به پرتال ثبت شرکت ارشیا خوش آمدید امروز : سه شنبه ، 21 آذر 1396
ثبت شرکت

جستجو در سایت

پلمپ دفاتر 1396

انجمن ثبت شرکت ایران

ثبت شرکت در سراسر ایران :
موضوع مناسب برای ثبت شرکتها

مقالات

از تشیّع انگلیسی تا عاشورای پلورالستیک

*الهیات نوپدید روشنفکرانِ بروکرات در تفسیر عاشورا

 

آیا زیست جهان تشیع در حال گذار از فرهنگ عاشورا است؟! آیا عاشورا خاصیت تسلّی بخشی و تسلیت دارد و همانگونه که مارکسیسم بر وجه تخدیری دین و افیون زدگی جامعه از طریق دیانت تأکید می نمود اینک روشنفکری معیشت اندیش بر آن است تا با این برچسب انقلاب عاشورا را از وجوه ایدئولوژیک آن در معنای مکتب تهی معرفی کند و صرفاً بر تراژیک بودگی آن پای فشرد؟! وانگهی چرا جریان روشنفکری عرفی گرا در آستانۀ اربعینِ عاشورا بر آن شد که عصرِ ما، عصرِ بقاست و اربعین نماد دوران گذار از فقه عاشورایی به فقاهتِ بقا محور و یا فقاهتِ مصلحت اندیش است؟

... حقیقت آن است که پروژۀ عرفی سازی  انقلاب عاشورا در متن تشیع که این روزها از لندن و برخی محافل در تهران پیگیری می شود بسط یافتۀ همان پروژۀ قدیمی اروپایی زیر عنوان عرفی سازی دین است، چه اینکه از این منظر دین برای دنیا و زمانۀ تکنولوژیک و غوغای صنعت برنامه ای ندارد و قلمرو دین محدود به حیات اخروی است، پروژۀ اخیر بر آن است که اوّلاً یک قرائت از عاشورا وجود ندارد بلکه قرائت ها و فرهنگ های عاشورایی وجود دارد، وانگهی از عاشورا باید تفسیری دموکراتیک ارائه گردد کما اینکه پیش تر بنا بود ویرایش زیارت عاشورا در دستور کار قرار گیرد. ثانیاً عاشورا علامت استیلای تکلیف مدار زیستن بی توجه به نتیجه مند بودن! است لذا  گذار به فقاهتِ مصلحت اندیش ضروری است، نتیجه اینکه با این تفسیر، الهیات جدیدی از انقلاب عاشورا مطرح خواهد شد تا سه جریان از آن سود برند:

جریان اول: تشیع انگلیسی؛ تشیعی که عاشورایش مکتب محور نیست، انسان ساز و جامعۀ محور هم نبوده و فاقد تمدن زایی است، عاشورایی که فقط دوستی و مودت می آفریند، کارگاه اشک و آه و عجز و لابه است امّا فاقد فقه و سبک زندگی است.

جریان سوم: تشیع مصلحت گرای بروکراتیک که از عاشورا تفسیری در اندازۀ حرکت های انقلابی یی دارد که موظف است پس از قیام، نهضت را به متخصصین بقا و توسعه تحویل دهد فی المثل راهپیمایی های عظیم تاسوعا و عاشورا در آستانۀ انقلاب اسلامی ایران، حرکتی اجتماعی و ساختار شکن و عامل سقوط پهلویسم بود امّا تداوم بخصوص در استخراج روزآمد بسط معروفات و منع منکرات از این منبع فیاض آن حرکتی فاقد عقلانیت و مضّر نظامات مابعد انقلاب است.

 

نسبت الهیات نوپدید عاشورا و حسادت تاریخی شبه روشنفکری

 

... امّا چرا روشنفکری عرفی مسلک که پیش تر تا کنون بر دیانت حداقلی پای می فشرد اینک از اجمال به درآمد و به تفصیل روی آورد  آن قدر که به سراغ عاشورا آمد و بر قبض و حصر انقلاب عاشورا اصرار دارد؟! به راستی چرا این پروژه در آستانۀ خیزش جهانی بیست میلیونی مهندسی شد؟ راز طرح الهیّات جدید از انقلاب جهانشمول عاشورا چیست؟ تردیدی وجود ندارد که نخستین پاسخ، همانا حسادت تاریخی جریان شبه روشنفکری به بسط انقلاب فرامدرن و صیرورت دائمی حرکت امام حسین (ع) در قالب انقلابات و نظام سازی هاست. صیرورتی که فرازمانی و فرامکانی است.

