوده‌اند. مقامات این کشور از یک‌ طرف اعلام می‌دارند که حکومت آینده‌ی افغانستان باید به طالبان در قدرت سهم بدهد و مشارکت دادن این گروه به قدرت را تنها راه ثبات افغانستان خوانده است. این در حالی است که این کشور از درک مبارزه با طالبان و تروریسم از آمریکا و ناتو میلیاردها دلار پول گرفته و در کنار متحدان غربی و خصوصاً آمریکا، همواره از تضعیف و نابودی کامل طالبان و تروریست‌ها حرف می‌ز‌ند.

افغان‌ها بر این باورند که حکومت پاکستان همیشه از عدم دخالت در امور داخلی افغانستان، رابطه نداشتن با طالبان و مخالفان مسلح دولت‌ یا مبارزه با گروه‌‌های افراط‌‌گرا و تروریسم سخن می‌گوید؛ اما کم‌‌تر در سیاست‌‌های اعمالی‌‌اش به این وعده‌ها عمل کرده است.

آنچه تاکنون مایه نگرانی زمامداران پاکستان بوده قبایل پشتون ساکن در دو طرف نوار مرزی دو کشور است. این قبایل با وجود این‌که به لحاظ سیاسی و حقوقی اتباع پاکستان محسوب می‌شوند، پیوندهای قومی و قبیله‌ای خود را با هم‌مسلکانشان در طرف دیگر مرز حفظ کرده‌اند و بعد از گذشت حدود یک قرن هنوز آرزوی اتحاد و پیوستن دوباره به افغانستان را دارند. درهرحال این امر همواره موجب واگرایی کابل و اسلام‌آباد بوده است.[3]

چشم‌انداز

ز سوی دیگر عبدالله عبدالله و شخصیت‌های نزدیک به او همچنان به اهداف و نیات پاکستان در افغانستان تردید دارند و نگران احتمال وجود ارتباط میان دولت پاکستان با طالبان و افغانستان و شبکه حقانی هستند.

به‌هر حال، این حس بی‌اعتمادی، یک حس دوطرفه میان دو کشور است، به این معنا که حاکمان دولتی و نظامی پاکستان از اینکه افغانستان به پناهگاه امنی برای شبه‌نظامیان طالبان پاکستان و جدایی‌طلبان بلوچ تبدیل شده است، نگران هستند و افزایش حضور و نفوذ هند در افغانستان نیز دلیل دیگر نگرانی اسلام‌آباد در خصوص آینده روابط با کابل است.

[1]. http://www.internationalaffairs.org.au/australian_outlook/challenges-ahead-for-afghanistans-new-president-and-government-of-unity/

[2]. http://southasia.foreignpolicy.com/posts/2014/08/20/why_afghanistan_should_be_worried_about_pakistan_s_political_crisis

[3]. http://www.latimes.com/world/afghanistan-pakistan/la-fg-afghanistan-

pakistan-20141114-story.html

احسان تقوایی‌نیا

منبع: تبیین

انتهای متن/

تماس با ثبت شرکت ارشیا

موضوع : اخبار » تیتر اخبار » خبرگزاری فارس

تاریخ : 29-09-1393, 09:09

 

تمامی نظرات در کمتر از 12 ساعت پاسخ داده می شود

ارسال نظر


روزنامه رسمی

رهگیری پرونده ثبت شرکت
دفاتر پستی منتخب

ثبت شرکت برای اتباع خارجی

ثبت شرکت سهامی خاص :
اطلاعیه ها و اخبار
نظرسنجی
به نظر شما مناسب ترین شرکت برای شروع فعالیت اقتصادی کدام شرکت می باشد ؟
شرکت محدود
شرکت خاص
موسسه
شرکت تعاونی
ثبت شرکت در سراسر ایران
پشتیبانی ثبت ارشیا
||کرکره برقی|ایزوگام|کفسابی