آیا جریان چپ مارکسیستی که اینک در پیوست با موزه های تاریخ است و یا لیبرال های وطنی و منطقه ای و ناسیونالیست های لاییک و یا طیف مذهبی ایشان قادر به شکوفایی چنین عقلی در اجتماع جهانی اربعین هستند؟

 

محل نزاع کجاست؟

 

 

شبه روشنفکری؛ درماندگی در برزخ یونان و کربلا

 

... روشنفکر عرفی گرا که همه چیز را با یونان و غرب جدید تفسیر می کرد و به سنجش و آزمون  در می آورد اینک امّا می بیند بخش کثیری از ابنای بشر تاریخ تحول خویش را به سال شصت هجری ارجاع می دهند، عمیقاً سردرگم و دلگیر است، او که می گفت «نهاد دین وقتی پدید آید جهل، خطا و سوء نیت تولید می شود» و هم او که می گوید « باید دل به معنویتی سپرد که فاقد مکتب باشد زیرا دغدغۀ اصلی هر انسان کاهش درد و رنج شخص  اوست» و یا وقتی که گفته می شود «مصیبت زدگان برای تسلّی خود به سراغ حسین (ع) می روند»؛ اینک در می ماند که پس حرکت و قیام بیست میلیونی را چگونه باید تفسیر کند که زندگی در آن جریان دارد و به سرزندگی و شادابی و نشاط انقلابی می انجامد! امام خمینی ره خطاب به این طایفه می گفت تمام روشنفکرها و تمام غربزده ها و تمام قدرتمند ها اگر جمع بشوند نمی توانند یک پانزده خرداد را تولید کنند. اکنون نیز ما به تبعیت از آفرینندۀ نظریۀ محرم و صفر بمثابۀ سرمایۀ بنیادین انقلاب، از روشنفکران عرفی مسلک می پرسیم که محلّ نزاع نه رفرم در دیانت و عاشورا که در اینجاست که ما می گوییم: بیایید و با تمام ساز و کار بیایید؛ با قدرت، با سرمایه، با رسانه و با پیمان های سیاسی – امنیتی، اقتصادی و ...  فراخوان کنید تا مردم برخیزند! به راستی چرا قادر نیستید؟ و چرا مردم به فراخوان شما اعتنایی ندارند؟! چرا مردم بر نمی خیزند؟! شما بشارت داده بودید بهشت را و شادی و رفاه را آفریدید وهم او که می گوید "بهشتش اسکاندیناوی است" امّا چرا برخی شهروندان اروپا و آمریکا روزشماری می کنند تا با جمع پس انداز و درآمد کار شبانه روزی خود، به انقلاب اربعین بپیوندند؟ شما که می گفتید دست پنهان آدام اسمیت بی عدالتی ها را خود به خود در شهر و بازار و اقتصاد تنظیم می کند امّا نکرد، ولی ما می گوییم دستان حسین (ع) فتنۀ هر شهر فتنه زده ای را خاموش می کند و به سازماندهی میلیون ها انسان می پردازد.  شما می گویید امام حسین (ع) تکلیف گرا است و دربند نتیجه و بقا نیست پس سعۀ وجودی طرح عاشورا برایصر ما نیست و از همین جا معلوم می شود امام خمینی چقدر آینده نگرانه در برخورد با روش شناسی پوزیتیویستی روشنفکران عرفی مسلک در مواجهه با نضت عاشورا سخن گفت: حالا یک دسته ای آمده اند می گویند که نه، دیگر روضه نخوانید، نمی فهمند اینها که روضه یعنی چه؟! دستور است این،  برای همه: کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا، امام حسین (ع) مقابل امپراطوری بزرگ ایستاد و "نه" گفت، هر روز باید در هر جا این "نه" محفوظ بماند، بچه ها و جوان های ما خیال نکنند، که مسأله، مسأله ملّت، گریه است... بازیتان ندهند این قلم فرساها! .... بازی این بزرگ ها! را نخورید، اینها خیانتکارند، اینهایی که تزریق می کنند به شما ملّت گریه، ملّت گریه اینها خیانت می کنند... شاید غربزده ها به ما می گویند ملّت گریه ... خیر! گریه نیست! یک مسأله سیاسی، روانی، اجتماعی است». امام خمینی ره سپس از روشنفکری بیمار می پرسد «اگر قضیه گریه است؛ تباکایش دیگر چیست؟تباکی می خواهد، تباکی دیگر یک چیزی شد؟ اصلاً حضرت سیدالشهداء چه احتیاج به گریه دارد؟ ... برای اینکه تباکی کمک می کند به این مکتب، ... آنها نمی فهمند که این گریه و روضه آدم ساز است. انسان درست می کند... این تبلیغ بر ضد طاغوت است، بیان ظلمی که به مظلوم شده و تا آخر باید باشد... »

به راستی "نه" ی در انقلاب عاشورا، نه، نه ی به یزید شاه، بلکه نه به کل بدی هاست و از سطور پایانی این گفتار نیز درخواهیم یافت که حیات خود روشنفکر ما هم به مادۀ بقایی است که با عقل عاشورایی شکوفا شده است.

 

 

سکوت شبه روشنفکری؛ از فرگوسن تا شکوفایی عقل در چشم انداز نجف – کربلا

 

... چه کنیم که جریان شبه روشنفکری ایرانی این روزها در برابر دو واقعه به سختی گرفتار غفلت تصنعی و بن بست در دستگاه معرفتی خود است، چرا این جماعت در مقابل اوج خیزش ضدنژادپرستی در مهد لیبرال دموکراسی سکوت پیشه کرده و مهم تر از همه چرا در برابر سیطرۀ فرازمانی و فرا مکانی لبیک به انقلاب عاشورا ساکت شده و دم بر نمی آورد امّا هم زمان به این نهضت جهانی حقد و کینه و حسد ورزیده و در پی تولید الهیات جدیدی از انقلاب عاشورا است، چرا شبه روشنفکری ایران از حملۀ وحشیانۀ پلیس ضدشورش ایالات متحدۀ آمریکا به سیاه پوستان و اساساً رنگین پوستان منزجر نمی شود؟ آیا واقعۀ فرگوسن در دستگاه معرفتی این طایفه فاقد ارج و قرب است چرا پوست سیاه آنها به اندازۀ موی بور اروپاییان توجهی را جلب نمی کند، آیا عوامانه و مرتجعانه خواهند گفت که اوباما خود یک رنگین پوست است؟! و چرا این طایفه نمی تواند درک کند که از چه روی اتباع بیش از 60 ملّیت هروله کنان فاصلۀ نجف و کربلا را برای وصول به عاشورا طی می کنند، این همبستگی در جهان بودگی حسین(ع) را کدامین دستگاه تبلیغاتی به وجود آورد؟ و چرا کسی را یارای خاموش کردن این نور دینی نیست؟ به راستی آیا ایجاد تکثر در فهم عاشورا، به سکولاریتۀ این انقلاب بزرگ خواهد انجامید؟!

حاشا و کلاّ ! چه اینکه ما از توجه جهانشمول و فرازمان همبستگی با حسین (ع) به این بیان رسول خدا (ص) دلالت می یابیم که ان لقتل الحسین حراره فی قلوب المومنین لن تبرد ابدا؛ همانا این عشق الهی است، به نظر می رسد جاذبه و حرارت امام حسین از مادۀ فطرت است که در طینت انسان به ودیعه گذارده شد، امّا این طایفه تلاش می کند بگوید عصر امروز، عصر نیاز به عاشورا و امام حسین (ع) نیست و می  توان و بلکه باید خارج از متن دینی به عاشورا نگریست، اوّلاً طرح الهیاتی دیگر در انداخت برای فهم زیستۀ عاشورا و اگر جامعه اقتضا داشت اساساً نیازهای جامعه را با موادّی مدرن و غیر از نهضت عاشورا به تبیین نشست؛ جرج جرداق پژوهشگر شهیر مسیحی دربارۀ نسبت امام علی (ع) و انقلاب فرانسه در سال های واپسین حیات خویش به صراحت گفت: هر آنچه فیلسوفان، هنرمندان و سیاستمداران دربارۀ آزادی، کرامت انسان و حقوق بشر در انقلاب فرانسه گفتند و نوشتند امام علی (ع) پیش تر و هزار و چهارصدسال قبل آنها بیان کرد و ... بر همین طریق تجویز عبور از فرهنگ عاشورا به فرهنگ های عاشورا و فقه بقا محور قابل درک است، مطالعه و یا میلی برون دینی که به سراغ پدیده ها و حوادث دینی می رود.

 

الهیات مسیحی و دیالکتیک سقراطی

 

امّا باید گفت اگر روشنفکر بر مبنای الهیات مسیحی به تحلیل انقلاب می پردازد هرگز تکاپوی روش شناختی استحاله شدۀ او حقیقت این انقلاب و رستاخیز جهانی را مغلوب خواست های او نخواهد کرد؛ و عاشورا را در  عین حال که عینیتی اجتماعی دارد عرفی نخواهد نمود، و می توان گفت قرائت او ا ز دوگانگی فنا و بقا در سیرۀ معصوم (ع) کم خبری و یا بی خبری او از علم امام (ع) و وحدت فضیلت ها در اوست؛ فقیهِ حکیم آملی حفظه الله؛ بیان حکیمانه ای در این باره دارد که می تواند الهیات غیربومی از انقلاب عاشورا را با اشکال جدی روش شناسانه مواجه کند «... هیچ فضیلتی، فضیلت دیگر را طرد نمی کند، آنگونه که بدی ها

 

عرفان مجعول، انتساب اتهام گذار از عاشورا به امام خمینی (ره) و سکوت یک مؤسسه

 

ما در پایان این گفتار مجدداً روشنفکر معیشت اندیش و عرفی گرا را به تفسیر حکیم آملی از وصیت نامۀ امام خمینی ره  جلب می کنیم؛ تا معلوم شود اگر کسی از مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی ره در برابر تحریف راوی از  "عرفان مجعول" و "ولایت مطلقه فقیه" و طرح بندی آن ذیل پارادایم "فناشدگی" و "فقاهتِ بقامحور" موضعی اتخاذ نکرد، حقیقت صد البته دستخوش تغییر نخواهد شد:

«امام راحل در وصیت نامۀ سیاسی الی خودشان، امت اسلامی را هم به معارف بلند ادعیه و مناجات دعوت فرمودند و هم به ادامۀ مبارزۀ پیگیر علیه ابرقدرت های جهان. آیا ممکن است روح فرد یا امّتی هم عارف باشد و هم جنگجویانه؛ یعنی اگر کسی خوی عرفان در او زنده شود، دیگر اهل نبرد نخواهد بودو اگر اهل جنگ باشد اهل مناجات نیست؟... چون دین، دین عقل است نه عاطفه، آن عقل کامل، هم دستور ناله و لابه در پیشگاه حق را می دهد و هم فرمان بی مهری در برابر باطل ... اگر نظامی را عقل بعهده بگیرد همۀ غرائز را این عقل، تعدیل می کند، خود این عقل صبغۀ عشق می گیرد، یک موحد، هم امید و هم خوفش را بر اساس توحید تنظیم می کند ... بین مناجات و جنگ، جنگی نیست، بین کارهای مستحبی و دفاع، دفعی نیست. قرآن می فرماید اگر جنگ نباشد دیر راهبان منزوی هم ویران می شود ... قرآن به آن کسی که اهل جنگ نیست می گوید، گر چه تو اهل جنگ نیستی و اهل سبحه ای ولی اگر نیزه داران نباشد، تسبیح هم دردست تو نیست، مرام خشن استالین و لنین همانطور که مسجدها را درهم می کوبید، کلیساها را هم ویران کرد، صومعه و دیر را هم تخریب کرد... ممکن است کسی خوی رزم در او نباشد ولکن بایستی جنگجویان را دعا کند. او که نتوانسته خوف و رجاء را تعدیل کند هم از خدا می ترسد و هم از  غیرخدا».

 

*دکتر مجتبی زارعی

استادیار علوم سیاسی دانشگاه تربیت مدرس

 

 

تماس با ثبت شرکت ارشیا

موضوع : اخبار » تیتر اخبار » خبرگزاری فارس

تاریخ : 26-09-1393, 17:38

 

روزنامه رسمی

رهگیری پرونده ثبت شرکت
دفاتر پستی منتخب

ثبت شرکت برای اتباع خارجی

ثبت شرکت سهامی خاص :
اطلاعیه ها و اخبار
نظرسنجی
به نظر شما مناسب ترین شرکت برای شروع فعالیت اقتصادی کدام شرکت می باشد ؟
شرکت محدود
شرکت خاص
موسسه
شرکت تعاونی
ثبت شرکت در سراسر ایران

مقالات
پشتیبانی ثبت ارشیا
||کرکره برقی|ایزوگام|کفسابی